صفحه سياسي

نقدي بر اظهارات رئيس‎جمهور درباره ضرورت شفافيت
يك سال گذشت، راه اندازي سامانه ثبت حقوق و مزايا چه شد؟!

حالا ديگر «شفافيت» شعار يا موضوع مناسبي براي سخنراني حسن روحاني نيست. بعد از پنج سال، ديگر زمان اجراي تمام اين وعدها رسيده است. از سوي ديگر قانون برنامه ششم در راستاي شفافيت، دولت را ملزم كرده است تا پايان سال 96(يعني نهايتا چند روز آينده) اقدام به راه اندازي «سامانه ثبت حقوق و مزايا» كند؛ همچنين براساس اين قانون دولت موظف است امكان تجميع كليه پرداخت‎ها به مقامات، رؤسا، مديران كليه دستگاه‎هاي اجرايي را فراهم نمايد، به نحوي كه ميزان ناخالص پرداختي به هر يك از مسؤولان مشخص شود و امكان دسترسي براي نهادهاي نظارتي و عموم مردم فراهم شود؛ تكليفي كه تاكنون جامه عمل نپوشيده است.

به گزارش رجانيوز با اين حال هنوز «شفافيت» يكي از موضوعات مورد علاقه روحاني در سخنراني هاست. به طور مثال رئيس دولت دوازدهم در جلسه برگزيدگان و توسعه استان هرمزگان با اشاره به اين‎كه به خوبي مي‎دانستيم در اين شرايط اداره كشور سخت است، اما براي ما اين سختي همراه با شيريني‎هايي هم بود، اظهار داشت: «راه و آينده كشور، راه شفافيت است و اگر مي‎خواهيم با فساد و رانت مبارزه كنيم، راهش شفافيت و اگر مي‎خواهيم مردم، رفاه داشته باشند، راهش دولت الكترونيك بوده و مسيري جز اين نداريم».

اما بر خلاف صحبت‎هاي حسن روحاني، آن چه در عملكرد دولت يازدهم و يك ساله دوازدهم مشاهده مي‎شود، مقابله با هر گونه شفافيت اطلاعات و پنهان و محرمانه سازي بوده است. در دولت اعتدالي به جاي اين‎كه ديوارها برداشته شوند، بلندتر و ضخيم‎تر شدند، كه اين امر موجب شده تا در پشت اين ديوارها فسادهاي مختلف و هدر رفت منابع ملي صورت گيرد. در پنج سال گذشته تقريبا مي‎توان گفت دولت متبوع روحاني هيچ نشان محسوسي از شفافيت در امور مهم از خود ارائه نداده است. بسياري از محرمانه‎ها و امور غيرشفاف در حوزه اقتصاد اتفاق افتاده و مردم، كارشناسان و فعالان اقتصادي در طول اين مدت معمولا سوالات زيادي را از دولت در اين زمينه‎ها مطرح كرده‎اند كه به دليل فقدان شفافيت به اين سوالات پاسخي داده نشده است. حتي گاهي دولتمردان نسبت به شفافيت عصباني شدند و واكنش تندي را از خود نشان داده‎اند كه شايد مهم‎ترين نمونه آن را مي‎توان در ماجراي حقوق‎هاي نجومي به وضوح ديد.

جالب‎تر آن‎كه حتي بعد از افشاي پرونده حقوق‎هاي نجومي حسن روحاني در بيانيه‎اي از هيات دولت خواسته بود تا حداكثر ظرف مدت يك ماه تمهيدي براي ساماندهي پرداختي‎ها و انتشار آن در سايت سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور انديشه شود. او در اين بيانيه مي‎نويسد:

«۴- از هيأت دولت و وزراي محترم خواسته ام تا علاوه بر مواردي كه در سطح وزارتخانه‎ها و بانك‎ها به فوريت به مرحله اجرا درآمده است، موارد مشابه ديگر در كليه دستگاه‎هاي اجرايي را حداكثر ظرف يك ماه بررسي، اصلاح و اجرا نمايند. از آن تاريخ به بعد تمامي دستگاه‎ها موظف‎اند تمام حقوق و مزاياي دريافتي كليه مقامات كشوري و لشكري را به صورت حداقل و حداكثر دستمزد و پرداختي ماهانه در سايت وزارتخانه يا سازمان ذيربط، و همچنين در سايت سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور براي آگاهي عموم درج نمايند؛ هرگونه پرداختي وراي اين مبالغ تخلف به شمار آمده و موجب ضمان و تخلف اداري محسوب خواهد گرديد.»

با اين حال حتي خواسته رسمي روحاني نيز محقق نشد. از سوي ديگر اگرچه روحاني در سخن، راه پيشرفت و اميد را در شفافيت مي‎داند ولي در عرصه عمل اتفاق چشمگيري براي تحقق اين وعده مشاهده نشده است. مهم‎تر آن‎كه شفافيت تنها شعار دولت نبود، بلكه طبق قانون دولت ملزم به شفاف سازي در اين زمينه است. قانون برنامه ششم دولت را ملزم كرده است كه ظرف يك سال تمام تمهيدات لازم براي اطلاع رساني نسبت به پرداختي‎هاي مسؤولان را آماده كند. اين قانون در ماده 29 خود بيان مي‎كند:

«ماده 29 - دولت مكلف است طي سال اول اجراي قانون برنامه نسبت به راه‎اندازي سامانه ثبت حقوق و مزايا اقدام كند و امكان تجميع كليه پرداخت‎ها به مقامات، رؤسا، مديران كليه دستگاه‎هاي اجرايي شامل قواي سه‎گانه جمهوري اسلامي ايران... را فراهم نمايد، به نحوي كه ميزان ناخالص پرداختي به هر يك از افراد فوق مشخص شود و امكان دسترسي براي نهادهاي نظارتي و عموم مردم فراهم شود...».

