صفحه جوان

چگونه صفاي خانواده را حفظ كنيم؟

اكثر خانواده‎ها معمولاً در آغاز با يكديگر بسيار مهربان و با صفا و صميميت برخورد مي‎كنند، ولي گذشت زمان ممكن است در اخلاق و رفتار آنان تأثير گذاشته، و كانون مقدس خانواده را ملتهب كند.

اگر ازدواج و انتخاب همسر به‎صورت عقلايي، و با معيارهاي صحيح صورت پذيرد، و حقوق و شرائط زوجين مراعات گردد، گذشت زمان نه تنها فروغ خانه و خانواده را تضعيف نمي‎كند، بلكه روز به روز بر شدت علاقه و صفاي آنان افزوده مي‎شود.

1- محبت و احترام متقابل

زن و شوهر موظفند حقوق و حدود يكديگر را محترم شمرده، و به شخصيت همديگر احترام بگذارند، و از تحقير و تنبيه خودداري نمايند، و سعي كنند كليه زمينه‎هاي بي‎مهري و احياناً توهين را خنثي سازند، و با اخلاق نيك و مودت آميز معاشرت كنند.

رسول خدا(ص) به شوهران سفارش مي‎كند كه: زنان، محبوب و دلبر شوهران هستند، سعي كنيد حقوق آنان را ضايع نسازيد. و همچنين هشدار مي‎دهد: چقدر بي‎حيا است مردي كه زنش را همچون برده مي‎زند، و سپس وي را در آغوش مي‎گيرد. و در حديثي آمده است كه اميرالمؤمنين(ع) با آن همه اشتغالات شخصي و مسؤوليت‎هاي اجتماعي و مذهبي و جنگ و جهاد... در كانون زن و شوهري در كنار فاطمه(س) كارخانه مي‎كرد، و مي‎فرمود:

هر كس در درون خانه به خانواده اش كمك كند، خداوند نام او را در ديوان شهداء ثبت كرده و براي هر شبانه روزش پاداش هزار شهيد مرحمت مي‎فرمايد.

2- نظام خانواده و حفظ حريم شوهر

كانون خانواده مثل ساير مؤسسات و جوامع و ادارات، نيازمند نظم و مديريت و سرپرستي است، و تجربه ثابت كرده است كه شوهر بايد سرپرستي خانواده را به عهده گرفته، و در برابر زحمات و مسؤوليت‎هاي وي، متقابلاً مورد احترام باشد و هر خانه‎اي كه به سرپرست خود احترام نگذارد، نظامش به هم خورده، و فرزندان در آن گرفتار هرج و مرج خواهند شد؛ زيرا با شكستن حريم رئيس خانواده، تمام احترام‎ها و محبت‎ها و ملاحظات ديگران نيز شكسته مي‎شود، و مادر بيش از ديگران ضرر مي‎بيند.

3- مراعات غيرت شوهر و مصونيت از ديگران

شوهران نسبت به نواميس خود حساس هستند، و كوچك‎ترين انحراف را تحمل نمي‎كنند، حتي برخي شوهران بي‎تفاوت نيز كه رگ مردانگي ندارند، در نهايت امر حركات نابخردانه زنان خود را با كيفرهاي خشن پاسخ مي‎گويند.

رسول خدا(ص) مي‎فرمايند:

بهترين زنان امت من كسي است كه در كنار شوهرش آراسته، ولي نسبت به ديگران نفوذناپذير باشد، و بالعكس، بدترين زنان زني است كه در برابر شوهر خود خويشتن‎دار، ولي نسبت به اجانب و نامحرمان خودنمايي كند.

4- اجتناب از تمجيد ديگران

زن و شوهر حتي‎الامكان از تمجيد زنان و شوهران بيگانه خودداري كنند؛ زيرا اين مسأله علاوه بر عوارض نامطلوب ديگر، باعث به وجود آمدن سوء ظن در كانون خانواده مي‎گردد، و صدها معصيت به بار مي‎آورد، و صفا و گرمي زن و شوهر را ضايع مي‎سازد، و ممكن است سر از جدايي و يا مشاجرات خطرناك در آورد.

اگر خودنمايي زن در برابر بيگانه براي شوهر با غيرت قابل تحمل نيست، بدون ترديد عواطف زن در برابر تمايلات شوهرش به بيگانه مي‎شكند، و او دوست ندارد مردش به سوي ديگران كشيده شود، و دل وي محبت و عشق ديگري را در خود جاي دهد.

