صفحه سياسي

تشيع انگليسي و سني آمريكايي؛ برادران شيطان

 دكتر قاسم روان‌بخش

اين روزها همزمان با سفر بن سلمان نماينده سني امريكايي به انگليس،‎جريان تشيع انگليسي به رهبري فرقه شيرازي‎ها به سفارت جمهوري اسلامي تعرض كرده و با پايين كشيدن پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران و بالا بردن پرچم فرقه منحرف شيرازي دل دولت‎هاي انگليس و امريكا را شاد كردند. درباره اين دو فرقه انحرافي و عقبه‎هاي آن‎ها نكاتي گفتني است؛

1. هنري كيسينجر، استراتژيست ارشد سياست خارجي ايالات متحده آمريكا و يكي از اصلي‎ترين مشاوران رؤساي جمهور جمهوري‎خواه ايالات متحده، داراي تجربيات نظامي و سياست خارجي در جنگ‎هاي مختلف، نظريه پرداز ارتباط موثر با ديپلماسي عمومي، يكي از اعضاي بيلدربرگ و معرف اوباما است. او در كتابي به نام «نظم جهاني» كه فصل چهارم آن را به‌طور كامل به ايران اختصاص داده، چنين آورده است «در حال حاضر هيچ انديشمندي در اين حوزه نمي‎تواند اين حقيقت را انكار كند كه جهان اسلام، امروزه در حال خروج از انزوا و حاشيه موازنه سياسي و اجتماعي جهان است.» وي سپس در تشريح نظم مورد نظر رهبر ايران به بخشي از سخنان ايشان اشاره مي‎كند كه در آن آمده است احياي آگاهي جوامع اسلامي به معناي باز شدن درب انقلاب ديني در جهان بوده و از اين طريق ايالات متحده و همپيمانان غربي‎اش سلطه خود را از دست داده و سه قرن سلطه غرب بر جهان پايان خواهد يافت. وي يكي ديگر از مولفه‎هاي اين نظم را "شكست كمونيسم و ليبراليسم" و تشكيل "امت واحده اسلامي" بيان داشته است. اين استراتژيست به سخنان رهبر انقلاب اسلامي ايران در سال 2011 در زمينه انقلاب فراگير ديني اشاره‎اي كوتاه مي‎كند و اظهار مي‎دارد چنين سخناني در هر منطقه ديگري از جهان به مثابه يك رويكرد انقلابي تلقي شده و به اين معناست كه يك كشور برخوردار از يك شخصيت قوي مبتني بر منابع ديني در پي ارائه الگويي جديد از نظم است كه با نظم اعمال شده از سوي جامعه جهاني در منطقه مذكور تناقض دارد. او مي‎افزايد: «طبق نظر رهبر ايران، اصول مذهبي جهان فراتر از "منافع ملي" و "رويكرد جهانگرايي ليبرال" نظم جديد جهان را تحت تاثير قرار خواهد داد.»

2. واقعيت فوق، از همان ابتداي انقلاب اسلامي، مورد توجه برخي سياستمداران و استراتژيست‎هاي غربي - امريكايي از جمله كيسينجر قرار گرفته بود و امام(ره) نيز آن را با صدايي بلند به گوش دنيا مي‎رساند كه ما انقلابمان را به جهان صادر مي‎كنيم؛ از اين رو جريان امريكايي به شدت به وحشت افتاده و براي جلوگيري از گسترش آن به فكر چاره جويي برآمده بود؛ هر چند برخي از جنگ طلبان امريكايي، راه حل‎هاي نظامي پيشنهاد مي‎كردند و روساي جمهوري آمريكا نيز پيوسته از همه گزينه‎هاي روي ميز از جمله گزينه نظامي سخن به ميان مي‎آوردند ولي متفكران و استراتژيست‎هاي آمريكايي مانند مارك پالمر استفاده از گزينه نظامي را خودكشي سياسي دانسته، خواهان به كارگيري اصول و قواعد جنگ نرم با جمهوري اسلامي مي‎شدند. پالمر در گزارشي به نام «ايران - آمريكا، رهيافت جديد» به صراحت با ايده تهاجم نظامي به جمهوري اسلامي ايران مخالفت نموده، به اين نكته اذعان مي‎كند كه ايران به لحاظ وسعت و جمعيت فراوان، كيفيت بالاي نيروي انساني، امكانات پيشرفته نظامي، منابع سرشار طبيعي و موقعيت ممتاز جغرافيايي، در منطقه خاورميانه به قدرتي كم نظير تبديل شده كه ديگر نمي‎توان با يورش نظامي و جنگ، آن را سرنگون كرد. تنها راه سرنگون كردن نظام جمهوري اسلامي ايران، پيگيري مكانيسم‎هاي جنگ نرم و استفاده از تكنيك‎هاي عمليات رواني تبليغاتي با استفاده از 3 تاكتيك مهار، نبرد رسانه‎اي و ساماندهي و پشتيباني از نافرماني مدني است.

جوزف ناي، از معروف‎ترين نظريه پردازان جنگ نرم در آمريكا و استاد دانشگا هاروارد، هم با ادبيات متفاوتي در تاريخ 20 ژوئن 2010 در سخنراني خود در جلسه شوراي فرهنگي انگليس گفت: «من با هرگونه استفاده نابجاي غرب از قدرت سخت عليه ايران مخالفم. اگر غرب از قدرت سخت عليه حكومت ايران استفاده كند، نسل جوان ايراني را بيش‎تر به سمت حكومت مي‎كشاند.» وي سپس يادآور مي‎شود: «من بر اين باورم كه اگر تغييرات فرهنگي و اجتماعي مطلوب غرب در ايران اتفاق بيفتد در نهايت اين رژيم تغيير خواهد كرد. بنابراين اگر مرتكب اشتباه شويم و با اقدامات سخت خود نسل جوان را به واكنشي عليه حمله نظامي غرب واداريم، درواقع آن‎ها را به رژيم نزديك‎تر كرده‎ايم و مانع تحقق منافع بلند مدت خود خواهيم شد.»

3. در استراتژي جنگ نرم ضد نظام جمهوري اسلامي، هريك از اين استراتژيست‎ها راهكارهاي متفاوتي توصيه كرده‌اند؛ ولي بهترين راهكار از نظر كيسينجر، شعله ور كردن آتش جنگ‎هاي مذهبي از جمله شيعه و سني است. او در همان سال‎هاي اوليه انقلاب اسلامي، پيشنهاد انقلاب سني وهابي را مطرح كرد و آن را تنها راه مبارزه با انقلاب اسلامي دانست. وي گفت: «بهترين راه براي جلوگيري از گسترش و نفوذ انقلاب اسلامي در ميان ساير جوامع اسلامي اين است كه با ايجاد يك حركت هدايت‎شده اسلامي در ميان اهل سنت، كه در عين حال مطابق سياست‎ها و خواست‎هاي آمريكا باشد، به مقابله با انقلاب اسلامي برخيزيم»(ريشه‎هاي تاريخي شيعه‎ستيزي در پاكستان، وبگاه شيعه نيوز) با تامل روي اين پيشنهاد، پديده‎هاي شومي مانند سپاه صحابه در پاكستان، طالبان در افغانستان، داعش و جبهة النصره در عراق و شام و حتي برخي حركت‎هاي اخوان المسلمين در مصر و تركيه، جايگاه خود را پيدا مي‎كنند و روشن مي‎شود كه پيدايش آن‎ها نه از سر اتفاق بلكه محصول اتاق‎هاي فكر آمريكايي - انگليسي است و بر اساس برنامه‎اي مدوّن به وجود آمده‌اند. براي متفكران غربي روشن است كه امام خميني(ره) و امام خامنه‎اي در خنثي سازي اين گونه تحركات از توان بالايي برخوردارند و به سرعت مي‎توانند اين گونه نقشه‎ها را در نطفه عقيم سازند. از اين رو، براي راه اندازي انقلاب سني وهابي و استمرار آن، به جرياني شيعي نيازمند بود كه به صورت علني به جنگ مقدسات اهل سنت برخاسته، همه حدود و مرزهاي آن‎ها را در نوردد، تا در پرتو اين تعارض و منازعه، آتش دشمني و جنگ و كينه ميان آن‎ها شعله ور بماند. در تحليل آن ها، جمهوري اسلامي كه يك نظام شيعي است قطعا به حمايت از شيعيان وارد عمل خواهد شد و سني‎هاي جهان نيز كه اكثريت قابل توجهي هستند در برابر جمهوري اسلامي ايران به پا خواهند خاست و در اين جريان، بازنده اصلي ايران و تشيع است.

