صفحه جوان

در ازدواج نبايد هدف، مال و جمال باشد

در بسياري از احاديث از كساني كه زن را به‎خاطر زيبايي و ثروت او گزينش مي‎كند مذمت شده است.

امير مؤمنان(ع) فرمود: زنان را به خاطر زيبايي‎شان نگيريد، چه بسا زيبايي‎شان باعث هلاكت‎شان شود و نه براي اموالشان كه بسا اموال آن‎ها باعث طغيان آن‎ها شود؛ ولي آن‎ها را براي دينشان انتخاب كنيد.

بنابراين ثروت و زيبايي و حسب و نسب نبايد ملاك ازدواج شود بلكه بايد ملاك اصلي، دين و ايمان باشد كه جبران آن دو را نيز خواهد نمود. در انتخاب همسر براي دختر هم همين ملاك‎ها مد نظر است، دختر خانم‎ها نيز نبايد در انتخاب همسر، ثروت يا زيبايي يا نام و شهرت شوهر مورد توجه آن‎ها باشد، بلكه با ايمان و تقوا و اخلاق اجتماعي او مهم‎ترين ملاك انتخاب است.

رسول خدا(ص) فرمود: هرگاه كسي به خواستگاري آمد و دين و امانت داري او مورد پسند بود دختر به او بدهيد.

امام رضا(ع) فرمود: اگر مردي به خواستگاري دخترتان آمد و دين و اخلاق او را پسنديديد موافقت كنيد و مبادا فقر و تهيدستي او مانع ازدواج شود كه خداوند وعده داده آن‎ها را بي‎نياز گرداند.

از اين حديث معلوم مي‎شود در زمان‎هاي گذشته، مسائل اقتصادي نيز يكي از مشكلات ازدواج بوده و هم در قرآن و هم در احاديث تذكر داده شده كه اين مساله نبايد مانع ازدواج شود؛ چه بسا با ازدواج، زندگي اقتصادي بهتر شود. شخصي حضور امام حسين(ع) رسيد و درباره خواستگاران دخترانشان با حضرت مشورت كرد. حضرت فرمود: اگر خواستگار با تقوايي نزد تو آمد، دخترت را به ازدواج او درآور؛ زيرا اگر از دست او ناراحت شود به او ستم نمي‎كند.

شخص با ايمان، همتاي فرد با ايمان است؛ يعني اگر دختر خانمي با ايمان بود و آقا پسري نيز با ايمان بود، همتاي هم خواهند بود و هيچ چيز ديگر مانند ثروت، زيبايي و... نبايد مانع ازدواج آن‎ها شود.

رسول خدا(ص) فرمود: من غلام خود - زيد بن حارث - را به ازدواج دختر زيباي جحش(كه از اشراف بود) در آوردم.

و نيز ضباعه دختر زبير(كه از بزرگان بود)به ازدواج مقداد كه از مال دنيا چيزي نداشت درآوردم تا همه بدانند ملاك ازدواج، تقوا است.

منبع: ازدواج موفق

عباس رحيمي

سازندگي هاي ازدواج

 حجت الاسلام استاد جواد محدثي

وقتي نهادي مانند خانواده قداست يافت، كمك به پي ريزي آن نيز مقدس خواهد بود، چه از سوي خود دختر و پسر باشد، كه حاضر شوند دوش خود را زير بار مسؤوليت خانواده قرار دهند، چه از سوي پدر و مادر باشد، و چه از سوي بستگان، آشنايان و نيكوكاراني كه به هر نحوي در شكل‎گيري يك زندگي مشترك و بر پايي اين خيمه عفاف و ايجاد تسهيلات آن بكوشند و همكاري كنند. تأثيرات مثبت ازدواج را مي‎توان اين‎گونه برشمرد:

1- آرامش: ازدواج، مايه آرامش فكري و روحي جوان و احساس شخصيت و اعتماد به نفس مي‎شود و او را از بي‎عاري و بيكاري و بي‎برنامگي و نااميدي مي‎رهاند و جلوي برخي گناهان را مي‎گيرد و موجب صيانت روحي و اخلاقي جوان مي‎شود. پيامبر اكرم(ص) نيز فرموده است: هر كس ازدواج كند، نيمي از دين خود را نگه داشته است، پس در نيمه باقي مانده، از خداوند پروا كند و تقوا بورزد.

وقتي اصل ازدواج تا اين حد مهم، كارساز، گناه سوز، مصلحت آفرين و مفسده زداست، كمك به آن نيز اهميت مي‎يابد و براي پدر و مادر، تلاش در اين راه و فراهم كردن مقدمات و زمينه آن، يك تكليف محسوب مي‎شود و زدودن موانع و برطرف كردن دشواري‎هاي ازدواج، و ترويج آسان سازي ازدواج و آسان‎گيري در اين زمينه به‎عنوان يك فرهنگ عمومي، وظيفه به‎شمار مي‎آيد.

