صفحه سياسي

صفر تا صد FATF در يادداشت تفصيلي حجت الاسلام نبويان / بخش چهارم و پاياني

 حجت الاسلام دكتر سيدمحمود نبويان

نتايج:

1- سه سند: FATF، كنوانسيون بين‎المللي مبارزه با تامين مالي تروريسم و برنامه اقدام –Acction Plan- هم پوشاني كامل داشته و دستورالعمل‎هايي در مبارزه با پولشويي و مبارزه با تامين مالي تروريسم ارائه داده است.

2- براي تروريسم دو تعريف وجود دارد:

الف- تعريف آمريكا و اروپا براساس ليست SDN،

ب- تعريف ملت ايران براساس آموزه‎هاي اسلامي، ملي و قانون اساسي. بخلاف غربي ها، در نظر ملت ايران، مبارزه براي رهايي از ظلم، سلطه و اشغال خارجي فعاليت تروريستي نمي‎باشد.

3- آمريكا و اروپا اولا: خواستار تغيير تعريف تروريسم از ايران شدند، و ثانيا: صريحا ايران را به سبب كمك به ملت مظلوم فلسطين، سوريه، عراق و... حامي تروريست‎ها و تامين كننده مالي آنها مي‎دانند.

4- به همين جهت از ايران خواسته‎اند كه ضمن همكاري‎هاي گسترده بين‎المللي –يعني همگامي كامل با كشورهاي غربي- دستورالعمل‎هاي برنامه اقدام FATF را به صورت كامل و بدون هيچگونه تغييري اجرا كنند. از جمله، به سبب اين‎كه وزارت اطلاعات، وزارت دفاع، دانشگاه صنعتي شريف، سردار سليماني به بهانه دفاع از تروريسم در ليست تحريمي وزارت خزانه داري آمريكا –يعني ليست SDN- قرار دارند، بايد مجرم دانسته شده و اموالشان مصادره شود، نيز در صورت محكوميت آنها توسط دادگاه‎هاي خارجي(مانند دادگاه‎هاي آمريكا، آلمان، انگلستان و فرانسه) با آن دادگاه‎ها همكاري كامل داشته و در صورت درخواست، اين افراد را به‎عنوان مجرم به آن كشورها تحويل دهد.

5- نتيجه موارد فوق آن است كه ملت ايران نبايد از گروه‎هاي مقاومت، عليرغم دستور اسلام، قانون اساسي و منافع خود، دفاع كند، و در نتيجه، گروه‎هاي تروريستي مورد حمايت آمريكا و اسرائيل-مانند داعش- بتوانند به همه كشورهاي اسلامي به‎ويژه كشور عزيز ايران حمله كرده و با قتل و غارت مردم ايران به ناموس آنها تجاوز كنند.

6- مطابق مواد مختلف كنوانسيون بين‎المللي مبارزه با تامين مالي تروريسم، هرگونه حق شرطي نيز مردود است.

7- ممكن است گفته شود هر زماني ايران احساس خطر كند، براساس بند اول ماده 27 كنوانسيون بين‎المللي مبارزه با تامين مالي تروريسم مي‎تواند از آن خارج شود. در اين ماده آمده است:

«1. هر كشور عضو مي‎تواند با ارائه اطلاعيه كتبي به دبير كل سازمان ملل متحد از عضويت در اين كنوانسيون انصراف دهد.»

اما چنين ادعايي باطل است، زيرا

اولا: با وجود نكات بيان شده، خطر و ضررهاي متعدد بيان شده، اموري هستند كه در سه سند بيان شده، به آن تصريح شده است، و مشروط به هيچ امر ديگري نيست تا در آينده كشف شود. خطر بيان شده، بالفعل است نه بالقوه تا در آينده احساس شود. با وجود ضررهاي بالفعل غير قابل جبران به منافع ملت ايران، وجهي براي پيوستن به كنوانسيون نيست، تا شاهد تحميل ضررهاي قطعي بيان شده باشيم؛

ثانيا: با پيوستن به كنوانسيون بين‎المللي تامين مالي تروريسم، خروج از آن به صورت عادي ممكن نيست، زيرا خروج از آن، اين بهانه را به آمريكا و ساير دشمنان اين ملت خواهد داد كه ايران، به دليل آن‎كه مدافع تروريست‎ها است، از اين كنوانسيون خارج شده است، و چنين امري زمينه را براي طرح پرونده ايران در شوراي امنيت سازمان ملل متحد و وضع تحريم‎هاي بيشتر و سخت‎تر و حتي تحميل جنگ عليه ملت ايران-به‎عنوان يك كشور تروريست- فراهم خواهد كرد.

كافي است به معاهده NPT در زمينه هسته‎اي توجه كنيم. اگرچه در ماده 10 آن تصريح شده است كه هر يك از اعضا مي‎توانند از آن خارج شوند:

«چنانچه هر يك از اعضاي معاهده تشخيص دهد حوادثي فوق‎العاده مربوط به موضوع اين معاهده منافع عاليه كشورش را به مخاطره انداخته است اين حق را خواهد داشت كه در إعمال حق حاكميت ملي خود از اين معاهده كناره‎گيري نمايد. اين عضو بايد كناره‎گيري خود را با اطلاعيه قبلي 3 ماهه به تمامي اعضاي معاهده و به شوراي امنيت سازمان ملل متحد اعلام نمايد. اطلاعيه فوق بايد حاوي بيان و شرح حوادث فوق‎العاده‎اي باشد كه به نظر دولت مورد اشاره، منافع عاليه كشورش را به مخاطره انداخته است.»

اما آيا هيچ يك از اعضاي معاهده NPT مي‎تواند از آن خارج شود؟ روشن است خروج يك كشور از اين معاهده در نظر آمريكا و ساير كشورهاي استكباري، معادل آن است كه آن كشور تصميم به توليد «بمب هسته‎اي» دارد، از اين رو، با چنين كشوري از طريق وضع تحريم‎هاي گوناگون از سوي شوراي امنيت سازمان ملل و حتي تحميل جنگ، برخورد خواهد شد. به ديگر سخن، اگرچه در ظاهر، خروج از اين معاهده پيش بيني شده است، اما مجموعه سازمان‎هاي بين‎المللي توسط كشورهاي استكباري چنان تنظيم شده‎اند كه فعاليت همه كشورها در درون قوانين و نظم ساخته شده آنها تعريف شود.

ثالثا: جالب آن است كه در توافق برجام نيز خروج ايران-در صورت برداشته نشدن تحريم‎ها يعني عدم اجراي تعهدات آمريكا و اروپا- پيش بيني شده است. ذيل بند 37 برجام تصريح شده است:

«ايران بيان داشته است كه چنانچه تحريم‎ها جزئاً يا كلاً مجدداً اعمال شوند، ايران اين امر را به منزله زمينه‎اي براي توقف كلي يا جزئي تعهدات خود وفق اين برجام قلمداد خواهد كرد.»

عليرغم انجام تعهدات از سوي ايران و تاييد چندباره آن از سوي آژانس بين‎المللي انرژي اتمي، و در مقابل، عدم اجراي تعهدات آمريكا و اروپا در برداشتن تحريم‎هاي ظالمانه عليه ملت ايران، خروج آمريكا از برجام و وضع دهها تحريم جديد از سوي آمريكا و اروپا بعد از توافق برجام، كشورهاي آلمان، انگلستان و فرانسه، همزمان با خروج ترامپ از برجام، در بيانيه‎اي تحكم آميز و دستوري از ايران مي‎خواهد كه بايد در برجام باقي بماند و از آن خارج نشود:

»Iran must continue to meet its own obligations under the deal, cooperating fully ….

