صفحه سياسي

امام خامنه اي از نگاه عارفان بزرگ - بخش سوم

عارفان برجسته كشور كه برخي از آن‎ها به رحمت خدا رفته‎اند و برخي از آن‎ها هنوز در قيد حيات هستند، امام خامنه‎اي را شخصيتي نوراني و عارف مي‎دانند كه در ميان اقران خود بي‎نظير است. يكي از اين چهره‎ها مرحوم آيت‎ا... احمدي ميانجي، از عرفا و اساتيد درس اخلاق، است كه در باره امام خامنه‎اي مي‎فرمود: «يكي از عنايات خداوند متعال به ملّت شريف ايران، اين بود كه بعد از ارتحال امام خميني در كم‎ترين مدت، رهبري امت اسلامي مشخص شد. از عنايات‎هاي ديگر خدا اين بود كه شخصي مثل آيت‎ا... خامنه‎اي،‎ اين مسؤوليت را پذيرفتند. من، در مجلس خبرگان اوّل،‎ به آقاي منتظري رأي ندادم؛‎ ولي در انتخاب آقاي خامنه‎اي با آرامش و اطمينان خاطر به ايشان رأي دادم».(1)

آيت‎ا... خامنه‎اي مسؤوليت رهبري را قبول نمي‎كردند، با اجبار خبرگان، بار امانت را كشيدند

جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج عبد‎ا... محمدي اروميه اي، امام جمعة محترم تكاب در آذربايجان غربي، به نقل از آيت‎ا... ميانجي مي‎گويد:: حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي قبول نمي‎كردند. به جبر و استدلال خبرگان قبول كردند. اما پيش از استدلال خبرگان، ايشان پشت تريبون رفتند و انكار اين كار كردند و فرمودند: آقايان!‎ اگر من قبول كنم، آيا حاضريد مرا كمك كنيد؟ - در اين حال – خطاب به آقاي آذري قمي گفتند «‎آقاي آذري! خود شما حاضريد كمك كنيد؟» آقاي آذري سه بار گفتند: «بله! بله!‎ بله! حاضرم»!(2)

يكي ديگر از عرفاي بنام، حضرت آيت‎ا... ناصري از علماي مشهور و معروف اصفهان هستند. ايشان درباره امام خامنه‎اي مي‎فرمودند:

شما نمي‎دانيد رهبري چه دلي دارند، ايشان مملكت را خيلي عالي اداره مي‎كنند، ايشان تمام اميدشان به امام زمان(عج) است.(3)

مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي، عارف والا مقام و وارسته‎اي كه زهد و تقواي ايشان زبانزد عام و خاص است، درباره امام خامنه‎اي مي‎فرمايند:

امام خميني - ‎رحمت‎ا... عليه - مظهر مهابت بود و رهبري مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت‎ها را يك‎جا داد و امام هم اين نعمت‎ها را براي استقرار نظام جمهوري اسلامي مصرف كردند؛ ولي نعمت‎ها به حضرت آقا را، خدا تدريجي به ايشان مي‎دهند و در هر زمان متناسب با شرايط، خدا نعمت‎هايي را به ايشان مي‎دهد. يعني شرايط آن نعمت را خود آقا فراهم مي‎كند.(4)

در آخرين جلسه‎اي كه مرحوم دولابي با امام خامنه‎اي ديدار داشتند، در بارة مسائل فراواني سخن گفته بودند. بنابر گفتة حاج آقا نبوي، كاري كه مرحوم دولابي تا آن زمان نكرده و كسي هم نديده بود، اين كه: در جلسه آخر هنگامي كه آن مرحوم به حضرت آقا نزديك شدند، دست ايشان را گرفتند و بوسيدند و اين خيلي عجيب بود؛ چون مرحوم دولابي نه مريدباز بودند و نه مريددار؛ و نه كسي بودند كه تواضع بيجايي انجام دهند؛ اما دست امام خامنه‎اي را بوسيدند و فرمودند: ايشان، خيلي نوراني هستند.(5)

مرحوم استاد پرورش در اين باره مي‎گويد:

مرحوم دولابي به خود بنده مي‎فرمود: «سرعت ايشان(مقام معظم رهبري) در نور گرفتن، بسيار بالاست و خيلي سريع و لحظه به لحظه به نورانيتشان افزوده مي‎شود؛ و حتي در مسائل سياسي نيز ايشان اين چنين هستند. با اين وصفْ بنده، لايق و اصلح از ايشان سراغ ندارم». اين تعبير را مرحوم دولابي در مسائل عرفاني نيز براي ايشان به كار مي‎بردند و مي‎فرمودند: «ايشان(رهبر انقلاب) يك مجموعه نوري است كه با سرعت بر نورايتشان افزوده مي‎شود و خداوند در راه افاضات زيادي به ايشان دارند».

حتي در جريانات نخست وزيري، و پيش از رهبري حضرت آقا، هنگامي كه در مسائل سياسي عده‎اي ايشان را اذيت مي‎كردند؛ مرحوم دولابي مي‎فرمودند: «اگر ايشان(آيت‎ا... خامنه اي) را ديديد، بگوييد نگران نباشيد. اين ها، براي آن است كه شما آبديده‎تر شويد و تمام اين برنامه ها، فقط براي تعالي شخص شماست.»(6)

يكي از ديگر چهره‎هاي عرفاني مرحوم آيت‎ا... سيد رضا بهاءالديني هستند كه نكات به ياد ماندني جالبي درباره امام خامنه‎اي فرموده‎اند كه به چند جمله از آن اشاره مي‎شود. ايشان مي‎فرمايند:

«از همان زمان، رهبري را در آقاي خامنه‎اي مي‎ديدم؛ چرا كه ايشان ذخيره الهي براي بعد از امام بوده است. بايد او را در اهدافش ياري كنيم. بايد توجه داشته باشيم كه مخالفت با ولايت فقيه، كار ساده‎اي نيست».(7) ايشان در جلسه‎اي ديگر مي‎فرمايند: «آقاي خامنه‎اي را بايد كمك كرد. ايشان را كمك كنيد! ديد ما و حرف ما اين است.»(8)

روز بعد از ملاقات آيت ا.. خامنه‎اي با آيت ا.. بهاء الديني، از ايشان مي‎پرسند كه آيا ديروز مقام معظم رهبري به اين‎جا آمده بود؟ايشان در جواب مي‎فرمايند: «بله! چند دقيقه خورشيد اين‎جا تابيد و رفت. او چون خورشيد داراي خير و بركات است».(9)

زماني براي امضاي قائم مقامي رهبري، خدمت حضرت آيت‎ا... بهاءالديني مي‎رسند، ايشان امضا نمي‎كنند. هر چه از فرستادگان آقاي منتظري اصرار، از ايشان انكار، تا آن‎جا كه خود آقاي منتظري شخصاً خدمت ايشان مي‎رسد و تمام كتاب‎هايي را كه درباره ولايت فقيه نوشته است، جلوي روي آقاي بهاءالديني مي‎چيند. آيت‎ا... بهاءالديني تمام كتب را جمع مي‎كنند و به آقاي منتظري مي‎گويند:

«ولايت‎فقيه، نوشتني نيست؛ فهميدني است». بعد كه از ايشان مي‎پرسند: آقا چرا او را تأييد نكرديد، مگر شخص ديگري هم مي‎تواند؟ مي‎فرمايند: نظر ما سيدعلي خامنه‎اي است.

آقاي بهاءالديني فرموده است: «البته هيچ كس حاج ‎آقا روح‎ا... نمي‎شود؛ ولي آقا سيدعلي خامنه‎اي حقيقت ولايت‎فقيه هستند و رهبر...»(10)

«السلام عليك يا وديعة ‎ا...»!

‎ آيت‎ا... ‎العظمي بهاءالديني، مقام معظم رهبري را «وديعة‎ا...» مي‎دانستند. حجت‎الاسلام عليرضا پناهيان در مراسم احياي شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان در شبستان امام خميني حرم مطهر حضرت معصومه(س) با بيان اين‎كه بايد قدر علما و مراجع بزرگواري را دانست كه امتحانات خود را به خوبي پس دادند، به خاطره‎اي از عيادت مقام معظم رهبري از آيت‎ا... بهاء‎الديني از زبان داماد اين عالم رباني اشاره كرد و گفت: آيت‎ا... بهاءالديني از اين ديدار بسيار به وجد آمدند و به مقام معظم رهبري با عنوان «السلام عليك يا وديعه ‎ا...» سلام دادند؛ اين در حالي بود كه مقام معظم رهبري از نظر سني جاي پسر آيت‎ا... بهاءالديني به حساب مي‎آمدند.(11)

براي ديدن رهبر، از ساعت دو شب به استقبال آمده ام!

