صفحه سياسي

امام خامنه‎اي از نگاه حضرت آيت‎ا... سيستاني:
امروز عزت اسلام در گرو عزت جمهوري اسلامي و عزت جمهوري اسلامي در گرو عزت آيت ا... خامنه اي است / بخش هشتم

 علي احمدي خواه

اشاره: امام خامنه‎اي شخصيتي بزرگ و كم نظيري است كه در طول تاريخ تشيع تا كنون كم‎تر شخصيتي به جامعيت ايشان داشته‎ايم. در ميان علما و بزرگان و مراجع عظام نيز كمتر شخصيتي يافت مي‎شود كه اين گونه مورد علاقه علما و بزرگان حوزه‎ها باشد در چند شماره پيشين نگاه برخي بزرگان علما و مراجع و عرفاي برجسته را درباره ايشان آورديم و در اين شماره، امام خامنه‎اي از منظر مرجع بزرگ آيت‎ا... سيستاني را پي خواهيم گرفت.

حضرت آيت‎ا... سيد علي سيستاني–حفظه الحفيظ– مي‎فرمايند: من زمان آقاي خميني هر شب برايشان دعا مي‎كردم و امروز براي آقاي خامنه‎اي هر شب دعا مي‎كنم.(1) حجت‎الاسلام سيد يدا... شيرمردي، بعد از بيان مسائل انتخابات رياست جمهوري سال 88 و گل آلود شدن آب براي ماهي گرفتن منافقان و اهانت آنان به مقدسات – از جمله رقصشان با بهائيان در روز عاشورا و اهانت به رهبري و پاره كردن عكس امام، كه روز بعد هم ميرحسين آنان را مردان خداجو ناميد - گفت: مجتهدان اعلم ما، همه اصل ولايت فقيه را قبول دارند؛ بزرگاني چون آيت‎ا... سيستاني در عراق فرمودند «من هر شب در كنار مرقد مطهر اميرالمؤمنين-عليه‎السلام- رهبري معظم انقلاب حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي را دعا مي‎كنم».(2)

در نمازهاي صبحگاهي براي سلامتي آيت‎ا... خامنه‎اي دعا مي‎كنم

حجت‎الاسلام سيدعليرضا تكيه‎اي؛ رئيس ستاد اعتكاف استان قم، با بيان خاطره‎اي از آيت‎ا... سيستاني گفت: چند سال پيش در سفري به عراق، براي ارائه گزارش برنامه‎هاي اعتكاف استان قم، خدمت حضرت آيت‎ا... سيستاني رسيديم، ايشان عنوان داشت، من شخصاً در نمازهاي صبحگاهي براي سلامتي مقام معظم رهبري و پايداري نظام جمهوري اسلامي دعا مي‎كنم، قدر اين نعمت الهي را بدانيد و از اين فرصت ايجاد شده در كشور براي افزايش معنويت بيشتر استفاده نماييد.(3)

يك زماني، امام خامنه‎اي فرموده بودند: «موفقيت امور آيت‎ا... سيستاني به خاطر حاج آقاي شهرستاني است». وقتي آن طلبه‎اي كه در نجف اشرف به خدمت آيت‎ا... سيستاني رفته بود، آن جمله را از قول آقا براي آن بزرگوار نقل مي‎كند، ايشان مي‎فرمايند: «به آقاي خامنه‎اي بگو! من شهرستاني شما هستم».(4)

ايران يگانه حكومت اسلامي است، بايد تقويت شود

آيت‎ا... مرتضي اشرفي شاهرودي مي‎گفتند كه: در ايام فروردين امسال(سال90) كه به عتبات عاليات مشرف شده بودم، در نجف اشرف جلسه 45 دقيقه‎اي خصوصي با آيت‎ا... العظمي سيستاني داشتم. اين مرجع معظم تقليد، در اين جلسه گفتند كه: احاطه و اشراف من به قضاياي ايران از شما هم بيش‎تر است. به گزارش مركز خبر حوزه، ايشان بر اين نكته هم تاكيد داشتند كه در شرايط كنوني، شيعه دشمنان فراواني دارد و آن‎ها از قدرت شيعه به شدت در هراس هستند. ايران يگانه مملكت داراي حكومت اسلامي است و لذا همه بايد در جهت تقويت اين نظام اسلامي تلاش كنيم؛ نسبت به ايران و قضاياي كشور انتقاداتي هم دارم، اما نگران آن هستم كه با بيان اين انتقادها، نظام جمهوري اسلامي تضعيف شود و بنده در اين‎باره عندا... مسؤول مي‎باشم و لذا حتي كلمه‎اي در جهت تضعيف نظام اسلامي ايران بر زبان نخواهم راند.(5)

محمد‎نبي حبيبي-دبيركل حزب مؤتلفه اسلامي- در سال 1389ش به خدمت حضرت آيت‎ا... سيستاني مشرف شد. وي از ايشان كسب تكليف كرد؛ آن بزرگوار در جواب فرمودند: «كساني كه مي‎خواهند براي اسلام و مسلمين خدمت كنند، بايد همه همتشان را در حول محور ولايت صرف كنند! بايد همه همتشان را در حول محور ولايت صرف كنند»! [اين جمله را دوبار تكرار كردند].

آقاي حبيبي مي‎گويد: نكته‎اي كه تا به حال، آن را رسانه‎اي نكرده‎ام اين است كه وقتي صحبت از مقام معظم رهبري شد، ايشان با احترام و تكريم، لفظ «آقا» را به كار گرفتند. زماني كه يك مرجع تقليد، مقام معظم رهبري را همچون ساير ارادتمندان «آقا» با تكريم و احترام ويژه خطاب مي‎كنند، معناي ويژه‎اي دارد.(6)

سيد عليرضا مرندي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي طي نطق ميان دستور در صحن علني مجلس، گفت: در سفري كه به عتبات عاليات داشتم، توفيق زيارت مرجع عاليقدر حضرت آيت‎ا... سيستاني را پيدا كردم. ايشان فرمودند: «كشورهاي غربي از همه امكانات كشورهاي اسلامي نهايت سوء‎استفاده را كردند، ولي متأسفانه شاهان و حكومت‎هاي كشورهاي اسلامي تلاش نكردند تا از توانمندي‎هاي علمي آن كشورها بهره‎اي نصيب كشورهاي اسلامي شود». - آقاي مرندي افزود: آيت‎ا... سيستاني ضمن ابراز محبت و ارادت نسبت به مقام معظم رهبري و جمهوري اسلامي ايران فرمودند: «جمهوري اسلامي ايران راه درست را پيدا كرده و در اين مسير در حال پيشرفت است».(7)

كسي كه شهريه آيت‎ا... خامنه‎اي را نمي‎گيرد، شهريه ما را هم به او ندهيد!

حجت‎الاسلام سجادي؛ مدير مدرسه علميه آيت‎ا... حكيم اصفهان با اشاره به ديدار خود با حضرت آيت‎ا... سيستاني در نجف، به خبرنگار مركز خبر حوزه، گفت: اين ديدار، پس از اغتشاشات انجام گرفت. حضرت آيت‎ا... سيستاني در آن ديدار تاكيد داشتند كه «هر گاه حكومت ايران تضعيف شود، ساير حكومت‎ها محدوديت‎هايي را براي شيعيان ايجاد مي‎كنند». حدود دو سال پيش تعدادي از طلاب نجف كه معارض با جمهوري اسلامي ايران بودند، تصميم گرفتند شهريه مقام‎معظم‎رهبري را نگيرند، حضرات آيات سيستاني و حكيم از مراجع تقليد مقيم نجف تصريح كردند: شهريه ما را هم به آن‎ها ندهيد!(8)

پشت سر رهبر انقلاب حركت كنيد!

