صفحه بانوي مسلمان

راه يافتگان - بانوي تازه مسلمان اكوادوري:
با گرويدن به اسلام آرامش دروني را كسب كردم

به گزارش ره‎يافتگان (پايگاه جامع مبلغين و تازه مسلمانان) «ويويانا اسپين» زن تازه مسلمان شده اكوادوري در يك خانواده مسيحي متولد شد و نيل به حقيقت او را از اين مسير جدا كرد؛ در حالي كه خانواده مصرانه در برابر او ايستاده بود اما به اسلام روي آورد و به اين دين تغيير مذهب داد.

ويويانا از داستان زندگي‎اش اين گونه سخن مي‎گويد: من ويويانا، اهل اكوادور هستم، زندگي همواره لحظه‎هاي خوب و بد دارد، گاهي وقتي به گذشته فكر مي‎كنم با همه وجودم احساس غم و ناراحتي مي‎كنم. مي‎خواستم همه چيز به گونه ديگري باشد، خانواده‎اي بهتر، والديني دوست داشتني‎تر... نمي‎دانم اما براي هر كدام دليلي وجود دارد.

كودكي ام سخت بود

كودكي ام سخت بود، پدرم خشن و مادرم مطيع. ما مشكل مالي داشتيم و مسائل ديگري كه روي سلامت روان من تاثير گذاشته بود. در كودكي مادرم به من حروف صدادار را آموخت و به قدري در اين كار حرفه‎اي شده بودم كه در ۴ سالگي مي‎خواست من را به مدرسه بفرستد.آن‎ها مرا به مدرسه كاتوليك‎ها فرستادند و چون مادرم سواد و اعتقادي به خدا نداشت از اين موضوع راضي بود. و پدرم راضي‎تر چون اين مدرسه بهترين مدرسه منطقه بود تا بتواند خود را به دوستانش نشان دهد.

در مدرسه از هم كلاسي هايم كوچك‎تر بودم و آن‎ها از اين موضوع سوء استفاده مي‎كردند و مرا اذيت مي‎كردند.من با بچه‎ها مراوده‎اي نداشتم و مدير مدرسه بهترين دوستم بود.از همين رو زنگ‎هاي تفريح را در دفتر مدرسه مي‎گذراندم.در اين مدرسه كاتوليك همه كادر آموزشي مذهبي و مقيد بودند، من به آن‎ها خيلي نزديك شده بودم تا جايي كه به خانه هايشان مي‎رفتم. من با كودكان هم سن و سالم فرق مي‎كردم.

بدترين حادثه زندگي ام

وقتي هشت سالم بود، والدينم از هم جدا شدند، و اين بدترين حادثه زندگي ام بود، مجبور بودم مدت‎ها در اتاقي زنداني باشم و هزاران سؤال به سرم مي‎زد كه پاسخ هيچ كدام را نمي‎دانستم، با همان ترس‎ها و ترديدها بزرگ مي‎شدم.

تلاش كردم با محيط‎هاي آرام به دور از صدا كه با طبيعت قرابت داشته باشد تماس برقرار كنم و اين تنها لحظه‎هايي بود كه دوست داشتم تنها باشم. روي زمين سبز بخوابم و به اسمان نگاه كنم و باد من را نوازش دهد و يا بيش‎تر به مكان‎هاي مذهبي رفت و آمد كنم.

تنها راه فرار از مشكلات

دريافتم كه تنها راه فرار از مشكلات، جست وجوي خداوند است، در ۱۲ سالگي به مادرم گفتم كه مي‎خواهم پيش زنان دين دار مدرسه باقي بمانم. مادرم عصباني شد اما گفت: خوشحالم كه اين طور به خدا نزديك‎تر هستي، اما بايد بچه دار شوي و براي من نوه بياوري و به همين خاطر نمي‎گذارم كه اين كار را بكني.

