صفحه اول

آتش به اختيار روي سيم هاي خاردار

 دكتر ابراهيم كارخانه‌اي

1- مديري كه سربازش در اقدامي آتش به اختيار، پلي مي‎شود بر روي سيم‎هاي خاردار دشمن تا همرزمانش به سلامت از پل وجود او بگذرند و بر دشمن شبيخون بزنند چنين مديري كه خود از سيم خاردار نفس خويش عبور كرده است الگوي تمام‎عيار غيرت و مردانگي، ايثار و شهادت، خلاقيت و ابتكار، نوآوري و توانمندي است كه دشمن نيز در ميدان جنگ از سر تسليم او را مي‎ستايد.

2- مديري كه در ميدان جنگ اقتصادي به فكر انباشتن سرمايه و كسب درآمدهاي نجومي است، مديري كه از ترس امتناع دشمن از قبول صلح‎نامه تن به خواسته‎هاي ديكته‎شده و از قبل طراحي شده دشمن مي‎دهد و دستورات فرمانده را از ياد مي‎برد، مديري كه قبل از حضور در ميدان جنگ؛ توانمندي دشمن را به رخ سربازانش مي‎كشد، مديري كه چشم اميدش در حل مشكلات اقتصادي به دست دشمن است و محرمانه‎هايش را به دور از چشم مردم در دفتر دشمن امضاء مي‎زند، مدير انقلاب اسلامي نيست. مديري كه غرق در دنياطلبي و اشرافي‎گري است و نيروهاي تحت امرش سياست و تجارت را به هم آميخته‎اند تا در ميدان جنگ تمام‎عيار دشمن از دنياپرستي چيزي كم نياورند چنين مديري ربطي به جمهوري اسلامي ندارد. مدير جمهوري اسلامي مديري است توانمند، متدين، انقلابي، ساده‎زيست، غيرتمند، دشمن‎ستيز، خلاق و كارآمد كه در ميدان جنگ جز به نابودي دشمن و خرسندي فرمانده و سرافرازي ملت و پاسخگويي در محضر پروردگار به چيزي نمي‎انديشد.

3- در شرايطي كه اقتصاد كنوني كشور فشار مضاعفي را بر اقشار ضعيف و متوسط جامعه تحميل مي‎كند به چه دليل يك مدير عالي‎رتبه مي‎بايست علاوه بر حقوق، ديگر امكانات مادي و رفاهي نيز در اختيارش باشد تا كار كند، ليكن يك كارگر و كارمند ساده با حداقل حقوق از هيچ امتيازي برخوردار نگردد، بدون شك با حذف امتيازات ويژه از چهره نظام اجرايي كشور، امتياز مديريتي بين كاركنان و مديران فرو خواهد ريخت و محبت و همدلي و كار و تلاش بيش‎تر جاي خود را به امتيازات ترجيحي مديريتي خواهد داد. در چنين شرايطي ديگر مديريت طعمه‎اي نخواهد بود كه افراد فرصت‎طلب و سودجو بر سر تصاحب آن رقابت كنند، با اين اقدام انقلابي راه براي ورود مديران جهادي، پرتوان، مومن، انقلابي، ساده‎زيست و مردمي بدون هيچ‎گونه چشمداشت مادي به عرصه مديريتي كشور باز خواهد شد و تحولي جديد در نظام مديريتي كشور رخ خواهد داد كه نتيجه آن استحكام‎بخشي به نظام مديريتي كشور و تلاش مجاهدانه براي پيشرفت و بالندگي ايران اسلامي خواهد بود.

4- پس از گذشت ۵ سال از نامگذاري سال ۱۳۹۲ به عنوان سال حماسه سياسي و حماسه اقتصادي، زنگ برنامه‎ريزي اقتصادي سال‎هاست كه به پايان رسيده است ليكن موضوع مقاوم‎سازي اقتصاد همچنان به قوت خود باقي است. اگر دولت محترم در قالب يك برنامه مديريتي جامع، يك سال را به برنامه‎ريزي اقتصادي و چهار سال را به ساماندهي اقتصاد اختصاص مي‎داد، يقينا امروز اقتصاد ايران به دور از تكانه‎هاي آمريكا و غرب با قامتي استوار و مقاوم قد بر افراشته بود. اقتصاد مقاومتي نسخه شفابخش اقتدار اقتصادي و سياسي ايران براي امروز و آينده كشور است. ضروري است دولت محترم تهديد و تحريم دشمن را به فرصت تبديل نموده و در سلسله عملياتي جهادي و انقلابي با استحكام‎بخشي به پايه‎هاي اقتصاد مقاومتي، توطئه اقتصادي و سياسي دشمن را نقش بر آب نمايد و اين جز با به‎كارگيري مديران جهادي و انقلابي و برخوردار از روحيه حماسي خدمت امكان‎پذير نيست.