4. در همين راستا، امريكا و انگليس با هزينه‎هاي هنگفتي كه عمده منابع آن از سوي عربستان سعودي تامين مي‎شود اقدام به تاسيس شبكه‎هاي افراطي وهابي و شيعي كردند و در فضاي مجازي كه مقدمه جنگ فيزيكي است، جنگ تمام عياري به راه انداختند. افسران اين جنگ و هزينه‎هاي آن از سوي انگليس و امريكا تامين شد؛ افرادي از جريان شيرازي‎ها مانند سيد مجتبي شيرازي و دامادش شيخ ياسر الحبيب و عناصر ديگري از اين سنخ وارد اين شبكه‎ها شدند و لعن و توهين و فحاشي را در دستور كار خويش قرار دادند تا هيزم آتش اين جنگ را فراهم كنند. فراموش نمي‎كنيم كه عبدالمالك ريگي در دادگاهش گفته بود كه ما عوامل انتحاري براي كشتن شيعيان را با پخش فيلمي از توهين‎هاي همين شبكه‎ها و برخي مراسم خاصي كه در نهم ربيع برگزار مي‎شود شارژ مي‎كنيم. آن چه امروز در سوريه و عراق مي‎گذرد محصول كار هر دو گروه از سني‎هاي امريكايي و شيعه‎هاي انگليسي است كه همچنان هر دو جريان در حال شعله ور كردن اين آتش هستند. شگفت اين‎كه اخيرا پارلمان كانادا كه در حكم فرمانداري انگليس است و هنوز فرماندار آن توسط ملكه انگليس تعيين مي‎شود از شيخ صالح سيبويه، نماينده سيدصادق شيرازي، دعوت كردند تا از زحمات اين فرقه و جريان سياسي تقدير به عمل آورند. در اين جلسه نماينده مجلس فدرال و مسؤولان ارگان‎هاي حاضر، از فعاليت مركز سيدصادق شيرازي و سيبويه در زمينه مقابله با گروه‎هاي افراطي و تكفيري قدرداني و اذعان شد اگر تلاش آنان نبود چنين موفقيتي حاصل نمي‎شد!

5. خوشبختانه امام خامنه‎اي با هوشمندي و تيز بيني بالايي كه دارند امام گونه، اين موضوع را تدبير كردند و در هيچ يك از اين درگيري‎ها اعم از چچن، پاراچنار پاكستان،كشمير هند و عراق دخالت نكردند بلكه همواره جهان اسلام را متوجه وظيفه اصلي خود يعني آزادي قدس نمودند كه اتفاقا ساكنان آن همه سني‌اند. و در جنگ‎هاي 22 روزه و 8 روزه غزه و رژيم صهيونيستي، نيز اين ايران بود كه در كنار برادران اهل سنت خويش در غزه ايستاد و با كمك‎هاي نظامي خود آن‎ها را به پيروزي رساند. آن چه امروز نيز در منطقه مي‎گذرد، مقابله ايران با جريان تكفيري تروريستي است كه براي آن‎ها شيعه و سني تفاوتي ندارد و دستانشان به خون‎هاي همه مسلمين آلوده است. حمايت ايران از ارتش سوريه براي آزادي حلب و ساير شهرهاي سوريه از دست تروريست‎هاي عبري - عربي - غربي، حمايت از مردمي است كه از خانه و كاشانه خويش رانده شده‎اند و شهرشان به اشغال دشمن درآمده است. بي‎ترديد پس از آزادي شهرهاي سوريه، برادران شيعه و سني مانند ايران، در كنار هم زندگي مسالمت‌آميزي خواهند داشت.

6. اكنون كه با تدبير امام خامنه اي، و تلاش جبهه مقاومت، جريان تكفيري اعم از طالبان، داعش و النصره در جبهه گفتماني و نظامي شكست سنگيني متحمل شده‎اند و ديگر نه آبرويي براي اسلام امريكايي باقي مانده و نه انگيزه لازم براي ادامه كار و نه توان نظامي، استكبار به فكر طرح جايگزين ديگري افتاده است تا بتواند اهداف خويش را در قالبي جديد به پيش ببرد. به همين دليل، كيسينجر، پيشنهاد مي‎كند بايد ماجراي داعش و جريان تكفيري خاتمه يابد و «يك ارتش سني، داعش را از ميدان خارج و حكومتي سني را بر جاي داعش بنشاند و الاّ اگر ارتشي شيعي موفق به اين كار شود، به معني فراهم كردن زمينه تسلط ايران بر منطقه خواهد بود»(در مصاحبه با خبرنگار آتلانتيك در مورد خاورميانه 9/9/95 زيتون نيوز)

7. آن چه امروز در حال وقوع است، تشكيل ارتشي با محوريت اسلام ناب محمدي است كه در محور آن تشيع ناب قرار دارد در چنين فضايي هر دو جريان تشيع انگليسي و سني امريكايي، محكوم به شكست هستند و طراحان اصلي اين جنگ مذهبي يعني امريكا و انگليس خود نيز به اين شكست اذعان كرده‌اند. بنابر اين مسلمانان بايد در شرايط جديد، راه اصلي خود را بيابند كه همان مبارزه با جريان امريكايي - صهيونيستي است و بنابر پيش بيني امام خامنه‎اي تا 25 سال ديگر چنين رژيمي از روي نقشه جهان حذف خواهد شد و برادران مسلمان، افقي روشن در برابر خود خواهند داشت.

8. فعاليت‎هاي فرقه شيرازي در توهين به ولايت فقيه، حضرت امام(ره)، امام خامنه‎اي، حضرت آيت‎ا... بهجت(ره)[سيد مجتبي شيرازي در يك نوار ويديوئي، به حضرت آيت‌ا... بهجت(ره) نسبت كفر و الحاد مي‎دهد!]، و تعرض به سفارت جمهوري اسلامي ايران توسط اين گروهك مذهبي - سياسي انگليسي همزمان با حضور بن سلمان در انگليس حكايت از انفعال شديد جريان مخالف انقلاب اسلامي دارد؛ زيرا در اين‎جا جريان سني امريكايي و شيعه انگليسي همراه با مديران اصلي اين جنگ يعني انگليسي‎ها و امريكايي‎ها همه به صورت عريان به ميدان آمده‎اند تا به خيال خودشان در جنگ احزاب به جمهوري اسلامي حمله ور شوند. ولي رو شدن دست شيعه انگليسي يعني جريان شيرازي‎ها پيروزي بزرگي بود كه نصيب انقلاب اسلامي شد و شكست مفتضحانه‎اي براي استكبار رقم خورد.

