صفحه اول

مذاكره كره شمالي با كدام تجربه و هدف؟

  دبير سياسي

مذاكرات روساي جمهور كره شمالي و امريكا در سنگاپور در حالي در دستور كار كره شمالي قرار گرفت كه هنوز جوهر عهدشكني امريكايي‎ها در برجام خشك نشده است. پرسش اساسي اين است كه رئيس كره شمالي بر اساس كدام نقشه و طبق كدام برنامه و اعتمادي وارد اين مذاكرات مي‎شود؟ آيا كره‎اي‎ها مي‎خواهند راه رفته ليبي و شوروي سابق و ايران را دوباره خود بيازمايند؟ و از اين تجربه‎هاي تاريخي هيچ بهره‎اي نبرند؟ يا اين‎كه نقشه ديگري در سر دارند و مي‎خواهند بر اساس تجربياتي كه در اختيار دارند مذاكرات حكيمانه‎اي آغاز كنند كه تا كنون نمونه آن وجود نداشته است؟

1. به نظر مي‎رسد كره شمالي كه سال‎هاست در اردوگاه تفكرات كمونيستي و بلوك شرق تعريف مي‎شود پس از فروپاشي شوروي سابق و شكل گيري چين نو، پشتوانه خود را از دست داده، دچار نوعي فقر ايدئولوژيك شده است؛ از اين رو مي‎خواهد مانند چين نو، تجربه ورود به دنياي آزاد و تفكرات ليبراليستي را تجربه كند. به همين دليل با پيشنهاد مذاكره با آمريكا كه دريچه‎اي به سوي جهان غرب مي‎پندارد مي‎خواهد حركت جديدش را آغاز كند.

2. از آن‎جايي كه كره شمالي كشور كوچكي است و در تقسيم بندي‎هاي سياسي به بلوك شرق و كشورهاي كمونيستي تعلق دارد، احساس مي‎كند كه در آينده نه چندان دور وجه المصالحه چيني‎ها و امريكايي‎ها قرار خواهد گرفت. اگر چين و امريكا بر سر كره مذاكره برد- برد داشته باشند سهم اندكي به خود كره تعلق خواهد گرفت. آن‎ها فكر مي‎كنند اگر خودشان وارد اين مذاكره مستقيم شوند سهم بيش‎تري به دست خواهند آورد. ولي تجربه مذاكرات اتحاد جماهير شوروي نشان مي‎دهد كه ملاقات سران دو كشور براي كره شمالي آبي گرم نخواهد كرد بلكه امريكايي‎ها با لبخندهاي نرم و مليح خود، دسته خنجر را تا عمق قلب آن‎ها فرو خواهند برد.

3. چنان‎چه كره‎اي‎ها فريب امريكايي‎ها را بخورند و براي نشان دادن حسن نيت، سايت‎هاي هسته‎اي و تسليحات اتمي خودشان را زير نظر سازمان ملل نابود كنند، مرگ كره قطعي است؛ زيرا پس از آن، كره‎اي‎ها اهرمي در اختيار ندارند كه بخواهند در برابر زياده‎خواهي‎هاي امريكايي‎ها بايستند. كره نه اقتصاد مقاومي دارد و نه ديگر امكانات بازدارنده، اين جاست كه ترامپ مي‎تواند بازي شطرنج سياسي مذاكره با كره را به نفع خودش پايان دهد و پيروزي ديگري در عرصه مذاكره براي امريكا ثبت كند. ولي چنان چه در ميدان مذاكرات محكم بايستد و انجام مذاكرات را به نشان دادن حسن نيت از سوي امريكا منوط كند و از امريكا بخواهد براي آغاز مذاكرات كليه تحريم‎ها برداشته شود از همان ابتدا نقشه امريكايي‎ها رو خواهد شد و معلوم مي‎شود كه امريكا به دنبال باج‎گيري بين‎المللي است نه حل مشكلات بين‎المللي و منطقه‎اي ملت‎ها و دولت‎ها.

