صفحه فرهنگي-اجتماعي

يلنا جهاني تازه مسلمان روس
چرا تشيع را برگزيدم؟ / بخش دوم و پاياني

اشاره: در شماره پيش بخش نخست مصاحبه با «يلنا جهاني» دختر تازه مسلمان روسي تقديم حضورتان شد. بخش دوم اين گفت‎و گو در پي مي‎آيد.

* وقتي بيشتر با اسلام آشنا شديد كدام بخش از آن براي‎تان جذابيت بيشتري داشت؟

- من بلافاصله بعد از اسلام آوردن صاحب خانواده شدم، چيزي كه شايد بسياري آرزويش را دارند. بنابراين، من خانواده را هديه‎اي الهي به خودم مي‎دانم، پس مي‎توانم بگويم كه خانواده و اخلاق در خانواده را خيلي دوست دارم و هر روز مطالب جديدي درباره آن مي‎خوانم يا گوش مي‎دهم. به نظر من اگر بنيان خانواده محكم باشد، جامعه با مشكلات كمتري مواجه خواهد شد. اگر خانواده مستحكم باشد، اعضاي آن در برابر زيان‎هاي جامعه مقاومت بيشتري مي‎كنند و به راحتي تسليم آن نمي‎شوند. در ضمن خوب است اين را هم بگويم كه من يكي از بينندگان پر و پا قرص برنامه «درس‎هايي از قرآن» هستم و مطالب بسياري را از آن ياد مي‎گيرم.

* واكنش خانواده‎تان در برابر اسلام آوردن شما چه بود؟

- اولين باري كه والدينم متوجه شدند كه من به اسلام علاقمندم، خيلي ناراحت شدند و بلافاصله با من صحبت كردند بلكه دست از تحقيق بردارم. در آن زمان من مشتاقانه به سؤالاتشان پاسخ دادم، به اميد اين‎كه آنان را متقاعد كنم كه تحقيق راجع به هر چيزي جايز و حتي خوب است. اما آن‎ها دركم نكردند و حتي تنها كتابي را هم كه داشتم پنهان كردند. بنابراين تصميم گرفتم تا پنهاني به مطالعه‎ام درباره اسلام ادامه بدهم، اما زمان زيادي طول نكشيد كه دوباره متوجه شدند و اين بار از يك روانشناس دعوت كردند تا با من صحبت كند. آن‎جا بود كه فهميدم اين كشمكش را پاياني نيست، پس اطمينان دادم كه اسلام نخواهم آورد اما در واقع در نهان با مراقبت خيلي بيشتر به تحقيق ادامه دادم.

* آيا بعد از اسلام آوردن در كشورتان برايتان مشكلي به وجود آمد؟

- من پس از فارغ شدن از دانشگاه، اسلام آوردم و بعد از آن از ادامه تحصيل انصراف دادم، بنابراين مشكل خاصي برايم به وجود نيامد. اما مطمئنم كه با داشتن حجاب، پيدا كردن كار برايم غيرممكن بود، چون محجبه‎ها را هيچ شركت يا اداره‎اي به كار نمي‎گيرد. من تنها با نگاه عجيب مردم و همسايه‎ها مواجه شدم؛ آن‎ها مرتب دليل تغيير پوششم را مي‎پرسيدند و باورشان نمي‎شد كه من مسلمان شده‎ام.

* اولين باري كه با حجاب به سطح جامعه رفتيد چه زماني بود و با چه واكنشي مواجه شديد؟

- اولين باري كه با حجاب در سطح شهر ظاهر شدم، بعد از حضور در رايزني فرهنگي ايران و اسلام آوردن بود. در روز بعد از آن به فروشگاه لباس‎هاي اسلامي رفتم و براي خود حجاب كامل تهيه كردم. مردم مسكو زياد به انسان‎هاي اطرافشان و نوع پوششان اهميت نمي‎دهند، چون مردم مختلف با پوشش‎هاي متفاوت حتي خاص در شهر ظاهر مي‎شوند، بنابراين مشكل خاصي نداشتم.