ايران بايستي به تعهداتش در چارچوب برجام پايبند باشدو مطابق با الزامات آژانس بين‎المللي انرژي اتمي كاملاً همكاري كند.»

در اين وضعيت، آيا مسؤولان ايراني بدون هيچ هزينه‎اي مي‎توانند از برجام خارج شوند؟ رئيس جمهور روحاني در موارد گوناگون اعلام كرده است، اگر بر اثر خروج آمريكا، ايران نيز از برجام خارج مي‎شده است، پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارجاع مي‎شده است و شاهد صدور قطعنامه‎هاي تحريمي متعدد خواهيم بود.!!

رابعا: برخلاف ادعاي بيان شد، ايران نمي‎تواند هر وقت كه تشخيص داده است از كنوانسيون بين‎المللي تامين مالي تروريسم خارج شود، بلكه مطابق بند دوم ماده 27 آن، پس از يكسال مي‎تواند از آن خارج شود:

«2. انصراف از عضويت، يك سال پس از تاريخ وصول اطلاعيه توسط دبيركل سازمان ملل متحد نافذ خواهد گرديد.»

معناي اين بند آن است كه ايران به مدت يك سال بايد تمام تعهدات خودش را انجام دهد، يعني تمام اطلاعات مربوط به تراكنش‎هاي مالي داخلي و خارجي خود را به آمريكا و اسرائيل و ساير كشورهاي غربي بدهد، سرداران و مدافعان حرم مانند سردار سليماني را تحويل دهد، از حمايت از ملت‎هاي مظلوم و گروه‎هاي مقاومت و سازمان‎هاي آزاديبخش دست بردارد، از عمق استراتژيك خود عقب نشيني كند، خود را محصور در مرزهاي خود كند، دست دشمن و گروه‎هاي تروريستي را در حمله به ايران و نهادهايي مانند مجلس باز كند و...!!

8- در صورتي كه قانون مبارزه با تروريسم مصوب مجلس شوراي در سال 1394 داراي نواقصي باشد، مي‎توان با ارائه طرح يا لايحه‎اي به مجلس، آنها را برطرف كرد، و نيازي به پذيرش كنوانسيون‎هاي غربي و مورد تاييد آمريكا و ساير دشمنان ملت ايران نيست. در اين صورت، اختيار بررسي، تكميل و اجراي آن در دست ملت ايران قرار خواهد داشت.

9- حل مشكل اقتصادي با تدبير اقتصادي حل خواهد شد نه با تسليم كردن ملت ايران در مقابل دشمنانش. كنترل واردات، راه اندازي كارخانه‎هاي تعطيل شده، مبارزه با قاچاق كالا، مبارزه با اشرافي گري و اسراف، برقراري روابط تجاري با كشورهاي منطقه، اعتماد به ملت ايران بجاي اعتماد به دشمنان ملت و در نهايت، خارج شدن از چرخه دلار مي‎تواند مشكل ملت را حل كند.

اقدامات دوجانبه‎اي كه برخي از كشورهاي مهم اقتصادي جهان مانند چين انجام مي‎دهند، مي‎تواند الگوي خوبي براي حل مشكل اقتصادي باشد، بعلاوه، بيشترين رابطه تجاري ايران صرفا با 5 كشور جهان مانند كره جنوبي، تركيه، روسيه و... است، كه چهار كشور موافق حذف دلار و برقراري رابطه پولي دوجانبه هستند.

با چنين اقداماتي است كه مشكلات ملت ايران حل خواهد شد. اگر چنين اراده‎اي باشد و در صورت اراده، توان اجراي آن باشد.

در انتها مناسب است سخنان مقام معظم رهبري مدظله العالي در ديدار با نمايندگان مجلس در تاريخ 30/3/1397 توجه كنيم:

«موارد پيشنهادي براي تصويب به‎عنوان قانون، نبايد خلاف مصالح كشور باشند. البته در مجلس كه عمدا اين صورت نمي‎گيرد. اين معاهدات بين‎المللي كه در زبان لاتين، به آن كنوانسيون گفته مي‎شود، در اصل در يك نقطه‎اي پخت و پز مي‎شود. كشورهاي عضو اين كنوانسيون‎ها هيچ تاثيري در ايجاد آن‎ها ندارند. قدرت‎هاي بزرگ براساس منافع و مصالح خود، اين معاهدات را آماده مي‎كنند، دولت‎هاي همسو يا مرعوب يا همراه آن‎ها هم اين كنوانسيون‎ها را در كشورهايشان تصويب مي‎كنند. بعد اگر يك دولت مستقلي مثل جمهوري اسلامي پيدا شود كه آن را نپذيرد، سرش مي‎ريزند كه آقا 150 كشور اين معاهده را قبول كرده اند، شما چطور قبول نمي‎كنيد؟راه حل مسأله اين است كه مجلس خودش قانون بگذارد، مثلا يك قانون مبارزه با پول شويي، يك قانون مبارزه با تروريسم.

هيچ لزومي ندارد ما چيزهايي كه نمي‎دانيم به كجا ختم مي‎شود و حتي مي‎دانيم كه مشكلاتي دارد، به خاطر آن جهات مثبت قبول كنيم.»

رجانيوز گزارش داد: جمعي از نيروهاي انقلابي خطاب به جامعه مدرسين:
در برابر اقدامات نادرست رئيس مجلس بايستيد!

به گزارش رجانيوز، جمع كثيري از امت حزب‎ا... در اعتراض به عملكرد آقاي علي لاريجاني رياست مجلس طي نامه‎اي به جامعه مدرسين حوزه علميه قم خواستار مقابله با اقدامات فاجعه باري نظير تلاش براي تصويب لوايح استعماري در قوه مقننه شدند. متن اين نامه به شرح ذيل مي‎باشد:

به نام خدا

قَالَ يمُوسىَ إِنىِّ اصْطَفَيتُكَ عَلىَ النَّاسِ بِرِسَالَتىِ وَ بِكلَامِى فَخُذْ مَا ءَاتَيتُكَ وَ كُن من الشَّاكِرِينَ(اعراف/144).

اعضاي محترم جامعه مدرسين به‎ويژه حضرت آيت‎ا... يزدي دام بركاته

پس از سلام و اهداي تحيات الهي

عرض تشكر و تقدير از حضرت آيت‎ا... يزدي رياست معزّز جامعه مدرسين و حضرات آيات محترم اعضاء؛ دامت بركاتهم، بابت پرسشگري از رياست محترم مجلس نسبت به مسائل ملي و قراردادهاي مضرّ به كشور.

تقدير از شما بزرگاني كه مصداق آيه فوق براي ترويج دين خدا مي‎باشيد.

همان‎طور كه مستحضريد مجلس شوراي اسلامي به‎عنوان قوه‎اي از قواي سه‎گانه كشور وظيفه تقنين و نظارت بر نهاد‎هاي مختلف كشور را بر عهده دارد، اما به وظايف خويش پايبندي لازم ندارد و به علت غفلت ارزش‎مداران انقلابي از مطالبه‎گري نسبت به مجلس، نمايندگان محترم دچار روزمرگي شده‎اند.