دغدغه مهم رهبر معظم انقلاب در سالي كه گذشت

 دكتر محمد ملك زاده

در روزهاي پاياني سال 1396، اگر بخواهيم يكي از مهم‎ترين دغدغه‎هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي را در سالي كه گذشت مورد توجه قرار دهيم، شايد به جرات بتوان گفت دغدغه اجراي حداكثري عدالت در جامعه از مهم‎ترين آن‎ها بوده است. اخيرا مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از مردم انقلابي تبريز ضمن ابراز گلايه‎هاي خود درباره عقب ماندگي در تحقق عدالت در كشور، بيان داشتند كه پيشرفت در عرصه‎هاي مختلف به معناي واقعي كلمه رخ داده اما در زمينه «عدالت» اقرار مي‎كنيم كه عقب مانده‎ايم. ايشان حتي با تأكيد بر ضرورت عذرخواهي از خداوند و مردم به خاطر عقب افتادن در زمينه عدالت ابراز اميدواري كردند: ان‎شاءا... با همت مسؤولان و مردان و زنان كارآمد و مؤمن در اين زمينه نيز پيشرفت خواهيم كرد.

بي‎گمان تبيين دستاوردهاي انقلاب اسلامي يكي از مهم‎ترين ضرورياتي است كه با توجه به هجمه‎هاي گسترده دشمنان عليه جمهوري اسلامي پرداختن به آن حائز اهميت مي‎باشد؛ اما اين بدان معنا نيست كه ما از آسيب‎شناسي عملكرد خود غافل بمانيم و از تبيين ضعف‎ها و كاستي‎ها و تلاش براي رفع آن‎ها كوتاهي كنيم. كاستي‎ها در برقراري كامل عدالت اجتماعي يكي از مهم‎ترين اين آسيب‎هاست كه همواره مورد دغدغه مقام معظم رهبري از جمله در اين ديدار اخير با مردم تبريز قرار داشته است. البته اين نخستين بار نيست كه عالي‎ترين مقام كشور، از وضع عدالت در كشور انتقاد مي‎كند. چرا كه رهبر معظم انقلاب در 27 ارديبهشت سال90 نيز با صراحت گفته بود «وضع فعلي عدالت در كشور راضي‎كننده نيست.» ايشان در نخستين سال‎هاي پذيرش مسؤوليت رهبري فرمودند:

در نظام اسلامي، عدالت مبناي همه تصميم‎گيري‎هاي اجرايي است و همه مسؤولان نظام، از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي تا مسؤولان بخش‎هاي مختلف اجرايي، بخصوص رده‎هاي سياست‎گذاري و كارشناسي و تا قضّات و اجزاي دستگاه قضايي، بايد به جدّ و جهد و با همه اخلاص، در صدد اجراي عدالت در جامعه باشند. امروز در جامعه ما، برترين گام در راه استقرار عدل، رفع محروميت از طبقات محروم و تهي‎دست و كم درآمد است.(1)

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي گرچه عدالت نسبي در حوزه‎هاي مختلف و در سطح‎هاي گوناگون سياسي، اجتماعي و اقتصادي در مقايسه با رژيم گذشته، تا حدود زيادي تحقق يافته است اما اين سطح از تحقق همچنان در حد راضي كننده نمي‎باشد و بايد اعتراف نمود كه جلوه‎هاي مختلف تبعيض همچنان به عنوان يك معضل اساسي، رخ مي‎نمايد و از اين رو رهبر انقلاب وضع فعلي عدالت در كشور را راضي‎كننده نمي‎دانند. بنابراين بايد در اين زمينه راهكاري جدي انديشيده شده و تلاش بيش‎تري انجام پذيرد؛ اما از آن‎جا كه اقامه عدالت بدون پشتوانه عدالت پژوهشي، تلاشي ناقص و ابتر خواهد بود، نيازمند ترسيم نقشه‎اي هستيم كه بتواند ضمن هدايت كلي، مجموعه اقدامات معطوف به اين هدف را اثربخش‎تر نمايد. اين امر جايگاه علوم انساني و رسالت انديشمندان حوزوي و دانشگاهي را برجسته‎تر مي‎سازد. ورود مكرر رهبر معظم انقلاب به موضوع عدالت نيز از چشم‎انداز جايگاه و نقش ممتاز ديني ايشان به عنوان يك انديشمند بزرگ ديني و رهبر انقلاب اسلامي بسيار حائز اهميت است. دلايل طرح بحث عدالت از سوي رهبر انقلاب و تاكيد بر اهميت راهبردي آن در جايگاهي كه ايشان در آن قرار گرفته‎اند، مي‎تواند به منظور لزوم گفتمان عمومي شدن عدالت در دهه چهارم انقلاب كه دوران پيشرفت جمهوري اسلامي ايران مي‎باشد، تلقي گردد. از نگاه رهبر انقلاب؛ عدالت بايد گفتمان حاضر در صحنه اجتماعي و روابط سياسي ميان مردم و مسؤولان و بخصوص نسل جوان باشد. عدالت بايد هميشه مورد مطالبه جامعه باشد و مورد درخواست عمومي قرار گيرد تا به صورت حداكثري محقق شود. اما همچنان‎كه گفته شد، لازمه گفتمان سازي عدالت براي تحقق عملي آن در جامعه اسلامي، تبيين دقيق آن در بعد نظري است كه به انديشمندان علوم انساني و فرهيختگان حوزوي و دانشگاهي مرتبط است. مقام معظم رهبري، در تبيين بعد نظري عدالت، آن را درهم تنيده با دو مفهوم كليدي ديگر دانسته و شرط تحقق عدالت را در پيوند آن‎ها با يكديگر مي‎دانند:

اگر بخواهيم عدالت به معناي حقيقي خودش در جامعه تحقق پيدا كند، با دو مفهوم ديگر به شدت درهم تنيده است؛ يكي مفهوم عقلانيت است؛ ديگر معنويت. اگر عدالت از عقلانيت و معنويت جدا شد، ديگر عدالتي كه شما دنبالش هستيد، نخواهد بود؛ اصلا عدالت نخواهد بود. عقلانيت به خاطر اين است كه اگر عقل و خرد در تشخيص مصاديق عدالت به كار گرفته نشود، انسان به گمراهي و اشتباه دچار مي‎شود؛ خيال مي‎كند چيزهايي عدالت است، در حالي كه نيست؛ و چيزهايي را هم كه عدالت است، گاهي نمي‎بيند.(2)

از اين رو ايشان با مخالفت با ديدگاه غربي و نظام سرمايه‎داري در خصوص عدالت، به تشريح نظريه عدالت در نظام اسلامي مي‎پردازد و خطاب به مسؤولان اجرايي مي‎فرمايد:

عدالت بايد با معنويت همراه باشد؛ يعني بايد شما براي خدا و اجر الهي دنبال عدالت باشيد؛ در اين صورت مي‎توانيد با دشمنان عدالت مواجهه و مقابله كنيد. البته معنويت هم بدون گرايش به عدالت، يك بعدي است. بنابراين معنويت و عدالت در هم تنيده است. اين كه ما بگوييم عدالت را مطرح نكنيد، توليد ثروت را مطرح كنيد؛ بهانه را هم اين بياوريم كه بعد از توليد ثروت سراغ عدالت مي‎رويم، اين نمي‎شود. عدالت يعني امكاناتي كه در كشور هست، عادلانه و عاقلانه تقسيم كنيم نه عادلانه بي‎حساب و كتاب و سعي كنيم همين امكانات را بيش‎تر كنيم تا به همه بيش‎تر برسد؛ نه اين كه به قشر خاص و به دسته خاصي بيش‎تر برسد.(3)

