صفحه سياسي

امام خامنه اي از ديدگاه آيت ا... العظمي بهجت(ره) / بخش دوم

اشاره: در چند سال اخير برخي مزدوران دشمن سعي مي‎كنند تا مشروعيت رهبري را زير سوال برده، اين گونه وانمود كنند كه حوزه علميه و فقها با ايشان مخالفند. از اين رو بر آن شديم تاديدگاه‎هاي بزرگان را براي خوانندگان محترم بيان كنيم. در شماره قبل درباره ديدگاه حضرت امام(ره) سخن گفته بوديم و اينك بخش دوم اين مبحث.

آيت‎ا... العظمي محمدتقي بهجت:

شما، اين وظيفه رهبري را قبول بفرماييد! من ملتزم مي‎شوم كه شما را تنها نگذارند

جناب حجت الاسلام و المسلمين علي بهجت - فرزند آيت‎ا... العظمي بهجت- نقل مي‎كردند كه:

آن اوايل، آقا [آيت‎ا... خامنه‎اي]، زياد پيش آيت‎ا... العظمي بهجت مي‎آمد. در بار اوّلي كه آمدند، من خودم آن‎جا بودم. آيت‎ا... خامنه‎اي گفتند: خبرگان، مسؤوليت‎هاي امام را روي دوش من گذاشته‎اند، من نه در علم، نه در معنويت، مثل امام هستم، نه اقبال امام را دارم.

آيت‎ا... العظم بهجت، مدتي طولاني سرشان را پايين انداختند و چيزي نفرمودند. بعد سرشان را بالا آوردند و فرمودند: «شما الحمدلله با مباني آشنا هستيد، اين وظيفه را قبول بفرماييد، من ملتزم مي‎شوم كه شما را تنها نگذارند». اين دومين مرتبه‎اي بود كه اين‎گونه ملتزم شدن را با واژة «من» از پدرم شنيدم.(3)

من، براي سلامتي شما هر كاري كه مي‎توانستم كردم، خودتان نيز كاري بكنيد!

حجت الاسلام و المسلمين فقيهي مي‎گويد:

بعد از آن‎كه مرحوم آيت‎ا... العظمي بهجت، پيام داده بودند كه بايد آيت‎ا... خامنه‎اي را ببينند و ايشان را نيز ديدند(4)، چند روز بعد، دوباره آيت‎ا... العظمي بهجت فرمودند: به آيت‎ا... خامنه‎اي بگوييد كه يك نفر بفرستند، من با ايشان كار دارم. مقام معظم رهبري نيز آيت‎ا... محمدي گلپايگاني را به خدمت آيت‎ا... بهجت فرستادند. آيت‎ا... بهجت، دوباره تأكيد كردند كه به آقا بگوييد: من براي سلامتي شما، هر كاري كه لازم بود انجام دادم، خودتان هم يك كاري انجام دهيد!

آيت‎ا... بهجت، براي دومين بار اين تأكيد را نمودند كه خبرش به وسيلة آقاي محمدي گلپايگاني به مقام معظم رهبري منتقل شد؛ بعد هم كاري كه خود آيت‎ا... خامنه‎اي بايد مي‎كردند، كردند.

حجت الاسلام و المسلمين حاج آقا صديقي - از شاگردان مرحوم آيت‎ا... العظمي بهجت - در مراسم سالگرد آن عارف بزرگ و مرجع تقليد - مي‎گفتند:

از جمله كارهاي مرحوم بهجت براي سلامتي مقام معظم رهبري، عبارت بود از: نذر، نذر گوسفند و كارهايي‎ [ مانند ختم صلوات] و...(5)

همه بروند بيرون، من با آقا(آيت‎ا... خامنه‎اي) حرف خصوصي دارم

آقازاده آيت‎ا... العظمي بهجت مي‎گويد:

يك وقت كه مقام معظم رهبري به قم تشريف آوردند، با آيت‎ا... بهجت ملاقاتي داشتند. در ملاقات‎هايي كه ايشان داشتند، من و برخي ديگر نيز در خدمت ايشان بوديم؛ اما وقتي كه مقام معظم رهبري تشريف آوردند، آيت‎ا... بهجت فرمودند: هيچ كس نماند!‎ همه از اتاق، بيرون بروند كه من با آقا حرف خصوصي دارم. ما بيرون رفتيم و ايشان هم‎چنان دو نفري با هم يك محفل خصوصي داشتند؛ تا اين اندازه با هم صميمي بودند.(6)

چرا عليه اين سيد بزرگوار(آيت‎ا... خامنه‎اي)، حرف مي‎زنند؟!

عارف كم مانند و عالم رباني حضرت آيت‎ا... العظمي بهجت در بياني ديگر به مجمل سخني فرموده‎اند كه از آن داستان‎هاي مفصل مي‎توان خواند!‎

حضرت ايشان مي‎فرمودند: كسي كه عرضه اداره خانواده را ندارد حالا عليه اين سيد بزرگوار(امام خامنه‎اي) كه جهان اسلام را اداره مي‎كنند، حرف مي‎زند.(7)

چندين ختم ويژه صلوات و ذكر، براي سلامتي امام خامنه‎اي

فراموش نمي‎كنيم كه بدخواهان براي القاي شائبه جدايي مراجع از نظام، مرجع عالي قدر و عارف بي‎همتاي معاصر مرحوم آيت‎ا... العظمي بهجت را مثال مي‎زدند و با توجه به عدم حضور آشكار ايشان در بسياري از عرصه‎هاي اجتماعي، شايعاتي مبني بر فقدان ارتباط مناسب آن عارف صمداني با نظام مقدس جمهوري اسلامي و ولي فقيه زمان را انتشار مي‎دادند؛ اما سخنان اين مرجع بزرگ شيعه در خصوص رهبر انقلاب و همچنين تصاوير منتشر نشده از ديدار ايشان با مقام معظم رهبري پوچ بودن ادعاهاي مغرضان را برملا مي‎كرد.

فرزند آيت‎ا... العظمي بهجت با اشاره به همزماني روزهاي پاياني عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان كردستان، در بيان حالت روحي ايشان، به حساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامت رهبري اشاره مي‎كند و مي‎گويد:

اين موضوع سبب شد تا معظم‎له براي سلامتي رهبر انقلاب چندين ختم ويژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر اين ختم‎ها كه براي سلامتي رهبر انقلاب بوده است تا آخرين ساعت عمر حضرت آيت‎ا... بهجت ادامه داشته است. برخي نيز از پيش‎بيني رهبري آقا چند سال پيش از رهبري توسط آيت‎ا... العظمي بهجت خبر داده‎اند.(8)

اگر مي‎دانستند كه استقبال از اين سيد چقدر ثواب دارد، هيچ كس در خانه نمي‎نشست!

آيت‎ا... العظمي مرحوم بهجت نه تنها مردم را به استقبال از امام خامنه‎اي - حفظه الحفيظ - تشويق مي‎فرمودند، خود آن عبد خدايي و چراغ عارفان، با تمام كهولت سن و ناتواني جسماني در مراسم استقبال حضرت ايشان مي‎نمودند.