به‎جاي عمل به تكليف الهي خود، حل مشكلات مردم و پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي، به تعامل ناصواب با كانون‎هاي قدرت مي‎پردازند.

از جمله موارد غفلت فاجعه‎بار مجلس تصويب لوايحي است كه به تعبير رهبري معظم، مراجع عظام و دلسوزان، لوايح غير مفيد بلكه استعماري مي‎باشد.

در راس وكلاي ملت، جناب آقاي لاريجاني رياست محترم مجلس شوراي اسلامي قرار دارد.

لذا، مطالب پيش گفته مردم، طلاب، بازاريان و دانشجويان و ديگر اصناف قم و كشور را، بر آن داشت تا مواردي را با شما علماي بزرگوار اسلام در ميان بگذارند.

برابر اخبار رسمي و غير رسمي از داخل مجلس، جناب لاريجاني مقابل خيرخواهي بزرگان انقلاب در مخالفت با تصويب FATF، مقاومت نموده است. درحالي كه پشتوانه اصلي ايشان در انتخابات قم، نهاد مقدس مرجعيت و جامعه محترم مدرسين بوده است.

ايشان طي سال‎هاي گذشته، به‎ويژه از سال فتنه، رفتارش نه تنها انقلابي نبوده، بلكه تلاش داشته و دارد تا خود را نماد فردي مرضي الاطراف احزاب و گروه‎هاي قدرت قرار دهد.

در غالب موارد، مواضع و عملكرد ايشان به سمت جريانات چالشدار با نظام بوده است.

چنان‎چه تا ابتداي ديماه ۱۳۸۸، جزء ساكتين فتنه بوده‎اند. هيچ‎گاه خودش را به‎عنوان سرباز انقلاب و نظام هزينه نكرده، بلكه سعي دارد رهبري را هزينه خود كند، آخرينش مقوله FATF مي‎باشد.

ايشان، به بزرگ‎ترين تسهيل‎كننده سست‎ترين قراردادها و عامل چالشي‎ترين رفتار‎ها در مجلس تبديل شده است.

مجلس به‎جاي آن‎كه وقت و بودجه كشور را صرف تحميل كنواسيون‎هاي استعماري كند مي‎تواند با قانون‎گذاري دقيق و جرم‎انگاشتن خيلي از رفتارهاي غير شفاف اقتصادي، فرصت را براي قوه قضائيه در برخورد با افراد متخلف اقتصادي فراهم كند.

چگونه است كه در برابر شفافيت ثروت رؤساي قوا كه مساله‎اي حياتي و لازم بوده، چنان وارد شدند كه افشاي سرمايه سران را نوعي جرم تلقي كردند!! در حالي كه مطالبه قانون اساسي است، اما به بهانه شفافيت، كنوانسيون‎هايي كه اسرار نظام را در اختيار دشمن قرار مي‎دهد را، به مرحله تصويب‎خواهي پيش مي‎برند.

احساس مي‎كنيم در اثر غفلت يا كم‎كاري بدنه فعال اجتماعي در يك دهه اخير، آرام آرام جناب آقاي علي لاريجاني، خود را بالاتر از آن مي‎بيند كه بخواهد به حرف امت حزب‎ا... و دلسوزان گوش فرا دهد.

البته مي‎دانيم با شيوه نخ‎نما و شناخته‎شده، به نام تكريم ظاهري و نگاه تشريفاتي به روحانيت تلاش دارد هم خود را حامي روحانيت و مراجع معرفي كند و هم در عمل اين‎گونه القا كند؛ روحانيت بايد به نصيحت و توصيه‎هاي كلي بسنده كند! يعني «سياست منهاي روحانيت» را در قالب تكريم روحانيت!! تعقيب مي‎كند.

برجسته‎ترين رفتارهاي غيرانقلابي ايشان عبارت است از:

۱- تصويب ۲۰ دقيقه‎اي برجام كذائي كه اكنون همگان به آثار سوء و خسارت‎هاي محض آن پي برده‎اند، گرچه در خلوت از ايشان در اين‎باره هم حرف‎هاي ناصواب شنيده شده است.

۲- عبور از كنار سند ننگين ۲۰۳۰ و تفسير غلط و توجيه بيانات روشن و صريح ولي امر مسلمين در اين‎باره و اكتفاء به نظارت شكلي بر آن، به‎جاي جرم‎انگاري در برابر دستگاه‎هايي كه مسبب اين نفوذ مي‎باشند

۳- تصويب قرارداد پالرمو به نام مبارزه با جرايم فراملي! در حالي اصرار بر تصويب اين قرارداد ظاهرا مبارزه با تروريسم دارند، بودجه چندين ساله طالبان و داعش را همين كشورهاي مدعي تامين مي‎كنند، تنها ثمره اين قراردادها خود تحريمي است.

۴- علاوه بر موارد فوق، تحميل برجام جديد به كشور به نام FATF ضربه زننده جدي به نظام مالي كشور در داخل و خارج است؛ منافذ نظام كه در طي ۴۰سال تحريم از آن بهره مي‎برد را علني مي‎كند. راز و آمار مراكزي كه براي امنيت كشور ما مفيد مي‎باشند را، برملا مي‎سازد.

۵- عدم مديريت شايسته در جلوگيري از قرارداد شبيه دارسي انگليسي، اما با مدل جديد، يعني قراداد‎هاي نفتي موسوم به IPC، تا اين‎كه مقام معظم رهبري دام ظله الوارف، شخصا ورود كردند.

۶- تلاش غير مستقيم در نسبت‎دادن مواضع ناصواب خود، به ولي امر مسلمين در قالب اين‎كه تصميم نظام است، كه اوج اين انتساب، موضوع برجام بود.

۷- از همه تعجب‎آورتر، مقاومت غير قابل باور در برابر فرمان صريح و روشن امام انقلاب در ديدار اخير مجلسيان با ايشان مبني بر كنارگذاردن كنوانسيون‎هاي استعماري از دستور كار مجلس، آن هم كم‎تر از يك روز بعد از آن ديدار.

۸- نتوانستن يا نخواستن در مواسات و همدردي با سختي‎هاي مردم كه كم‎ترينش سفر سياحت‎گونه به منطقه زلزله‎زده كرمانشاه، در ميان خيل عظيم گارد ويژه، در حالي كه رهبر معظم انقلاب دام ظله در همان منطقه، در ميان مردم حضور يافته بودند.

همه موارد فوق، كاسه صبر مردم مومن و انقلابي ايران به‎ويژه مردم متدين و بسيجي قم را به سر آورده است.

كم‎ترين شاهدش، ريزش شديد آراي ايشان در سال ۱۳۹۴در شهر مقدس قم و در كل كشور نيز، ريزش راي نمايندگان مجلس براي رياست ايشان بر مجلس بود.

از اين‎رو از شما عالمان دين، در مقابل رفتارهاي ايشان، كه هزينه نظام، رهبري و مردم مظلوم را مضاعف كرده است، استدعاي عاجزانه داريم تا اقدام مناسب و مقتضي را انجام دهيد، از جمله اين اقدامات همين ادامه مطالبه‎گري از ايشان و ساير نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي‎باشد تا راه نفوذ دشمن عنود مسدود گردد.

خداوند منان، هر روز بر توفيقات شما حضرات علماي اسلام، بيفزايد و ملت شريف ايران را، هميشه، از وجود شما مروجين دين و خيرخواهان مردم مومن بهره‎مند گرداند.