از نگاه نظريه پردازان غرب و نظام سرمايه داري و ليبراليستي، عدالت به عنوان يك ارزش مطلق تلقي نمي‎گردد. آنان در مصاف عدالت با رشد و توسعه، به مقوله دوم اولويت مي‎دهند اما رهبر انقلاب اسلامي ايران بر اين نكته تأكيد دارد كه اين تلقي بر خلاف تفكر اسلامي است و توسعه و پيشرفت بايد جهت‎دار بوده و در چارچوب تأمين عدالت اجتماعي تعريف شود. ايشان با صراحت مي‎فرمايد:

ما طبق برخي از سياست‎هايي كه امروز در دنيا رايج است و طرفداران زيادي هم دارد، نيستيم كه صرفاً به رشد توليدات و رشد ثروت در كشور فكر كنيم و به عدالت در كنار آن فكر نكنيم، نه اين منطق ما نيست. نوآوري نظام ما همين است كه مي‎خواهيم عدالت را با توسعه و با رشد اقتصادي در كنار هم و با هم داشته باشيم.(4)... بعضي اين تصور را مي‎كنند كه ما بايستي دوره‎اي را صرف رشد و توسعه كنيم و وقتي كه به آن نقطه مطلوب رسيديم، به تأمين عدالت اجتماعي مي‎پردازيم. اين فكر، اسلامي نيست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعه مقدمه عدالت است.(5)

بنابراين از ديدگاه رهبر انقلاب به عنوان يك انديشمند اسلامي، همه چيز بايد در خدمت عدالت باشد؛ زيرا عدالت مقدمه كمال نهايي انسان است:

ما كارهاي گوناگون [رفاه، سازندگي، توسعه] را براي قسط و عدل مي‎خواهيم، براي اين‎كه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خيرات جامعه استفاده كنند و عده‎اي محروم و مظلوم واقع نشوند. در محيط قسط و عدل است كه انسان‎ها مي‎توانند رشد كنند، به مقامات عالي بيش‎تري برسند و كمال انساني خود را به دست آورند. قسط و عدل يك مقدمه واجب براي كمال نهايي انسان است.(6)

و از اين رو ايشان همواره به مسؤولان توصيه مي‎كنند به عدالت به عنوان يك ارزش درجه اول نگريسته شود، در حالي كه يكي از آسيب‎هاي جامعه ما در زمينه برقراري عدالت اين بوده كه به آن به عنوان يك ارزش درجه دوم نگريسته شده است:

نبايد ارزش عدالت به عنوان يك ارزش درجه دو كم كم در مقابل ارزش‎هاي ديگر به فراموشي سپرده شود؛ در نظام ما اين خطر وجود داشته است. ارزش‎هاي ديگر هم خيلي مهم است؛ مثلا ارزش پيشرفت و توسعه، ارزش سازندگي، ارزش آزادي و مردم سالاري. مطرح كردن ارزش عدالت مطلقا به معناي نفي اين‎ها نيست؛ اما وقتي ما اين ارزش‎ها را عمده مي‎كنيم و مساله عدالت و نفي تبعيض و توجه به نيازهاي طبقات محروم در جامعه كمرنگ مي‎شود، خطر بزرگي است؛ اما با عدالت محور بودن يك دولت، اين خطر از بين مي‎رود يا ضعيف مي‎شود.(7)

پي‎نوشت ها

1. پيام به مناسبت دومين سالگرد ارتحال امام خميني(ره) 13/3/1370.

2. بيانات رهبر انقلاب در تاريخ 8/6/1384.

3. همان.

4. بيانات رهبر انقلاب در ديدار با مسؤولان دولت، 4/6/1383.

5. بيانات رهبر انقلاب در ديدار با مسؤولان دولت، 8/6/1374.

6. سخنراني در جمع فرماندهان و پرسنل نيروي انتظامي 25/4/1376.

7. بيانات رهبر انقلاب در تاريخ 8/6/1384.

جريان شناسي اسلام التقاطي(8)
گروه فرقان در گرداب انديشه هاي التقاطي(2)

 دكتر قاسم روان‌بخش

اشاره: در شماره قبل درباره كيفيت پيدايش و تاثيرپذيري گروهك التقاطي فرقان از برخي شخصيت‎ها و جريان‎هاي فكري سياسي مطالبي را ذكر كرديم. در اين شماره درباره تفكر التقاطي اين گروهك در عرصه ارزش‎هاي سياسي تحليل مي‎كنيم؛ فرقان در عرصه ارزش‎هاي سياسي نيز همانند مباني فكري و اعتقادي دچار نوعي التقاط بود و التقاط آن‎ها از نوع التقاط اسلام وماركسيسم به حساب مي‎آمد. از اين رو، هم در مشروعيت و هم در ساختار حكومت و هم در حقوق و وظايف، التقاطي مي‎انديشد. در اين شماره به تفكر التقاطي اين سازمان مخوف در حوزه مشروعيت و ساختار مي‎پردازيم و در شماره آينده، التقاط اين گروهك را در حوزه حقوق و وظايف تبيين خواهيم كرد.

1. التقاط در مشروعيت

از اسنادي كه از گروه فرقان به دست آمده اين گروه التقاطي، مشروعيت و حقِّ قانون گذاري و حكومت را الهي نمي‎داند و ضمن مخالفت با نيابت عامه فقيه در عصر غيبت، ولايت فقيه را فاقد مبناي قرآني و سناريويي در راستاي امام سازي در برابر امام دوازدهم معرفي مي‎كند.(1) اين سازمان در عين حال در اين مساله دچار تشويش در راي شده به‌طوري كه در جاي ديگر با تفكيك ميان «ولايت» فقيه و «حاكميت سياسي» وي، ولايت فقيه را مي‎پذيرد ولي براي او حاكميت سياسي قايل نيست.(2) اين عبارت موهم آن است كه ولايت فقيه در حد همان امور جزئي و به عبارتي در امور حسبه مي‎باشد و هيچ گونه حقي در حكومت و حاكميت ندارد. از نظر فرقان فقيه دين شناس نيز مثل همه مردم، حق اداره اجتماع دارد.(3) و تنها چيزي كه براي فقيه قائل مي‎شوند «اولويت» است و لاغير. بنابر اين فقيه مشروعيتي از جانب خداوند ندارد بلكه همانند ساير مردم بايد با ساز و كار ديگري مانند انتخابات، اين حق را به دست آورد. از عبارت «ولايت فقيه، با اصل ارزش انسان و خصوصيات متعالي او در تضاد است و منجر به سلب آزادي و قدرت انتخاب آدمي مي‎شود(4) اين گونه استفاده مي‎شود كه ساز و كار پيشنهادي آن‎ها همان ساز و كار انتخابات است. بنابر اين، از نگاه آن‎ها حاكمي مشروع است كه منتخب مردم باشد و ولايتي از سوي خداوند ندارد.

بر اساس همان مبنايي كه ذكر شد، در باب مشروعيت قانون نيز قانوني معتبر مي‎دانند كه از سوي پارلمان منتخب مردم تصويب شده باشد. در باب مشروعيت قضاوت نيز شاني از شؤون ولي فقيه نمي‎دانند بلكه مشروعيت قواي سه گانه كه يكي از آن‎ها مقام قضاوت است از ناحيه مردم مي‎دانند.