«در سفر چند سال پيش مقام معظم رهبري به قم آيت‎ا... العظمي بهجت هم جزء جمعيت استقبال كنندگان بودند و در پاسخ به پرسش يكي از همراهان مي‎فرمايد: اگر مردم مي‎دانستند كه استقبال از اين سيد چقدر ثواب دارد، هيچ كس در خانه نمي‎نشست».(9)

همان يك بار كه گفتند حضرت علي جوان است، براي هفت پشتمان كافي است

حضرت آيت‎ا... بهجت در پاسخ به شبهه يكي از حاضران در جلسه‎اي مبني بر اين‎كه حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي براي رهبري جوان هستند، جواب جالب و پرمعنايي داده‎اند.

حجت الاسلام و المسلمين علي بهجت؛ خاطره‎اي را درباره نظر ايشان درباره انتخاب حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي به رهبري انقلاب نقل كرده است.

وي گفته است: «سال 68 برخي افراد به آقاي بهجت گفتند آقاي خامنه‎اي براي رهبر شدن جوان است. ايشان در پاسخ اين افراد، فرمودند: همان يك بار كه گفتند حضرت علي جوان است، براي هفت پشتمان كافي است»! گفتني است، مجلس خبرگان رهبري، يك روز پس از رحلت امام خميني حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي را به رهبري انقلاب اسلامي برگزيدند.(10)

وظيفة شما نمايندة مجلس، دقيقا دانستن خواسته‎هاي ولي فقيه است و عمل به آن

حجت‎الاسلام و المسلمين دكتر مجتبي آقاتهراني - كه به تصريح خودش علاقه‎اي به شركت در انتخابات مجلس نداشته بعد از مشاوره با استادان و به نتيجه نرسيدن، تصميم مي‎گيرد كه از آيت‎ا... العظمي بهجت مشورت بگيرد. آن عارف حق بين و ولايت مدار، چند سطري براي دكتر آقا تهراني مي‎نويسند كه در ابتداي آن چنين آمده:

«اگر مي‎داني به گناه مي‎افتي، ورود شما به مجلس حرام است؛ [والا] به مجلس برويد! اما تلاش نكنيد اول باشيد، هميشه خودتان را دوم قرار دهيد!... در مجلس، وظيفه شما اين است كه خواسته‎هاي زعيم را بداني و دقيقا به خواسته‎هاي او عمل كني والسلام».(11)

منبع: دو فصلنامه معرفت سياسي 18

پي نوشت‎ها

1. ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390، ضميمة شماره 61، ص18.

2. ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390، ضميمة شماره 61، ص 17. سايت ماهنامه امتداد، ويژه نامه مقام معظم رهبري، بهار 1389، www.emtadadmags.com

3. نشريه پرتو، ش 530، 19/3/89. ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390، ضميمة شماره 61، ص 15.

4. اين مطلب، ذيل كلام حجت الاسلام و المسليمن كاظم صديقي، امام جمعة موقت تهران آمده است.

5. سيرة امين؛ بررسي ابعاد مديريت رهبر معظم انقلاب در فتنة 88، ص 91.

6. سيرة امين؛ بررسي ابعاد مديريت رهبر معظم انقلاب در فتنة 88، ص 91 به نقل از حجت الاسلام و المسلمين استاد فقيهي اصفهاني.

7. سايت ردپا http://radepa-b.blogfa.com

8. پرتو سخن، شماره 550، 5/8/89. سايت ردپا http://radepa-b.blogfa.com ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390، ضميمة شماره 61، ص 15.

9. پرتو سخن، شماره 550، 5/8/89

10. نشريه پرتو، ش 530، 19/3/89. ماهنامه امتداد امام، نوروز 1390، ضميمة شماره 61، ص 15.

11. پرتو سخن، شماره 597، 13/7/90

خدمات بزرگ سپاه پاسداران انقلاب به رغم بودجه اندك

«اگر سپاه نبود كشور هم نبود»‎، كم‎تر از 3 دهه از اين گفته امام راحل در توصيف اين بازوي قدرتمند نظام جمهوري اسلامي نمي‎گذرد كه گويي برخي از دوستان داخلي آن را فراموش كرده‎اند و همصدا با دشمنان خارجي هر از چندگاهي بغض فروخفته خود را بيرون مي‎ريزند و حسادت خود را در مورد پيشرفت‎هاي كمي و كيفي آن نمي‎توانند پنهان كنند.

پيروزي‎هاي سپاه در عرصه‎هاي مختلف، به‎ويژه نظامي اقتصادي و امنيتي و نقش آن در سازندگي و آباداني دورافتاده‎ترين نقاط كشور كه هيچ پيمانكاري به لحاظ امنيت جرأت حضور و اجراي طرح‎هاي عمراني در آن‎جا را ندارد، سپاه را به موقعيتي رسانده كه برخي از مسؤولين البته از روي بي‎مهري با اذعان به توانمندي‎هاي آن، سپاه را دولت با تفنگ تشبيه و توصيف مي‎كنند.

از جمله اين موقعيت يگان موشكي سپاه كه بازوي قدرتمند جمهوري اسلامي را از داخل به بيرون‎ مرزهاي منطقه گسترش داده و نقطه‎زني مثال‎زدني‎اش خواب را از چشمان دشمنان قسم‎خورده ايران اسلامي ربوده اما برخي از سياسيون داخلي را به خواب خرگوشي موشك مي‎خواهيم چه كار يا دنياي امروز دنياي گفت وگو و گفتمان است نه موشك‎پراني، فرو برده است.

روزنامه رسالت در ادامه سرمقاله خود نوشت: از سوي ديگر دشمنان داخلي و خارجي خناسانه چنين تداعي و اذهان را شست وشو مي‎دهند كه بودجه مملكت همه‎اش مي‎رود به سمت سپاه، دولت از نان شب مردم مي‎زند و مي‎دهد به سپاه يا مي‎گويند سپاه هم همه بودجه و امكانات مملكت را به فلسطين و عراق و سوريه و لبنان مي‎برد، كه شعار نه غزه و نه لبنان، محصول همين فريب‎كاري سياسي است. اما به راستي بودجه اين دستگاه اجرايي كه كارآمدي آن ضامن تداوم حضور و حيات ديگر دستگاه‎هاي اجرايي كه كارآمدي‎شان در قدوقواره بودجه‎اي كه مي‎گيرند نيست، چقدر است؟

بودجه سپاه پاسداران در ذيل رديف 111300 در جدول شماره 7 قانون بودجه سنواتي به تصويب مجلس رسيده و همانند ديگر دستگاه‎هاي اجرايي پس از تاييد شوراي نگهبان به عنوان يك دستگاه اجرايي قابليت تخصيص دارد.

طبق لايحه بودجه سال 97، سپاه در قالب 15 زيررديف واحدهاي تابعه به مبلغ 267/366/971 ميليون ريال يعني ‎اندكي بيش از 26 هزار ميليارد تومان است.

