صفحه فرهنگي-اجتماعي

نكاتي جالب توجه در مورد مصاحبه نادر طالب زاده با كارگردان مشهور امريكايي؛
«اليور استون» مي گفت آمريكا كشور زامبي هاست و ايران قلب جهان

مصاحبه نادر طالب‎زاده با اليور استون، اخيرا در قالب «ويژه‎نامۀ سي و ششمين برنامه فجر» از شبكه چهارم سيما پخش شد؛ مصاحبه‎اي بسيار مهم و تماشايي كه به سبب توانايي و تخصص آقاي طالب‎زاده در مسائل سياسي، سينما و بخصوص فيلم‎هاي اليور استون به درستي هدايت شد و نتايج عجيبي داشت. اليور استون آن قدر عليه كشور متبوعش حرف زد كه انگار در حال شنيدن خطبه‎هاي نماز جمعه هستيم.

شايد هيچ كس ديگر به جز نادر طالب‎زاده نمي‎توانست مصاحبه با اليور استون را به اين خوبي هدايت كند؛ به‎ويژه اين‎كه استون فقط براي انجام يك گفت‎وگوي زنده اعلام آمادگي كرده بود. به همين بهانه گفت وگويي با آقاي طالب‎زاده انجام پذيرفت.

* مصاحبۀ شما با اليور استون آيا طبق پيش‎بيني شما جلو رفت؟

آن چه سر ميز اتفاق افتاد، گفت‎وگويي بسيار راحت بود. استون قبل از برنامه از من پرسيد: تو چطوري مصاحبه مي‎كني؟ گفتم: همين طوري كه الان داريم با هم حرف مي‎زنيم. تا حدي نگراني داشت. به او خاطر نشان كردم كه من براي مصاحبه با شما، حتي يك سؤال هم آماده نكرده‎ام. تعجب كرد. بنابراين بر اساس حس و حال آن لحظه، جلو رفتم. خدا را شكر.

* مصاحبه چطور شروع شد؟

او در ابتدا از من، به خاطر شان استون(SEAN STONE) تشكر كرد. مي‎گفت كه در ايران به پسرش بسيار خوش گذشته است. گفتم كه از چهار دهه قبل، منتظريم كه شما به ايران بياييد. سپس سؤالي در مورد تنوع فيلم‎هاي او پرسيدم.

* به نظر مي‎رسد كه در ضديت با سياست‎هاي امريكا سنگ‎تمام گذاشت.

مصاحبه، شايد شش يا هفت فراز مهم داشت. استون حرف‎هاي مهمي زد كه عمدتاً عليه امريكا بودند؛ به طوري كه خودش بعداً ترسيد. وقتي براي صرف شام رفتيم او مقداري واهمه داشت. مي‎گفت اين حرف‎هايي كه من زدم برايم مشكل‎ساز نشود. گفتم نگران نباش!

من مصاحبه‎هاي قبلي استون را ديده بودم. او هر بار با لحن جديدي، صحبت مي‎كند و حرف‎هاي تازه‎اي در چنته دارد. ترجمۀ همزمان صورت مي‎گرفت و من خيلي كم در خطاب به مخاطبان برنامه، صحبت كردم تا تداوم مصاحبه حفظ شود.

* مي‎گويند كه اليور استون به مسؤولان جشنواره گفته بود كه نمي‎خواهد وارد سياست شود.

بله. او نمي‎خواست. اما در اين مصاحبه، فقط حرف‎هاي سياسي زد. حتي من سعي مي‎كردم او را از سياست دور كنم و به عالم فيلم و سينما بكشانم. اما او مرتباً به سياست برمي‎گشت.

* واقعاً عجيب بود.

اين البته به خاطر روحيۀ جنگجوي اليور استون است. او الان احساس كلافگي دارد. چون مسؤوليت‎هايي روي دوش خودش احساس مي‎كند اما كار چنداني نمي‎تواند انجام دهد. مي‎خواهد دولتمردان امريكا را از خواب بيدار كند اما قادر نيست.