هر چند اين گروه، دائم از حق انتخاب مردم و مشروعيت مردمي سخن مي‎گويند ولي درمقام عمل، براي مردم هيچ گونه اعتباري قائل نيستند. به عبارت ديگر مردمي را مي‎پسندند كه راه و رسم آن‎ها را بپذيرند و به حاكميت آن‎ها تن بدهند ولي اگر نظام ديگري يا حاكم ديگري قبول كنند آراي آن‎ها هيچ گونه ارزشي ندارد به همين دليل، نظام برآمده از آراي اكثريت قاطع مردم ايران را رژيم «كودتا»(5)، «شرك آلود»(6) و «وابسته به بيگانه»(7) دانسته، مردمي را كه با بيش از 98درصد به آن راي آري داده بودند را مستحق مرگ و نابودي مي‎دانستند(8) و در كوچه و خيابان آن‎ها را همانند مجاهدين خلق به گلوله مي‎بستند.

2. التقاط در ساختار

در آثار اين گروه جايي كه بر ساختار حكومت تصريح شده باشد يافت نشد ولي آن چه از بيانيه‎ها و بيان مواضع آن ها، به دست مي‎آيد اين است كه ساختار مورد نظر آن‎ها نه ساختار مبتني بر مشروعيت الهي است و نه ساختاري دموكراتيك كه با آراي مردم به دست مي‎آيد؛ زيرا از يك سو مردم را توده‎هاي «ناآگاه» و «احمق» معرفي مي‎كنند و از سوي ديگر ولايت فقيه را با اصل ارزش انسان و خصوصيات متعالي او در تضاد و تعارض مي‎دانند.(9) از برخي عبارات آن‎ها استفاده مي‎شود كه ساختار مورد قبول اين گروه ساختاري شبيه ساختاري است كه سازمان مجاهدين خلق در دوره اول حيات خود به آن معتقد بود و از آن به «سانتراليزم دموكراتيك» تعبير مي‎كرد.(10) اين گروه به تدريج به ديكتاتوري فرقه‎اي تبديل گرديد به‌طوري كه براي گودرزي ولايت الهي و از آن بالاتر مقام «امامت» نيز قايل شد.(11)

نتيجه: گروه فرقان نيز همانند سازمان مجاهدين در راستاي «فرقه سازي» گام برداشته و به تدريج به يك فرقه به ظاهر مذهبي كه داراي رهبر و امام هستند در آمده، اعضاي فرقه بر اساس راه و رسمي كه در آن پذيرفته‎اند چشم بسته و بدون چون و چرا دستورات رهبر خود را اجرا مي‎كرده‌اند.

پي‎نوشت‎ها

1. «موضوع ولايت فقيه صرف نظر از اين كه هيچ مبنايي در قرآن ندارد با اصل ارزش انسان و خصوصيات متعالي او در تضاد است و منجر به سلب آزادي و قدرت انتخاب آدمي مي‎شود... مساله ولايت فقيه امام سازي در برابر امام دوازدهم مي‎باشد، بنابر اين من ولايت فقيه و رهبري امام زمان را قبول دارم.(محمد حسن روزي طلب، پيشين، به نقل از پرونده گودرزي شماره بازيابي 18383، بازجويي 12/2/59.)

2. ولايت فقيه و حاكميت سياسي دو موضوع مجزا از هم است و فقيه دين شناس هم مثل همه افراد ديگر حق اداره اجتماع را دارد، ولي حاكميت و آمريت ندارد.(محمدحسن روزي طلب، پيشين، ص31.)

3. همان.

4. همان، پرونده گودرزي شماره بازيابي 18383، بازجويي 12/2/59.

5. تحليل فرقان درباره انقلاب اسلامي ايران از اين قرار است: «21 بهمن 57 بالاخره جرقه انتقال قدرت از رژيمي ورشكسته و خودكامه به رژيمي پليدتر كه بر مبناي تزوير عمل ميكند، زده مي‎شود. مسلم است از نظر قدرت طلبان، در اين انتقال عده‎اي از افراد بي‎گناه و حتي بعضي از مهره‎هاي خودشان بايد قرباني هوا و هوس آن‎ها شود تا «كودتا» هر چه سريع‎تر در معرض اجرا قرار گيرد.» (همان، ص231.)

6. گودرزي مي‎گويد: در رابطه با شرك هم بيش‎تر روي مساله شخصيت و فرد پرستي بايد تاكيد كرد؛ زيرا در هر جامعه‎اي اگر فرد يا افرادي را تا بدان پايه تقديس برسانند كه حالت خدايگاني پيدا كنند، اين خود نوعي شرك است.... نظام فعلي هم درست بر روي خود پرستي و بت سازي از شخصيت‎ها تاكيد دارد.(نشريه فرقان، ش 12 بهمن 57، ص9.)

7. آخونديسم در اجراي سياست اتحاد با دولت‎هاي استعماري و بخصوص فرانسه استعمار گر بود.(نشريه فرقان، ش 12 بهمن 57، ص9.)

8. شهيد اسد‌ا... لاجوردي در دادگاه گروه فرقان، نظر آن‎ها را درباره مردم بيان كرده مي‎گويد در بيانيه‎اي كه فرقان صادر كرده است نظرشان درباره مردم را مشاهده كنيد: «آخونديسم ستمكار كه حاكميت خود را مرهون نا آگاهي توده‎ها و حماقت آن ها، مي‎داند» گودرزي نيز بر اين ادعا مهر تاييدي مي‎زند و مي‎گويد «ترديدي نيست» آقاي لاجوردي سپس با نقل قولي از فرقان ( «تذكر اين نكته هم ضروري است كه هدف از دست يابي به باند تبهكار و قدرت طلب، كشتن و نابود كردن نيروها و درهم ريختن و ويران ساختن پايگاه‎هاي آنان مي‎باشد») مي‎افزايد: پايگاه‎هاي جمهوري اسلامي جز توده‎هاي مردم چه كساني هستند؟ شما گفته‎ايد «رسالت مؤمنين در رابطه با مشركين و منافقين بر پايه كشتن و نابود كردنشان، در هر جا و به هر شكلي كه يافت شوند، تحقق مي‎پذيرد.»(محمد حسن روزي طلب، پيشين، ص 231.)

9. همان، ص31.

10. اظهارات رهبر گروه در دادگاه: شوراي انقلاب و كادر رهبري كه در رابطه با يك نظام توحيدي مطرح است، يعني وقتي يك نظام توحيدي روي كار آمد، بر اساس چنين شكل بندي و نظم بندي مي‎تواند چه در زمينه شناخت قرآن و چه در زمينه{هاي ديگر بشناسد و تصميم بگيرد} همان، ص 225.

11. اظهارات پيروان گودرزي: تا زماني كه به اين انديشه معتقد بودم، تمام مسايل را از ايدئولوگ گروه تقليد مي‎كردم و اكبر گودرزي را امام خود مي‎دانستم» و «من خودم صاحب نظر نبودم و مسايلي مذكور را از انديشه و رهبري گروه به‌طور غير مستقيم دريافت مي‎كردم.» تعداد افرادي كه اين گونه نوشته‎اند 42 نفر است. (همان، ص 233.)

رمزگشايي از جعبه سياه واقعي سانحه هوايي ياسوج
هشدار دادستاني به مسؤولان سازمان هواپيمايي ۲ ماه قبل از حادثه

به گزارش خبرنگار قضايي خبرگزاري فارس، 29 بهمن امسال بود كه هواپيماي 3704 شركت آسمان در مسير پروازي تهران ياسوج از صفحه رادار محو شد.

