صفحه آخر

حضرت آيت‎الله مصباح يزدي:
دشمنان ما، دشمن اسلام هستند، نه دشمن ايران

به گزارش پايگاه اطلاع‎رساني آثار حضرت آيت‎الله مصباح يزدي، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در جمع گروهي از مسؤولان مرزباني و درياباني سراسر كشور اظهار داشت: يكي از مسائلي كه كم‎تر در مورد آن انديشيده‎ايم اين است كه رفتارها، موضع‎گيري‎ها، انتخاب‎ها و حتي انتخاب دين ما بر چه معيار و اساسي بوده است؟ اين در حالي است كه تأكيد اصلي انبيا، بخصوص پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بر تقويت بنيان‎هاي فكري و باورهاي اصلي بوده است.

علامه مصباح يزدي با اشاره به وجود انواع تفاوت‎ها و اختلافات بين افراد جامعه گفت: برخي اختلافات، رحمت الهي و سبب بقاي نسل هستند، مانند اختلاف زن و مرد؛ برخي تفاوت‎ها نيز بدون اختيار آدمي و بر اساس عوامل طبيعي است كه قابل تغيير هم نيستند؛ مانند اختلاف در لهجه، قوم، نژاد و مليت؛ اما برخي اختلافات به سبب اختيار افراد بوده و قابل تغيير نيز هستند؛ مانند اختلاف در دين و گرايشات اجتماعي و سياسي. اتفاقاً اختلافاتي كه جدي‎تر است و بيش‎تر موجب درگيري مي‎شود، همين نوع از اختلافات است.

ايشان در پاسخ به اين سؤال كه اصلاً چرا اين اختلافات وجود دارد و چرا همگان يك دين را انتخاب نمي‎كنند كه اختلافي بين آن‎ها نباشد، گفت: اين اختلافات مبتني بر مسائل بنيادين فكري است، و هر كسي بايد اين مسأله را براي خودش حل كند كه آيا دين و مذهب كه به خاطر آن با ديگران اختلاف پيدا كرده، صحيح است يا نه. كساني كه عقل بيداري دارند سعي مي‎كنند اين مسائل را براي خود حل كنند؛ نه اين‎كه صرفاً به خاطر تولد در خانواده‎اي شيعه، شيعه شوند. متأسفانه اين افراد، اندك هستند.

اين مفسر قرآن كريم با استناد به آياتي از قرآن كريم خاطر نشان كرد: خداوند پيامبراني را فرستاد تا راه مستقيم را به مردم نشان دهند، و آن‎ها را در اين جهت به انديشيدن وادارند. همه پيامبران بر دو مسأله ايمان به خدا و روز قيامت تأكيد داشتند؛ اما جا دارد كه درباره اين مسأله تأمل شود كه آيا واقعاً خدايي وجود دارد، يا خير، و آيا واقعاً ما بايد روزي به خاطر اعمالمان پاسخگو باشيم، يا خير. حال، اگر ما تنبلي كرديم و صرفاً به دليل تقليد از پدران، راهي را برگزيديم، آيا در صورت گمراهي، عذري خواهيم داشت؟

آيت‎الله مصباح با اشاره به اين‎كه گاهي عده‎اي مي‎گويند چون ما ايراني هستيم، گفته‎هاي آن مرد عرب به ما ربطي ندارد و ما بايد تابع سنت و آئين نياكانمان باشيم، اظهار داشت: آيا جا ندارد يك انسان سخن پيامبران را بشنود و حد اقل در باره آن‎ها فكر كند؟ آيا اين‎كه صرفاً از رفتارهاي نياكان تبعيت كنيم، ما را به حقيقت مي‎رساند؟ اتفاقاً مشركان هم در برابر دعوت پيامبران چنين استدلال مي‎كردند كه آباء و اجداد ما بت‎پرست بودند؛ ما هم آيين آن‎ها را ادامه مي‎دهيم! آيا چنين منطقي، صحيح و قابل قبول است؟ كم‎ترين كاري كه ما بايد انجام دهيم اين است كه بينديشيم كه آيا سخن پيامبر صلي الله عليه و آله صحيح است، يا نه.

ايشان يكي از نواقصي اصلي جامعه را پذيرش گرايش‎هاي عقيدتي و سياسي از روي تقليد برشمرد، و خاطر نشان كرد: لازم است گاهي در باره خدا، روزقيامت و سخنان انبيا بينديشيم، كه آيا درست است يا خير؛ اگر گفته‎هاي ايشان صحيح است، ما چه وظايفي در برابر خدا داريم؛ چه كارهايي را بايد انجام دهيم، و از چه اموري بايد پرهيز كنيم؛ چه كسي را بايد الگوي خود قرار دهيم، و از فرمان چه كسي اطاعت كنيم؛ اگر آخرتي هست، چگونه به اعمال ما رسيدگي خواهد شد؛ اين‎ها مسايل بنياديني است كه ما بايد براي آن‎ها پاسخي پيدا كنيم.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با تأكيد بر اين‎كه رفتارهاي روزمره ما نيز متأثر از همين گرايش‎هاي عقيدتي و مسائل بنيادين است، ادامه داد: تمام رفتارهاي فردي، تعامل با خانواده و فعاليت‎هاي اجتماعي ما، همگي متأثر از نوع نگرش ما نسبت به اين مسائل است.