زمان زيادي تا پايان سال 96 باقي نمانده است؛ زماني كه دولت موظف بود زمينه را براي شفافيت پرداختي‎ها به مسؤولان را فراهم كند. اما كم‎تر از چند روز به پايان مهلت قانوني، هنوز هيچ خبري در اين باره منتشر نشده است جز چند شعار و وعده تكراري كه بيش از پنج سال است مستمر شنيده مي‎شود. با اين حال معلوم نيست، كه اجراي ماده 29 قانون برنامه ششم نيز به سرنوشت تمام شعارهايي كه در اين مدت براي شفاف سازي داده شده است دچار مي‎شود؟

جزئياتي از تخلفات مديران سابق دانشگاه آزاد؛
از جذب خارج از فراخوان تا حضور «صوري» و «اسمي» اساتيد برجسته

به گزارش مشرق، ابعاد تخلف‎هاي ساليان طولاني دانشگاه آزاد در زمينه نحوه به كارگيري اساتيد دانشگاه‎هاي دولتي در واحدهاي اين دانشگاه، چنان شور شده بود كه به تازگي صداي مسؤولان وزارت علوم دولت همسو با روساي سابق اين دانشگاه را نيز درآورد.

منصور غلامي وزير علوم كابينه دوازدهم و شريعتي نياسر معاون آموزشي اين وزارتخانه در روزهاي اخير، اقدام فرهاد رهبر رئيس دانشگاه آزاد در زمينه قطع همكاري اساتيد تمام وقت دانشگاه‎هاي دولتي كه از سال‎ها قبل به صورت نيمه وقت در دانشگاه آزاد هم مشغول شده بودند را مورد تمجيد قرار دادند.

مسؤولان ارشد وزارت علوم، ضمن اين‎كه به كارگيري نيمه وقت اعضاي هيات علمي تمام وقت دانشگاه‎هاي دولتي در ساير دانشگاه‎ها را غيرقانوني خواندند، تصميم رئيس دانشگاه آزاد براي قطع همكاري اين افراد با دانشگاه آزاد را حركتي در راستاي سياست‎هاي كلي آموزش عالي كشور قلمداد و تاكيد كرده‎اند كه بر خلاف القاي «اخراج» اين افراد، بايد تلقي عدم تمديد قرارداد را براي اين استادان چند شغله به كار برد.

يكي از تخلفات، حضور صوري اين اساتيد بوده است؛ يعني فقط «نام» آن‎ها بر سر كلاس درس‎شان حضور داشته و براي تدريس، دستيارانشان را روانه كلاس مي‎كرده‎اند!

در كنار قبح اقدام غيرقانوني دانشگاه آزاد در به كارگيري اساتيد تمام وقت دانشگاه‎هاي دولتي، ابعاد جديدي از تخلف‎هاي اين اساتيد نيمه وقت دانشگاه آزاد كه در ميان آن‎ها چهره‎هاي مسن و بعضاً مشهور و به اصطلاح برند هم كم نيستند، به دست آمده است.

يكي از تخلفات، حضور صوري اين اساتيد بوده است؛ يعني فقط «نام» آن‎ها بر سر كلاس درس‎شان حضور داشته و براي تدريس، دستيارانشان را روانه كلاس مي‎كرده‎اند! اين اساتيد غالباً در طول‎ترم تنها چند بار در كلاس حاضر شده و براي بقيه ترم، كلاس را به دستيارهايشان كه اغلب دانشجوي دكتري بوده‎اند، مي‎سپردند. در اين خصوص سوء استفاده‎هاي مالي از دانشجويان دانشگاه آزاد صورت گرفته كه مسؤولان دانشگاه در حال پيگيري موضوع هستند.

اما دامنه تخلفات دانشگاه آزاد در زمينه به كارگيري يا جذب هيات علمي در ساليان گذشته به همين جا ختم نمي‎شود. از جمله، به كارگيري تمام وقت اساتيدي كه در يك دانشگاه دولتي هم تمام وقت بوده‎اند! البته گاهي اوقات اين بي‎قانوني‎ها، واكنش‎هايي اجتماعي نيز در پي داشته است. به‎عنوان نمونه، رئيس وقت دانشگاه شهيد بهشتي در سال 89، تعداد 10 نفر از اعضاي هيات علمي تمام وقت اين دانشگاه را كه همزمان با دانشگاه آزاد هم قرارداد تمام وقت داشته‎اند شناسايي كرد و عذرشان را خواست.

اما نمونه ديگر تخلف‎ها، جذب هيات علمي در دانشگاه آزاد خارج از فراخوان جذب است. همچنين جذب هيات علمي بدون گذراندن مراحل گزينش!

براي جذب در دانشگاه‎هاي دولتي، متقاضيان بايد از هفت خوان مركز جذب عبور كنند و مراحل گزينش‎هاي عمومي و اختصاصي را با موفقيت پشت سر بگذارند، اما متاسفانه در سال‎هاي اخير در دانشگاه آزاد افرادي جذب شده‎اند كه حتي پرونده گزينش هم براي آن‎ها تشكيل نشده است!