اين آخرين سال حضور من درمدرسه مذهبي بود و در مقابل پاسخ منفي مادرم تصميم گرفتم به خدا نزديك شوم و مطالعاتم را در انجيل آغاز كردم، وقتي اين تحقيقات را عميقا و از سر هوشياري شروع كردم با تضادهاي بسياري مواجه شدم و در برخي جاها به اين نتيجه رسيدم كه در نقص كامل قرار دارم.

در اينترنت جست وجو كردم

از همين رو حس نياز به دانش و دريافت پاسخ هزار سوال را در خود تجربه كردم به همين دليل در اينترنت كتاب‎هاي مذهبي را جست وجو كردم و اطلاعاتي درباره يهويت، بودائيسم، هندوئيسم و مسيحيت و فرقه‎هاي مختلف به دست آوردم، اما هيچ يك از آن‎ها من را راضي نكرد. ولي مسائل اسلامي من را راضي مي‎كرد و در نهايت تصميم گرفتم تحقيقاتم را متمركز بر اسلام كنم تا پاسخ منطقي براي سوالاتم بيابم. و به تدريج كه پيش مي‎رفتم پاسخ‎هاي زيادي را پيدا مي‎كردم و در قرآن خواندم كه تنها يك خداي واحد وجود دارد و ابهام سه گانگي‎اي كه در مسيحيت وجود داشت برايم حل شد.

به اين ترتيب با زندگي محمد رسول(الله) آشنا شدم و دريافتم كه پيامبر اكرم(ص) خاتم فرستادگان خداست و دين اسلام تكميل كننده اديان گذشته است؛ به همين سبب راه را براي خود كوتاه كردم و با گرويدن به اسلام آرامش دروني را كسب كردم.

پاداش دخترداري در اسلام

نسبت به دخترداري و اين‎كه فرزند دختر باشد، قبل از اسلام و اكنون نيز در برخي از مناطق كه افراد نسبت به تعاليم درخشان اسلام رشد كافي ندارند، برخورد مطلوبي انجام نمي‎شد و نمي‎شود!

آري! براي اين‎كه با چنين فرهنگ منحطي برخورد صحيح به عمل‎ايد و ارزش‎هاي انساني دختران نيز مورد توجه واقع شود، پيشوايان بزرگوار اسلام، نسبت به دخترداري، رهنمودهايي بدين شرح بيان داشته اند:

پيامبر اسلام(ص) فرموده است: بهترين فرزندان شما، دختران مي‎باشند.

امام صادق(ع) مي‎فرمايد: ابراهيم خليل از خداوند درخواست مي‎نمود، كه پروردگار دختري نصيب او گرداند، تا پس از مرگ براي او گريه و سوگواري ترتيب دهد.

پيامبر اسلام(ص) فرموده: از جمله مباركي و ميمنت زن اين است كه، فرزند اول او دختر باشد.

امام باقر(ع) فرموده: آن گاه كه خانواده‎اي داراي دختر مي‎گردد، خداوند فرشته براي حمايت و نگهباني آن دختر مي‎فرستد، و مي‎فرمايد: اين دختر عنصري ضعيف است كه از ضعف و ناتواني خلقت يافته و كسي كه او را مورد حمايت و نگهداري خود قرار دهد، چنين كسي تا روز قيامت مورد ياري و عنايت خداوند خواهد بود.

امام صادق(ع) فرمود: هر كس انتظار مرگ دختران خود را داشته باشد، از ثواب و پاداش دخترداري محروم مي‎گردد، و در حالي خداوند را ملاقات خواهد نمود كه گنهكار و عصيان كار مي‎باشد!

بنابراين، از آن چه مطالعه كرديم، بهترين اولاد بودن دختر، مايه دختر و ميمنت بودن او، اجر و پاداش معنوي دخترداري، ياري و نصرت خداوند نسبت به خانواده دختردار، احتياج پدر پس از مرگ خود به دختر، و ممنوعيت انتظار مرگ دختران را داشتن، روشن گرديد.

