صفحه اول

آتش به اختيار در برابر ترويج فرهنگ غرب

 علي شيرازي

فرهنگ غربي مبتني بر يك سلسله عناصر است كه اولين عنصر اصلي و اساسي آن‎كه مي‎توان آن را ستون فقرات اين فرهنگ، ناميد، گرايشي است به نام انسان‎مداري يا اومانيسم. اين گرايش در حقيقت از بازگشت به انسان به‎جاي خدا و بازگشت به زندگي دنيا به‎جاي آخرت‎گرايي نشأت مي‎گيرد و مي‎گويد كه بايد انسان را جايگزين خدا كنيم.

فرهنگ غربي

ريشه فرهنگ غربي، الحاد و كفر است كه در آن خدا از فكر انسان برداشته شده و به جاي آن انسان قرار گرفته و انسان محور همه ارزش‎ها شده است.

براساس اين فرهنگ، ارزش‎ها را انسان‎ها مي‎آفرينند و سرنوشت انسان‎ها را نيز خودشان تعيين مي‎كنند. با اين نگاه، انسان هر كاري كه دلش خواست انجام مي‎دهد و آزاد مطلق است.

سكولاريزم و ليبراليزم نيز زاييده همين تفكر است. طبيعي است وقتي خدا از زندگي انسان كنار رود، دين جايگاهي در مسائل جدي زندگي بشر نخواهد داشت.

امروز آمريكاي جهان‎خوار با نام وحدت فرهنگي و جهاني‎كردن فرهنگ، قصد دارد همين نگاه را بر تمام دنيا و بر ملت‎ها تحميل كند و همه مثل غربي‎ها فكر كنند. آن‎چه را آنان خوب مي‎پندارند، خوب بدانند و آن‎چه را غربي‎ها بد مي‎دانند، بد بدانند و معتقد به اومانيسم و سكولاريزم و ليبراليزم باشند.

فرهنگ اسلامي

در برابر فرهنگ غربي، فرهنگ اسلامي قرار دارد. عناصر اصلي تفكر اسلامي؛ خدامحوري، اصالت ديني، ولايت فقيه و محدود بودن قانوني فعاليت انسان در دايره اطاعت از خداي يگانه است. براساس فرهنگ اسلامي، مبناي عمل انسان‎ها، قرآن و متن دين است. نگاه ما با نگاه غربي‎ها كاملاً بر عكس و متفاوت است. جهان‎بيني ما با جهان‎بيني غربي‎ها فرق دارد. ما نگاه غرب را «افساد» و نگاه اسلام را «اصلاح» مي‎دانيم. غربگرايان و عاشقان فرهنگ غربي، خود را اصلاح‎گر مي‎دانند؛ يعني اصلاح آخرت‎گرايي به دنياگرايي و تعريف ارزش‎ها در چارچوب نگاه بشري. طبيعي است كه حاميان فرهنگ غرب با نگاه امام خميني و امام خامنه‎اي و با دين اسلام و قرآن مجيد مخالف باشند و حرف‎شان خلاف نگاه اسلام ناب محمدي(ص) باشد. از اين‎رو ما آنان را فسادگر مي‎دانيم.

مخالفت با فرهنگ غرب

ما با فرهنگ غرب مخالفيم؛ چون دين ما و خداي ما و پيامبر ما و اولياي الهي ما و ولي فقيه زمان ما با آن گرايش و تفكر مخالفند. ما با فرهنگ غرب مخالفيم؛ چون فسادهاي موجود در جهان را، عمدتاً معلول نفوذ و تهاجم فرهنگ غربي مي‎دانيم. پس از رنسانس، مجسمه‎هايي در غرب ساخته شد كه عريان يا نيمه عريان بودند. آغاز گرايش به بي‎بند و باري در غرب، در اين دوره بود كه ثمره‎اش تجاوزهاي جنسي فراوان پدرها و پدر بزرگ‎ها به بچه‎هاي كوچك خود است؛ و اسلام عزيز با بي‎بند و باري مخالف است.

چند سال پيش فيلمي را در آلمان به نمايش گذاشتند كه در آن يك نوجوان سيزده ساله پدر و مادر خود را مي‎كشد. پس از قتل پدر و مادر، آن نوجوان را محاكمه مي‎كنند و از او علت اين حركت را مي‎پرسند، وي پاسخ مي‎دهد: از وقتي كه خود را شناختم مورد تجاوز جنسي پدرم بوده‎ام! پدرم اين كار را در مقابل مادرم انجام مي‎داد!

