صفحه جوان

چرايي ضرورت شادي و نشاط

شادي، يكي از نيازهاي اساسي انسان در زندگي است.شادي، عامل رشد و موفقيت است. شادي، محركي است براي كار و فعاليت بيش‎تر. شادي، عاملي است براي افزايش توانايي و فعاليت سالم. شادي، ضرورتي است كه به زندگي معنا مي‎دهد و اصولاً آفرينش جهان هستي و انسان به‎گونه‎اي است كه خود به خود شادي و نشاط را براي آدمي فراهم مي‎آورد و عواطف منفي مانند ناكامي، نااميدي، ترس و نگراني را بي اثر مي‎سازد. بهار طرب انگيز با آبشارهاي زيبا،گل‎هاي رنگارنگ، ديدن صحنه طلوع خورشيد زيبا، پرندگان قشنگ و نغمه خواني آن‎ها، باران لطيف، رويش گياهان، رنگ‎هاي متنوع و بسياري ديگر از پديده‎هاي جهان براي انسان شادي‎آور و سرورآفرين است. در پرتو شادي، انسان مي‎تواند خود را بسازد و بر قله‎هاي پيشرفت و تعالي دست يابد. و در اجتماع نقش سازنده خود را در زمينه‎هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي ايفا نمايد. براي يك انسان سالم، شاد بودن قاعده و غمگين بودن استثناء است. اسلام دين فطرت است و به تمام نيازهاي طبيعي و فطري انسان توجه دارد، پيروان خود را به شادي‎هاي مثبت و سازنده و امور مفرح، دعوت مي‎نمايد؛ چرا كه استفاده از امور مفرح در موقع مناسب و با رعايت حدود لازم، براي تجديد نشاط و كاستن از يك نواختي زندگي بسيار مؤثر است. علي(ع) مي‎فرمايد: ان هذه القلوب تمل كما تمل الأبدان فابتغوا لها طرائف الحكمة؛ اين دل‎ها همانند بدن‎ها خسته و افسرده مي‎شوند و نياز به استراحت دارند، در اين حال، نكته‎هاي زيبا و نشاط‎انگيز براي آن‎ها انتخاب كنيد.

و در روايتي ديگر مي‎فرمايد: للمؤمن ثلاث ساعات: فساعة يناجي فيها ربه و ساعة يرم معاشه و ساعة يخلي بين نفسه و بين لذتها فيما يحل و يجمل؛ لازم است بر مؤمن شبانه روزش را به سه قسمت تقسيم كند: قسمتي را براي راز و نياز با خدا، قسمتي را براي امرار معاش و تأمين زندگي و قسمتي هم براي بهره برداري از لذت‎هاي حلال و نيكو.

امام رضا(ع) فرمود: اوقات خود را به چهار بخش تقسيم كنيد: بخشي را براي عبادت، بخشي را براي كار و فعاليت براي تأمين زندگي، بخشي را براي معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و كساني كه شما را به عيوبتان واقف سازند و بخشي را به تفريحات ولذايذ خود اختصاص دهيد و از مسرت و نشاط ساعات تفريح و شادي، نيرو، و توان انجام وظايف ديگر خود را تأمين نماييد.البته اين نياز چون نيازهاي ديگر انسان، اگر مهار نشود و بي ضابطه باشد، به‌طور حتم، زيان‎هايي را به دنبال خواهد داشت، لذا بايد مرز شادي‎ها و تفريحات سالم و مشروع، از شادي‎هاي ناروا روشن شود، پس اگر مؤمنان از شركت در بعضي مجالس شاد، خودداري مي‎كنند به دليل عدم رعايت شؤون و ضوابط اسلامي در آن مجلس مي‎باشد بنابراين نبايد تصور شود كه مؤمنان از شادي و تفريح مي‎گريزند.

محمود اكبري

چگونه بايد جوانان را نصيحت كرد؟

كسي كه مي‎خواهد ديگري را نصيحت كند و با اين كار اشتباهاتي را مبدل به صواب، نواقصي را تبديل به كمال، و خلاصه شخص خلافكاري را به صراط مستقيم هدايت گرداند، همان‎طور كه امام زين العابدين(عليه السلام) فرموده: بايد روحيه رحمت و شفقت، نرمش و ملايمت داشته و خلاصه بايد روحيه خيرخواهي و مسالمت، به اين مسؤوليت مهم اخلاقي و ديني اقدام نمايد. همچنين از روش‎هاي نصيحت‎آميزي كه در ملأ عام و در حضور ديگران بوده و موجب اهانت و اذيت و ضربه زدن به حيثيت و خورد كردن شخصيت ديگري باشد به‎طور جدي خودداري نمايد!

