صفحه آخر

در سخنراني آيت ا... مصباح مطرح شد؛
دام هاي شيطان

اشاره: آن‌چه پيش‎رو داريد گزيده‎اي از سخنان حضرت آيت‎ا... مصباح‎يزدي در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 21/3/97، بيان شده است.

شگردهاي شيطان براي گمراه‎كردن انسان

يكي از مهم‎ترين عواملي كه در مجموعه خلقت انسان و فكر و رفتار او مؤثر است، خلقت شيطان است. او كه سال‎ها عبادت كرده بود، به وسيله سجده براي حضرت آدم امتحان شد و گفت: من چنين كاري را نمي‎كنم. او با صراحت در مقابل خدا گفت: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛ قسم به عزت تو كه همه اين‎ها را گمراه خواهم كرد؛ مگر اندكي از مخلَصين. اين بود كه از درگاه الهي رانده و همه اعمال گذشته‎اش حبط شد. اين امر باعث شد كه نسبت به فرزندان حضرت آدم كينه عميقي پيدا كند و بكوشد تا آن‎جا كه مي‎تواند آن‎ها را گمراه و از رحمت‎هاي خدا محروم كند. او چيزهايي از خدا خواست و خدا نيز به او اجازه داد كه كارهايي را انجام دهد. هدف اصلي او اغواء و اضلال(فريب و گمراهي) بندگان بود، تا لياقت درك رحمت الهي را از دست بدهند؛ گفت: لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ؛ اصلا نمي‎گذارم در راه درست قدم بگذارند، و اگر قدم گذاشتند نيز آن‎ها را منحرف مي‎كنم. اما بعضي از كارهايش را نيز گفت كه چگونه كارهايي را انجام مي‎دهم. خداوند متعال نيز در مقابل درخواست‎هايي كه او كرد، مواردي را فرمود كه تو اجازه داري اين كارها را بكني.

اجمالا همه آن‎چه او درخواست كرد، چيزهايي بود كه يا به صورت مستقيم در ممانعت از هدايت و پيمودن راه بندگي خدا دخالت داشت، يا به نحوي با يك يا چند واسطه باعث انحراف انسان مي‎شد. خداوند به حسب آن‌چه از بعضي آيات استفاده مي‎شود، حدود آن را مشخص كرد كه تا اين حدود مي‎تواني به گمراه كردن اقدام كني؛ تو انگيزه معصيت را در آن‎ها ايجاد يا تقويت مي‎كني ولي در هيچ موردي، قاطعانه تسلط نخواهي داشت؛ مگر اين‎كه خودشان بخواهند و به تو در اين راه كمك كنند. در جلسه گذشته به برخي از اين آيات اشاره كرديم. در اين جلسه نيز چند آيه ديگر را مرور مي‎كنيم.

آرزوهاي دور و دراز

خداوند در آيات 118-120 سوره نساء مي‎فرمايد: وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا؛ با كمال تأكيد گفت كه من حتما از بندگان تو سهم معيني را خواهم گرفت. اين براي من واجب است، حتما اين كار را خواهم كرد و بخشي از بندگانت مال من هستند. گمراه‎شان مي‎كنم و تابع من خواهند بود. وَلأُضِلَّنَّهُمْ؛ اين عنوان كلي كارهاي شيطان است. مي‎گويد: گمراه‎شان مي‎كنم تا از رحمت تو محروم شوند. سپس بعضي از چيزهايي را كه در راه گمراه كردن انسان انجام خواهد داد، بيان كرد؛ وَلأُمَنِّينَّهُمْ؛ آرزوهاي كاذب برايشان ايجاد مي‎كنم. چيزهايي را به آن‎ها القا مي‎كنم كه دنبال آرزوهايي غير واقعي بروند و براي رسيدن به آن آرزوها حاضر باشند، هر كاري را انجام دهند. در اين صورت راه باز مي‎شود كه آن‎ها را به گناه دعوت كنم و بگويم اگر مي‎خواهيد به آن آرزوهايتان برسيد، بايد اين كارها را بكنيد. آرزوهاي دور و درازي براي آن‎ها مطرح مي‎كنم تا زمينه براي ساير كارها فراهم شود.