اين فرهنگ غربي است كه مي‎خواهند آن را براي ما صادر كنند. برخي هم از روي عمد يا غفلت و يا از سر جهل، در داخل كشور دم از فرهنگ غربي مي‎زنند!

فرهنگ غرب و خشونت جنسي

در هر 100 ثانيه يك تجاوز جنسي در آمريكا رخ مي‎دهد! اين يعني خيانت به بشريت و خشونت عليه زنان!

از هر 6 زن آمريكايي، يكي مورد تجاوز جنسي قرار مي‎گيرد!

طبق گزارش شبكه ملي مبارزه با تجاوز جنسي در آمريكا، در هر سال تعداد 321500 نفر در آمريكا در سن 12 سالگي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته‎اند!

اكثر قربانيان خشونت جنسي در آمريكا بين 18 تا 34 سالگي‎اند! و اين يعني ظلم به زن جوان به اسم آزادي!

امروز بيان تجربيات آزاد جنسي در آمريكا به يك بحث روز تبديل شده است. يك بازيگر آمريكايي در مهرماه 1396 با ايجاد هشتك از زنان كشورش خواست تجربيات خود را با موضوع خشونت جنسي بيان كنند!

يك عضو شوراي شهر پترزبورگ و مديرعامل شركت BUMBLE، از ظلم به خود، پرده برداشت!

بنياد اروپايي حقوق اساسي براي سنجش خشونت جنسي و فيزيكي عليه زنان در اتحاديه اروپا، در سال 2014 اعتراف مي‎كند كه بيش از نيمي از زنان اتحاديه اروپا مورد آزار جنسي قرار گرفته‎اند. اين آمار نشان مي‎دهد كه از هر 3 زن، يكي در سن 15 سالگي بوده است! اين نتيجه فرهنگ غرب است!

طبق آمارهاي رسمي، 81 درصد زنان سوئدي، 80 درصد زنان دانماركي، 75 درصد زنان فرانسوي مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته‎اند! اين جنايت‎ها، خيانت به زن است يا حمايت از زن؟!

در آلمان از هر 5 زن، 3 نفر مورد تجاوز جنسي قرار گرفته‎اند!

آزار جنسي كودكان در انگليس از 85 هزار نفر در سال 2011 به 110 هزار نفر در سال 2015 افزايش يافته است!

اين نتيجه فرهنگ غرب است. اين نتيجه ظلم به جنس زن است.

غربگرايان داخلي

برخي در داخل كشور در ذيل عناوين متعدد، به دنبال جايگزيني فرهنگ غرب به‎جاي فرهنگ اسلامي‎اند. يك روز از قانون 2030 حمايت مي‎كنند. يك روز دم از عدالت جنسيتي مي‎زنند. يك روز تحت عنوان لايحه تأمين امنيت زنان، وارد گود مي‎شوند و ديگر روز با بيان حجاب اجباري، تيشه به ريشه حجاب و عفت عمومي مي‎زنند!

در مجلس ششم، كنوانسيون منع كليه اَشكال تبعيض عليه زنان به تصويب رسيد. نمايندگان در آن دوره قصد داشتند به اسم دفاع از زن، ارزش‎هاي ديني را مورد خدشه قرار دهند. شوراي نگهبان در آن زمان اين لايحه را مغاير ارزش‎هاي اسلامي شناخت و آن را رد كرد.

اگر اين لايحه اجرايي مي‎شد، امروز وضع كشور ما چه مي‎شد؟! چه بر سر زن ايراني مي‎آمد؟!

عدالت جنسيتي يا ظلم به زن

در دولت يازدهم، معاونت امور زنان رياست جمهوري، واژه عدالت جنسيتي را بر سر زبان‎ها انداخت و بر عزم دولت يازدهم براي تحقق عدالت جنسيتي تأكيد كرد.