حضرت آيت‎ا... سيستاني، در ديدار با يكي از اعضاي بيت امام، توصيه‎هاي قابل تاملي را بيان كرده است. ايشان ضمن بيان اين‎كه مسائل ايران را از طريق سايت‎ها و رسانه‎هاي مجازي دنبال مي‎كنند نسبت به برخي اخبار در ايران اظهار نگراني كردند؛ و - با تاكيد بر اين‎كه بايد همواره به وحدت در كشور حساسيت داشت و براي تحقق اين مهم كوشيد - به اين عضو بيت امام توصيه كردند كه: همواره پشت سر رهبر انقلاب حركت كنيد و پشتيبان ولايت فقيه باشيد!(9)

عزت اسلام در گرو عزت جمهوري اسلامي؛ عزت جمهوري اسلامي، در گرو آيت‎ا... خامنه‎اي

آيت‎ا... سيد علي سيستاني در جاي ديگري فرموده اند: امروز سربلندي و عزت اسلام در گرو عزت جمهوري اسلامي ايران است و عزت و سربلندي جمهوري اسلامي ايران نيز در گرو سربلندي و موفقيت آيت‎ا... خامنه‎اي مي‎باشد.(10)

چفيه رهبري بر دوش نوه حضرت آيت‎ا... سيستاني

ديدارهاي مراجع، علما و فضلاي حوزه علميه قم با رهبر انقلاب كه معمولا در دو نوبت بعد از ظهر و بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار شده، با حاشيه‎هاي جالبي همراه بوده است. در يكي از اين ديد و بازديدها كه حجت‎الاسلام سيدجواد شهرستاني داماد و رئيس دفتر حضرت آيت‎ا... سيستاني با دو پسر نوجوانش خدمت رهبري مي‎رسند، حاشيه جالبي داشت. در اين ديدار و در همان حين كه حجت‎الاسلام شهرستاني فرزندان خود را به‎عنوان نوه آيت‎ا...‎سيستاني معرفي مي‎كردند، نوه كوچك آيت‎ا... سيستاني با اشتياق خاصي چفيه رهبري را از ايشان مي‎گيرد تا بيت آيت‎ا...‎سيستاني هم چفيه رهبر انقلاب را با خود برده باشند.(11)

پي‎نوشت‎ها

1. سايت بقية‎ا... HTTP://BAGHIATALLAH14.BLOGFA.COM . نيز ر. ك: ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390، ضميمة شماره 61، ص18.

2. نشريه پرتو، ش 534، 16/4/89

3. حجت‎الاسلام سيدعليرضا تكيه‎اي به نقل از خبرگزاري حوزه، تير 1390.

4. حجت الاسلام و المسلمين استاد فقيهي اصفهاني به نقل از: ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390، ضميمة شماره 61، ص18.

5. نشريه پرتو، شماره 589، مورخه 19/5/90

6. نشريه پرتو سخن، شماره 560، مورخه 15/10/1389ش،

7. سيد عليرضا مرندي به نقل از: نشريه پرتو سخن، شماره 572، 24/1/1390ش.

8. نشريه پرتو سخن، شماره 567، مورخه 4/12/1389ش،

9. پرتو سخن، شماره 538، 13/5/1389

10. سايت ردپا HTTP://RADEPA-B.BLOGFA.COM. سيرة امين؛ بررسي ابعاد مديريت رهبر معظم انقلاب در فتنة 88، ص 101.

11. پرتو سخن، شماره 550، 12/8/89

جريان شناسي غرب گرايان
مبارزه نرم غرب گرايان با انقلاب اسلامي

 دكتر قاسم روان‌بخش

از همان آغاز وقوع انقلاب اسلامي در ميان نخبگان و خواص و به عبارت ديگر ميان مديران و تصميم گيران، دو نگرش براي اداره كشور وجود داشت؛ جمعي از مسوولان بر اين باور بودند كه بايد كشور را بر اساس اسلام و ارزش‎هاي متعالي آن اداره كرد و برخي ديگر از جمله غرب گرايان بر اساس اعتقاد به حداقلي بودن دين، و تفكرات ليبراليستي و سكولاريستي، بر اداره كشور بر اساس ارزش‎ها و آموزه‎هاي وارداتي غربي تاكيد مي‎كردند! اين تعارض و دوگانگي به اندازه‎اي جامعه را دچار چالش كرده بود كه شهيد بهشتي آن را طي نامه‎اي به‎عنوان «رنجنامه» به حضرت امام(ره) منعكس مي‎كند. ايشان در آن نامه به ريشه‎هاي اختلاف دو جريان سياسي كشور اشاره كرده، مي‎نويسد: «دوگانگي موجود ميان مديران كشور بيش از آن كه جنبه شخصي داشته باشد، به اختلاف دو بينش مربوط مي‎شود. يك بينش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادي كه در عين زنده بودن و پويا بودن، بايد سخت ملتزم به وحي و تعهد در برابر كتاب و سنت باشد، بينش ديگر در پي انديشه‎ها و برداشت‎هاي بينابين، كه نه به‎كلي از وحي بريده است و نه آن‎چنان كه بايد و شايد در برابر آن متعهد و پاي‎بند، و گفته‎ها و نوشته‎ها و كرده‎ها بر اين موضوع بينابين گواه. بينش اول در برابر بيگانگان و هجوم تبليغاتي و سياسي و اقتصادي به نظام سخت به توكل بر خدا و اعتماد به نفس و تكيه بر توان اسلامي و پرهيز از گرفتار شدن در دام داوري‎ها يا دل‎سوزي‎هاي بيگانگان معتقد و ملتزم. بينش ديگر، هرچند دلش همين را مي‎خواهد و زبانش همين را مي‎گويد و قلمش همين را مي‎نويسد، اما چون همه مختصات لازم براي پيمودن اين راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان. بينش اول به نظام و شيوه‎اي براي زندگي امت ما معتقد است كه در عين گشودن راه به‎سوي همه نوع پيشرفت و ترقي، مانع حل شدن مسلمان‎ها در دستاوردهاي شرق يا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصيل و مستقل اسلام استوار دارد. بينش ديگر با حفظ نام اسلام و بخشي از ارزش‎هاي آن، جامعه را به راهي مي‎كشاند كه خود به خود درها را به‎روي ارزش‎هاي بيگانه از اسلام و بلكه ضداسلام مي‎گشايد. بينش اول روي شرايطي در گزينش مسؤولان تكيه مي‎كند كه جامعه را به‎سوي امامت متقين و گسترش اين امامت بر همه سطوح راه مي‎برد. بينش ديگر بيشتر روي شرايطي تكيه مي‎كند كه خود به خود راه را براي نفوذ بي‎مبالات‎ها يا كم‎مبالات‎ها در همه سطوح مديريت امت اسلامي و حاكم شدن آن‎ها بر سرنوشت انقلاب هموار مي‎سازد.» (بازخواني پرونده يك رييس جمهور، روانبخش، قاسم، (ص) 216)