امام علي(عليه السلام) فرموده است: اگر كسي در حضور افراد براي نصيحت و توجه طرف به لغزش‎هاي او اقدام كند، با اين عمل شخصيت او را ضربه‎دار و خورد كرده است! به هر حال، اين كار مسؤوليت بسيار ظريفي است، آگاهي و دانايي مي‎خواهد و بر اساس آگاهي و توانايي، و حتي خود اهل صداقت و عمل بودن است كه مي‎شود خلافكار را بيمار دانست و طبيبانه به اصلاح او پرداخت.براي اين منظور، راهنمايي‎هاي خالصانه و دلسوزانه پيشوايان بزرگوار اسلام، كه بر اساس آن منافع نصيحت‎پذيري و زبان‎هاي گردنكشي و خودداري از نصيحت‎پذيري را بيان مي‎دارد، شايان وقت است و مي‎تواند براي همه ما راهگشا و سازنده باشد. امام علي(عليه السلام) فرموده است:

نصيحت آن كس را كه به منظور راهنمايي و هدايت شما انجام مي‎شود گوش كنيد و مورد توجه قرار دهيد و جهت سازندگي خود به آن فكر كنيد. آن حضرت همچنين مي‎فرمايد:

هر كس كه تو را نسبت به معايب و نواقصت آگاه مي‎گرداند و در غياب نيز تو را حفظ و حراست مي‎گرداند، دوست واقعي توست و نيز تو بايد براي حفظ و نگهداري او مراقبت معمول داري.

آن بزرگوار در بيان ديگري فرموده:

تلخي نصيحت‎پذيري، از شيريني رفتار كسي كه تو را فريب مي‎دهد، و خرسند مي‎گرداند، شيرين‎تر خواهد بود!

امام باقر(عليه السلام) مي‎فرمايد:

از نصيحت كننده خيرخواهي كه تو را راهنمايي مي‎كند، اگر چه نصيحت او موجب گريه تو شود پيروي كن، اما از كسي كه به خاطر خوشايند تو را مي‎خنداند، ولي تو را اغفال مي‎نمايد، هرگز شنوايي و اطاعت به خرج مده.

امام علي(عليه السلام) مي‎فرمايد:

هر كس عيب و ايراد تو را روشن مي‎گرداند، دوست صميمي تو است و آن كس كه روي نواقص و ضعف‎هاي تو پرده پوشي مي‎كند و تو را در اغفال و ناداني نگه مي‎دارد، به‎يقين دشمن تو خواهد بود.

آن حضرت در بيان ديگري مي‎فرمايد:

هرگز در مقابل شخص نصيحت كننده، در مقام پاسخگويي و جواب رد دادن و طفره رفتن از مسير اصلاح بر نيا.

آن بزرگوار، در بيان بسيار ارزشمند و حكيمانه‎اي مي‎فرمايد:

آن كس كه نصيحت‎ها و راهنمايي‎هاي دلسوزانه افراد را مي‎پذيرد و درصدد به كارگيري و اصلاح معايب خويش برمي آيد، از رسوايي‎ها و فضاحت‎هاي ناراحت كننده و شرم‎آور محفوظ مي‎ماند!

اين را هم بايد توجه داشته باشيم كه روحيه نصيحت‎پذيري و گوش شنوا داشتن، اضافه بر اين‎كه از يك نوع سلامت روان و انصاف و مروت داشتن حكايت مي‎كند، نوعي توفيق الهي و عنايت خداوندي هم نسبت به انسان مي‎باشد. به همين دليل افرادي‎كه اسير خودخواهي و غرور و لجبازي هستند، توفيق نصيحت پذيري را از ذات مقدس خداوند بايد درخواست كنند، تا به كمك عنايت خداوندي به اين راز موفقيت دست يابند.

امام علي(عليه السلام) مي‎فرمايد:

از بزرگ‎ترين توفيق‎ها و عنايات خداوند نسبت به بنده اين است كه در وجود وي روحيه نصيحت پذيري وجود داشته باشد.

معصومه حيدري

 جوان

حديث جوان
امام رضا عليه السلام:

امام رضا عليه السلام:
شيعيان ما كساني هستند كه تسليم امر و نهي ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگي در عمل و گفتار خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنين نباشد از ما نيست.
بحارالانوار، ج 65، ص 167

ولايت و جوانان
ازدواج، صحنه تفاخر نيست!