ماده 31 در لايحه برنامه ششم توسعه به عدالت جنسيتي اختصاص يافت، كه در آن آمده است: «به منظور تحقق اهداف مندرج در اصول دهم، بيستم و بيست و يكم قانون اساسي، اهداف چشم‎انداز و سياست‎هاي كلي برنامه ششم مبني بر تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در آن و استيفاي حقوق شرعي و قانوني زنان در همه عرصه‎ها و توجه ويژه به نقش سازنده آنان و نيز به منظور بهره‎مندي جامعه از سرمايه انساني زنان در فرآيند توسعه پايدار و متوازن، كليه دستگاه‎هاي اجرايي موظف‎اند با سازماندهي و تقويت جايگاه سازماني امور زنان و خانواده در دستگاه، نسبت به اعمال رويكرد عدالت جنسيتي در سياست‎ها، برنامه‎ها و طرح‎هاي خود و ارزيابي آثار تصميمات خود در آن چارچوب، بر اساس شاخص‎هاي ابلاغي ستاد ملي زن و خانواده اقدام نمايند.»

امام خامنه‎اي در تاريخ 17 اسفند 1396 و در روز ميلاد حضرت زهرا سلام‎ا... عليها فرمودند: «اين عنوان عدالت جنسيتي و مانند اين‎ها حرف است؛ اين‎ها حرف‎هايي است كه ديگران گفته‎اند، غربي‎ها گفته‎اند، يك عده هم از روي دست آن‎ها برمي‎دارند مي‎نويسند، مي‎شوند بلندگوي آن‎ها. چه عدالتي؟ اين عدالت است؟ الآن بيش‎ترين تجاوز جنسي با اِعمال زور، در غرب - در آمريكا و در اروپا - دارد انجام مي‎گيرد... بيش‎ترين خشونت مردِ داخل خانه عليه زنِ داخل خانه، در آن‎جا دارد انجام مي‎گيرد... اسم عدالت جنسيتي را مي‎آورند، براي اين‎كه بتوانند مقاصد خودشان را اِعمال بكنند.»

معظم له در همان سخنراني مي‎فرمايند: «آن كساني كه وانمود مي‎كنند عدالت جنسيتي به اين است كه در همه ميدان‎هايي كه مردها وارد مي‎شوند، زن‎ها هم بايد وارد بشوند، اين‎ها خيانت مي‎كنند به اعتماد زن و به حرمت و شخصيت و هويت زن.»

نگاهِ غربي

متأسفانه نگاه برخي در دولت دوازدهم، نگاه غربي است. متأسفانه نگاه رئيس دولت هم، نگاه غربي است.

ايشان در تاريخ 17 دي 1393 مي‎گويد: «بايد اسلام رحماني، معتدل و اعتدالي را به جهان معرفي و در برابر افراط و خشونت ايستادگي كرده و به دنيا بگوييم كه اسلام دين افراط و خشونت نيست، بلكه دين مدارا است.»

امام خامنه‎اي در تاريخ 20 تير 1394 مي‎فرمايند: «از جمله چيزهايي كه اخيراً خيلي رايج شده و انسان مي‎شنود در نوشته‎ها و گفته‎ها، اسلام رحماني است... همين‎طور پرتاب‎كردن يك كلمه بدون عمق‎يابي، كاري است غلط و احياناً گمراه‎كننده... اين اسلام رحماني يك كليدواژه‎اي است براي معارف نشأت‎گرفته از ليبراليسم، يعني آن چيزي كه در غرب به آن ليبراليسم گفته مي‎شود... تفكر ليبراليستي از تفكر اروپايي قرن هجدهم و نوزدهم - يعني زيربناي فكري اومانيستي كه نفي معنويت و خدا و مانند اين‎ها است - سرچشمه مي‎گيرد.»

آقاي روحاني با همين نگاه در تاريخ 23/10/1396 مي‎گويد: «هيچ استثنايي در كشور براي انتقادكردن وجود ندارد و در كشور ما معصوم نداريم، حالا يه وقتي اگر امام زمان در كشور ظهور كرد، حالا اون‎وقت هم مي‎شه نقد كرد؛ پيامبر اسلام(ص) هم به مردم اجازه انتقاد مي‎دادند و بالاتر از مقام پيامبر در تاريخ وجود ندارد؛ وقتي پيغمبر يك صحبتي مي‎كرد؛ طرف بلند مي‎شد روبه‎روي پيغمبر مي‎گفت: اين حرف از طرف خدا به شما وحي شده است... اگر مي‎گفت از طرف خودم هست، مي‎گفت من قبول ندارم و نقد مي‎كرد»!