نكته ديگري كه در اين رهگذر نبايد مورد غفلت قرار گيرد اين كه، حال كه پاداش معنوي دخترداري روشن گرديد، موضوع نگهداري و تربيت و حراست و دقت در انتخاب همسر براي آنان نيز، نبايد مورد بي‎توجهي واقع شود، و پدران و مادران هم در اين زمينه مسؤوليت سنگيني خواهند داشت، چنان كه وضعيت پدران و مادراني هم آن چنان حساس و درخور دقت و انصاف است كه، ديگران هم بايد اين گونه خانواده‎هايي را مورد حمايت و مساعدت خويش قرار دهند.

همچنين درباره مسؤوليت دخترداري و آموزش و پرورش او، پيامبر اسلام(ص) فرموده: هر كس داراي دختري باشد و تربيت و تعليم او را به‎طور شايسته انجام دهد و درباره مخارج او نعمت‎هاي الهي را گسترش دهد، اين عمل موجب حفظ و نگهداري او و مانع از آتش دوزخ براي او خواهد شد.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
انقلابي ماندن هنر است

در آخرين فراز خطبه، پس از آن‎كه حضرت خطاب به انصار كه مجاهدان سينه‎چاك اسلام در زمان حيات رسول‎خدا(ص) بودند، صحبت فرمودند و يادآوري كردند كه چگونه آن‎ها تحت فرمان رسول خدا(ص) جهت پيروزي اسلام زحمت‎ها كشيدند و آتش كفر را خاموش و نظام اسلامي را برقرار كردند، مي‎گويند: چرا اين روحيه و عزم را نيمه‎كاره رها كرديد؟ و خطر چنين كاري را گوشزد مي‎كنند و به همه بشريت نهيب مي‎زنند كه، انقلابي‎بودن مهم نيست، انقلابي‎ماندن هنر است، در واقع حضرت مي‎خواهند متذكّر شوند، اگر در غرور زحمات گذشتة خود متوقف شديد، نه تنها زحمات گذشته خود را بي‎حاصل خواهيد كرد، بلكه خطر بازگشتِ شخصيت خود و جامعه را به قبل از اسلام نيز پايه‎ريزي نموده‎ايد.
فاطمه‎زهرا(س) سعي دارند زشتي حركات ديني نيمه‎كاره و مواضع بي‎ريشه و احساساتي را در چهره و عملِ عدّه‎اي از انصار نشان دهند، كساني كه عملاً بدون توجه، آب به آسيابِ دشمن اسلام مي‎ريزند. آن گروهي كه از اوّل مقابل اسلام وانقلاب بودند كه خطري براي اسلام نيستند و اگر مي‎توانستند اسلام و انقلاب اسلامي را از بين ببرند تا حالا از بين برده بودند. خطر از آن‎جا شروع مي‎شود كه بانيان برقراري اسلام حالا كار دفاع از اسلام و انقلاب را متوقف كنند، اسلام و انقلاب اسلامي از جانب چنين روحيه‎اي ضربه اصلي را خواهد خورد و بايد قبح چنين عملي همواره در فرهنگ جامعه مطرح باشد.
حضرت زهرا(س) خطاب به انصار مي‎فرمايند: شما در برابر مخاصمه با من كه مي‎دانيد مخاصمه با اسلام است، حيرت‎زده شده‎ايد و وظيفة خود را گم كرده‎ايد، در حالي كه شما قدرت مبارزه داريد و اسلام از طريق شما نيرو و قدرت گرفته است، شما كساني بوديد كه نعرة شرك را فرو نشانديد و خاموش كرديد؛ امّا به هوش باشيد كه حالا مي‎بينيم كه سست شده‎ايد و به رفاه و تن‎آسايي دل بسته‎ايد و آن كس را كه سزاوار قبض و بسط امور مردم بود از زمامداري دور كرديد.
اي مبارزان ديروز! شمايي كه اهل جنگ و جبهه و تلاش براي حفظ اسلام بوديد، چه كسي براي اصلاح امور مردم شايسته بود. مسلّم تمام مردم حرف حضرت فاطمه‎زهرا(س) را تصديق مي‎كردند كه جامعه پس از رحلت رسول‎خدا(ص) نياز به علي(ع) دارد. مورّخان اهل سنّت مي‎گويند: «عامة مهاجران و تمامي انصار هيچ ترديدي نداشته‎اند كه پس از رحلت پيامبرخدا(ص)، علي(ع) صاحب امر خواهد بود»؛ لذا حضرت فاطمه‎زهرا(س) در ادامه مي‎فرمايد: و با راحتي و رفاه خلوت كرديد و گرفتار خوش‎گذراني‎هاي دنيا شديد و لذا دفاع از حق برايتان از اصالت افتاد، از سختي‎هايي كه لازمة يك زندگي ديني است، به رفاه و راحتي سقوط نموديد.
اصغر طاهرزاده / بصيرت فاطمه‎زهرا(س)