5- دشمن با تمام قدرت به ميدان آمده و معيشت مردم را در جنگ اقتصادي و فكر مردم را در جنگ رواني و حضور مردم را در جنگ خياباني نشانه رفته است. جنگ توأمان سخت و نرم دشمن، مديريت هماهنگ، هدفمند، قدرتمند و برنامه‎ريزي شده قواي سه‎گانه را همگام با حمايت‎هاي مردمي مي‎طلبد. بدون شك عزم انقلابي و مديريت جهادي در مقابله قدرتمندانه با شبيخون اقتصادي دشمن و برهم‎زنندگان نظم اقتصادي و انجام اقدامات ضربتي در حل مشكلات اقتصادي كشور موجب مي‎گردد مردم با حضور يكپارچه و قامتي استوار در برابر توطئه‎هاي دشمن ايستادگي كنند. رمز اين مقاومت و پايداري تجلي ايثار و اخلاص در مديريت مجاهدانه و قدرتمندانه از سوي مسؤولين نظام است.

6- مديري كه فقط در مراسم افتتاحيه‎ها و همايش‎ها ديده مي‎شود، مديري كه درب رفت و آمدنش متفاوت از مردم است و از آسانسور ويژه رفت و آمد مي‎كند، مديري كه چندين دستگاه خودرو در اختيار خود و خانواده‎اش قرار داده است، مديري كه كارمندانش جز در يك همايش سالانه او را نمي‎بينند، مديري كه در سالن غذاخوري كارمندانش هيچ‎گاه ديده نمي‎شود، مديري كه با مردم حشر و نشر ندارد، مديري كه قدرت تحول و نوآفريني ندارد، مديري كه ايستا و متوقف در زمان است، مديري كه از ارتقاي دستگاه تحت امرش ناتوان است و چرخ مديريت را به كندي و در ريل جاري به سختي به پيش مي‎برد، چنين مديريتي؛ خسته، اشرافي، ناتوان و ناكارآمد در انجام وظيفه است كه ادامه مديريت او جز خسارت بر نظام اسلامي نخواهد بود. چنين مديري مي‎بايست هر چه سريع‎تر جاي خود را به مديري توانمند، كارآمد، دلسوز، انقلابي، ساده‎زيست و مردم‎مدار بدهد.

7- بدون شك نبايد نقشه مقابله با دشمن در پشت ميزهاي مديريتي برنامه‎ريزي و عملياتي شود بلكه مي‎بايست با حضور هيأت‎هاي انديشه‎ورز، برنامه‎ريزي، و با مديريت ميداني و جهادي نيروهاي انقلابي طراحي و عملياتي گردد. و اين ممكن نيست مگر اين‎كه كليه دستگاه‎ها با دعوت از صاحب‎نظران و نخبگان وفادار به نظام، برنامه‎ريزي جنگ اقتصادي را طراحي و با بهره‎گيري از روحيه انقلابي و جهادي عملياتي سازند.

8- بايد با تدوين شاخص‎هاي دقيق كارآمدي، مسابقه تحول و نوآوري در مديريت و برنامه‎ريزي و سرعت در خدمت و پيشرفت در بين همه دستگاه‎ها برگزار و با اين اقدام، مديران خسته، ناكارآمد، ايستا و متوقف در زمان جاي خود را به مديران توانمند و پرشتاب بدهند.

9- نبايد ميدان جنگ تمام‎عيار اقتصادي را به دست افرادي ناتوان و ترسو سپرد. غيرت، مردانگي، توانمندي، شجاعت، خلاقيت و ابتكار، حرف اول مبارزه با دشمن را مي‎زند. همان‎گونه كه در دوران دفاع مقدس اين فرماندهان توانمند و برخوردار از روحيه جهادي و انقلابي بودند كه با پشتوانه مردمي جنگ را به پيش بردند در جنگ اقتصادي نيز مي‎بايست فرماندهاني توانمند در عرصه اقتصادي عهده‎دار مبارزه با جنگ تمام‎عيار دشمن گردند.