اين حرف‎هاي روشنفكرهاي غربزده است كه رئيس جمهور از آنان پند گرفته است.

اين شبهه‎پراكني براي زدن ريشه دين و ترويج تفكر غربي است. انسان به يك نيروي بالاتر، هدايتي قوي‎تر و عميق‎تر از هدايت حس، غريزه و عقل نياز دارد؛ تا عقل بشر را راهنمايي كند و آن را پرورش دهد. پيامبر اسلام براي اين حقيقت آمد. كساني كه امام زمان(ع) و پيامبر(ص) را قابل نقد مي‎دانند، در حقيقت با دانش و عقل بشري به ستيز برخاسته‎اند! وقتي سخن از خطا در كلام پيامبر و نقد ايشان است، سخن از بي‎ارزش‎شدن تمام دستگاه نبوت است.

طبيعي است كه نتيجه اين تفكر، تبليغ عدالت جنسيتي باشد و در لايحه برنامه ششم توسعه، به ترويج عدالت جنسيتي غربي بپردازد. كار به اين‎جا ختم مي‎شود.

لايحه‎هاي غرب‎باور

در سال 1396 لايحه جامع تأمين امنيت زنان در برابر خشونت، توسط معاونت امور زنان و خانواده رياست جمهوري تهيه مي‎شود تا در مجلس به تصويب برسد.

امام خامنه‎اي در تاريخ 17/12/1396 فرمودند: «من شنيدم لايحه‎اي را دارند تنظيم مي‎كنند براي همين مسائل خانواده و اعمال خشونت عليه زنان؛ هم مسؤولين دولتي، هم مسؤولين مجلس، مراقب باشند كه باز همان فرهنگ غربي را نخواهند اين‎جا پياده كنند كه مثلاً فرض كنيد اگر در امر ازدواج دختر، پدر دخالت كرد، اين خشونت است و خشونت را [اين‎چنين] معنا كنند؛ نه. اين‎كه چه چيزي خشونت است و چه چيزي خشونت نيست، از غرب نبايستي تعليم گرفته بشود... ما امروز با يك چنين دشمني‎هاي خباثت‎آميزي مواجهيم، بايستي مراقب باشيم.»

متأسفانه در اين لايحه كه با نام «تحكيم بنيان خانواده»، طرح شده است، اشكالات زيادي وجود دارد كه در اين نوشتار به برخي از آن اشاره مي‎كنيم:

1. اكثر موارد اين لايحه، تهديد و مقابله عليه خانواده است؛

2. اين لايحه كاهش ازدواج دائم را به همراه دارد؛

3. اين لايحه محروميت‎هايي را براي زنان به ارمغان مي‎آورد؛

4. اين لايحه به آرامش و روح صميميت و يكپارچگي در خانواده آسيب مي‎زند؛

5. اين لايحه مرد را از جايگاه اصلي مديريت خانه خارج و راه فرار زنان از مسؤوليت‎هاي در خانه را هموار مي‎سازد؛

6. اين لايحه انحرافات اخلاقي را به‎وجود مي‎آورد؛

7. اين لايحه خشونت عليه مردان را ترويج مي‎نمايد؛

8. اين لايحه زندگي به سبك غرب را تبليغ مي‎كند!

× حجاب اجباري يا برهنگي غربي

به يقين طرح «حجاب اجباري» نيز همزمان با طرح اين لوايح، نمي‎تواند بي‎حساب باشد؛ طرحي كه همزمان برخي از اصلاح‎طلبان از آن دم مي‎زنند و در همان زمان، تاج‎زاده هم پرده را كنار مي‎زند و در 16/12/1396 مي‎گويد: «اكثر اصلاح‎طلبان اعتقادي به جمهوري اسلامي و ولايت فقيه ندارند.»

1. وي مي‎گويد: «آيه‎اي درباره اجباري‎بودن حجاب نداريم. فقها نيز براي رعايت نكردن حجاب مجازات تعيين نكرده‎اند. پس الزام به دين برنمي‎گردد. رضاشاه در برداشتن زوري حجاب شكست خورد و جمهوري اسلامي در حجاب اجباري!»