* آيا در دين و آيين مسيحيت هم حجاب وجود دارد؟

- بله، اگر در مسيحيت حجاب وجود نداشت، زن‎ها در كليساها با حجاب ظاهر نمي‎شدند.

* نظرتان درباره حجاب چيست؟

- حجاب يكي از آن چيزهايي است كه مرا جذب اسلام كرد و اين جاذبه باارزش اكنون مرا از نگاه‎هاي آلوده حفظ مي‎كند، بنابراين، امروز اشتياقم به داشتنش بيشتر از قبل است.

* رابطه تان با قرآن چگونه است؟

- متأسفانه آشنايي ام با زبان عربي و قرآن بسيار كم است، از اين رو در حال حاضر تنها به خواندن تفسير و ترجمه روسي اكتفا مي‎كنم. اگرچه گاهي اوقات تلاش مي‎كنم تا با همان تعداد حروف و كلمه عربي كه مي‎دانم چند آيه‎اي بخوانم.

* رابطه حسي و دروني شما با كدام يك از امامان بهتر است؟ چرا؟

- براي من همه امامان، محترم، باارزش و دوست داشتني هستند ولي چون من مفتخر به زندگي در كنار بارگاه منور امام رضا عليه السلام هستم، به ايشان ارادت بيشتري دارم و هرگاه مشكلي در زندگي خودم يا خانواده‎ام پيش مي‎آيد، به ايشان پناه مي‎برم.

* چه زماني و چرا به ايران آمديد؟

- بلافاصله بعد از اسلام آوردن، به عقد يك ايراني درآمدم و در مدت كوتاهي پس از آن به ايران آمدم.

* چطور با همسرتان آشنا شديد؟

- من با همسرم قبل از ازدواج در يكي از سايت‎هايي كه درس‎هاي زبان انگليسي را ارائه مي‎داد ارتباط داشتم، همان هم پايه آشنايي‎مان شد. البته بعدها او براي زندگي به روسيه سفر كرد.

* اين ازدواج در نگرش و شناخت شما از اسلام تأثير داشت؟

- اول اين‎كه من پس از ازدواج متوجه شدم اطلاعاتم از اين دين بسيار ناچيز است و من در اين مدت تنها درب شناخت اسلام را باز كرده‎ام و هنوز وارد آن نشده‎ام. دوم اين‎كه اگر قبل از ازدواج، اسلام تنها يك دين ساده برايم بود، امروز من مي‎دانم كه بدون اسلام اصلاً زندگي نمي‎شود كرد، چون به نظرم، اسلام خود زندگي است.

* از كي در مشهد سكونت داريد؟ چرا آن‎جا را براي زندگي انتخاب كرديد؟

- از ابتداي حضورم در ايران در مشهد سكونت دارم، چون همسرم و خانواده‎شان ساكن اين شهر هستند.

* در اين چند سال زندگي در ايران مردم كشورمان را چگونه ديديد؟ چه خصوصياتي دارند؟

- در همان روزهاي ابتدايي حضورم در اينجا، ايران را نه يك كشور با مردمان متفاوت، بلكه يك خانواده بزرگ و متحد يافتم. برايم حضور باشكوه مردم در راهپيمايي‎ها جالب بود. پخش نذري در ميلاد ائمه(ع) يا محرم و... برايم جذابيت داشت. برخورد مردم با خارجي‎ها خيلي قشنگ بود. پذيرايي ميزبانان از مهمانان بسيار دوست‎داشتني است. تلاش پدران ايراني هم كه براي بقا يا تحكيم بنيان خانواده صورت مي‎گيرد را خيلي دوست دارم و مي‎پسندم. آخرين چيزي كه به ذهنم مي‎رسد، مقام زن در اينجاست. هميشه به من گفته شده بود كه زنان مسلمان كم ارزش يا بي‎ارزشند ولي من پس از حضور در ايران و آشنايي بيشتر با اسلام و فرهنگ ايراني متوجه خلاف آن شدم. اينجا، هر جا احترام و راحتي است، زن‎ها اولند و هر جا سختي و مشقت است آن‎ها آخرند.