اين دوگانگي تفكر هر چند با عزل بني صدر و انتخاب شهيد رجايي و نخست وزيري دكتر باهنر به نحوي پايان يافت ولي با آرامشي كه از اين ناحيه در عالم سياست شكل گرفت دوگانگي ديگري از همين سنخ در ميان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شكل گرفت كه در يك طرف آن افرادي مانند بهزاد نبوي، مصطفي تاجزاده، هاشم آغاجري، فيض‎ا... عرب سرخي، سعيد حجاريان، محمد عطريانفر، محسن آرمين و محمد سلامتي بودند كه جريان چپ سازمان را هدايت مي‎كردند و در طرف ديگر كساني مانند محسن رضايي، محمد باقر ذوالقدر، علي شمخاني، حسين علم‎الهدي، مجتبي شاكري، حسين فدايي، عبدالحسين روح‎الاميني، قرار داشتند؛ اختلاف اساسي اين دو جناح به مباني و اصول باز مي‎گشت؛ جناح چپ اعتقادي به ولايت فقيه و اطاعت از فقيه جامع الشرائط به‎عنوان ولي فقيهِ حاكم نداشت و دين را در همان محدوده فردي تعريف مي‎كرد و در مسائل سياسي اجتماعي، خودشان را مجتهد مي‎دانستند. از اين رو آن‎ها بهترين بسته اقتصادي براي اداره كشور را همان بسته وارداتي از اردوگاه ماركسيست‎ها مي‎دانستند. ولي جناح راست سازمان بر اين عقيده بود كه اسلام يك بسته كامل است و يك دين فردي نيست و بايد در تحت لواي ولايت فقيه، امور را اداره كرد. به همين دليل كم كم اختلافات در سازمان به اوج خود رسيد و آيت‎ا... راستي كاشاني كه نماينده امام(ره) در سازمان بود، مخالفان خود را به عدم التزام شرعي و داشتن افكار التقاطي متهم كرد و در سال ۱۳۶۱ شوراي مركزي سازمان را منحل و شورايي موقت به رياست خود تشكيل داد. امام خميني(ره) نيز طي نامه‎اي از اعضاي سازمان خواست كه با آيت‎ا... راستي كاشاني همكاري كرده و يا استعفا دهند. در نتيجه ۳۷ نفر از جناح چپ سازمان در دي ماه سال ۱۳۶۱ استعفا دادند و سازمان روز به روز ضعيف‎تر شد تا اين كه سرانجام در سال ۱۳۶۵ آيت‎ا... راستي كاشاني از نمايندگي امام(ره) استعفا داد و سازمان را نيز منحل نمود. پس از پايان جنگ و در سال ۱۳۷۰ اعضاي مستعفي سازمان قبلي، همان جناح چپ سازمان، شامل بهزاد نبوي، محمد سلامتي، محسن آرمين، سيد مصطفي تاج زاده، هاشم آغاجري و... اقدام به تجديد حيات سازمان نموده و اين بار به‎عنوان «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران» يعني با اضافه كردن نام ايران به اسم قبلي سازمان، به طور رسمي از وزارت كشور اجازه فعاليت گرفتند. دبيركل اين سازمان، محمد سلامتي بود و از آن تاريخ تا انحلال اين سازمان با حاكميت كامل جناح چپ و استراتژي جديد به كار خود ادامه داد. اعضايي از اين سازمان از جمله آقايان محمد سلامتي(وزير كشاورزي)، بهزاد نبوي، (وزير مشاور و سخنگوي دولت) تقي بانكي(برنامه و بودجه) و ميرحسين موسوي(وزيرخارجه) در دولت شهيد رجايي پست گرفتند و در فاصله كمتر از 40 روز با انفجاري كه هنوز در هاله‎اي از ابهام قرار دارد شهيد رجايي و شهيد باهنر در 8 شهريور 1360 به شهادت رسيده و در آتش خشم استكبار سوختند. شهيد رجايي و نخست وزيرش در زمره صاحبان بينش اول بودند. رجايي كسي بود كه در طول دوران مبارزات سياسي‎اش شيفتگي خود را به اسلام ناب محمدي(ص) و اهل‎بيت(ع) و پيروي از ولايت فقيه هم در انديشه و هم در عمل بخوبي نشان داده بود. او در آغاز نخست وزيري‎اش رسما اعلام كرد من فرزند مجلس، برادر رييس جمهور و مقلد امام خميني هستم. طبيعي است كه چنين شخصيتي با چنين نخست وزيري براي صاحبان بينش دوم قابل هضم نباشد. پس از آن، رياست جمهوري حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي هر چند به معناي حاكميت جريان بينش اول يعني جريان ولايي بود، ولي فشارهاي صاحبان بينش دوم براي تعيين نخست وزيري مير حسين موسوي عملا قدرت را به همان جريان سپرد! در آن زمان رياست مجلس به عهده آقاي هاشمي رفسنجاني بود و جريان فكري وي بر مجلس غالب شده بود. آيت‎ا... خامنه‎اي ابتدا آقايان ميرسليم و دكتر ولايتي را به‎عنوان نخست وزير به مجلس معرفي كرد ولي با راي عدم اعتماد مجلس مواجه گرديد. رايزني‎هاي سياسي آقاي هاشمي رفسنجاني و صاحبان بينش دوم موجب شد كه آيت‎ا... خامنه اي، به رغم عدم تمايلش، مير حسين موسوي را براي دو دولت پياپي به مجلس معرفي كند و عملا زمام قوه مجريه به دست همان جرياني افتاد كه صاحب بينش دوم بود. با ورود برخي افراد كليدي چپ سازمان مانند بهزاد نبوي، (صنايع سنگين- مشاور) محمد سلامتي(كشاورزي)، سعيد حجاريان(از مديران برجسته وزارت اطلاعات)، تقي بانكي(نيرو)، محمد خاتمي(ارشاد اسلامي) و.... در هر دو دولت ميرحسين موسوي، عملا كار به دست همان بينش دوم افتاد. ورود زنگنه در دو دولت ميرحسين در پست‎هاي وزارت جهاد و نيرو نيز بذر جرياني پاشيد كه بعدها در دولت كارگزاران مشاهده خواهيد كرد. عمر دولت مير حسين موسوي با همه كش و قوس‎هاي فراوانش، همراه با رحلت حضرت امام(ره) و به رهبري رسيدن آيت‎ا... خامنه‎اي پايان يافت و آقاي هاشمي رفسنجاني با اختيارات بيش‎تري كه در متمم قانون اساسي به دست آورده بود زمام قوه مجريه را به دست گرفت. ايشان كه از همان آغاز نهضت به مشي اعتدالي معروف بود و از همكاري با گروه‎هاي مختلف با ايدئولوژي‎هاي متفاوت دريغ نمي‎ورزيد، در دوران پس از انقلاب اسلامي نيز با آن‎ها همكاري گسترده‎اي داشت. به دليل اين ويژگي‎ها، دولت ايشان مورد طمع بيشتر غربگرايان و صاحبان بينش دوم قرار گرفت. پيشنهاد تشكيل مركزي به نام «مركز مطالعات استراتژيك» در رياست جمهوري جرقه‎اي براي غربي كردن آن دولت بود. اين مركز كه تحت رياست عاليه محمد موسوي خوييني‎ها اداره مي‎شد از همكاراني مانند محسن كديور، حسين بشيريه و... بهره مي‎گرفت. بشيريه در اين مركز در قالب «حلقه آيين» در جهت ايدئولوژي سازي براي اصلاحات اساسي و تغيير، نقش برجسته‎اي به عهده گرفت؛ و به عبارت ديگر اولين جرقه‎هاي دموكراتيزاسيون در آن‎جا زده شد. بسياري از عناصر دولت آقاي هاشمي كه بعدا در دو دولت اصلاحات نقش آفريني كردند تحت تاثير آموزه‎هاي بشيريه قرار داشتند. هر چند آقاي هاشمي رفسنجاني از جهت دسته بندي‎هاي سياسي به جناح راست و جامعه روحانيت مبارز تهران تعلق داشت ولي به دليل نداشتن عمق فكري در مباني ديني، و به دليل داشتن روحيه نوانديشي و تكنوكرات مآبانه، به سرعت تحت تاثير تفكر غربگرايان در قالب تجديدنظر طلبي قرار گرفت. اين تفكر از همين حلقه آيين و در مركز مطالعات رياست جمهوري وارد دولت آقا ي هاشمي گرديد و همه شوون دولتش را تحت تاثير قرار داد. بشيريه در كمك به ايدئولوژي سازي براي تجديدنظر طلبان، گذشته و آينده را تفسير مي‎كرد و مانند هر ايدئولوژي ديگر، مبدا و مقصدش را معين مي‎ساخت؛ مبدا از انقلاب فرانسه و نفوذ به داخل ايران در قالب انقلاب مشروطه آغاز مي‎شود و مقصد هم به هضم شدن در پديده جهاني شدن كه به معناي جهاني شدن فرهنگ غربي و پذيرش سلطه جهاني يعني غربي است مي‎انجامد. از نظر او با اين پذيرش، ايرانيان به دموكراسي مي‎رسند و جامعه باز و آزاد آغاز مي‎شود و توسعه اقتصادي نيز به دست مي‎آيد.(همان(ص) 30-31) يكي از چهره‎هاي متعلق به اين جبهه كه از همان روزها در كنار بشيريه، در شكل گيري ايدئولوژي تجديدنظرطلبان نقش فراواني داشت، محمود سريع القلم از مشاوران عالي آقاي حسن روحاني است. وي كه دموكراسي را در قالب نخبه‎گرايي مي‎داند، با توجه به دو رهيافت «نخبه محور» و«جامعه محور» براي توسعه يافتگي، به بهانه اين‎كه در ايران آگاهي مردم بالا نيست و سيستم حزبي و نظام قانوني و آزادي هنوز وجود ندارد اين وظيفه را بر دوش نخبگان مي‎گذارد، نه جامعه. از نظر وي، غرب مظهر صفات پسنديده است و مردمِ آن قابليت توسعه يافتگي جامعه محور دارند ولي ايراني‎ها مظهر صفات ناپسندي هستند كه مانع از پيشرفت مي‎شود. بشيريه و سريع القلم دو همكاري كه با نيروهاي تربيت شده خود از جمله سروش و كديور و مجتهد شبستري و خاتمي و... براي نهادينه كردن تفكر غرب گرايان تلاش مي‎كردند، هدف گذاري خود را، همان دموكراسي سازي به معناي نخبه گرايي در كشور قرار دادند. آن‎ها هر چند به ظاهر از راي مردم و دموكراسي سخن به ميان مي‎آوردند ولي مرادشان در عمل همان جامعه نخبگاني است. آقاي خاتمي در آستانه انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري خطاب به ملت ايران مي‎نويسد: «رييس جمهوري در شان ملت ايران انتخاب كنند» بر اساس اين نگاه، رياست جمهوري منطقه ممنوع تلقي مي‎شود كه هركسي جز نخبگان مورد نظر آن‎ها به آن راه ندارد. بر اساس همين تفكر، دولت آقاي هاشمي در قبضه غربگرايان قرار گرفت و با يك چرخش 180 درجه‎اي از سياست‎هاي اقتصادي سوسياليستي دولت ميرحسين موسوي به سياست‎هاي سرمايه داري روي آورد. آقاي هاشمي براي شتاب بخشيدن به رشد اقتصادي به سياست درهاي باز و گرفتن وام‎هاي خارجي با بهره‎هاي بالا روي آورد؛ بي‎ترديد بانك جهاني براي پرداخت وام‎هاي كلان شرط و شروطي داشت كه از جمله آن‎ها موضوع كنترل مواليد در ايران بود. از سوي ديگر برخي از مقامات مسوول دولت آقاي هاشمي به اشرافي گري روي آورده بودند و در نتيجه، وام‎هاي كلاني كه مي‎بايست در توليد و سرمايه گزاري به كار گرفته شود در اشرافي سازي ادارات و خانه‎ها و اتومبيل‎ها به كار گرفته شد و اين اقدام نسنجيده، افزايش تورم تا مرز 50درصد را براي مردم به ارمغان آورد. از سوي ديگر به دليل قولي كه به بانك جهاني داده شده بود، سياست كنترل جمعيت نيز با تبليغات گسترده آغاز شد كه منجر به عقيم سازي بخش قابل توجهي از مردم و تك فرزندي در جامعه گرديد كه امروز آثار شوم آن را شاهد هستيم. افزون بر آن در اين مدت، به دليل قول‎هاي داده شده و به دليل حاكميت تفكر غربگرايان در كشور، با حمايت‎هاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي دولت، فرهنگ منحط غربي آزادانه در كشور نهادينه شد و هر آن چه كه مقام معظم رهبري نسبت به تهاجم فرهنگي هشدار مي‎دادند تاثيري بر دولت آقاي هاشمي نمي‎گذاشت. حلقه كيان در آزادي كامل تشكيل جلسه مي‎گذاشت و ماهنامه كيان و ديگر نشريات ضد ديني، آزادانه باورهاي نسل جوان را زير سوال مي‎بردند. در سال‎هاي آخر دولت هاشمي وضعيت دانشگاه‎ها به حالت هشدار در آمد و به محلي براي تاخت و تاز عناصر ضد انقلاب و غرب گرا تبديل شد. به طوري كه در سال 1375 مقام معظم رهبري ضرورت آموزش‎هاي بنيادين را براي دانشجويان ضروري دانستند و از آيت‎ا... مصباح خواستند تا با همكاري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي آموزش دانشجويان همت بگمارند كه از آن سال تا كنون در قالب طرح ولايت دانشجويي در حال انجام است و آثار و بركات زيادي نيز در بر داشته است.