نمونه ديگر اقدام‎هاي خلاف قانون در دانشگاه آزاد اين است كه بر اساس آيين‎نامه‎هاي موجود اين دانشگاه، وقتي فردي يك سال به‎عنوان عضو هيات علمي قراردادي مشغول به كار مي‎شود، دانشگاه موظف است در پايان اين مدت، به تعيين تكليف وي بپردازد؛ يعني يا با او قرارداد دائم منعقد كند و يا عذرش را بخواهد... اما امروز دانشگاه آزاد با جمعيت قابل توجهي از اعضاي هيات علمي اين دانشگاه مواجه است كه سه سال پي در پي با آن‎ها قرارداد سالانه منعقد شده و در زماني كه بايد، تعيين تكليف نشده‎اند!

ميراث بي‎قانوني‎هاي گذشته، اكنون به فرهاد رهبر رسيده است. رئيس جديد دانشگاه آزاد، براي بازگرداندن وضعيت اين دانشگاه در زمينه جذب يا به كارگيري اساتيد در ريل قانوني، از قطع همكاري با نيمه‎وقت‎هايي كه تمام وقت دانشگاه‎هاي دولتي هستند آغاز كرده است.

فرهاد رهبر راه درازي پيش رو دارد تا هم فضايي امن و آرام و در شأن اعضاي هيات علمي در دانشگاه آزاد رقم بخورد و هم اين‎كه حياط خلوت اساتيد دانشگاه‎هاي دولتي، هويتي تازه بگيرد و با حضور اساتيدي كه بنيان خدمت‎شان دانشگاه آزاد است، به‎عنوان دانشگاهي در تراز عنوان «دانشگاه آزاد اسلامي» به فعاليت خود ادامه دهد.

اژه‎اي در دانشگاه شهيد رجايي:
مسؤولاني كه در مدت كوتاه ثروت سنگيني به دست مي آورند بايد بازخواست شوند

حجت‎الاسلام محسني اژه‎اي درنشستي با دانشجويان دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‎كه در مناظرات انتخابات سال 96 درباره خانه آقاي رئيس جمهور از سوي آقاي قاليباف ابهاماتي مطرح شد، آيا اين ابهامات از سوي قوه قضاييه بررسي شد يا خير گفت: در خصوص اين مورد خاص كه مي‎گوييد كسي شكايت نكرده است و دنبال نشده است. تا جايي كه من يادم هست، مواردي از اين قبيل وجود داشت كه طرف مي‎توانست شكايت كند كه شكايت نكرده است.

مسؤولاني كه در مدت كوتاه ثروت سنگيني به دست مي‎آورند بايد بازخواست شوند

به گزارش خبرنگار قضايي خبرگزاري فارس، وي در پاسخ به سوال ديگري درباره طرح اعاده اموال نامشروع مسؤولان اظهار كرد: حقيقتا آيا مي‎شود از طريق صحيح و سالم در يك مدت نسبتاً كوتاه يك ثروت هنگفت به دست آورد؟ مگر خيلي افراد خاص و نابغه يا ارث و ميراثي برسد يا گنجي پيدا كند.

محسني اژه‎اي گفت: آيا چنان چه بخصوص يك مسؤول داراي يك ثروت در زمان كوتاه شد آيا نبايد او را به جهات مختلف مورد بازخواست قرار دهيم كه از كجا به دست آورده است؟ حتما بايد اين كار را بكنيم. اين اولاً باعث بدبيني مردم مي‎شود و مي‎گويند از كجا يك دفعه اين همه اموال را به دست آورده است؟ بنابراين اگر يك مسؤول در زمان كوتاه داراي يك ثروت سنگين شد، بايد مورد بازخواست قرار گيرد.

وي ادامه داد: قانوني كه مجلس براي اصل 49 تصويب كرد براي يكسري مسؤوليت‎هاي مشخص و عمدتا براي قبل از انقلاب منحصر كرد. آيا نبايد تا الان تجديدنظر شود؟ آيا بعد از انقلاب لازم نيست بگوييم اين مسؤول كجا آورده است؟ قوه قضاييه ناگزير است طبق قانون عمل كند. قوه قضاييه دوست دارد برود و بپرسد كه از كجا آورده‎ايد اما قانون ندارد. قطعاً نياز است كه اين قانون به روز شود.

معاون اول قوه قضاييه اضافه كرد: ما اصل 142 را هم داريم كه رهبري، روساي قوا و وزرا و معاونان شان را احصا كرده است آن‎ها در ابتدا و انتهاي پذيرش مسؤوليت شان اموال خودشان را به رئيس قوه قضاييه اعلام كنند. به قوه قضاييه اجازه ندادند برود تحقيق و بازجويي كند تا ببيند كه اين اموال هست يا نيست.

مسؤول متخلف بايد غرامت كار خود را متحمل شود

وي درباره اعاده اموال نامشروع مسؤولان به قانون تصويب شده در مجمع تشخيص مصلحت نظام اشاره و اظهار كرد: متاسفانه چه در اين قانون و قانون قبلي، ضمانت اجرا گذاشته نشده بود. اگر مسؤولي اموال خود را اعلام نكرد، چه كار بايد كرد و دست قوه قضاييه بسته بود.

وي توضيح داد: در برنامه ششم، يك ضمانتي براي مواردي كه مشمول اصل 142 است در نظر گرفته شد اما براي ساير موارد باز هم ضمانت اجرايي نداشت و كلمه «رسيدگي» هم نداشت. در قانوني كه در مجمع تصويب شد، صرفاً خوداظهاري را در نظر گرفته‎اند و خوداظهاري محض است. مشكلي كه مواجه شديم و تا الان هم نتوانستيم رفع كنيم، اين است كه گفته‎اند اين افراد وقتي مي‎خواهند مسؤوليت بپذيرند بايد حتما يك تعهد بدهند.