تنها ساعتي بعد مشخص شد اين هواپيما با رشته‎كوه دنا برخورد كرده و همه 66 سرنشين اين پرواز جان به جان آفرين تسليم كردند.

اظهارنظرها درباره علت وقوع اين حادثه و همچنين مشخص شدن مكان دقيق سقوط ادامه داشت تا اين‎كه لاشه هواپيما در دل كوه و تنها چند ده متر پايين‎تر از قله كشف شد.

گمانه زني‎ها براي مشخص شدن علت سقوط و همچنين دلايل اين حادثه هوايي ادامه داشت اما در همين اثنا پرده از يك رخداد عجيب و تأمل برانگيز برداشته شد.

اين رخداد چيزي نبود جز اين‎كه مشخص شد نماينده دادستان تهران و سرپرست دادسراي امور جنايي تهران در تاريخ 28 آذر ماه امسال يعني دو ماه قبل از وقوع اين حادثه نامه‎اي به عابدزاده رئيس سازمان هواپيمايي كشور نگاشته است.

اين نامه كه رونوشت آن به دادستان تهران، رئيس سازمان بازرسي كل كشور و وزير راه رسيده است حاوي مطالب فوق‎العاده مهمي است كه حكايت از برخي تخلفات عمده عابدزاده دارد كه بازخواني آن از اهميت بالايي قرار دارد.

هرچند نمي‎توان به‌طور قطع اين تخلفات را عامل اصلي حادثه سقوط هواپيماي آسمان دانست اما به زعم سرپرست دادسراي امور جنايي تهران اين تخلفات زمينه‎ساز اين‎گونه حوادث است.

متن اين نامه به دست خبرگزاري فارس رسيده است كه در زير مي‎خوانيد.

جناب آقاي عابدزاده

رئيس سازمان هواپيمايي كشور

همان طور كه مطلع هستيد، پرونده هواپيماي آنتونف 140، هواپيماي توپولف كاسپين در قزوين و ساير سوانح در اين دادسرا در حال رسيدگي قضايي است.

بررسي‎هاي انجام شده تا كنون نشان مي‎دهد عدم رعايت نظامات و مقررات، ناديده گرفتن نظرات كارشناسي و توصيه‎هاي مبادي ذي‎صلاح و نهايتاً ضعف‎هاي نظارتي و وجود تخلفات مختلف، زمينه‎ساز بروز اين سوانح بوده و به عبارتي اسباب وقوع سانحه را فراهم نموده است.

از آن جايي كه يكي از رسالت‎هاي اصلي سازمان هواپيمايي كشوري مطابق قوانين و مقررات جاري كشور و همچنين الزامات بين‎المللي ايكائو، ارتقاء ايمني و پيشگيري از بروز سوانح است، لذا ضرورت دارد آن سازمان از سوانح گذشته عبرت گرفته و باعث ايجاد سوانح آتي نگردد.

عملكرد حضرتعالي به عنوان عالي‎ترين مقام نظارتي بر صنعت هوانوردي طي دو سال گذشته عليرغم تذكرات مبادي ذيربط از جمله اين دادسرا نشان از اصرار بر انجام و حمايت از تخلفات، ناديده گرفتن نظرات كارشناسي و الزامات مربوطه دارد، كه در ذيل به صورت اجمال به برخي از آن‎ها اشاره مي‎گردد:

1- حمايت صريح و مكتوب حضرتعالي از گروه فساد و ارتشاء كه در سال 1391 توسط وزارت اطلاعات دستگير و پرونده آن‎ها در مرحله تجديدنظر‎خواهي قرار دارد و نخبه قلمداد نمودن افراد راشي و مكاتبه با وزير محترم اطلاعات و دادگاه محترم تجديد نظر و گسيل دو نفر از پرسنل امنيتي جهت اعمال نفوذ در پرونده مذكور توسط حضرتعالي كه مكاتبه شما و صورتجلسه آن موجود است.

2- آقاي ت يكي از معاونان وقت آن سازمان منصوب شده از طرف حضرتعالي طي حدود يكسال و نيم گذشته از طرف مبادي ذيربط قانوني تأييد نشده بود(نامه عدم صلاحيت هيأت مركزي گزينش به شماره 725/56/د مورخ 1395.5.24). با وجود اين‎كه لازم بود حكم معاونت ايشان لغو گردد ولي نامبرده تا چندي پيش بر پست مذكور تكيه زده و وظايف مربوطه را انجام داده است، كه اين اقدام خلاف مقررات مربوطه است.

در ادامه يكي از متهمان سانحه سقوط هواپيماي آنتونف 140 توسط حضرتعالي جايگزين ايشان شده است. نامه هشدار سازمان بازرسي كل كشور به شماره 42060 مورخ 1396.3.3 نيز تأثيري در قانون‎گريزي حضرتعالي نداشته است. بديهي است تلاش و پيگيري شما در اخذ تأييديه نامبرده برخلاف نظر كارشناسي و نظامات دولتي، نافي تخلفات يكسال گذشته ايشان نخواهد بود.

3- آقاي(ت) در سال گذشته اقدام به افشاي سوالات امتحان خلباني نمود كه پرونده ايشان در دادسراي تهران در جريان بوده و ايشان پس از بازداشت به مدت حدود 32 ساعت و انتقال به زندان اوين با قرار تأمين 5000000000 ريالي آزاد شده‎اند.

نامه شماره 17736/22/102/م مورخ 1395.3.30 حراست آن سازمان، شهادت مديركل وقت دفتر گواهينامه‎ها امتحانات و امور پزشكي آن سازمان، شهادت معاون حراست آن سازمان و دو نفر از كارشناسان مربوطه و مستندات و گزارش كارشناسي اين تخلف ضميمه پرونده بوده و پرونده در جريان مي‎باشد.

4- مبادي نظارتي براي اين‎كه بتوانند نظارت‎هاي قانوني را اعمال نمايند نبايد داراي تضاد و يا اشتراك منابع با شركت‎هايي كه بر آن نظارت مي‎كند باشند. عدم تداخل منافع(CONFLICT OF INTEREST) به عنوان يك اصل پذيرفته شده بين‎المللي در امور نظارتي در بخش هوايي مطرح است.

پيشنهاد مي‎گردد حضرتعالي به عنوان رياست سازمان فصل سوم از سند AIRWORTHINESS INSPECTOR MANUAL ايكائو را مطالعه فرماييد تا اگر ابهاماتي در اين خصوص داريد برطرف شود. با وجود موارد فوق معاون وقت الف شما اقاي(ت) از سهامداران شركت كاموتك پرواز و شركت‎هاي ديگري است كه مي‎بايست تحت نظارت سازمان قرار داشته و تداخل منافع مانع از انجام وظايف نگردد. ترغيب شركت‎هاي ديگر به عقد قرارداد با شركت كاموتك پرواز، نه تنها با مقررات و الزامات مربوطه مغايرت دارد بلكه زمينه‎ساز بروز فساد اداري و تضعيف ايمني و نهايتاً بروز سوانح خواهد بود.

5- در پاسخ به مكاتبات و درخواست‎هاي اين دادسرا در موارد متعددي سازمان هواپيمايي سعي در كتمان حقايق، عدم پاسخگويي و يا ارائه پاسخ‎هاي غيرمرتبط نموده است.

6- آمار منتشره از سوي مبادي ذيربط از جمله ايكائو، دفتر ايمني آن و به ويژه گزارشات SAFA(آژانس نظارت بر ايمني اتحاديه اروپا) سازمان نشان مي‎دهد وضعيت ايمني در كشور در سطح غيرقابل قبولي قرار دارد كه تبعات نتيجه عدم توجه به قوانين و مقررات، الزامات بين‎المللي و عدم صحيح استفاده از ظرفيت سازمان هواپيمايي كشوري به عنوان بازوي طرح اصلي نظارتي و حاكميت دولت مي‎باشد.