تاج‎زاده مي‎گويد: «ما در سال 85 و 86 مي‎خواستيم به دولت فشار بياوريم كه حجاب را آزاد كند!» يعني برهنگي را قانوني كنيم!

2. فائزه هاشمي نيز مي‎گويد: «اگر به تاريخ 40 ساله رجوع كنيم، آيا حجاب اجباري مردم ما را با حجاب‎تر كرده، اما در مقايسه با گذشته، روز به روز بدحجابي و كم‎حجابي بيش‎تر شده و حجاب و دين تقويت نشده و بعد از كشف حجاب رضاشاه نيز علاقه نسبت به دين بيش‎تر شد!» اين ادبيات يك ادبيات هماهنگ و حساب‎شده براي نفي حجاب نيست؟!

3. شهيندخت مولاوردي، دستيار ويژه رئيس جمهور، مي‎گويد: «پس از گذشت چهار دهه بايد از رويه‎هاي خود تغيير مسير دهيم و به حداقل استانداردهاي حقوق بشري مقيد شويم.» همين خانم حامي عدالت جنسيتي غربي است و بر فكر عده‎اي نفوذ كرده است.

4. عليرضا بهشتي مي‎گويد پدرش با حجاب اجباري مخالف بوده و خود نيز تا آخرين روز حضور در دادگستري، حجاب اجباري را اعمال نكرد! اين حرف خيانت به شهيد بهشتي است.

شهيد بهشتي در تاريخ 23/11/1359 مي‎گويد: «بر پايه تعاليمي كه از اسلام مي‎شناسيم انسان آزاد است؛ حتي آزاد است كه خدا را اطاعت نكند و يا اطاعت كند، اما وقتي در جامعه در مرآ و منظر ديگران وقتي كه با هزاران نفر ديگر هستيم، آن‎جا ديگر محيط اجتماعي است در آن محيط گستاخي من در گناه، آن نوجوان عزيز را بلغزاند و او را به گناه بكشاند، من به او خيانت كرده‎ام و اسلام آزادي در خيانت را آزادي نمي‎داند، ضد آزادي مي‎داند.»

شهيد بهشتي مي‎افزايد: «اگر به آن خانم گفتند خانم شما آزادي، فرياد براي آزادي هم برآورديد درست، اما خانم مسلمان در كوچه و خيابان كه مي‎آيي لباس و پوشش شما ساده باشد، اندام‎هاي بدن و موي سر شما پوشيده باشد، آن‎چه، پوشش ساده نه دل‎فريب و سخن‎گفتن و نحوه برخورد با اين و آن و طرز راه‎رفتن همه آن‎ها هم با وقار و سنگيني و متين باشد، ما حرف خودمان را به شما زده‎ايم، شما مي‎خواهي گوش كن يا گوش نكن آزاد هستي؟ گوش كردي خوشا به سعادتت، گوش نكردي عذابش دامن خودت را مي‎گيرد؟ نه‎خير در آن‎جا ما نهي از منكر مي‎كنيم. در اين‎صورت خود به خود مقداري از آزادي اين خواهرها را از دستش مي‎گيريم.»

حواسمان جمع باشد كه سخنان بزرگان دين را تحريف نكنند.

5. محمدرضا زائري مي‎گويد: «سياست اجباري حجاب كاملاً اشتباه است!

اين آقا روحاني است و معرفت ديني‎اش ضعيف است.

6. پروانه سلحشوري، رئيس فراكسيون زنان مجلس، مي‎گويد: «اين فراكسيون بعد از تعطيلات نوروز به بررسي حجاب اجباري در ايران مي‎پردازد... حجاب اجباري مطالبه قشري از جامعه است؛ لذا بررسي آن در اين نشست ضروري است!

در همين راستا امام خامنه‎اي در تاريخ 17/12/1396 مي‎فرمايند: «آن‎چه بنده را حساس مي‎كند، اين است كه ناگهان شما مي‎بينيد از دهان يك گروهي از افرادي كه جزو خواص محسوب مي‎شوند، مسأله حجاب اجباري مطرح مي‎شود؛ معنايش اين است كه يك عده‎اي نادانسته - حالا من مي‎گويم نادانسته؛ ان‎شاءا... نادانسته است - همان خطي را دنبال مي‎كنند كه دشمن با آن همه خرج نتوانسته است آن خط را در كشور به نتيجه برساند؛... در بين اين‎ها روزنامه‎نگار هست، در بين اين‎ها روشنفكرنما هست، در بين اين‎ها آخوند و معمم هست.»