يكي از روزها نيز كه امام خامنه‎اي – حفظه الحفيظ – به مسجد مقدس جمكران مشرف شده بودند، حدود ساعت دوشب به حضرت آيت‎ا... العظمي بهاءالديني خبر مي‎دهند كه آقا مي‎خواهند صبح، بعد از نماز، به خانه شما تشريف بياورند. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به خانه ايشان مي‎روند كه متوجه مي‎شوند آقاي بهاءالديني - پيرمرد نود ساله - جلوي در خانه ايستاده‎اند! مي‎گويند: آقا! چرا با اين كهولت سن اين‎جا تشريف داريد؟! ايشان مي‎فرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ زديد آمده‎ام استقبال.(12)

يكي ديگر از عرفا مرحوم آيت‎ا... قاضي است؛ جناب حجت الاسلام محمد رحمتي از طلاب پُلدُختر لرستان – از قول نوة دختري آيت‎ا... قاضي - نقل مي‎كرد كه: امام خامنه اي، هر وقت به جنوب تشريف مي‎آوردند، به خانۀ آيت‎ا... قاضي مي‎آمدند. در دوران رياست جمهوري آيت‎ا... خامنه اي، هم آيت‎ا... قاضي با دو سه نفر به خانۀ ايشان مي‎روند. حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي از مهمانان با نان و پنير و سبزي پذيرايي مي‎فرمايند. بعد از آن‎كه سفره را مي‎گسترند و نان و سبزي و پنير را بر روي آن مي‎چينند، آقاي قاضي منتظر غذا و خوراك ديگري است، مي‎بيند خبري نيست. خطاب به آقا مي‎گويد: آقا چرا چيزي روي سفره نيست؟! آقا مي‎فرمايند: چرا! هست؛ مقداري پنير! آقاي قاضي به شوخي مي‎گويند: آقا! ما از شما اين جوري پذيرايي مي‎كنيم؟! آيت‎ا... خامنه‎اي مي‎فرمايند: باور كنيد، همين را هم به سختي تهيه كرده ام!

پي‎نوشت‎ها

1. علي شيرازي، پرتوي از خورشيد؛ داستان‎هايي از زندگي مقام معظم رهبري، ص36 - 35.

2. مصاحبه نويسنده با حاج آقا عبد‎ا... محمدي، در 17شهريور 1390.

3. http://radepa-b.blogfa.com

4. استاد پرورش. به نقل از ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390،‎ ضميمة شماره 61،‎ ص 23. سايت ماهنامه امتداد، ويژه نامه مقام معظم رهبري، بهار 1389، ش(0) www.emtadadmags.com

5. ر.ك: ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390،‎ ضميمة شماره 61،‎ ص 23.

6. استاد پرورش به نقل از ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390،‎ ضميمة شماره 61،‎ ص 23.

7. جام جم: تداوم آفتاب؛ ويژة نامه آغاز بيستمين سالگرد رهبري حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي،‎ مرداد 1387. زندگي نامه مقام معظم رهبري، تدوين مؤسسة قدر ولايت، ص 242. جرعه نوش كوثر؛ زندگي نامه مقام معظم رهبري تدوين مؤسسه قدر ولايت، ص 275.

8. علي شيرازي، پرتوي از خورشيد؛ داستان‎هايي از زندگي مقام معظم رهبري، ص 40. جرعه نوش كوثر؛ زندگي نامه مقام معظم رهبري تدوين مؤسسه قدر ولايت، ص 276.

9. سايت بقية ‎ا... http://baghiatallah14.blogfa.com. سايت ولايت فقيه velayatfagih.porsemani.ir . ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390،‎ ضميمة شماره 61،‎ ص 16. سايت ردپا http://radepa-b.blogfa.com. علي شيرازي: پرتوي از خورشيد؛ داستان‎هايي از زندگي مقام معظم رهبري، ص 40. جرعه نوش كوثر؛ زندگي نامه مقام معظم رهبري تدوين مؤسسه قدر ولايت، ص 276.

10. سايت ولايت فقيه velayatfagih.porsemani.ir. ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390،‎ ضميمة شماره 61،‎ ص 16.

11. پرتو سخن، شماره 543،‎17 /6/89.

12. ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390،‎ ضميمة شماره 61،‎ ص 16.

در واكنش به اظهارات اخير وزير امور خارجه مطرح مي‎شود
قدرت منطقه اي يا منطقه قدرتمند؟

 دکتر منوچهر محمدي

جناب آقاي دكتر ظريف در شوراي روابط خارجي امريكا در كمال تعجب و شگفتي و در تقابل با سند مصوب چشم انداز بيست ساله 1404 كه نهايت آن دستيابي به قدرت اول منطقه‎اي بوده است، اعلام مي‎دارد «كه ما بايد به جاي پيگيري قدرت منطقه‎اي شدن به دنبال منطقه قدرتمند» در اين منطقه حساس و استراتژيك جنوب غرب آسيا(خاورميانه)باشيم!

اولا - از آقاي دكتر ظريف بايد سوال كرد جنابعالي به‎عنوان وزير امور خارجه جمهوري اسلامي اين پيشنهاد را از طرف جمهوري اسلامي مطرح مي‎كنيد - كه دقيقا در تقابل با راهبرد مصوب جمهوري اسلامي مي‎باشد - و يا اين‎كه نظر شخصي خود را اعلام مي‎داريد؟ كه در چنين شرايطي و در جايگاه وزير امور خارجه، نه اجازه داريد و نه حق داريد راهبردي را كه دقيقا در تناقض با راهبرد نظام جمهوري اسلامي مي‎باشد ارائه دهيد.

ثانيا - يقينا و به خوبي مي‎دانيد كه طرح «منطقه قدرتمند» در شرايطي است كه در اين منطقه يك تقابل و جنگ تمام عيار ميان دو جبهه مي‎باشد كه در يكي دولت‎هاي مرتجع و تحت سلطه قدرت‎هاي مستكبر جهاني حضور دارند كه با تمام توان براي نابودي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي خود را متعهد دانسته و گام بر مي‎دارند و در كنار آن‎ها رژيم اشغالگر و غاصب صهيونيستي اسرائيل قرار دارد كه در قاموس خود، برنامه از «نيل تا فرات» را همچنان در اهداف خود حفظ كرده و پرچم ننگين خود را نيز با تكيه بر همين هدف تصوير كرده است و روزي نيست كه ملت مظلوم فلسطين را به خاك و خون نكشد و در جبهه ديگر دولت‎هايي هستند كه به بركت انقلاب اسلامي از بند سلطه قدرت‎هاي سلطه گر رهايي يافته و امروز به جبهه مقاومت معروف مي‎باشند و اين دو جبهه نه تنها با هم در تضاد ايدئولوژيك و استراتژيك مي‎باشند بلكه هر يك برنامه شكست و نابودي جبهه مقابل را در سر لوحه سياست‎هاي خود قرار داده‎اند و هيچ امكان سازش و آشتي ميان آن‎ها وجود ندارد و رابطه اين دو جبهه بر اساس بازي همه يا هيچ مي‎باشد كه از دهه‎ها قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ابعاد نظامي، سياسي و فرهنگي در جريان است.

اينك از آقاي دكتر ظريف بايد سوال كرد كه در اجرايي و عملياتي كردن نظريه جنابعالي، كدام يك از اين دو جبهه بايد نسبت به جبهه مقابل از اهداف و راهبردهاي خودشان عدول كنند تا به زعم جنابعالي بتوانند منطقه قدرتمندي را شكل دهند. آيا رژيم اسرائيل و دولت‎هاي مرتجع تحت سلطه حاضرند به نفع جبهه مقاومت كه جمهوري اسلامي در راس آن است و جنابعالي به‎عنوان وزير امور خارجه اين كشور هستيد كه متاسفانه ارائه دهنده چنين طرحي مي‎باشيد، عدول كنند؟ يا اين‎كه جمهوري اسلامي و جبهه مقاومت بايد از كليه حقوق، ارزش‎ها و اصول حاكم بر سياست‎ها خود دست كشيده و هم تسليم نظام سلطه شده و هم رژيم نامشروع اسرائيل را به رسميت بشناسد و هم در مقابل كدخدا، سر تسليم فرود آورد؟ راستي! آيا فكر كرده‎ايد كه چه راهبرد مضحك و غلطي را آن هم به‎عنوان يك مقام رسمي جمهوري اسلامي مطرح مي‎كنيد؟

اي كاش يا وزير امور خارجه جمهوري اسلامي نمي‎بوديد و به‎عنوان يك مقام دانشگاهي هر چه دلتان مي‎خواست مي‎گفتيد و يا اين‎كه حداقل و به صراحت در حضور دوستان امريكايي خود در شوراي روابط خارجي تفكيكي بين نظرات شخصي و امريكايي پسند خود و سياست مصوب جمهوري اسلامي قائل مي‎شديد!

بزرگ‎ترين توهين به ملت ايران
آب دهان مشاور ترامپ بر برجام!

براساس گزارش رسانه ها، روزنامه آمريكايي بوستون گلوب نوشت: «جان كري» وزير خارجه «باراك اوباما» با «محمد جواد ظريف» در نيويورك ديدار داشته است. بر اين اساس ديدار مذكور با هدف نجات دادن توافق هسته‎اي ايران و كشورهاي 1+5 كه يكي از دستاوردهاي دولت اوباما به شمار مي‎رود، انجام گرفته است. اين روزنامه همچنين افزود: در اين گزارش آمده است كه كري ماه گذشته در همين باره با «فرانك والتر اشتاين‎ماير» رئيس جمهوري آلمان ديدار و رايزني كرده است. وي همچنين با «فدريكا موگريني» مقام ارشد اتحاديه اروپا گفت و گوي تلفني داشته و در پاريس و نيويورك به ديدار «امانوئل ماكرون» رئيس جمهوري فرانسه رفته است.