علامه مصباح يزدي با اشاره به پديده عظيم پيروزي انقلاب اسلامي و برقراري نظام اسلامي در كشور، اظهار داشت: بايد با خود بينديشيم كه آيا اين پديده عظيم به ما ربطي دارد، و آيا در مقابل آن وظيفه‎اي داريم. با خود بينديشيم و ابتدا اين مسأله را براي خود حل كنيم كه آيا نظامي كه براي برپايي و دوام آن صدها هزار شهيد تقديم شده است، آيا بر حق است، يا خير، وآيا كساني كه جانشان را در اين مسير داده‎اند، بر ما حقي دارند يا خير؟

ايشان با بيان اين نكته كه اگر انقلاب اسلامي‎نبود، بسياري از ما جهنمي مي‎شديم، و با انقلاب اسلامي از هلاكت نجات يافتيم، اظهار داشت: خداوند اين پديده عظيم را به دست يكي از بندگان صالح خود كه به دنبال هيچ پست و مقام و ثروتي نبود، و زندان و تبعيد و داغ فرزند را در اين راه به جان خريده بود، محقق كرد، و ما در سايه اين انقلاب به عزتي رسيديم كه قابل تصور نبود. آيا عزت امروز ما به خاطر ايراني بودن ماست، يا به خاطر اسلام؟ همان اسلامي كه امام(ره) با حركت خود آن را به ما آموخت.

آيت‎الله مصباح يزدي، حضرت امام(ره) را مصداق «داعي الله» خواند، و افزود: او اسلام واقعي را تبيين كرد و عده‎اي نيز به دعوت او لبيك گفتند و حاضر شدند در اين مسير انواع رنج‎ها و شكنجه‎ها را تحمل كرده و جان خود را در اين راه نثار كنند، تا اسلام بر كشور حاكم شود. آيا اين همه شهيد تقديم شد تا ما ايراني شويم؟ مگر قبل از آن ايراني نبوديم؟!

استاد اخلاق حوزه علميه قم خاطر نشان كرد: اگر جنگيدن فقط براي خاك و وطن ارزش داشته باشد، پس بعثي‎ها هم كه در مقابل ايران ايستاده بودند و براي كشورشان مي‎جنگيدند، كار پسنديده‎اي كرده‎اند! ما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه ايراني، عراقي و افغاني بودن كه بر اثر عوامل طبيعي و خارج از اختيار ما بوده، موجب عزت ما نمي‎شود. آن‎چه سبب عزت و افتخار است، ايمان به خدا از روي عقل و اختيار است.

ايشان تفكر براي شناختن راه حق، و به دنبال آن، ايمان به خدا و قيامت را بهترين بهره‎اي دانست كه مي‎توان به بركت خون صدها هزار شهيد از اين انقلاب گرفت، و ادامه داد: اگر كسي اهل دنيا، و فارغ از دين باشد، رفتارهايش ارزشي نخواهد داشت، تلاش‎هاي چنين كساني براي كسب رفاه مادي بيش‎تر خودشان است و به فرمايش حضرت علي عليه‎السلام مانند سگاني است كه عوعوكنان به جان هم مي‎افتند. آن‎چه سبب مي‎شود ما از حيوانيت نجات يافته و اشرف مخلوقات باشيم، ايمان به خدا و عمل بر اساس اين عقيده است.

آيت‎الله مصباح يزدي افزود: امروز هم اگر ما با دشمني روبه‎رو هستيم، دشمن اسلام است، نه دشمن ايران! شاه هم ايراني بود، اما چون نوكر آن‎ها بود، با او مشكلي نداشتند؛ اما امروز كه ايران به بركت اسلام، عزت پيدا كرده، مستكبران عالم كه از همين اسلام سيلي خورده‎اند، با ايران اسلامي دشمن هستند.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم ضمن اشاره به برخي ويژگي‎هاي حضرت امام(ره) اظهار داشت: عظمت امام(ره) حتي دشمنانش را نيز تسخير كرده بود؛ لذا معروف بود كه هنگام سخنراني امام(ره)، رئيس جمهور آمريكا برنامه‎هايش را قطع مي‎كرد تا سخنراني ايشان را به صورت مستقيم براي او ترجمه كنند! اين عزت كجا، و ذلت ايراني قبل از انقلاب كجا؟!