بنابر اين، دو دولت پنجم و ششم عملا در اختيار صاحبان بينش دوم بود كه براي اجرايي شدن اسلام ناب محمدي(ص) اهميتي قايل نبودند.

دولت آقاي هاشمي و جريان غربگرا با تاسيس حزب ليبراليستي كارگزاران و همكاري حلقه كيان و حزب مجاهدين انقلاب اسلامي ايران و روحانيون استحاله شده در مجمع روحانيون مبارز، بذر تفكري سكولاريستي و اومانيستي در كشور به گونه‎اي پاشيدند كه در ظلّ آن، جبهه اصلاحات شكل گرفت. آقاي شمس الواعظين درباره پيدايش جبهه اصلاحات مي‎گويد: «از رحم دولت توسعه‎گراي هاشمي رفسنجاني، دولت شبه دموكراتيك آقاي خاتمي متولد شد»(مصاحبه با خبرگزاري فارس 21/8/87)

اين جبهه كه ابتدا به نام جبهه دوم خرداد ناميده شد به تدريج به جبهه اصلاحات تغيير نام داد و اعضاي آن اعم از افراد و احزاب، خود را اصلاح طلب ناميدند كه تا امروز همچنان به آن مشهورند. برخي احزاب آن‎ها مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران و حزب مشاركت به دليل توطئه‎هاي گوناگون بر ضد نظام اسلامي ايران منحل شده و جمع كثيري از اعضاي آن‎ها مانند خانم شادي صدر، شيرين عبادي، محسن سازگارا، مهاجراني، اكبر گنجي، محسن كديور، محسن مخملباف و........ نيز به خارج از كشور گريخته، رسما با تابلوي ضد انقلاب در رسانه‎هاي دشمن بر ضد جمهوري اسلامي فعاليت مي‎كنند. از سال‎هاي 84 تا 92 كه جبهه اصلاحات به دليل عملكرد زشت خود سنگرهاي شوراي شهر و مجلس شوراي اسلامي و رياست جمهوري را از دست داده بود، به تدريج در جامعه منزوي شد و ديگر از اصلاحات و اصلاح طلبي كمتر سخني به گوش مي‎رسيد. پس از وقوع فتنه 88 و نقش مهم اصلاح طلبان در آن، و تحقق حماسه 9 دي، آخرين پايگاه‎هاي فكري و سياسي آن‎ها سقوط كرد. ولي اين گونه نبود كه آن‎ها خود را از عرصه سياست كنار بكشند و آرام بنشينند. در پايان دولت دهم، اتفاقاتي افتاد كه به صدور قطعنامه‎هاي متعددي بر ضد جمهوري اسلامي و تحريم بيش‎تر انجاميد. جريان دوم يا به عبارت ديگر اصلاح طلبان با دستاويز قرار دادن آن جريانات، با تقسيم بندي جامعه به دو قطب تندرو و معتدل، جريان اصولگرايي را افراطي و تندرو معرفي كرده تحريم‎ها و صدور قطعنامه را محصول حركت‎هاي تندروانه دولت قبل وانمود كردند و اين بار با تغيير تابلوي سياسي خود در زير پرچم اعتدال و اعتدال گرايي پا به عرصه سياست گذاشتند و شاخص‎هاي اصلاح طلبي را در ذيل تابلوي اعتدال به پيش بردند. در انتخابات سال 96 نيز با مبنا قراردادن همين شعار و با ترساندن مردم از گفتمان انقلابي كه به جنگ طلبي تبليغ شد، با به كارگرفتن «زور و زر و تزوير» بر جريان انقلابي پيروز شدند.

به هرحال امروز زمام قوه مجريه و مقننه كشور عملا به دست گفتمان دوم است كه آن روزها شهيد بهشتي از آن به شدت مي‎ناليد و در نامه محرمانه خويش به امام امت(ره) از آن گلايه مي‎كرد و از گسترش چنين مديريتي سخت نگران بود و هشدار مي‎داد. انفعالي كه امروز در عرصه سياست خارجي مشاهده مي‎كنيم و تلاشي كه براي كم رنگ شدن ارزش‎هاي اسلامي و بستر سازي براي حاكميت سبك زندگي غربي و تلاش گسترده براي اجراي سند 2030 ملاحظه مي‎كنيم و معضلات اقتصادي‎اي كه امروز دامن كشور وملتمان را گرفته و اميدي كه در دل دشمن جوانه زده شده همه و همه معلول حاكميتتفكر گفتمان دوم است كه آن روزها شهيد بهشتي نسبت به آن هشدار مي‎داد و احساس خطر مي‎كرد.

بي ترديد جريان اول و طرفداران گفتمان انقلاب و انقلابي بايد براي آينده انقلاب چاره‎اي بيانديشند و با روشنگري‎هاي عالمانه و مدبرانه و شناساندن برنامه‎ها و اهداف مدعيان اعتدال و اصلاحات به مردم، اين حقيقت را براي آن‎ها روشن كنند كه ادامه اين روند نه تنها اقتصاد كه فرهنگ مان را نشانه مي‎رود.

با وجود ابلاغ دستورالعمل تبصره ۱۴ بودجه؛
نوبخت: قانون حذف يارانه پردرآمدها اجرا نمي شود

رئيس سازمان برنامه و بودجه در توئيتي به صراحت اعلام كرد با وجود ابلاغ دستورالعمل اجرايي تبصره ۱۴ قانون بودجه، قانون حذف ۳ دهك پردرآمد يارانه‎بگير قابليت اجرا ندارد.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، ابلاغ دستورالعمل اجرايي تبصره 14 قانون بودجه سال 97 از سوي معاون اول رئيس‎جمهور به دستگاه‎ها با واكنش‎هاي متعددي در جامعه روبه‎رو شد.

يك بخش از تبصره 14 به موضوع حذف 3 دهك بالاي درآمدي از دريافت يارانه نقدي پرداخته و دولت بر اساس قانون بودجه مكلف شد تا دو ماه پس از ابلاغ قانون، دستورالعمل را تهيه و تدوين كند. حال بماند كه در مدت زمان تعيين‎شده اين دستورالعمل تدوين و ابلاغ نشد، اما حواشي ديگر پيرامون اين موضوع حساس وجود داشت كه دور از ذهن افكار عمومي و رسانه‎ها بود.

