صفحه بانوي مسلمان

گفتاري از استاد شهيد مطهري
نهضت اسلامي زن، سفيد بود

اسلام، بزرگ‎ترين خدمت‎ها را نسبت به جنس زن انجام داد. خدمت اسلام به زن تنها در ناحيه سلب اختيارداري مطلق پدران نبود. به طور كلي به او حريت داد، شخصيت داد، استقلال فكر و نظر داد، حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت. اما گامي كه اسلام در طريق حقوق زن برداشت با آن‎چه در مغرب زمين مي‎گذرد و ديگران از آن‎ها تقليد مي‎كنند دو تفاوت اساسي دارد:اول در ناحيه روانشناسي زن و مرد. اسلام در اين زمينه اعجاز كرده است. ما در ضمن مقالات آينده در اين باره بحث خواهيم كرد و نمونه‎ها از آن به دست خواهيم داد. تفاوت دوم در اين است كه اسلام در عين آن‎كه زنان را به حقوق انساني‎شان آشنا كرد و به آن‎ها شخصيت و حريت و استقلال داد هرگز آن‎ها را به تمرد و عصيان و طغيان و بدبيني نسبت به جنس مرد وادار نكرد. نهضت اسلامي زن، سفيد بود، نه سياه و نه قرمز و نه كبود و نه بنفش. احترام پدران را نزد دختران، و احترام شوهران را نزد زنان از ميان نبرد، اساس خانواده‎ها را متزلزل نكرد. زنان را به شوهرداري و مادري و تربيت فرزندان بدبين نكرد. براي مردان مجرد و شكارچي اجتماع كه دنبال شكار مفت مي‎گردند وسيله درست نكرد. زنان را از آغوش پاك شوهران و دختران را از دامن پرمهر پدران و مادران تحويل صاحبان پست اداري و پول‎داران نداد. كاري نكرد كه از آن سوي اقيانوس‎ها ناله به آسمان بلند شود كه‎اي واي كانون مقدس خانواده متلاشي شد، اطمينان پدري از ميان رفت، با اين همه فساد چه كنيم؟ با اين همه بچه كشي و سقط جنين چه كنيم؟ با چهل درصد نوزاد نامشروع چه كنيم؟ نوزاداني كه پدران آن‎ها معلوم نيست و مادران آن‎ها چون آن‎ها در خانه پدري مهربان به دنيا نياورده‎اند علاقه‎اي به آن‎ها ندارند و همين كه آن‎ها را به يك مؤسسه اجتماعي تحويل مي‎دهند هيچ‎وقت به سراغ آن‎ها نمي‎آيند. در كشور ما نيازمندي به نهضت زن است اما نهضت سفيد اسلامي، نه نهضت سياه و تيره اروپايي، نهضتي كه دست جوانان شهوت پرست از شركت و دخالت در آن كوتاه باشد، نهضتي كه به راستي از تعليمات عاليه اسلامي سرچشمه بگيرد، نه اين‎كه به نام تغيير قانون مدني، قوانين مسلم اسلامي دستخوش هوا و هوس قرار گيرد، نهضتي كه در درجه اول به يك بررسي عميق و منطقي بپردازد تا روشن كند در اجتماعاتي كه نام اسلام بر خود نهاده‎اند چه اندازه تعليمات اسلامي اجرا مي‎گردد.