اگر 11 واحد تابعه و مرتبط با سپاه يعني دانشگاه جامع امام حسين(ع) قرارگاه سازندگي- دانشگاه علوم پزشكي بقيهًْ‎الله- بسيج ارتش 20 ميليوني- بسيج سازندگي- ستاد مركزي راهيان نور- دانشگاه عالي دفاع ملي- بنياد حفظ ارزش‎هاي دفاع مقدس- قرارگاه خاتم‎الانبياء كه در قالب 11 رديف بودجه‎اي در جدول شماره 7 قانون بودجه به تصويب مجلس رسيده و كلا صفر تا صد فعاليت‎هاي سپاه را در حوزه‎هاي نظامي- امنيتي- دانشگاهي- بهداشتي- حمايتي در حوزه بيمه و بازنشستگي شامل مي‎شود و سخت‎ترين طرح‎هاي عمراني را كه هيچ پيمانكاري در دورافتاده‎ترين نقاط كشور جرأت انجام آن را با توجه به تهديدات تروريستي ندارد با فدا كردن جان پاسداران خود انجام مي‎دهد...

اكنون با مقايسه بودجه سپاه نسبت به بودجه عمومي دولت مي‎توان به نصاب درصدي كه نسبت بودجه سپاه را به بودجه عمومي كل كشور به نصاب 7 درصد نشان مي‎دهد، رسيد.

بودجه كل كشور در لايحه تقديمي دولت در سال 97 به مبلغ گرد شده 1/194/935 ميليارد تومان است به اين ترتيب نصاب درصد بودجه سپاه به واحد ميليارد تومان به بودجه كل كشور مي‎شود 2/51 درصد، خداوكيلي ايجاد امنيت و آرامش داخلي و سركوب دشمنان خارجي در آن سوي مرزها آن هم با هزينه‎اي معادل 7 درصد بودجه عمومي يا 2/51 درصد بودجه كل كشور نامي جز كارآمدي و كارايي 100 درصدي در يك دستگاه اجرايي دارد؟

مقايسه بودجه سپاه به ماهو يك دستگاه اجرايي با ساير دستگاه‎هاي اجرايي و بررسي كارايي و كارآمدي هر يك از دستگاه‎هاي اجرايي با اثربخشي عملكرد سپاه مي‎تواند به حقايق تكان‎ دهنده‎اي از عملكرد حسب موردي آن‎ها بينجامد و فقط در يك مورد يعني مقايسه بودجه 30 هزار ميليارد توماني سپاه با سوء جريان مالي در صندوق ذخيره فرهنگيان و مفسده مالي 15 هزار ميليارد توماني اين صندوق زيرمجموعه وزارت آموزش و پرورش مي‎تواند مخاطب فهيم و آگاه را به داوري منصفانه و قضاوت عادلانه‎اي برساند.

جريان شناسي اسلام التقاطي(11)
حزب كارگزاران، در دو عرصه انديشه و اقدام (2)

 دكتر قاسم روان‌بخش

اشاره: شناخت جريان التقاط يكي از مهم‎ترين وظائف جريان‎هاي انقلابي كشور است؛ زيرا التقاطيون در طول تاريخ اسلام بيش‎ترين ضربه را به اسلام و انقلاب زده‎اند. عاقبت شوم جريان التقاطي اسلام و ماركسيسم دست بردن به ماشه تفنگ و ضامن بود كه با ترورهاي دهه شصت ضربات سنگيني به كشور و انقلاب وارد شد. ولي جريان التقاطي اسلام و ليبراليزم به مراتب خطرناك‎تر از جريان التقاطي اسلام و ماركسيسم است. امواج سنگين اقتصادي و فرهنگي كه سال هاست كشور با آن مواجه شده، معلول مديريت حزب التقاطي كارگزاران است. از اين رو در اين شماره و چند شماره آينده به شناخت بيش‎تر آن همت خواهيم گماشت و در اين شماره به مباني اين تفكر التقاطي در عرصه سياسي مي‎پردازيم:

1. اقلي دانستن دين

يكي از مباني التقاط، اقلي دانستن دين است. سكولارهاي وطني بر اين عقيده‎اند: «نبايد پنداشت كه جامعيت دين يعني آن كه دين، جميع مسائل را طرح و حل كرده باشد» (عبدالكريم سروش، مدارا و مديريت، ص 256 - 257) و «اين كه كساني متوقعند دين، هم دنياي مردم و هم آخرت آن‎ها را آباد كند، هيچ دليل عقلي و شرعي ندارد». (همان، ص. 366) آن‎ها جامع نگري اسلام را ادعايي غير مدلل و نامطابق با واقع دانسته، اظهار مي‎دارند چنين نيست كه اسلام به عنوان يك دين، داراي آن چنان نظام‎هاي سياسي، اقتصادي و حقوقي بر آمده از علم فقه باشد كه در همه عصرها بتوان با آن‎ها زندگي كرد و خداوند نيز از انسان‎ها خواسته باشد كه در همه عصرها با اين نظام‎ها زندگي كنند. (محمد مجتهد شبستري، راه نو، ش 19، ص18) «خلاصه كلام آن‎كه پيامبر اسلام(ص) در دو سطح «تجربه» داشت و اسلام محصول اين دو گونه تجربه است: تجربه بيروني و تجربه دروني و به مرور زمان، پيامبر در هر دو تجربه، مجرب‎تر و لذا دينش فربه‎تر و كاملتر شد... و آن آيه كريمه كه مي‎فرمايد: «اليوم اكملت لكم دينكم» ناظر به اكمال حداقلي است نه حداكثري. به اين معني كه حداقل لازم هدايت به مردم داده شده است، اما حداكثر ممكن، در تكامل تدريجي و بسط تاريخي بعدي اسلام پديد خواهد آمد...» (عبدالكريم سروش، بسط تجربه نبوي، ماهنامه كيان، ش39، ص 10) بر اين مبنا «اگر اقلّي بودن دين را بپذيريم، ناگزير بايد تصديق كنيم كه بر دين، بار فراواني نمي‎توان نهاد»(همو، بسط تجربه نبوي، ص110) و دين، فاقد جامعيت است. بنابر اين، طبق اين مبني، اسلام در گذر زمان در حال كامل شدن است و اين فرآيند به كمك تجارب بشري صورت مي‎گيرد؛ تجاربي كه در عرصه‎هاي مختلف سياسي، حقوقي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و تقنيني جلوه مي‎كند و مكاتب مختلف بشري مانند ماركسيسم، ليبراليسم و اومانيسم متولي آن‎ها مي‎باشند؛ بي‎ترديد چنين تفكري از مصاديق روشن التقاط فكري و اعتقادي است كه مبناي بسياري از تفكرات التقاطي در ساحت‎هاي ديگر از جمله ساحت ارزش‎هاي سياسي است.

