صفحه فرهنگي-اجتماعي

راه حل برطرف كردن موانع تحقق شعار سال 97 چيست؟ - بخش نخست

رهبر حكيم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي سال ۹۷ شان خطاب به آحاد مردم و مسؤولان، مساله‎ اصلي كشور را «اقتصاد و معيشت مردم» دانستند و با محور قرار دادن «توليد ملي» براي حل اين مساله، شعار و نام سال 97 را «حمايت از كالاي ايراني» اعلام كردند. در مطلب زير به بررسي موانع تحقق شعار سال يعني «حمايت از كالاي ايراني» و راه‎حل برطرف كردن اين موانع پرداخته مي‎شود.

مشكل كجاست؟

شبهه 2 گونه است؛ علمي و عملي. در شبهه‎ علمي، مخاطب نسبت به درستي يك مدعا ترديد دارد، باور نيافته و اقناع نشده است اما در شبهه‎ عملي، او به آن‎چه در منطق و نظر پذيرفت، پايبندي نشان نمي‎دهد و با عذرهايي، به‎اصطلاح از بار مسؤوليت شانه خالي مي‎كند و در عمل التزام ندارد؛ همچون كسي كه با علم به مضرات دخانيات، نمي‎تواند در مقابل تعارف دوستان يا عادت ديرينه‎ خود يا هر دليل ديگري، مقاومت كند و سيگار نكشد. اين رفتار در سطح اجتماعي نيز بسيار بروز مي‎كند، مثلاً خداوند انكار اطرافيان فرعون را همزمان با يقين به حقانيت فرستاده‎ الهي، نتيجه‎ ميل به برتري‎طلبي و ظلم آن‎ها مي‎شمارد(نمل،۱۴). در بيان ژورناليستي و كلاسيك از اقتصاد، انسان فقط به نفع مادي خود نگاه مي‎كند و جز اين نبايد انتظار داشت. چنين انديشه‎اي در ذهن توليدكننده، به توليد يا واردات هر محصول كه بيش‎ترين سود را دارد مي‎انجامد و در ذهن مصرف‎كننده، به رفتار حداكثرسازي منفعت از طريق انتخاب كالاها با كم‎ترين هزينه و بيش‎ترين كيفيت. تبيين سال‎هاي اخير پيرامون نتايج حمايت از كالاي ايراني، جامعه‎ امروز ما را به سطحي از رشد رسانده كه شبهه‎ علمي اندكي در باب آن دارد. كم‎تر انسان اهل مطالعه و انصافي است كه ترديد داشته باشد حمايت از كالاي ساخت داخل، به نفع رونق كارگاه‎هاي نيمه ‎تعطيل و اشتغال كارگران بيكار ايراني و كاهش وابستگي به بيرون است اما تعداد خانواده‎هايي كه واقعاً مطابق اين باور، عمل كنند به‎قدر كافي زياد و فراگير نيست تا اين باور به مؤلفه‎ رفتار جمعي ايرانيان تبديل شده باشد. اگر اين گزاره درست باشد، آن‎چه بايد وجهه‎ همت سياست‎گذاران قرار گيرد، رفع موانع عملي است. تكرار استدلال علمي و ساختن محصولات رسانه‎اي اگر بر اراده و انگيزه اثرگذار نشود، گره‎گشا نخواهد بود و نسخه‎ علاج ندانستن، براي درمان نخواستن به كار نمي‎آيد. البته بايد دانست كه يك عنصر راهزن در قبول ايده‎ حمايت از كالاي داخلي، تصور ناصحيحي است كه موجب عدم تصديق آن مي‎شود. حمايت از كالاي ساخت داخل در تناسب با ساير ارزش‎هاي اسلامي و ايراني معنا دارد: به‎عنوان نمونه حمايت از «هر» كالاي ايراني با «هر» ويژگي و كيفيتي مقصود سياست‎گذار حكيم نيست و اگر قطعه‎ها يا كالاهايي هستند كه استفاده از آن به كاهش عمر دستگاه‎هاي توليد، محصولات معيوب يا فاقد استاندارد منجر مي‎شود و به سلامت مصرف‎كننده زيان وارد مي‎كند، توصيه‎ حمايت مشمول آن نمي‎شود. همچنين اين تصور كه در وراي شعار سال 97، خودكفايي در «تمام» كالاها، انكار استفاده از محصولات خارجي، بستن مرزهاي تجارت، انزواي جهاني و اباطيلي شبيه به آن وجود دارد، از ديگر كج‎فهمي‎هايي است كه موجب روگرداندن و عدم تصديق اين ايده از طرف پاره‎اي از بدنه‎ جامعه مي‎شود. خودكفايي در تمام محصولات، نه‎تنها براي هيچ اقتصادي ممكن نيست، بلكه مطلوب هم شمرده نمي‎شود: يعني گاه عقل، ما را به جايگزيني محصولات داخلي كه هزينه‎ بلندمدت هنگفت و غير قابل جبران دارند با محصولات خارجي، فرامي‎خواند(مانند كالاهايي كه هيچ مزيتي براي صرف منابع داخلي براي توليد آن وجود ندارد يا مصرف چوب و كاغذ و... كه به بهاي از دست رفتن منابع طبيعي نسل حاضر و آتي است).