بعضي‎ها ازدواج را كه يك امر عاطفي و انساني و وجداني است، به صحنه تفاخر تبديل مي‎كنند. مثلاً مي‎گويند كه جهيزيه ما اين‎چيزها را داشت؛ آيا جهيزيه دختر شما هم اين‎ها را دارد؟! تفاخر و تنافس! يا مثلاً مي‎گويند كه ما عقدمان را در فلان سالن گرفتيم. البته حالا كه متأسفانه مرسوم شده است در هتل‎ها مي‎گيرند؛ كه كار بسيار بدي است. حتّي گاهي شنيده يا ديده مي‎شود، بعضي افرادي هم كه از آن‎ها توقع نيست، براي تفاخر به همديگر، مراسم عقد خود را در هتل‎ها و سالن‎ها مي‎گيرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حياط منزل خودتان و يا همسايه‎تان بگيريد و مردم را دعوت كنيد؛ همين‎طور كه هميشه بوده است. اين‎گونه محيط‎ها، يك محيط انس خانوادگي است. عده‎اي دوست، عده‎اي قوم و خويش، عده‎اي هم‎رديف‎هاي دختر يا پسر، دوستان مدرسه، دوستان پسر در محيط كار يا مدرسه، جمع مي‎شوند و شادي و خوشي مي‎كنند؛ اين درست است. اين‎كه ما اين‎جا را صحنه تفاخر قرار بدهيم، غلط اندرغلط است. هم محيط ازدواج را آلوده به مادّيات مي‎كند، هم اين صحنه پاك و لطيف وجداني را صحنه تفاخرها و تنافس‎ها و زياده‎روي‎ها مي‎كند، بعد هم اين دختر و پسر از اول عادت مي‎كنند كه بايستي زندگي آنان بر تجمل و تشريفات بگذرد؛ چرا؟ بگذاريد از اول به يك زندگي متوسط عادت كنند.
۱۳۷۰/۰۴/۲۰

حكايت
خداي ما يكي است

در بين مسافرتي كه امام رضا عليه السلام از شهر مدينه به سوي خراسان داشت، هرگاه، كه سفره غذا پهن مي‎كردند و غذا چيده و آماده خوردن مي‎شد، حضرت دستور مي‎داد تا تمامي پيش‎خدمتان سياه پوست و... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت كنار آن‎ها مي‎نشست و غذاي خود را ميل مي‎نمود. اطرافيان به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا براي غلامان سفره‎اي جدا نمي‎اندازي؟! امام عليه السلام فرمود: آرام باشيد! اين چه حرفي است؟!خداي ما يكي است، پدر و مادر ما يكي است و هركس مسؤول اعمال و كردار خود مي‎باشد.

پند و اندرز
ارزش خاموشي و سكوت

با توجه به خطراتي كه از آزاد گذاشتن زبان دامنگير انسان مي‎شود، بزرگان اخلاق، سكوت را در مواردي كه سخن گفتن ضرورتي ندارد به‌عنوان يكي از طرق پيشگيري از آن خطرات بزرگ شمرده‎اند و درباره آن روايات فراواني از پيغمبر اكرم و ائمه اهل بيت رسيده كه اهميت آن را كاملا روشن مي‎سازد و به همين سبب است كه عده‎اي از بزرگان، تهذيب نفس را از همين مسأله شروع نموده‎اند.گذشته از اين‎ها سكوت يك حالت «تفكر» و «روحانيت» و «روشن‎بيني» به انسان مي‎بخشد كه قابل توجه است و شايد بر اين اساس است كه در شرح سرگذشت زكريا پيامبر بزرگ خدا مي‎خوانيم كه سه روز سكوت و بسته شدن زبان وي به‌عنوان نشانه استجابت دعاي وي در مورد تقاضاي فرزند قرار داده شد. در حالات پيامبر گرامي اسلام مي‎خوانيم كه قبل از نزول وحي، روزهاي متوالي در غار حرا به سكوت و تفكر مي‎پرداخت و در اسرار آفرينش انديشه مي‎كرد. فوايد سكوت را مي‎توان به‎طور فشرده در امور زير خلاصه كرد:
1 ـ سكوت، انسان را در مقابل بسياري از گناهان بيمه مي‎كند.
2 ـ سكوت، انسان را به فكر و انديشه كه سرچشمه حيات معنوي اوست دعوت مي‎كند و از اين رو افراد ساكت، به‌طور معمول فكور و پرمايه و اهل عملند؛ به‎عكس افراد پرحرف كه اغلب كم‎مايه‎اند و كم‎تر از خود عمل نشان مي‎دهند.
3 ـ پرحرفي كه نقطه مقابل سكوت است انسان را لاابالي بار مي‎آورد؛ زيرا لغزش‎هاي انسان را زياد و حيا را كم مي‎كند و با شكسته شدن سدّ حيا كه نتيجه كثرت لغزش‎هاست اعمال خلاف را براي شخص ساده مي‎نمايد.
اشتباه نشود؛ سكوت از قبيل عزلت و كناره‎گيري كه موضوع گناه را از بين مي‎برد نيست، بلكه يك نوع خودداري از گناه است و در مواردي كه ميل به بعضي از گناهان از قبيل غيبت، دروغ و... پيدا مي‎كند، هرگاه خويشتن داري و سكوت اختيار نمايد فضيلتي را علاوه بر سلامت براي خود كسب كرده است.
اين موضوع نيز ناگفته نماند كه سكوت در مواردي كه سخن گفتن لازم است، يكي از بزرگ‎ترين معايب محسوب مي‎گردد و نشانه ضعف و زبوني و ناتواني و عدم شهامت روحي و ترس از غير خداست.
آيت‎ا... مكارم شيرازي