7- قصور در امر تأمين هواپيماي استراتژيك بازرسي فرودگاهي(FLIGHT CHECK) عليرغم تخصيص مبلغ بيش از بيست ميليون دلار از منابع دولتي در سال 1385 و در زمان تصدي شما در شركت آسمان و بكارگيري اين منابع در ساير امور مرتبط و تحميل يك فروند هواپيماي فالكن 2000 به سازمان با تأخير پنج ساله بودنوجود سامانه بازرسي فرودگاهي(FLIGHT CHECK)، با واگذاري حقوق حاكميتي در امر بازرسي فرودگاه‎ها به شركت فرودگاه‎هاي كشور و اقدام مديران آن مجموعه(فرودگاه‎هاي كشور) در خريد يك فروند هواپيماي KING - AIR350I با قيمت حدود دو برابر كه پرونده آن در نهادهاي نظارتي در جريان است.

8- بررسي‎هاي انجام شده نشان مي‎دهد كه از سه ماه گذشته تا كنون حدود 10 فروند هواپيماي MD-80 در حين پرواز، يك موتور خود را از دست داده‎اند كه اين امر اسباب ايجاد رعب و وحشت در مسافران گرديده و ادامه اين روند سوانحي را در پي خواهد داشت و سازمان هواپيمايي كشوري هيچ گونه اقدام مؤثر و بازدارنده‎اي در اين خصوص انجام داده است.

موارد فوق مويد اين موضوع است كه شما به عنوان رئيس سازمان هواپيمايي كشوري نه تنها اقدامات خارج مقررات كه ايمني پروازها را به صورت جدي تهديد مي‎كند، انجام مي‎دهيد بلكه بر انجام و حمايت از تخلفات و فساد اداري پرسنل پافشاري مي‎نماييد.

در پرونده آنتونف نيز با توجه به تعيين عوامل فني به عنوان علت سقوط توسط كميسيون سوانح آن سازمان در يك فرآيند دادرسي قانوني، متهمان به دادسرا احضار شدند، شما به حمايت از افراد متخلف كماكان ادامه مي‎دهيد و با ارسال احضاريه‎هاي قانوني افراد خاطي به دفتر مقامات عالي رتبه نظام درصدد تشويش مقامات بوده تا در لفافه آن به تخلفات خود ادامه دهند.

سخت در اشتباه هستيد اگر فكر مي‎كنيد با اين اقدامات اين چنيني خود خللي در عزم راسخ اين مجموعه در برخورد با فساد ايجاد مي‎شود.

اگر يكي از عزيزان شما هم در اين سوانح كشته شده بود باز هم اين مكاتبات را جهت مبرا كردن متهمان انجام مي‎داديد!!

سخن پايان اين كه:

تحليل سوانح گذشته نشان مي‎دهد كه اين روند زمينه‎ساز بروز سوانح بعدي خواهد بود. لذا به اين وسيله جهت پيشگيري اعلام مي‎گردد در صورتي كه اين روند ادامه يابد تمامي مسؤوليت‎هاي ناشي از هرگونه سانحه يا حادثه هوايي بر عهده شخص حضرتعالي به عنوان مسؤول سازمان هواپيمايي خواهد بود.

 يادداشت هفته

ببر كاغذي يا شير غران؟!