مانع ذهني

حال پرسش اين است: با فرض داشتن همان تصور صحيح، موانع التزام عملي جامعه‎ ما به حمايت از كالاي ايراني چيست؟

عقلانيت اقتصادي كه در تئوري‎هاي مدرن ترويج مي‎شود، بي‎وطن است، فراسرزميني است و تعلقات ملي ندارد؛ بنابراين آدمياني پرورش مي‎دهد كه صرفاً با چرتكه‎ جيب خودشان و نفع خودشان، انتخاب مي‎كنند. «آدام اسميت» مي‎گفت هركس براي نفع خود كار كند به نفع جامعه نيز خواهد بود اما اين تعميم كه برخي جاها درست است، بي‎شمار مثال نقض دارد: فروش لباس قاچاق چيني حتماً كم‎زحمت‎تر از توليدي پوشاك است اما آيا هر ارزان‎تر و سودآورتري، در راستاي نفع ملي نيز هست؟ آيا وضع هر محدوديت و حمايتي از سوي دولت‎ها براي محصولات كشور خودشان، غيرمعقول است؟ آيا كارگردانان اقتصاد در مغرب زمين، نسبت به ارزش‎هاي ملي، خنثي و جهان‎وطني هستند؟ براي كساني كه با تاريخ اقتصاد غرب و عملكرد واقعي امروز آن آشنايي دارند، اين عبارات به طنز مي‎ماند؛ آخرين نمونه‎اش، حمايت هفته‎ گذشته دولت آمريكا از فولاد آن كشور و در نتيجه محدود كردن واردات فولاد است. در بيان ژورناليستي و كلاسيك از اقتصاد، انسان فقط به نفع مادي خود نگاه مي‎كند و جز اين نبايد انتظار داشت. چنين انديشه‎اي در ذهن توليدكننده، به توليد يا واردات هر محصول كه بيش‎ترين سود را دارد مي‎انجامد و در ذهن مصرف‎كننده، به رفتار حداكثرسازي منفعت از طريق انتخاب كالاها با كم‎ترين هزينه و بيش‎ترين كيفيت. از آن‎جا كه تحقق چنين ماشين‎حساب بي‎روحي، به زير پا گذاشتن مصالح جامعه به بهانه‎ منافع فردي مي‎انجاميد و جامعه‎اي ذره‎وار و گسيختني در پي داشت، از دهه‎ها قبل در مهد اقتصاد مدرن نيز به تصحيح اين انگاره همت گماشتند. اين تصحيح با 2 اهرم دنبال شد:

- «اهرم فرهنگي» كه ارزش‎هاي اخلاقي يا ملي‎گرايانه را در منطق توليدكنندگان و مصرف‎كنندگان، ارجمند و محترم مي‎ساخت و الگوهايي اخلاقي از شركت‎ها يا خانواده‎ها يا نخبگان وفادار به منافع ملي را پيش چشم مردمان، بزرگ مي‎آراست؛ چانگ از اقتصاددانان كره‎اي ساكن آمريكا در كتاب خود به خائن پنداشتن خريداران كالاهاي خارجي نزد مردم كره در دهه‎هاي قبل اشاره مي‎كند. تزريق حس افتخار براي عبارت «ساخت كشورم» يا شعارهاي رئيس‎جمهور فعلي آمريكا در خريد محصولات آمريكايي و هزاران برنامه‎ ديگر، در همين راستاست.

- «اهرم حقوقي» كه توليدكنندگان با درجه‎ بالاي محتواي بومي(LOCAL CONTENT) را از تشويق‎ها و حمايت‎هاي قانوني بهره‎مند مي‎ساخت يا مصرف‎كنندگان كالاهاي خارجي يا لوكس را با نرخ‎هاي مالياتي بالاتر، مورد حمله قرار مي‎داد. برخلاف شعار آزادي مصرف‎كننده، تمام اقتصادهاي پيشرفته، قوانين سخت‎گيرانه‎اي براي مصرف خارج از الگوي انرژي و ساير كالاهاي راهبردي وضع كردند تا اگر قيمت‎هاي صرفاً بازاري موجب بازدارندگي رفتار مردم نيست، اين قوانين و قيمت‎هاي مالياتي سبب حفظ منافع ملي شود.