2. نسبي‎گرايي

يكي ديگر از مباني معرفتي التقاط، نسبي‎گرايي است؛ بر اساس اين مبنا، حق مطلق و صراط مستقيم واحدي وجود ندارد بلكه در هر صراطي بخشي از حق، وجود دارد.(پلوراليزم ديني= صراط‎هاي مستقيم). آن بخشي از حقيقت نيز كه در اسلام وجود دارد نسبت به آن فهم يكساني وجود ندارد. حق، همان شناخت و برداشتي است كه هركسي از متون ديني دارد؛ و هيچ‎گاه نمي‎توان قرائت واحدي از دين ارايه كرد. بنابر تفكر نسبي گرايانه، هيچ حقيقت مطلقي وجود ندارد تا مبناي يك مكتب فكري قرار گيرد. دين در عين شخصي بودن، متغير است و اصول ثابتي ندارد. در نهايت شايد بتوان چند باور ثابت معدود و تفسير پذير براي دين در نظر گرفت. برخي نسبي گرايان معاصر از ميان تمام عناصر ديني، تنها سه چيز را از ذاتيات دين مي‎دانندكه هيچ گاه تغيير نمي‎كند: الف. آدمي خدا نبوده و بنده است. ب. سعادت اخروي مهم‎ترين غايت اخلاق ديني است.ج. مهم‎ترين مقاصد شارع در حيات دنيوي، حفظ دين و عقل و نسل و مال و جان است.(ر. ك: همان، صص 2، 4، 80، 91، 308)

بر اساس اين مبنا، حقيقت مطلقي وجود ندارد تا بتوان بر اساس آن، ساختاري بنا كرد و به مكتبي ثابت و پايدار معتقد بود. بنابراين نمي‎توان از اسلام به عنوان مكتب الهي و مبتني بر اصول ثابت استفاده كرد؛ هر جامعه و هر زمان و مكاني اقتضاي خاص خودش را دارد؛ در عرصه سياسي نيز ارزش‎هاي بشري حاكم است؛ ارزش‎هايي كه در پرتو پژوهش‎هاي جديد همواره دستخوش تغيير و نو شدن هستند.

3. علم گرايي و تجربه گرايي

علم‎گرايي و تجربه‎گرايي يكي ديگر از اصول و مباني تفكر التقاطي است. علم‎گرايان تا آن‎جا پيش رفته‎اند كه قرآن را نيز تفسير علمي مي‎كنند، به طوري كه واژه «سلوي» را مرغ برياني كه بر اثر آفتاب سوزان مديترانه در آسمان بريان شده تفسير مي‎كنند(محمدحسن روزي طلب، تركيب التقاط و ترور، صص60-61) و معجزه حضرت موسي عليه السلام در عبور از رود نيل و هلاكت فرعونيان را معلول داشتن علم جزر و مد دريا معرفي مي‎كردند.(همان، ‎ص 71) بهشت و جهنم را نيز محصور در همين دنياي مادي مي‎دانستند و در نهايت راه انبياء را همان راه بشر دانسته كه بشر با كندي و با تلاش خود مي‎تواند به همان نتايج دست يابد.(محمد حنيف نژاد، راه انبياء راه بشر، ص 50.) بنابراين از نگاه اين جريان التقاطي، تسليم در برابر دين لازم نيست بلكه مي‎توان با آزمون و خطا، تجربه كرد و به نتيجه رسيد و به هر نتيجه‎اي كه رسيديم همان دين است كه انبياء هم به آن رسيده يا مي‎رسند.

التقاط كارگزاران در ساحت مشروعيت

بر اساس اصول و مباني فوق، جريان التقاطي كارگزاران، اداره حكومت را امري عقلي دانسته، بر اين باور است كه حكومت ارتباطي به دين ندارد. زيرا از نظر آن‎ها سياست، اقتصاد و... علومي هستند كه فقط نبايد مخالف دين باشند نه اين‎كه انطباق آن‎ها بر مفاد دين و آموزه‎هاي آن ضروري باشد. به همين دليل و براي تحقق اين هدف، معتقدند اسلام داراي حكومت نيست و براي حكومت، نظام خاص سياسي وجود نداشته و ندارد، بلكه تنها اين افراد متدين هستند كه مي‎توانند در سياست دخالت كنند.(عبدالله شمسي، پيشين، ص‎135) دخالت متدينان در سياست نيز به معناي مشروعيت‎بخشي دين به حكومت نيست بلكه به معناي حكومت مؤمناني است كه مردم آن‎ها را برمي‎گزينند. حزب معتقد است: «هرچه مردم بخواهند، حق است و اين حق را دين برايشان قائل است» و فرقي نمي‎كند كه اين انتخاب خير باشد يا شر. نظر حزب مبتني بر اصل ليبرالي «فلسفه‎ اختيار و خودمختاري انسان» و همچنين درصدي از عرف‎گرايي و نظريه‎ دولت حداقلي است. البته دخالت دين در سياست از سوي كارگزاران پذيرفته شده است، اما محدوده‎ دخالت آن را كم‎تر از آن چيزي مي‎داند كه «جريان اسلامي» مبتني بر نظرات امام خميني(ره) به آن قائل است.(عبدالله شمسي، جريان‎شناسي گروه‎هاي دوم‎خردادي، نشريه‎ پيام، شماره 106، ص128)

مشروعيت حاكم

كارگزاران با تفكيك ميان حوزه سياست و مديريت معتقد است در حوزه سياست، مشروعيت ارزش‎ها و آموزه‎هاي ديني حرف اول را مي‎زند، اما در حوزه مديريت و اداره امور، فن‎سالاري مشروعيت دارد.(همان، ص38) در همين راستا از يك‎سو ادعاي مسلماني بودن و تبعيت از امام و ولايت فقيه دارند و از سوي ديگر با پذيرش ليبراليزم به عنوان يك مكتب پيشرو، دموكراسي غربي و رأي مردم را مبناي مشروعيت معرفي مي‎كنند. از همين رو، حزب كارگزاران، در بيانيه‎هاي اوليه پس از تشكيل، به موضوع «ولايت فقيه» اشاره كرده، ولايت فقيه را روح و هويت انقلاب اسلامي مي‎داند كه قانون اساسي بر آن متكي است.(كيهان، 7/9/76) ولي در مرامنامه(ماده 1 مرامنامه حزب كارگزاران)كه جاي تبيين مباني اعتقادي و سياسي است، از ولايت فقيه و لزوم تبعيت از آن اثري ديده نمي‎شود. شايد سرّ اين دوگانگي در اين نكته نهفته باشد كه اين گروه، هر چند در فضاي رسمي كشور به سبب برخي ملاحظات، از جمله جايگاه والاي ولي فقيه در ميان مردم، از ولايت فقيه و لزوم تبعيت از آن نام مي‎برد ولي اعتقادي به جايگاه الاهي او و منصوب بودنش از سوي خداوند و امام معصوم عليه‎السلام ندارد. گذر زمان و ايجاد فضاي فرهنگي خاص در كشور موجب شد كه مكنونات قلبي آن‎ها آشكار شود و سخنگوي رسمي كارگزاران بر نفي مشروعيت الهي ولايت فقيه تصريح كرده، مي‎گويد:

«ما معتقديم كه ولايت فقيه منتخب مردم است... نظام جمهوري كه مبناي حركتش حاكميت اكثريت است را قبول داريم. در چارچوب همين نظام هم ولايت فقيه را منتخب مردم مي‎دانيم كه منتخب خبرگان است و چيزي بيش‎تر از اين را قبول نداريم.»(ماهنامه ذكر، ش، 18، تير 1386)