معاون اول قوه قضاييه ادامه داد: دو مشكل داريم كه آن موقع هم در مجمع داد مي‎زدم و مي‎گفتم. اين افراد چه زماني بايد تعهد بدهند؟ زماني كه مي‎خواهند براي انتخابات نام نويسي كنند تعهد بدهند؟ يا زماني كه رأي آورد و وارد مجلس يا شوراي شهر شد، تعهد بدهد. حالا بايد به چه كسي تعهد بدهد.

محسني‎اژه‎اي افزود: الان ما و مجلس دنبال اين موضوع هستيم و خواهشم از مجلس اين است كه يك قانون جامع و كارا بنويسند و قانوني ننويسند كه شش ماه بعد بخواهيم اصلاح كنيم.

وي ادامه داد: اولاً قانوني بنويسند كه بشود رسيدگي و تحقيق كرد و ثانياً سازوكاري را در نظر بگيرند كه سريع به نتيجه برسد. بايد ببينيم چه از مجلس بيرون مي‎آيد. فعلا نظرات را گرفته‎اند و قوه قضاييه هم نظرات خودش را مي‎دهد. اين كار باعث افزايش اعتماد مردم مي‎شود و اگر هم مفسده‎اي داشت حتما بايد برگرداند و غرامت كار خود را متحمل شود.

عدم رسيدگي به فساد، سقوط نظام را در پي دارد

وي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اين‎كه 40 سال از انقلاب اسلامي مي‎گذرد و چرا بايد بعد از اين مدت اين جواب‎ها را بشنويم كه قانون اجازه نمي‎دهد يا فلان دستگاه‎ها همكاري نمي‎كنند، گفت: پس اين همه افرادي كه ما رسيدگي مي‎كنيم چيست؟ الان چه كساني به زندان مي‎آورند؟ معاون اول رئيس جمهور مگر زندان نيست؟ مگر برادر رئيس جمهور تحت تعقيب نيست؟ مگر برادر معاون اول رئيس جمهور در زندان نيست و تحقيق نمي‎شود؟

محسني‎اژه‎اي افزود: آيا ما بايد مطابق قانون عمل كنيم يا خير؟ يك بار شده در اين سال‎هاي اخير به جاي بازرسي كل و وزارت اطلاعات، بپرسيد حراست‎ها چكار مي‎كنند؟ مگر وزارت نفت يا بانك سرمايه حراست نداشته است؟ معتقدم اگر به فساد رسيدگي نكنيم، باعث سقوط نظام مي‎شود و بخصوص فساد مالي، اثر وضعي دارد. بايد محاكمه بسياري از آن‎هايي كه قانون اساسي و قانون اجازه مي‎دهد، علني باشد.

تا رسيدن به عدالت حتما فاصله داريم

معاون اول دستگاه قضا ادامه داد: ما حتما تا رسيدن به عدالت در همه شوون فاصله داريم. يكي از مصاديق عدالت توزيع عادلانه ثروت و امكانات و برخوردار شدن همه شهروندان است و ما در اين زمينه عقب هستيم تعارف نداريم. اين‎كه كسي حداقل درآمد را نداشته باشد اما يك فردي اعم از قضايي غيره از يك رفاه بيش از حد برخوردار شود، به هيچ وجه قابل قبول نيست.

وي افزود: به دادستان تهران گفتم حقوق‎هاي نجومي دير شد، چرا زود انجام نمي‎دهيد. مي‎گفت تا الان براي 37 نفر كيفرخواست صادر كرديم و براي 10 نفر حكم صادر شده علاوه بر رد مال، برخي به حبس و جزاي نقدي از 330 تا 500 ميليون تومان محكوم شدند.

اژه‎اي در پاسخ به سوالي مبني بر اين‎كه برخي زندانيان از امكانات فوق العاده برخوردار هستند و حتي در بيمارستاني كه افتتاح نشده بستري مي‎شوند اظهار كرد: همه زندانيان از نظر امكانات يكسان نيستند؛ چرا؟ به دو دليل؛ اول اين‎كه برخي پارتي‎بازي مي‎كنند. اين نبايد وجود داشته باشد و درست نيست اما وجود دارد.

وي اضافه كرد: برخي اوقات سازمان زندان‎ها مي‎گويد اگر خواستيد از خانه غذا بياوريد بلامانع است كه خب يك كسي مي‎تواند مي‎آورد. در مورد درمان ما يك بودجه مشخص داريم. ما با همه بيمارستان‎هاي داخل تهران كه قرارداد نداريم. اگر سازمان زندان‎ها بخواهد چشم زنداني را درمان كند، به بيمارستان‎هاي طرف قرارداد مي‎برد. اگر كسي باشد كه بگويد مي‎خواهم پيش فلان طبيب و به فلان بيمارستان بروم، از سازمان زندان‎ها سوال مي‎كنند و او هم مي‎گويد براي ما فرقي نمي‎كند و بهتر هم هست، هزينه نمي‎دهيم. اين ديگر از اختيار ما خارج است.

معاون اول قوه قضاييه با اشاره به موضوع فضاي مجازي هم گفت: اگر دوباره نگويند كه كم عقل هستيم اين حرف‎ها را مي‎زنيم؛ بايد بگوييم قوه قضاييه معتقد است بايد از فضاي مجازي به نحو صحيح استفاده شود و فسادهاي آن نيز كنترل شود. نبايد سياسي برخورد كنيم در حالي كه صدها فساد از محل فضاهاي مجازي متوجه جوانان مي‎شود و كم عقل هم نيستيم كه اين حرف‎ها را مي‎زنيم.