روزنامه آمريكايي از تلاش كري براي نجات برجام به‎عنوان «مأموريتي جسورانه» نام برده و نوشته است: او براي وارد آوردن فشارهاي بيروني روي دولت ترامپ براي ماندن در برجام به فهرست‎هايي از ارتباطاتش متوسل شده كه در دوران حضورش در وزارت خارجه آمريكا جمع‎آوري كرده است. رئيس‎جمهور امريكا بامداد ‎شنبه در يك سخنراني در نشست «انجمن ملي سلاح‎» با انتقاد از سياست دولت‎هاي گذشته درباره كره‎شمالي از رويكرد خودش در قبال اين كشور دفاع كرد و همين را بهانه انتقاد ديگري از توافق هسته‎اي با ايران قرار داد و در اين ميان هم به شكل معناداري جان كري را مسخره كرد. ترامپ با اشاره به آن‎چه به گفته وي هشدارهاي برخي از كارشناسان درباره اجتناب از صحبت كردن درباره كره‎شمالي بوده، گفت: «براي ساليان متوالي ما اين مشكل را داشتيم و آن‎ها مي‎گفتند، صحبت نكنيد. ممكن است او(رهبر كره‎شمالي) را عصباني كنيد. حرف نزنيد. اگر بيانيه وحشتناكي درباره ايالات متحده صادر شود، شما چيزي نگوييد.»

وي گفت: «همين اتفاق درباره ايران افتاده است. خاطرتان هست؟ ما آن توافق وحشتناك را امضا كرده‎ايم و آن‎ها در خيابان‎ها راهپيمايي مي‎كنند و مرگ بر امريكا مي‎گويند.»

ترامپ در ادامه گفت: «من گفتم، وقتي آن‎ها راهپيمايي مي‎كنند و مرگ بر امريكا مي‎گويند كي با آن‎ها توافق امضا مي‎كند؟» ترامپ در ادامه به انتقاد از «جان كري»، وزير خارجه سابق امريكا پرداخت و گفت: «او بهترين مذاكره‎كننده‎اي كه ما ديده‎ايم نيست. هيچ‎وقت از مذاكرات كنار نكشيد، مگر در آن مسابقه دوچرخه‎سواري كه زمين خورد و پايش شكست. فقط همان موقع بود! گفتم لااقل نگو پايت شكسته؛ داخل مذاكرات بمان و بگو كه نمي‎خواهي مذاكره كني. اين طوري شايد توافق بهتري بكني.»

رئيس‎جمهور امريكا در ادامه گفت: «و من از اين ماجرا ياد گرفتم كه آدم در سن 73 سالگي در مسابقه دوچرخه‎سواري شركت نمي‎كند.»

ترامپ سپس به انتقاد از هشدار‎ها درباره احتمال راه افتادن جنگ هسته‎اي با كره‎شمالي اشاره كرد و گفت: «درباره كره‎شمالي، مي‎گفتند جنگ هسته‎اي راه مي‎افتد. نه! مي‎دانيد چه چيزي باعث جنگ هسته‎اي مي‎شود؟ ضعف باعث جنگ هسته‎اي مي‎شود. ضعيف بودن شما را به سمت جنگ هسته‎اي سوق مي‎دهد.»

به راستي اگر آقاي روحاني به توصيه‎هاي امام خامنه‎اي كه هم شرعا و هم قانونا اطاعت آن بر وي واجب است، توجه كرده بود و به امريكا و اروپايي‎ها كه يك بار عهدشكني‎هاي آن‎ها را در سال‎هاي 82 تا 84 آزموده بوداعتماد نمي‎كرد و در مرحله بعد اگر در اجراي برجام اين گونه شتاب نمي‎كرد و اجازه مي‎داد كار به‎صورت پخته و مدبرانه پيش برود، امروز بعد از گذشت 2 سال از اجراي برجام به وضع كنوني نمي‎افتاد تا از كري بخواهد براي عدم خروج از برجام وساطت كند و كري نيز اين گونه مورد تمسخر ترامپ قرار گيرد. و از اين زشت‎تر پاره شدن نمادين برجام توسط مشاور ترامپ و انداختن آب دهان بر آن قرارداد است كه چنين تحقيري در تاريخ ايران سابقه ندارد.

مناظره شاگرد علامه مصباح با يكي از شاگردان آقاي منتظري پيرامون انتصابي يا انتخابي بودن ولايت فقيه

عصر روز يك شنبه دوم ارديبهشت، دانشگاه صنعتي اصفهان، ميزبان برگزاري يك مناظره با عنوان«ولايت فقيه از طرف خدا يا انتخاب مردم» بود كه به همت انجمن اسلامي دانشگاه ميان آقايان قاسم روانبخش عضو هيات علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) و احمد عابديني يكي از روحانيون اصفهان و از شاگردان مرحوم منتظري برگزار شد. اين نشست كه بنابر گفته مجري،‎ جمع بندي نشست‎هاي قبلي درباره موضوع ولايت فقيه بود در فضاي كاملا علمي برگزار شد.

در اين مناظره پس از قرائت قرآن و سخنان ابتدايي مجري، ابتدا آقاي عابديني درباره موضوع فوق گفت: من طرفدار ولايت انتخابي فقيه هستم نه ولايت انتصابي؛‎ بنده معتقدم هر جا حكومت تشكيل شود با اراده مردم بوده است و حتي ولايت پيامبر و علي بن ابي‎طالب نيز انتخابي است. به اين نحو كه مردم مدينه پس از فوت مرحوم ابوطالب،‎ به سراغ پيامبر آمدند و از وي خواستند كه به مدينه بيايند و ايشان وقتي به مدينه آمد، مردم ديدند آدم خوبي است و او را حاكم خود قرار دادند. مردم در هر بخشي كه با پيامبر قرارداد بستند پيامبر مامور اجراي آن گرديد. مثلا گفتند ما نسبت به امنيت شما ميان راه مدينه و مكه تعهدي نمي‎دهيم و لي در داخل مدينه امنيت شما را مي‎پذيريم. بنابر اين،‎ اين گونه نيست كه حكومت پيامبر حكومت الهي باشد. الهي بودن حكومت دليل مي‎خواهد و ما هيچ دليلي نداريم كه حكومت پيامبر الهي بوده است. درباره ولايت علي عليه‎السلام و ائمه و ولايت فقيه هم وضعيت به همين منوال است و دليلي نداريم كه ائمه عليهم‎السلام و فقيه از جانب خدا منصوب شده باشند مخصوصا اين‎كه درباره فقيه ميان فقها اختلافات جدي وجود دارد؛ مثلا شيخ انصاري كه منكر ولايت فقيه است و صاحب جواهر كه ولايت فقيه را قبول دارد. اين چه ولايت الهي است كه ميان بزرگان فقها اختلاف است؟

در ادامه، آقاي روانبخش ضمن تبريك اعياد شعبانيه به دانشجويان، از اين‎كه انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي به نداي رهبر معظم انقلاب اسلامي مبني بر ضرورت تشكيل كرسي‎هاي آزاد انديشي لبيك گفته‎اند تشكر كرد و خواهان ادامه چنين نشست‎هايي شد. وي درپاسخ به اظهارات آقاي عابديني اظهار داشت: ولايت پيامبر و ائمه عليهم‎السلام و ولايت فقيه انتصابي است و نقش مردم در مواردي كه ذكر كرديد بيعت است. مردم با بيعت خود با پيامبر(ص) و علي(ع) زمينه تحقق حكومت را فراهم كردند؛ نه اين‎كه به پيامبر(ص) و علي(ع) حق حاكميت بدهند. وي خطاب به آقاي عابديني گفت: در همين كتاب درسنامه ولايت فقيه كه در سطوح پايين حوزه براي طلاب تدريس مي‎شود منكران حكومت الهي به سه دسته تقسيم شده‎اند؛‎ دسته اول كساني مانند علي عبدالرزاق مصري سني روشنفكر مربوط به سال 1925هستند كه معتقد است هيچ دليلي در كتاب الهي بر حكومت پيامبر وجود ندارد و به همين دليل حكومت الهي نداريم. معناي اين حرف اين است كه اگر داشتيم الهي بودن حكومت ديني را مي‎پذيرفتيم. دسته دوم از قبيل مهندس بازرگان هستند كه در كتاب خدا و آخرت خودش، معتقد است دلايلي در قرآن و سنت مبني بر حكومت ديني وجود دارد ولي تجربه حكومت ديني نشان داده است كه حكومت‎هاي ديني موفق نبوده و منجر به نفرت مردم از اصل دين شده‎اند؛ مانند حكومت‎هاي كليسا در قرون وسطي و حكومت بني اميه و بني العباس و.... دسته سوم سكولارها هستند كه از اساس با دخالت دين در حكومت مخالفند و بر اين باورند كه اصلا دين حق دخالت در مسايل عرفي ندارد؛ عقل بشر خودش مي‎فهمد چه بايد كرد.

خوب است بفرماييد كه در ميان اين سه دسته از منكران، جنابعالي جزو كدام‎يك از منكران حكومت الهي هستيد؟ از اظهارات جنابعالي استفاده مي‎شود كه شما طرفدار دسته اول يعني هم‎موضع با علي عبدالرزاق مصري هستيد و معتقديد كه هيچ دليلي بر الهي بودن حكومت حتي حكومت پيامبر اكرم(ص) وجود ندارد! يعني اگر اثبات شود كه دليلي در قرآن و سنت وجود دارد آن را مي‎پذيريد.