در جامعه مطلوب و مورد نظر كارگزاران حزب بايد قابليت تغيير بالاترين سطح مديريت كشور، يعني رهبري را داشته باشد.(همان) وي سپس با طعنه‎زدن به كساني كه ولي‎فقيه را منصوب خداوند مي‎داند مي‎گويد:

برخي معتقدند ولي فقيه منصوب خداوند است و معتقدند تشخيص مردم در مقابل تشخيص خداوند معتبر نيست و يا از اعتبار كم‎تري برخوردار است. يا به اين دليل كه ولي فقيه يك رأي را تنفيذ و تأكيد مي‎كند، معتبر مي‎شود و قانون اساسي به اين دليل معتبر است كه ولي فقيه آن را تأييد كرده است. ما اين‎ها را قبول نداريم.(دگرگوني سياسي و اصلاحات دموكراتيك، گفت‎وگو با غلامحسين كرباسچي و حسين مرعشي، ص98)

در همين راستا، آن‎ها ولايت فقيه را منبعث از قانون اساسي مي‎دانند؛ در واقع اصالت را به قانون اساسي مي‎دهند و مي‎گويند: «مشروعيت ولايت فقيه از قانون اساسي است و نه قانون اساسي مشروعيتش از ولايت فقيه»(ماهنامه ذكر، ش18، تير 86، مصاحبه باحسين مرعشي) به همين دليل اختيارات ولايت فقيه را منحصر در چارچوب قانون اساسي دانسته، با زير سؤال بردن انديشه ولايت مطلقه كه حضرت امام(ره) بر آن تكيه مي‎كردند، اظهار كنند: «اين لفظي كه در قانون اساسي وارد شده و امروز در قانون اساسي ولايت مطلقه است... ما معتقديم كه همه اختيارات ولي فقيه در قانون اساسي تبيين شده و مشخص است و به نظر ما فوق قانون اساسي نيست»(همان)

بنابراين، بر اساس مباني ليبراليستي حزب، به طور حتم ولايت فقيه به معنايي كه امام خميني(ره) تبيين و تشريح كرده‎اند در ديدگاه كارگزاران جايي ندارد و ولايت فقيه مشروعيت‎بخش نظام نخواهد بود، بلكه رويكرد حزب كارگزاران به ولايت فقيه تنها جنبه التزام قانوني دارد و آن‎چه براي اين حزب اهميت دارد، پيامدهاي عملي ولايت فقيه در بحث اقتدار و كارايي حكومت است و جنبه‎هاي نظري آن اهميت كم‎تري دارد. در همين راستا سخنگوي حزب آن‎چه را معتقدان به ولايت فقيه درباره نظام ولايي در زمان غيبت مدعي هستند، در حد يك بازي سياسي تنزل داده و آن را از سنخ بحث‎هايي مي‎داند كه مذهبي‎ها رواج داده‎اند و قداست‎بخشي به ولايت فقيه را در حالي كه مسؤول است غلط مي‎داند.(ماهنامه ذكر، ش 18، تير 86، ) اين نكته نه تنها با آن‎چه در بيانيه سوم حزب آمده كه حفاظت از ولايت فقيه را در چارچوب «تلاش بي‎وقفه در ساختن و آباد كردن ايران» دانسته است، تعارضي ندارد، بلكه طبق مباني فكري اين جريان توجيه مي‎شود كه مهم‎ترين آن‎ها تأكيد بر توسعه اقتصادي و تكنوكراسي يا فن‎سالاري است.(آيت مظفري، جريان‎شناسي سياسي ايران معاصر، ص142)

مشروعيت قانون

بر اساس همان مباني، اين جريان التقاطي، قانوني را معتبر مي‎داند كه مورد قبول مجلس و پارلمان منتخب مردم باشد و تاييد شوراي نگهبان نيز به لحاظ آن است كه در قانون اساسي مورد تاييد مردم، اين حق به شوراي نگهبان واگذار شده است(ماهنامه صبح، فروردين 78، ص 44)؛ نه اين‎كه چون شوراي نگهبان منصوب ولي‎فقيه است و مشروعيتش را با واسطه از خداوند كسب مي‎كند. حزب كارگزاران از لحاظ نظري، مشروعيت و حقانيت را به رأي مردم مي‎داند و به همين دليل اعتبار قوانين مصوب مجلس را نيز به رأي مردم قلمداد مي‎كند

ادامه دارد

فعال اصلاح طلب:
شوراي شهر هرگز اين چنين آفت زده نبود

محسن سرخو از اعضاي حزب كار و عضو اصلاح‎طلب شوراي شهر چهارم تهران در آرمان نوشت: هدف برخي احزاب اصلاح‎طلب كه به طور مشخص بيش‎ترين تعداد را با ترفندهايي به ليست اصلاح‎طلبان اضافه كردند تا وارد شوراي شهر شوند، اين است كه تا آخر دوره سيستم حزبي كاملي را بر شوراي شهر، شهرداري و مديريت شهري حاكم كنند كه اين آفت بسيار بزرگي خواهد بود.

از دور اول شورا تاكنون با چنين پديده‎اي مواجه نبوديم چون در هر يك از دوره‎ها هر فردي با هر گرايشي كه وارد شورا مي‎شد همه مساعي خود را به كار مي‎برد و تلاش مي‎كرد تا صرف نظر از گرايشات حزبي آن چه راكه به نظرش صحيح مي‎رسد، به نفع مردم به‎كار گيرد تا مردم تهران در آسودگي بيش‎تري زندگي كنند.

به گزارش جهان نيوز، از اين جهت دوستان شورا بايد بدين نكته نيز توجه داشته باشند كه شهرداري تهران و اموال آن دولتي نبوده و بيت‎المال تلقي نمي‎شود بلكه متعلق به مردم شهر تهران است كه با پرداخت عوارض گوناگون هزينه‎هاي شهر را تامين مي‎كنند و شورا و شهرداري صرفا امانتدار اين حق‎الناس هستند. از اين رو اگر قرار باشد تفكرات حزبي بر تفكرات كارشناسي تاثير گذاشته و غلبه پيدا كند، طبعا نتيجه مطلوبي كه مدنظر مردم تهران است حاصل نخواهد شد.

اميد مي‎رود احزاب اعضاي شورا را راحت بگذارند و به عنوان غنيمت به اين موضوع نگاه نكنند و اجازه دهند اعضاي شورا نه با فشارهاي حزبي بلكه با آزادي عمل به جمع‎بندي برسند و نظر كارشناسي خود را دنبال كنند. در گذشته اين تجربه را داشتيم كه در هر مجموعه‎اي كه مرتب از بيرون به آن القائاتي صورت گرفته، عمليات و كارها نهايتا ناموفق بوده است.