10- شكي نيست كه جنگ تمام‎عيار اقتصادي دشمن جنگي زودگذر نخواهد بود بلكه جنگي فرسايشي و دامنه‎دار است كه با هدف فشار، مهار و براندازي بر جمهوري اسلامي ايران تحميل گرديده است. دشمن در جنگ اقتصادي ابتدا استحكامات و اهداف بزرگ اقتصادي را هدف قرار مي‎دهد و بعد با حمله به نقاط استراتژيك و تنگ‎تر كردن حلقه مبارزه سعي دارد با عبور از جنگ اقتصادي و سياسي كردن جنگ، اعتماد مردم به نظام را سلب كند. بدون شك همان‎گونه كه ملت سلحشور ايران با توكل بر قادر متعال در طول ۴۰ سال گذشته چندين رئيس جمهور آمريكا و سردمدار رژيم صهيونيستي را به خاك مذلت سپرده‎اند در اين مبارزه نيز ملت بزرگ و سلحشور ايران اسلامي شاهد دفن رئيس جمهور خودسر و نادان آمريكا و سردمداران منطقه‎اي او خواهند بود.

جمعي از مبلغان بنام كشور خطاب به سران قواي سه گانه:
در انجام تكاليف خويش، در گذر از اين پيچ تاريخي كوشا باشند

در بخشي از نامه جمعي از مبلغان برجسته كشور خطاب به سران قوا آمده است«متأسفانه جامعه اسلامي بخصوص در روزهاي اخير شاهد مشكلاتي در حوزه اقتصاد و عدالت اجتماعي است كه بي‎توجهي و سهل انگاري، مي‎تواند آن را به زخمي چركين تبديل ساخته و زمينه سوء استفاده بدخواهان نظام را فراهم كند.» در بخش ديگري از اين نامه آمده است:

«حوزه‎هاي علميه كه همواره خود را بازوي معاضِد انقلاب اسلامي دانسته و با نُصح مشفقانه نيكي‎ها و فضائل را پرورش داده و كاستي‎ها و رذايل را گوشزد كرده‎اند، در اين شرايط حساس نمي‎توانند نسبت به مشكلات عموم مردم انقلابي به ويژه اقشار محروم كه صاحبان اصلي انقلاب بوده و هستند، بي‎تفاوت باشند.» مهم‎ترين نكاتي كه در اين نامه بر آن تاكيد شده عبارتند از:

1. اعتقاد و باور عميق به توان تبديل تهديدها به فرصت‎ها با اعتماد به نصرت الهي و استفاده از ظرفيت‎هاي آحاد مردم به ويژه نيروهاي جوان كشور.

2. پيروي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري و سرلوحه قرار دادن آن در تمام زمينه‎هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي، به ويژه اقتصاد مقاومتي.

3. اميد به توان داخلي آحاد مردم خصوصا جوانان مؤمن و انقلابي و دل نبستن به غرب و غرب‎گرايان.

4. حمايت جدي از توليد ملي و جلوگيري از قاچاق كالا و واردات كالاهاي لوكس و مصرفي.

5. برخورد قاطع، شفاف و بدون ملاحظه با فساد، تبعيض و رانت‎خواري و تلاش بي‎وقفه در جهت كم كردن فاصله طبقاتي.

6. تقويت روحيه ساده زيستي مديران و پرهيز از اشرافي‎گري، اسراف و تبذير.

7. رسيدگي فوري و مستمر به مطالبات به حق و مشكلات مناطق محروم و اقشار آسيب‎پذير.

8. پرهيز از هرگونه نگاه جناحي و حزبي و حفظ اتحاد در سطوح مختلف مديريتي و اجرايي.

9. برداشتن فاصله‎ها و موانع بين مسؤولين و مردم و امكان دسترسي آسان به ايشان.

10. برخورد سريع و قاطع با كوتاهي‎هاي مسؤولين و كنارگذاشتن مديران ضعيف و ناكارآمد كه باعث ايجاد ناهنجاري‎هاي اقتصادي و نارضايتي مردم شده‎اند.