2- احساس مسؤوليت: كسي كه ازدواج نكرده است، خود را آزاد حس مي‎كند و مسؤول نمي‎شناسد؛ در نتيجه، استعدادها و خلاقيت‎هاي انساني او هم بروز نمي‎كند؛ اما با ازدواج، بار اداره زندگي را بر دوش مي‎كشد. اين تعهد و احساس مسؤوليت، سازنده است. كلاً هر نوع مسؤوليت‎پذيري، انسان را به تلاش و آشكار ساختن استعداد و توانايي خويش وا مي‎دارد.

3- برنامه ريزي: از سوي ديگر، حسابگري، نظم، برنامه ريزي و به تعبير روايات، تقدير معيشت لازمه به دوش كشيدن تعهد اداره يك زندگي مشترك و تأمين همسر و فرزندان و تربيت شايسته اولاد است.

از آن‎جا كه تربيت نسلي با ايمان، مؤدب، سالم و موفق، براي خود انسان نيز مايه آبرو و حيثيت اجتماعي است، اين رسالت سنگين هم به نوع ديگري توانايي‎هاي شخص را به مرحله ظهور و بروز مي‎رساند.

4- حق شناسي: ازدواج، سبب مي‎شود كه حقوق متقابل ميان دو انسان پديد آيد. اين نوعي سازنده است. ارتباط‎هاي خانوادگي و پيوندهاي فاميلي، دامنه اين حقوق و وظايف اخلاقي و اجتماعي را گسترده‎تر مي‎سازد و سامان بخش روابط انساني مي‎گردد.

5- تلاش معاش: ايجاد بستر مناسب و انگيزه قوي‎تر براي تأمين معاش و در آمد، از آثار مثبت ديگر ازدواج است. گرچه نبايد بي‎حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است كه شرايط اقتصادي و توانايي‎هاي مالي هم لحاظ شود، ولي وعده خداوند نيز نبايد فراموش كرد كه قول داده است تنگدستي را به غنا تبديل كند و جايي براي بيم از فقر باقي نگذارد. پس ايجاد روحيه توكل و اعتماد به لطف الهي، بعد مثبت ديگري از تشكيل خانواده است. خداوند متعال، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شايسته و صالح و كنيزهاي مناسب همسري مي‎فرمايد: چنان‎چه تنگدست و فقير باشند، خداوند آنان را از فضل خويش بي‎نياز و توانگر مي‎سازد، خداوند وسعت بخش و داناست.

از پيامبر اسلام(ص) روايت است كه فرمود: كسي كه از بيم فقر و تنگدستي ازدواج نكند، به خداوند بدگمان شده است، خدايي كه فرمايد: اگر فقير باشند، خدا از فضل خويش آنان را بي‎نياز و غني مي‎سازد.

اين‎كه ازدواج، مايه رونق وضع اقتصادي زندگي مي‎شود، هم لطف و نظر الهي را مي‎سازند كه رزاق است و به تناسب نياز معيشتي، رزق را هم افزايش مي‎دهد، هم تلاش توليدي و اقتصادي و معيشتي، رزق را هم افزايش مي‎دهد، هم تلاش توليدي و اقتصادي و معيشتي انسان مي‎افزايد، چون به هر حال براي تأمين زندگي بايد بيش‎تر كار كند. از اين رو در حديث رسول خدا(ص) توصيه شده كه ازدواج كنيد؛ زيرا براي شما روزي آورتر است.كمك به ازدواج جوانان و تشكيل خانواده، كمك به ساختن شدن انسان‎هاي مسؤوليت پذير، مدير و صالح است و يكي از راه‎هاي عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه، تسهيل ازدواج است.

اين، هم تكليف والدين و افراد خير و توانمند را سنگين مي‎سازد، هم روشنگر راهي براي آناني است كه در انديشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه‎اند، هم وظيفه خود جوانان را در اين زمينه روشن مي‎كند. با تقويت و ترويج و تسهيل اين سنت نبوي، بهتر مي‎توان با منكرات مقابله كرد و سدي در برابر هجوم فساد فرهنگي بيگانه پديد آورد.

 جوان

حديث جوان
امام جواد عليه السلام:

امام جواد(ع): مواظب باش از مصاحبت و دوستي با افراد شرور؛ چون كه او همانند شمشيري زهرآلود، برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود.
مستدرك الوسائل، ج 8، ص 351

