صفحه بين الملل

ايران با چند تومان «۷ تريليون دلار» آمريكا در منطقه را بي اثر كرد؟

به گزارش سرويس دفاع و امنيت مشرق، امنيت، مفهومي پيچيده و دربرگيرنده مؤلفه‎هاي فراواني است كه ايجاد حلقه‎هاي امنيتي و دور كردن تهديدات از مرزهاي اصلي جغرافيايي كشورها از جمله مهم‎ترين شاخص‎هاي آن به‎شمار مي‎رود. سخت‎ترين و در عين حال، پرهزينه‎ترين مدل تامين امنيت و حفظ منافع و مرزها آن است كه حاكميت يك كشور، تلاش كند آن را در نقطه صفر مرزي خود ايجاد و تامين كند؛ در حالي كه كشورهاي قدرتمند جهان كه داراي توانايي تعريف محيط امنيتي در اطراف خويش هستند، به روش‎هاي گوناگون مثل نفوذ فرهنگي و اجتماعي، ايجاد روابط سطح بالاي ديپلماتيك يا حضور مستقيم نظامي تلاش مي‎كنند امنيت خود را حفظ كرده و ارتقاء دهند.

از جمله انتقادها و شبهاتي كه از سوي برخي مخالفان رسمي جمهوري اسلامي ايران مانند آمريكا و اسرائيل، مطرح و در اتفاقي جالب و تاسف برانگيز، توسط برخي نيز در داخل كشور تكرار مي‎شود، حضور و كمك كشورمان در برخي كشورهاي منطقه است كه بلندگوهاي مطرح كننده اين ماجرا، آن را دخالت ايران مي‎نامند. براي پاسخ به اين انتقاد، بايد دانست كه ساير كشورهاي منطقه چگونه از امنيت و مرزهاي خود دفاع مي‎كنند؟

خاورميانه و شمال آفريقا: سرزميني با مدل‎هاي مختلف امنيتي

اگر به منطقه غرب آسيا و شمال آفريقا نگاه كنيم با مدل‎هاي عمدتا نظامي و امنيتي - اطلاعاتي رو به رو مي‎شويم. رژيم صهيونيستي معمولا از حملات مستقيم هوايي يا ترورهاي سازمان يافته‎ براي ايجاد حاشيه امنيت از طريق حذف دشمنان خود استفاده مي‎كند. مورد اسراييل از جهتي بسيار جالب توجه است و عدم وجود عمق استراتژيك و حاشيه امنيت در سرزمين‎هاي اشغالي براي حاكمان اين منطقه اشغال شده امري بديهي است، مسؤولان اسراييلي با به راه انداختن موجي از حملات هوايي در سوريه و لبنان و همچنين ترورهايي در اكثر نقاط جهان براي حذف مخالفان خود، به دنبال ايجاد نوعي حاشيه امنيت براي خود و منطقه در اشغالشان بوده‎اند.

با توجه به اعتراضات مردمي كه هر نوع حضور مستقيم رژيم صهيونيستي در منطقه به همراه دارد، اين رژيم به دنبال ايجاد و توسعه شبكه جاسوسي و سيستم اطلاعاتي خود در كشورهاي مختلف رفته تا علاوه بر آن‎كه حساسيت افكار عمومي برانگيخته نشود، امكان مديريت مستقيم مواردي كه به نظر آن‎ها باعث تضعيف امنيت شان مي‎شود - اعم از ترور، فشار اطلاعاتي يا شناسايي شبكه‎هاي ارتباطي- وجود داشته باشد.

از سوي ديگر عربستان سعودي نيز با وقوع انقلاب مردمي در يمن و روي كار آمدن حكومتي غير استبدادي، حاشيه امنيتي خود را در خطر ديد، به همراه ائتلافي از برخي كشورهاي عربي به يمن حمله برد. در عين حال هزينه‎هاي فراوان مالي هر ساله توسط اين كشور در كشورهايي مثل پاكستان، برخي جمهوري‎هاي منطقه قفقاز و در قاره آفريقا براي تبليغ آيين وهابيت مي‎شود تا آموزش ديدگان در اين مراكز، نقش حافظ منافع را براي آن‎ها ايفا كرده و علاوه بر ايجاد فشار اجتماعي - سياسي، در صورت نياز به عنوان سرباز و مزدور نيز وارد عمل شوند.

منابع مالي و پول‎هاي پشت پرده نيز ديگر ركن مهم فعاليت‎هاي حكومت سعودي براي تامين امنيت خود است كه از سازمان ملل تا آمريكا و اروپا مي‎توان ردپاي آن را ديد و به همين سبب، فعاليت‎هاي نظامي مستقيم اين كشور در مناطقي چون آفريقا و صحبت‎هايي چون احداث پايگاه نظامي در جيبوتي، با واكنش يا مخالفت غربي‎ها همراه نمي‎شود.