5- مديريت اقتصادي

زن و شوهر در اداره خانه بايد تدبير اقتصادي داشته باشند، و قبل از هر چيز كارها و مسؤوليت‎ها را در بين خود تقسيم كنند، اگر زن وظيفه دارد در درون خانه به شوهرداري و بچه داري و انجام ساير كارهاي خانه بپردازد، متقابلاً شوهر و سرپرست خانه نيز موظف است با تلاش كافي نيازهاي مادي و معنوي اعضاي خانواده را تأمين و آبروي خود و اهل بيت خويش را حفظ كند.

6- مهمان نوازي

زنان و شوهران بايد متوجه باشند كه انسان‎ها مانند درختان و گياهان نيستند كه از زمين روييده باشند، بلكه هر انساني داراي پدر و مادر و برادر و ساير بستگان و اقوام مي‎باشد. بنابراين هر دختر و پسري كه تشكيل خانواده مي‎دهد، موظف است خود را براي پذيرايي از ميهمانان هر دو خانواده آماده كند، و در پذيرايي‎ها و رفتار و برخورد و معاشرت‎ها بين فاميل‎هاي خود و طرف مقابل تفاوتي نگذارد، و در غير اين صورت گرفتار اختلاف و مشاجره خواهند بود.

7- بزرگ نكردن اشتباه‎ها

تمام انسان‎ها و از جمله زنان و شوهران هم تشابهات و مشتركاتي با همديگر دارند، و هم تمايزات و تفاوت‎ها، بنابراين دو انسان زن و شوهر دو ديدگاه و دو تفكر و دو سليقه دارند، و هرگز نمي‎توانند در تمام جهات به توافق برسند، و چنآن‎چه در زندگي مشترك خود آنان، اصل تغافل و سپس در مواردي عفو و اغماض حاكم نباشد، بدون ترديد زندگي بهشتي، به جهنمي سوزان تبديل خواهد شد.

8- پرهيز از سوء ظن

سوء ظن، از بيماري‎هاي بزرگ رواني است، كه در اسلام نيز از گناهان كبيره به‌شمار آمده است. چنان‎چه اين بيماري خطرناك به خانواده‎ها راه پيدا كند، بدون ترديد آنان را متلاشي مي‎سازد. اگر خداي نكرده زن و شوهري به يكديگر سوء ظن داشته باشند، لازم است هر چه زودتر عوامل آن را بررسي كنند، و سپس بي‎درنگ زمينه‎هاي آن را بخشكانند.

مثلاً اگر رفت و آمد زن به خانواده‎اي باعث سوء ظن شوهر گردد، هر چند به‎طور موقت هم باشد، زن بايد ارتباط خود را با آن خانواده قطع كند، و لجاجت وي باعث سوء ظن بيش‎تري مي‎شود. از طرفي اگر سوء ظن بي‎جهت باشد، بايد با دلائل مورد قبول اين فكر شيطاني را بيرون كرد.

 يادداشت هفته

حديث جوان
امام صادق عليه السلام:

آن‎كه با خصلت نكوي خود، حزن مؤمني را پاك سازد، خالق يكتا اندوه دل وي را در آخرت زدوده و او را سپيدرو و روشن دل از قبر خارج مي‎سازد.
بحارالانوار، ج 74، ص 321

 جوان

ولايت و جوانان
اگر بخواهيد مي توانيد

كشور شما كشوري است كه خداي متعال آن را از نعم مادّي و معنوي، سرشار كرده است. استعدادهاي اين كشور، استعدادهاي اين آب و خاك و اين فرهنگ و اين تاريخ، به‌شماره نمي‎آيد! شما مي‎توانيد و شايسته آن هستيد كه ملتي باشيد كه ملت‎هاي ديگر از شما الگو بگيرند. در دوران حكومت طاغوت‎ها، موانعي بر سر راه رشد و شكوفايي اين استعدادها و پيمودن اين راه وجود داشت؛ انقلاب عظيم شما مردم آمد و اين موانع را برداشت. اسلام عزيز با نورافكن‎هاي قوي آيات قرآني، راه را روشن كرده است و شما در اين راه، به حركت درآمده‎ايد و گام‎هاي بلندي برداشته‎ايد. دشمناني هم در كمين شما هستند. اگر بخواهيد مي‎توانيد اين راه را طي كنيد؛ همچنآن‎كه تاكنون خواسته‎ايد و بحمدا... توانسته‎ايد.
بيانات در ديدار مردم آمل، 1377/03/21

حكايت
حكايت غلام و وزير

عمرو ليث صفاري، دومين پادشاه خاندان صفاري، غلاماني داشت؛ يكي از غلامانش فرار كرده بود، چند نفر به دنبالش رفتند و او را گرفته، نزد شاه آوردند. يكي از وزيران شاه كه نسبت به آن غلام سابقه سوئي داشت، به شاه گفت: اين غلام را اعدام كن تا ساير غلامان مانند او فرار نكنند.
آن غلام با كمال فروتني به شاه گفت:
هر چه رود بر سرم چون تو پسندي روا است - بنده چه دعوي كند؟ حكم خداوند راست
ولي از آن‎جا كه من پرورده نعمت شما خاندان هستم، نمي‎خواهم در قيامت به‎خاطر ريختن خون من، گرفتار قصاص گردي، اجازه بده اين وزير را(كه سعي در اعدام من مي‎كند) بكشم، آن‎گاه به‎خاطر قصاص او، مرا اعدام كن، تا به حق مرا كشته باشي و در قيامت، بازخواست نشوي.
شاه از پيشنهاد او، بي‎اختيار خنديد و به وزير گفت: مصلحت چه مي‎داني؟
وزير گفت: براي خدا، به‎عنوان صدقه گور پدرت، اين بيچاره را آزاد كن، تا بلايي به سر من نياورد؛ گناه از من است و سخن حكيمان درست است كه گويند:
چو كردي با كلوخ انداز پيكار
سر خود را به ناداني شكستي
چو تير انداختي بر روي دشمن
چنين دان كاندر آماجش نشستي
محمد محمدي اشتهاردي، حكايت‎هاي گلستان سعدي به قلم روان

پند و اندرز
‎تو ‎برو به وظيفه ات عمل كن!

از رسول خدا(ص) منقول است كه فرمود: دنيا متحول است و ثبات و قرار ندارد. آن‎چه براى تو مقرّر شده است به تو خواهد رسيد، گرچه در نهايت ضعف و ناتوانى باشى؛ و آن‎چه به ضرر و زيان تو باشد باز هم به تو خواهد رسيد، گرچه در كمال قدرت و نيرومندى باشى و هرگز جلوي آن را نتوانى گرفت. و هر كس كه اميد خود را از آن‎چه از دست رفته قطع كند، بدنش آسايش خواهد داشت و آن كس كه راضى باشد به آن‎چه خدا روزى او نموده دل و چشمش روشن خواهد شد.
حضرت در ابتدا وضع دنيا را بيان مي‎فرمايند. دنيا در گردش است. يعني دنيا هيچ‎گاه براي هيچ‎كس ثابت نيست. دنيا هيچ ثبوت و قراري براي هيچ‎كس ندارد. اين وضع دنيا است. آن‎چه خدا تقدير كرده به تو خواهد رسيد گرچه در نهايت ضعف و ناتوانى باشى. چه بسا انسان فكر مي‎كند كه از نظر امور دنيايي توان به دست آوردن فلان منفعت را ندارد، ولي چون مقدّر شده است به او خواهد رسيد.
در جايي هم كه مواردي به ضرر و زيان تو باشد باز به تو خواهد رسيد هر چند تو در كمال قدرت و نيرومندى باشى؛ هرگز نمي‎تواني آن‎ها را از خودت دفع كني. بنابراين، تو نه مي‎تواني براي خودت ‎جلب منفعت كني و نه مي‎تواني از خودت دفع ضرر كني.
اگر انسان از چيزهايي كه دلش مي‎خواسته به دست بياورد امّا ‎به دست نياورده قطع اميد كند، بدنش راحت مي‎شود. به عبارت ساده، ‎ضعف اعصاب نمي‎گيرد! يعني در فكر اين نباش كه ‎اي كاش به دست مي‎آوردم!‎ اي واي كه فلان چيز از دستم رفت!... اين افكار و خيالات، باعث فشار عصبي و ‎روحي براي تو مي‎شود. اين به نفع تو است كه به چيزهايي كه به آن دست پيدا نكردي اميد نبندي. به دست نيامده كه نيامده! نشد كه نشد!
اگر كسي به آن‎چه خدا داده است ‎خشنود باشد، چشمش روشن مي‎شود. چون خدا داده است خوشحال هم مي‎شود.
هسته مركزي اين جملات چيست؟ اين است كه خيال نكن كه تو مي‎تواني كاري انجام بدهي. نافع خدا است، ‎ضارّ‎ هم خدا است. او است كه امور را براي تو تقدير مي‎كند. بي‎جهت خودت نقشه نكش. اگر نقشه بكشي،‎ خدا به نقشه‎ات ضربه مي‎زند. بنابر اين، ‎تو ‎برو به وظيفه‎ات عمل كن. در اين صورت، خداي متعال بهترين مصلحت را براي بنده‎اش در نظر مي‎گيرد.
مرحوم آيت‎ا... مجتبي تهراني