صفحه كلبه سبز

دو فرمول كاملا اشتباه در تربيت كودكان

اشاره: دو الگو و رفتار غلط وجود دارد كه والدين در تربيت كودكان به كار مي‎برند؛ اين دو شيوه اشتباه در اين مقاله بررسي مي‎شود.

الگوهاي متناقض در تربيت كودك شامل اين موارد مي‎شود:

به نوشته جوان آنلاين؛ تهديدها، رشوه‎ها، وعده‎ها، سخنان نيشدار و طعنه‎آميز، موعظه و سخنراني درباره دروغ گويي و دزدي و آموزش ادب با بي‎ادبي و بي‎احترامي و مواردي از اين قبيل.

الگوهاي معيني كه براي برقراري ارتباط با كودكان به كار مي‎رود تقريبا همواره درست عمل نمي‎كنند يعني گاه برعكس هدف و منظور ما نتيجه مي‎دهند؛ اين الگوها نه تنها ما را در دستيابي به اهداف درازمدتمان ياري نمي‎كنند، بلكه اغلب، خرابكاري هم در خانه به وجود مي‎آورند. الگوهاي متناقض در تربيت كودك شامل اين موارد مي‎شود: تهديدها، رشوه‎ها، وعده‎ها، سخنان نيشدار و طعنه آميز، موعظه و سخنراني درباره دروغ‎گويي و دزدي و آموزش ادب با بي‎ادبي و بي‎احترامي و مواردي از اين قبيل.

تهديدها؛ نوعي دعوت به بدرفتاري

وقتي كودكان را تهديد مي‎كنيم، در واقع آنان را دعوت مي‎كنيم كه عمل ممنوع شده را مجددا انجام دهند. وقتي به كودك مي‎گوييم: «اگر تو يكبار ديگر آن را انجام بدهي …» او واژه‎هاي «اگر تو» را نمي‎شنود.

او فقط اين قسمت از حرف ما را مي‎شنود كه «يكبار ديگر آن كار را انجام بده». بعضي وقت‎ها، كودك اين گفته را اين‎گونه تفسير مي‎كند: «مادر انتظار دارد كه من يكبار ديگر اين كار را انجام بدهم، وگرنه نااميد خواهد شد.»

اين قبيل هشدارها كه شايد از نظر بزرگسالان معقول باشند نه تنها دردي را دوا نمي‎كنند، بلكه كار را بدتر هم مي‎كنند. با اين قبيل هشدارها مي‎توان اطمينان داشت كه آن عمل مخرب و نفرت انگيز دوباره انجام خواهد شد.

هشدار، خودمختاري كودك را به مبارزه دعوت مي‎كند. اگر كودك نسبت به خودش احترام قايل باشد، بايد دوباره نافرماني كند تا به خودش و به ديگران نشان دهد كه آدم بزدل و ترسويي نيست.

پيمان پنج ساله با وجود هشدارهاي بسيار، پرتاب توپ به سمت پنجره را ادامه داد. سرانجام صبر مادر تمام شد و به او گفت: «اگر اين توپ يكبار ديگر به پنجره بخورد، روزگارت را سياه خواهم كرد،خيالت راحت باشد.» يك دقيقه بعد، صداي شكستن شيشه به مادر گفت كه هشدار او چه تاثيري داشته است.

صحنه‎اي را كه پس از تهديدها، وعده‎ها و بدرفتاري پياپي، به وجود آمد، مي‎توان به آساني در خيال مجسم كرد. به عكس، حادثه زيرتصويري است از برخورد موثر با بدرفتاري بدون توسل به تهديدها.

پارساي هفت ساله تفنگ بادي اش را به طرف برادر نوزادش گرفت و شليك كرد. مادر گفت: پارسا به برادرت شليك نكن به هدف شليك كن. پارسا بار ديگر به برادرش شليك كرد. مادر تفنگ را از او گرفت و به او گفت: «به آدم‎ها نبايد شليك كرد.»

مادر كاري را انجام داد كه احساس كرد براي مراقبت از نوزادش و در عين حال حمايت از الگوهاي رفتاري قابل قبول بايد انجام دهد. پارسا عواقب اعمالش را بدون اين‎كه آسيبي به نفسش برسد، آموخت. راه حل‎هاي ارايه شده مشخص بودند: يا بايد تنها به هدف شليك كرد يا بايد امتياز داشتن تفنگ را از دست داد.

در اين حادثه، مادر از به كارگيري آن راه‎هاي متداول پرهيز كرد. وي در راهي كه آشكارا به شكست منتهي مي‎شد، قدم نگذاشت: «بس كن پارسا! كاري بهتر از اين كه به برادرت شليك كني بلد نيستي؟ نشانه‎اي بهتر از برادرت گير نياوردي؟ اگر يك بار ديگر اين كار را بكني، بهت مي‎فهمانم. فقط يك بار ديگر، آن وقت تفنگت را مي‎گيرم.»