اين ها اصول گرا نيستند؛ بايد غربال شوند!

 دکتر محمد سليماني

اصول اصول‎گرايي مشخص است، مقام معظم رهبري هم يك بار معيارها را مطرح كرده اند. معيارها هم به‎طوركلي پياده سازي گفتمان امام است و حركت در مسيري كه رهبري تعيين كرده‎اند و در آن مطالبات مردم، پيشرفت كشور و سربلندي نظام وجود دارد و مبنايش هم برپايه حكومت اسلامي و پياده سازي احكام اسلامي است.

تكليف مشخص است، وقتي بحث جمهوري اسلامي مطرح شد و مي‎خواستند از مردم راي بگيرند، بعضي‎ها گفتند جمهوري دموكراتيك اسلامي و برخي ساير مباحث را مطرح كردند اما حضرت امام گفتند، نه. جمهوري اسلامي نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم.

كلمه نو وقتي در جلوي اصوگرايي قرار مي‎گيرد، اين طور برداشت مي‎شود كه دور آن اصول‎گرايي قبلي خط كشيده شود و مكتب جديدي بيايد. كساني كه اين مساله را مطرح كردند يا توجه ندارند و يا مي‎خواهند در حوزه اصول‎گرايي شكاف و انحراف به وجود بياورند. اصول كه تغيير نمي‎كند، اصول معلوم است. اگر اصول نمي‎خواهد تغيير كند پس كلمه نو، اضافه است. من بحثم بر روي كلمه نو است.

كساني كه دارند كلمه نو را به اصول‎گرايي اضافه مي‎كنند، مي‎خواهند اصول‎گرايي را آن طور كه خودشان مي‎خواهند، تعريف كنند. ما نگران اين هستيم. بايد ببينم مشكل كجاست. مشكل به نظر من روشن است. مشكل از كلمه اصول‎گرايي كه نو يا كهنه شود، نيست.

بحث اين است كه به هرحال كساني در طيف اصول‎گرايي مدارج بالاي مسؤوليتي را در اين سالهاي اخير طي كردند، و خودشان را محور اصول‎گرايي دانستند و بعد چرخيدند به سمت اصلاح طلب ها. نمونه بارزش آقاي ناطق نوري است. اين بزرگوار، روزي جزء استوانه‎هاي اصول‎گرايي بود. با اين حساب آيا اصول‎گرايي عوض شده و مباني اصول‎گرايي مشكل داشته است و يا اين افراد در افكار و نظرياتشان تجديدنظر كرده اند.

ما بايد اصول‎گرايي را از افرادي كه افكارشان و رفتارشان با اصول‎گرايي همخواني ندارد، غربال كنيم. كساني كه پول باد آورده دارند و دنبال ماديات رفته اند، اين‎ها جزء مباني اصول‎گرايي نيست. چون در بحث اصول‎گرايي، رويكرد جهادي مطرح است.

كساني كه دنبال املاك نجومي رفته‎اند و به نام اصول‎گرايي تمام كرده اند، اين‎ها نمي‎توانند دم از اصول‎گرايي بزنند. كساني كه نجومي بگير شدند يعني با عنوان يك مدير و يا مسؤول در هر سطحي از جامعه قرار دارند، و به دنبال دريافتي‎هاي چند ده ميليون توماني در ماه رفته اند، اين‎ها نمي‎توانند اصول‎گرا باشند.

كساني كه از برجام دفاع كردند، هم در مجلس و هم بيرون مجلس بايد از مردم عذرخواهي كنند چون مشخص است كه برجام كشور را به بيراهه برده است. آن‎هايي كه سراغ اشرافي گري رفتند هم در اين مجموعه جايي ندارند. هركس دم از گفتمان امام و رهبري مي‎زند بايد مثل امام و رهبري زندگي كند، اگر كساني هستند كه در خانه‎هاي اعياني مي‎نشينند و جزء اصول‎گرايان تلقي مي‎شوند، اين‎ها بايد غربال شوند. معيارهاي اصول‎گرايي مشخص است و نيازي به كلمه نو ندارد.

در اصول‎گرايي افرادي هستند كه مباني سكولاريزم را قبول كرده اند، اين‎ها نبايد جزء اصول‎گرايي باشند. همه مي‎توانند نام و نشان كساني را پيدا كنند كه به عدالت، اعتقادي ندارند و دچار تبعيض شده‎اند و اگر مدير شده اند، تبعيضي را ايجاد كرده اند. شما مي‎توانيد چهره‎هاي شاخصي را در ذهنتان عبور دهيد كه اين‎ها در زمان مديريتشان كشور را دچار تبعيض كرده‎اند و باعث فاصله طبقاتي در كشور شده اند.

اين‎ها نمي‎توانند، دم از نواصول‎گرايي بزنند. اين‎ها مشي شان، مشي تبعيض و پرخرجي بوده است. اگر مجموعه‎اي كه دچار مشكل شده، غربال شود، آن موقع ميدان براي جوانان اصول‎گرا و ميدان براي افراد مخلصي كه در زمان مديريت خود شفاف عمل كرده‎اند و هيچ كدام از اشكالاتي كه مطرح كردم را نداشته اند، باز مي‎شود و بايد جايگاه پيدا كنند.

منويات اصول‎گرايي با پياده سازي منويات مقام معظم رهبري است، مگر ايشان دو هفته پيش در حضور نمايندگان مجلس و هيات رئيسه مجلس شفاف و روشن راجع به كنوانسيون‎هاي بين‎المللي نفرمودند كه اين كنوانسيون‎ها جنبه مثبت دارند و جنبه‎هاي منفي اش هم خيلي زياد است. ما چرا بايد عضو اين كنوانسيون‎ها شويم؟ و فرمودند نقاط مثبت را بگيريم و خودمان قانون كنيم. آن وقت رئيس محترم مجلس مي‎گويد ما راجع به FATF، خدمت رهبري خواهيم رفت و هرچه ايشان گفت اجرا مي‎كنيم. اين مشخص است كه مي‎خواهند آن را علي رغم نظر رهبري تصويب كنند، همان طور كه بعضي نمايندگان اصول‎گرا هشدار داده اند. اين كجايش با اصول‎گرايي مي‎خواند؟

ما بايد معيار اصول‎گرايي را روي ميز بگذاريم و افراد شاخص را با آن بسنجيم و افرادي را كه نمره مردودي مي‎گيرند، كنار بروند. در زمان فتنه 88 افرادي سكوت كردند، بيش از يك سال. آيا اين افراد در اصول‎گرايي مي‎گنجند؟ افرادي كه با تاخير به ميدان آمدند و آيا اين‎ها جزء اصول‎گرايي هستند؟ آن‎هايي كه در انتخابات مجلس ليست مشترك با اصلاح طلبان دادند، آيا اصول‎گرايي را خدشه دار نكردند؟ حداقل بايد عذر خواهي كنند.

مدافعين برجام از مردم عذرخواهي كنند

من پيشنهادم اين است كه يك مجموعي از افرادي كه اصول‎گرا هستند، تشكيل شود و طيف جوان هم حتما حضور داشته باشند و راجع به برخي افراد شاخص رأي گيري صورت بگيرد و افرادي كه در فتنه سكوت كردند و يا مدافع برجام بودند، يا بايد از مردم عذرخواهي كنند و بعد به دامن اصول‎گرائي برگردند و يا اگر بر سر مواضع شان هستند و مي‎گويند ما اشتباه نكرده ايم، در دايره اصول‎گرايي نمي‎گنجند و بايد بيرون بروند و آن‎هايي كه مشي و سبك زندگي شان با اصول‎گرايي تناقض دارد، از اصول‎گرايي كنار گذاشته شوند.