گفتاري ازآيت‎ا... جوادي آملي
معناي قيم بودن شوهر نسبت به زن

معناي قيم بودن شوهر نسبت به زن يك امر حقوقي تخلف يا اختلاف ناپذير نيست؛ زيرا در صورتي كه زن استقلال اقتصادي داشته باشد و صلاحيت اداره و تدبير و نگهباني و نگهداري حيثيت خويش را واجد باشد، مي‎تواند در متن عقد نكاح مثلاً محدوده آن قيوميت را با توافق طرفين تعيين نموده كه به هيچ وجه به استقلال و كيان وجودي او آسيبي نرسد، البته تمكين غريزي قيوميت خانگي است؛ زيرا آن يك حق ديگري است كه مي‎تواند با تعهد متقابل و تراضي طرفين قلمرو آن مشخص شود، و تحديد بعضي از انحاء يا مراتب يا مراحل آن نه با كتاب و سنت معصومين مخالف است و نه با مقتضاي عقد نكاح مباين، چون تقييد اطلاق مقتضاي برخي از عقود با توافق طرفين عقدت محذوري را به همراه ندارد. از رهگذر فوق لازم است توجه شود كه عنوان سالار به معناي فرمانروا و حكمران و فوق قانون و غير مسؤول، براي هيچ كسي نسبت به ديگري روا نيست خواه در حريم خانه به‎عنوان مرد سالاري و خواه در متن جامعه به‎عنوان رئيس سالاري يا فقيه سالاري يا عناوين ديگر؛ زيرا مهم‎ترين شرط صلاحيت سرپرست خانواده يا جامعه همانا دو عنصر محوري علم و عدل است، يعني: در جريان تشخيص اصول مديريت، آگاه و مطلع و در اجراي اصول و مواد مديريت، عادل و معتدل باشد؛ زيرا بازگشت چنين مسووليت‎ها در نظام اسلام به علم و عدالت سالاري است كه همه فرهيختگان بشري خواهان چنين حكمراني و فرمانروايي هستند كه هرگز جهل به جاي علم نشيند و جور به جاي عدل حكم نراند. نمونه آن را مي‎توان از سيرت و سنت حضرت علي عليه السلام استفاده كرد، چنان‎چه حضرت امام محمد باقر عليه السلام نقل مي‎كند كه اميرالمؤمنين عليه السلام در روز گرمي از محل كار به خانه خود بر مي‎گشت، زني را ايستاده ديد كه مي‎گويد: شوهرم به من ستم نمود و مرا ترساند و بر من تعدي كرد و سوگند ياد نموده كه مرا بزند. حضرت علي عليه السلام فرمود: صبر كن كه روز خنك شود آن‎گاه با تو مي‎آيم، زن گفت: خشم شوهرم بر من شديدتر مي‎شود، حضرت علي عليه السلام فرمود: خانه‎ات كجاست؟ آن گاه به طرف خانه آن زن حركت كرد و به اهل خانه سلام نمود، جواني بيرون آمد، حضرت علي عليه السلام به او فرمود:‎ اي بنده خدا از خدا بپرهيز... آن جوان گفت: به تو چه، من او را مي‎سوزانم. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: من تو را امر به معروف و نهي از منكر مي‎كنم، تو با منكر با من روبه رو مي‎شوي و معروف را انكار مي‎كني؟ مردم از راه رسيدند و حضرت علي عليه السلام را شناختند و به او مي‎گفتند: سلام عليكم يا اميرالمؤمنين. آن جوان حضرت را شناخت و به دست و پاي حضرت علي عليه السلام افتاد و عذرخواهي كرد. آن‎گاه اميرالمؤمنين عليه السلام به آن زن فرمود: داخل خانه‎ات برو و شوهرت را به چنين كاري وادار نكن.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
علم فراوان حضرت زهرا(س)

امام حسن عسگري(ع) فرمود: زني خدمت حضرت فاطمه شرفياب شد و گفت: مادر ناتواني دارم كه در مساله نمازش به مشكلي بر خورده است و مرا خدمت شما فرستاد تا سؤال كنم، و مساله را طرح نمود. حضرت جواب آن مساله را داد. آن زن براي دومين بار مساله ديگري را پرسيد حضرت زهرا جوابش را داد. بعد از آن مساله سوم را پرسيد و همچنين تا ده مساله شد. آن‎گاه آن زن از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرض كرد: ‎اي دختر رسول ا...! ديگر مزاحم نمي‎شوم خسته شديد! فاطمه(ع) فرمود: خجالت نكش، هر سؤالي داري بفرما تا جواب دهم من از سؤالات تو خسته نمي‎شوم، بلكه با كمال ميل جواب مي‎دهم. اگر كسي اجير شود كه بار سنگيني را بر بام حمل كند و در وجه آن مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد آيا از حمل بار خسته مي‎شود؟ زن پاسخ داد نه خسته نمي‎شود؛ زيرا به خاطر آن مزد زيادي دريافت مي‎كند و خسته نخواهد شد. حضرت فاطمه فرمود: خدا در برابر جواب هر مساله آن قدر به من ثواب مي‎دهد بيش‎تر از اين‎كه در بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد. با وجود اين آيا از جواب دادن مساله خسته مي‎شوم؟! از پدرم رسول ا... شنيدم كه فرمود: علماي شيعه ما در قيامت محشور مي‎شوند، و خدا به مقدار علوم آن‎ها و مراتب جديت و كوششان در راه ارشاد و هدايت مردم به آن‎ها خلعت و ثواب مي‎دهد. حتي به يكي از آن‎ها تعداد يك ميليون حله از نور عطا مي‎فرمايد. سپس منادي حق تعالي ندا مي‎دهد:‎ اي كساني كه ايتام آل محمد(ص) را تكفل نموديد در آن هنگام كه از امامانشان منقطع بودند! اينان شاگردان شما و ايتامي هستند كه در تحت تكلف علوم شما به دينداري خويش ادامه دادند و ارشاد و هدايت شدند. به مقداري كه در دنيا از علوم شما استفاده كردند به آنان خلعت بدهيد.
آن‎گاه حضرت فاطمه در دنباله فرمايشاتشان فرمودند:‎اي امت ا... يك نخ از اين خلعت‎ها هزار هزار مرتبه بهتر است از آن‎چه خورشيد بر آن مي‎تابد؛ زيرا امور دنيوي با كدورت و گرفتاري آلوده است اما نعمت‎هاي اخروي عيب و نقص ندارد.