* نظرش در مورد امريكاي كنوني و دولت ترامپ چه بود؟

گفت كه امريكاي امروز، كشور زامبي‎ها است. درست مي‎گويد. همه چيز در امريكا معكوس شده است.

* در مورد ايران چه گفت؟

در انتهاي مصاحبه از او پرسيدم كه آيا نمي‎خواهي در مورد ايران، فيلم بسازي؟ گفت: اگر اين كار را بكنم به آمار شهداي شما اضافه مي‎شود.

* يك جملۀ قصار هم در مورد ايران گفت.

بله. از او پرسيدم كه ايران، كجاي جهان است؟ گفت كه ايران مركز همه چيز است، مانند شهر مكه براي جهان.

* بنده موقع مصاحبۀ شما، اين احساس را داشتم كه او حرف‎هايي را كه نمي‎توانست به هيچ كس بزند با شما مطرح كرد. به ياد حديثي افتادم كه حاوي اين مضمون است كه حُسن و صلاح قاضي، باعث مي‎شود كه رازهاي در دل ماندۀ طرفين بيان شوند و متهم اقرار كند. سخنان اليور استون همان محتواي استكبارستيزي را داشت كه در خطبه‎هاي نماز جمعه مي‎شنويم.

بله. دعوت كنندگان از او كه در پشت صحنه نشسته بودند، دقيقاً همين نظر را داشتند. اعتماد اليور استون به من، باعث اين مصاحبه شد. اين را به يكي از منتقدان امريكايي، سر ميز شام گفت. موقع خداحافظي نيز به خودم گفت كه فقط به تو اعتماد دارم.

* اين اعتماد از كجا آمده است؟

احتمالاً از پسرش. او فقط يك پسر دارد. شان استون شش سال قبل به ايران آمد و شيعه شد.

* آيا شما هم در مسلمان شدن شان استون نقش داشتيد؟

شهرداري اصفهان از من خواسته بود كه مستندي دربارۀ يهوديان اصفهان بسازم. من گفتم بهتر است يك يهودي اين فيلم را بسازد. لذا اسكات فرانك(SCOTT FRANK) را از امريكا آورديم. شان استون به پشت صحنۀ آن فيلم در اصفهان رفت. بعد از چند روز به من خبر دادند كه شان مي‎خواهد اسلام آوردنش را اعلام كند. بهمن 1390 بود. با او كه صحبت كردم مي‎گفت كه هميشه به يگانگي خدا ايمان داشته و به اسلام علاقه‎مند بوده است. به حضور آيت‎ا... ناصري در اصفهان رفتيم و او شهادتين گفت. واقعاً خواستِ خدا بود. اين واقعه، در ضمن 10 روز حضور شان استون در اصفهان اتفاق افتاد. او آداب عبادت را ياد گرفت. در ابتدا روي زانو نشستن و نماز خواندن برايش سخت بود.

* به نظرتان چه چيزي باعث شيعه شدن او شد؟

او در امريكا، يك دوست شيعه از جنوب لبنان داشت. رفتار و سكنات او، شان استون را به اسلام علاقه‎مند كرده بود.

* با او هنوز هم ارتباط داريد؟

بله. همين ديشب با ايميل صحبت كرديم. سال گذشته در ضمن سفر به لس‎آنجلس با او مصاحبه كرديم. چون خيلي‎ها در ايران علاقه‎مند بودند كه اخبار جديدي از او بشنوند. بهانۀ مصاحبه، كتاب جديد او در خصوص اوضاع جهان و تاريخ بود. كتابي كه ما براي مراسم رونمايي از آن رفتيم.

* اگر صحبت ديگري مانده است، لطفاً بفرماييد.

نخير. موفق باشيد.