حتي كشور كوچك امارات متحده عربي به غير از حضور نظامي در يمن، در اريتره نيز پايگاه نظامي داشته و برخي مدارك و شواهد نظامي و سياسي، از حضور آن‎ها در ليبي هم حكايت دارد.

تركيه؛ موردي متفاوت در منطقه

در منطقه، حكومت ديگري همچون تركيه نيز وجود دارد كه اهداف بسيار بلند پروازانه‎اي را براي خود تنظيم كرده و تعداد پايگاه‎هاي بيش‎تري را به نسبت ساير كشورهاي منطقه در بيرون از مرزهايش در اختيار دارد. جمهوري آذربايجان، عراق، قبرس، سوريه، قطر و سومالي، كشورهايي هستند كه تركيه در آن‎ها پايگاه مستقيم و مشخص نظامي دارد.

حضور تركيه در قبرس مساله‎اي قديمي و مربوط به اختلافات قديمي اين كشور با يونان بر سر اين جزيره است. اما حضور مستقيم نظامي و ماندن در عراق و سوريه، تاسيس پايگاه دائم در قطر و همچنين رفتن به شاخ آفريقا و حضور در كشور سومالي نشان از تغييرات مهمي در دكترين امنيت ملي تركيه مي‎دهد تا اين كشور بتواند نقش موثري در اتفاقات و تحوات منطقه داشته باشد.

تركيه در دوره قبل از شروع جنبش‎هاي مردمي در كشورهاي عربي نيز رشد بالاي اقتصادي را پشت سر گذاشت و توانست سرمايه لازم براي توسعه نيروهاي مسلح و همچنين بحث نفوذ فرهنگي و اقتصادي خود را در برخي از كشورهاي منطقه كليد بزند و با شروع تحولات در كشورهاي عربي، فضا براي گسترش فعاليت‎هاي تركيه به شكل علني‎تر باز شد كه براي نمونه مي‎توان به اوجگيري روابط تركيه و مصر در دوران محمد مرسي اشاره كرد.

تركيه به بهانه داعش و تهديد امنيت خود، به سوريه لشكر كشيد و سپس بارديگر به بهانه تحركات گروه‎هاي كرد مسلح، مجددا به داخل خاك كشور سوريه رفت و بخش‎هايي از اين كشور در مناطق شمالي را تصرف كرد. همچنين هنوز هم تركيه اعلام مي‎كند به پيشروي در مرزهاي سوريه ادامه داده و قصد دارد تا نزديكي مرز سوريه و عراق، اين حركت را ادامه دهد. در عين حال شمال عراق هم محل جديد تاخت و تاز نظامي تركيه قرار گرفته و ترك‎ها به‎صورت نظامي و مستقيم در اين بخش حضور دارند.

اما نفوذ تركيه در سومالي و قاره سياه را به نوعي بايد يكي از مهم‎ترين تحولات و تغييرات در سياست خارجي آنكارا ترجمه كرد؛ جايي كه اين كشور پا را از محيط مرزهاي خود كنار گذاشته و به سمت حضور در شاخ آفريقا و نزديك شدن به تنگه باب المندب و درياي سرخ است؛ چراكه اين كشور برنامه گسترده‎اي براي توسعه نيروي دريايي خود داشته و از جمله طرح‎هاي در دست اجرا براي نيروي دريايي تركيه، توسعه توانايي حمل يگان‎هاي سنگين زميني با شناور و همچنين دسترسي به هواپيماهاي رزمي عمود پرواز براي داشتن ناو هواپيمابر است.

اما در ميان چنين شرايط حساس و شكننده‎اي در اطراف مرزهاي جمهوري اسلامي ايران، ناگهان صداهايي در خصوص علت مشاوره و كمك جمهوري اسلامي ايران به برخي كشورهاي منطقه مطرح مي‎شود و از هزينه‎هاي سنگين(!) حضور ايران در اين موضوعات سخن گفته مي‎شود؛ موضوعي كه نشان مي‎دهد طراحان و بوقچي‎هاي اين اتفاق، دست روي نقطه حساس و مورد توجه افكار عمومي يعني «هزينه‎هاي ايران در منطقه» گذاشته‎اند تا با تحريك آن، تلاش كنند خود را مدافع ايران اما مخالف اين هزينه‎ها نشان دهند.