فلسفه حجاب
حجاب و كنترل غريزه

امير مومنان(ع) فرموده‎اند: من تسرع الي الشهوات تسرعت الي الافات. آن‎كه به تمايلات نفساني خود تحت هر شرايطي جواب آري داد و در اجراي خواسته‎هاي نفس سرعت گرفت، او به‎سوي بلا و گرفتاري سرعت گرفته است. يعني تمايلات نفساني و غريزه جنسي چيزي نيست كه با يك يا دو بار پاسخ مثبت، قانع شود و آرام بگيرد؛ بلكه تا آخرين نفس و تا لب گور و حتي در خانه قبر به خواسته‎هاي خود ادامه مي‎دهد و هل من مزيد مي‎گويد و هر روز از باب لِكُلّ جَديد لِذه تقاضاي جديدي دارد. به عبارت روشن‎تر، ساختار فيزيكي زن اقتضا مي‎كند كه كاملا پوشيده باشد؛ زيرا بدن انسان حرارت، هاله و ترشحاتي دارد كه به تناسب حالات و فعل و انفعالات وي، بروز مي‎كند. اين حالات در وجود مرد، خفيف و ضعيف است، اما در زن به جهت اين‎كه مواد زميني در بدن او بيش از مرد است و قوه مغناطيسي‎اش قوي‎تر و گسترده‎تر است و در دوران بلوغ و بحران جواني به مراتب بيش‎تر، عميق‎تر و احساس برانگيزتر است؛ خيلي دوست دارد لباسش خفيف و در صورت امكان بدون لباس يا با كم‎ترين پوشش باشد. به هر حال به استناد روايت فوق، هر زن يا مردي كه به تمايلات نفساني پاسخ مثبت بدهد و تحت هر شرايطي خواسته‎هاي آن را برآورده سازد، به همان اندازه نيروي حيواني خود را تقويت نموده و از انسانيت فاصله گرفته و به هلاكت نزديك مي‎شود. پس آن انساني كه به فكر سعادت و سلامت دنيا و آخرت خويش باشد موظف است تمايلات نفساني را تحت كنترل عقل و دين در آورد و از راه مشروع و حلال، خود را ارضا كند و آينده‎اي درخشان براي خود تدارك ببيند. به عبارت روشن‎تر، هر زني كه به پوشش و حجاب كامل بي‎اعتنا شود و اين فريضه الهي را ناديده بگيرد و به پيروي از هوا و هوس‎هاي شيطاني با وضع نامناسب و لباس زننده بيرون آيد، به همان اندازه غريزه‎اش طغيان مي‎كند و باعث عذاب و شكنجه روح و جسم وي مي‎شود و سرانجام او را به دام گناه و معصيت الهي گرفتار و هلاك مي‎سازد. هر چه بدحجابي‎اش بيش‎تر و بدتر، عذاب و شكنجه دنيا و آخرتش بيش‎تر و سخت‎تر خواهد بود.