منبع: تسنيم

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

همانا ما به تو خير كثير عطا كرديم. * پس براى پروردگارت نماز بگزار و(شتر) قربانى كن. * همانا دشمن تو بى‎نسل و دم بريده است.
(كوثر، 1-3)
1- خداوند به وعده‎هاى خود عمل مى‎كند. در سوره ضحى، خداوند وعده‎ عطا به پيامبر داده بود: «و لسوف يعطيك ربّك فترضى»(224) پروردگارت در آينده عطايى خواهد كرد كه تو راضى شوى. در اين سوره مى‎فرمايد: ما به آن وعده عمل كرديم.
2- فرزند و نسل عطيه الهى است.
3- نعمت‎ها حتّى براى پيامبر اسلام مسؤوليت‎آور است.
4- در قرآن به نماز يا سجده شكر سفارش شده است.
5 - تشكّر بايد فورى باشد.
6- نوع تشكّر را بايد از خدا بياموزيم.
7- در نعمت‎ها و شادى‎ها خداوند را فراموش نكنيم.
8 - آن چه مى‎تواند به عنوان تشكّر از كوثر قرار گيرد، نماز است.
9- دستورات دينى، مطابق عقل و فطرت است. عقل تشكّر از نعمت را لازم مى‎داند، دين هم به همان فرمان مى‎دهد.
10- چون عطا از اوست: «انّا اعطينا» تشكّر هم بايد براى او باشد.
11- قربانى كردن، يكى از راه هاى تشكّر از نعمت‎هاى الهى است.
12- هر كه بامش بيش برفش بيش تر. كسى كه كوثر دارد، ذبح گوسفند كافى نيست بايد شتر نحر كند و بزرگ‎ترين حيوان اهلى را فدا كند.
13- رابطه با خداوند بر رابطه با خلق مقدّم است.
14- انفاقى ارزش دارد كه در كنار ايمان و عبادت باشد.
15- شكرِ عطا گرفتن از خدا، عطا كردن به مردم است.
16- نمازى ارزش دارد كه خالصانه باشد، و انفاقى ارزش دارد كه سخاوت‎مندانه باشد.
17- دشمنان پيامبر و مكتب او ناكام هستند.
18- توهين به مقدّسات، توبيخ و تهديد سخت دارد.

 پرتوي از حكمت

غصه دار كه مي شويد، استغفار كنيد!

حاج اسماعيل دولابي(ره):
هر وقت غصه‎دار شديد، براي خودتان و براي همه مؤمنين و مؤمنات از زنده‎ها و مرده‎ها و آن‎هايي كه بعدا خواهند آمد، استغفار كنيد. غصه‎دار كه مي‎شويد، گويا بدنتان چين مي‎خورد و استغفار كه مي‎كنيد، اين چين‎ها باز مي‎شود.

 بوستان حكايت

شيخ انصاري و احترام به مادر

هنگامي كه مادر شيخ انصاري از دنيا رفت او در فراغ مادرش به شدت مي‎گريست و در كنار پيكر بي‎جان مادرش زانوي غم زده و اشك ماتم مي‎ريخت. يكي از شاگردانِ نزديكش او را تسليت گفته و به عنوان دلجويي اظهار داشت: جناب استاد! براي شما با اين مقام علمي، شايسته نيست كه براي درگذشت پيرزني كه عمرش را به پايان رسانده اين طور اشك بريزيد و بي‎تابي كنيد. آن بزرگمرد تاريخ سر برداشته و گفت: گويا شما هنوز به مقام ارجمند مادر واقف نيستيد، تربيت صحيح و زحمات فراوان اين مادر مرا به اين مقام رسانيد و پرورش اوليه او، زمينه ترقي و پيشرفت را در من ايجاد كرد. در حقيقت اين همه توفيقات من مرهون زحمات و تلاش‎هاي مشفقانه و مخلصانه اين مادر است.
منبع: پايگاه اطلاع رساني حوزه