دگرگون‎كردن خلقت

وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ؛ سعي مي‎كنم كه به دست آن‎ها تغييراتي در عالم خلقت و در مخلوقات تو ايجاد شود؛ حتي به اين صورت كه كساني‎كه گله‎دار هستند را تشويق مي‎كنم كه گوش حيوانات‎شان بكنند، تا حيوان‎ها ناقص شوند و نسل‎شان نسل فاسدي شود. به آن‎ها دستور مي‎دهم كه اگر مي‎خواهيد به آرزوهايتان برسيد، بايد اين كارها را بكنيد. وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيغَيرُنَّ خَلْقَ ا... ؛ هم‎چنين به آن‎ها دستور مي‎دهم كه خلق خدا را تغيير دهند! مفسران در اين‎باره نظرهاي بسيار مختلفي ابراز داشته‎اند. روايت‎هاي مختلفي نيز در اين‎باره نقل شده، كه بيش‎تر آن‎ها سند درستي ندارد و هيچ‎كدام اطمينان‎آور نيست. بالاخره بعضي از كارهاي خاصي كه انسان‎ها انجام مي‎دهند و خلاف فطرت اوليه انسان است، به عنوان مصاديق تغيير خلق ا... معرفي شده است؛ زيرا خداوند مي‎فرمايد: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ ا... الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَا؛ اين خلقت الهي است كه ما شما را بر آن خلق كرديم. آن‎چه در دين اسلام است، مقتضاي فطرت شماست و تغيير آن‎ها به معناي اين است كه انسان در خلاف مسير فطرتش حركت كند. بعضي از مفسرين حتي قوم لوط را از مصاديق تغيير خلق ا... ذكر كرده‎اند.

سلسله مراتب اغواگري شيطان

در سوره اسراء، درباره كارهايي كه خداوند به شيطان اجازه داده است كه انجام دهد، مي‎فرمايد: وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ؛ استفزاز؛ يعني چيزي را به آرامي حركت دادن، به لرزه در آوردن. اين تعبير در جايي به كار مي‎رود كه بتوان به راحتي كسي را در مسير دلخواه به راه انداخت. معادل اين واژه در تعبيرات ما «تحريك» است. مي‎فرمايد: هركس را مي‎تواني تحريك كن! بعضي از انسان‎ها هستند كه خيلي به راحتي مي‎شود آن‎ها را تكان داد و از مسير صحيح بازداشت و به طرف دلخواه حركت داد. ولي همه اين‎طور نيستند كه به آساني با يك چشمك، اشاره، يا يك بيان ساده به حركت دربيايند و فسادي برپا كنند. برخي از افراد خيلي مقاومت مي‎كنند، تحمل‎شان زياد است و به آساني تحت تأثير واقع نمي‎شوند؛ حتي حاضرند در مقابل طرف با ديگران همكاري و صف‎آرايي كنند و نگذارند شيطان در آن‎ها اثر بگذارد. اين‎جاست كه بين شياطين و انسان‎هاي مؤمن و مقاوم جنگ واقع مي‎شود. شيطان با يك تحريك ساده نمي‎تواند اين‎ها را گمراه كند. اين است كه لشگريانش را دعوت مي‎كند.