افرادي از سران چهره اصول‎گرايي دارند، اما معيارهاي اصول‎گرايي با آن‎ها تطابق ندارد. برخي از اصول‎گراها را مي‎شناسيد كه 50 شغل دارند و به نوعي ابوالمشاغل هستند. مردم مي‎بينند كه فردي هست، در اين چهل سال، شغل پشت شغل داشته و خودش را به‎عنوان يكي از رهبران اصول‎گرا معرفي مي‎كند. مگر با يك دست چند هندوانه مي‎شود، برداشت؟ آيا آدم در كشور كم است؟ طبعا نيست.

انسان‎هاي متفكر، متخصص و مدير در حوزه اصول‎گرايي فراوان است و اين‎ها بايد بالا بيايند. در بحث انتخابات 92، سه نفر از اصول‎گرايان دور هم جمع شدند و گفتند، ما هم پيمان شديم و جلو كه رفتند، هيچ كدام يكديگر را قبول نكردند و در ميدان ماندند. آن‎ها ضربه بزرگ را در انتخابات رياست جمهوري به اصول‎گرايي زدند و بعد هم از بدنه اصول‎گرايي عذرخواهي نكردند و يا در انتخابات 96، كساني كه عضو شوراي مركزي جمنا شدند، كدامشان از آيت‎ا... رئيسي به صورت شفاف و روشن حمايت كردند؟ عده‎اي كلي و دو پهلو صحبت كردند اما شفاف حمايتي صورت نپذيرفت.

اگر اين اصلاح و غربال‎ها انجام شود، آن وقت خواهيد ديد كه اين گفتمان مثل گفتمان حضرت امام و رهبري، شكوفايي خواهد داشت و مردم مثل سال 84 پشت اين گفتمان قرار مي‎گيرند و اتفاقات شيريني رخ خواهد داد.

بازي با دم شير!

 حجت الاسلام دكتر قاسم روان‌بخش

اظهارات اخير حسن روحاني رئيس جمهور ايران درباره تصميم‎هاي ترامپ مبني بر بازي نكردن با دم شير، هرچند قابل تحسين است و بيان موضع نظام به شمار مي‎آيد ولي اين موضع‎گيري از جهاتي قابل تامل و تجزيه و تحليل است.

1. موضع گيري‎هاي ديرهنگام

اسلام همواره بر گفتمان مقاومت، تاكيد و از اتخاذ مواضع انفعالي در برابر دشمن نهي كرده است. اميرالمؤمنين(ع) در اين باره مي‎فرمايند « قارب عدوك بعض المقاربة تنل حاجتك و لاتفرط في مقاربته فتذل نفسك و ناصرك؛ اگر اندكي به دشمنت نزديك شوي به حاجتت دست مي‎يابي ولي چنان چه در اين نزديكي افراط كني هم خودت و هم يارانت را خوار و ذليل مي‎كني»(شرح ابن ابي الحديد ج 20 ص 342)

اين سخن در واقع سرخط دستور مقام معظم رهبري در مذاكرات با كشورهايي است كه با جمهوري اسلامي دشمني دارند. اگر ايشان مي‎فرمايند مذاكرات با اروپايي‎ها قطع نشود ولي منتظر بسته آن‎ها نمانيد، از همين دستور حكيمانه امير المؤمنين(ع) الهام گرفته است. در مذاكراتي كه در دولت قبل در ماجراي مذاكره با آمريكايي‎ها در عراق درباره خروج امريكا از اين كشور صورت گرفت و آقاي قمي سفير ايران در عراق در راس آن هيات قرار داشت دستور مقام معظم رهبري رعايت شد و اتفاقا ايران به همه اهدافش رسيد. بر اساس شنيده‎ها حضرت آقا بر محدود شدن ارتباطات با تيم مذاكره كننده در موضوع مورد بحث و عدم خوش و بش با دشمن تاكيد كرده بودند و البته سياست « بعض المقاربة» نتايج درخشاني داشت كه يكي از آن‎ها خروج امريكايي‎ها از عراق بود.

ولي متاسفانه در ماجراي برجام، دولت آقاي روحاني آن چنان روابطش با دشمن گل و بلبل شد كه او با رئيس جمهور امريكا تلفني صحبت كرد و وي را مؤدب و هوشمند دانست! و تيم مذاكره كننده همواره در حال خوش و بش با دشمن و عكس يادگاري گرفتن بود، اعضاي ارشد هر دو تيم يكديگر را با اسم كوچك صدا مي‎زدند و براي تولد نوه يكديگر هدايايي تقديم مي‎كردند! «افراط در مقاربت» و دوستي با دشمن باعث شد كه هم خود را كوچك كنند و هم ملتي بزرگ را كه 40 سال عزتمندانه در برابر زورگويي‎هاي امريكا ايستاده است. قدم زدن ظريف با كري در ساحل دريا و دل و قلوه دادن به يكديگر به اندازه‎اي جدي شده بود كه تيم ايراني به شدت به دشمن اعتماد كرد، برجام را دقيق نخوانده امضا كرد و پروتكل الحاقي را به راحتي پذيرفت و در تصويب برجام به پيشنهاد امريكايي‎ها تن داد. در آغاز اجراي برجام يعني روزي كه ايران همه تعهداتش را بر روي زمين انجام داده است، روابط آن قدر با دشمن دوستانه شد كه حتي توصيه امام خامنه‎اي مبني بر گرفتن تعهد از رئيس جمهور امريكا جدي گرفته نشد و در پاسخ گفته شد كه بدبيني در سياست خارجي بي‎معناست و امضاي كري خودش تضمين است. اين خوش بيني مفرط به جايي رسيد كه آقاي روحاني در پيام نوروزي خود، مژده برجام‎هاي 2 تا 7 را نيز به ملت ايران داد و قرار شد همان مدل برد- برد را در مذاكرات منطقه‎اي و موشكي نيز به كار گيرند.

بي ترديد چنان چه فرمايش امير المؤمنين(ع) و تذكرات جدي رهبر معظم انقلاب اسلامي را سرلوحه مذاكرات هسته‎اي قرار داده بودند امروز وضعيت برجام به اين‎جا كشيده نمي‎شد كه امريكا يكطرفه خارج شود و تهديدات اقتصادي مبني بر تحريم‎هاي بيش‎تر بر كشور تحميل كند.

2. خوش بيني مفرط به دشمن باعث شد تا دولت روحاني هزينه‎هاي سنگيني را بر كشور تحميل كند؛ آن‎ها تصور مي‎كردند در سايه برجام تحريم‎ها برداشته مي‎شود و بيش از 100 ميليارد دلار پول‎هاي بلوكه شده به كشور برمي‎گردد و با تسهيل خريد وفروش نفت و سرمايه گذاري‎هاي خارجي منابع سرمايه‎اي زيادي وارد كشور مي‎شود. با اين خوش بيني اقدام به افزايش سه برابري بودجه اجرايي كشور كردند ولي آرزوها محقق نشد و تحريم‎ها باقي ماند و امروز وضعيت كشور به اين روز در آمده است. در حالي كه اگر اندكي تدبير به خرج مي‎دادند و خوش بيني مفرط به دشمن نداشتند اجراي اين گونه سياست‎ها را به زمان رفع كامل تحريم‎ها موكول مي‎كردند و به صرف وعده‎ها اكتفا نمي‎كردند.