11. اتخاذ تدابير حكيمانه جهت پيشگيري از تحقق نارضايتي‎هاي اجتماعي قبل از وقوع آن.

12. اطلاع رساني بموقع جهت تفكيك مطالبات به حق مردم از موج‎سواري‎هاي منافقين و اشرار.

13. مقابله جدي و بدون اغماض دستگاه‎هاي امنيتي و انتظامي با هنجارشكني‎هاي آشوب‎طلبان و اخلال‎گران در نظم عمومي.

14. اهتمام بر تحقق فرهنگ ديني و بومي و ترويج سبك زندگي اسلامي براي حل معضلات، به ويژه مشكلات معيشتي.

در پايان اين بيانيه آمده است «حوزه‎هاي علميه ضمن تشكر از مردم شكيبا و آگاه ايران اسلامي كه ضمن پيگيري مطالبات بحق خويش، هشياري خود را در برابر فتنه‎هاي منافقان و دست‎نشانده‎هاي بيگانه حفظ كرده‎اند، تأكيد مي‎كنند تا تحقق مطالبات و خواسته‎هاي ملت شهيدپرور ايران با عزمي راسخ در كنار ايشان باقي خواهند ماند.»

از چهره‎هاي مشهور اين بيانيه آقايان راشد يزدي، دكتر رفيعي، پناهيان، مسعود عالي، حسيني قمي، مرتضي آقا تهراني، سيد حسين مومني و....مي باشند.