بدين جهت اميد مي‎رود كه شوراي شهر تهران سرنوشتي شبيه به مجلس ششم پيدا نكند و افراد بتوانند با نظريات و ديد كارشناسانه و ذهن مستقل، كار خود را پيش ببرند و فردي را براي شهرداري تهران انتخاب كنند كه انگيزه، توان اجرايي و عملياتي 24 ساعته براي تهران داشته باشد.

تجربه ثابت كرده كه افراد ستادي و دفترنشين نمي‎توانند عملكرد موفقي در شهرداري تهران داشته باشند. فردي بايد سكاندار شهرداري تهران باشد كه همواره در دسترس و آماده به خدمت باشد و معاونان و شهرداراني انتخاب كند كه در هر ساعت از شبانه‎روز آماده و در صحنه حاضر باشند. امورات شهر تهران تعطيل‎بردار نيست؛ تهران شهر زنده‎اي است و حتي شب‎ها خواب ندارد؛ بخصوص در زماني كه حوادث و سوانح بروز مي‎كند، براي رسيدگي به آن‎ها زمان طلايي داريم كه اگر اين زمان به علت شب بودن، در دسترس نبودن يا پا به كار نبودن از دست برود، مي‎تواند كاملا غيرقابل جبران باشد.

بدين جهت است كه دوستان در شوراي شهر بايد با عنايت به اين مسائل شرايطي را فراهم كنند كه افراد برگزيده در عين پاكدستي، توانمندي و تخصص، توانايي اجرايي كامل و انگيزه كافي داشته باشند. دراين راستا بهترين گزينه آقاي محسن هاشمي بود چون وي كاملا با شهرداري، مديران و پرسنل آن به خوبي آشناست و به دليل اين‎كه چند سال در اين دستگاه فعاليت داشته، با وظايف شهرداري هم آشنايي دارد و فرد پروژه‎محوري است كه پيش از اين پروژه‎هاي شهرداري را مديريت كرده و در پاكي، صداقت و امانتداري وي نيز ترديدي نيست.

در همين حال غلامحسين كرباسچي دبيركل كارگزاران - كه گفته مي‎شود يكي از تهيه‎كنندگان فهرست ائتلاف اصلاح‎طلبان در انتخابات شوراي شهر بوده - با كنايه به شوراي شهر تهران گفته است كه «شما فقط چهار سال وقت براي خدمت‎رساني به مردم داريد كه يك سال آن را تلف كرديد.» اظهارات كرباسچي درحالي است كه او متهم رديف اول شكل‎گيري چنين شورايي است و نقش اصلي را در بستن ليست انتخاباتي اصلاح‎طلبان براي شوراي شهر برعهده داشت؛ ليستي كه گفته شد كرباسچي براي قرار دادن نام افراد در آن، 2 ميليارد از آن‎ها گرفته است.

او همچنين ليست هفت نفره كانديداهاي شهرداري را حاصل ياركشي حزبي اعضاي شوراي شهر دانسته و گفته است: تصور نمي‎كنم كارايي و توان اجرايي يك شهردار ملاك انتخاب اعضاي شوراي شهر تهران براي انتخاب اين هفت نفر بوده باشد.

محمدعلي ابطحي معاون پارلماني دولت اصلاحات نيز از شوراي شهر خواست با راي دادن به محسن هاشمي، آبروي اصلاح‎طلبان را كه تا اين‎جا به خطر افتاده، بخرند.

ديوار كوتاه تايپيست در رياست جمهوري!

چهارم بهمن ماه سال 1396 نمايندگان مجلس به لايحه دولت مبني بر پيوستن ايران به كنوانسيون پالرمو راي مثبت دادند؛ كنوانسيوني كه در كنار چندين و چند معاهده ديگر -همچون FATF- زمينه را براي تحت نظارت و فشار قرار دادن ايران در زمينه مالي و بانكي بيش از پيش فراهم مي‎كند. همانند ساير مصوبات مجلس، لايحه مزبور نيز براي بررسي و تاييد روانه شوراي نگهبان شد كه اين شورا در بررسي خود متوجه موضوعي عجيب شد؛ آن چه دولت به مجلس فرستاده و نمايندگان به آن راي مثبت داده‎اند، با اصل اين كنوانسيون مغايرتي فاحش و غيرقابل چشم پوشي دارد! رئيس‎كميسيون قضايي مجلس در اين زمينه گفته بود:«ايراد شوراي نگهبان به لايحه الحاق ايران به كنوانسيون پالرمو اين بود كه متني كه دولت به عنوان لايحه پيشنهادي ترجمه كرده و آن را به مجلس تقديم كرده با متن اصلي آن تطابق نداشته و داراي اختلافات زيادي است و در همين راستا لازم است تا دولت در ارائه لوايح خود به مجلس دقت لازم را داشته باشد تا اين اتفاق نيفتد چرا كه ما به لايحه‎اي كه از طرف دولت مي‎آيد اعتماد مي‎كنيم.»

29 فروردين ماه سال جاري 45 نفر از نمايندگان به رئيس جمهور در مورد اقدام بي‎سابقه در دولت در ارائه متن ترجمه غيرواقعي و لايحه پالرمو و موارد مشابه تذكر دادند و تاكيد كردند؛ ارائه متن غيرواقعي لايحه پالرمو با امضاي جنابعالي به مجلس به جايگاه حقوقي شما و اعتماد نمايندگان ملت خدشه وارد مي‎كند! ابوالفضل ابوترابي نماينده مردم نجف‎آباد ضمن انتقاد از چنين روندي گفت: تصميم‎گيري گذشته نمايندگان و تصويب كنوانسيون پالرمو بر اساس ترجمه قبلي و‎اشتباهي كه دولت به مجلس ارائه داده بود، انجام شد؛ لذا از لحاظ حقوقي بايد ترجمه جديد به مجلس ارائه شود و مجددا مراحل بررسي و تصويب كنوانسيون در مجلس طي شود. متاسفانه در حالي كه افكار عمومي و نمايندگان ملت منتظر پاسخ دولت درباره چرايي و چگونگي اين تحريف بودند، معاون حقوقي رئيس جمهوري نامه‎اي را خطاب به رئيس‎مجلس ارسال كرد كه صرفاً بر تعجب و ترديدها افزود. خانم لعيا جنيدي در نامه خود آورده است: «ايرادات شوراي نگهبان نسبت به ترجمه كنوانسيون، در متن لايحه ارسالي از سوي آقاي رئيس جمهور به مجلس محترم شوراي اسلامي وجود ندارد و متن ارسالي دولت متضمن يك ترجمه دقيق و صحيح از زبان اصلي به زبان فارسي است. لذا اين‎اشكالات در فرآيندهاي بعدي و پس از خروج لايحه از حوزه مسؤوليت دولت به وجود آمده است. با اين وصف، ‎اشكالات به سادگي و از طريق تعامل كارشناسي قابل حل است و جنبه سياسي دادن به موضوع با توجه به اين‎كه بسياري از موارد احتمالاً در مرحله تايپ مجدد به وجود آمده، موجه نيست.»