وي در پاسخ به سوال ديگري درباره اين‎كه آيا قوه قضاييه برنامه‎اي براي قاچاق كالا دارد يا خير گفت: هم قوه قضاييه برنامه دارد و هم جاهاي ديگر. اصل موضوع قاچاق كالا مربوط به ستاد مبارزه با قاچاق كالاست كه رئيس آن هم رئيس جمهور است.

جريان شناسي اسلام التقاطي(7)
گروه فرقان در گرداب انديشه هاي التقاطي(1)

 دكتر قاسم روان‌بخش

اشاره: در شماره‎هاي قبل به جريان شناسي اسلام التقاطي آن هم از نوع التقاط اسلام و ماركسيسم پرداختيم و يكي از مصاديق روشن و بارز آن را سازمان مجاهدين خلق(منافقين) دانستيم و با ذكر اسنادي نشان داديم كه آن‎ها هم در مباني و هم در حوزه‎هاي ديگر التقاطي مي‎انديشند. در اين شماره به گروهك ديگري مي‎پردازيم كه هر چند برخي آن را شاخه نظامي منافقين مي‎دانند و بسياري از مواضع آن‎ها مشابه با مواضع سازمان منافقين است ولي در عين حال به دليل اهميت آن و نقشي كه در اوايل انقلاب در جهت تلاش در براندازي نظام اسلامي داشته است به‎طور جداگانه مورد بررسي قرار مي‎دهيم.

گروه فرقان به رهبري طلبه‎اي جوان به نام اكبر گودرزي با گرايش‎هاي تند شبيه باطني‎گري اسماعيلي(1) در نيمه دهه 50 شكل گرفت(2) كه به تاويلات انقلابي از آيات قرآن استناد مي‎جستند(3) آن‎ها(فرقاني ها) قبل از انقلاب كار مسلحانه نمي‎كردند و كار فرهنگي مي‎كردند.(4) در كارنامه آن‎ها هيچ گونه برخوردي نظامي يا عمليات تروريستي بر ضد نظام طاغوت ديده نمي‎شود.(5) ولي پس از انقلاب اسلامي وارد فاز نظامي شدند و در فرصت كوتاهي از سوم ارديبهشت 58(ترور شهيد قرني) تا زمان دستگيري 18 دي 58، در مجموع نزديك به 20 ترور انجام دادند و تعداد زيادي نيز در دستور كارشان قرار داشت.(6) يكي از بزرگ‎ترين جنايت‎هايي كه اين گروه مرتكب شد ترور علامه شهيد مرتضي مطهري بود كه حادثه بسيار غمباري براي انقلاب اسلامي بود. در اين‎كه اين گروه، شاخه‎اي از سازمان مجاهدين خلق بوده يا گروه مستقل، اختلاف نظرهايي وجود دارد؛ برخي فرقان را شاخه نظامي سازمان مجاهدين مي‎دانند(7) و بعضي نيز آن را گروه مستقل و بي‎ارتباط با آن سازمان به حساب مي‎آورند.(8) گودرزي در سوم خرداد 59 به مجازات رسيد. باقيمانده گروه فرقان در قبال اعدام وي، واكنش تندي از خود نشان داد و او را به‎عنوان ششمين شهيد ايدئولوژيك ناميد و در ويژه نامه خود با چاپ تصويري از وي در ذيل عكس، عبارت «مجاهد تشيع مظلوم، شهيد ششم ايدئولوژيك شيعه؛ اكبر گودرزي» را درج نمود.(9) تفكرات اين گروه آميزه‎اي از انديشه‎هاي ماركسيستي مجاهدين خلق، دكتر شريعتي، حبيب ا... آشوري و محمد موسوي خوييني‎ها بود كه به برخي از آن‎ها اشاره مي‎كنيم:

1. تأثير‎پذيري از ماركسيسم

با توجه به اين‎كه اين گروه در دهه 50 تحت تاثير موج ماركسيسم، به وجود آمد، به شدت ماركسيسم زده بود؛ در نوشته‎هاي آن‎ها تجليل از ماركسيست‎هايي مانند مائو، كاسترو، چه گوارا و شخصيت‎هاي ديگري از اين قبيل فراوان است. از نگاه فرقان، ماترياليزم و ماركسيسم به اندازه‎اي تقدس دارد كه شهيد مطهري را به دليل به كار بردن واژه «منافق» در باره آن‎ها بدعت گذار در دين دانسته مستحق اعدام مي‎دانستند. رهبر فرقان به كار بردن عنوان «ماترياليزم منافق» را توهيني به سازمان مجاهدين و ماركسيسم تلقي مي‎كرد.(10) وي علاوه بر اين‎كه «خدا» را مساوي با «جهان طبيعت» و «قابل رؤيت» مي‎دانست معتقد بود خداوند «تكامل مطلق» است و «نظام برتر»(جامعه بي‎طبقه توحيدي) و پست‎تر(جامعه بورواژي) در همين دنيا محقق مي‎شود.(11) برخي اصول ماترياليزم دياليكتيك آن چنان براي رهبر فرقان اهميت دارند كه آن‎ها را بديهي و غير قابل چون و چرا دانسته، مي‎نويسد:

«عده‎اي بر اين سخن كه تكامل اصلي بديهي است اشكال كرده‎اند و مي‎خواستند دلايل و براهيني را براي اثبات تكامل ارائه دهيم!! زيرا عطش دليل خواهي هم چندي است كه نسل وامانده ما را تهديد به نابودي مي‎كند و ما براي رفع اين عطش دليلي جز بديهي بودن تكامل نيافتيم»(12)