 سرمقاله

پرچمداران مبارزه با دين زمين گير شده اند

 دكتر قاسم روان‌بخش

از قرن 16 به اين طرف، بشر غربي به دليل برخورد غلط آيين تحريف شده مسيحيت با علم و دانشمندان و مقابله با پديده‎هاي جديد، پرچم مقابله با دين را برافراشت؛ كار به جايي رسيد كه نه تنها دين را براي جامعه مفيد نمي‎دانست بلكه آن را به حال جامعه مضر مي‎پنداشت. عدم شناخت و عدم توجه به اسلام ناب نيز باعث شد كه همه اديان را يك سنخ بپندارد و چنين موضعي در برابر واقعيت دين بگيرد.
آگوست كنت(1798-1857): نظريه اگوست كنت را مي‎توانيم در " قانون مراحل سه گانه " وي مشاهده كنيم، كه سير تكامل تفكر بشر را از مرحلة رباني به مرحلة متافيزيكي(مابعدالطبيعي) ودر نهايت به مرحلة اثباتي مورد بررسي قرار مي‎دهد.
ماركس(1818-1883): دين افيون ملت‎هاست. نظرية تغيير اجتماعي ماركس نيز نظريه‎اي است كه دو عنصر زندگي اجتماعي در آن جاي ممتازي دارند: توسعه تكنولوژي(نيروهاي توليدي) و روابط طبقات اجتماعي. بر اساس اين نظريه، جامعه انساني از مراحل جامعه اشتراكي اوليه، برده‎داري، فئودالي، سرمايه‎داري(بورژوازي) عبور نموده و پس از ورود به سوسياليسم در نهايت به جامعه بدون طبقه(كمونيسم) مي‎رسد.
نيچه(1844-1900): خدا مرده است! و ...
از اين‎رو بشر غربي به جاي توجه به دين و ارزش‎هاي والاي آن، به اين جمع‎بندي رسيد كه خودش بايد براي خودش دين و آييني دست و پا كند؛ آگوست كنت اومانيزم را پايه‎گذاري كرد. وسپس ليبراليزم رويكرد غالب غرب شد. مكتب پرتستانتيزم نيز در مسيحيت وجهه غالب به خود گرفت و مارتين لوترها در برابر پاپ و مذهب كاتوليك ايستادند و اين‎گونه شد كه مكتب بشري اومانيزم و انسان‎گرايي و ليبراليزم و سكولاريسم، پايه‎هاي فرهنگ غرب را تشكيل داد و بشر براي بشريت نسخه پيچيد؛ كار به جايي رسيد كه آزادي براي بشر بت شد و تساهل و تسامح جنسي و روابط آزاد زن و مرد و امروز حتي همجنس‎بازي در دستور كار اين‎گونه كشورها قرار گرفت و خانواده و اخلاق متلاشي شد.
اين فرهنگ منحط به تدريج به عنوان سوغات به ديگر كشورها وارد شد و سبك زندگي مردم را تحت تاثير قرار داد و جوامع بشري به سرعت از فرق سر تا نوك پا غربي شدند. فراماسون‎ها با برنامه‎هاي دقيق در تركيه عثماني و در ايران شيعي با سركار آوردن امثال آتاتورك و رضاخان مير پنج، فرهنگ و رسوم ديني را نابود كردند.
در چنين فضايي، انقلاب اسلامي همانند نوري در ظلمت و تاريكي‎ها درخشيد و بطلان نظريه‎هاي فوق را نشان داد و اثبات كرد دين نه تنها افيون نيست بلكه قوي‎ترين موتور محرك جامعه است.
اين حركت كه در سال‎هاي 56 به بعد بسيار پر رنگ شد به انقلاب اسلامي ايران انجاميد و به همين دليل برخي غربي‎ها آن را معجزه قرن ناميده اند.
از سال 57 به اين طرف، انقلاب اسلامي كه به نظام‎سازي مشغول شد و موفقيت‎هاي بزرگي به‎دست آورد همواره به عنوان يك الگو در برابر چشمان مردم دنيا بوده است.
مسلمانان منطقه به هويت خود بازگشتند و به دين و ارزش‎هاي آن باليدند و گرايش ديني در برابر گرايش‎هاي بشري بسيار قوي ظاهر شد. امروز دين در ميان جوامع اسلامي و كشورهاي اسلامي، وجهه غالب گشته و دغدغه بسياري از خانواده‎هاست.
اين مساله موجب شد كه حتي ديگر اديان مانند مسيحيت نيز دوباره احيا شوند و در برابر مكاتب بشري بايستند. پاپ در ديدار با علامه مصباح، امام خميني(ره) را احياگر اصل دين معرفي كرد و گفت مسيحيت نيز مديون امام خميني است چرا كه در غرب مرگ دين را اعلام كرده بودند.
گرايش‎هاي مذهبي در جهان به ويژه گرايش به اسلام ناب و مكتب تشيع فوق العاده سريع بوده به طوري كه در نيجريه بيش از 20 ميليون نفر توسط شيخ زكزاكي به تشيع گرويده اند. امروز بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه افريقا از مصر گرفته تا نيجريه و در غرب آسيا بسيار خيره كننده است.
امروز اسلام ناب پنجه درپنجه مكتب دست ساز بشري يعني اومانيزم و ليبراليزم انداخته است و مي‎رود كه پس از نابودي ماركسيسم، كار ليبراليزم را نيز تمام كند. و البته صداي خرد شدن استخوان‎هاي آن نيز به گوش مي‎رسد.
بي ترديد با شكست اين مكتب بشري كه پشتوانه سياستمداران غربي است، غرب نيز فرو خواهد پاشيد.
به همين دليل است كه همه همت غربي‎ها اين است كه الگوي حكومت اسلامي در ايران را ناموفق جلوه دهند تا بتوانند سرعت گرايش به اسلام ناب و نهضت‎هاي اسلامي را كند نمايند. غربي‎ها اين جنگ و منازعه را «جنگ جهاني چهارم يا جنگ عقيده» مي‎نامند.
علاوه بر اين انقلاب اسلامي در برابر زياده خواهي‎هاي غرب به ويژه امريكا كه خودش را كدخداي جهان مي‎پندارد ايستاده است و با اعلام روز قدس و اتخاذ مواضع انقلابي، اين غده سرطاني و به عبارتي قلب غربي‎ها را در منطقه نشانه رفته است. امروز ديگر از شعار از نيل تا فرات خبري نيست؛ بلكه اسراييل در داخل تارهاي عنكبوتي خود تنيده به دنبال كشيدن ديوار در برابر تهاجمات بيروني است و انتفاضه فلسطينيان نيز چند سالي است كه مزيد بر علت شده است و به عبارتي ناقوس مرگ اين رژيم جعلي به صدا در آمده است. امروز ما در مصاف با رژيم صهيونيستي در فينال قرار داريم و چنان‎چه بتوانيم كار او را تمام كنيم به قله‎اي كه امام خامنه‎اي وعده آن را داده‎اند دست مي‎يابيم و به ثبات مي‎رسيم و تهديدها پايان خواهد يافت.