آقاي صانعي! حقيقت را بگوييد تا كم حافظه نشويد و خودتان خودتان را تكذيب نكنيد!

«منطق در گفتار» و «ثبات در اصول» از شاخصه‎هايي است كه در دراز مدت، انسان‎هاي حكيم را از اغيار جدا مي‎سازد و بر اين اساس مي‎توان عيار وجودي افراد را سنجيد؛ چه آن‎كه بزرگان تاريخ همواره مواضع معقول، منطقي و مبتني بر اصول مشخصي داشته‎اند و در مقابل افرادي هم بوده‎اند كه با بيان سخنان غير منطقي، متناقض و احساسي عيار وجودي خود را در معرض قضاوت تاريخ و نسل‎هاي آينده سپرده اند.

به گزارش رجانيوز، شيخ يوسف صانعي دقيقا يكي از همين افرادي است كه رفتارهاي دوگانه و كلام متناقض او در قياس با سال‎هاي پس از انقلاب مشهود و مشخص بوده است.

در همين راستا، وي چند روز قبل در مصاحبه با ايلنا با بيان اين‎كه براي جلوگيري از دين گريزي بيش‎تر مردم جامعه و جوانان، بايد عملكرد مجريان و مسؤولان خوب باشد، گفته بود: «يك وقتي آقاي موسوي در رأس امور است؛ آقاي موسوي اردبيلي(ره) دادستان كل است؛ آقاي بهشتي(ره) رئيس ديوان عالي كشور است؛ خب شما مي‎بينيد در دوران امام خميني(ره) يك ريال اختلاس در اين مملكت نبوده است. اين يعني عملكرد مسؤولان هم بايد خوب باشد.»

اين در حالي است كه همين شخص، چند روز گذشته و در آستانه بيست و نهمين سالگرد رحلت حضرت امام خميني(ره) در ديدار با اعضاي نمايندگي قم مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) به بيان خاطره‎اي درباره وجود يك اختلاس در آن زمان پرداخته و گفته بود: «يك وقتي احمد آقا به من گفتند در رابطه با فلان پرونده فردا بياييد امام با شما كار دارد كه گفتم فرد ديگري هم در اين كار دخيل است و احمد آقا گفت به او هم مي‎گويم. فردا صبح اول وقت خدمت امام رسيديم، امام به احمد آقا گفتند كه از اتاق خارج شود و در موردي كه مد نظرشان بود فرمودند من مي‎خواهم آقاي صانعي اين پرونده را بردارد و مطالعه كند و به يك روحاني براي رسيدگي تحويل دهد. اين مطلب دو سه بار بين امام و آن شخص رد و بدل شد و آن شخص مي‎گفت متصدي اين پرونده هم امين است و هم درست رسيدگي مي‎كند و پرونده سرّي است. امام دست روي زانو گذاشتند و فرمودند: چگونه سرّي است كه من ديشب از راديو اسرائيل شنيدم كه از بستگان فلاني هم اختلاس كردند!»

اما جداي از اين مورد، بازخواني مواضع و اظهارات آقاي صانعي در سه دهه گذشته نشان مي‎دهد، «فقدان منطق» و «تناقضات پي در پي» از وجوه اشتراك مواضع ايشان است و تنها در يك موضع متناقض فوق خلاصه نمي‎شود. به‎عنوان مثال وي در سال‎هاي ابتدايي انقلاب و در ديدار با اعضاي گشت ثار‎ا... مي‎گويد: «ضدانقلاب بايد آن قدر از شما بترسد كه عكس شما را ببيند فرار كند و اگر اين جور شد، مسلمان صد درصد هستيد!»(روزنامه جمهورى اسلامى 11 اسفند 1361)

اما به فاصله چند سال بعد وي از افرادي بود كه بعد از دوم خرداد 76 بارها و بارها از اسلام رحماني و دوري از خشونت و افراط گري سخن گفت!