* نظرتان راجع به انقلاب اسلامي ايران و شخصيت امام خميني(‎ره) چيست؟

- من اطلاعات زيادي درباره شخص امام‎خميني‎(ره) ندارم اما انقلابي را كه او رهبري كرد و به پيروزي رساند خيلي دوست دارم و اميدوارم كه اهداف انقلاب در تمام جهان فراگير شود. من بسيار شادمانم كه در چنين كشور انقلابي زندگي مي‎كنم و اگر چه نقشي در صورت گرفتن آن انقلاب نداشتم ولي خودم را به ادامه موفق اهداف بي‎نظير آن متعهد مي‎دانم.

* چند فرزند داريد و چندساله هستند؟

- دو فرزند؛ يك پسر هفت ساله و يك دختر چهار ساله.

* به نظرتان وظيفه يك زن مسلمان چيست؟

- همان طور كه در پاسخ يكي از سؤالات قبل خدمت‎تان عرض كردم، نقش زن مسلمان در خانواده بسيار مهم و پررنگ است. زن قبل از هر چيز مادر است و به نظر من وظيفه‎اي جز مادري، تربيت فرزند و شوهرداري ندارد چون كودكان زمان زيادي را با مادر صرف مي‎كنند و تنها با نگاه به مادر به دنبال او مي‎روند و هر آنچه او انجام مي‎دهد، تكرار مي‎كنند، براي مثال؛ چگونه او نماز مي‎خواند، در اوقات فراغتش چه مي‎كند، انرژي طبيعي، آب، برق، گاز و... را چطور مصرف مي‎كند يا چگونه با ديگران گفتگو و معاشرت مي‎كند؟ فكر مي‎كنم همه از زنان، به ويژه زنان مسلمان انتظار مادري دارند، نه رياست يا حضور در سياست. اگر چه در صورت امكان و نداشتن منع شرعي مديريت امور خارج از خانه هم ايرادي ندارد. ما حتي در برخي از موارد مانند پزشكي، پرستاري و معلمي و... به حضور زنان نياز داريم.

* تا به حال كاري براي تبليغ دين اسلام انجام داده‎ايد؟

- براي تبليغ يا صحبت كردن درباره اسلام پيشدستي نمي‎كنم ولي اگر كسي پرسشي داشته باشد كه من جوابش را بدانم يا مشكلي داشته باشد كه من راه‎حلش را بدانم، حتما مطرح مي‎كنم.

* به نظرتان در حال حاضر براي تبليغ اسلام بايد از چه روشي استفاده كنيم كه بهترين نتيجه را داشته باشد؟

- به نظر من، بهترين راه براي تبليغ اسلام نشان دادن سبك زندگي علما و بزرگان دين است. از طريق ساخت فيلم‎هاي بلند يا كوتاه سينمايي يا اجراي نمايش‎هاي جذاب در شهرك‎هاي گردشگري كه ويژه توريست‎هاي خارجي درست شده‎اند. مبلغين، سفرا و كاركنان سفارت‎هاي كشورهاي اسلامي در ديگر كشورها هم تابلوي اسلام در آن نقطه از زمين هستند و اگر آن‎ها از ميان انسان‎هاي ديندار، معتقد و با فرهنگ انتخاب شوند مي‎توانند نقش پررنگي در تبليغ دين داشته باشند.

* رشد اسلام در كشورهاي ديگر را چگونه مي‎بينيد؟ آيا پيشرفت داشته است؟

- آن زمان كه خودم درباره اسلام تحقيق مي‎كردم، مطالب زيادي راجع به مسلمان شده‎ها نمي‎يافتم اما اين سال‎هاي اخير شنيدم و خواندم كه يكي از خواننده‎هاي روس، مسلمان شد، يكي از بازيگرها هم اسلام را قبول كرد. يكي از دوستانم هم كه اهل اوكراين است و در ايران زندگي مي‎كند هر بار كه به كشورش سفر مي‎كند و برمي‎گردد، مي‎گويد؛ انگار اين بار تعداد مسلمانان بيشتر از دفعه قبل شده است.