× نفوذ فرهنگي

خواسته يا ناخواسته، همه دست به دست هم داده‎اند تا بر فرهنگ اسلامي خط بكشند و فرهنگ غربي را در اين كشور ترويج نمايند. به گفته علي مطهري در 18/12/1396، «مي‎خواهند به خيابان‎هاي اروپا و آمريكا و به شهرهايي مثل آنتاليا برسند و در نهايت بگويند برهنگي، كه بيماري امروز دنياي ما است و به عقيده محققان اجتماعي، مديريت جهاني آن با صهيونيسم است.» حضرات به اين توجه دارند يا ندارند؟!

آيا اين يك نفوذ جرياني نيست؟ نفوذ فرهنگي چطور؟ آيا اين تلاش يك تهاجم گسترده فرهنگي و يك شبيخون فرهنگي نيست؟ وظيفه ما در قبال اين تهاجم گسترده فرهنگي چيست؟ سكوت يا فرياد؟!

آيا منتظريم تا امام خامنه‎اي شفاف‎تر از اين فرياد بزنند؟!

ما امروز به روحيه انقلابي و جهادي نياز داريم! به يك نهي از منكر جدي. ظاهراً زمان آتش به‎اختيار است! بايد جلوي تصويب اين لوايح گرفته شود. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كاري جدي كنند و با قاطعيت نگذارند فرهنگ غربي به ايران اسلامي برگردد. برخي به‎دنبال بازگشت بي‎بند و باري به كشورند. شايد مي‎خواهند ماجراي اندلس تكرار شود. درست در همين زمان در برج ميلاد و در جلوي چشم شهردار تهران، رقص دختران را شكل مي‎دهند! آيا نبايد شك كنيم كه يك برنامه مدون و طرح حساب‎شده‎اي را عملي مي‎سازند تا بي‎بند و باري را عادي جلوه دهند؟!

يقين بدانند كه اين طرح نيز شكست خواهد خورد. هيچ‎كس نمي‎تواند نور خدا را خاموش كند. نور خدا خاموش‎شدني نيست و زشتي و گناه، در هم مي‎ريزد و نابود مي‎شود.

مصدق بر اعضاي شوراي شهر تهران لعنت فرستاد؟!

آقاي سيدهادي خسروشاهي در يادداشتي نوشت: شايد ابتدايي‎ترين اشاره در اين يادداشت تذكار بدين نكته باشد كه «نفت» را آقاي دكتر مصدق «ملي» نكرد، بلكه اين ملت ايران بود كه به رهبري آيت‎ا... كاشاني و فداكاري شهيد نواب‎صفوي و يارانش، با برطرف ساختن موانع و روي كار آوردن دوستان جبهه ملي، توانستند نفت را ملي كنند. اتفاقاً در آن برهه از زمان، آقاي دكتر مصدق نخست‎وزير شده بود و هر كس ديگري هم كه به‎جاي ايشان مي‎بود، چاره‎اي جز تسليم در مقابل اراده و خواست ملت نداشت. طبق محتواي صورت مذاكرات مجلس، آقاي دكتر مصدق اصولاً موافق تغيير عمده و كلي قرار داد با انگليس نبود، بلكه فقط خواستار آن بود كه انگلستان به جاي پول كاغذي! پوند يا شلينگ طلا بدهد و اصل قرارداد محفوظ بماند.(به‎صورت مجلس مذاكرات مراجعه شود) در واقع نخستين كسي كه خواستار ملي شدن صنعت نفت ايران گرديد، شهيد سيد مجتبي نواب صفوي بود كه در كتاب «راهنماي حقايق ـ يا مانيفست فدائيان اسلام» به صراحت اعلام كرد كه نفت ايران بايد ملي شود و منافع آن نصيب ملت ايران گردد و آيت‎ا... كاشاني نيز در همان دوران، در اعلاميه‎اي اين هدف را اعلام كرد و دنبال نمود، اما طبق ادعاي آقاي دكتر مصدق، نامبرده در سال 1330، پيشنهاد دكتر فاطمي را درباره ملي كردن صنعت نفت پذيرفت كه در مجلس اين لايحه به تصويب رسيد. پس در اين دوران اگر نفت ملي شده، ربطي به نخست‎وزير وقت ندارد. البته اگر آقاي دكتر مصدق خدمتي هم انجام داده باشد، اين وظيفه او بوده و هركس ديگري هم كه جاي او بود، مجبور بود به اين وظيفه عمل كند، اما آقاي دكتر مصدق در همان دوران كوتاه و 28 ماهه حكومت «خود مختار؟!» با «اختيارات تامه» مرتكب سيئاتي گرديد كه هيچ‎كدام در ديدگاه خدا و خلق، قابل جبران و بخشش نيست.