محمدباقر نوبخت در توئيتي به مطرح شدن حذف 3 دهك واكنش نشان داده و در اظهارات جنجالي و مغاير با قانون گفته است: «همان طور كه در زمان برسي لايحه بودجه 97 در مجلس نيز اعلام كرديم، حذف يارانه 3 دهك قابليت اجرايي ندارد و حتي با وجود مضايق اقتصادي نيز پرداخت يارانه‎ها در سال 97 به همان صورت قبلي ادامه خواهد يافت؛ براي مردم نگراني ايجاد نكنيد».

با اندكي تأمل و دقت در اظهارات سخنگوي دولت و رئيس سازمان برنامه و بودجه به وضوح مشخص است كه آقاي نوبخت مخالف اجراي قانون است و به صراحت گفته آن را اجرا نمي‎كند. چرا قانون قابليت اجرا ندارد، مگر وظيفه دولت فراهم كردن بسترهاي عملياتي شدن آن نيست.

اين اظهارات را بايد در راستاي قانون‎گريزي و استنكاف از اجراي قانون تلقي كرد كه بدعتي خطرناك محسوب مي‎شود و بدتر آن از سوي رئيس سازمان برنامه و بودجه كه در راس اجراي قوانين بالادستي قرار دارد و بايد چتر نظارتي و كنترلي بر عملكرد ديگر دستگاه داشته باشد بعيد است.

تاكيد بر عدم اجراي قانون نه تنها جايگاه سازمان مذكور را تضعيف مي‎كند كه پايبندي مقامات قوه مجريه به قانون را تحت الشعاع قرار داده و خدشه دار خواهد كرد.

هميشه مسؤولان به جامعه گوشزد مي‎كنند قانون بد از بي‎قانوني بهتر است و از مردم مي‎خواهند كه قانون را در هر حالتي رعايت كنند. علاوه بر اين برخي مسؤولان فعلي دولت قبل را متهم به قانون گريزي مي‎كردند. بنابراين ديدگاه خارج از عرف آقاي نوبخت توجيه منطقي و قانوني ندارد.

كما اين‎كه حذف سه دهك بالاي جامعه كه ثروتمندان و غيرنيازمندان به يارانه 45 هزار 500 توماني را تشكيل مي‎دهد قطعاً شدني است اما به نظر مي‎رسد علاقه چنداني براي ايجاد فراهم كردن بسترهاي عملياتي ندارند. علاوه براين نبايد سخنگوي دولت براي قانون وزارتخانه متولي يعني وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي اين كار تعيين تكليف كند. چنانكه احمد ميدري معاون وزير كار چندي پيش درباره آماده‎سازي بانك اطلاعاتي يارانه‎بگيران سخن گفته بود.

بر اساس تبصره 14 قانون بودجه سال 97 دولت به استناد ماده 39 برنامه ششم توسعه و قانون هدفمندي يارانه‎ها بايد به تدريج براي حذف سه دهك بالاي درآمدي اقدام كند.

مشكل كار كجاست؟

يكي از اشكالات اساسي اقتصاد كشور عدم شفافيت در نظامات اقتصادي، مبادلات و معاملات بازار است كه در بزنگاه‎هاي مختلف و تلاطمات نبود آن به شدت احساس مي‎شود تاجايي كه دولت‎ها را با چالش جدي روبرو مي‎كند. ايجاد پايگاه‎هاي اطلاعات فعاليت‎هاي اقتصادي در تمام دنيا يك ابزار در دست حاكميت براي اعمال عدالت اقتصادي و اجتماعي و برخورد با مفسدان و متخلفان و برهم زنندگان آرامش و ثبات اقتصادي استفاده مي‎شود. در حقيقت قوه مجريه به‎عنوان نماينده حاكميت منافع مردم و قانون را با اين مكانيزم و در راستاي عدالت اجتماعي برقرار مي‎كند.

پيشرفته‎ترين كشورهاي دنيا كه پيرو مكاتب و اقتصادهاي باز و ليبرالي هستند نيز اطلاعات شهروندان در بخش‎هاي مختلف براي پيشبرد مقاصد اقتصادي اجتماعي به نحو شايسته بهره‎مند مي‎شوند اما در كشور مسؤولان از آن به‎عنوان سرك‎كشي به حساب‎هاي بانكي ياد مي‎كنند و انگار ليبرالتر از ليبرال‎هاي دنيا شده‎اند.

اهتمام مسؤولان براي ايجاد چنين بانك‎هاي اطلاعاتي اقتصادي قطعاً مي‎توانند به شكاف طبقاتي ناشي از رانت‎هاي اقتصادي و اطلاعاتي پايان دهد و كشور را در جهت اجراي قانون ياري كند. بهتر است مسؤولان در تشكيل بسترها و زيرساخت‎هاي ابزارهاي شفافيت‎زا كوشش بيش‎تري داشته باشند تا شاهد مخالفت با قانون نباشيم.

قطعا يكي از مطالبات برحق مردم در شرايط كنوني نوسانات و تلاطم ارز، طلا و كالاها اين‎كه چرا عده‎اي از آب گل‎الود سو‎ء استفاده مي‎كنند و دولت هم قدرت شناسايي دقيق آن‎ها را براي برخورد ندارد.

به گزارش فارس، سال 92 تيم اقتصادي دولت و نوبخت گفته بود پرداخت يارانه به همه عدالت نيست، بلكه مساوات است و براي اين‎كه بتوانيم ثروتمندان را شناسايي كنيم، بانك اطلاعاتي طراحي‎شده و يك سال زمان نياز است.

از سال 92 بيش از 5 سال مي‎گذرد و نه‎تنها در گذر زمان قانون به درستي اجرا نشد كه اكنون با اصل آن مخالفت مي‎شود.

چرا سردار عبداللهي هدف ضد انقلاب قرار گرفت؟

براي ناظران آگاه تا حدي عجيب بود كه چرا از بين اين همه چهره‎هاي شناخته شده‎تر سپاه، سردار عبداللهي، مرد پرتلاش ولي كم جلوه عرصه سازندگي كشور، هدف اين جريان‎سازي رسانه‎اي قرار گرفته است.

سرويس سياست مشرق - در هفته گذشته، به ناگهان تصويري در فضاي مجازي منتشر و دست به دست شد از يك دختر و پسر جوان، با وضعيت نه چندان خوشايند، در يكي از ورزشگاه‎هاي روسيه، با اين عنوان كه اين پسر جوان، فرزند سردار عبداللهي، فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم‎الانبيا(ص) است. داستان همراه اين عكس هم اين بود كه در شرايطي كه قاطبه مردم ايران در شرايط سختي ناشي از تحريم‎ها هستند، فرزند سردار در حال خوش‎گذراني در روسيه است.

براي ناظران آگاه تا حدي عجيب بود كه چرا از بين اين همه چهره‎هاي شناخته شده‎تر سپاه، سردار عبداللهي، مرد پرتلاش ولي كم جلوه‎ي عرصه سازندگي كشور، هدف اين جريان‎سازي رسانه‎اي قرار گرفته است. البته صفحه اينستاگرام سردار عبداللهي در پاسخ به اين شايعات، اطلاعيه‎اي صادر كرد و انتساب چنين عكسي را به اعضاي خانواده ايشان اكيدا تكذيب كرد و البته چنين دروغ شاخداري نياز به تكذيب رسمي هم نداشت.

راز اين خباثت ضدانقلاب تنها به فاصله دو سه روز مشخص شد. روز پنجشنبه(هفتم تيرماه) فاز دوم پالايشگاه عظيم ميعانات گازي ستاره خليج فارس توسط رييس جمهور افتتاح شد. حجم كاري كه در افتتاح دو فاز اين پالايشگاه انجام گرفته، اعجاب‎آور و حيرت‎انگيز است.