3. به راستي اگر ناخداي اين كشتي يعني امام خامنه‎اي در برابر اين خوشبيني‎هاي مفرط نمي‎ايستاد و دولت روحاني موشك‎ها و حضور منطقه‎اي ايران را نيز با برد- برد حل كرده بود(يعني همه را واگذار كرده بود به آن اميد كه آن‎ها بعدا وعده هايشان را عمل كنند) امروز آقاي روحاني مي‎توانست از موضع قدرت با ترامپ سخن بگويد كه « با دم شير بازي نكن»؟‎اي كاش دولت خوش بين روحاني علاج واقعه را قبل از وقوع مي‎كرد و به فكر اين روزها مي‎بود. به راستي اگر اين مواضع انقلابي در زماني اتخاذ مي‎شد كه 400 كيلو اورانيوم 20 درصد و 11تن اورانيوم بالاي 5درصد و آب سنگين اراك داشتيم و قلب راكتورنيز در حال فعاليت بود و بيش از 35هزار سانتريفيوژ در نطنز و فردو در حال چرخش بود و فعاليت نيروهاي هوا فضاي كشور متوقف نشده بود و امروز چندين ماهواره جديد به آسمان پرتاب شده بود، دشمن تهديدهاي آقاي روحاني را جدي‎تر مي‎گرفت و اين گونه به سرعت با توييت خودش پاسخ گستاخانه نمي‎داد.

4. به هرحال مساله درگيري با نظام سلطه امري اجتناب ناپذير است و جمهوري اسلامي قدرت دارد كه امريكا را در زياده خواهي هايش مهار كند. از يك سو ايران اسلامي در كنار بلندي‎هاي جولان مستقر شده و با اهرم فشاري كه در لبنان و سوريه دارد دورترين نقطه اسرائيل يعني قلب محبوب امريكايي‎ها و صهيونيست‎ها را در زير ديد موشك‎هاي نقطه‎زن خود دارد. و از سوي ديگر دو آبراه مهم خليج فارس و درياي سرخ زير عمليات پهبادهاي تيز پرواز نيروهاي ايراني و يمني هستند. امروز ديگر به قايق‎هاي تندرو نياز نيست، پهبادها به راحتي مي‎توانند كشتي‎هاي نفت كش را هدف قرار دهند و از صدور انرژي به جهان غرب جلوگيري كنند. در اين صورت است كه جهان با بحران انرژي مواجه خواهد شد و عربستان نيز كه بخش عمده اقتصادش به نفت گره خورده به زانو در خواهد آمد. در چنين شرايطي بايد جهان به فكر برداشتن تحريم‎هاي ايران و ارائه راه حلي عاقلانه بر‎ايد تا اين سگ هار امريكايي را مهار كند.

مشكل از بي تدبيري هاي دولت است نه طوفان تحريم ها

روزنامه فرهيختگان در يادداشتي نوشت: آقاي دكتر قاضي‎زاده هاشمي وزير محترم بهداشت است كه چندي قبل تأكيد كرده بود بايد باور كنيم توفان تحريم‎ها نزديك شده و بايد آمادگي و تدبير لازم را داشته باشيم. اما وضعيت فعلي ناشي از برخي سوء تدبيرهاي دولت است.

به رغم تجربه بحران ارزي سال‎هاي 90 و 91 و نيز ابلاغ سياست‎هاي كلي اقتصاد مقاومتي در بهمن 92 در راستاي افزايش تاب‎آوري و مقاومت اقتصاد ايران در برابر تكانه‎هاي داخلي و بيروني، همچنان طي ماه‎ها و سال‎هاي اخير شاهد خطاهاي راهبردي و تصميمات اشتباه در دولت بوديم كه موجبات كاهش صد درصدي ارزش پول ملي طي هفت ماهه اخير شد و به نوسانات لحظه‎اي دلار در بازار دامن زد.

افزايش نرخ سود بانكي(در قالب طرح گواهي سپرده) از 15 درصد به 20 درصد در اواخر بهمن 96، طبق شواهد و اطلاعات منتشره طي دو هفته از اجراي اين سياست، حدود 240 هزار ميليارد تومان سپرده به نظام بانكي جذب شد و آمارها حكايت از اين دارد بيش از نصف اين رقم تبديل و جابه‎جايي سپرده‎هاي سنوات گذشته مردم از سپرده‎هاي مشمول نرخ سود 15 درصد به 20 درصد بوده است. لذا به رغم تحميل زيان 12 هزار ميليارد توماني به دولت، تأثير چنداني بر عدم افزايش قيمت بازاري دلار نداشت.

اعلام دلار 4200 توماني توسط دولت در ارديبهشت 97، يكي از بدترين سياست‎هاي ارزي اتخاذ شده بود كه بعد از گذشت سه ماه شاهد اثرات مخرب و فاجعه‎بار اين سياست ارزي يعني ايجاد فساد و رانت عظيم ارزي در كنار اتلاف منابع ارزي هستيم. حيف و ميل گسترده منابع ارزي در اين شرايط خطير جنگ ارزي و اقتصادي حكايت از بي‎تدبيري در سياست ارزي است. طي مدت سه ماه شاهد تشديد بي‎سابقه ثبت سفارش واردات با بيش از 25/9 ميليارد دلار(تا 20 خرداد 97)، ظهور شركت‎هاي صوري و كاغذي وارد كننده، واردات كالاهاي غيرضرور و لوكس، دريافت ارز يارانه‎اي توسط برخي شركت‎هاي واردكننده و احتكار يا فروش كالاها در بازار به قيمت آزاد، فساد گسترده ايجاد شده كه برخي بيش از 20 هزار ميليارد تومان برآورد مي‎كنند. پافشاري بر دلار يارانه‎اي 4200 تومان خطاي بزرگي بود. با اين حال شنيده‎ها حكايت از اين دارد كه قرار است ارز حاصل از صادرات كالاهاي سنتي گروه سوم در بازار ثانويه و ارز حاصل از مابقي گروه كالاها نظير پتروشيمي‎ها و مشتقات نفتي همچنان به صورت يارانه‎اي قيمت‎گذاري شود. لذا مجدد شاهد تصميم اشتباه ارزي هستيم به‎طوري كه در نهايت از حدود 50 ميليارد دلار ارز حاصل از صادرات غيرنفتي، حداكثر 10 ميليارد دلار ارز حاصل از صادرات گروه كالايي دسته سوم(20 درصد صادرات غير نفتي) در بازار ثانويه عرضه خواهد شد. لذا با اين وضعيت همچنان شاهد تداوم توزيع رانت ارزي 40 ميليارد دلاري خواهيم بود. با توجه به تفاوت فاحش نرخ ارز يارانه‎اي و ارز بازار آزاد يارانه ارزي براي سفرهاي خارجي موجب شده سفرهاي خارجي افزايش يافته و سفر براي كشورهاي همسايه رايگان باشد. به عبارت ديگر شاهد پرداخت يارانه ارزي دولت براي سفر به كشورهاي همسايه هستيم. طبق برآوردها در فصل بهار 97 حداقل 600 هزار نفر با دريافت يارانه ارزي به صورت رايگان به تركيه سفر كرده‎اند. سؤال اين است در شرايط جنگ ارزي و اقتصادي چرا بايد سفرهاي خارجي رايگان باشد؟

عدم تكميل نظام جامع مالياتي با گذشت بيش از 10 سال از اجراي طرح جامع مالياتي، همچنان سامانه‎ها و بانك‎هاي اطلاعاتي كشور نظير سامانه ثبت اسناد، ثبت احوال، دفترخانه‎ها و بانك‎ها و ديگر سامانه‎ها به صورت آنلاين به سازمان مالياتي متصل نيستند و ضعف بانك اطلاعاتي و عدم تكميل طرح جامع مالياتي موجب شده همچنان شاهد فرار مالياتي گسترده و عدم توانايي در تعريف پايه‎هاي مالياتي جديد همچون ماليات بر عايدي سرمايه، ماليات بر مجموع ثروت باشيم.