براستي از ترجمه دقيق! در دولت تا رسيدن لايحه به مجلس چه فرآيندي طي شده كه محتواي لايحه زير و رو شده است؟ دولتمردان درباره شعور مردم چه فكري مي‎كنند كه ادعا كرده‎اند علت اين قضيه ‎اشتباه تايپي است؟ چرا چنين‎اشتباهات تايپي و ترجمه‎اي عجيب و غريبي صرفاً درباره معاهداتي كه غربي‎ها به شدت اصرار دارند ايران به آن‎ها بپيوندد، رخ مي‎دهد؟ حتي در صورت پذيرش ادعاي معاون حقوقي رئيس جمهور بايد پرسيد، دولتمردان محترم اين گونه و با غلط‎هاي تايپي ويرانگر، كشور را اداره مي‎كنند؟!

نامه وارده
در جست و جوي گارانتي آمريكا براي خروج از برجام

 محمد علي جعفري

بعد از انتخاب ترامپ به‎عنوان رئيس جمهوري امريكا، همواره اين مطلب مطرح است چنان‎چه تبصره‎هاي لازم به برجام نشود به‎طور يك‎جانبه از برجام خارج خواهد شد؛ اين راهبرد آمريكا نشانگر آن است كه امريكا كه ركن اصلي برجام است به‎دنبال كسب منافع مطلق از مذاكرات هسته‎اي با ايران است به نحوي كه هم اروپا، هم روسيه و چين را از صحنه برد منافع خارج كند و در نتيجه، مطلق منافع را براي خودش كسب كند؛ از نشانه‎هاي اين مدعا اين است كه كليد رفع تحريم‎ها به دست آمريكاست چنان‎چه آمريكا تحريم‎ها را بر ندارد ساير كشورها نيز از منافع برجام منتفع نخواهند شد و در نتيجه فشار بر نظام اقتصادي ايران ادامه خواهد داد؛

آمريكا با همين راهبرد به‎دنبال مذاكره با كره شمالي است كه خودش يك‎تنه اين كار را انجام دهد و رقباي چين و روسيه را از صحنه خارج كند.

به نظر مي‎رسد كه امريكا در اين راهبرد تاكنون موفق بوده، و در نتيجه قطعاً آمريكا به‎دنبال خروج از برجام است، اما چالش اين راهبرد كسب گارانتي لازم از ايران است كه ايران مذاكره مستقيم را تا انتهاي پازل تعريف و معين كند كه نتيجه آن با راهبرد آقاي روحاني كه برد برد طرفين است حاصل شود.

 يادداشت هفته

شوي تبليغاتي يا خروج از برجام

 دكتر قاسم روان‌بخش

اين روزها موضوع خروج امريكا از برجام تا روز 22 ارديبهشت بر سر زبان‎ها افتاده است. اروپايي‎ها نيز گاهي با امريكايي‎ها همراهي مي‎كنند و گاه از ضرورت ماندن در برجام سخن مي‎گويند. در ايران نيز بحث مسوولان درباره ماندن يا خروج از برجام است برخي مسوولان مانند آقاي رئيس جمهور به دنبال جلب نظر اروپا براي حفظ برجام است و برخي مي‎گويند چنان چه امريكا از برجام خارج شود ديگر ماندن در برجام بي‎فايده است. درباره برجام و شرايط جديد نكاتي را مورد تامل قرار مي‎دهيم:
1. متاسفانه خوشبيني مفرط آقاي روحاني و تيم هسته‎اي ايشان به امريكا و اروپا موجب شد كه قرارداد به گونه‎اي بسته شود كه امروز كشور را با چنين چالشي مواجه سازد. مقام معظم رهبري بارها به تيم مذاكره كننده توصيه كرده بودند كه بدانيد با چه كساني طرف هستيد؛ سعي كنيد از الفاظ كش دار و مبهم و چند پهلو پرهيز كنيد؛ الفاظ و واژها بايد شفاف و روشن باشند تا از آن‎ها سوء استفاده نشود. بي‎توجهي به اين نكته مهم امروز منشا دردسرهايي شده است. نكته حكيمانه ديگري كه ايشان به دولت فرمودند اين بود كه در مذاكرات و اجراي برجام شتاب نكنيد؛ سعي كنيد اقدامات شما با آن‎ها پله پله و متناظر باشد يعني يكي بدهيد يكي بگيريد؛ ولي متاسفانه به دليل خوشبيني مفرط به طرف غربي، كار به جايي رساند كه ايران همه امتيازات را يك جا داد و در برابرش وعده‎هاي نسيه گرفت. امروز امريكايي‎ها بعد از گذشت 2 سال و نيم از اجراي برجام، نه تنها هيچ امتيازي نداده‎اند بلكه در صدد لغو قرارداد و خروج از آن هستند. براستي چه كساني مسوول چنين وضعيتي در كشور هستند؟
2. شوي تبليغاتي خروج از برجام از سوي امريكا براي چيست؟ آن‎ها از برجام همه منافعي كه مي‎توانستند كسب كرده‎اند و امروز با شوي تبليغاتي در صددند تا امتيازات ديگري نيز از اين طريق كسب كنند. آرايش نظامي كابينه ترامپ، تهديدات منطقه‎اي وي همه در همين راستا تحليل مي‎شود. امريكايي‎ها در صدد گرفتن امتياز نابودي فناوري موشكي ايران و خروج ايران از منطقه و خاموشي نهضت‎هاي ضد امريكايي در منطقه و به عبراتي بازگشت امريكا به منطقه و حفظ امنيت اسراييل هستند. از اين رو مي‎خواهند با تهديد خروج از برجام و عمليات موشكي روي سوريه و تهديدات جنگي ايران را به پذيرش اصلاح برجام و تحميل شرايط ديگري در برجام كنند كه اهداف فوق در آن گنجانده شود. و گرنه تهديدات افزايش تحريم‎هاي بيش‎تر را عملياتي خواهيم كرد. صرف پذيرش اصلاحيه برجام، دور جديد مذاكرات را مي‎طلبد كه خود زمينه براي اعمال فشارهاي بيش‎تر را فراهم مي‎كند. به همين دليل ايران نبايد در تحت هيچ شرائطي به خواسته امريكا تن بدهد كه در اين صورت مشكلات كشور به مراتب بيش‎تر خواهد شد.
3. به نظر مي‎رسد كه موضوع خروج امريكا از برجام به يك شوي تبليغاتي شبيه‎تر باشد تا واقعيت، زيرا امريكايي‎ها منافع لازم را از برجام برده‎اند و توانسته‎اند ايران را در اين صنعت محدود كنند و در اين مدت دو سال واندي نيز ايران را در حال تعليق نگه داشته‎اند؛ كه هيچ سرمايه گذار خارجي و داخلي حاضر به سرمايه گذاري در ايران نيست زيرا نمي‎دانند قرار است امريكا براي برجام چه تصميمي اتخاذ كند. از اين رو پيش بيني مي‎شود كه امريكايي‎ها پس از 22 ارديبهشت نيز از برجام خارج نخواهند شد و دوباره به 4 ماه ديگر موكول خواهند كرد.
4. تجربه نشان داده است كه اروپايي‎ها نيز امريكا را كدخداي خودشان مي‎دانند و براي خودشان هيچ استقلالي قايل نيستند. وقتي رئيس جمهور فرانسه خم مي‎شود و بر دستان خانم ترامپ بوسه مي‎زند و رئيس جمهور آلمان مي‎گويد ما تابع تصميم امريكا در برجام هستيم تلاش ديپلماتيك براي جداسازي اروپا از امريكا آب در هاون كوبيدن است؛ آن‎ها يكي به نعل و يكي به ميخ مي‎زنند ولي در واقع منافع خودشان را در چارچوب منافع امريكا مي‎بينند و يا از اعمال خشونت و تحريم‎هاي امريكا در هراسند؛ چيزي كه آقاي روحاني در كتاب ديپلماسي هسته‎اي بر آن تصريح كرده و باز هم دوباره به همان راهبرد نخ نما شده پناه مي‎برد.
5. به نظر مي‎رسد كه ايران پس از 22 ارديبهشت بايد تكليف برجام را مشخص كند و با يك ديپلماسي فعال، رسما اعلام كند در به دليل عدم پايبندي امريكايي‎ها و اروپايي‎ها به مفاد برجام، ايران از برجام خارج مي‎شود و فعاليت‎هاي هسته‎اي و علمي خودمان را آغاز خواهيم كرد و اين بار ديگر با هيچ كشوري در اين موضوع بر سر ميز مذاكره نخواهيم نشست. ما در صورتي در برجام مي‎مانيم كه همه تحريم‎هاي اعمال شده پسابرجام لغو شود.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