بر اين اساس، از نظر آن‎ها، قرآن در حال تكامل است و جملات و حروف و كلمات قرآن نيز تكامل پيدا مي‎كنند؛ معنايي پيدا مي‎كنند كه در رابطه با شرايط انقلابي زمان ماست(13) شهيد مطهري در مقدمه كتاب «علل گرايش به مادي‎گري» سوگمندانه در باره اين تفكر ماده گرايانه مي‎نويسد: «بسيار پريشان است كه چگونه آن‎ها اراده خدا را صرفا اراده انقلابي دانسته و از حزب ا... به‎عنوان حزب انقلابي تنها با هدف پيروزي محرومان ياد كرده‎اند و غيب را در مرحله كمون انقلاب و دوره تحولات كمي قبل از تغيير و جهش كيفي دانسته‎اند و آخرت را نظام برتر قلمداد نموده اند.»(14)

2. تأثير‎پذيري شديد از دكتر شريعتي

دهه 50 از جهاتي مي‎توان دهه دكتر شريعتي نيز دانست و به عبارتي گروه فرقان از هواداران افراطي وي به‎حساب مي‎آمد. اين گروه، انديشه‎هاي دكتر شريعتي را پس از مرگ او مبناي عملشان قرار داد تا جايي كه او را شهيد پنجم مي‎خواندند. نشريات فرقان سرشار از استناداتي است كه به كتاب «تشيع علوي و تشيع صفوي» دكتر شريعتي صورت گرفته و بر اساس آن اقدامات بعدي فرقان به انجام رسيده است. گودرزي رهبر اين گروه، در پاسخ به پرسشي درباره علل تشكيل فرقان، مي‎گويد:«فرقان جرياني است كه با بهره گيري از برداشت‎هاي مومنان به خداوند، در طول تاريخ و به ويژه شهيد شريعتي شكل گرفته است.»(15) احسان شريعتي در باره چرايي شهيد پنجم خوانده شدن پدرش توسط فرقان مي‎گويد: شهيد اول و ثاني نشان از سوابق حوزوي شان داشت و شهيدان حنيف‎نژاد و شريف واقفي را تحت تاثير مجاهدين، شهداي سوم و چهارم مي‎دانستند و در انتها دكتر را شهيد پنجم اعلام كردند. خود همين تركيب شهدا به ما نشان مي‎دهد كه گروهي است كه يك ريشه روحاني و طلبگي دارد و از مجاهدين خلق هم به‎عنوان الگوي سازماني تاثير مي‎گيرد و بعد هم نماد شريعتي را افزودند؛ بنابر اين مي‎شود آن‎ها را گروهي دانست كه تركيبي از عقايد و خط مشي‎هاي مختلف را در هم آميخته اند. اما پس از فوت دكتر و اطلاعيه آن دو بزرگوار، مطهري و بازرگان با نقل قول‎هايي از دكتر عليه آخونديسم، به‎عنوان گرايش طرفدار دكتر معرفي شدند.(16) ابوالحسني منذر در باره عضويت احسان شريعتي در گروه فرقان، مي‎نويسد: «قرار بود او نيز در جلسات فرقان و آرمان مستضعفين شركت كرده و با آن‎ها همكاري كند؛ البته او آمد و مدتي هم با آرمان مستضعفين كار كرد ولي نهايتا خود جرياني موازي به نام «كانون ابلاغ انديشه‎هاي شريعتي» به راه انداخت.»(17)

گودرزي در پاسخ به اين‎كه فرقان پيرو راه شريعتي است مي‎گويد:«منظور از راه شريعتي اگر مبارزه با رژيم‎هاي ارتجاعي و خودكامه و مستبد و عوامل انحصار و تحريف كننده مذهب باشد اين امر دقيقا همان چيزي است كه ما هم به آن معتقديم»(18)

يكي از جريان شناسان معاصر معتقد است: «اگر گفته شود كه فرقان بركشيده نظريه تشيع علوي و تشيع صفوي دكتر شريعتي است، نبايد سخني چندان بيراه باشد! زيرا نشريات فرقان سرشار از استناداتي است كه از اثر مرحوم شريعتي(19) صورت گرفته و بر اساس آن اقدامات بعدي فرقان به انجام رسيده است.»(20)

3. تاثيرپذيري از آشوري

حبيب ا... آشوري يك روحاني جوان و خوش‎بيان(21) و خوش‎قلمي بود كه در همان سال‎هاي دهه 50 پا به عرصه نويسندگي گذاشت و تحت تاثير فضاي ماركسيستي و ماترياليستي آن روز، اسلام را بر اساس ماترياليزم تبيين مي‎كرد. وي كتابي با عنوان توحيد تاليف كرد كه به خاطر جذابيت و فريبندگي‎اي كه داشت به سرعت در ميان انقلابيون جا باز كرد(22) و دو چاپ آن به فروش رسيد. وي شيخي ژنده پوش و ساده زيست بود و با سرمايه داري و فئودالي مبارزه مي‎كرد. از جهت اعتقادي نيز به ماترياليزم فلسفي معتقد بود و آن را معارض با اسلام نمي‎دانست!(23) بعدها نيز معلوم شد كه وي با چريك‎هاي فدايي خلق ارتباط داشته است.(24) در يكي از گزارش‎هاي ساواك درباره همكاري گودرزي و آشوري آمده است:

«رهبر گروه كهفي‎ها، آخوندي به نام گودرزي است كه جمعه‎ها در مسجد«خمسه» خيابان دولت، صحبت مي‎كند و گنجه‎اي و آشوري نيز از كادرهاي گروه موصوف هستند كه امور مربوط به نشريات گروه تحت نظارت و شركت آنان اداره مي‎شود. مهدي عراقي نيز اظهار داشته كه آشوري از جانب گروه كهفي‎ها با او تماس گرفته و در مورد وحدت با كمونيست‎ها و مسائلي از اين دست، مذاكره كرده، ليكن بعدها قطع ارتباط كرده است»(25)

4. تأثير‎پذيري از موسوي خوييني‎ها

تقريبا تمامي ناظران از شخصيت‎هاي نزديك به امام خميني(ره) گرفته تا اعضاي ليبرال نهضت آزادي و برخي مسوولان امنيتي وقت معتقدند محمد موسوي خوييني‎ها، امام جماعت وقت مسجد جوستان شميران، نقش مهمي در شكل‎گيري افكار افراطي اكبر گودرزي و ديگر شاگردانش داشته است.(26) ناطق نوري كه رياست دادگاه گودرزي را به عهده داشت مي‎گويد: من در دادگاه فرقان، از يكي از اين‎ها پرسيدم كه شما از كجا به اين‎جا رسيديد؟ او گفت «ما اول تفسير پرتوي از قرآن را خوانديم. بعد ديديم يك كسي روشنفكر‎تر از او تفسير مي‎گويد و رفتيم به مسجد جوستان در خيابان نياوران قديم بعد ديديم يكي انقلابي‎تر از همه اين‎ها آمده و روشنفكر‎تر از همه اين هاست و او اكبر گودرزي است.»(27) اين ارتباط و تأثيرپذيري آن‎چنان بود كه به اعتقاد برخي، اساساً گروهك فرقان از متن تفكري كه موسوي خوئيني‎ها اشاعه مي‎داد، برخاست. هاشم صباغيان نيز بر اين باور است:«[در همان دوره] متوجه شدم كه [گروه فرقان] از محصولات جلسه تفسير آقاي موسوي خوئيني‎ها هستند.»(28)

موسوي خوييني‎ها در يكي از منبرهايش در حالي كه گودرزي و يكي ديگر از اعضاي اصلي گروه فرقان به شدت مجذوب و محو سخنان او شده بودند، آيه و يصدون عن سبيل الله(29) را بر استاد مطهري تطبيق مي‎كرد و مدعي مي‎شد كه وي با رژيم همكاري مي‎كند.(30) در مجموع مي‎توان گفت فرقان گروهي التقاطي است كه مباني فكري آن را تركيبي از آراي ماركسيسم، دكتر شريعتي، مجاهدين خلق، حبيب ا... آشوري و موسوي خوييني‎ها تشكيل مي‎داد.

ادامه دارد

پي نوشت‎ها

1 . شهيد مطهري در اين باره مي‎نويسد: «نمي توان جزوه‎هاي تفسيري گودرزي و فرقان را از اين باب دانست زيرا «مي‎دانيم در طول تاريخ از طرف گروه‎هايي از باطنيه و غير باطنيه، تفسيرهايي از آيات شده است كه آن‎ها را به حساب تفسير و برداشت نمي‎توان گذاشت، مسخ و تحريف است نه برداشت و تفسير. ( مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي ايران، ص 23)

2. مصطفي ميرسليم و ديگران، جريان شناسي فرهنگي بعد از انقلاب اسلامي، ص 109.

3. شهيد مطهري تاويل آن‎ها را از داستان اصحاب فيل نقل‎مي كند كه نوشته اند انقلابيون مكه در آن زمان به سانِ مرغاني پريدند و لشكريان استعمار خارجي آن دوره را تار و مار ساختند. (مرتضي مطهري، پيشين، ص 16)

4. محمد حسن روزي طلب، تركيب التقاط و ترور، ص128، به نقل از مرتضي الويري.

5. البته گودرزي در اظهاراتش دليل عدم ورود به فاز نظامي را نداشتن امكانات ذكر كرده و مي‎گويد اگر در رژيم سابق هم امكانات داشتيم اقدام به اين عمل بكنيم اين كار را مي‎كرديم. ( همان، ص 218) ولي به نظر مي‎رسد كه اين ادعا چندان با واقعيت مطابقت ندارد.

6. همان، ص 82.

7. آيت‎ا... موسوي اردبيلي بر اين باور است كه گروه فرقان با سازمان منافقين رابطه سازماني داشت بلكه شاخه‎اي از شاخه‎هاي منافقين بود. اسد ا... بادامچيان نيز مانند آيت‎ا... اردبيلي معتقد است فرقان شاخه نظامي سازمان منافقين بوده است؛ وي مي‎گويد: «من اعتقاد عميق دارم كه فرقان گروه ضربت و ترور سازمان منافقين بوده است» (همان، صص 69-68)

8. مرتضي الويري مي‎گويد: «فرقان مجاهدين خلق را جرياني التقاطي و آلوده به سيستم‎هاي ماركسيستي‎مي دانستند، در حالي كه ديدگاه‎هاي خود را زلال و خالص‎مي دانستند، بنابر اين مجاهدين خلق را قبول نداشتند؛ مجاهدين با گروه فرقان اصلا ارتباطي نداشتند» (مرتضي الويري، خلوص مذهبي در خط مشي نادرست، نشريه چشم انداز ايران، ش 53، دي و بهمن 1387، ص 270. )

9. نشريه فرقان، ش 26، خرداد 59، ص 5.