آقاي صانعي همچنين در يكي از صحبت‎هاي خود در سال 72 با حمله به راديو بي‎بي سي مي‎گويد: «ما نيازي نداريم كه بي.بي.سي برايمان مراجع پيدا كند. ما مرجعي مي‎خواهيم مثل حضرت امام(ره) كه با يك فتوا استكبار را بيچاره كرد. بايد مراقب مرجع تراشي بيگانگان و ايادي استكبار بود. كساني كه تا ديروز با امام دشمني مي‎كردند فكر كرده‎اند مي‎توانند بيايند در اين حوزه و قدرتي پيدا كنند و قداست‎ها و ارزش‎هاي امام را از بين ببرند. كور خوانده اند. مگر از روي جنازه نسل جوان حوزه بگذرند. مگر بنده و امثال بنده در اين حوزه بميريم. هر كسي هم كه به آن‎ها كمك كند بد كرده است.» (روزنامه جمهوري اسلامي 30 آذر 1372)

اما به فاصله چند سال بعد از دوم خرداد، وي يكي از افرادي بود كه نه تنها مواضعش با استقبال گسترده و پوشش فوق العاده شبكه‎هاي رسانه‎اي بيگانه از جمله بي‎بي سي مواجه مي‎شد، بلكه اصرار اين شبكه‎ها بر «مرجع تقليد» بودن آقاي صانعي يكي از نكات قابل توجهي بود كه در نوع خود جالب توجه مي‎نمود.

روند اظهارات و مواضع شاذ آقاي صانعي تاجايي پيش رفت كه درنهايت جامعه مدرسين حوزه علميه قم در سال 88 و در پاسخ به سوالات جمعي فضلا و اساتيد، اعلام كرد: «با توجه به پرسش‎هاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزه علميه قم براساس تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است كه ايشان فاقد ملاك‎هاي لازم براي تصدّي مرجعيت مي‎باشد.»

چرا برداشتن سايه جنگ دروغ است؟

رضا سراج كارشناس مسائل سياسي در كانال شخصي خود در پيام رسان سروش نوشت:

رهبر انقلاب درباره برداشته شدن سايه جنگ توسط برجام فرمودند: «امروز برخي در كشور درصدد اين هستند كه يك شكل معيوب از برجام را به كشور تحميل كنند، يك عده‎اي در داخل مي‎گويند اين نشود، جنگ مي‎شود، نه آقا! اين دروغ است، اين تبليغ به نفع دشمن است.»

اقدام نظامي آمريكا يا اسرائيل عليه ايران، نيازمند الزاماتي است. ۱) عدم توانايي ايران براي پاسخ متناسب و متقابل به حمله ۲) به دست آوردن پيروزي سريع در برابر ايران ۳) تضمين امنيت اسرائيل در صورت حمله به ايران ۴) تامين منافع حياتي آمريكا(انتقال انرژي) پس از حمله به ايران ۵) نابودي محور مقاومت به‎عنوان قطع بازوان قدرتمند منطقه‎اي ايران ۶) محاسبه پذير نمودن سطوح قدرت بازدارندگي ايران، با اين تفاسير و هنگامي كه تراز قدرت دفاعي و پاسخ متقابل ايران، بالاتر از يك قدرت منطقه‎اي است و كاخ سفيد براي مجهولات خود درباره قدرت بازدارندگي ايران، پاسخ لازم را ندارد؛ محاسبات آنان براي تصميم به حمله عليه ايران بي‎نتيجه خواهد بود.

بنابراين نه قدرت سياسي و ديپلماتيك، بلكه قدرت دفاعي و بازدارندگي ايران و توانايي اقدام متقابل، تهديد مستقيم را از ايران دور كرده است. اساسا اگر دستگاه ديپلماسي چنين قدرتي داشت، از مرگ برجام جلوگيري مي‎نمود؛ از تشديد تحريم‎ها ممانعت مي‎كرد؛ در ماجراي منا و در برابر آل سعود عزت ايران را حفظ مي‎نمود.

 سرمقاله

مظلوم نمايي شمر زمان در دوره گردي هاي بي پايان!

 علي اكبر عالميان

تلاش‎هاي بي‎پايان و دست و پا زدن‎هاي فراوان نتانياهو عليه جمهوري اسلامي ايران به يك مساله متداول تبديل شده است. سفر اخير او به چند كشور اروپايي نيز به همين منظور صورت پذيرفت تا بلكه بتواند اصلي‎ترين دشمن خود يعني جمهوري اسلامي ايران را در انزوا قرار دهد. او در پايان سفر اخيرش به سه كشور اروپايي ادعا كرد كه به هدف اصلي خود در قبال ايران دست يافته است. وي هدف از اين سفر خود را مذاكرات درباره آن‎چه اقدامات متخاصمانه ايران در منطقه خوانده ذكر كرده است. جالب است كه او از اقدامات متخاصمانه ايران در منطقه سخن مي‎گويد و عمدا از جنايت‎هاي دولتش در همين يك ماه اخير كه منجر به كشته شدن جمع زيادي از فلسطينيان شد، چيزي نمي‎گويد!
در مورد اقدامات اخير نتانياهو بايد به چند نكته مهم اشاره كرد؛
نكته اول اين‎كه دوره گردي‎هاي او تازگي نداشته و سال‎هاي سال است كه به روش دائمي نخست وزير رژيم صهيونيستي تبديل شده است. همين كه او به اين دوره گردي‎ها ادامه مي‎دهد خود نشان دهنده اين واقعيت است كه در همه اين موارد شكست خورده است وگرنه چه دليلي دارد كه به اين اقدامات بي‎حاصل ادامه دهد؟ در جريان سفر به چند كشور اروپايي نيز بر خلاف ادعايي كه انجام داده است، همچون دوره گردي‎هاي قبلي عائدي از اين سفر نصيب او نشده است. دستان خالي نتانياهو در سفر اخير به اروپا كاملا مشهود بود. روزنامه الاهرام، طرح نتانياهو و ترامپ را شكست خورده دانسته وسياست‎هاي نتانياهو و ترامپ را موجب از دست دادن همپيمانانشان ذكر كرده است. «عوديد عيران» سفير سابق رژيم صهيونيستي در اتحاديه اروپا هم اذعان مي‎كند كه احتمال اين‎كه نتانياهو بتواند نظر اروپايي‎ها را درباره توافق هسته‎اي تغيير دهد، اندك است. «احمد يوسف» مدير اجرايي مركز پژوهش‎هاي خاورميانه‎اي پاريس نيز گفته است ماموريت نتانياهو در اروپا تقريبا شكست خورده است؛ زيرا كشورهاي اروپايي براي ادامه توافق هسته‎اي و اهميت حفظ آن توافق نظر دارند.
نكته دوم اين‎كه نتانياهو در حالي به زعم خود به دنبال سد كردن راه ايران به سمت رسيدن به سلاح اتمي است، كه هيچ‎گاه در برابر افكار عمومي پاسخ نداده است كه اگر داشتن سلاح اتمي، بد است، چرا دولتش به ميزان معتنابهي از اين سلاح مخرب دسترسي داشته و از اعلام آن نيز باكي به خود راه نمي‎دهد؟ آيا غير از اين است كه اين طفل نامشروع و نازپرورده استكبار جهاني به واسطه حمايت‎هاي بي‎پرده مدعيان دروغين بين‎المللي از هر‎گونه پاسخگويي به افكار عمومي طفره مي‎رود؟!