لشگريان نيز به دو گروه سواره‎نظام و پياده‎نظام‎ها تقسيم مي‎شوند. از آن‎جا كه سواره‎نظام مركب‎هايي قوي در اختيار دارند، بيش‎تر از پياده‎نظام مي‎توانند حركت و مبارزه كنند. خداوند مي‎فرمايد: اولا خودت به صورت مستقيم هر چه مي‎تواني انسان‎ها را تحريك كني، آزادي! دوم، وقتي با كساني مواجه مي‎شوي كه خيلي مقاومت مي‎كنند و نمي‎تواني به آساني آن‎ها را تحريك كني، مي‎تواني از دار و دسته و قبيله و جنودت استفاده كني. بيش‎تر مفسران، اين تعبيرات را تعبيراتي استعاري دانسته‎اند. يعني كارهاي شيطان از لحاظ قوت و ضعف يا از لحاظ كندي و سرعت به سه دسته تقسيم مي‎شود. بعضي از آن‎ها به سادگي مثلا با يك اشاره يا يك كلام انجام مي‎گيرد، زيرا برخي انسان‎ها با آن‎ها تحريك مي‎شوند و خودشان راه شيطاني را ادامه مي‎دهند. اما بعضي مقاومت و ايستادگي مي‎كنند و نمي‎گذارند شيطان كار خودش را انجام دهد. در اين‎جا شيطان لشگركشي مي‎كند و كساني را از سواره نظام و پياده نظام به كمك مي‎گيرد. به عبارت ديگر همان‎گونه كه يك سلطان لشگركشي مي‎كند و سپاهيانش را در مقابل دشمن به دو دسته مي‎كند، شيطان نيز همين كارها را در مقابل انسان‎هاي مؤمن و با اراده قوي انجام مي‎دهد.

مشاركت شيطان در اموال و فرزندان انسان!

وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ؛ مفسران درباره اين تعبير نيز بيانات مختلفي دارند. ترجمه آن اين است كه تو در اموال و اولاد انسان‎ها مشاركت كن و شريك شو! روشن است كه اين شراكت به اين معنا نيست كه مثلا شيطان با تاجري با هم سرمايه‎گذاري كنند و نصف درآمد از آن تاجر باشد و نصف درآمد از آن شيطان. مراد چيزي است كه نتيجه مشاركت از آن حاصل مي‎شود. مشاركت در اموال، يعني كاري انجام دهي كه بخشي از نتيجه‎اي كه انسان از اموال مي‎برد، از آن تو باشد. انسان مال مي‎خواهد تا نيازهاي زندگي‎اش را برطرف كند؛ تو كاري كن كه ضمن آن‎كه نيازهاي او برطرف مي‎شود، تو هم از آن كار نفع ببري! آن‎ها مي‎خواهند درآمدي داشته باشند، زندگي‎شان تأمين شود، با آن خانه بسازند، ازدواج كنند و... . آن‎ها نفع‎شان را مي‎برند، اما تو هم در كار آن‎ها شريك شو! يعني كاري كن كه به صورتي اين كار را انجام دهند كه براي هدف تو كه گمراه كردن آن‎هاست، مؤثر باشد. براي رسيدن به هدف‎ات مي‎تواني در آن‎چه موجب تحصيل اموال مي‎شود يا براي فرزنددار شدن و كثرت فرزندان مؤثر است، نقش داشته باشي!

مال و فرزند از چيزهايي است كه بخصوص در خانواده‎هاي بدوي بسيار مطرح بود. اموال نيازهاي طبيعي انسان را برآورده مي‎كرد. فرزندان نيز كمك‎كار انسان در زندگي بودند. وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ؛ تو مي‎تواني طوري با آن‎ها رفتار كني، كه در عين حالي كه آن‎ها به منافع خودشان مي‎رسند، تو نيز نفع خودت را ببري؛ يعني اين رفتارها در جهت معصيت تحقق پيدا كند. براي مثال ربا، تقلب در معامله و چيزهايي از اين قبيل مشاركتي است كه شيطان در اموال و اولاد انسان‎ها انجام مي‎دهد.

وَعِدْهُمْ؛ يكي از كارهايي كه مي‎تواني انجام بدهي وعده‎هاي دروغ است! خودش نيز در روز قيامت اقرار مي‎كند كاري كه من مي‎كردم اين بود كه به شما وعده مي‎دادم و خلف وعد مي‎كردم. وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ؛ خداوند به شما وعده داد، ولي شما با اين‎كه وعده‎هاي او حق بود، وعده‎هاي او را گوش نكرديد. من با اين‎كه وعده‎هاي دروغ به شما مي‎دادم، حرف من را گوش مي‎كرديد.