در اهميت اين پالايشگاه همين بس كه بزرگ‎ترين پالايشگاه ميعانات گازي و بزرگ‎ترين پالايشگاه توليد بنزين يورو ۵ در «جهان» است كه تقريبا تمامي اين پالايشگاه(از مصالح، امكانات، تجهيزات، طراحي، ساخت و بهره‎برداري) به صورت داخلي و توسط متخصصان و جهادگران عرصه توليد كشور انجام گرفته است. پالايشگاهي كه در پايان تكميل فاز سوم، با توليد ۳۶ ميليون ليتر بنزين، يكي از قطب‎هاي توليد بنزين باكيفيت در دنيا خواهد بود(و البته همين حالا هم هست). طرفه اين كه، همين حالا هم اين پالايشگاه، در شرايط تحريم‎هاي ناجوانمردانه، كشور را در زمينه بنزين كاملا خودكفا كرده و يكي از ابزارهاي استراتژيك تحريم را از دست دشمنان ايران بيرون آورده است. اما ربط افتتاح اين پالايشگاه به داستان كذايي «پسر» سردار عبداللهي در روسيه چيست؟

مجري اين طرح عظيم و غرورآفرين ملي(كه لازم است ابعاد مختلف آن بيش‎تر براي مردم تشريح شود)، قرارگاه خاتم‎الانبيا(ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه فرماندهي آن به عهده سردار عبادا... عبداللهي است. اين سرباز پرافتخار وطن كه در تمام هشت سال دفاع مقدس در خط مقدم جبهه‎ها حضور داشت، دست كم ۱۷ سال است كه در خط مقدم سازندگي كشور قرار دارد. به ناگهان، در آستانه افتتاح يكي از بزرگ‎ترين دستاوردهاي قرارگاه تحت فرماندهي او، داستان‎سازي‎هاي دشمنان ايران عليه وي و خانواده‎اش مطرح مي‎شود. اين البته نشان از آن دارد كه اتاق فكر خوراك دهنده به اصطلاح كانال‎ها و صفحات ليدر در فضاي مجازي، متصل به كجاست. همان‎هايي كه سپاه را در خط اول دفاع از كشور و همزمان خدمت‎رساني و سازندگي برنمي‎تابند و به خوبي از ظرفيت‎هاي سپاه در مقابله با تحريم‎هاي ناجوانمردانه و رشد علمي و فني كشور آگاهند.

البته سپاه پاسداران و نيروهاي آن سابقه‎اي به قدمت عمر انقلاب اسلامي در مواجهه با تبليغات مسموم و سياه ضدانقلاب وابسته دارند. از همان بدو تشكيل، هم سپاه و هم ساير نهادهاي مولود انقلاب، هدف هجمه تبليغاتي با محوريت گروهك‎هاي ضدانقلاب(به ويژه منافقين) با هدايت سرويس‎هاي جاسوسي غربي و منطقه‎اي بوده‎اند و اصطلاحاً به اين هجمه‎ها خو گرفته‎اند. قطعا در اين نوع شايعه‎سازي‎هاي جديد هم دست جريان جنايتكار نفاق در ميان است كه اين روزها با حمايت مزدبگيران خود در كاخ سفيد(از سنخ بولتون و جولياني) توهمات جديد پخت و پز مي‎كنند، غافل از اين‎كه بويي كه مي‎آيد، بوي كباب نيست...

در چنين شرايطي، لزوم روشنگري‎ها و مقابله تبليغاتي با سناريوي جديد دشمن كه همانا ايجاد تشديد حس بدبيني و سوءظن نسبت به نهادها و چهره‎هايي است كه نقطه اتكاي كشور در شرايط تحريمي هستند، بيش از پيش خود را نشان مي‎دهد. معرفي هر چه بيش‎تر دستاوردهاي راهبردي نهادهاي انقلابي در حوزه توليد و اقتصاد، از جمله پروژه عظيم ستاره خليج فارس، پادزهر لجن‎پراكني‎هاي رسانه‎اي است تا برخي از اقشاري كه تحت تاثير اين فضاسازي‎ها قرار مي‎گيرند، به خوبي خائن را از خادم تشخيص دهند.

بي شك كساني كه براي اقدامات ناجوانمردانه و خبيثانه ترامپ(كه با هدف تنگ كردن معيشت بر ملت ايران اتخاذ مي‎شود) هورا مي‎كشند و براي دشمنان بي‎نقاب و عيان كشور، مديحه مي‎سرايند، خائنين بلاترديد به كشور هستند. وگرنه سردار عبداللهي و عبداللهي‎ها، كه با تمام كمبودها، نامهرباني‎ها و تبليغات مسموم، در گرماي سوزان جنوب و سرماي خردكننده‎ي غرب كشور به خدمت‎رساني اشتغال دارند، مصداق اتم خادمين كشور هستند.

روحاني اصلاحات را انجام ندهد بحث استعفا و عدم كفايت جلو مي آيد

اكبر تركان در مصاحبه با ايلنا: بعضي وزراي كابينه جسارت و شجاعت كافي براي ورود به مسائل جدي را ندارند. برخي وزرا بيش‎تر مراقب خودشان هستند تا مراقب انقلاب، در واقع آن‎ها بيش‎تر سعي دارند به خودشان صدمه‎اي وارد نشود. چون مي‎دانند در يك سطوحي اختلافاتي وجود دارد كه اگر سر باز كنند امكان دارد به بعضي افراد صدمه وارد شود، به همين دليل شجاعانه به مسائل ورود نمي‎كنند و تصميم گيري‎هايي سست و با تعلل دارند. وي افزود بعضي وزرا براي جاده‎هاي آسفالت و خط كشي شده كه مسير مشخصي دارند افرادي شايسته هستند. امروز در مسير كشور سنگريزه و مانع وجود دارد و اين موانع شكست را هم در پي دارد به همين دليل بعضي افراد كه مربوط به آن اتوبان هستند كارآمدي ندارند.

تركان اظهار اميدواري كرد تغييري در كابينه رخ بدهد و وزراي كارآمد جايگزين شوند چراكه تركيب فعلي مربوط به دوران دولت يازدهم است كه آمريكا رئيس جمهوري دموكرات داشت اما در حال حاضر رئيس‎جمهور ايالت متحده تبديل شده به فردي جمهوري‎خواه و غيرقابل پيش بيني شده است.

وي در پايان از باز بودن سه پنجره بر روي روحاني خبر داد و گفت: افرادي در پي استعفاي روحاني هستند اما روحاني تكرار مي‎كند كه هم چنان در دولت باقي خواهد ماند. بايد گفت در اين موضوع ۳ پنجره به روي دولت باز است، يك پنجره موضوع استعفا را مطرح مي‎كند كه برخي به دنبال آن هستند، پنجره‎اي ديگر عدم كفايت است كه به مطبوعات كشيده شده و عده‎اي از مخالفين سنتي روحاني به دنبال عدم كفايت هستند، اما پنجره اي ديگر اين است كه دولت داوطلبانه و فعالانه نسبت به اصلاحلات لازم در كابينه عمل كند و با انرژي جديد به مقابله با چالش‎ها بپردازد كه اگر دولت راه سوم را در پيش نگيرد، مخالفين دولت راه اول و دوم را عملي خواهند كرد.

آمريكا را رها كن فكري به حال ما كن!

بيش از 5 سال است كه شعار اعتماد به كدخدا و اميد به غرب بر تارك دولت آقاي روحاني مي‎درخشد! سال هاست كه همه اميدها به نگاه ترحمانه غربي‎ها دوخته شده تا وضعيت اقتصادي ما را سامان دهند. هسته‎اي را متوقف كردند دستاوردهاي بسيار مهم هسته‎اي را به دشمن واگذار كردند تا مشكلات تحريم حل شود ولي امروز با گذشت 5 سال از اين همه سازش نه تنها تحريم‎ها برداشته نشد كه بر حجم آن‎ها نيز افزوده شد. پس از خروج امريكا از برجام، كه اميد مي‎رفت ايران نيز از اين قرارداد ننگين خارج شود و به فكر چاره‎اي براي حل معضلات اقتصادي بيفتد، باز هم به اروپايي‎ها دل بستند تا گوشه چشمي به آن‎ها داشته باشند و اخيرا نامه 100 تن از مدعيان اصلاحات به مقامات عاليه نظام اسلامي را داشتيم كه بدون قيد و شرط با ترامپ عهد شكن و ديوانه وارد مذاكره شويم!

اين در حالي است كه به دليل اين سياست‎هاي غلط اقتصادي و اعتماد بي‎جهت به شيطان بزرگ، روز به روز وضعيت اقتصادي كشور آشفته‎تر مي‎شود و با افزايش نرخ ارز و طلا و به تبع آن‎ها ساير كالاها سخت‎ترين ضربات اقتصادي به طبقات متوسط و پايين جامعه وارد مي‎شود. اعتراضات بازاريان و كسبه و ساير اقشار حاوي يك پيام مهم است كه اگر دولت آن را جدي نگيرد ممكن است كشور را به مرحله هشدار بكشاند شعار توده‎هاي مردم خطاب به دولت و مجلس اين است:

«آمريكا را رها كن / فكري به حال ما كن»

چوب حراج بر كشور؛ از ماهي دريا تا آهوي بيابان!

اين روزها دولت مدعي تدبير و اميد كه گرفتار بي‎تدبيرهاي اقتصادي خود شده است براي نجات اقتصاد كشور به كارهايي دست مي‎زند كه يادآور دوران قاجار و پهلوي هاست. ازاجازه شكار آهوي بياباني به امريكايي‎ها گرفته تا واگذاري صيد دريايي به چيني‎ها براي به دست آوردن مشتي دلار بسيار غم انگيز است. لذيذترين گوشت شكار از آن آهو و گوزن است كه تقديم به از ما بهتران مي‎شود! و البته ممكن است شكار بهانه باشد و آن‎ها به دنبال جاسوسي و كسب اطلاعات از كشور باشند. گوشت شكار بخورند و اطلاعات ببرند ماهي درياي جنوب نيز كه از طعم خاص خودش برخوردار است به چيني‎ها تقديم گرديده تا صياد بيچاره جنوب به روز سياه بنشيند و حتي به منطقه صيد، ممنوع الورودش كرده‎اند و به هنگام ورود غير قانوني به سوي او شليك مي‎شود!

براستي اگر امروز رييسي رييس جمهور شده بود و اين اتفاقات در دولت او مي‎افتاد تيتر اول روزنامه‎هاي مدعي اصلاحات چه بود؟

«ازماهي دريا تا آهوي بيابان را فروختند»

«گوشت شكار براي از ما بهتران»

«آمريكايي‎ها گوشت شكار بخورند و ملت ايران خون جگر»

وقتي هنرپيشه ها مرجع مي شوند!

يكي از لوازم دموكراسي از نوع غربي داشتن احزاب پر قدرت در كشور است آن‎ها با ارايه ليست‎هاي خاص و تبليغات پر هزينه خياباني نامزدهاي مورد نظرشان را بر مردم تحميل مي‎كنند و مردم فكر مي‎كنند كه اين خودشان هستند كه در حال تصميم گيري هستند. كارتل‎هاي اقتصادي و سرمايه دارهاي بزرگ كه اسپانسر و حاميان اصلي احزاب هستند عملا جزو راي سازان اصلي صندوق‎ها مي‎باشند كه دولت‎ها و مجالس رامي آورند و مي‎برند.

در كشوري مانند ايران كه جمهوري اسلامي است و به دليل باورهاي ديني مردم تا كنون احزاب نتوانسته‎اند نقش يك مرجع سياسي ايفا كنند زيرا مردم با خودشان مي‎گويند بر اساس كدام حجت شرعي من بايد به نامزد يا نامزدهاي اين حزب خاص يا فلان حزب خاص راي بدهم؟ و از كجا اعضاي اصلي فلان حزب سياسي از من راي دهنده بيشتر مي‎فهمند و مصالح و مفاسد كشور را بهتر مي‎دانند؟

در جمهوري اسلامي روال بر اين منوال بوده است كه شهروندان خودشان با تحقيق و پژوهش به نامزد يا نامزدهاي اصلح برسند و در صورت ناتواني به گروه‎هاي مرجع كه از بصيرت سياسي و ديني بالايي برخوردارند جهت مشورت مراجعه مي‎كنند. يكي از گروه‎هاي مرجع كه از اعتبار بالايي برخوردار است و امام ره همواره به مشورت با آن‎ها توصيه مي‎فرمود علماي با بصيرت بلاد بودند. امروز متأسفانه به دليل برخي غفلت‎هاي صورت گرفته، عملاً گروه مرجع نزد برخي‎ها تغيير يافته است؛ سلبريتي‎ها و هنرپيشه‎ها و ستاره‎هاي ورزش و سينما و تلويزيون به جاي علماي با بصيرت و متدين و امين نشسته اند. آن‎ها در انتخابات رياست جمهوري و مجلس و شوراها تعيين كننده آراي مردم شده‎اند. هر كس بتواند بخش قابل توجهي از آن‎ها را به حمايت از خويش جلب كند شانس موفقيتش بالا مي‎رود. انتخابات رياست جمهوري 96 را به ياد بياوريد و نقش اين گونه افراد را در انتخاب آقاي روحاني ببينيد. امروز وضعيت اقتصادي خطرناكي كه با آن مواجه هستيم معلول تصميم گيري‎هاي اين گونه گروه‎هاي مرجع است كه خودشان نيز اظهار پشيماني مي‎كنند. آياجز اين است كه اين گونه افراد در برنامه‎هاي پر بيننده سيماي جمهوري اسلامي در برنامه «خندوانه» و « دورهمي» براي مردم الگو شده اند؟

 يادداشت هفته

محبت هاي «آبكي» نخست وزير دروغگو!

 علي اكبر عالميان

دلسوزي‎هاي دروغين نتانياهو و ابراز محبت كردن‎هاي هر از چند گاهي نخست وزير رژيم صهيونيستي نسبت به ملت ايران، از آن دست اقدامات مضحكي است كه بنابر ضرب المثل معروف، حتي مرغ پخته را هم به خنده وا مي‎دارد! او چندي قبل در پيامي ويدئويي به مردم ايران از راه اندازي وبسايتي براي آموزش مقابله با بحران آب خبر داد و در اين پيام مدعي شد كه: «امروز پيشنهاد بي‎سابقه‎اي براي ايران دارم، در مورد آب. مردم ايران قرباني رژيمي هستند كه حتي آب مورد نيازشان را از آن‎ها دريغ مي‎كند.» او علت اين اقدام خيرخواهانه!! خود را حمايت از مردم ايران و نجات تعداد بيشماري از مردم ايران عنوان كرده بود. در جريان بازي‎هاي اخير تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني روسيه نيز او دوباره به انتشار يك پيام ويدئويي روي آورد و با اشاره به بازي ايران برابر تيم فوتبال پرتغال مدعي شد: «هرگز از صحبت كردن درباره صلح با مردم ايران دست برنمي‎داريم.» او در پيام اول خوديك ليوان آب روي ميز كارش قرار داده بود و در پيام جديدش نيز توپ فوتبال به دست در مقابل دوربين حاضر شد و سعي كرد تا خود را حامي مردم ايران نشان دهد وجالب‎تر هم اين‎كه در صحنه‎هايي روپايي هم زد و ادعا كرد زماني فوتبال بازي مي‎كرده و مي‎داند جلوي گلزني كريستيانو رونالدو را نمي‎شود به‎راحتي گرفت تا اشاره‎اي به دفع ضربه پنالتي رونالدو در بازي ايران و پرتغال داشته باشد. او غير از اين در چند نوبت ديگر نيز با ظاهر شدن بر صفحه تلويزيون با مردم ايران سخن گفت و اينگونه ادعا كرد كه با مردم ايران دوست است و اين حكومت ايران است كه بين ايرانيان و نتانياهو فاصله انداخته است. اين رويكرد مزورانه در حالي است كه او و رژيم صهيونيستي بيش‎ترين دشمني را نسبت به نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران روا داشته است. نتانياهو در سال 1996 يعني زماني كه نخستين سال حضورش بر مسند قدرت بود، از ايران به‎عنوان «خطرناك‎ترين كشور» ياد كرده بود. او ايران را مانند داعش خوانده است و كشورمان رابزرگ‎ترين صادركننده تروريسم در دنيا و اصلي‎ترين دشمن خود ذكر كرده است. نتانياهو، ايران را تهديدي براي جهان دانسته است وهمين دو ماه قبل بود كه كشورمان را دروغگو خطاب كرده و البته ايران را دشمن مشترك اسرائيل، جهان عرب و تمدن خوانده است. او غير از اين اظهارات خصمانه، به اقدامات خصمانه نيز دست زده است.دخالت مستقيم اين رژيم در ترور دانشمندان هسته‎اي ايران، هم‎اكنون به يك واقعيت شناخته شده تبديل شده و رسانه‎هاي آمريكايي نيز بار‎ها به آموزش عوامل تروريستي از سوي سازمان جاسوسي اين رژيم به منظور انجام عمليات در ايران اشاره كرده‎اند. آيا مي‎توان اين اقدام جنايتكارانه را نشانه دوستي با ملت ايران دانست؟ اقدامات ايذايي بر ضد ايران در جبهه‎هاي گوناگون، از نقاشي يك بمب اتمي براي سخنراني عليه ايران در سازمان ملل تا ساير اقدامات عنودانه او، هيچ سنخيتي با پيام مزورانه در اعلام دوستي با ملت ايران ندارد. جالب اين‎كه چند روزي از اظهار دوستي او با مردم ايران نگذشته است كه با توجه به مسائل ارزي اخير و نوسانات شديد بازار، از مشكلات اقتصادي مردم ايران ابراز خرسندي كرده است. نخست‎وزير رژيم صهيونيستي مدعي شد توانسته ايران را با مشكل نقدينگي مواجه كرده و با كساني كه قصد سرازير كردن پول نقد به سوي ايران داشتند مقابله كند.وي ادعا كرد: «ما دستگاه پول نقد ايران را خراب كرديم. جلوي كساني كه بيش‎ترين پول‎هاي نقد را به ايران مي‎رساندند، گرفته شد و آن‎ها ناكام ماندند و مردم ايران اين را در جيب‎هايشان احساس مي‎كنند. ارتش اسرائيل و نيروي هوايي، واكنش با زور به مواضع ايران در منطقه را ادامه خواهند كرد.»
اين‎ها همه نشان مي‎دهد كه سران رژيم صهيونيستي در ابراز علاقه خود نسبت به ملت ايران كوچكترين صداقتي ندارند. آن‎ها ازاين ابراز مودت‎هاي مزورانه اهداف ديگري را مد نظر دارند. مهم‎ترين هدف آنان ايجاد انشقاق بين ملت و نظام است. صهيونيست‎ها به خوبي مي‎دانند كه قدرت اصلي جمهوري اسلامي نه موشك و سلاح بلكه بالاتر از آن- بعد از ايمان به خدا- حضور و حمايت مردم است. جمهوري اسلامي به پشتوانه اين مردم است كه بر اقتدار روز افزونش افزوده مي‎شود. راز زيمت، عضو پژوهشي در مؤسسه مطالعات امنيت ملي تل‎آويو در اين مورد مي‎گويد: «نتانياهو تلاش مي‎كند بين مردم ايران و رژيم ايران تمايز قائل شود... زماني كه اسرائيل با پيام‎هاي مثبت ايراني‎ها را خطاب قرار دهد، ممكن است افرادي وجود داشته باشند كه با نگرش مثبت نسبت به اين قضيه برخورد كنند، اما بخش بزرگي از مردم ايران خود نتانياهو را مسؤول اصلي تحريم‎هاي بين‎المللي عليه خود مي‎دانند.» او مي‎گويد: «اين تصور در بين مردم وجود دارد كه نتانياهو در طول چند سال گذشته به دنبال اعمال فشار روي آن‎ها بوده است. به همين خاطر بسياري از آن‎ها پيشنهاد نتانياهو براي كمك به ايراني‎ها را زير سوال مي‎برند.»
هدف دوم آنان، تلاش براي تحريك مردم برضد نظام و بر هم زدن وحدت و همدلي بين ملت و حاكميت است. دقيقا به همين دليل است كه نخست وزير رژيم صهيونيستي، مسابقات تيم ملي را به اعتراضات چند روز اخير در تهران گره زده و مي‎گويد: «تيم ايران غيرممكن را ممكن كرد. مي‎خواهم به مردم ايران بگويم شجاعت خود را در زمين فوتبال ثابت كرديد و امروز هم شجاعت خود را در خيابان‎هاي ايران به نمايش گذاشتيد.
ايران مشكلات بسياري دارد. آيا مي‎توانيد تصور كنيد كه چه مي‎شد اگر به‎جاي هدر دادن پول شما در سوريه و يمن... اين پول براي حل مشكلات در ايران سرمايه‎گذاري مي‎شد.» همان گونه كه مشاهده شد، او از سويي مي‎كوشد تا مردم را بر ضد نظام بشوراند و از سويي ديگر نيز تلاش مي‎كند تا به هر طريق ممكن از ادامه نفوذ ايران در منطقه بكاهد و با آوردن اين بهانه دروغين كه منابع اقتصادي ايران در كشورهاي منطقه خرج مي‎شود، شكست‎هاي خود را در منطقه جبران كند.
هدف سوم اين رژيم نيز كاستن از ميزان تنفر ملت ايران نسبت به رژيم صهيونيستي است. سران دولت غاصب صهيونيستي مدت‎هاست مي‎كوشند تاچهره منفور خود نزد افكار عمومي ايران را اصلاح كنند. اين درحالي است كه چهره سران اسراييل و دولت جعلي آنها، هر روز بيشتر از ديروز نزد ملت ايران و ملل جهان منفورتر مي‎شود و اين مدعا را مي‎توان با استناد به راهپيمايي‎هاي روز قدس كه هر سال بر شكوه آن افزوده مي‎شود به اثبات رسانيد.
نتانياهو به ايرانيان وعده رفع مشكل كم آبي را مي‎دهد اما خود به اين پرسش پاسخ نمي‎دهد كه اگر او اين هنر را دارد، به جاي اين‎كه فرسنگ‎ها راه را بپيمايد و به ايران بيايد، سري به نزديكي‎هاي خود يعني فلسطيني‎هاي ساكن نوار غزه بزند و مشكل آنان را حل كند كه به دليل تصرف منابع آبي‎شان از سوي رژيم صهيونيستي از كمبود آب رنج مي‎برند و آب كافي براي آبياري مزارع كشاورزي و درختان زيتون خود كه يكي از منابع درآمد مردم اين منطقه است، ندارند! بهتر بود نتانياهو به جاي حل مشكل مردم ايران، به غارت منابع آبي همسايگان خود پايان دهد. جالب است كه ديويد بن گورين(اولين نخست وزير رژيم صهيونيستي) در سال ۱۹۴۱ يعني ۷ سال قبل از اعلام موجوديت رژيم صهيونيستي گفته بود كه «ما بايد بدانيم كه براي حفظ بقاي دولت يهودي كنترل آب‎هاي مرزي از جمله آب‎هاي رودخانه اردن و لبنان را در دست داشته باشيم.» اكنون غارتگران آب به دلسوزان تامين آب براي ساير ملت‎ها تامين شده‎اند و اين نيز خود يكي از طنزهاي تلخ روزگار است.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

پخش شعر آتش به اختيار آقاي مطيعي در رسانه ملي فتح بابي است براي اين سازمان تا در ساير عرصه‎هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مطالبه‎گري انقلاب را افزايش دهد و افكارعمومي را به سمت ارزش‎هاي انقلاب هدايت نمايد. آرمان‎هاي انقلاب بايد مسأله هر روز صدا و سيما باشد.
يك شهروند

سرانجام آن كسي كه تقوي الهي را در حيات سياسي خود زير پا مي‎گذارد و در هنگام رأي دادن يا استيضاح وزيران خدا را و تكليف خود برابر ملت را كنار گذاشته و مبناي تصميم‎گيري خود را بر پايه زد و بند مالي نامشروع گذاشته و نسبت به حلال بودن حقوق خود(كه متناسب با حقوق بايد فرياد‎رس درد مردم باشد) بي‎تفاوت است، اين مي‎شود كه با آلت دست شياطين نفوذي شدن از پشت به ملت و نظام خنجرزده و تصويب‎گر عهدنامه‎هاي صهيونيستي پسند مي‎شود.
5411...0918

علي لاريجاني در نشست شوراي عالي استان‎ها: مجلس در مورد الحاق ايران به كنوانسيون مبارزه با تأمين مالي تروريسم بر اساس تدبير رهبري عمل مي‎كند.
پاسخ: آقاي لاريجاني در يك مغلطه سعي دارد براي توجيه و فريب افكار عمومي و نمايندگان مجلس براي پذيرش ننگين لايحه مبارزه! با تأمين مالي تروريزم! (با تعريف صهيونيستي) توپ را به زمين رهبري بي‎اندازد و ايشان را موافق اين الحاق معرفي كنند اين در حالي است كه رهبري: 1. به‎طور شفاف و علني مخالفت خود را با الحاق ايران به كنوانسيوني كه رنگ و بوي آمريكايي صهيونيستي دارد اعلام فرمودند 2. رهبري در يك روشنگري مبصرانه نسبت به‎وجود اهداف سياسي پنهان مغرضانه در بطن اين كنوانسيون‎ها هشدار دادند.
يك شهروند

ظريف: در چارچوب سخنان رهبري، مشكلات شفافيت را در مسأله اف.اي.تي.اف حل مي‎كنيم. آقاي ظريف! رهبري درسخنراني اخيرشان با اصل الحاق ايران به كنوانسيون‎هاي بين‎المللي(كه داراي اهداف مغرضانه سياسي پنهان در بطن خوداست) و پذيرش لوايح مربوطه مخالفت صريح كردند. پس اگر مطيع رهبري هستيد بهتر است به جاي گفتن تفاسير انحرافي و كج‎دار و مريز از سخنان رهبري، عملا مقوله اف.اي.تي.اف و لوايح 4 گانه آن را پاره كرده و دولت و مجلس به دغدغه‎هاي معيشتي مردم رسيدگي كند.
يك شهروند