فلسفه حجاب
پاسخ به شبهه محدوديت بودن حجاب

شبهه‎اي كه كساني در اذهان برخي افراد ايجاد مي‎كنند اين است كه حجاب براي زن محدوديت و حصار ايجاد مي‎كند و نشانه ضعف اوست. اما قرآن كريم حجاب زن را احترام گزاردن به او و حرمت قائل شدن براي او مي‎داند كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند، زنان تجسم حرمت و عفاف جامعه‎اند و عظمت آنان در اين است كه آن‎ها مردان نامحرم را نبينند و مردان نيز آنان را نبينند. و اين گفتار به اين معنا نيست كه در صحنه اجتماع حضور نيابند و از فعاليت‎هاي اجتماعي و فرهنگي به دور باشند. اسلام يك آيين متعادل است و تا حدودي كه شركت زنان در جامعه موجب فساد نگردد آنان را از شركت در اجتماع نهي نمي‎كند و در بعضي موارد حتي شركت زنان در مجامع را واجب مي‎كند مانند حج و جهاد دفاعي، و در بعضي موارد به ترخيص اكتفا مي‎كند همچون كمك به سربازان و مجروحان جنگي در ميدان جنگ و عدم ممنوعيت براي حضور در نماز جماعت و جمعه و تشيع جنازه و اجازه داشتن براي بيرون رفتن به جهت بعضي نياز هايشان، اسلام در عين حال به مختلط نبودن زن و مرد دستور مي‎دهد. و سنت نبوي چنين بوده است، در زمان پيامبر زنان از شركت در مجالس منع نمي‎شدند ولي وجود حريم و حائل به‎عنوان اصل مورد توجه بوده است. پيامبر گرامي(ص) فرمودند: در كوچه و خيابان، مردان از وسط و زنان از كنار بروند. و نيز پيامبر در زمان حيات خويش اشاره كردند كه درب ورودي مسجد براي زنان، از مردان جدا باشد و فرمودند: چه خوب است اين در را به زنان اختصاص دهيم، لو تركنا الباب للنساء؛ و باب النساء از زمان ايشان رايج شد و نيز ايشان دستور مي‎دادند كه بعد از تمام شدن نماز شب ابتدا زنان بيرون روند و بعد مردان.
آري! حجاب اسلامي نه تنها حقوق افراد را محدود نمي‎كند بلكه تنها راه رسيدن به حقوق شخصي، آزادي، امنيت و آرامش است. حجاب اسلامي، اصول و ارزش‎هاي دروني و ديني افراد را نمايان مي‎سازد و درياي مواج و متلاطم درون را به ساحل فلاح و امنيت مي‎رساند.
منبع: بهشت خانواده با زنان شايسته