نكته سوم نيز به جنايت‎هاي اخير اسرائيل عليه فلسطينيان در مرز نوار غزه بر مي‎گردد كه در اين راه حتي از قتل يك پرستار هم كوتاهي نكردند. نتانياهو بهتر بود كه به جاي اين دوره گردي‎هاي بي‎پايان و بي‎حاصل و تلاش براي محاكمه ايران در جهان، خود به محاكمه مي‎رفت و پاسخگوي اين همه جنايت مي‎شد. واقعا شرم‎آور است رئيس دولتي كه دستش به خون ده‎ها فلسطيني آغشته شده است اين‎گونه وقيحانه دم از صلح و حفظ حقوق انسان‎ها مي‎زند. شرم آورتر اين‎كه كشورهاي ميزبان او نيز هيچ اعتراضي به اقدامات ضد انساني نخست وزير اين رژيم نمي‎كنند.
نكته چهارم هم اين‎كه رژيم صهيونيستي در اوج انزوا و انفعال قرار گرفته است و براي فرار از اين انزوا نياز مبرمي به مظلوم نمايي دارد. رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اخيرشان با جمعي از اساتيد و پژوهشگران دانشگاه‎ها به نكته مهمي اشاره كردند. ايشان در اين ديدار تاكيد مي‎كنند كه: «شمر زمان، مي‎رود اروپا مظلوم‎نمايي مي‎كند كه ايران مي‎خواهد ما را نابود كند.» منظور معظم له از شمر زمان همان نتانياهو است و تعبير ايشان حكايت از عمق ددمنشي رئيس دولت كودك كش اسرائيل دارد. ايشان به نكته مهم ديگري نيز اشاره كرده اند:«جمال عبدالناصر شعار مي‎داد كه يهودي‎ها را در دريا مي‎ريزيم، اما ما از روز اول چنين حرف‎هايي نزديم؛ از روز اول گفتيم براي تعيين تكليف كشور فلسطين به مردم فلسطين مراجعه كنيد.» اين منطق درست جمهوري اسلامي ايران است كه عاقلانه‎ترين راه را كه اتفاقا مورد ادعاي هميشگي مدعيان دموكراسي در جهان است براي حل معضل فلسطين پيشنهاد مي‎دهد. به فرموده رهبر معظم انقلاب، «طرح جمهوري اسلامي براي فلسطين براساس دموكراسي است.» چرا اين مدعيان زير بار اين روش منطقي و عاقلانه نمي‎روند؟به تعبير ايشان اين طرح ابتكاري و عاقلانه حتي در سازمان ملل به‎عنوان نظر جمهوري اسلامي ثبت شده است. پس چرا هيچ اراده‎اي براي اجرايي كردن آن وجود ندارد؟ آيا اروپايي‎ها از فهم و درك اين مساله ساده و راه حل معقول عاجزند؟! به تعبير رهبر انقلاب، «آن‎هايي كه واقعاً فلسطيني‎اند و از ۸۰سال پيش، ۱۰۰سال پيش ساكن فلسطين بوده‎اند -هم مسلمان و هم يهودي و هم مسيحي- در هر جايي كه هستند -چه در سرزمين‎هاي اشغالي چه خارج از آن- از آن‎ها نظرسنجي شود، هر چه آن‎ها گفتند همان بشود. اين نظر بدي است؟ اروپايي‎ها اين را حاضر نيستند بفهمند؟ بعد، آن كودك‎كُشِ ظالم خبيث شمرصفت مي‎رود مظلوم‎نمايي مي‎كند كه ايران مي‎خواهد چند ميليون جمعيت از ما را از بين ببرد.»
به هرحال بايد به اين نكته اشاره كرد كه ملت‎هاي جهان به ويژه مردم ايران با برگزاري راهپيمايي پرشور روز قدس خود، جواب قاطعي به اين دوره گردي‎هاي نخست وزير رژيم صهيونيستي داده‎اند و ديگرمظلوم‎نمايي شمر زمان در دوره گردي‎هاي بي‎پايانش هيچ تاثيري در اراده ملت ايران و ملل آزاده جهان در مبارزه با غده سرطاني اسرائيل نخواهد داشت.