صفحه اول

در مصاحبه با دكتر ميركاظمي وزير اسبق نفت و بازرگاني مطرح شد
تحليلي جامع از علل و عوامل وضعيت اقتصادي امروز

اشاره: هر دولتي به لحاظ شعارها و اعلام برنامه‎ها از همان آغاز به كار و به لحاظ رويكردهاي اجرايي از اواسط دوره فعاليت، با انتقاداتي مواجه مي‎شود. نحوه مواجهه دولت‎ها با اين انتقادات به‎ويژه در ايران تا حد زيادي تابع روحيات رأس دولت‎ها - يك زمان نخست‎وزيرها و در سه دهه اخير رؤساي جمهور - بوده است. گويا به نظر منتقدان، نحوه مواجهه رئيس دولت «تدبير و اميد» با نقدها به‎قدري «خاص» بوده است كه در هر اظهار نظري درباره عملكرد و كارنامه اين دولت و نيز وضع امروز اقتصادي كشور و معيشت مردم، نمي‎توانند گريزي به آن نداشته باشند. آن‎چه در ادامه مي‎خوانيد، گزيده‎اي از مصاحبه خبرگزاري فارس با ميركاظمي - نماينده سابق مجلس و وزير اسبق نفت - است.

اوضاع احوال امروز اقتصاد كشور به‎ويژه معيشت مردم را چگونه مي‎بينيد؟ ما در روزهاي گذشته شاهد تجمعات اعتراضي از سوي برخي كسبه و بعضا مردم بوديم كه به ناآرامي هم كشيده شد...

ميركاظمي: اوضاع احوال اقتصاد كشور كه بد شود حال مردم هم بد مي‎شود و ما امروز اوضاع احوال خوبي نداريم و مردم بحق نگران وضع معيشت خود هستند. از يك طرف با بيكاري گسترده مواجهيم و نرخ آن افزايش يافته و ضريب جيني و فاصله طبقاتي زياد شده است. متوسط درآمد سرانه مردم كاهش يافته است و مردم حس نمي‎كنند كه تورم يك رقمي است و جوانان هيچ اميدي به آينده براي خود با وضع فعلي اقتصاد كشور متصور نيستند، پس در اين شرايط نمي‎توانيم بگوييم مردم با اوضاع خوبي مواجه هستند. قاعدتاً بايد در اين شرايط تصميمات اساسي گرفته شود و البته اي كاش كه قبلا پيشگيري مي‎شد و به هشدارهاي منتقدان توجه مي‎كردند. ما در دوره نمايندگي هم در مجلس در تذكرات و سخنراني‎ها مرتب مي‎گفتيم كه اين روند حركتي دولت مشكلات فراواني را در آينده ايجاد مي‎كند.

چه نوع روند حركتي؟

ميركاظمي: همين روند كه چند سال مسائل داخلي كشور را به خارج گره زدند و فرصت را از دست دادند. نه تنها دولت فرصت از دست داد، بلكه بخش خصوصي را هم معطل نگه داشت. از ابتدايي كه مذاكرات شروع شد هيچ كس نگفت 5 سال تا به ثمر نشستن ظاهري آن طول مي‎كشد، بلكه دائم سخن از سه ماه و دو ماه ديگر بود.

بخش خصوصي ناگاه به عقب نگاه كرد و ديد حدود پنج سال گذشته و برجامي تصويب شده است كه مفاد آن هماني است كه آمريكايي‎ها از قبل در منشور خود مطرح كرده بودند و در نهايت چيزي براي جمهوري اسلامي ايران به ارمغان نداشت.

اين در حالي بود كه همه كارشناسان مكرر اعلام مي‎كردند كه 20 و نهايت 30 درصد مشكلات كشور از خارج ناشي مي‎شود و 70 تا 80 درصد مشكلات ما ريشه در تصميم‎گيري‎هاي داخلي و سياست‎گذاري‎هاي اقتصاد دولت دارد، بنابراين اين هم از جهتي ديگر زمان را از دولت گرفت.

* دولت «تدبير و اميد» ماهيت تحريم‎ها را نمي‎شناخت

شما خاطرتان هست وزراي پيشنهادي دولت يازدهم در جريان اخذ راي اعتماد از مجلس مكرر عنوان مي‎داشتند كه دولت جديد با رويكرد به سرانجام رساندن مذاكره با غرب بر سر كار آمده است. اين نشان مي‎داد آن‎ها اساساً ماهيت تحريم‎ها را نمي‎شناسند و هر چند كه ما به آن‎ها گوشزد كرديم كه دشمني غرب با ما جدي است و بالا و پايين نظام را از هم تفكيك نمي‎كند و ميان دولت‎هاي هفتم، هشتم، نهم، دهم و يازدهم تفاوتي قائل نيستند و با اصل نظام مشكل دارند، اما وزراي دولت يازدهم با ساده‎انگاري تصور مي‎كردند كه با مذاكره همه مسائل و مشكلات ميان ايران و غرب حل مي‎شود و روي همين حساب به‎عنوان مثال چيني‎ها را از برخي پروژه‎ها بيرون كردند در حالي كه بيع متقابل بود و نبايد لغو مي‎شد.

اين وزيران با اين نگاه وارد دولت شدند و تصور كردند كه 100 ميليارد دلار در نتيجه توافق با غرب وارد كشور مي‎شود و متاسفانه به سخنان منتقدان كه برخي سال‎ها به علت حضور در سمت‎ها درگير تحريم بوده و مي‎دانستند كه غرب چگونه به تحريم‎هاي ايران نگاه مي‎كند، توجه نكردند حتي به هشدارهاي رهبر معظم انقلاب هم توجه نكردند، در نتيجه فرصت از دست رفت مردم ما امروز قرباني فرصت از دست‎رفته ناشي از جهت‎گيري‎هاي غلطي كه دولت برمبناي محاسبات غلط در پيش گرفته است، هستيم؛ از جمله گره زدن سرنوشت اقتصاد كشور به خارج، يعني 80 درصد به 20 درصد گره زدند.