روانبخش سپس به برخي از آيات قرآن كريم مبني بر حكومت ديني اشاره كرد و گفت: آقاي عابديني! بخش قابل توجهي از آيات قرآن مربوط به حكومت است؛ آياتي مانند آيات مربوط به جهاد، ‎قتال، صلح، حدود و ديات و قصاص،‎ زكات و خمس، طلاق، ازدواج و.... آياتي است كه تحقق آن‎ها هرگز بدون حكومت امكان ندارد. علاوه بر اين‎كه در قرآن آياتي وجود دارد كه بر ضرورت حكومت تصريح مي‎كنند خداوند در سوره نساء آيه 105، خطاب به پيامبرش مي‎فرمايد: «انا انزلنا اليك الكتاب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك ‎ا...»؛ خداوند قرآن را بر پيامبر نازل كرد تا در ميان مردم حكم كند به آن‎چه كه خداوند به ايشان نشان داده است». يا در آيه 65 همين سوره مي‎فرمايد: «فلا و ربك لايؤمنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا في انفسهم حرجا ممّا قضيت و يسلموا تسليما؛‎ سوگند به پروردگارت، مردم ايمان نخواهند داشت مگر آن‎كه در مشاجرات و منازعات خودشان، شما را حاكم قرار دهند و قضاوت شما را بپذيرند و ذره‎اي نيز در دلشان نسبت به حكم شما كدورتي نداشته باشند و كاملا تسليم شما باشند.» يا در آيه ديگر مي‎فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم». خداوند به مردم امر مي‎كند كه همان گونه كه از خدا اطاعت مي‎كنند از پيامبرش و امامان معصوم نيز اطاعت كنند. اين آيات و ده‎ها آيه ديگر بر حكومت پيامبر صراحت دارند و از هيچ كجا انتخاب استفاده نمي‎شود. وي سپس درباره ادعاي آقاي عابديني كه گفته بود ميان فقها در باب ولايت فقيه اختلاف است و برخي مانند شيخ انصاري منكر‎ آنند،‎ گفت: ولايت فقيه يك موضوع اجماعي است و در طول تاريخ شيعه حتي يك فقيه را نمي‎توانيد بيابيد كه منكر ولايت فقيه باشد، تنها استاد شما مرحوم منتظري را مي‎توان يافت كه اواخر عمرش به وكالت فقيه رسيد؛ اين هم ظاهرا بعد از عزل وي از قائم مقامي رهبري بوده است. آن‎چه نيز به مرحوم شيخ انصاري نسبت داديد صحيح نيست و ايشان كه از فحول علما و فقها مي‎باشند قائل به ولايت فقيه است؛ با اين تفاوت كه ابتدا در كتاب مكاسب ولايت را به‎صورت محدود مي‎پذيرند ولي در كتاب القضاء كه بعد از مكاسب نوشته شده است بر ولايت مطلقه فقيه تاكيد مي‎كنند كه ان‎شاء‎ا... در ادامه براي شما توضيح خواهم داد. چنين ادعايي از كسي مانند شما كه مي‎گويند استاد درس خارج هستيد بعيد است.

عابديني در ادامه با عنايت به سخنان دبير سياسي هفته نامه پرتو گفت: ما يك چيز از آقاي روانبخش طلب داريم؛ ايشان بايد سند اجماع فقها در باره ولايت فقيه براي ما بياورند. (روانبخش در پاسخ به درخواست آقاي عابديني كتاب «فلسفه سياست» كه در طرح ولايت دانشجويي تدريس مي‎شود نوشته حجت الاسلام شبان‎نيا را به ايشان نشان داد و گفت همين الآن به محضرتان تقديم مي‎كنم. در اين كتاب سير تاريخي اجماع فقها از قرن پنجم تا كنون بررسي شده و ديدگاه شيخ انصاري نيز در اين‎جا به‎صورت مستند آمده است.) در ادامه آقاي عابديني ضمن گلايه از آقاي روانبخش گفت: اين چه حرفي است كه ديدگاه من بايد بر يكي از اين سه ديدگاه منكران حكومت ديني منطبق باشد؟ ديدگاه عابديني ديدگاه چهارم است. در اين مقاله‎اي كه در سال 87 از من چاپ شده است حرف علي عبدالرزاق را نقد كرده و در آن‎جا نظر خودم را گفته‎ام. من مطالعه كرده و خودم به اين نظريه رسيده‎ام نه اين‎كه از كسي گرفته باشم. آقاي روانبخش! شما با اين‎گونه برخوردها و برچسب‎ها نمي‎گذاريد حرف نو زده شود و نمي‎گذاريد علم رشد كند. اگر در دنيا علم رشد كرده به دليل همين نوآوري‎ها بوده است. يك روز مي‎گفتند زمين محور است و خورشيد دور زمين مي‎گردد ولي با تحقيقات بشر و كارهاي نويي كه صورت گرفت امروزه معلوم شده كه اين زمين است كه به دور خورشيد حركت مي‎كند. حرف من اين است كه حكومت پيامبر الهي نبوده است و دليلي هم بر آن نداريم. آيه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول» هم كه خوانديد امرش ارشادي است، ارشاد به حكم عقل است؛ خود بشر مي‎فهمد كه حكومت خوب است و خدا به آن ارشاد مي‎كند كه از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد. اصلا آيه اطيعوا در مدينه نازل شده و ربطي به حكومت ندارد. اين آيه درباره هدايت معنوي و رشد اخلاقي و مسايل عبادي نازل شده است نه اطاعت در مسايل سياسي و حكومتي. ما هيچ آيه‎اي در قرآن مبني بر حكومت ديني پيامبر نداريم.

آقاي روانبخش خطاب به آقاي عابديني گفت:

اولا؛ اگر شما ديدگاهي غير از سه ديدگاه منكراني كه من عرض كردم داريد خوب است تحت عنوان نظريه چهارم بفرماييد؛ ولي حرف شما با علي عبدالرزاق هيچ تفاوتي ندارد هر دو مي‎گوييد هيچ دليلي بر حكومت ديني وجود ندارد.

ثانيا؛ ما منكر حرف نو نيستيم، نوانديشي بايد بر اساس انديشيدن در چارچوب و روي اصول باشد وگرنه مي‎شود بدعت كه اميرالمومنين عليه‎السلام مي‎فرمايند «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و آراء تبتدع؛‎ فتنه‎ها فقط با هواي نفس و بدعت‎ها آغاز مي‎شود.» روشن است كه هر حرف و سخني را به صرف اين‎كه نو و جديد است نمي‎توان گفت حرف خوب و درستي است.

ثالثا؛ شما درباره آياتي كه من ذكر كردم پاسخي نداديد، فقط مي‎فرماييد اطيعوا، ‎امر ارشادي است! راجع به دو آيه ديگري كه برايتان خواندم چه مي‎فرماييد؟ علاوه بر آن‎ها آيات شريفه ديگري هست كه بر نصب و الهي بودن حكومت تصريح دارند. چگونه جنابعالي مدرس تفسير هستيد و اين آيات را بررسي نكرده‎ايد؟! خداوند در آيه شريفه 124 بقره درباره حضرت ابراهيم مي‎فرمايد: «‎و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما قال و من ذريتي قال لاينال عهدي الظالمين؛ ‎زماني كه خداوند آزمايش‎هاي ابراهيم را تمام كرد به او فرمود من تو را امام مسلمين قرار مي‎دهم؛ ابراهيم عرض كرد اين مقام الهي را به ذريه من نيز عنايت كن، خداوند فرمود اين منصب به گنهكاران نمي‎رسد و مختص به معصومين است. در اين‎جا نفرموده است «و يجعلونك الناس اماما، ‎مردم تو را امام قرار مي‎دهند.» در ثاني اگر وكالت مردمي بود چرا ايشان براي ذريه اش از خدا درخواست مي‎كند؟ علاوه بر آن در سوره ص آيه 26، خداوند خطاب به حضرت داوود مي‎فرمايد: «انا جعلناك خليفة في الارض فاحكم بين الناس بالحق و لاتتبع الهوي...؛ ‎ما تو را جانشين خودمان در زمين قرار داديم؛ در ميان مردم به حق حكم كن واز هواي نفس خود پيروي نكن» اين آيات تصريح دارند كه پيامبراني از جانب خدا به امامت بر جامعه و حكومت نصب شده‎اند و اين‎كه امامت الهي است و منصوب از جانب خدا

رابعا؛ اين‎كه مي‎فرماييد آيه اطيعوا الله و اطيعوا الرسول در مدينه نازل شده است نه در مكه بهترين دليل بر مدعاي ماست زيرا پيامبر در مدينه حكومت تشكيل داد نه در مكه؛‎ پس آيه ناظر به اطاعت از احكام حكومت نيز هست نه منحصر در احكام فردي.