پاسخي كه كودك به اين نوع تذكر مي‎دهد، تكرار عمل ممنوع شده خواهد بود، مگر اين كه كودك، آدمي رام و سر به زير باشد. لازم به توضيح نيست كه صحنه بعدي چه خواهد بود. هر پدر يا مادري مي‎تواند به راحتي آن را بازسازي كند.

رشوه گرفتن، فرمول اگر ـ آن وقت

اگر ـ آن وقت نوعي از برخورد است كه در آن، به‎طور آشكار به كودك گفته مي‎شود كه اگر كاري را انجام دهد يا ندهد، آن وقت به او پاداش خواهند داد. اين نوع برخورد نيز همچون برخورد قبلي متناقض است: «اگر با برادر كوچكت خوب باشي، آن وقت تو را به سينما خواهم برد.»

«اگر رختخوابت را دوباره خيس نكني، آن وقت من هم در عيد يك دوچرخه برايت خواهم خريد.»

«اگر اين شعر را ياد بگيري، آن وقت تو را به سفر خواهم برد.»

اين طرز برخورد «اگر آن وقت» ممكن است كودك را گاهي براي رسيدن به اهداف فوري و كوتاه مدت تحريك كند. اما به ندرت اتفاق مي‎افتد كه اين نوع برخورد كودك را به سوي كوشش‎هاي پيگير و طولاني مدت سوق دهد. گفتار ما به او مي‎فهماند كه ما به توانايي او براي تغيير يافتن و بهتر شدن ترديد داريم. «اگر تو اين شعر را ياد بگيري»، يعني اين كه «ما يقين نداريم كه تو بتواني»، «اگر تو ديگر رختخوابت را خيس نكني»، يعني اين كه «ما گمان نمي‎كنيم كه تو بتواني بسترت را خيس نكني.»

پاداش‎هايي هم كه به عنوان رشوه به كودك داده مي‎شوند، از لحاظ اخلاقي ايراد دارند

حالا از پسر بچه‎اي صحبت مي‎كنيم كه مي‎گفت: «من اين فكر را در سر مادرم نگه مي‎دارم كه بد خواهم بود و از اين طريق چيزي را كه مي‎خواهم گير مي‎آورم. البته بعضي وقت‎ها هم ناچارم راستي راستي بد باشم تا يك وقت مادر فكر نكند كه بي‎خود و بي‎جهت به من باج مي‎دهد.»

اين نوع استدلال ممكن است به زودي به داد و ستد و رشوه گيري منجر شود و از كودك يك معامله‎گر بسازد؛ معامله گري كه در ازاي كارهاي «مثبت» و رفتارهاي «خوب» خود تقاضاي پاداش و اضافه حقوق دارد، يا در واقع رشوه مي‎خواهد. برخي از پدر و مادرها در برابر كودكانشان چنان مقيد شده‎اند كه جرات ندارند، دست خالي به خانه بيايند. بچه‎هاي اين قبيل والدين به جاي اين كه هنگام ورود پدر و مادرشان، با يك «سلام» گرم صميمانه به استقبالشان بروند، پشت سر هم داد مي‎زنند كه «براي من چيزي خريدي؟ خريدي؟ خريدي؟»