 سرمقاله

نكبت تشكيل دولت صهيونيستي

 علي اكبر عالميان

تصويب قانون تشكيل دولت خالص يهودي در پارلمان رژيم صهيونيستي گامي ديگر به سمت تثبيت پايه‎هاي لرزان يك دولت يهودي در سرزمين‎هاي اشغالي به شمار مي‎آيد. طبق اين قانون، حق تعيين سرنوشت نزديك به دو ميليون فلسطيني ساكن اراضي اشغالي 1948 موسوم به اسرائيل براي هميشه لغو مي‎شود. علاوه بر اين در صورت اجراي اين طرح، آرزوي ديرينه«تئودور هرتصل» در تشكيل يك دولت يهودي جامه عمل پوشانده مي‎شود. او در سال 1898 ميلادي در كتابي تحت عنوان «دولت يهود» از تشكيل يك دولت يهودي دفاع كرده و به افكار عمومي غرب براي استقبال از جنبش صهيونيستي يك زمينه فكري داد. بعدها دولت انگليس براي جامه عمل پوشاندن به اين ايده به ميدان آمد و در قالب نامه‎اي كه با عنوان«اعلاميه بالفور» شهرت يافت اعلام كرد كه: «نظر به علاقه خاصي كه دولت انگلستان به تشكيل وطن ملي يهود در فلسطين دارد، براي نيل به اين هدف و تسهيل وسايل آن كوشش خواهد كرد.» پس از صدور «اعلاميه بافور» نيروهاي نظامي انگليس بيت المقدس را اشغال كردند و تا پاييز 1918 توانستند همه نيروهاي نظامي عثماني در فلسطين را مجبور به تسليم كرده و سراسر سرزمين اين كشور را به تصرف خويش درآورند.
به سبب حمايت انگلستان و عليرغم مخالفت اعراب، مهاجرت يهوديان به فلسطين كه از چند سال پيش آغاز شده بود سرعت بيش‎تري پيدا كرد.به مرور زمان اما با توجه به افزايش اعتراض‎هاي فلسطيني‎ها و اعراب، انگليسي‎ها كه در اتخاذ مواضع فريب كارانه و محافظه كارانه شهره جهان مي‎باشند، به تاكتيك عقب نشيني مصلحتي دست زدند تا در موقع لزوم دست به تهاجم فعال بزنند. دولت انگلستان براي ساكت كردن اعراب و جلوگيري از طغيان آنان «كتاب سفيد» را منتشر كرد و اعلام داشت يهوديان مي‎توانند در فلسطين يك كانون ملي داشته باشند اما حق تأسيس دولت مستقل را ندارند. با پايان يافتن جنگ جهاني دوم، مجمع عمومي سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‎اي فلسطين را به سه قسمت كرد؛ 43 درصد آن را در اختيار عرب‎ها و 56 درصد آن را در اختيار يهوديان قرار داد؛ بيت المقدس نيز بين‎المللي اعلام گرديد. اما به مرور زمان اين قانون بين‎المللي لغو گرديد و يهوديان گستره اشغالگري و تسلط خود بر سرزمين‎هاي اشغالي را افزودند و حتي به طرح بين‎المللي شدن بيت المقدس هم بي‎اعتنا شدند.
اسرائيل در راه تشكيل دولت خالص يهودي، با مشكلات فراواني روبه رو است؛
اول اين‎كه بيش از 20 درصد از جمعيت عرب فلسطين اشغالي اساسا يهودي نيستند. بنابراين دولت يهودي با آن‎ها سنخيتي ندارد. اين طرح موجب خواهد شد تا فلسطينيان از فلسطين اخراج شوند. به موازات اين مساله نيز هر غيريهودي از جغرافياي دولت يهود اخراج خواهد شد و اين به معناي اشغال كامل فلسطين به شمار خواهد آمد.
دوم اين‎كه اين اقدام يك اعلام جنگ رسمي به فلسطيني‎هاي ساكن در اراضي اشغالي به شمار مي‎آيد؛ چرا كه با تصويب اين طرح، ساخت و ساز صهيونيست‎ها در كرانه باختري ادامه يافته و بيت المقدس هم به صورت رسمي پايتخت اين رژيم خواهد شد. بي‎شك اين اقدام موجب خواهد شد تا تنش‎هاي داخلي در اراضي اشغالي افزايش يابد.
سوم اين‎كه اين طرح در راستاي احيا و راه اندازي طرح و پروژه نيل تا فرات صهيونيست‎ها است كه از مدت‎ها قبل با شكست مواجه شده و آنان مي‎كوشند تا به احياي آن بپردازند. آنان از زمان اشغال فلسطين همواره به‎دنبال نيل تا فرات بوده‎اند. طرح دولت يهود خود دربردارنده رسيدن به نيل تا فرات است؛ چرا كه در طرح تشكيل يك دولت يهودي، وجودكرانه باختري ضروري بوده و در امتداد آن افزايش گستره اين دولت تا فرات را در بر خواهد گرفت.
چهارم اين‎كه اين طرح در راستاي طرح آمريكايي برنارد لوئيس مبني بر لزوم تشكيل اولين كشور قومي است كه براي غرب آسيا در قرن 21 تدوين شده بود.طبق اين طرح، نظام‎هاي سياسي دنيا به‎ويژه منطقه غرب آسيا بايد به حاكميت‎هاي كوچك و واحدهاي سياسي كوچك تقسيم شوند و اين واحدهاي كوچك بايد براساس قوميت‎ها، طوايف، مذاهب(نه اديان) و حتي گروه‎هاي نژادي تقسيم‎بندي گردند. اين طرح در واقع همان طرح خاورميانه جديد است كه درسال 2008 براي نخستين بار كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه وقت آمريكا، در كنفرانس آناپوليس اعلام كرد تا يك تنفس مصنوعي به رژيم صهيونيستي پس ازشكست در سال 2006 بدهد.اين طرح همواره با مخالفت فلسطيني‎ها مواجه گرديده و با توجه به سابقه بد آن در اذهان آنان قطعا با مخالفت‎هاي بيش‎تري مواجه خواهد شد.
پنجمين مشكل نيز سابقه يهوديان و صهيونيست‎ها در سرزمين فلسطين است. رژيم صهيونيستي در حالي براي توجيه اقدام خود مبني بر تشكيل دولت خالص يهودي از سابقه سرزميني خويش سخن مي‎گويد كه اين ادعا نادرست مي‎باشد. آنان اولين ساكنين فلسطين نبودند، بلكه زماني بسيار طولاني، قبل از اين‎كه آن‎ها به فلسطين بيايند اين سرزمين داراي سكنه بود، و از سابقه تمدن ده هزار ساله برخوردار است.
در 3500 سال پيش از ميلاد، اقوام سامي از قلب حجاز به سوي مصر، عراق، سوريه، لبنان و فلسطين كوچ نموده و اقوامي چون اعراب كنعاني در فلسطين سكني گزيدند و اولين ساكنين شناخته شده در فلسطين، كنعاني ها، مردماني شهرنشين و داراي تمدني پيشرفته، بودند كه حدود دو قرن قبل از ميلاد، دولتي تحت عنوان «كنعانيه» را در آن‎جا تأسيس نمودند. آنان با تحريف تاريخ نخواهند توانست به هدف خود دست بيابند ضمن اين‎كه بسيار بعيد است كه مردم يهود هم از ايده آنان استقبال كنند. رهبر معظم انقلاب سال‎ها قبل درباره تشكيل دولت يهود به نكته جالبي اشاره كرده بودند. به تعبير ايشان: « اساساً تشكيل دولت يهودي يا به تعبير درست‎تر، دولت صهيونيست در اين نقطه از دنياي اسلام، با يك هدفِ بلندمدتِ استكباري به وجود آمد.
اصلًا به وجود آوردن اين دولت در اين نقطه حسّاس كه تقريباً قلب دنياي اسلام است يعني قسمت غرب اسلامي را كه آفريقاست، به قسمت شرق اسلامي كه همين خاورميانه و آسيا و مشرق است، متّصل مي‎كند و يك سه‎راهي است بين آسيا و آفريقا و اروپا براي خاطر اين بود كه در بلند مدت، تداوم سلطه استعمارگرانِ آن روز كه در رأسشان دولت انگليس بود بر دنياي اسلام باقي بماند و اين‎طور نباشد كه اگر يك‎وقت دولت اسلامي مقتدري مثل دوران‎هايي از حكومت عثماني به وجود آمد، بتواند جلوي نفوذ استعمارگران و انگليس و فرانسه و ديگران را در اين منطقه بگيرد. لذا يك پايگاه براي خودشان درست كردند. بنابراين طبق اسناد تاريخي، تشكيل حكومت صهيونيستي در آن جا، بيش از آن چه كه آرزوي مردم يهود باشد، يك خواست استعماري دولت انگليس بود. شواهدي وجود دارد كه در همان زمان بسياري از يهودي‎ها اعتقادشان اين بود كه احتياجي به اين دولت نيست؛ اين دولت به نفعشان نيست؛ لذا گريزان بودند. بنابراين، اين يك آرزو و ايده يهودي نبود؛ بيش‎تر يك ايده استعماري و يك ايده انگليسي بود.»
تصويب قانون نژادپرستانه «دولت يهود»، قبل از اين‎كه به نفع صهيونيستها تمام شود، به ضررشان تمام خواهد شد؛ چرا كه به تعبير نشريه دويچه وله دري آلمان، تاسيس اين دولت، «نكبت» براي فلسطيني‎ها به شمار مي‎آيد. آنان نكبتِ تشكيل دولت يهود را تحمل نخواهند كرد.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