آيت‎ا... كاشاني رهبر اصلي نهضت، طبق در خواست سفارت انگليس در تهران، توسط اين آقايان متهم به «انگليسي» بودن شد و به‎تدريج در تبعيدگاه «پامنار» در «حصر خانگي» قرار گرفت. شهيد نواب صفوي نيز، بيست ماه تمام در دوران حكومت بيست‎و‎هشت ماهه جناب پيشوا در زندان ملي‎گرايانه به‎سر برده و ده‎ها تخلف ديگر كه همه آن‎ها از سيئات اعمال پيشوا بود. اما اين‎كه امروز خياباني را به نام دكتر مصدق نامگذاري كنند، پاسخ يا پاداش آن را پيشاپيش خود جناب پيشوا به اعضاي كميسيون مربوطه در شوراي شهر تهران پرداخته‎اند. برادر ما آقاي مهندس محمد توسلي در جريده شريفه «سازندگي» شماره17 مورخ 13 اسفند صفحه27 چنين نقل مي‎كنند: «دكتر مصدق ضمن پيامي در16 ارديبهشت1330 تصريح كرده‎اند كه هرگز با ساختن مجسمه و نام‎گذاري محلي به نام ايشان موافق نبودند و حتي دستور دادند نام ايشان را از تابلوي خيابان چرچيل بردارند و اين جمله تاريخي را فرمودند: به لعنت خدا گرفتار مي‎شود هر كس كه بخواهد در حيات و مماتم به نام من بتي بسازد و مجسمه‎اي بريزد...»

البته ما دعا مي‎كنيم كه دوستان محترم شوراي شهر و ارباب جرايدي كه سوژه‎هاي كهنه را به شكل موضوعات نو! به خورد خلق‎ا... مي‎دهند، دچار نفرين و لعنت جناب پيشوا نشوند و بي‎دليل «بتي» نسازند. وا... العالم