*ريشه برچسب زدن‎ها به منتقدان دولت

مكرر شاهد بوديم كه دولتمردان در واكنش به نقدهاي منتقدان آن‎ها را معادل كاسبان تحريم فرض و معرفي مي‎كردند.

ميركاظمي: بخشي از اين برچسب زدن‎ها ريشه صهيونيستي و انگليسي دارد. شما در سطح بين‎الملل هم شاهد هستيد كه عناصر انقلابي را با برچسب تروريست به دنيا معرفي مي‎كنند. اين‎جا هم دقيقا همين‎طور. سخنان منطقي را با يك برچسب باطل و خود را محق نشان مي‎دهند.

گويا توده‎اي‎ها و چپي‎ها هم سابقه چشمگيري در برچسب زدن به مخالفان دارند؟

ميركاظمي: بله، در كل، طيف‎هايي كه به خارج وابستگي دارند و از آن‎جا خط مي‎گيرند به مخالفان خود برچسب مي‎زنند.

* امروز چه كسي بايد آب و صابون بياورد و صورت ديگري را بشويد؟

شما خاطرتان هست كه در تبليغات انتخابات برخي مي‎گفتند بايد فرداي انتخابات آب و صابون بياوريد و روي‎تان را بشوييد. حالا چه كسي بايد آب و صابون بياورد و صورت ديگري را بشويد؟ آيا واقعا بابت وضع امروز كشور و سرنوشت وعده‎هايشان از مردم عذرخواهي كردند؟

يا مثلاً شاهد بوديم منتقدان را حواله به جهنم مي‎دادند، در حالي كه آن زمان نمايندگان منتقد در مجلس نهم مي‎گفتند متني كه به‎عنوان برجام تصويب شده با آن چه به‎عنوان تعهدات دو طرف از تريبون‎ها اعلام مي‎شود، متفاوت است و جالب است كه دقيقاً هر چه منتقدين آن روز مي‎گفتند، اتفاق افتاد ولي برخورد دولت چگونه بود؟ عليرغم اين‎كه مي‎گفتند ما پذيراي انتقاد هستيم ولي برخورد خشني با نقطه نظرات مخالفان مي‎شد.

حتماً يادتان است سوالي در صحن مجلس از وزير اسبق ارشاد در دولت يازدهم با موضوع ممانعت از آزادي بيان پرسيدم كه منجر به دريافت كارت زرد از سوي او شد.

در آن زمان فشار سنگيني روي رسانه‎هاي منتقد بود هم يارانه آن‎ها را كاهش داده بودند و هم بيش‎ترين مراجعه عليه رسانه‎ها به دادگاه از سوي دولت بود كه به انواع مختلف از منتقدان شكايت مي‎كرد و فضاي مسمومي برضد آن‎ها به انداخته بود.

* منتقد بايد 2 تابعيتي مي‎بود تا شناسنامه‎دار محسوب شود؟

آقاي رئيس جمهور كه در هيچ سخنراني نبود كه از گذشته سياه نمايي نكند و نكوشد كه با برچسب زدن منتقدان را از ميدان به در كند، اما اي كاش گوش مي‎كردند و يك درصد احتمال مي‎دادند منتقدان سخن درست مي‎گويند. تا امروز اين هزينه را مردم نمي‎پرداختند.

آقاي رئيس جمهور مي‎گفتند اگر كسي با شناسنامه انتقاد كند ما مي‎پذيريم...

ميركاظمي: همه منتقدان شناسنامه داشتند. منظور از شناسنامه چيست؟ يعني منتقد بايد برود در بي‎بي‎سي و VOAصحبت كند تا شناسنامه‎دار محسوب شود؟ آيا نماينده مجلس كه آن زمان از روند مذاكرات با 1+5 انتقاد مي‎كرد، شناسنامه‎دار نيست؟ آيا صاحب‎نظران و كارشناسان داخلي شناسنامه‎دار نيستند؟ منظور رئيس جمهور از شناسنامه چيست؟ يعني بايد 2 تابعيتي باشد؟

در كل، برخورد خوبي با منتقدان از سوي دولت نشد و‎اي كاش روش خود را عوض مي‎كردند و با شيوه‎اي اسلامي و بررسي نظر منتقدان به كارگيري آن‎ها بخشي از مشكلات كه امروز با آن مواجه هستيم را پيشگيري مي‎كردند. امروز تغيير شرايط خيلي مشكل است اما پيشگيري از قبل بسيار آسان‎تر بود و هزينه كم‎تري داشت.

جداي از رويكرد چندساله و ثابت دولت يازدهم و دوازدهم آيا در همين مقطع شش ماهه اخير اقدام اشتباه و يا خبط خاصي منجر به شرايط نابسامان و فاقد ثبات امروز اقتصادي كشور شده است؟

ميركاظمي: در 5 ساله گذشته به علت نگاه به بيرون از سوي دولت به توان داخلي كم‎تر توجه شد.

* دولت بيش‎تر از آن‎كه كشور را مديريت كند، «خود» را اداره كرد

در حقيقت، دولت بيش‎تر از آن‎كه كشور را مديريت كند، خود را اداره كرد. اگر شما بخواهيد كشور را اداره كنيد يعني براي آن برنامه داريد و منابع متناسب با آن را فراهم مي‎كنيد و شروع به كار مي‎كنيد كه هم براي استان‎ها و شهرستان‎هاي مختلف برنامه داريد و هم براي طرح‎ها و پروژه‎ها و دستگاه‎ها و كنترل شاخص‎هاي كلان كشور، ولي ما امروز شاهديم كه دولت فقط «اداره» كرده است و به هيچ كار اساسي و اصولي دست نزده است.

شما سري به استان‎ها و شهرستان‎ها بزنيد تا ببينيد كه براي كوچك‎ترين مسائل اجرايي چند سال است كه هيچ اقدام مثبتي صورت نگرفته است؛ چراكه منابعي براي آن وجود نداشته است؛ حال، چرا منابع نيست؟

چون دولت با ذوق‎زدگي و از آن‎جا كه تصور مي‎كرد ارزهاي خارجي در نتيجه توافق با غرب به كشور سرازير مي‎شود و اقتصاد شكوفا مي‎شود، شروع به هزينه‎تراشي كرد. از همان اوايل كه من نماينده مجلس نهم هم بودم، بارها در مصاحبه‎ها و نطق‎ها هشدار دادم كه در شرايط فشار دشمن هزينه‎هاي جاري كشور را افزايش ندهيد و لجام‎گسيخته بالا نبريد، اما اصلاً به آن‎ها توجهي نشد چون در حال و هوايي بودند كه فكر مي‎كردند تحريم‎ها به‎زودي لغو شده و ديگر هم باز نخواهد گشت كه بيش‎تر روياهايي بود كه با واقعيات عيني تطبيق نداشت و به‎طور كلي گوش خود را بسته بودند به روي سخناني كه از روي دلسوزي نسبت به منافع ملي و به قصد تشريح طرح‎هاي دشمن عنوان مي‎شد.

دولتمردان اين‎گونه پاسخ مي‎دادند كه دشمن ما «مؤدب» است و مي‎توان با او به تفاهم رسيد و اين منتقدان داخلي هستند كه مشكل‎ساز هستند؛ چرا كه همگي كاسب تحريم‎اند.

هزينه‎هاي جاري كشور امسال به بيش از 280 هزار ميليارد تومان مي‎رسد در صورتي‎كه در آخرين سال دولت دهم 89 هزار ميليارد تومان بوده است.

براي تأمين اين هزينه بالاي جاري كشور، نگاه اين نبود كه ما در تحريم هستيم، بلكه بر اين مبنا قرار داشت كه مذاكرات به نتيجه خواهد رسيد، تحريم‎ها لغو خواهد شد، سرمايه‎گذاري افزايش خواهد يافت، در نتيجه مي‎توانيم ماليات بيش‎تري بگيريم و مي‎توانيم هزينه‎ها را جبران كنيم، در حالي‎كه ما حداكثر مي‎توانستيم 100 هزار ميليارد تومان را از نفت و همين مقدار را از ماليات تأمين كنيم و براي تأمين مابقي منبعي وجود ندارد، در نتيجه بايد به سراغ فروش دارايي و استقراض رفت و اين همان كاري بود كه دولت در همين سال‎ها كرد كه نقدينگي را به بالاي 1550 هزار ميليارد تومان رساند و به آن معناست كه دولت براي جبران هزينه‎هاي لجام‎گسيخته به خلق پول پرداخته است.

* نقدينگي بالا در كشور ريشه در ذوق زدگي دولت نسبت به برجام دارد

اين خلق پول يعني تورم، تورم يعني فشار بر اقشار ضعيف جامعه، افزايش ضريب جيني و بيش‎تر شدن فاصله طبقاتي به‎طوري كه شاهديم دولت روزانه عده‎اي را زير خط فقر مي‎فرستد، پس ريشه نقدينگي بالا در كشور ناشي از ذوق زدگي و افزايش هزينه‎هاي لجام‎گسيخته كشور است.

دولت از ايجاد اشتغال آمار مي‎دهد كه طبيعتاً بخشي از آن مربوط به جذب نيروها در دولت است. طبيعتاً بخشي از افزايش هزينه‎هاي دولت مربوط به ايجاد اشتغال است.

ميركاظمي: متأسفانه اتفاقاً اشتغال مغفول مانده و قرار نيست دولت اشتغال ايجاد كند، بلكه بايد ايجاد زمينه كند تا بخش خصوصي ايجاد اشتغال كند، ولي وقتي هيچ منبعي براي پشتيباني و زمينه‎سازي اشتغال نداريد و صرفاً هزينه جاري مي‎دهيد، معلوم است كه افزايش اشتغال، رشد اقتصادي و رونق صنعت و كشاورزي در استان‎ها رخ نمي‎دهد و برنامه‎هاي آمايش سرزميني متوقف مي‎شود. كارهاي عمراني تعطيل مي‎شود سرمايه گذاري دربخش‎هاي زيرساخت، كشاورزي، خدمات، انرژي و.... تعطيل مي‎شود.

* بايد سالي 2 هزار مگاوات به ظرفيت توليد برق كشور اضافه مي‎شد

در اين سال‎ها چند هزار مگاوات افزايش ظرفيت داده شده است؟ حداكثر 2 هزار مگاوات كه آن هم احتمالاً پايه‎اش از دولت نهم و دهم گذاشته شده است. در حالي كه مي‎بايست بدبينانه سالي دوهزار مگاوات به ظرفيت كشور اضافه مي‎شد اين در حالي است كه در دولت قبل كه به ناحق درباره آن سياه‎نمايي مي‎كنند حدود سي هزار مگاوات به ظرفيت كشور اضافه شد.

آيا امكان افزايش بيش از اين ميزان در اين دولت وجود داشت؟

ميركاظمي: بله، اگر به حل مسايل داخلي مي‎پرداختند و هزينه‎هاي جاري را كنترل مي‎كردند، به هر حال بايد سرمايه‎گذاري مي‎كردند. درآمد حاصل از هدفمندسازي يارانه‎ها كجا رفته است؟

بالاخره يك مقداري از آن را بايد اختصاص به افزايش ظرفيت توليد برق كشور مي‎دادند كه امروز خاموشي نزنند. پيك خاموشي كشور هرساله مردادماه بود، اما امسال در تيرماه خاموشي‎ها آغاز شده است و امروز روزي چند ساعت برق‎ها را در همه جاي كشور قطع مي‎كنند.

چرا بودجه لازم به وزارت نيرو داده نشده و از سرمايه‎گذاران در اين بخش حمايت نشده است؟ مگر برجام امضا نشد؟ پس چرا سرمايه‎گذاري صورت نگرفت؟ اين‎ها سوالاتي است كه همه پاسخش از قبل قابل پيش‎بيني بود.

* هزينه‎ها را بالا بردند و براي جبران، خلق پول كردند

دولت متأسفانه گوشش را به روي اين پرسش‎ها بسته بود. هزينه‎ها را بالا بردند، براي تأمين اين افزايش هزينه خلق پول كردند. خلق پول يعني آفت و زهري كه به جامعه تزريق شد چون اين پول نيز به سمت توليد نرفت، از اين‎رو كارخانجات و شركت‎ها تعطيل مي‎شوند. شما ببينيد چند درصد كارخانجات در همين دولت تعطيل شد؟ پس نه‎تنها سرمايه‎گذاري نكردند بلكه بيكاري را هم در كشور رقم زدند. اينها همه ناشي از راهبردهاي غلطي است كه سرنوشت كشور را به خارج گره زد.

* نمي‎توان با چوب و زور ارزش پول ملي را حفظ كرد

وقتي نقدينگي را به بالاي 1550 هزار ميليارد تومان مي‎رسانند، مگر مي‎توانيد توقع داشته باشيد كه ارزش پول پايين نيايد؟ مگر مي‎توان با چوب و زور ارزش پول ملي را حفظ كرد؟ بايد با تدبير ارزش پول را نگه مي‎داشتند. با روش‎هاي درست اقتصادي و انضباط بايد در اين مسير تلاش كرد نه با بي‎انضباطي و برداشت از صندوق توسعه ملي.

من در مجلس نهم از وزير وقت اقتصاد سؤال كردم كه چرا برداشت‎هاي مكرر از صندوق توسعه ملي صورت مي‎گيرد؟ برداشت‎هايي كه به وسيله آن خلق پول صورت داده و به جامعه تزريق كردند.

امروز به دنبال چه مي‎گردند؟ اگر هزينه‎ها را لجام‎گسيخته بالا نمي‎بردند كار به اين‎جا نمي‎رسيد. اين صحبتي كه امروز آقاي روحاني مطرح مي‎كند مبني بر كاستن از هزينه‎ها بايد ابتداي دولت يازدهم مطرح مي‎كرد.منتقدان اين سخنان را از ابتداي كار اين دولت خاطرنشان و تأكيد مي‎كردند كه دشمن ما را از هم تفكيك نمي‎كند و روحاني و احمدي‎نژاد و خاتمي و موسوي را يكي مي‎بينند، ولي اين ساده‎انگارها با تصور خلاف اين، زمام كشور را به دست گرفتند و با فرصت‎سوزي كه كردند امروز مردم نتيجه بي‎تدبيري آن‎ها را مي‎بينند.

* دولت با نقدها مستانه برخورد كرد

حرف‎هايي كه امروز آقاي روحاني مي‎زند همان حرف‎هايي است كه منتقدان از 5 سال قبل مي‎زنند. حقوق‎هاي كارمندان دولت در اين سال‎ها حداكثر صد درصد افزايش يافته است، اما چرا هزينه‎هاي جاري 300 درصدشده است؟ اين نشان مي‎دهد اساساً فرضيات دولت‎هاي يازدهم و دوازدهم غلط بوده است. با وجود آن‎كه منتقدان نسبت به همه اين پيامدها هشدار دادند، ولي دولت مستانه برخورد كرد و به جاي اين‎كه از نقدها استقبال كند، با برچسب‎هاي ناروا كه گاهي از آن سوي مرزها هم تقويت مي‎شد، كوشيد منتقدان را از صحنه بيرون كند.

* وضع امروز كشور نتيجه فريب دادن مردم در انتخابات است

اين برچسب‎زني‎ها در انتخابات سال گذشته هم تداوم يافت و القا مي‎كردند كه اگر رقيب آقاي روحاني رأي بياورد، دلار 6 هزار تومان خواهد شد و تحريم‎ها برمي‎گردد و.... وضعيت امروز كشور نتيجه فريب دادن مردم است.

برخي از حاميان دولت در پاسخ مي‎گويند اگر رقباي آقاي روحاني در انتخابات 96 پيروز مي‎شدند امروز هم دلار همين قيمت بود با اين تفاوت كه جنگ هم با آمريكا داشتيم، اما امروز دست كم در صلح به سر مي‎بريم و صرفاً دلار بالا رفته است.

ميركاظمي: اين يكي از همان فريب‎هايي است كه مردم امروز ديگر واقعيت آن را متوجه شده‎اند. واقعيت اين است كه دشمن زماني به شما حمله مي‎كند كه احساس كند ضعيف شده‎ايد. اتفاقاً ما معتقد بوديم كه دولت با در پيش گرفتن اين رفتارها زمينه جنگ را فراهم مي‎كند چون اين‎قدر از خود ضعف نشان داده است كه دشمن را تحريك كرده است و حتي بعضي از اين كشورهاي عربي كه زماني جرات نمي‎كردند، اسم ايران را بياورند امروز ما را تهديد مي‎كنند.

من يادم است كه در زمان دولت نهم افتخار اين‎ها اين بود كه به فرودگاه بيايند و رئيس جمهور ايران را در ماشين شخصي خود سوار كنند و به كاخ‎هاي خود ببرند، اما امروز ايران را تهديد مي‎كنند. يعني ما نه اقتدار بين‎المللي و نه منطقه‎اي داريم و نه ميان كشورها انقلابي وجهه‎اي داريم و گاهي مقاومت در منطقه حس مي‎كند كه بازگشت از انقلاب در ايران در حال شكل‎گيري است.

* با تداوم حضور دولتمردان فعلي زمينه براي جنگ فراهم مي‎شود نه در غياب آن‎ها

پس ما نگرانيم كه با تداوم حضور دولتمردان فعلي زمينه براي جنگ فراهم شود نه در غياب آن‎ها و بي‎شك اگر رقباي آقاي روحاني در انتخابات رياست جمهوري انتخاب شده بودند حتما بر روي آن سهم 80 درصدي معضلات امروز كه مربوط به داخل است، توجه مي‎كردند در حالي كه دولت فعلي تا همين هفته گذشته 80 درصد رويكردش توجه به بيرون بود و الان هم در جريان مذاكره با اروپا ظاهراً رويكردشان تغيير نكرده است و اين يعني معطّل گذاشتن نيروهاي مولد داخلي در حالي كه دولت بايد تصريح مي‎كرد كه ما فقط درباره سهم 20 درصدي خارجي‎ها در رونق اقتصادي كشورمان در حال مذاكره هستيم و 80 درصد بقيه بايد در داخل درست شود. و معطل مذاكره نشوند.