در اين ميان، چند ابهام بزرگ وجود دارد و مهم‎ترين آن اين‎كه، هيچ مستند و دليل درستي در خصوص اين هزينه‎هاي حضور، ديده نمي‎شود و صرفا گمانه‎زني‎هايي كوچه- خياباني در اين زمينه مطرح و تبليغ مي‎شود. از سوي ديگر، ايران در منطقه‎اي قرار گرفته كه هر سوي آن، جنگ و درگيري و ناامني است، لذا محصور شدن در مرزهاي جغرافيايي، دادن منطقه‎اي وسيع به دشمنان براي تقويت، تجهيز و آماده‎سازي جهت حمله و شرارت است و چگونه مي‎توان با چنين شرايط و هزينه‎هايي كه در بالا ذكر شد، خاكريز دفاع از ايران را روي مرزهاي جغرافيايي كشورمان استوار كرد؟

محصور شدن در مرزها؛ ايجاد فرصت مناسب حمله به ايران

درست است كه به دليل علقه قلبي و نزديكي فرهنگي و اعتقادي بسياري از ملت‎هاي منطقه؛ از عراق گرفته تا لبنان و پاكستان و حتي آفريقا با شعارها و آرمان‎هاي انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي ايران به راحتي و بدون هزينه كردهاي خاص و پول پاشي رقبا و همسايگان، مي‎تواند نقش موثري ايفا كرده و جبهه‎هاي مستحكمي در منطقه براي مقابله با نفوذ و تهديد دشمنان تكفيري و اشرار مورد حمايت برخي كشورهاي غربي يا عربي تعبيه كند، اما نبايد از اين موضوع نيز غافل بود كه بدون مشاوره نظامي و حضور مستقيم(كه خوشبختانه به علت همان قرابت‎هاي فرهنگي و اجتماعي، عمدتا با چند نفر انگشت شمار رخ مي‎دهد) نمي‎توان پاسخگوي سيل تهديدات و كمك به كشورهاي ديگر بود.

جالب‎تر اين جاست كه اشغال نظامي و مستقيم خاك يك كشور ديگر توسط كشورهايي چون تركيه و عربستان يا قتل مردم بي‎دفاع، با انتقاد و تحليل اين مخالفان حضور مستشاران ايراني در منطقه، همراه نمي‎شود اما درخواست دولت‎هاي كشورهاي مذكور براي حضور فرماندهان ايراني و آموزش نيروهاي نظامي آن كشورها براي حفظ استقلال و امنيت شان، هزينه تراشي‎هاي بيهوده و دخالت در منطقه توصيف مي‎شود!؟

اين ماجرا هنگامي كفه ترازو را به نفع ايران و تدابير نظام سنگين‎تر مي‎كند كه دونالد ترامپ، از «هزينه كردن ۷ تريليون دلار در خاورميانه» توسط اين كشور طي سال‎هاي گذشته سخن گفته و مخالفان منطقه‎اي و فرامنطقه‎اي ايران نيز معتقدند اكنون از يمن تا عراق و سوريه و لبنان، به دست جمهوري اسلامي ايران افتاده است؛ يعني هزينه كرد ۷ هزار ميليارد دلاري آمريكا، باعث قدرت‎گيري بيش‎تر جمهوري اسلامي در منطقه شده است و آيا تمام درآمدهاي ايران، حتي درصدي از اين رقم خواهد شد؟

استراتژي مرزهاي مجازي براي كشورهاي ديگر، يك معنا دارد و براي ايران معنايي ديگر. ديگران به كسب درآمد و استثمار و حمله به مخالفان فكر مي‎كنند و مسؤولان ايراني معتقدند اين مرزها و جبهه بايد به گونه‎اي گسترش يابد كه اگر در آينده دشمني تصميم به حمله به ايران داشت، چند هزار كيلومتر دورتر با آن مقابله كرد؛ همان‎طور كه اكنون اسرائيل، جرات تهديد ايران را ندارد.

اين مهم از آن جهت اهميت بيش‎تري مي‎يابد كه عملا كشورهاي مخالف و دشمنان علني ايران به علت رشد پايگاه‎هاي قلبي و مردمي ايران در منطقه آن قدر درگير مهار آن شده‎اند كه فرصت فكر كردن بابت حمله به ايران را پيدا نمي‎كنند در حالي كه خداي ناكرده فقط حمله به منطقه‎اي چون عسلويه، هزاران برابر هزينه بيش‎تري براي نظام به دنبال دارد و اكنون آن‎ها هستند كه به دنبال خاكريز زدن جلوي سيل حمايت‎هاي منطقه‎اي از ايران هستند؛ در حالي كه ۲ دهه قبل، نگراني از حملات پايگاه‎هاي مختلف كشورهايي چون آمريكا يا اسرائيل با حمايت برخي كشورهاي منطقه، ايران را نگران مي‎كرد؛ آن روز كجا و امروز كجا...

با اين اوصاف، توقف در مرزها، اولين گام براي دعوت بيگانه به داخل خواهد بود؛ بيگانه‎اي كه همچون داعش يا ارتش سعودي و اسرائيل، از كشتن زنان و كودكان نيز ابائي ندارد و سازمان و نهاد بين‎المللي نيز جرات انتقاد يا توقف اين حملات را نخواهد داشت و آن گاه، دفاع تيم ايران، تنها بايد روي خط دروازه، بايستد و جلوي حملات مهاجمان تا دندان مسلح را بگيرد...