آقاي عابديني در ادامه ضمن پذيرش الهي بودن حكومت حضرت ابراهيم و داوود عليهماالسلام اظهار داشت: بله در اين‎جا قبول دارم كه حكومتشان الهي بوده و به نصب خداوند؛ ولي درباره پيامبر خودمان بايد دليل بياوريد. ما درباره الهي بودن حكومت پيامبر خودمان هيچ دليلي نداريم. اصلا قبل از اين‎كه پيامبر به مدينه بروند مردم نماز جمعه مي‎خواندند و آيه «فاسعوا الي ذكر الله» نيز ارشادي است؛ مردم در حالي كه پيامبر نماز جمعه مي‎خواند براي خريد و تجارت مي‎رفتند و قرآن از آن‎ها گلايه مي‎كند. معلوم مي‎شود كه امر فاسعوا وجوب ندارد؛ فقها نيز به وجوب عيني نماز جمعه فتوي نداده‎اند. امام خميني نيز آن را واجب تخييري مي‎دانست. دستورات خدا ارشادي است؛ ما نبايد مردم را به زور به عقيده‎اي وادار كنيم بلكه بايد زمينه را فراهم كنيم و مردم را رشد بدهيم؛ اگر مردم رشد كنند خودشان مي‎فهمند علي(ع) بهتر از ديگران است؛ نيازي به نصب و تعيين ندارد. اين وظيفه من و شماست كه مردم را روشن كنيم و رشد بدهيم تا خودشان با عقل خودشان برسند.

آقاي روانبخش: اولا؛ به هرحال پس پذيرفتيد كه حكومت الهي و ديني داريم و خداوند آن را به حضرت ابراهيم و داوود عليهما السلام داده است.

ثانيا؛ مگر مي‎شود خداوند مقام امامت و ولايت و حكومت را به حضرت داوود و ابراهيم بدهد ولي آن را به پيامبر اسلام كه گل سرسبد خلقت و همه پيامبران است ندهد؟

ثالثا؛ حضرت ابراهيم براي ذريه‎اش هم تقاضا كرد و خداوند پاسخ داد كه به ذريه گنهكار شما نمي‎دهم. بي‎ترديد پيامبر اسلام از ذريه ابراهيم است و ظالم و گنهكار هم نيست پس خداوند به ايشان هم عطا كرده است.

رابعا؛ چگونه است كه وقتي خداوند به حضرت داوود مي‎فرمايد«فاحكم بين الناس ميان مردم حكم كنيد»، ‎از آن حكومت الهي استفاده مي‎شود ولي وقتي به پيامبر اسلام مي‎فرمايند «‎فاحكم بين الناس بما اريك الله،‎ ميان مردم حكم كنيد به آن‎چه كه خدا به شما نشان داده است» حكومت ديني استفاده نمي‎شود؟!

خامسا؛ ‎آيه انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا...دلالت صريح دارد كه همان گونه كه خداوند بر شما حق ولايت و سرپرستي دارد پيامبر و امام معصوم نيز بر شما ولايت و حق حاكميت دارند؛ نه تنها حق دارند بلكه با «انما» بر حصر ولايت آن‎ها تاكيد مي‎كند و اين‎كه آن‎ها حق دارند و ديگران يعني اهل حل و عقد يا مردم اين حق را ندارند. پس در اين آيه مي‎فرمايد آن‎ها سرپرست شما هستند و در آيه ديگر مي‎فرمايد از آن‎ها اطاعت كنيد و اين يعني حكومت ديني و الهي.

سادسا؛ اگر شما مي‎فرماييد مردم بايد به رشد برسند تا خودشان انتخاب كنند پس چرا پيامبر(ص) در غديرخم، علي(ع) را منصوب كرد؟ چرا نگذاشت مردم به رشد برسند و خودشان انتخاب كنند؟ براستي مردم به رشد رسيدند و علي(ع) را انتخاب كردند يا ابي بكر و عمر و عثمان را انتخاب كردند؟! بر فرض بفرماييد كه مردم بايد رشد كنند و خودشان انتخاب كنند و بتوانند ميان علي(ع) و ابي بكر انتخاب كنند ولي مردم چطور ميان علي بن جعفر عريضي 90 ساله كه در مسجد النبي صاحب كرسي تدريس بود و صدها شاگرد داشت و حضرت جوادالائمه كه كودك 8 ساله بود، بتوانند امام جواد را انتخاب كنند؟ چطور ميان جعفر عموي امام زمان كه مدعي امامت شد و حضرت مهدي 5 ساله كه كودكي بود امام را بشناسند و او را انتخاب كنند؟ ظاهرا بر مبناي نظر شما كه ملاك در ولايت پيامبر و امام معصوم را وكالت مي‎دانيد بايد به ولايت ابي بكر و عمر و عثمان نيز ملتزم بود؛ همان كه اهل سنت و علي عبدالرزاق به آن معتقدند!

آقاي عابديني: اولا؛ آيه انما وليكم الله مربوط به 2 سال آخر عمر پيامبر بود و در مدينه نازل شده است اگر ولايت پيامبر الهي بوده چرا اين آيه در مكه نازل نشده است؟ طبق اين آيه، پيامبر در آن مدتي كه در مكه بودند و در قبل از نزول اين آيه ولايت نداشتند. ثانيا؛ من ابي بكر و عمر را خليفه نمي‎دانم ميان علي(ع) و ابي بكر و عمر فاصله 18 و 20 نيست بلكه فاصله خيلي زياد است. من مي‎گويم جامعه بايد به حدي از رشد برسد كه خودش انتخاب كند؛ همه مي‎دانند كه علي(ع) بهترين است، اگر به رشد برسند او را انتخاب مي‎كنند.

آقاي روانبخش: مردم در حكومت پيامبر و 23 سال زحمات و ارشادات آن حضرت به اين حد از رشد نرسيدند و خواص و گل‎هاي سر سبد جامعه يعني مهاجرين و انصار بعد از پيامبر به رغم نص صريح پيامبر بر حاكميت و امامت علي به انحراف رفتند؛ حال اگر حكومت دست ديگران باشد مي‎گذارند جامعه به اين رشد برسد؟ حكومت، مقدمه رشد است؛ بايد حكومت تشكيل داد و با در اختيار گرفتن ابزارهاي لازم و بسيج امكانات در جهت رشد و تعالي بشريت تلاش كرد. امروز نيز اگر راديو و تلويزيون دست ديگران باشد، افكار مردم را به هر سمت و سويي كه بخواهند مي‎برند؛ يادتان هست زمان طاغوت، صدا وسيما با فرهنگ مردم چه مي‎كرد و در دانشگاه و آموزش و پرورش چه خبر بود؟ آيا اجازه مي‎دادند من و شما بياييم دانشگاه اين‎جا با هم بحث و گفت وگو كنيم تا جامعه به رشد برسد؟ رساله و تصوير امام(ره) ممنوع بود تا چه رسد به ديگر فعاليت‎هاي فكري و فرهنگي و سياسي! مگر مستكبران مي‎گذارند كه پيامبران، كار هدايت و تبليغ خودشان را انجام بدهند تا بشريت را به رشد برسانند؟

آقاي روانبخش سپس براي منصوب بودن فقيه اظهار داشت: وقتي ولايت الهي پيامبر(ص) و امام معصوم(ع) اثبات شد، اثبات ولايت فقيه بسيار آسان است. زيرا هم به حكم عقل و هم به اجماع فقهاي شيعه و هم به تصريح ائمه عليهم‎السلام،‎ فقيه ولايت دارد و از حق حكومت برخوردار است. در باب اجماع همان گونه كه قبلا عرض كردم همه فقها از شيخ طوسي، شيخ مفيد تا فقهاي عصر حاضر بر آن تصريح دارند و هيچ فقيهي منكر ولايت فقيه نيست. عقل نيز به ولايت فقيه در عصر غيبت حكم مي‎كند. همان گونه كه آيت‎ا... بهجت نيز بر آن استدلال كرده اند1. اسلام دين جاودانه و محدود به زمان و مكان خاصي نيست و داراي احكام سياسي و اجتماعي است2. اين احكام درعصر غيبت نبايد تعطيل شوند3. اين احكام خود به خود اجرا نمي‎شوند؛ پس بايد فردي كه شبيه‎ترين فرد به امام معصوم است زمام حكومت را براي اجراي احكام در دست بگيرد و اين شخص جز فقيه جامع الشرايط كس ديگري نيست. علاوه بر اين دو دليل، طبق روايت عمر بن حنظله، خود ائمه از جمله امام صادق عليه‎السلام با جمله «اني جعلته عليكم حاكما»؛ من فقيه را بر شما حاكم كردم و طبق توقيع شريف امام زمان(عج) در عصر غيبت صغري كه در پاسخ به پرسش اسحاق بن يعقوب فرمودند «اما الحوادث الواقعه فارجعوا الي روات احاديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجت الله عليهم،؛ در اتفاقات جديدي كه مي‎افتد و شما تكليف خودتان را نمي‎دانيد به راويان حديث - يعني فقيهي كه احكام را مي‎داند و مي‎تواند بر آن واقعه تطبيق كند - رجوع كنيد و آن هاحجت من بر شمايند و من حجت خداوند بر آن‎ها هستم.

بر اساس اين سه دليل ولي فقيه از سوي امامي منصوب است كه منصوب خداست. اگر مردم در طول تاريخ به امر و نهي فقيه عمل مي‎كنند و زن ناصر الدين شاه قليان را مي‎شكند و جوانان عزيزي در دفاع مقدس و در دفاع از حرم اهل بيت شهيد مي‎شوند بر اساس تبعيت از اين ولايت الهي است؛ نه به خاطر اين‎كه مرحوم شيرازي يا حضرت امام و حضرت امام خامنه‎اي نماينده و وكيل مردم هستند.