آقاي روحاني! شما زيبا سخن مي‎گوييد و زيبا شعار مي‎دهيد، اي كاش در عمل كردن خود را زيبا نشان مي‎داديد. شما در لباس روحانيت كه مظهر ديانت و تقواست، در برجام عزت اسلام و ايران را خدشه‎داركرديد.
7521...0937

آقايان ظريف، روحاني و لاريجاني شما با اين گرگ‎هاي‎هاي آدم‎خوار مذاكره مي‎كنيد كه چه؟ در اين 5سال چه عايدتان شده؟
8313...0919

آقايان پدافندي! كي مي‎خواهيد بيدار شويد؟ اين ترا ريخته كه مردم و كشاورزي ايران را دارد نابود مي‎كند.
2622...0913

وقتي بازار تجارت و سرمايه در داخل، به‎خاطر بي‎غيرتي و پستي يك عده، گرفتار نا امني است‎، هيچ خارج‎نشيني‎حاضر نخواهد شد خطرپذيري كند و اين‎جا بد گذراني‎كند.
8895...0919

آقاي لاريجاني مدافع سرسخت برجام و رفيق جون جوني دولت. ثمره 5 سال برجام برجام گفتنتان كه اقتصاد يك ملت را فداي آن كرديد و فكري به حال توليد داخل نكرديد شد اين بيانيه اروپايي كه در آن غرب در موضع طلب‎كارانه ايران را سرزنش نموده و نامي از تعهدات خود غرب در برجام نمي‎آورد. يعني علاوه بر بدتر شدن اوضاع معيشتي مردم، تصويب 20 دقيقه‎اي و اجراي يكطرفه برجام گستاخي غرب عليه ملت عزيز ايران را صد برابركرده. حال جناب‎عالي به جاي عذرخواهي از ملت و مختومه كردن پرونده برجام و مكلف كردن دولت به رسيدگي به وضع سخت معيشتي مردم دنبال تصويب اف.‎اي.تي‎.افي هستي كه بدتر از برجام اين‎بار امنيت را هم به چالش مي‎كشد.
7211...0990

حفظ عزت ملي و دستاوردهاي منطقه‎اي و جهاني انقلاب لازمه‎اش ديپلماسي انقلابي است.
يك شهروند

در شرايط كنوني جراحي اقتصادي كشور جز از راه اقدام فوري و بدون ملاحظه قوه‎قضائيه به سرانجام نخواهد رسيد؛ چون حلقه رانت‎خوار و وابسته به آمريكا در بدنه نظام لانه دارد! توصيه سودي ندارد!
2418...0911

وقتي مسوؤلان عنوان مي‎كنند كه مي‎خواهند با فساد، دزدي، حرام‎خواري، اختلاس و... مبارزه كنند مردم پوزخند مي‎زنند و سرتكان و مي‎گويند بشنو و باور نكن، نمونه‎اش با نجومي بگيران چه كردند كه حالا مي‎خواهند با افراد فوق انجام دهند. اساساً نخ اين افراد به يك مسؤول، نماينده وآقازاده‎اي وصل است.
7594...0910

مي‎گويند در بعضي قبايل افريقايي وقتي مي‎خواهند فردي را مجازات كنند او را به درختي كه نزديك لانه مورچه‎هاي خاصي است مي‎بندند، مورچه‎ها در كم‎تر از ساعتي تمام گوشت بدن او را مي‎خورند و تنها اسكلت او باقي مي‎ماند. گويا امروز اين مورچه‎ها به جان انقلاب افتاده‎اند.
يك شهروند

به نظر من اولين تغيير و تحول در دولت فعلي آقاي ... است كه در مدت 5 سال نشان دادكه توان مديريت در اداره كشور را ندارد.كسي كه آلودگي هوا و مشكل زيستي و گشايش اقتصادي و حتي آب خورن ملت را در برجام گره مي‎زند و نگاهش به غرب است به درد اين كار نمي‎خورد. دولت انقلابي و جهادي دولتي است كه از جنس رجايي و باكري و چمران باشد، اميدش به خدا باشد نه به كدخدا.
7521...0937