زماني كه آب خوردن مردم هم به موفقيت برجام گره مي‎خورد فعالان اقتصادي چگونه به شرايط كشور اعتماد كنند و دست به فعاليت بزنند و سرمايه گذاري كنند. البته امروز كه نه تنها آب بلكه برق كشور هم با بحران مواجه شده است.

برخي در مقام دفاع از مديريت دولت دوازدهم بر اوضاع اقتصادي كشور مي‎گويند، اوضاع كنوني مشابه 2 سال آخر دولت دهم است و فقط به علت كاهش ارزش ريال با ارقام بزرگ‎تري در رشد قيمت‎ها مواجه هستيم والا به نسبت مشابه همان دوران است.

ميركاظمي:اين دولت كار خود را با انتقاد و زير سؤال بردن دولت گذشته آغاز كرد.

در دو سال آخر دولت دهم كه من شخصاً در دولت حضور نداشتم. چه كساني وارد شدند؟ امثال آقاي تركان. به‎طوري كه خود روزنامه‎هاي اصلاح طلب نوشتند بالاخره آقاي احمدي‎نژاد ناچار شد از مديران دولت‎هاي قبلي براي اصلاح امور استفاده كند.

آيا دولت تدبير و اميد قرار بود همانند دو سال آخر دولت دهم كار كند، همان دو سالي كه ما و همه بچه‎هاي انقلابي خود نيز به آن انتقاد داريم؟ اين‎كه پاسخ قانع‎كننده‎اي نيست كه وقتي از دولت منتخب يك طيف انتقاد مي‎شود، فورا دو سال آخر دولت پيشين را به‎عنوان توجيه يادآوري كنند. آيا برخي‎گردن درد نمي‎گيرند از بس كه به عقب برمي‎گردند و از گذشته نمونه و شاهد مثال مي‎آورند؟ در حالي كه امروز بايد پاسخگوي عملكرد خودشان چه به‎عنوان مجري و چه به‎عنوان حامي باشند.

* مركز مبادلات دولت قبل را تعطيل و امروز بعد از 5 سال بازگشايي كردند

در دو سال آخر دولت قبل هم تحريم‎ها آغاز شد و البته مسؤولان آن دولت كمي دير جنبيدند ولي بالاخره يك مركز مبالاتي ايجاد كردند. حال سؤال اين است كه مسؤولان دولت فعلي چرا همان مركز مبادلات را تعطيل كردند و امروز پس از 5 سال به فكر بازگشايي دوباره آن افتادند؟ چون اصلا برنامه ندارند و اقدامات مثبت دولت قبل را هم متوقف كرده بودند در حالي كه اگر از روز اول در دست گرفتن مسؤوليت كمي تأمل مي‎كردند و با تعصب همه كارهاي دولت قبل از خود را زير سؤال نمي‎بردند امروز دوباره مجبور نمي‎شدند برگردند به گذشته و تدبير آن زمان دولت دهم را به كار گيرند.

امروز اعلام مي‎كنند هر كسي مي‎خواهد بيايد با دلار 4200 تومان ثبت سفارش كند. آيا دولت مي‎تواند پاسخگوي همه سفارشات باشد؟ آيا آن طبقه‎بندي كه روي كالاها در دولت قبل صورت گرفت، كار بدي بود؟ چرا آن را به هم زديد كه الان دوباره مجبور به از سرگيري آن شويد؟ چرا موضوع ارز را امنيتي كرديد؟ كه يكي از بزرگ‎ترين خطاهايشان بود و ناشي از بي‎برنامگي‎هاي دولت است.

الان كه هنوز تحريم‎هاي جديد آمريكا اجرايي نشده است پس چرا با اين وضعيت اقتصادي در كشور مواجه شديم؟

ميركاظمي: مسؤولان بايد اين را جواب دهند. اصلاً ما كه 40 سال است در تحريم هستيم. چرا بايد اين قدر اثرگذاري تحريم‎ها بر اقتصاد كشور پررنگ شود؟ مگر سال 92 اوباما اعلام نكرد كه تحريم‎ها عليه ايران بي‎اثر شده است؟ پس چرا يك مرتبه بحث برجام مطرح شد و چرا امروز بايد تحريم‎ها پا روي خرخره مردم بگذارد؟ مگر بي‎اثر نشده بود؟

* مگر به دولت قبل انتقاد نداشتند پس چرا نقدينگي را به 1550هزار ميليارد تومان رساندند؟

آن زمان راه‎هاي مقابله با تحريم‎ها را پيدا كرده بودند و با دور زدن آن‎ها مملكت داشت اداره مي‎شد و مسائل اقتصادي كشور بر عكس امروز امنيتي نشده بود. البته آن زمان هم به خاطر خلق نقدينگي ارزش پول ما كاهش يافته بود، اما دولت فعلي چرا نقدينگي را 470 هزار ميليارد تومان به 1550 هزار ميليارد تومان رساند، مگر اين‎ها به دولت قبل انتقاد نداشتند پس خودشان نبايد آن اشتباه را تكرار مي‎كردند. تا كي مي‎خواهند مشكلات را حواله به دولت قبل دهند؟ پس كي مي‎خواهند پاسخ مردم را بدهند؟

* اعتدال به سخره گرفته شد

دولت بايد دست از سياسي‎كاري بردارد و حرف منتقدان را گوش كند؛ هر چند كه دير شده است، اما هنوز فرصت هست، ولي اين‎كه بخواهند مانند اين 5 سال گذشته يك تنه حركت كنند به اسم اعتدال هر چه نيروي انقلابي است از دستگاه‎ها حذف كنند نتيجه‎اي جز وضع امروز كشور نخواهد داشت. در حقيقت واژه اعتدال را به مسخره گرفتند و با به كارگيري دوتابعيتي‎ها در دولت كاري كردند كه اگر امروز «تقّي به توقّي بخورد» در چشم به هم زدني خود و خانواده‎شان آن سوي مرزها خواهند بود. چنين كساني نمي‎توانند وضع كشور را سر و سامان دهند.

آقاي روحاني نبايد به كساني تكيه كند كه امروز اتفاقي بيفتد مردم را تنها گذاشته و مي‎روند بلكه بايد از همين بچه‎هاي انقلابي استفاده كند كه جان خود را براي انقلاب مي‎دهند. نه از كساني كه مي‎روند مذاكره مي‎كنند براي «گرين‎كارت».

امروز بايد اين‎ها جواب دهند، كه چرا وضع اقتصاد كشور را به اين‎جا رساندند؟ چرا نقدينگي را در اين حجم افزايش دادند؟ چرا تامين اجتماعي بيش از 150 هزار ميليارد تومان از دولت طلب‎كار است؟ چرا منابع براي توسعه كشور پيش‎بيني نكرديد؟ چرا طرح سلامت را با وجود آن‎كه منتقدان گفتند نمي‎توان منابع آن را تامين كرد، اجرا كردند؟ چرا به جاي بالا بردن راندمان بهداشتي كشور فقط پول را به بخش درمان تزريق كردند؟ كه حالا نمي‎توانند بودجه‎اش را تامين كنند.

امروز دولت با جيب خالي و هزينه‎هاي سنگين از يك طرف با بي‎اعتمادي مردم مواجه است. در اين وضعيت جواب چه چيزي را مي‎خواهند بدهند؟ اما هنوز هم دست از سياسي‎كاري برنداشتند.

منظورتان از سياسي‎كاري چيست؟

ميركاظمي: همين كه برخي نمايندگان مي‎آيند طومار تهيه مي‎كنند كه دولت وزرايش را عوض كند در حالي كه اگر قرار به تغيير باشد خود رئيس جمهور مي‎تواند اين كار را انجام دهد. در حالي كه آن كساني كه وضع امروز اقتصاد را به اين‎جا رساندند، بايد پاسخگو باشند، چرا كه من مطمئنم به‎طور مثال وزارت‎خانه صنعت معدن و تجارت يا كشاورزي يا ساير وزراي اقتصادي اصلاً نقشي در وضعيت نابسامان اقتصادي امروز كشور ندارد، پس آن‎هايي كه در پشت صحنه كار مي‎كردند و سياست‎گذاري مي‎كردند و افراد را بر كرسي‎هاي مديريتي مي‎نشاندند بايستي مورد بازخواست قرار گيرند و بعد اخراج شوند. در اين شرايط صرفاً با تغيير وزير چه اتفاقي مي‎افتد؟ مجلس به نظرم عملكرد خوبي در اين زمينه نداشته است، بايد اعضاي دولت وپشت‎پرده‎اي‎ها را فرا بخواند و از آن‎ها سؤال كند و توضيح بخواهد.

برخي مي‎گويند اصلاح‎طلبان امروز نسبت به دولت رويكرد نقادانه‎تري گرفته‎اند در حالي كه اصولگرايان پس از سخنان رئيس جمهور در جمع مديران ارشد دولت و تاكيد بر لزوم صرفه‎جويي و تجديد نظر در برخي رويكردها، حامي دولت شده‎اند.

ميركاظمي: به نظرم اين اصولگرايان بايد به‎جاي آن‎كه به حرف‎هاي رئيس جمهور توجه كنند به اقدامات وي نگاه كنند. آيا عملكرد آقاي روحاني انقلابي شده است؟

شما خودتان از مواضع اخير آقاي روحاني اعلام حمايت مي‎كنيد؟

ميركاظمي: آقاي روحاني در هر جمعي يك جور صحبت مي‎كند؛ با بسيجي‎ها يك جور، با هنرپيشه‎ها طوري ديگر، در جمع مديرانش به گونه سوم، ... ما بايد به شاخص‎هاي عملكردي او نگاه كنيم. آيا اين شاخص‎ها انقلابي است يا نه؟ آيا هنوز چشم اميد به غرب دارد؟

اگر انقلابي بودند همين امروز هسته‎اي را راه مي‎انداختند و در حيني كه صنعت هسته‎اي ما با حداكثر توان كار مي‎كند به مذاكرات ادامه مي‎دادند. چرا كه اگر هسته‎اي را تعطيل كنيم و به مذاكره برويم هيچ نتيجه‎اي عايد كشور نخواهد شد. غربي‎ها در حال تعطيلي هسته‎اي به نظرات ايران توجهي ندارند.

كار انقلابي اين است كه با خروج آمريكا، ايران هم خارج شود و بعد اگر اروپا درخواست مذاكره داشت آن را بررسي كنيم. ولي نه آن‎كه قبل از اين‎كه آمريكا از برجام خارج شود ما اعلام كنيم كه در اين توافق خواهيم ماند. برخلاف ادعاها، دوستان تيم مذاكره‎كننده برجام بلد نيستند مذاكره كنند و ضعيف‎ترين ديپلماسي ما بعد از انقلاب را شكل دادند چرا كه همه داشته‎ها را از كف داده‎اند و چيزي هم به دست نياورده‎اند.

شما معتقديد اصلاح‎طلبان و حاميان دولت چه ميزان پاي انتقادات جدي و فشارهاي خود بر دولت جهت تغيير برخي از اعضاي كابينه خواهند ايستاد؟

ميركاظمي: اصلاح‎طلبان از همان روز اول از دولت آقاي روحاني به‎عنوان «رحم اجاره‎اي» نام مي‎بردند.

* در آينده شاهد انتقادات شديدتر اصلاح‎طلبان از آقاي روحاني هم خواهيم بود

اين‎ها پس از فتنه 88 از صحنه كشور اوت شده بودند اما با چسباندن خود به مرحوم آقاي هاشمي‎رفسنجاني و پس از آن آقاي روحاني خود را دوباره مطرح كردند و امروز احساس مي‎كنند مي‎توانند به تنهايي و با كنار زدن اين رحم اجاره‎اي خود را بالاتر بكشند و چه آقاي روحاني موفق باشد چه نباشد با كنار كشيدن خود از دولتي كه زماني حامي آن بودند با كنار كشيدن خود از صف حاميان دولت تدبير و اميد، براي انتخابات بعدي آماده شوند. در نتيجه در آينده شاهد انتقادات شديدتر اصلاح‎طلبان از آقاي روحاني هم خواهيم بود.