 علي اكبر عالميان

ادعاي محمدبن‎سلمان، وليعهد عربستان در جريان سفرش به مصر در رابطه با جمهوري اسلامي ايران از آن دست سخناني است كه تنها از سوي حاكمان كم خرد سعودي بر مي‎آيد. او مدعي شد: ايران ببر كاغذي است. وليعهد عربستان در حالي جمهوري اسلامي ايران را به «ببر كاغذي» تشبيه كرده است كه بارها از همين «ببر كاغذي» ادعايي زخم‎هاي فراواني برداشته و از شدت اين دردها فريادش به آسمان بلند شده است. اين «ببر كاغذي» نزديك به 40 سال است كه خواب خوش را از چشمان حاكمان كاخ شيشه‎اي رياض ربوده است؛ چرا كه در برابر زياده خواهي‎هاي آنان ايستاده و نگذاشته است كه مسلك منحرف وهابيت، خود را نماينده تفكر اسلام ناب نبوي معرفي كند. اين «ببر كاغذي» با حضور خود در منطقه نمي‎گذارد اهداف بلندپروازانه و جاه طلبانه سعودي‎ها به نتيجه برسد. اين «ببر كاغذي» با صدور انقلاب خود به منطقه و جهان موجب بيداري ملت‎هاي مظلوم شده است. اين «ببركاغذي» در دفاع از مردم مظلوم مسلمان در هر نقطه از جهان از هيچ تلاشي دريغ نمي‎كند چه اين مسلمان، سني باشد و چه شيعه چه فلسطيني و لبناني وچه ميانماري و يمني و عراقي. اين «ببر كاغذي» وقتي فتنه داعش رخ داد، يك تنه در برابر آن ايستاد وبا فداكردن جوانان غيور خود، منطقه را از لوث وجودشان پاك كرد. اين «ببركاغذي» همان كشوري است كه اجازه تسلط سعودي‎ها در عراق و سوريه را نداده و داغ حضور سلطه طلبانه عربستان بر منطقه را در دل كاخ نشينان رياض گذاشته است. همين كشوري كه از سوي وليعهد خوشگذران عربستان از آن با عنوان ادعايي «ببركاغذي» نام برده شده، قدرتمندانه در برابر همه تهديدها ايستاده و در برابر تمام نيروهاي مسلح قدرتمند جهان عرض اندام كرده است بدون آن‎كه از هيچ قدرتي بترسد و در برابر تهديدهاي آنان سر تسليم فرود آورد. جالب است كه عربستان در حالي از ايران با عنوان «ببركاغذي» نام مي‎برد، كه بزرگ‎ترين و به تعبير خود خطرناك‎ترين دشمن خود را همين به اصطلاح «ببركاغذي» مي‎داند. مفهوم اين اصطلاح روشن‎تر از آني است كه نيازي به توضيح داشته باشد. «ببركاغذي» يعني قدرت پوشالي؛ يعني ببري كه فقط بلد است نعره بكشد و هيچ قدرت و تواني ندارد. اگر واقعا ايران يك قدرت پوشالي است و تواني ندارد، پس چرا آل سعود از قدرت آن هراس دارد؟ چرا اين همه به دنبال جوسازي بر ضد اين ببر بي‎چنگ و دندان و بي‎خاصيت است؟! چرا اين همه در مجامع بين‌المللي بر ضد جمهوري اسلامي ايران صفحه مي‎گذارد و در تلاش است تا كشورهاي منطقه و جهان را ضد ايران بشوراند؟! جالب است كه در صد و چهل و نهمين نشست اتحاديه عرب كه همين چند روز قبل برگزار شد، عربستان ادعا كرد كه تحقق صلح و ثبات در منطقه نيازمند توقف سياست‎هاي توسعه‎طلبانه ايران و عدم دخالت آن در امور داخلي كشورهاي عربي است! پرسش اين است كه آيا يك «ببركاغذي» توان دارد تا سياست‎هاي توسعه‎طلبانه داشته و در امور داخلي كشورهاي عربي دخالت كند؟ در همين نشست، مجددا ادعاي اشغال جزاير سه‎گانه(تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي) توسط ايران، مطرح گرديد. پرسش اين است كه چرا عربستان و متحدانش به ايراني كه «ببركاغذي» مي‎خوانندش، حمله نمي‎كنند و به جاي صدور بيانيه‎هاي بي‎خاصيت، جزاير را از ايران پس نمي‎گيرند؟! حدود سه ماه قبل نيز ائتلاف عربي ضد يمن به سركردگي عربستان سعودي با تكرار ادعاهاي پيشين خود، ايران را به دخالت در امور يمن و ارسال سلاح و موشك به اين كشور متهم كرده بود. اين ائتلاف همچنين مدعي شده بودكه ايران از انصار‌ا... در يمن حمايت نظامي و تسليحاتي مي‎كند و حتي نيروهاي خود را براي آموزش نيروهاي انصار‌ا... به يمن فرستاده است! آيا واقعا كشوري كه به‎سان «ببركاغذي»مي باشد، توان دارد به كشوري كه تمام مرزهاي آن توسط سعودي‎ها تحت كنترل قرار گرفته است، سلاح و نيرو اعزام نمايد؟! سعودي‎ها چنان از ابهت همين ببر كاغذي ادعايي خود مي‎هراسند كه كودكانه از دست آنان به دليل نقض قطعنامه شوراي امنيت درباره يمن، به اين شورا شكايت مي‎كنند؛ زيرا مدعي‎اند حدود سي موشك بالستيك از يمن به داخل خاك عربستان شليك شده است كه دست كم يكي از اين موشك‎ها كه به نجران اصابت كرده، زلزال ۳ نام دارد و ساخت ايران است. واقعا اين «ببركاغذي» اين همه توان دارد؟ به روشني مشخص است كه ايران «ببركاغذي» نيست بلكه «شيرغران» است. اتفاقا لقب «ببركاغذي» شايسته دولت سعودي است. اين نه فقط يك ادعا، بلكه واقعيتي قابل اثبات است. سال گذشته «سيمون هندرسون» عضو انديشكده مؤسسه واشنگتن اذعان كرده بود كه گرچه در ظاهر، ارتش عربستان يكي از مجهزترين ارتش‎هاي جهان است اما، اين ارتش مانند «ببركاغذي» است كه تامين كنندگان خارجي اش، از جمله آمريكا به‌عنوان بزرگ‎ترين فروشنده تسليحات را به شدت نااميد كرده است. او با اشاره به اتهام‎هاي وارده از سوي عربستان به ايران مبني بر حمايت از شورشيان در يمن، خاطرنشان كرده بود كه از قرار معلوم، شكست رياض در كسب هرگونه امتياز نظامي، نه به خاطر به اصطلاح مداخله ايران است بلكه به بي‎كفايتي خود اين پادشاهي برمي گردد. واقعيت اين است كه لقب «ببركاغذي» شايسته دولتي است كه نزديك به سه سال تمام مردم مقاوم يمن را به خاك و خون مي‎كشد و ده‎ها هزار نفر از زنان و كودكان را آماج اهداف بربرگونه خود قرار مي‎دهد بدون آن‎كه نتيجه‎اي عايدش شود. «ببركاغذي» دولتي است كه حريف مردم بي‎دفاع يمن نمي‎شود و وقتي كه با پاسخ‎هاي موشكي و محدود آنان مواجه مي‎شود به‎سان يك «ببركاغذي» فرار به جلو مي‎كند و ناله و فغانش به آسمان بلند مي‎شود. اين لقب شايسته دولتي است كه مي‎ترسد به صورت انفرادي به ميدان بيايد و با تشكيل ائتلاف‎هاي گوناگون و وارد كردن كشورهاي ديگر به ماجرا، خودش را پشت آنان مخفي مي‎كند و با اين حال هم به پيروزي دست نمي‎يابد. «ببركاغذي» آن كشوري است كه براي رسيدن به اميال و آرزوهاي خود با دشمن‎ترين دشمنان مسلمانان هم‎پيمان مي‎شود و دست همكاري با اشغالگران قدس شريف مي‎دهد. «ببركاغذي» حكومتي است كه با متحد و همسايه ديرينه خود نمي‎سازد ودر برابر اين همسايه كوچك شاخ وشانه مي‎كشد ولي وقتي همين همسايه كوچك به غرش‎هاي خنثاي او وقعي نمي‎نهد، وليعهد كم خردش در يك فرار به جلوي آشكار مي‎گويد: جمعيت قطر كم‎تر از جمعيت يك خيابان در مصر است و هر وزير سعودي مي‎تواند اين بحران را حل كند. خودم را مشغول اين مساله نمي‎كنم و پرونده قطر را به فردي سپرديم كه رتبه آن كم‎تر از وزير است. جالب‎تر اين‎كه او شكست فاحش خود در يمن را نيز انكار مي‎كند و با يك چهره حق به جانب مدعي مي‎شود كه: جنگ در يمن به پايان خود نزديك شده چرا كه اهداف خود را در خصوص حمايت از دولت يمن و مشروعيت آن محقق كرده است. ما در يمن تنها با تعدادي از افراد باقي مانده از انصار‌ا... مواجه هستيم!
«ببركاغذي» حكومتي است كه در عراق و سوريه ميلياردها دلار هزينه مي‎كند تا بلكه بتواند اين دو كشور را تصرف كند اما عليرغم اين همه هزينه، شكست سنگيني خورده است. جالب آن‎كه اين شكست‎هاي «ببركاغذي» آل سعود در برابر «شيرغران» ايران مي‎باشد!

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

گفتند طرح اعاده اموال نامشروع مسؤولان، مردم را نا اميد مي‎كند. مردم را نا اميد مي‎كند يا آن دسته از مسندنشين‎هايي كه مسؤول‎نما شدند و مشغول پروار كردن خود و اطرافيانشان و غوطه‎ور ماندن در بيت‎المالند؟
8895...0919

تفكر سياسي آقاي لاريجاني به كارگرفتن نيروهاي انقلاب نيست.
يك شهروند

در شرايطي كه سه سال به انتخابات رياست جمهوري مانده است و مردم با مشكلات زيادي از جمله فساد اقتصادي و رانت كارگزاران و حقوق‎هاي نجومي و... دست و پنجه نرم مي‎كنند، آقاي لاريجاني نامزدي خود را براي رياست جمهوري كه مدت‎ها بلكه بعد از شكست از آقاي احمدي‎نژاد پنهاني تعقيب مي‎كرده است، از زبان آقاي جلالي اعلام كرد.
0877...0910

چگونه مي‎توانيم هفته‌نامه پرتو عضو شويم كه هر هفته از طريق پست بيايد درب منزل؟
1592...0913
پرتو: دوست عزيز لطفاً با امور مشتركين نشريه به شماره تلفن 02536609118 تماس بگيريد.

بنده به سهم خودم از چاپ نامه مرحوم حاج احمدآقا فرزند حضرت امام خميني(ره) به مرحوم هاشمي رفسنجاني در زمينه ضعف مديريت و بي برنامگي از شما تقدير و تشكر مي‎كنم.
9330...0919

۱. هر وقت مردها اون‎قدر فرهنگ داشتند كه از استاديوم كه بيرون ميان يك سطل آشغال به بزرگي استاديوم از خودشون به جا نذارن و ديگه اين‎كه چندصد زخمي ندهند اون‎وقت تازه بحث بشه كه ما بانوان هم بياييم يانه... ۲. از همين حالا فرهنگ‎سازي كنيد هر ماشيني براي تفرج ميره بيرون روي شيشه ماشينش بنويسه «حامي محيط زيست».
0996...0919