 كلبه سبز

چند روش براي افزايش اعتماد به نفس

به سختي مي‎توان در شرايط سخت و بحراني اعتماد به نفس خود را حفظ كرد. اما از طرفي اعتماد به نفس مي‎تواند نقش پناهگاه يا مامن را براي شما داشته باشد؛ قايقي محكم و پابرجا كه حتي در توفاني‎ترين درياها هم آرامشش به هم نمي‎ريزد.
اگر اعتماد به نفس نداشته باشيد، قدرت احساسي و ذهني كافي براي پيشرفت نخواهيد داشت و در‎جا خواهيد زد. همچنين هنگامي كه مي‎خواهيد پاي اعتقادات خود بايستيد، اعتماد به نفس كمك زيادي به شما خواهد كرد. اگر به دنيا و زندگي خود در اين دنيا اهميت مي‎دهيد، اعتماد به نفس پشتوانه بزرگي براي شما خواهد بود و باعث مي‎شود كه در هر موقعيتي از زندگي كه قرار بگيريد، از درون احساس قدرت كنيد. اعتماد به نفس چه در روابط شخصي، چه كاري و چه رابطه‎تان با خودتان، تاثير زيادي بر تصميم‎ها و در نتيجه تغييراتي خواهد داشت كه در زندگي‎تان به وجود مي‎آوريد.
صاف بايستيد و انرژي داشته باشيد
آيا حواستان به زبان بدنتان است؟ حالات بدن مي‎توانند بر سلامتي ذهني و فيزيكي شما اثرگذار شوند. در هنگام ملاقات با افراد جديد، در هنگام جلسات كاري يا هر موقعيت ديگري، خميده‎بودن يا قوز‎كردن پيام اشتباهي به طرف مقابلتان مي‎فرستد. در پژوهشي جديد از گروهي از دانشجويان خواسته شد تا با حالتي خميده و از گروهي ديگر خواسته شد كه با جست‎و‎خيز در طول راهرو حركت كنند. پژوهشگران متوجه شدند كه گروه دوم در طول روز انرژي بيش‎تر و احساسي مثبت داشتند.
رابطه بدن و مغز با يكديگر غيرقابل انكار است. زماني كه احساس پر‎انرژي‎بودن و پويايي مي‎كنيد، در نتيجه آن اعتماد به نفس بيش‎تري هم پيدا خواهيد كرد. اما حتي اگر خسته‎ايد، باز هم صاف‎كردن ستون فقرات و ايستادن(يا نشستن) با حالتي مطمئن پيامي از اعتماد به نفس به مغز مي‎فرستد. در نهايت، مطمئن شويد كه در هنگام صحبت‎كردن با ديگران با آن‎ها رابطه چشمي برقرار مي‎كنيد. نگاه‎نكردن يا به در‎و‎ديوار خيره‎شدن باعث ايجاد شك و شبهه در طرف مقابلتان شده و مي‎تواند به اعتبار شما صدمه بزند.
ژست‎هاي بدن خود را دست كم نگيريد
پژوهش خيره‎كننده امي كادي، روانشناس مشهور، ثابت كرد كه مغز به چيزهايي كه او «ژست‎هاي قدرتمند» و «ژست‎هاي بي‎قدرت» مي‎ناميد، واكنش نشان مي‎دهد. كادي مي‎گويد وقتي شما ژستي بگيريد كه فضاي زيادي را اشغال مي‎كند، اعتماد به نفس در وجودتان شعله خواهد كشيد. اما وقتي كه در لاك دفاعي خود فرو مي‎رويد يا احساس مي‎كنيد قدرتي نداريد، سعي مي‎كنيد خود را از لحاظ فيزيكي كوچك، يا در واقع جمع و جور جلوه دهيد كه بارزترين حالت آن قوز‎كردن است. كادي و گروه كاري‎اش به اين نتيجه رسيدند كه مي‎توانيد براي كسب اعتماد به نفس كمي ادا در بياوريد. اگر واقعا و به طور ذاتي از ژست‎هاي قدرتمند بي‎بهره‎ايد، اداي آن را در بياوريد تا واقعا به سراغتان بيايد.
عقايد دروني خود را بشناسيد
روش‎هاي زيادي براي شناسايي عقايد دروني وجود دارد. اگر خيلي درونگرا هستيد، مي‎توانيد با يك مربي و درمانگر كار كنيد. بايد كاملا بدانيد كه اين عقايد دارند به نفع شما كار مي‎كنند يا به ضرر شما. عقايد محدودكننده به شكل افكاري تكراري و دردناك در ذهن شما ظاهر مي‎شوند: «من به اندازه كافي خوب نيستم» يا «هيچ وقت به آن چيزي كه مي‎خواستم، نمي‎رسم».
علم عصب‎شناسي به ما مي‎گويد كه ممكن است در يك الگوي منفي فكري باقي بمانيم و مغزمان را به تكرار اين الگوهاي فكري عادت دهيم. مانند سوزني كه روي صفحه گير مي‎كند، افكار نيز مي‎توانند بارها و بارها الگويي را تكرار كنند. اين منفي‎گرايي وارد ضمير خودآگاه شما شده و در نهايت روي شخصيتتان اثرگذار مي‎شود.
نظرات ديگران را جويا شويد
اگر نظرات و بازخورد ديگران را جويا شويد، مي‎توانيد برخي از موانع پيش‎روي خود را از سر راه برداريد. اين كار سطح اعتماد به نفستان را افزايش مي‎دهد و باعث مي‎شود نقاط قوت و زمينه‎هاي پيشرفت خود را شناخته و تغييراتي مثبت و خودآگاه ايجاد كنيد. از افراد قابل اعتماد و بي‎طرف نظرخواهي كنيد. دوستان يا خانواده گزينه خوبي به نظر مي‎رسند. از آن‎ها بخواهيد با شما صادق باشند. با جديت نظرات آن‎ها را در نظر گرفته، گام‎هاي لازم براي استفاده‎كردن از آن نقاط قوت را برداريد و اجازه دهيد اعتماد به نفس سراسر وجودتان را در بر بگيرد.