يكي از راه‎هاي حمايت از كالاي ايراني، بستن تلگرام است.
يك شهروند

تا بحث حمايت از كالاي ايراني مي‎شود عده‎اي مي‎گويند كالاي ايراني كيفيت ندارد اولا كه درصد مهمي از توليدات داخلي قابل رقابت با كالاي خارجي هستند ثانيا در مورد آن درصدي هم كه كيفيت ندارد بايد گفت كه چنانچه ملت فقط اكنون را و جلوي بيني خود را نبيند و كالاي ايراني بخرند نتيجه‎اش اين مي‎شود كه در مدت كوتاهي كارخانه‎هاي ما با نهايت ظرفيت‎شان به‎ كار مي‎افتند، پس از آن‎هم تعداد كارگاه‎ها و كارخانه‎ها به علت سوددهي افزايش مي‎يابد و آن‎موقع است كه به‎علت فراواني كالاي ايراني، توليد كنندگان مجبور به رقابت با يكديگر مي‎شوند و از آن پس است كه روي كيفيت كالاي خود كار مي‎كنند و اين مراحل بايد به‎ترتيب اتفاق بيفتد تا به آن مرحله برسيم.
0996...0919

تك نرخي كردن ارز مشكل قاچاق كالا را بر طرف نمي‎كند. سابقا در دولت‎هاي كارگزاران و اصلاحات شاهد تك نرخي كردن ارز و تورم پنجاه درصد بوديم! برعكس نظر آقاي مظاهري كه خود به خاطر تصدي وزارت اقتصاد در افزايش قيمت ارز و تورم با ديگر وزرا سهيم است، يكسان سازي نرخ ارز به افزايش قاچاق مي‎انجامد كما اين‎كه اين كار پيش از اين دست كم دو بار صورت گرفت اما هم ارز از هزارتومان به پنج هزار تومان و هم تورم و قاچاق افزايش يافت! دليل عمده افزايش نرخ ارز سياسي و طراحي شده است! در چنين شرايطي بايد نرخ ارز را كاهش داد! يكي از راه‎هاي آن گسترش ليست ارز مبادله‎اي است تا بهاي توليد كالا كاهش يابد! نسخه بي‎نتيجه و باطل شده بلكه مخرب تك نرخي شدن ارز را نبايد تكرار كرد. قاچاق كالا ريشه در رانت خواري سياسي دارد! چرا به مردم آدرس غلط مي‎دهيم؟ صدام كه دشمن ما بود در بحران جنگي قيمت ارز را ثابت نگه داشت.
0877...0910

طرح يكسان‎سازي نرخ ارز زمينه سازگراني آن شده است؟
يك شهروند

دولت با افزايش قيمت دلار در ظاهر نرخ ارز را يكسان كرد اما در واقع با دو برابر كردن نرخ ارز مبادله‎اي بر گران كردن ارز بر افزايش آن در بازار سياه صحه گذاشت چون با وجود صرافي‎ها و توزيع ارز در مراكز بانكي متمدد بازار دلالي رونق خواهد گرفت و دولت همانند سابق قادر به نظارت بر اين مراكز نيست و لذا هيچ تضميني در ثابت ماندن قيمت ارز چه نرخ تعيين شده دولت و چه در بازار سياه وجود ندارد!
2418...0911

به نظرحقير آمريكا گاو خشمگيني است كه براي فرار از خطر ورشكستگي كشورها را تهديد مي‎كند. به جاي ترسيدن از شاخ آن بايد شكمش را پاره كرد. برخي از دولتمردان و مشاوران آمريكا را آن‎طوركه ترامپ گفت بزرگ مي‎دانند! به همين دليل در برجام از برد-برد سخن گفته‎اند درحالي كه حضرت امام از قطع رابطه كارتر با ايران بسيار خوشحال شدند و فرمودند اگر كارتر در عمرخود يك كاردرستي انجام داده باشد همين قطع رابطه با ايران است.
يك شهروند

ماهيت آمريكاي جنايتكار و اروپاي سلطه‎گر همواره بر دروغ و فريب استوار بوده است. سؤال اين است كه اين امر در دوره اوباما بردولت روحاني پوشيده بود كه اكنون آقاي ظريف به اظهارات پمپئو و دروغ بودن ادعاي آمريكا در مورد ساخت سلاح هسته‎اي ايران استناد مي‎كند؟! سؤال اين است دولت روحاني بر چه مبنايي با آن‎ها مذاكره كرد و اكنون هم كه خود به فريب و دروغ آمريكايي‎ها اذعان مي‎كنند بر اساس كدام منطق و چه منافعي در برجام باقي مانده‎اند و به اروپا التماس مي‎كنند؟
2418...0911

در شرايطي كه اروپا با همراهي آمريكا سوريه و روسيه و ايران را تهديد مي‎كند ظريف از آلمان‎ها مي‎خواهد براي اجراي برجام به آمريكا فشار بياورد!
يك شهروند

در حالي آمريكا و انگليس دولت سوريه را به استفاده از سلاح شيميايي(تماماً كذب است و اين اتهام‎زني بهانه‎اي براي تعرض به خاك سوريه است) متهم مي‎كنند، كه خود آمريكا و انگليس در قرن اخير مسبب ايجاد فجايع بشري با به‎كارگيري سلاح‎هاي شيميايي، ميكروبي و سلاح‎هاي كشتارجمعي ممنوعه از جمله بمب‎هاي فسفري (عليه مردم هيروشيما، يمن، عراق، ويتنام و...) بوده‎اند.
0291...0918

حمله موشكي رژيم صهيونيستي به سوريه نشان مي‎دهد داعش وليده اين رژيم است!
0877...0910