 سرمقاله

فتنه «حجاب اجباري» از كجا كليد خورد؟

 دكتر محمد ملك زاده

وجوب حجاب در اسلام با توجه به آيات و روايات متعدد دال بر وجوب آن، بديهي بوده و نياز چنداني به طرح ادله براي اثبات آن در نظام اسلامي ندارد؛ اما چندي است كه برخي با طرح مباحثي درباره چرايي اجباري بودن حجاب و يا استناد به ادله ناموجه خصوصي بودن پوشش انسان سعي در ابراز مخالفت با اين اصل مسلم ديني نموده‎اند. در اين فراز اشاره مختصري خواهيم داشت به روند طرح اين موضوع در سال‎هاي اخير:
در سال 1393 مسيح‎علي نژاد، خبرنگار معلوم الحالي كه چند سال قبل با فرار از ايران به دامان اربابان غربي پناهنده شد، كمپين موسوم به آزادي‎هاي يواشكي را راه اندازي كرد. برنامه‎هاي اصلي اين كمپين شامل موارد زير بود:
- ترويج به عدم بهره بري از روسري در اماكن خصوصي و اتومبيل
- ترويج بي‎بند و باري در بين جوانان در اردوهاي مختلط
- ترويج برداشتن حجاب در اماكن عمومي در صورت توان
- همراه كردن مردان با همسرانشان در ترويج بي‎حجابي و پوشش اختياري
به دنبال اين موضوع، پروژه‎هاي ديگري با عناوين مختلف در ماه‎ها و سال‎هاي بعد به راه افتاد كه از جمله آن‎ها كمپين چهارشنبه‎هاي سفيد در فروردين1396 و كمپين نه به حجاب اجباري در دي و بهمن96 معروفيت بيش‎تري يافت. اهداف اين تحركات آن گونه كه در مصاحبه‎ها و عملكردهاي طراحان آن مطرح گرديد عمدتا شامل موارد زير بود:
- فراخوان روز اعتراضي به حجاب با روسري سفيد
- ايجاد نماد سفيد جهت مشابهت سازي با انقلاب‎هاي نرم
- تلاش در قبح شكني اين روز در تمام ايام سال و ايام مذهبي
- بر سر چوب زدن نمادهاي حجاب(همان‎گونه كه معاويه و عمرو عاص در مخالفت با حضرت علي(ع) قرآن‎ها به نيزه كردند)
- بي‎ارزش جلوه دادن حجاب در بطن جامعه
- فراگير كردن اين اقدام جهت حصول نتيجه دلخواه در بستر جامعه
و بالاخره تلاش براي كاهش آسيب‎هاي اجتماعي اين حركت با مظلوم نمايي دختران خيابان انقلاب
در ماه‎هاي اخير با حمايت بيش‎تر و آشكارتر معاندان سرسخت نظام جمهوري اسلامي و دشمنان مردم مسلمان ايران و همراهي برخي عناصر خود فروخته و يا نادان داخلي، حركت جديد اعتراضي به حجاب روند سريع‎تري به خود گرفته است. هدف تحركات جديد به‌طور رسمي تحقير زنان محجبه و مسلمان از جمله تحقير همسران مدافع حرم بوده است؛ رسانه‎هاي بيگانه به پوشش گسترده اين موضوع و تبليغات منفي عليه قانون حجاب پرداختند، آمريكا ضمن آن‎كه حركت دختران خيابان انقلاب را عبور جامعه از شريعت خواند دستگيري معترضان به حجاب اجباري را محكوم و وزارت خارجه اين كشور رسما اعلام كرد از زنان و مرداني كه عليه اجبار زنان به پوشيدن حجاب اعتراض مي‎كنند، حمايت مي‎كند. و....
در تحركات مخالفان داخلي نيز تلاش گرديده تا با القاي اجباري نبودن پوشش در اسلام و خودساختگي خواندن حجاب، زمينه براي لغو قانون حجاب در ايران فراهم گردد. مصطفي تاج زاده با وجود نداشتن تخصص نسبت به مسائل ديني، با حمايت رسمي از دختر خيابان انقلاب و اشاره به اختياري بودن حجاب در اسلام اعلام مي‎كند «نه آيه‎اي درباره اجباري بودن حجاب داريم و نه حديثي. فقها نيز براي عدم رعايت حجاب مجازات تعيين نكرده‎اند. پس الزام به دين برنمي‎گردد»! فاطمه سعيدى، نماينده اصلاح‎طلب مجلس، به گشت ارشاد و آن‎چه آن را حجاب اجبارى مي‎خواند، اعتراض مي‎كند؛ سهيلا جلودارزاده و ناهيد تاج الديني نماينده مجلس از اعتراض مخالفان به حجاب اجباري حمايت مي‎كنند؛ و... اما آن‎چه در اين ميان، تهاجم نرم دشمنان اسلام و انقلاب در اين حركت جديد را آشكارتر مي‎سازد، همراهي برخي اقشار ناآگاه مذهبي با اين حركت موذيانه معاندان عليه اصول و مقدسات اسلامي است. اين جريان كه در خوش بينانه‎ترين فرض مي‎توان آنان را فريب خورده تبليغات زهراگين معاندان نظام اسلامي خواند با القاي شبهه در خصوص حجاب و طرح خصوصي بودن آن و يا آزادي افراد در انتخاب پوشش، خواسته يا ناخواسته با معاندان نظام اسلامي همراه گشته‎اند در حالي كه به تعبير علماي دين، «قرآن وقتي درباره حجاب سخن مي‎گويد، مي‎گويد: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند؛ حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد، نه شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش است. همه اين‎ها هم اگر رضايت بدهند كه زن بي‎حجاب باشد، قرآن راضي نخواهد بود، چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق‎ا... مطرح است و خداي سبحان، زن را با سرمايه عاطفه آفريد كه معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد».