صفحه بانوي مسلمان

پاداش دخترداري در اسلام

نسبت به دخترداري و اين‎كه فرزند دختر باشد، قبل از اسلام و اكنون نيز در برخي از مناطق كه افراد نسبت به تعاليم درخشان اسلام رشد كافي ندارند، برخورد مطلوبي انجام نمي‎شد و نمي‎شود!

آري! براي اين‎كه با چنين فرهنگ منحطي برخورد صحيح به عمل آايد و ارزش‎هاي انساني دختران نيز مورد توجه واقع شود، پيشوايان بزرگوار اسلام، نسبت به دخترداري، رهنمودهايي بدين شرح بيان داشته اند:

پيامبر اسلام(ص) فرموده است:

خير اولادكم البنات

بهترين فرزندان شما، دختران مي‎باشند.

امام صادق(ع) مي‎فرمايد:

ان ابراهيم(ع) سأل ربه اين يرزقه تبكيه و تندبه بعد الموت.

ابراهيم خليل از خداوند درخواست مي‎نمود، كه پروردگار دختري نصيب او گرداند، تا پس از مرگ براي او گريه و سوگواري ترتيب دهد.

پيامبر اسلام(ص) فرموده:

من يمن المرأة ان يكون بكرها جاريه

از جمله مباركي و ميمنت زن اين است كه، فرزند اول او دختر باشد.

امام باقر(ع) فرموده:

اذا صاب الرجل ابنة بعث ا... اليها ملكا فامر جناحه علي راسها و صدرها و قال ضعيفة خلقت من ضعف و المنفق عليها معان الي يوم القيامة.

آن‎گاه كه خانواده‎اي داراي دختر مي‎گردد، خداوند فرشته براي حمايت و نگهباني آن دختر مي‎فرستد، و مي‎فرمايد: اين دختر، عنصري ضعيف است كه از ضعف و ناتواني خلقت يافته و كسي كه او را مورد حمايت و نگهداري خود قرار دهد، تا روز قيامت مورد ياري و عنايت خداوند خواهد بود.

امام صادق(ع) فرمود:

من تمني موت البنات حرم اجرهن، و لقي ا... تعالي عاصياً

هر كس انتظار مرگ دختران خود را داشته باشد، از ثواب و پاداش دخترداري محروم مي‎گردد، و در حالي خداوند را ملاقات خواهد نمود كه گنه‎كار و عصيانكار مي‎باشد!

بنابراين، از آن چه مطالعه كرديم، بهترين اولاد بودن دختر، مايه دختر و ميمنت بودن او، اجر و پاداش معنوي دخترداري، ياري و نصرت خداوند نسبت به خانواده دختردار، احتياج پدر پس از مرگ خود به دختر، و ممنوعيت انتظار مرگ دختران را داشتن، روشن گرديد.

نكته ديگري كه در اين رهگذر نبايد مورد غفلت قرار گيرد اين كه، با روشن شدن پاداش معنوي دخترداري، موضوع نگهداري و تربيت و حراست و دقت در انتخاب همسر براي آنان نيز، نبايد مورد بي‎توجهي واقع شود، و پدران و مادران هم در اين زمينه مسؤوليت سنگيني خواهند داشت، چنان كه وضعيت پدران و مادراني هم آن‎چنان حساس و درخور دقت و انصاف است كه، ديگران نيز بايد اين گونه خانواده‎هايي را مورد حمايت و مساعدت خويش قرار دهند.

همچنين درباره مسؤوليت دخترداري و آموزش و پرورش او، پيامبر اسلام(ص) فرموده:

من كانت له ابنة فادبها و احسن ادبها و علمها فاحسن تعليمها، فاوسع عليها من نعم ا... التي اسبغ عليه، كانت له منعة و ستراً من النار

هر كس داراي دختري باشد و تربيت و تعليم او را به طور شايسته انجام دهد و درباره مخارج او نعمت‎هاي الهي را گسترش دهد، اين عمل موجب حفظ و نگهداري او و مانع از آتش دوزخ براي او خواهد شد.

بانوي تازه مسلمان اكوادوري:
با گرويدن به اسلام آرامش دروني را كسب كردم

به گزارش ره يافتگان(پايگاه جامع مبلغين و تازه مسلمانان) «ويويانا اسپين» زن تازه مسلمان شده اكوادوري در يك خانواده مسيحي متولد شد و نيل به حقيقت او را از اين مسير جدا كرد در حالي كه خانواده مصرانه در برابر او ايستاده بود اما وي به اسلام روي آورد و مسلمان شد.

ويويانا درباره داستان زندگي اش مي‎گويد: من ويويانا،اهل اكوادور هستم، زندگي همواره لحظه‎هاي خوب و بد دارد،گاهي وقتي به گذشته فكر مي‎كنم با همه وجودم احساس غم و ناراحتي مي‎كنم. مي‎خواستم همه چيز به گونه ديگري باشد،خانواده‎اي بهتر، والديني دوست داشتني تر… نمي‎دانم اما براي هر كدام دليلي وجود دارد.

كودكي ام سخت بود

كودكي ام سخت بود، پدرم خشن و مادرم مطيع. ما مشكل مالي داشتيم و مسائل ديگري كه روي سلامت روان من تاثير گذاشته بود، در كودكي مادرم به من حروف صدادار را آموخت و به قدري در اين كار حرفه‎اي شده بودم كه در ۴ سالگي مي‎خواست من را به مدرسه بفرستد.آن‎ها مرا به مدرسه كاتوليك‎ها فرستادند و چون مادرم سواد و اعتقادي به خدا نداشت از اين موضوع راضي بود. و پدرم راضي تر؛ چون اين مدرسه بهترين مدرسه منطقه بود تا بتواند خود را به دوستانش نشان دهد.

در مدرسه از هم كلاسي هايم كوچك‎تر بودم و آن‎ها با سوء استفاده از اين موضوع مرا اذيت مي‎كردند. من با بچه‎ها مراوده‎اي نداشتم و مدير مدرسه بهترين دوستم بود.از همين رو زنگ‎هاي تفريح را در دفتر مدرسه مي‎گذراندم.در اين مدرسه كاتوليك همه كادر آموزشي مذهبي و مقيد بودند، من به آن‎ها خيلي نزديك شده بودم تا جايي كه به خانه هايشان مي‎رفتم. من با كودكان هم سن و سالم فرق مي‎كردم.

بدترين حادثه زندگي ام

وقتي هشت سالم بود، والدينم از هم جدا شدند، و اين بدترين حادثه زندگي ام بود، مجبور بودم مدت‎ها در اتاقي زنداني باشم و هزاران سؤال به ذهنم مي‎آمد كه پاسخ هيچ كدام را نمي‎دانستم، با همان ترس‎ها و ترديدها بزرگ مي‎شدم.

تلاش كردم با محيط‎هاي آرام به دور از صدا كه با طبيعت قرابت داشته باشد تماس برقرار كنم و اين تنها لحظه‎هايي بود كه دوست داشتم تنها باشم، روي زمين سبز بخوابم و به آسمان نگاه كنم و باد من را نوازش دهد و يا بيش‎تر به مكان‎هاي مذهبي رفت و آمد كنم.

تنها راه فرار از مشكلات

دريافتم كه تنها راه فرار از مشكلات، جست وجوي خداوند است، در ۱۲ سالگي به مادرم گفتم كه مي‎خواهم پيش زنان دين دار مدرسه باقي بمانم. مادرم عصباني شد اما گفت: خوشحالم كه اين طور به خدا نزديك‎تر هستي، اما بايد بچه دار شوي و براي من نوه بياوري و به همين خاطر نمي‎گذارم كه اين كار را بكني.

اين آخرين سال حضور من درمدرسه مذهبي بود و در مقابل پاسخ منفي مادرم تصميم گرفتم به خدا نزديك شوم و مطالعاتم را در انجيل آغاز كردم، وقتي اين تحقيقات را عميقا و از سر هوشياري شروع كردم با تضادهاي بسياري مواجه شدم و در برخي جاها به اين نتيجه رسيدم كه در نقص كامل قرار دارم.

در اينترنت جست وجو كردم

از همين رو حس نياز به دانش و دريافت پاسخ هزار سوال را در خود تجربه كردم؛ به همين دليل در اينترنت كتاب‎هاي مذهبي را جست وجو كردم و اطلاعاتي درباره بودائيسم،هندوئيسم و مسيحيت و فرقه‎هاي مختلف به دست آوردم، اما هيچ يك از آن‎ها من را راضي نكرد.

اما مسائل اسلامي من را راضي مي‎كرد و در نهايت تصميم گرفتم تحقيقاتم را متمركز اسلام كنم تا پاسخ منطقي براي سوالاتم بيابم.

به تدريج كه پيش مي‎رفتم پاسخ‎هاي زيادي را پيدا مي‎كردم و در قرآن خواندم كه تنها يك خداي واحد وجود دارد و ابهام سه گانگي‎اي كه در مسيحيت وجود داشت برايم حل شد.

به اين ترتيب با زندگي محمد رسول(ا...) آشنا شدم و دريافتم كه پيامبر اكرم(ص) خاتم فرستادگان خداست و دين اسلام تكميل كننده اديان گذشته است؛ به همين سبب با گرويدن به اسلام، آرامش دروني را كسب كردم.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
انقلابي ماندن، هنر است

در آخرين فراز خطبه، پس از آن‎كه حضرت خطاب به انصار كه مجاهدان سينه‎چاك اسلام در زمان حيات رسول‎خدا(ص) بودند، صحبت فرمودند و يادآوري كردند كه چگونه آن‎ها تحت فرمان رسول خدا(ص) جهت پيروزي اسلام زحمت‎ها كشيدند و آتش كفر را خاموش و نظام اسلامي را برقرار كردند، مي‎گويند: چرا اين روحيه و عزم را نيمه‎كاره رها كرديد؟ و خطر چنين كاري را گوشزد مي‎كنند و به همه بشريت نهيب مي‎زنند كه: انقلابي‎بودن مهم نيست؛ انقلابي‎ماندن هنر است، در واقع حضرت مي‎خواهند متذكّر شوند، اگر در غرور زحمات گذشتة خود متوقف شديد، نه تنها زحمات گذشته خود را بي‎حاصل خواهيد كرد، بلكه خطر بازگشتِ شخصيت خود و جامعه را به قبل از اسلام نيز پايه‎ريزي نموده‎ايد.
فاطمه‎زهرا(س) سعي دارند زشتي حركات ديني نيمه‎كاره و مواضع بي‎ريشه و احساساتي را در چهره و عملِ عدّه‎اي از انصار نشان دهند، كساني كه عملاً بدون توجه، آب به آسيابِ دشمن اسلام مي‎ريزند. آن گروهي كه از اوّل مقابل اسلام وانقلاب بودند كه خطري براي اسلام نيستند و اگر مي‎توانستند اسلام و انقلاب اسلامي را از بين ببرند تا حالا از بين برده بودند. خطر از آن‎جا شروع مي‎شود كه بانيان برقراري اسلام حالا كار دفاع از اسلام و انقلاب را متوقف كنند، اسلام و انقلاب اسلامي از جانب چنين روحيه‎اي ضربه اصلي را خواهد خورد و بايد قبح چنين عملي همواره در فرهنگ جامعه مطرح باشد.
حضرت زهرا(س) خطاب به انصار مي‎فرمايند: شما در برابر مخاصمه با من كه مي‎دانيد مخاصمه با اسلام است، حيرت‎زده شده و وظيفة خود را گم كرده‎ايد، در حالي كه شما قدرت مبارزه داريد و اسلام از طريق شما نيرو و قدرت گرفته است، شما كساني بوديد كه نعرة شرك را فرو نشانديد و خاموش كرديد؛ امّا بهوش باشيد كه حالا مي‎بينيم كه سست شده و به رفاه و تن‎آسايي دل بسته‎ايد و آن كس را كه سزاوار قبض و بسط امور مردم بود از زمامداري دور كرديد.
اي مبارزان ديروز! شمايي كه اهل جنگ و جبهه و تلاش براي حفظ اسلام بوديد، چه كسي براي اصلاح امور مردم شايسته بود؟ مسلّم تمام مردم حرف حضرت فاطمه‎زهرا(س) را تصديق مي‎كردند كه جامعه پس از رحلت رسول‎خدا(ص) نياز به علي(ع) دارد. مورّخان اهل سنّت مي‎گويند: «عامة مهاجران و تمامي انصار هيچ ترديدي نداشته‎اند كه پس از رحلت پيامبرخدا(ص)، علي(ع) صاحب امر خواهد بود»؛ لذا حضرت فاطمه‎زهرا(س) در ادامه مي‎فرمايد: و با راحتي و رفاه خلوت كرديد و گرفتار خوش‎گذراني‎هاي دنيا شديد و از اين رو دفاع از حق برايتان از اصالت افتاد، از سختي‎هايي كه لازمة يك زندگي ديني است، به رفاه و راحتي سقوط نموديد.
اصغر طاهرزاده / بصيرت فاطمه‎زهرا(س)

فلسفه حجاب
پاسخ به شبهه محدوديت بودن حجاب

برخي چنين شبهه‎افكني مي‎كنند كه حجاب براي زن محدوديت و حصار ايجاد مي‎كند و نشانه ضعف اوست. اما قرآن كريم حجاب زن را احترام گزاردن و حرمت قائل شدن براي او مي‎داند كه نامحرمان، او را از ديد حيواني ننگرند. زنان تجسم حرمت و عفاف جامعه‎اند و عظمت آنان در اين است كه آن‎ها مردان نامحرم را نبينند و مردان نيز آنان را نبينند. و اين گفتار بدين معنا نيست كه در صحنه اجتماع حضور نيابند و از فعاليت‎هاي اجتماعي و فرهنگي به دور باشند، اسلام يك آيين متعادل است و تا حدودي كه شركت زنان در جامعه موجب فساد نگردد آنان را از شركت در اجتماع نهي نمي‎كند و در بعضي موارد حتي شركت زنان در مجامع را واجب مي‎كند مانند حج و جهاد دفاعي، و در بعضي موارد به ترخيص اكتفا مي‎كند، همچون كمك به سربازان و مجروحان جنگي در ميدان جنگ و عدم ممنوعيت براي حضور در نماز جماعت و جمعه و تشييع جنازه و اجازه داشتن براي بيرون رفتن به جهت بعضي نياز‎هايشان. اسلام در عين حال به مختلط نبودن زن و مرد دستور مي‎دهد. و سنت نبوي چنين بوده است. در زمان پيامبر(ص) زنان از شركت در مجالس منع نمي‎شدند ولي وجود حريم و حائل به‎عنوان اصل مورد توجه بوده است. پيامبر گرامي(ص) فرمودند: در كوچه و خيابان مردان از وسط و زنان از كنار بروند. و نيز پيامبر(ص) در زمان حيات خويش اشاره كردند كه درب ورودي مسجد براي زنان، از مردان جدا باشد و فرمودند: چه خوب است اين درب را به زنان اختصاص دهيم، لو تركنا الباب للنساء؛ و باب النساء از زمان ايشان رايج شد و نيز ايشان دستور مي‎دادند كه بعد از تمام شدن نماز شب ابتدا زنان بيرون روند و بعد مردان.
آري! حجاب اسلامي نه تنها حقوق افراد را محدود نمي‎كند بلكه تنها راه رسيدن به حقوق شخصي، آزادي، امنيت و آرامش است. حجاب اسلامي، اصول و ارزش‎هاي دروني و ديني افراد را نمايان مي‎سازد و درياي مواج و متلاطم درون را به ساحل فلاح و امنيت مي‎رساند.
يوسفيان/ بهشت خانواده با زنان شايسته