ما از روز اول گفتيم كه دولت آقاي روحاني به هيچ عنوان انقلابي حتي اصولگرا هم نيست و ماهيت كارگزاراني و اصلاح‎طلباني دارد وامروز اين دو طيف بايد پاسخگوي عملكرد دولت تدبير و اميد باشد و امروز نمي‎توانند خود را كنار بكشند و در قامت منتقد ظاهر شوند. دولت تدبير و اميد دقيقا دولت اصلاحات و كارگزاران است. از اين روست كه من حمايت از رئيس جمهور و دولت را به واسطه يك سخنراني عجولانه مي‎دانم چون حرف انقلابي با عمل انقلابي متفاوت است.

البته چهره‎هاي اصولگرا هم فقط به شرط عملياتي‎سازي است از اظهارات اخير رئيس جمهور حمايت كرده‎اند.

ميركاظمي: بله ولي اين صرفاً «يك» سخنراني بوده است در حالي كه ده‎ها سخنراني عليه انقلاب صورت گرفته است.

امروز كه سخن از مذاكره با اروپايي‎هاست چقدر مي‎خواهند به آن زمان بدهند؟ همين آقاي ظريف و روحاني در سال‎هاي 82 و83 دو سال با اروپايي‎ها مذاكره و كشور را معطل كردند و در نهايت هم پرونده ما به شوراي امنيت رفت و بعد هم گردن دولت نهم انداختند و مردم را فريب دادند.

اروپايي كه در آن زمان حتي راضي نبود ايران دو سانتريفيوژ تحقيقاتي داشته باشد چگونه امروز مي‎توان با اتكاي توافق او، هم هسته‎اي داشت و هم رونق اقتصادي در كشور ايجاد كرد؟ عمده تركيب تيم مذاكره كننده در سال‎هاي 82 و 83 همين تركيب هيأت مذاكره كننده فعلي و دولت است. هسته‎اي را تعطيل كردند، اطلاعات دانشمندان هسته‎اي ما افشا شد، بازرسي‎هاي بي‎حساب و كتاب از مراكز هسته‎اي و نظامي كشور آغاز شد، چرخه سانتريفيوژ و ساخت قطعات تعطيل شد، بدون هيچ نتيجه‎اي. حال دوباره مي‎خواهند با همان اروپا مذكره كنند و احتمالا تا انتخابات طول دهند و بعد بگويند مخالفان دولت مانع توافق با اروپا شدند.

شايد با اين فريبكاري‎ها بتوانند عده قليلي را كه آن‎ها هم به دنبال گرين‎كارت هستند، فريب دهند اما قاطبه مردم مسائل را مي‎فهمند.

 سرمقاله

بازخواني اهميت استراتژيكي تنگه هرمز در تهديد نفتي ايران
تهديد منافع ملي ايران، تهديد امنيت انرژي جهاني است