ايشان افزود: زماني ارزش مردم ايران از سگ آمريكايي هم كم‎تر بود و كسي حق تعرض به يك سگ آمريكايي را نداشت؛ اما امروز سران آمريكا ايران را بزرگ‎ترين و خطرناك‎ترين دشمن خود مي‎دانند. آن‎ها پيروزي‎هاي متعدد كشورهاي منطقه را از آن ايران عنوان مي‎كنند، و هر چند وحشيانه به مردم يمن حمله مي‎كنند، اما پيروزي‎هاي مردم يمن را نيز از ايران مي‎دانند.

استاد اخلاق حوزه علميه قم با اشاره به اين‎كه خروج از آن ذلت و رسيدن به اين عزت به دست يك بنده مخلص خدا صورت گرفت، گفت: متأسفانه ما كم‎تر به اين مساله فكر كرده‎ايم كه اسلام و انقلاب منشأ چه بركاتي بوده است.

آيت‎الله مصباح يزدي با تأكيد بر اين‎كه امروز جانشين امام راحل(ره) نيز نقش خود را به خوبي ايفا كرده است، اظهار داشت: زندگي رهبر معظم انقلاب از بسياري از ما ساده‎تر است؛ ايشان در سن 80 سالگي به اندازه سه جوان سي ساله كار مي‎كنند؛ شيوه زندگي و فعاليت ايشان با كساني كه طمع رسيدن به پست و مقام دارند، بسيار متفاوت است؛ و مقايسه رهبر انقلاب با برخي مسؤولان اشرافي به مثابه مقايسه حضرت موسي عليه‎السلام با فرعون، يا پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با ابوجهل است.

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

امام جعفرصادق(ع):
مقرّ خلافت و حكومت حضرت شهر كوفه است و مجلس حُكم و قضاوتش مسجد اعظم آن، و بَيتُالمال و مَحّل سكوُنت ايشان مسجد سهله خواهد بود.
بحارالانوار، ج 53، ص 11

 راه امام

شما بخواهيد، مي توانيد

مساله‎اى را كه مى‎خواهم اكيداً به شما تذكر دهم اين است كه اين معنا كه «نمى‎شود با قدرت‎هاى بزرگ طرف شد» را از گوش‎هاي‎تان بيرون كنيد. شما بخواهيد، مى‎توانيد؛ زيرا پشتيبان شما خداست. اين زمزمه‎هايى را كه ابرقدرت‎ها به وسيله ايادى‎شان كرده‎اند كه تا متكى به يكى از دو قدرت نشويد نمى‎توانيد به زندگى خود ادامه دهيد، صددرصد غلط است. به روى پاى خودتان بايستيد و محكم و استوار با خدا باشيد و سعى كنيد تا قبل از هر پيشرفتى در انسانيت پيشرفت كنيد.
صحيفه امام، ج 15، ص 340

 در پرتو خورشيد

ذوق و نگاه برجسته فرهنگي

ايشان بيش‎ترين رفاقتشان در مدرسه، با آقاي شيخ حسين ابراهيمي ديناني بود؛ كه الا‎ن معروف است به آقاي دكتر ديناني. آقا شيخ حسين، رفيق خيلي صميمي آقا بود. چون آن موقع خصوصيات اخلاقي آقاي ابراهيمي هم خيلي نزديك به آقا بود. خيلي معاشرتي بود. خيلي آدم خوش‎برخورد و خوش‎ذوقي بود. باز در اين قضايا آقا برجستگي داشت. يعني ذوق و نگاه فرهنگي‎اي كه آقا دارند، مال الا‎ن نيست؛ ايشان از همان دوران اين جامعيت را داشتند. مثلاً در مسائل شعر و ادب، ايشان حسابي تسلط داشتند. اهل نظر بودند. به اشعار حافظ خيلي علاقه داشتند. اگر هم كسي سؤال و شبهه‎اي داشت، پاسخ مي‎دادند. چون در يك مقطع، عده‎اي مخالف حافظ بودند. آقا بعضاً برايشان توضيح مي‎دادند و رد شبهه مي‎كردند. آقا شيخ حسين هم چنين ذوقياتي داشت. در بحث فلسفه هم، همان موقع محسوس بود كه آقاي ابراهيمي، گرايش حسابي به فلسفه دارند. از شاگردهاي آقاي طباطبايي بودند. آدم‎هاي لطيف و عارفي بودند. سنخيتشان با آقا بيش از بقيه بود. آن‎چه كه من به ياد دارم، آقا آدم معاشرتي بود. با خيلي‎ها رفيق بود. با آقا سيدهادي خسروشاهي در مدرسه بودند. خسروشاهي كه در واتيكان سفير بود. الا‎ن اهل قلم و صاحب تأليفات است. با ايشان آشنا بودند. با بقيه آقايان هم همين‎طور. اما كسي كه بيش از همه به آقا نزديك بود در مدرسه، آقا شيخ حسين بود؛ دكتر ديناني.
علي‎اكبر ناطق نوري