ولايت و جوانان
قدر نعمت انقلاب را بدانيد

خوشبختانه انقلاب اسلامي همه‎ آن‎چه را كه دشمنان اسلام، بلكه دشمنان اصل دين در عالم، در طول سال‎هاي متمادي رشته بودند، پنبه كرد و محصول كار آن‎ها را از بين برد. آن‎چه امروز در ايران اتفاق ميافتد و مي‎گذرد، چيزهايي است كه ميلياردها خرج شده است تا اين كارها اتفاق نيفتد. اين‎كه امروز شما در ايران مشاهده مي‎كنيد زن‎ها به سمت حجاب و عفت، و جوان‎ها به سمت دين حركت مي‎كنند و نظام، نظامي است كه بر اساس قرآن پيش مي‎رود، اين‎كه مي‎بينيد از حوزه‎ علميه‎ قم، علمايي در جبهه‎هاي جنگ حضور فعال رزمي را متقبل مي‎شوند و حوزه علميه‎ قم واحد نظامي رزمي، تبليغي درست مي‎كند و امروز جمعي از همين برادران در اين مجمع حضور دارند، اين‎كه مشاهده مي‎كنيد در دانشگاه ما، نام دين و خدا و معارف اسلامي تدريس مي‎شود و رؤسا و اساتيد دانشگاه‎ها و وزراي مربوط به علوم عاليه، با دين سروكار دارند، همه‎ اين‎ها آن چيزهايي است كه از سال‎ها پيش، دشمنان ما برنامه‎ريزي كرده بودند كه اين كارها در ايران اتفاق نيفتد؛ ولي به بركت انقلاب و اسلام اتفاق افتاد. اين را قدر بدانيد و حفظ كنيد.
1368/09/29

حكايت
امام علي(ع) و جوان پروري

روزي امير‎مؤمنان(ع)، حضرت علي، با غلامش، قنبر، به بازار رفت و دو پيراهن دو و سه درهمي خريد و پيراهن سه درهمي را به غلامش بخشيد ليكن او گفت:اي امير مومنان! تو بالاي منبر رفته و براي مردم سخنراني مي‎كني؛ از اين رو براي شما اين پيراهن مناسب‎تر است تا من. حضرت امير(ع) فرمود:اي قنبر! تو جواني و با وجود تمايلات جواني در تو، من از پروردگارم شرم دارم كه خويش را بر تو برتري دهم؛ زيرا از رسول اكرم(ص) شنيدم كه فرمود: به غلامان خود از آن چه خود پوشيده و خورده، پوشانده و بخورانيد.

پند و اندرز
در زندگي اگر خدا نباشد، انسان نابود مي شود...

اسلام مي‎گويد با خدا رفاقت داشته باش و كارها را به دست او بسپار. كساني كه بي‎دين هستند و ادعاي روان‎شناسي دارند، مي‎گويند عقده‎هاي شخص بايد حتماً باز شود تا فرد دچار آسيب رواني نگردد. از همين رو، برنامه‎اي مي‎گذارند تا كسي كه ناراحتي عصبي دارد، يك ساعت فقط حرف بزند و وقتي تخليه‎ رواني شد، روان‎شناس برنامه مي‎دهد كه چه بكن و چه نكن! اما انسان دين‎دار مسلمان، نياز به روان كاو ندارد. بنشين با خدا سخن بگو، مزد هم مي‎دهند. مناجات و راز و نيازها ثواب هم دارد! مشكل خود را به خدا بگو تا برايت عقده نشود. او نيز كار را به بهترين وجه انجام مي‎دهد. اما اگر به مردم وابسته باشيم و به آن‎ها تكيه كنيم، كاري از دست آن‎ها برنمي‎آيد؛ چرا كه آن‎ها نيز مشكلاتي مانند ما دارند.
بنابراين، سرچشمه تمام نقايص و امّ الامراض، همين مسأله است كه دل به غير خدا داده‎ايم. حال اگر دل به غير بستيم، تمام توفيقات گرفته و درهاي وصال بسته مي‎شود و خدا سخن ما را نمي‎شنود، چرا كه دل ما متوجه دنيا، شكم و شهوت است و هر چه مي‎خواهيم فقط براي خودمان است. اگر اندكي به سخن اين گونه انسان‎ها گوش دهيم هزار كلمه‎ «من» در آن مي‎بينيم:«من گفتم»، «من كردم» و... فرعونيت همين است كه هركس طبق نفس من عمل نكرد، دشمن است. از همين رو، چنين انسان‎هايي با پيامبر و اولياي دين دشمني مي‎كنند.
بدترين فقر، فقر ذاتي به دنياست كه در صورت ابتلا به آن، تمام حركات و سكنات انسان در خلاف جهت خواسته خداوند خواهد بود. نيروي او مصرف مي‎شود، اما درجهت دوري از خداوند و اين بسيار خطرناك است. امام ششم(ع) فرمود: در تورات نوشته شده است: ‎اي پسر آدم، فارغ شو از براي عبادت من، تا قلب تو را از بي‎نيازي پر كنم و تو را به مشكلت واگذار نكنم، و بر من است كه راه فقر را بر تو ببندم و دل تو را از خوف خويش پُر كنم. و اگر براي عبادتم فارغ نشوي، دل تو را از اشتغال به دنيا پر كنم، و راه فقر را بر تو نبندم و تو را به سوي طلبت واگذار كنم.اگر به غير خدا وابسته شديم، مشكلات بيش‎تري پيدا مي‎كنيم. اما اگر به خدا متصل شديم، مانند حضرت امام مي‎شويم كه وقتي صدام حمله كرد، فرمود: «يك دزدي آمده، سنگ انداخته و رفته است». او از كسي خوف ندارد.
دكتر آقا تهراني