در پايان اين مناظره آقاي روانبخش ضمن تشكر از آقاي عابديني از وي خواست در باب چنين مسائل دقيقي كه به پيامبر(ص) و ائمه(ع) مربوط مي‎شود دقت بيش‎تري داشته و توجه داشته باشند كه در تفسير آيات قرآن هم بايد شان نزول را ديد و هم ساير آيات مربوط به آن موضوع و هم روايات معصومين كه در ذيل آن است تا خداي نكرده مصداق تفسير به راي نشود. در پايان اين مناظره كه تقريبا يك ساعت و 40 دقيقه طول كشيد، حدود دو ساعت نيز به پرسش‎هاي دانشجويان پاسخ داده شد.

جريان شناسي اسلام التقاطي(12)
حزب كارگزاران در دو عرصه انديشه و اقدام(3)

 دكتر قاسم روان‌بخش

اشاره

شناخت جريان التقاط يكي از مهم‎ترين وظايف جريان‎هاي انقلابي كشور است؛ زيرا التقاطيون در طول تاريخ اسلام بيش‎ترين ضربه را به اسلام و انقلاب زده‎اند. عاقبت شوم جريان التقاطي اسلام و ماركسيسم دست بردن به ماشه تفنگ و ضامن نارنجك بود كه با ترورهاي دهه شصت ضربه‎هاي سنگيني به كشور و انقلاب وارد شد. ولي جريان التقاطي اسلام و ليبراليزم به مراتب خطرناك‎تر از جريان التقاطي اسلام و ماركسيسم است. امواج سنگين اقتصادي و فرهنگي كه سال‎هاست كشور با آن مواجه شده است معلول مديريت حزب التقاطي كارگزاران است. از اين‎رو در دو شماره قبل و چند شماره آينده به شناخت بيش‎تر آن همت خواهيم گماشت و در اين شماره به جايگاه مردم نزد اين جريان و التقاط در ساختار نظام مي‎پردازيم:

جايگاه مردم در نگاه كارگزاران

عمده افراد برجسته كارگزاران، از لحاظ نظري، مشروعيت حكومت و قانون را به رأي مردم مي‎دانند ولي در عمل، تنها رأي انسان‎هايي را محترم و مشروعيت‎بخش مي‎دانند كه به ميل كارگزاران باشد؛ براي نمونه، انتخابات رياست جمهوري پنجم تا هشتم را انتخاباتي سالم دانسته، مردم را انسان‎هايي با هوش و ذكاوت معرفي مي‎كردند ولي انتخابات 84 و 88 را كه فرد مورد نظرشان انتخاب نشد، انتخاباتي مخدوش و تشريفاتي ناميدند و با عدم پذيرش انتخاب مردم نظام اسلامي را به تقلب در انتخابات و دستكاري در آراي مردم متهم كردند! در انتخابات 84 آقاي هاشمي به جاي پيام تبريك به منتخب ملت، با صدور بيانيه‎اي خطاب به ملت ايران از مخدوش بودن انتخابات سخن گفت و با گلايه از عدم رسيدگي به خواسته‎اش، به خدا پناه برد!(1) و در انتخابات 88 كه نامزد مورد تاييد وي شكست خورد، با صدور بيانيه‎اي از آتش‎فشان سينه‎هاي مردم سخن به ميان آورد و فتنه‎اي بزرگ شكل گرفت؛ اما در انتخابات 92 كه فرد مورد نظر وي به رياست جمهوري راه يافت، باز از شور و شعور مردم سخن به ميان آورد.

التقاط در ساحت ساختار

كارگزاران، ساختاري براي حكومت ارائه نمي‎كنند: «تكنوكرات‎ها مشكل ساختاري با كسي ندارند، تكنوكرات‎ها با هرحاكم و حاكميتي مي‎توانند بسازند.»(ماهنامه ذكر، ش 18، تير 1386) در عين حال، ساختار سياسي دموكراتيك را بر ديگر ساختارها ترجيح مي‎دهند و مي‎گويند:

دموكراسي درحال حاضر به‎عنوان شيوه‎اي براي به منصه عمل رسيدن انتخاب مردم از طريق صندوق‎هاي راي، بهتر از حاكميت طبقه خواص است؛ خواصي كه فرقي ندارد علما باشند يا سياستمداران، فن‎سالاران و يا حتي ديكتاتورها. مهم تعيين جهت قدرت از سوي مردم است.(همان)

منتهي در چارچوب دموكراسي، مشي ليبراليستي را بر سوسياليستي ترجيح مي‎دهند و معتقدند هنگامي كه دموكراسي به‎عنوان آخرين دستاورد سياسي بشر براي مديريت جوامع، راه حل مناسبي است، بايد ديد كه در قالب اين دموكراسي چگونه بايد كشور را مديريت كرد؛ يعني جهت‎گيري كشور، مرحله بعدي است. سوسياليسم و ليبراليسم دو نوع تفكري هستند كه تمامي سيستم‎هاي دموكرات از آن براي مديريت جامعه خود از آن بهره مي‎برند.(همان)

نكته‎اي كه سخنگوي حزب يك دهه پس از تأسيس، در تشريح خط و مشي كارگزاران با صراحت بيش‎تري بر آن تاكيد مي‎كند: «گرايش حزب كارگزاران سازندگي براي مديريت كشور، گرايشي ليبراليستي است.»(همان) در همين راستا حسين بشيريه(2)، ‎مغز متفكر جريان كارگزاران، دوره رياست‎جمهوري آقاي هاشمي و دولت كارگزاران را متمايل به گذار از دموكراسي صوري به شبه دموكراسي دانسته، مي‎نويسد: «مجموعه نيروهايي كه اصلاح‎طلب را تشكيل مي‎دهند نظام را به سوي نوعي شبه‎دموكراسي در چارچوب كلي نظام سياسي پيش مي‎برند؛ هر چند بايد گفت كه خواسته‎هاي بخش‎هايي از نيروهاي مذكور از حد شبه‎دموكراسي بسي فراتر مي‎رود.»(حسين بشيريه، ديباچه‎اي بر جامعه‎شناسي سياسي ايران، ص‎54 تا 55)

وي اميد داشت كه در پايان دولت هشتم، تغيير اساسي در نظام سياسي كشور اتفاق افتد و حكومتي دموكراتيك به معناي غربي آن بر كشور حاكم شود؛ نكته‎اي كه آغاز آن در دوره اول رياست آقاي هاشمي به‎عنوان دموكراتيزاسيون، در مركز مطالعات استراتژيك كليد خورد.(سخنراني سعيد حجاريان در حزب مشاركت، اسفند83.) و در پايان دوره دولت هشتم، و در آستانه انتخابات 84 آقاي هاشمي در بيانيه‎اي 8 ماده‎اي آن را نويد داد و از آن به «تحقق دموكراسي سياسي» نام برد.(بيانيه هشت ماده‎اي هاشمي رفسنجاني در 23 ارديبهشت1384) بشيريه در نهايت‎، پيش‎بيني كرده است كه با روند جهاني‎شدن دنياي مدرن، همه ايدئولوژي‎ها از جمله مذهب ‎از بين خواهند رفت و جهاني يك‎دست‎، بر اساس‎ارزش‎هاي ليبرالي به وجود خواهد آمد.(مردم‎سالاري، ش478، ص‎1)

بنابر اين، ساختار مورد نظر كارگزاران، ساختاري ليبراليستي است كه با روشي دموكراتيك براي تحقق جامعه مدني تلاش مي‎كند. اين حزب، جامعه مدني را جامعه‎اي مي‎داند كه بر اساس قانون و مطابق خواست مردم اداره مي‎گردد و روابط افراد و اعضاي آن با يكديگر، بر مبناي اصول و ضوابط قانوني تنظيم شده است.(محسن آرمين و حجت رزاقي، بيم‎ها و اميدها: دولت خاتمي از ديدگاه صاحب‎نظران، ص288) جامعه مدني، قانون‎گرايي و توسعه سياسي، سه شعار جدايي‎ناپذير از يكديگرند و توسعه همه‎جانبه در جامعه، فقط از اين طريق ميسر است.(همان، ص189-191) اين جامعه توسعه‎يافته، مقدماتي دارد كه عبارتند از: حضور قانونمند مردم در اداره كشور، حق اظهار نظر و پيشنهاد كه ابزار آن، نهادهاي سياسي مانند احزاب و گروه‎ها هستند.(همان، ص288 و 289) بنابر اين، بهترين ساختار نظام سياسي از نظر جريان كارگزاران ساختاري است كه داراي ويژگي‎هاي ذيل باشد:

- اتكاي ساختار سياسي بر اقشار نوگرا؛

- تمايل ساختار سياسي به نوسازي سياسي و تجديد بناي جامعه؛

- نهادينه شدن مرز بين سياست و علم و پذيرش بدون شرط مشروعيت علم در امور علمي؛

- نهادينه شدن مرز بين ارزش‎ها و امور اداري جامعه همراه با پذيرش بدون شرط مشروعيت ارزش‎ها در حوزه سياست و پذيرش مشروعيت موازين فني؛ در حوزه مديريت اداره امور؛

- اتكاي ساختار سياسي بر عدم تمركز در تصميم‎گيري و اجرا؛

- اتكاي ساختار سياسي بر آراي عمومي؛

- وجود احزاب متعدد و متنوع سياسي و تشويق و حمايت آن‎ها؛

- جداسازي كامل سازمان‎هاي اطلاعاتي از امور اجرايي؛

- مردم‎سالار بودن ساختار سياسي و مشاركت مردم در تعيين سرنوشت خويش(عبدالحسين هراتي، كارنامه سازندگي، ص38). به عبارت ديگر، ساختار مورد پسند كارگزاران همان نظام ليبرال‎دموكراسي است كه آن را با چاشني مذهب مطرح مي‎كنند.

ادامه دارد

منبع: دوفصلنامه معرفت‎شناسي سياسي/ شماره18 پي‎نوشت‎ها

1. در بخشي از اين بيانيه كه خطاب به ملت ايران صادر شده، آمده است: «بنا ندارم كه در مورد انتخابات، شكايت به داوراني كه نشان دادند نمي‎خواهند يا نمي‎توانند كاري بكنند ببرم و شكايت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهي مطرح مي‎كنم...»

2. مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري در دوران رياست آقاي هاشمي تشكيل شد و زير نظر حسين بشيريه فعاليت مي‎كرد و آن‎چه در اين اتاق فكر مورد پژوهش قرار مي‎گرفت توسط دولت كارگزاران به اجرا در مي‎آمد.

 يادداشت هفته

«شيرين كاري» و «شعبده بازي»هاي دروغگوترين رئيس دولت!

 علي اكبر عالميان

گويا قرار نيست نمايش‎هاي مضحك نخست وزير رژيم صهيونيستي به پايان برسد. او هر چند وقت يكبار براي نشان دادن خود و يا شايد انحراف افكار عمومي از جنايت‎هاي دولتش، دست به معركه گيري مي‎زند بدون اين‎كه چيز دندان گيري از اين نمايش‎هاي مسخره، به دست آورد. حدود شش سال قبل، نقاشي كودكانه نتانياهو كه حكايت از ادعاي دستيابي ايران به بمب اتمي داشت، در صحن علني سازمان ملل به نمايش در آمد كه موجب تعجب و البته تمسخر جهانيان شد. او در مجمع عمومي سازمان ملل با به همراه آوردن يك نقاشي مضحك ادعا كرد كه طبق اين تصوير، ايران در حال گذر از خط قرمز غني‎سازي اورانيوم متوسط و رسيدن به غني‎سازي اورانيوم با درصد غناي بالا است. حدود سه ماه قبل نيز او در يك كنفرانس مهم بين‎المللي ديگر به جاي استفاده از نقاشي كودكانه، به خيمه شب بازي كاريكاتوري روي آورد تا بار ديگر خود و رژيم نامشروعش را در معرض تمسخر جهانيان قرار دهد. نتانياهو به جاي استفاده از نقاشي، در حالي كه قطعه‎اي از يك پهپاد (هواپيماي بدون سرنشين) در دست داشت در كنفرانس امنيتي مونيخ، عليه ايران سخنراني كرد. او مدعي شد كه اين قطعه‎اي از پهپاد ايراني است كه در روزهاي اخير از سوريه وارد اسرائيل شد اما توسط بالگردهاي اسرائيل سرنگون گرديد.
اين اقدام وي به قدري كودكانه بود كه حتي رسانه‎هاي طرفدار اين رژيم را به واكنش واداشت. اين بار اما گويا او درس لازم را از اقدامات كودكانه و نمايش‎هاي مضحكانه خود نگرفته است كه به يك نمايش جديد ديگر روي آورده است.بنيامين نتانياهو اين بار با در دست داشتن اسنادي كه به ادعاي او در مورد فعاليت‎هاي هسته‎اي ايران است مدعي شد«اسرائيل اسنادي را كشف كرده كه نشان مي‎دهد ادعاي مقامات ايراني در مورد اين‎كه هيچ وقت درصدد دستيابي به سلاح هسته‎اي نبوده‎اند دروغ بوده است.» وي همچنين ادعا كرده است كه «جمهوري اسلامي ايران برنامه گسترده براي توسعه سلاح‎هاي هسته‎اي داشته و اسناد مربوط را در يك آرشيو در تهران پنهان كرده‎اند.» نتانياهو در اظهاراتش جزئياتي از اين اسناد ايراني را بازگو و ادعا كرد كه ايران آرشيو اتمي خود را به يك مكان مخفي در شورآباد تهران انتقال داده است. او همچنين از دستيابي اين رژيم به نيم تن از مواد داخل ديوارها، 55 هزار صفحه و 55 هزار فايل ديگر در بيش از 100 سي دي سخن گفته و مدعي شدكه ايران بي‎شرمانه دروغ گفته است! بلافاصله بعد از ادعاي مضحك نخست وزير رژيم اشغالگر قدس، دولت اسرائيل از نمايندگان سازمان‎هاي اطلاعاتي بريتانيا، آلمان، فرانسه، ايتاليا، چين و روسيه در تل آويو براي مشاهده اسناد ادعايي در مورد ايران دعوت كرد تا بلكه بر ادعاي باطل خود مهر تاييد بزند. اين بار هم به مانند دفعات قبل، بازيگوشي كودكانه نخست وزير رژيم صهيونيستي جز با خنده تمسخر آميز افكار عمومي مواجه نشد. فدريكا موگريني، مسؤول سياست خارجي اتحاديه اروپا، در واكنش به ادعاهاي بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي درباره برنامه هسته‎اي ايران گفت: برجام بر اساس راستي آزمايي و نظارت بر حقايق استوار است و آژانس 10 بار پايبندي ايران به تعهداتش را تاييد كرده است. در اين ميان، موضع روزنامه الوطن عمان در نوع خودش جالب توجه است. اين نشريه با تاكيد بر اين نكته كه كابوس ايران در خواب و بيداري نتانياهو را رها نمي‎كند و او را به هذيان گويي انداخته است، مي‎نويسد: «نمايش اجرا شده توسط نتانياهو بسيارخنده دار و از نوع بي‎معناي آن بود و به نظر شما چه كار مي‎توانيم بكنيم با مردي كه مي‎خواهد دنيا را قانع كند كه ايران برنامه هسته‎اي محرمانه دارد درحالي كه اين سخن، خود او را هم قانع نمي‎كند.» اين روزنامه همچنين مي‎افزايد: «هر كسي حق دارد از برنامه هسته‎اي ايران سخن بگويد غير از نتانياهو كه رژيمش بر درياي هسته‎اي شناور است، همان برنامه‎اي كه فرانسه در سال 1956 با احداث راكتور ديمونا به شيمون پرز هديه داد و اكنون بيش از 300 كلاهك اتمي دارد.»
تنها دولتي كه از اظهارات نتانياهو استقبال كرده، ايالات متحده است؛ تا جايي كه ترامپ همين ادعاي بي‎مبناي نخست وزير رژيم صهيونيستي را سندي براي خود قرار داده و مدعي مي‎شود كه: صحبت‎هاي نتانياهو نشان مي‎دهد من 100 درصد در مورد ايران درست مي‎گفتم! ادعاي دستيابي اسراييل به «نيم تُن» سند(!) از فعاليت‎هاي هسته‎اي ايران از آن ادعاهاي مسخره‎اي است كه فقط به مذاق اسرائيل و آمريكا خوش مي‎آيد؛ و الا كدام عقل سليمي مي‎تواند ادعاي خروج اين همه اسناد را از ايران با آن همه اشراف اطلاعاتي و امنيتي كه زبانزد خاص و عام است بپذيرد؟! اين ادعا به قدري شگفت‎انگيز بود كه حتي نتوانست مجري بي‎بي‎سي را نيز قانع سازد. مجري بي‎بي‎سي در مصاحبه با «مارك رِگِو» سفير رژيم صهيونيستي در انگليس از پاسخ‎هاي وي قانع نشد و نتوانست ادعاهاي او را بپذيرد. گرچه دروغگويي‎هاي سران رژيم صهيونيستي را هيچ انسان عاقلي قبول نمي‎كند، اما نكته‎اي كه بايد به آن اشاره كرد، اتهام همين رژيم دروغگو و قانون شكن مبني بر دروغگويي جمهوري اسلامي ايران است.
نتانياهو در حالي ايران را به دروغگويي متهم مي‎كند كه هم خودش و هم دولت نامشروعش، دروغگوترين فرد و دولت دنيا به شمار مي‎آيند. به تعبير روزنامه الحيات، «نتانياهو بزرگ‎ترين دروغگوي تاريخ معاصر جهان است. وي دروغگوترين نخست وزير اسرائيلي بوده است و خواهد بود. وي متولد شد كه دروغ بگويد و دروغگو خواهد مُرد در حالي كه همواره دروغ مي‎گويد؛ زيرا ماهيتش دروغ است و اگر يك بار راست بگويد عذرخواهي خواهد كرد و به دروغ بازخواهد گشت.» حتي پايگاه اينترنتي روزنامه «هارتص» در مطلبي به قلم «گيدون لوي» سردبير اين روزنامه با عنوان «اسرائيل دروغ گفت» مي‎نويسد: «وقتي كه بنيامين نتانياهو با پرونده‎هايي ثابت مي‎كرد كه ايران درباره برنامه هسته‎اي خود دروغ گفته است، همه فكر مي‎كردند اگر قرار باشد كسي درباره اين مساله در جهان ادعايي كند، بي‎ترديد اسرائيل بايد آخرين معترض باشد.اسرائيل خود درباره اين مساله طي دهه‎ها چگونه عمل كرده است؟ اسرائيل كنوانسيون‎ها را امضا نكرده است و اجازه بازرسي‎ها را نمي‎دهد و دروغ هم مي‎گويد.»
اسرائيل در حالي ايران را به دروغگويي و فعاليت پنهان هسته‎اي متهم مي‎كند كه اتفاقا خود اين رژيم بزرگ‎ترين دروغ را در اين زمينه و درباره فعاليت‎هاي هسته‎اي خود گفته است. «مك‎گئورگ باندي»، مشاور امنيت ملي اسبق آمريكا در يادداشتي چند سال پيش فاش كرده بود كه هنگامي كه اسرائيل با كمك مقامات فرانسه ساخت رآكتورهاي خود را شروع كرد، مسؤولان تل‎آويو به سفارت آمريكا گفته بودند كه اين يك «كارخانه كاشي‎سازي» است. دروغگويي‎هاي رژيم صهيونيستي درباره فعاليت‎هاي هسته‎اي ايران به گونه‎اي است كه در برهه‎هايي از زمان نيز داد آمريكايي‎ها را درآورده است به گونه‎اي كه چهار سال قبل و در دوران اوباما، آمريكا، اسرائيل را به ارائه اطلاعات نادرست درمورد مسائل هسته‎اي با ايران متهم كرده بود. آن دولتي كه دروغ مي‎گويد، دولت نامشروع اسرائيل است نه جمهوري اسلامي ايران. در هر حال اقدام نمايشي و مضحك نتانياهو قبل از اين‎كه به ضرر جمهوري اسلامي باشد، به ضرر خود صهيونيست‎ها تمام شده است؛ چرا كه ديگر هيچ انسان عاقلي به اين گونه نمايش‎هاي مضحك وقعي نمي‎نمايد؛ نمايش‎هايي كه به تعبير الكس روسي، تحليل گر اسكاي نيوز، بيش از هرچيزي به «شيرين كاري» و «شعبده بازي‎هاي ديويد كاپرفيلد» شباهت دارد!

 گوناگون

دفاع از گردش اطلاعات آزاد يا انحراف افكار عمومي از مساله اصلي

روحاني در اينستاگرام خود نوشت: «سياست دولت يازدهم و دوازدهم مبتني بر ايجاد فضاي امن مجازي بوده و نه امنيتي. و تاكنون هيچ شبكه اجتماعي و يا پيام‎رسان "توسط اين دولت" مسدود نشده و نخواهد شد. فيلتر و مسدودسازي اخير تلگرام نيز نه توسط دولت اجرا شده و نه مورد تأييد دولت است.»
بهترين تحليل از ژست مخالف دولت در قبال فيلترتلگرام را روزنامه اصلاح‎طلب ابتكار ارائه داد. اين روزنامه حامي دولت نوشت: «رفتار فعلي دولت به نحوي است كه اين گونه استنباط مي‎شود كه آن‎ها بخشي از موافقان فيلترينگ در جلسات مسؤولان بخش‎هاي مختلف نظام هستند و در بيرون براي حفظ وجهه، راضي نگه داشتن بدنه اجتماعي حامي دولت و شهيد نشدن حرف رئيس جمهوري ژست مخالفت به خود مي‎گيرند. آن‎چه مردم نياز دارند صداقت در عمل و گفتار چه در درون و چه در بيرون است، براي همين هم شايد صدور صدها اطلاعيه اين چنيني رضايتي در مردم ايجاد نكند.»
اعضاي هيات دولت و وزرا دوهفته قبل از دستور فيلتر تلگرام با خروج دسته جمعي از اين پيام رسان و اعلام حمايت از پيام رسان‎هاي ايراني فعاليت خود در اين پيام رسان خارجي را مسدود كرده بودند؛ اقدامي كه خبر از پايان فعاليت تلگرام و همراهي دولت با اين تصميم دولتي‎ها را نشان مي‎داد. خط شكن اين حركت دولتي‎ها نيز اسحاق جهانگيري معاون اول رئيس جمهور بود كه در ابلاغيه‎اي الزامي نه‎تنها دولت و دستگاه‎هاي دولتي بلكه ساير قوا و دستگاه‎هاي زيرمجموعه را ملزم به خروج از تلگرام مي‎كند وي در اين بخشنامه اين گونه همه نهادهاي قانوني كشور، حتي قوه قضائيه را ملزم به خروج از تلگرام مي‎كند: «بخشنامه به كليه نهادهاي قواي مجريه، مقننه و قضائيه، وزارتخانه‎ها، سازمان‎ها، مؤسسات دولتي، شركت‎هاي دولتي، استانداري‎ها، نهادهاي عمومي غيردولتي و كليه دستگاه‎هايي كه شمول قانون بر آن‎ها مستلزم ذكر و يا تصريح نام است.»
نهاد رياست جمهوري هم در اقدامي پيش‎دستانه كانال تلگرامي خود را بست تا پيام بسته شدن آن را به گوش مردم برساند. چند روز قبل حسام‎الدين آشنا، مشاور رسانه‎اي رئيس‎جمهور، هم در صفحه اجتماعي خود درباره قطع همكاري دولت با تلگرام اين گونه توضيح داده است: "مجوز استقرار سرور‎هاي شبكه توزيع محتواي پيام‎رسان تلگرام(CDN) در ايران لغو شده است و ترافيك اين پيام‎رسان تنها از طريق «ارتباطات بين‎المللي كشور» راهيابي خواهد شد. اين تسهيلات حاصل يك توافق مشروط بود حالا كه مؤسس تلگرام به تعهداتش عمل نكرده است، دليلي براي ادامه آن باقي نمي‎ماند. ".
ماجرا از جايي جالب‎تر مي‎شود كه چندي پيش خبر اعزام يكي از اعضاي هيات دولت روحاني و كارشناسان مخابرات به روسيه براي بررسي مسائل فني فيلترينگ تلگرام رسانه‎اي شد. عليرضا رحيمي، چهره سياسي اصلاح‎طلب و عضو فراكسيون اميد مجلس، اين گونه اين خبر را رسانه‎اي كرد: «گروهي از كارشناسان ارشد بخش مخابرات در معيت يك عضو كابينه براي ارزيابي بيش‎تر فني و مذاكره در خصوص تلگرام به روسيه سفر كرده‎اند. پيچيدگي فني و نرم‎افزاري تلگرام برخي تصميمات را با تاخير روبه رو كرده است.» اين خبر افشا شده توسط نماينده حامي دولت نشان مي‎دهد هيات دولت با فيلترينگ تلگرام موافقت داشته و آن‎چه فيلترينگ را به تاخير انداخته «پيچيدگي فني و نرم‎افزاري تلگرام» بوده است.همه اين اقدامات در حالي بوده است كه حسن روحاني در اين خصوص سكوت كرده و با صحبت‎هاي دو پهلو مديريت افكار را بر عهده داشته است.
داوود محمدي، نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون اميد مجلس شوراي اسلامي، در تشريح ديدار نوروزي جمعي از نمايندگان مجلس با حسن روحاني رئيس‎جمهور اظهار داشت: در اين نشست در خصوص موضوع فيلترينگ تلگرام هم مباحثي مطرح گرديد و موضوعات جدي از سوي رئيس‎جمهور مطرح شد. اين نماينده حامي دولت اين گونه از موافقت حسن روحاني با فيلتر شدن تلگرام خبر داده بود: «رئيس‎جمهور در ادامه توضيحات خود تصريح كرد كه در حوزه امنيتي تلگرام داراي اشكالاتي براي كشور ماست كه طبيعتا ما براي تداوم امنيت در كشورمان و همچنين تداوم حركت‎هاي اقتصادي بايد راهكارهاي مناسب هم داشته باشيم، لذا مساله فيلترينگ تلگرام بايد به‎صورت همه‎ جانبه بررسي شود»
فيروزآبادي دبير شوراي عالي و رئيس مركز ملي فضاي مجازي كشور كه خود منصوب شده توسط حسن روحاني است قبل از فيلترينگ از موافقت رئيس جمهور با محدوديت تلگرام و خارج شدن فضاي مجازي كشور از پيام رسان خارجي خبر داده بود.
ولي پس از دستور دستگاه قضايي در جهت توقف تلگرام به طور كامل كه به منظور فيصله دادن ماجرا و سرعت بخشيدن به ارتقاي پيام رسانان داخلي و خروج مردم از سرگرداني صورت گرفت، ناگهان آقاي رييس جمهور در نقش مخالف ظاهر شد و با داد و فريادهاي هميشگي، خود و دولتش را طرفدار آزادي بيان و نظام اسلامي و مقامات عالي نظام(باكنايه به رهبري) را مخالف گردش آزاد اطلاعات معرفي كرد. البته برخي تحليلگران اين گونه مواضع را در راستاي انحراف افكارعمومي از موضوع برجام و افزايش نرخ ارز و طلا مي‎دانند و معتقدند آقاي رئيس جمهور در اين زمينه مهارت بسيار زيادي دارند.