* آرزوي تان چيست؟

- ان‎شاء‎الله تمامي كساني كه دنبال حقيقت هستند آن را به زودي بيابند. اميدوارم آناني كه هم اكنون در راه حق گام برمي‎دارند، همچنان ثابت قدم و استوار در مسير مستقيم بمانند. و آرزو دارم كه همه آرزومندان به آرامش دروني كه اسلام ارائه مي‎كند، برسند.

* به‎عنوان آخرين سؤال، يك حديث زيبا از ائمه(ع) كه در خاطرتان مانده برايمان ذكر كنيد؛

حديث زيبايي از حضرت علي عليه السلام هست كه ايشان مي‎فرمايند: «كسى كه آخرتش را به دنياى خود بفروشد، از هر دو زيان كرده است.»

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
بخوريد و بهره گيريد اندك كه همانا شما مجرميد.
در آن روز واى بر تكذيب‎كنندگان.
و به‎هنگامي‎كه از ايشان خواسته مي‎شد ركوع كنيد، ركوع نمى‎كنند
در آن روز واى بر تكذيب‎كنندگان.
پس بعد از اين (قرآن) به كدامين سخن ايمان مى‎آورند؟
مرسلات، 50-46
پيام‎ها
1. كاميابى دنيا نسبت به كاميابى آخرت، بسيار ناچيز است.
2. كاميابى از نعمت‎هاى دنيا، نشانه محبوبيت نزد خداوند نيست‎(مجرمان نيز بهره‎مند مى‎شوند.)
3. بهره مجرمان از نعمت‎هاى الهى، فقط بهره مادّى است.
4. زندگى دنيا هر قدر هم طولانى باشد، نسبت به آخرت ناچيز است.
5. از نشانه‎هاى تكذيب عملى دين، ترك نماز است. (ترك نماز در ميان دو كلمه «مكذّبين» قرار گرفته است.)
6. انكار دين و ارتكاب جرم، ملازم يكديگرند.
7. قرآن، شيواترين، تازه‎ترين و شايسته‎ترين پيام براى مردم است.
8. مطالب قرآن هرگز كهنه نمى‎شود و در هر زمان، نو و تازه است.
9. اگر كسى به قرآن ايمان نياورد، به كدام سخن ايمان خواهد آورد.

 پرتوي از حكمت

شاخص هاي محبوبيت نزد خداوند

آيت‎الله شيخ مجتبي تهراني(ره):
چهار چيز است كه خداوند آن‎ها را عطا نمي‎كند، «الا من يحبه» مگر نسبت به كسي كه مورد دوستي خدا باشد... اول «الصمت و هو اول العبادهًْ» (سكوت توأم با تفكر كه آغاز عبادت است). دوم: «و التوكل علي‎الله» حالت توكل به خدا. سوم: والتواضع(فروتني در تعاملات اجتماعي). چهارم: «والزهدفي الدنيا» (و بي‎رغبتي به دنيا) (جامع السعادات، ج1، ص312). حالت تواضع حالتي است كه اگر در انسان باشد، انسان محبوب خدا مي‎شود.
اخلاق رباني، ص 143

 بوستان حكايت

مكاشفه آيت الله بهاء الديني در حرم امام رضا(ع)

حضرت آيت‎الله بهاء الديني(ره) كه از علماي رباني بودند و از ضريح مطهر امام هشتم(ع) جواب سلام مي‎شنيد، روزي فرمود:
من با حضرت مزاحي كردم؛ ديدم مشهد خيلي شلوغ و پر ازدحام است، عرض كردم:
آقا اين‎قدر در اطراف خودتان براي چه جمع كرده ايد؟!
ناگهان عالمي برايم منكشف شد، پرده برداشته شد، ديدم همه اين افراد مورد توجه و عنايت مي‎باشند!
حضرت به يكايك آنان لطف دارند! البته هر كس به تناسب ايمان و معرفت خود بهره مي‎برد و هيچ‎كس محروم نيست.
منبع: نكته‎ها از گفته‎ها، جلد سوم