تسليم خودخواسته دربرابر شيطان

اين‎ها چيزهايي است كه به شيطان اجازه داده شده است، ولي هيچ كدام از اين‎ها موجب تسلط شيطان نمي‎شود و او به زور نمي‎تواند كسي را به كار خلافي وادار كند. البته ممكن است انسان از باب اضطرار بالاختيار شيطان را بر خودش مسلط كند. يعني انسان از ابتدا با اختيار خودش راهي را مي‎رود، ولي كم‎كم به يك جايي مي‎رسد كه ديگر نمي‎تواند خودش را كنترل كند. براي مثال در يك سرازيري انسان مي‎تواند ندود، ولي اگر دويد، در ابتدا مي‎تواند جلوي خودش را بگيرد، در اواسط كار كنترل به زحمت انجام مي‎شود، ولي كم‎كم كار به جايي مي‎رسد كه دور برمي‎دارد و ديگر نمي‎تواند خودش را كنترل كند، بالاخره زمين مي‎خورد و به بلاهايي مبتلا مي‎شود. اين اضطرار بالاختيار است. درست است كه قبل از سقوط ديگر اختياري نداشت، اما اين وضعي بود كه با اختيار خودش پيش آورده بود. مقدماتش اختياري بود و رسيد به جايي كه ديگر قدرت مقاومت نداشت. اضطرار بالاختيار موجب رفع مذمت يا رفع عقوبت نمي‎شود.

مطالبي كه بيان شد، مؤيد اين است كه شيطان عاملي مستقل در انجام گناه نيست. او كاري مي‎كند كه انسان با اختيار خودش به گناه كشيده شود؛ البته ممكن است به جايي برسد كه ديگر اختيار از انسان سلب شود، اما در اين‎جا نيز مقدمات اين تسلط اختياري بوده است. شيطان از همان مقدمات شروع مي‎كند. اين‎ها كارهاي شيطان است. البته همان‎طور كه گفتيم كارها از لحاظ شدت و ضعف و همچنين از لحاظ اين‎كه شيطان خود به صورت مستقيم وارد عمل شود يا با وسايطي مثل شياطين ديگر و ذريه‎اش انجام شود، مختلف است. شيطان يك‎تنه نمي‎تواند ميلياردها انسان را به گمراهي بكشاند و همه اين‎ها بايد در اختيارش باشند، تا نقش خود را ايفا كند. ولي به هر حال هيچ كدام از اين‎ها ابتدائا نمي‎توانند انسان را به گناه مجبور كنند و خداوند حجت را بر انسان تمام مي‎كند كه هيچ گاه، در هيچ حالي شما مجبور نبوديد. خودتان خواستيد، سخن شيطان را گوش كرديد و دنبالش رفتيد. اين بود كه تسلط او بر شما بيش‎تر شد و از راه‎ها و شگردهاي مهم‎تري استفاده كرد.

ترس از فقر و مرگ

يكي از چيزهايي كه قرآن به شيطان نسبت مي‎دهد، وعده‎هاي اوست. در ادبيات عرب معمولا «وعد» در مقابل «وعيد» به كار مي‎رود. وعد را درباره چيزهاي خوب و مژده دادن به كار مي‎برند، و درباره مسايل بد و تهديدآميز واژه وعيد را به كار مي‎برند. ولي «وعد» به معناي عامش هم شامل وعده‎ها خوب مي‎شود و هم شامل وعده‎هاي بد. يكي از وعده‎هاي شيطان، ترساندن از فقر است. الشَّيطَانُ يعِدُكُمُ الْفَقْرَ؛ شيطان به شما وعده فقر مي‎دهد؛ يعني وقتي شما مي‎خواهيد انفاق كنيد، كار خير انجام بدهيد و به ديگران كمك كنيد، مي‎گويد: خودت فقير مي‎شوي! فردا خودت بايد دستت را پيش ديگران دراز كني! در اين‎جا يعدكم به معناي يوعدكم است.

ترساندن از شگردهاي شيطان است. براي مثال در جنگ وظيفه انسان اين است كه فداكاري كند و جانش را در معرض خطر قرار دهد. شيطان مي‎گويد: اين دشمن، دشمن ساده‎اي نيست. با اين نمي‎شود روبه‎رو شويد. اين قدرت اتمي دنيا را در اختيار دارد و با يك بمب مي‎تواند يك كشور را نابود كند. جنگ با او بازي با آتش و بازي با جان خودت و هزاران نفر است! إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيطَانُ يخَوِّفُ أَوْلِياءهُ؛ شيطان كسي را مجبور نمي‎كند كه جايي را خراب كند؛ او به زور جلوي كسي را نمي‎گيرد؛ اما كسي را كه به طرف جهاد مي‎رود، مي‎ترساند.

اوائل دوران مبارزه با طاغوت، وقتي از طرف دستگاه شاه چند نفر را مي‎گرفتند، برخي مي‎گفتند: ببينيد! اين هم نتيجه‎اش! شكنجه‎ها روز به روز شديدتر مي‎شد؛ گاهي فرزندان را در مقابل پدر و مادر شكنجه مي‎كردند، گاهي همسر را در مقابل شوهر شكنجه مي‎كردند، و بالاخره روز به روز اين‎كارها اوج مي‎گرفت و خبرش را بيش‎تر خود دستگاه شاه پخش مي‎كرد، تا مردم بترسند و به مبارزه ادامه ندهند. برخي به مبارزان مي‎گفتند: تو سر جايت بنشين! تو نماز خودت را بخوان! چه كار به اين كارها داري؟! سياست را بگذار براي سياست‎مداران! اگر يادتان باشد امام‎رضوان‎ا... عليه مي‎فرمود: كسي ما را نصيحت مي‎كند و مي‎گويد اين كارهاي سياسي پدرسوختگي دارد؛ اين‎ها را بگذاريد براي ما! شما كارهاي محترمانه را انجام دهيد! كارهاي سياسي در شأن شما نيست. به شما اهانت و بي‎احترامي مي‎شود. بگذاريد اين كارها را ما بكنيم!

در صورتي كه اين كارها جهاد است و جهاد يكي از بزرگ‎ترين عبادت‎ها و افتخارات است. اگر كسي بفهمد كه وظيفه‎اش چيست و به آن عمل كند، با اين كار مي‎تواند جلوي فسادهاي مالي، جاني و اخروي و ابدي را بگيرد. به خصوص در اين ايام جا دارد بينديشيم كه اگر حركت امام و ياران صديق او نبود، كشور ما به چه روزي افتاده بود؟ چه ظلم‎ها و چه جناياتي انجام مي‎گرفت و چه احكامي از اسلام تغيير مي‎كرد يا به فراموشي سپرده يا سوء‎تفسير مي‎شد؟ چگونه آخوندي كه زندگي خودش را از لحاظ مالي و اقتصادي درست نمي‎توانست تأمين كند و به سختي زندگي مي‎كرد، براي خدا قيام كرد و ابتدا اين كشور و سپس دنيا را تكان داد و نقشه‎هاي همه شياطين عالم را دگرگون كرد؟! آن‎ها نقشه‎هاي بسيار عميقي براي همه كشورهاي اسلامي داشتند. متأسفانه بعضي از روي جهالت فراموش مي‎كنند كه امام و ياران او چه خدمتي براي اسلام و انقلاب و اين كشور انجام دادند و گاهي تعبيرات سبكي مي‎كنند كه از يك انسان آگاه و بصير روا نيست.

به هر حال يكي از كارهاي شيطان همين است كه به آن‎هايي كه مي‎خواهند وظايف سختي مثل جهاد را انجام دهند يا اموال زيادي را به عنوان خمس، زكات يا چيزهاي ديگري انفاق كنند، مي‎گويد: چه كار مي‎كني؟! اين اموال را با زحمت تهيه كرده‎اي! خب آن‎ها خودشان زحمت بكشند و پول پيدا كنند! به شما چه مربوط كه فلان كس گرسنه است؟! وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ ا... قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يشَاء ا... أَطْعَمَهُ؛ شما مي‎گوييد ما به اين فقرا رسيدگي كنيم، خب اگر خدا مي‎خواست خودش اين‎ها را ثروتمند مي‎كرد! اين‎ها منطق شيطاني است كه از اقوام سابق بوده و قرآن بعضي از آن‎ها را نقل كرده است. مي‎گويند: مگر شما نمي‎گوييد كه همه كارها دست خداست، خب خدا اين‎ها را فقير كرده است. اگر مي‎خواست اين‎ها را غني مي‎كرد. چرا ما اموال خودمان را به آن‎ها بدهيم؟ يا شيطان درباره جهاد مي‎گويد: چرا شما مي‎رويد جان‎تان را به خطر مي‎اندازيد؟! شيطان از يك طرف مؤمنان را از حضور در جهاد مي‎ترساند، و از طرف ديگر برخي از مؤمنان را ترغيب مي‎كند به جنگ كفاري بروند كه توان غلبه بر آن‎ها را ندارند. اين هم يكي از شگردهاي شيطان است و ترغيب مي‎كند كه مؤمنان بدون نقشه و زاد و توشه كار كنند تا باز از اين طرف به مؤمنان ضرر بخورد.

سلسله مراتب اسباب

اكنون اين سؤال مطرح مي‎شود كه اگر شيطان اين كارها را مي‎كند، پس ما چه كاره‎ايم؟! اگر ما مجبوريم پس چرا خدا ما را عذاب مي‎كند؟ براي پاسخ به اين سؤال، فرض بفرماييد رئيس يك مؤسسه پولي به معاون خود مي‎دهد و از او مي‎خواهد كه چيزي را براي او بخرد. آن معاون پول را به يكي از كارمندانش مي‎دهد و از او مي‎خواهد كه اين كار را انجام دهد. آن كارمند نيز از آن‎جا كه اين كار كار ساده‎اي است، انجام آن را به فرزندش مي‎سپارد، و آن فرزند آن كار را انجام مي‎دهد. حال شما اين خريد را به چه كسي نسبت مي‎دهيد؟ روشن است كه اين خريد را مي‎توان به هر يك از اين افراد نسبت داد. هم مي‎توانيد بگوييد اين بچه خريده، هم مي‎توانيد بگوييد آن كارمند خريده، هم مي‎توانيد بگوييد آن مدير خريده است، همان‎گونه كه مي‎توانيد بگوييد رئيس خريده است. وقتي رئيس آن جنس را براي همسرش به خانه مي‎برد، مي‎گويد: اين را من خريده‎ام. دروغ هم كه نمي‎گويد، اما اين بدان معنا نيست كه بي‎واسطه خريده است. همان امر و اراده او كه در اين سلسله مراتب اثر مي‎گذارد، باعث مي‎شود كه فعل به او نسبت داده شود.

در اين‎جا هم از يك جهت، خداوند مي‎گويد ما كارهاي زشت آن‎ها را برايشان زينت داديم؛ زَينَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ. در آيه ديگري مي‎فرمايد: زَينَ لَهُمُ الشَّيطَانُ أَعْمَالَهُمْ؛ شيطان انجام داد. ممكن است اين كار به دست خود ابليس هم انجام نشده باشد، و جنود يا بچه‎هاي او اين‎كار را كرده باشند. ولي همه اين نسبت‎ها صحيح است. هر كدام از آن‎ها به استناد امر مافوق‎شان اين كار را كرده‎اند و اين كار به همه اين سلسله انتساب دارد. گاهي شيطان بايد صدها واسطه درست كند تا به مقصود خودش برسد. گاهي از چندين سال قبل مقدمه‎چيني مي‎كند تا شرايط آماده شود و روزي بتواند كار خودش را انجام دهد. و هيچ‎يك از اين‎ها تكليف را از ما ساقط نمي‎كند.

شگردهاي پيچيده شيطان

يكي از اساتيد بزرگ اخلاق، شاگردان بسياري داشت كه از راهنمايي‎ها و ارشادات ايشان استفاده مي‎كردند و خود از اساتيد و بزرگان بودند. يكي از آن‎ها مرحوم آقاي دستغيب امام جمعه شهيد شيراز بود. شهيد دستغيب صرفاً به قصد زيارت ايشان از شيراز به آن شهر مي‎رفت. برخي از علما هم از نجف براي استفاده نزد ايشان مي‎آمدند. يكي از كساني كه با ايشان ارتباط داشت، يك روحاني اهل تهران بود كه دفتر اسناد رسمي نيز داشت. او نيز با ايشان معاشرت زيادي داشت و از ايشان دستوراتي مي‎گرفت و عمل مي‎كرد. يك بار نزد ايشان رفته بود و براي اين‎كه مقام خود را بگويد و دستور مجدد بگيرد، گفته بود: مدتي است نيمه شب حوريه‎اي بهشتي مرا براي نماز شب از خواب بيدار مي‎كند. اين حوريه آن‎قدر زيباست كه من وقتي او را مي‎بينم از جا مي‎پرم و به خاطر او هم كه شده، فورا وضو مي‎گيرم و مشغول نماز شب مي‎شوم. اين حوريه كيست و من در چه مقامي هستم؟! آن استاد بزرگ اخلاقي فرموده بود: به اين اعتنا نكن! تو كار خودت را بكن! هر كاري كه وقت‎هاي ديگر مي‎كردي، حالا نيز انجام بده! اين پاسخ باعث شده بود كه به اين آقا خيلي بربخورد. حتي به برخي از دوستانش نيز جريان را اين‎طور گفته بود كه خدا به من لطف كرده است و مدتي است هر شب كسي مي‎آيد مرا براي نماز شب بيدار مي‎كند، ولي تعجب است كه اين آقا مي‎گويد: به حرف اين گوش نده! اين جريان مربوط به قبل از انقلاب بود. چندي گذشت و انقلاب كه شروع شد، اين آقا جزو طرفداران سلطنت شد. آن استاد اخلاق گفته بود: به او گفتم كه گوش نكن! در اين چند سال او را براي نماز شب بيدار مي‎كرد تا او را مطمئن كند كه هر چه مي‎گويد مرضي خداست، تا يك روز به او بگويد برو از شاه طرفداري كن، و او مخالفت نكند!

شيطان خيلي استاد است. اين از دام‎هايي است كه شيطان براي جوان‎هاي متدين پهن مي‎كند. بنابر اين هر كس مي‎خواهد راهي را برود، بايد بكوشد حجتي پيش خدا داشته باشد. صرف ديدن يك خواب، يا رياضت طولاني، نزد خدا حجت نمي‎شود. اگر انسان كاري را مي‎خواهد بكند بايد ببيند كه آيات قرآن و روايات درباره اين كار چه مي‎گويند. آيا خداوند نسبت به انجام آن راضي است يا نه؟ تا حجت پيدا نكرده‎ايم كه خداوند نسبت به كاري راضي است، بي‎جهت خودمان را در اختيار كسي قرار ندهيم. البته استفاده از استادي كه شايسته باشد و واقعا جهات شرعي را كاملا رعايت كند، نعمت بسيار عظيمي است و خدا نصيب هر كس بكند، منت بسياري بر او گذاشته است. حضرت امام نيز از اساتيدي مثل مرحوم شاه‎آبادي و ميرزا جواد آقا تبريزي استفاده كرده بود. چنين استادهايي نعمت‎هاي بسيار عظيمي هستند، اما بدانيم كه آن‎ها طوري بودند كه حتي به انجام يك مكروه نيز اجازه نمي‎دادند. اين‎طور نبود كه بگويند هر چه من مي‎گويم تو بايد اطاعت كني؛ حتي اگر گناه باشد! اين از راه‎هاي شيطان است.

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

امام صادق(ع):
حضرت، هيچ بدعت و ضلالتي باقي نمي‎گذارد مگر اين كه از بين مي‎برد و هر سُنّت(و احكام از دست رفته) را از نو برپا خواهد داشت.
بشارة‎الاسلام، ص 235

 راه امام

اگر از اين ضيافت درست بيرون آمديد آن وقت عيد داريد

خداوند شماها را مهمان كرده است، دعوت كرده است شما را به ضيافت، شماها در ماه مبارك مهمان خدا هستيد؛ مهمان‎دار خداست و مخلوق مهمان او است‎. [...] خداوند دعوت كرده است ما را به اين كه شما بايد وارد بشويد در اين ميهمان‎خانه و اين ضيافت هم جز ترك، چيزى نيست؛ ترك هواها، ترك خودي‎ها، ترك مني‎ها، منيت‎ها. اين‎ها همه در اين ميهمان‎خانه است و ما بايد حساب كنيم ببينيم كه آيا وارد شديم در اين ميهمان‎خانه يا اصلًا، وارد نشديم، [...] شماها در فكر باشيد كه اگر از اين ضيافت درست بيرون آمديد آن وقت عيد داريد. عيد مال كسى است كه در اين ضيافت راه يافته باشد استفاده كرده باشد از اين ضيافت. همان‎طورى كه شهوات ظاهرى را بايد ترك بكند، از شهوات باطنى كه بالاترين سد راه است براى انسان، بايد از اين‎ها جلوگيرى كند.
صحيفه امام، ج 21، ص 44 و 45

 در پرتو خورشيد

عنايت ويژه به مستمندان

سال 1374 خانمي با كودك خردسالش به مطب من مراجعه كرد. هر دوي آنان بيماري سل داشتند. وقتي نسخه را به دست آن خانم دادم، با كمال نااميدي اظهار داشت: به علت ناتواني مالي، قدرت تهيه دارو را ندارم! من چهار فرزند دارم كه همگي - به جز يك دختر ده ساله - همين بيماري را دارند، همسرم نيز فلج و خانه‎نشين است و تنها نان‎آور خانه همان دختر ده ساله است كه با قالي‌بافي مبلغ اندكي به‌دست مي‎آورد و اين مقدار، تنها هزينه خريد نان ما است! من بعد از شنيدن درد دل اين خانم به او گفتم: موضوع را با دوستانم در ميان مي‎گذارم تا چاره‎اي بينديشيم. پس از مدتي ديدم دوباره به من مراجعه كرد اما از خوشحالي در پوست خود نمي‎گنجيد. علت را پرسيدم، در جوابم گفت: وقتي كه به منزل رسيدم، هيأتي به خانه ما آمدند و وضعيت ما را بررسي كردند. قرار شد همه ما را براي درمان به بيمارستان ببرند! گفتم: اين هيأت از سوي چه كسي آمده بودند؟ گفت: از سوي مقام معظم رهبري! گفتم: چگونه از موضوع باخبر شده بودند؟ گفت: وقتي كه مقام معظم رهبري به قم تشريف آوردند، من ماجراي زندگيم را طي نامه‎اي، خدمت ايشان توضيح دادم. نامه به دست مسؤولا‎ن امر سپرده شد. تمامي نامه‎ها را بررسي كردند، نامه افراد اورژانسي در اولويت قرار گرفت و من نيز چون چنين وضعي داشتم، مورد لطف آقا قرار گرفتم.
دكتر وحيدي (از پزشكان قم)
‎منبع: آب، آيينه، آفتاب