 دكتر محمد ملك زاده

جمهوري اسلامي ايران به لحاظ ويژگي‎ها و امتيازات منحصر به فرد منطقه‎اي، توانسته است جايگاه مهمي در سياست منطقه‎اي و بين‎المللي به‎ويژه از دوره جنگ جهاني دوم به بعد بدست آورد. حداقل سه ويژگي مهم و ممتاز ژئوپليتيكي، ايران را در زمره كشورهاي بسيار مهم و تاثيرگذار بر معادلات منطقه‎اي و جهاني قرار داده است:
1- پيوستگي موقعيت بري ايران با اوراسيا:
اين ويژگي كه ايران را در مركز توجهات جهاني در دوران جنگ جهاني دوم قرار داد، داراي اين اهميت است كه نقش دفاعي ايران را به لحاظ بري و بحري افزايش مي‎دهد.
2- برخورداري از سواحل خليج فارس و درياي عمان:
دومين ويژگي منحصر به فرد ايران دارا بودن سواحل خليج فارس و درياي عمان است كه اين كشور را به آبهاي آزاد متصل مي‎كند. برخورداري از اين ويژگي مهم، ايران را نسبت به ديگر كشورهاي همسايه و حتي منطقه جنوب غربي آسيا متمايز نموده است. منطقه خليج فارس به دليل موقعيت ژئوپليتيكي، به‎عنوان استراتژيك‎ترين نقطه در قلب خاورميانه در تاريخ معاصر بسيار مورد توجه قدرتها بوده است. در دهه‎هاي گذشته، تقاضا براي دريافت انرژي‎هاي خليج فارس در بين كشورهاي اروپايي و آسيايي همواره سير افزايندهاي داشته است. خليج فارس همچنين يكي از مناطق بسيار حساس جهان در ابتداي هزاره جديد محسوب مي‎گردد. چرا كه امروزه تامين كننده استمرار نقش يك قدرت تاثيرگذار جهاني است. حتي برخي تحليلگران سياسي، كسب منافع اقتصادي، قدرت نظامي و افزايش مقبوليت جهاني را پيآمد كنترل بر خليج فارس دانسته‎اند. در حال حاضر خليج فارس از دو بعد عمده مورد توجه قدرتهاي جهاني قرار دارد: بعد اول به لحاظ نقش محوري انرژي در اقتصاد جهاني است كه از اين منطقه تامين مي‎گردد و بعد دوم موقعيت ارتباطي ممتازي است كه جغرافياي خليج فارس را به كانون و نقطه ثقل كريدورهاي ارتباطي جهان مبدل كرده است.
3- تنگه استراتژيك هرمز:
سومين ويژگي منحصر به فرد ايران، در اختيار داشتن تنگه فوق استراتژيك هرمز و برخورداري از موقعيت گذرگاهي است كه ايران را مسلط به بهترين گلوگاه اقتصادي و انرژي جهان گردانيده است. تنگه هرمز كه در نقطه استراتژيك خليج فارس و به‎عنوان شريان حياتي نفت خليج فارس به نقاط مختلف جهان عمل مي‎كند، در وضعيت كنوني كه استكبار در صدد قطع صادرات نفتي ايران از خليج فارس برآمده است مي‎تواند به‎عنوان اهرم پر قدرت فشار جهت خنثي سازي فشارهاي خارجي مورد استفاده قرار گيرد. امروزه تنگه هرمز يكي از راهبردي‎ترين خطوط كشتيراني بين‎المللي در جهان است كه حداقل 20 درصد نفت مصرفي دنيا را تامين مي‎كند. هم اكنون بيش از 75 درصد نفت استخراجي خليج فارس از تنگه هرمز صادر مي‎شود. با توجه به اين‎كه اين آبراه مهم، خليج فارس را به اقيانوس هند و خطوط كشتيراني بين‎المللي در درياي آزاد پيوند مي‎دهد، به‎عنوان مهمترين شاهرگ اقتصادي غرب و كشورهاي خاور دور به شمار مي‎آيد. تنگه هرمز براي كشورهاي ساحلي و همچنين كشورهاي صنعتي نيز اهميت فزاينده‎اي دارد زيرا چرخ اقتصادي كشورهايشان به صادرات انرژي از تنگه هرمز وابسته است بر اساس آمارهاي رسمي، روزانه در حدود 55 كشتي شامل نفتكش‎ها و كشتي‎هاي تجاري از تنگه هرمز عبور مي‎كند.
همگان به اين نكته اذعان نموده‎اند كه به لحاظ صرفه اقتصادي، اين تنگه مناسب‎ترين مسير انتقال نفت و گاز منطقه خليج فارس به سراسر جهان مي‎باشد. به‎طور خلاصه شايد بتوان اهميت تنگه هرمز را در نظريه معروف مكيندر بهتر توضيح داد: بر اساس نظريه مكيندر، «هر قدرتي كه به تنگه هرمز دست يابد، به خليج فارس دست خواهد يافت و هر قدرتي كه به خليج فارس دست يابد به منابع عظيم انرژي دست خواهد يافت در نتيجه هر قدرتي كه منابع عظيم انرژي را در اختيار داشته باشد بر اقتصاد جهان مسلط خواهد شد.» البته جمهوري اسلامي ايران با وجود در اختيار داشتن اين تنگه فوق استراتژيك تاكنون بر حفظ امنيت انتقال انرژي از اين آبراه متعهد بوده است اما بديهي است كه تداوم اين تعهد منوط به آن است كه منافع ملي ايران در معرض خطر قرار نگيرد و چنانچه كشورهاي منطقه و جهان درصدد تهديد منافع ايران برآيند، نبايد انتظار داشته باشند كه ايران متقابلا در صدد تهديد منافع آنان برنيايد. با توجه به اين شايسته است همه كشورهاي منطقه و جهان به اين نكته توجه داشته باشند كه هرگونه تهديد ايران نسبت به قطع صادرات نفت از اين كشور، منافع حياتي آنان را نيز مورد تهديد قرار خواهد داد. اين حق ايران است كه براي دفاع از منافع ملي خويش اجازه ندهد كشورهايي كه منافع اين كشور را تهديد نموده‎اند بتوانند ازادانه به تبادل انرژي از اين شريان اقتصادي دنيا كه در آبهاي سرزميني ايران واقع شده است، استفاده نمايند. بنابراين تهديد به بستن تنگه هرمز يك تهديد جدي در سياست‎هاي نظامي و دفاعي ايران به شمار مي‎رود و اين كشور حق دارد در مقابل فشارهاي قدرتهاي مداخله گر برون منطقه‎اي و يا دشمني كشورهاي منطقه‎اي از تنگه هرمز به‎عنوان ابزار و اهرم فشار متقابل استفاده نمايد.
در حال حاضر كه دولت ايالات متحده آمريكا گزينه تقابل را به ايران تحميل كرده است و آشكارا از براندازي نظام مردمي ايران سخن مي‎گويد؛ و به تعبير تحليلگر روزنامه «راي اليوم»: «دولت آمريكا ايران را مخير كرده بين دو گزينه مطيع شدن و براندازي يكي را انتخاب كند؛ بدين معنا كه ايران يا بايد امتيازاتي بدهد تا پول‎هاي آن مانند ساير كشور‎هاي منطقه دوشيده شود. يا اين‎كه گزينه تقابل را برگزيند.» جمهوري اسلامي ايران مصمم است با تمام قدرت از منافع ملي خويش دفاع نمايد. مسلما اگر چنين تقابلي صورت گيرد، ايران از امكانات گسترده خويش براي ضربه زدن به دشمنانش بهره خواهد گرفت و در اين راه هيچ ترديدي به خود راه نخواهد داد. تاريخ پر افتخار ملت ايران نشان داده است كه مردم اين كشور هيچ گاه در برابر متجاوزان دست بسته نماند و تسليم دشمنان نخواهند شد. جمهوري اسلامي ايران به همراه متحدان نظامي خويش كه از عراق گرفته تا سوريه، لبنان، فلسطين و يمن و مناطق ديگر امتداد دارند، و در جنگ جهاني سوريه در برابر قدرتهاي جهاني شايستگي‎شان را به خوبي اثبات كرده‎اند، بار ديگر پشيماني و شكست را به دشمنان ايران هديه خواهد داد.
در خاتمه جا دارد دولت آمريكا و برخي سران عقب مانده منطقه كه با صرف هزينه‎هاي كلان به بي‎ثبات كردن جامعه ايران براي تحقق خواسته‎هاي خويش دل خوش كرده‎اند را به اين جملات تحليلگر معروف عرب ارجاع دهيم كه به حق مي‎گويد: «آن‎هايي كه بر بي‎ثبات كردن اوضاع داخلي ايران شرط‎بندي مي‎كنند، بايد به ملت ايران توجه كند. ملت ايران شايد در بين خودشان درباره مسائل داخلي اختلافاتي داشته باشند، اما وقتي طوفان‎هاي خارجي آن را تهديد كند، همه طبقات و قوميت‎هاي آن با رهبران ايران متحد خواهند شد.»