واقعيت آن است كه طبقه‎ فرامتوسط شهري در كشور ما، به شكل افراطي توسط ويروس «انسان صرفاً اقتصادي» آلوده شده‎اند و گمان مي‎كنند اگر در جايي نفع ملي ايرانيان با پرداخت درصدي بيش‎تر براي پوشاك وطني يا اندكي كيفيت كم‎تر براي لوازم خانگي داخلي حفظ مي‎شود، نبايد براي آن‎دست اهداف، هزينه‎اي از جيب بپردازد. در اين ميان البته يك مصداق هميشه آزاردهنده و توجيه‎كننده وجود دارد و آن صنعت خودرو است. انصافاً در اين‎باره بايد حق را به مصرف‎كننده داد و دولت‎هاي ناظر بر توليدكننده را به سرعت و جديت، مؤاخذه و مأمور رفع اين نقصان كرد. در گفت‎وگوهاي عمومي جامعه‎ ما، مصداق خاص خودرو، به عامل توجيه سركشي از ايده‎ حمايت از كالاي ايراني در ساير مواضع بي‎ربط و باربط تبديل شده است و درنتيجه، مخاطب عام با وجود علم به منافع خريد كالاي ايراني، در عمل حاضر به پرداخت هيچ هزينه‎اي براي منافع اجتماعي نيست. البته اقليت ديگري نيز وجود دارند كه حاضر به پرداخت هزينه نيستند اما نه به‎سبب رسوخ ايده‎ انسان اقتصادي محض، بلكه به‎جهت نفوذ ويروس تفاخر و توهم ملحق شدن به طبقات بالا با معيار مصرف كالاي خارجي و لوكس(به‎اصطلاح خريد اجناس برند). اين گروه، حتي حاضر به رفتارهاي ضد انسان اقتصادي و غيرعقلايي هستند(پرداخت چند برابر هزينه براي رفع نياز مشابه و كالاي تقريباً مشابه). گره خوردن منزلت اجتماعي با مصرف كالاهاي ويژه، مي‎تواند مانع عملي ديگري در مسير ايده‎ حمايت از كالاي ايراني شمرده شود.

ادامه دارد

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
بگو: اى كافران!
من نمى‎پرستم آن‎چه شما مى‎پرستيد.
و نه شما مى‎پرستيد آن‎چه من مى‎پرستم.
و نه من مى‎پرستم آن‎چه را شما پرستش كرده‎ايد.
و نه شما مى‎پرستيد آن‎چه را من مى‎پرستم.
(حال كه چنين است) آيين شما براى خودتان و آيين من براى خودم.
(كافرون،1-6)
پيام ها
1. پيامبر اكرم امين وحى است و هر چه به او نازل شود بازگو مى‎كند.
2. مسلمانان بايد در برابر پيشنهادات غير منطقى، صريح و قاطع پاسخ بگويند و دشمنان را از خود مأيوس نمايند.
3. به نام وحدت، نبايد از اصول و ارزش‎ها سرپيچى كرد.
4. دنياى كفر بايد از تسليم شدن مسلمانان مأيوس باشد.
5. اعلام برائت از كفار بايد مكرّر و مؤكّد و علنى باشد.
6. در دين معامله نكنيد، با دشمن سازش و مداهنه نكنيد و در برابر تكرار پيشنهادهاى نابجا، شما نيز موضع خود را قاطعانه تكرار كنيد.
7. به خاطر جذب ديگران، دست به هر كارى نزنيد.
8. قرآن از غيب خبر مى‎دهد. حتى يك نفر از پيشنهاد دهندگان، حاضر به اسلام آوردن نشد.
9. پايدارى و قاطعيت، شرط رهبرى است.
10. عبادت و بندگى خدا، ملاك تمايز مؤمن از كافر است.
11. انسان در انتخاب دين آزاد است نه مجبور.
12. بايد صف‎ها از هم جدا شود، حق از باطل و كفر از ايمان متمايز شود.
13. معبود هر كس، بيانگر دين و آيين اوست.

 پرتوي از حكمت

قلب خود را با موعظه زنده كنيد

مرحوم آيت‎ا... مجتهدي تهراني:
حديث دارد: «احي قلبك بالموعظه» قلبت را با موعظه زنده كن. در روايات است گاهي قلب انسان مي‎ميرد، خدا نكند قلب انسان بميرد. گناهان قلب انسان را مي‎ميراند. حالا اگر بخواهيم قلب مان زنده شود چه كنيم؟ موعظه، اگر كسي ما را موعظه كند، قلبمان زنده مي‎شود.

 بوستان حكايت

نصيحت آيت ا... سلطاني

مرحوم آيت‎ا... العظمي سلطاني طباطبايي(قدس ا... نفسه الزكيه) عالم بسيار بزرگوار و استاد العلماء به معني الكلمه بود. يعني به جز چند تا مرجع كه با ايشان هم سن و هم دوره بودند، باقي علماء قاطبه شاگردي آقاي سلطاني را نموده بودند.
يكي از آقازاده‎هاي ايشان مي‎گويد:
يك روز نشسته بوديم؛ با خود گفتم از پدرم استفاده بكنم، به ايشان گفتم:
اگر بنا بشود كه شما به من فقط يك نصيحت بكنيد، چه مي‎گوييد؟
ايشان سرشان را پايين انداخته، تأملي كردند؛ سپس سرشان را بلند كرده فرمودند:
آبروي كسي را مبر!
منبع: كتاب نكته‎ها از گفته‎ها
(بيانات استاد فاطمي نيا)