10. رييس دادگاه، ناطق نوري : اگر ماركسيستي آمد و تظاهر به اسلام كرد آيا ماترياليست منافق است يا نه؟

گودرزي : نه، ماترياليست منافق يعني چه او يك ماركسيست است كه از اسلام به‎عنوان يك وسيله استفاده كرده است.

معاديخواه: از مردم تقاضا‎مي كنم بگردند و برايش اسمي پيدا كنند. كسي كه ماركسيست و طرفدار مكتب ماترياليسم است و منافق هم هست يعني نمي‎گويد من ماركسيست هستم بلكه‎مي گويد من مسلمانم. آيا به چنين كسي ماترياليسم منافق گفتن بدعت است؟ گودرزي: بله بدعت است. ( محمد حسن روزي طلب، پيشين، ص 222. )

11. همان، ص 233.

12. همان، ص 239، به نقل از اصول تفكر قرآني، ص 18، پاورقي.

13. در ص 43 كتابي به نام تفسير نور آمده است: قرآن نه به گونه‎اي كه در 1400 سال پيش، از آن برداشت‎مي كرديم و به گونه‎اي كه كعب الاحبارها برداشت‎مي كردند، بلكه در حال تكامل است. جملات و حروف و كلمات قرآن تكامل پيدا‎مي كنند؛ معنايي پيدا‎مي كنند كه در رابطه با شرايط انقلابي زمان ماست. مثلا: قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظو فروجهم ذلك ازكي لهم ان ا... خبير بما يصنعون ترجمه شده به «بگو به مؤمنان كه از بينش‎هاي خويش چشم فرو بندند و افكار و انديشه‎هاي انقلابي خود را ظاهر نساخته و نگه دارند كه اين كار براي آنان پاكيزه تر و رشدآورنده تر است» در مورد زنان مؤمنه نيز همين گونه ترجمه شده است. «به زنان گرايش يافته بگو كه از بينش‎هاي خويش ديده فرو بندند و افكار و انديشه‎هاي انقلابي خود را ظاهر نساخته و نگه دارند» گودرزي: «معناي فروج و فرج را كه در شكل كلي به معناي عورت است در سطح وسيع تري از آن مفهوم ابتدايي مطرح كرده‎ايم، يعني هر چه كه كشف و ظاهر شدن آن مايه خجالت و شرمندگي آدم باشد اين عنوان و فرض بر آن بار‎مي شود. ناطق نوري: كشف انديشه‎اي انقلابي باعث خجالت است؟

گودرزي: در رابطه با افرادي كه مغاير آن جهت گيري هستند و‎مي خواهند سوژه گيري كنند، بله. ( همان، ص 229- 230. )

14. مرتضي مطهري، علل گرايش به مادي گري، ص 16. گودرزي در ص 4 توحيد و ابعاد گوناگون آن، در پاسخ به استاد مطهري آورده است:«آن‎ها كه انقلابي بودن برداشت‎هاي قرآن و تفسير فلسفه مدون حزب توحيدي را سوژه‎اي براي توجيه يك بعدي نگريستن ما گرفته اند، چه خوب بود كه لا اقل، هم مقدمه تفسير را بخوانند و هم به متن توحيد كه از اراده انقلابي خداوند و نقش آن در انديشه‎ها و آياتش سخن گفته است رجوع كنند. نگرش كوتاه ما بر اين سوژه‎ها و دستاويزها، صرفا به ظاهر در همين مقدمه كتاب و شناخت هر چه بيش‎تر ماهيت دشمن و جبهه‎هاي رو در رويمان‎مي باشد، و الا آن چه را گفته ايم و نوشته‎ايم، بازتاب ايمان راستين مان به ايدئولوژي اجتماعيان و تعيين خط مشي انقلابي امان‎مي باشد.» ( محمد حسن روزي طلب، پيشين، ص 226-229)

15. همان، پرونده گودرزي، شماره بازيابي 18383.

16. همان، پاورقي، ص 32.

17. همان، ص39

18. همان، ص 35، پرونده اكبر گودرزي، شماره بازيابي 18383

19. «خداپرستي را آخونديسم به ابتذال كشيد»، «اسلام فردا ديگر اسلام ملا نخواهد بود»، «از روحانيت چشم داشتن نوعي ساده لوحي است كه ويژه مقلدان عوام است و مريدان بازي. .»، «اكنون خوشبختانه... تز اسلام منهاي آخوند در جامعه تحقق يافته است»، «تملقات پستانه علامه مجلسي» فلاسفه چهره‎هاي پفيوز تاريخ اند» و... در آثار دكتر شريعتي فراوانند. ر. ك، مخاطب‎هاي آشنا، ص 8 و 11و 141و 167و 214؛ انسان و اسلام ص 181. در كتاب‎ها و بيانيه‎هاي گروهك فرقان نوعا همين گونه جملات دكتر شريعتي كه پيام كاملا روشن ومشخصي دارند، ديده‎مي شود.

20. رسول جعفريان، جريان‎ها و جنبش‎هاي مذهبي سياسي ايران، سال‎هاي 1320 - 1357، ص 325.

21. آقاي عميد زنجاني: آقاي آشوري انصافا منبرهاي گيرايي داشت، منتهي همه مسايل را تحليل مادي و انقلابي‎مي كرد؛ اصلا چيزي به‎عنوان عبوديت، عبادت و معنويت به جا نمي‎گذاشت. (عميد زنجاني، خاطرات، صص 155-156)

22. آيت‎ا... مصباح در باره اين كتاب مي‎گويد: يك نسخه از اين كتاب به دست ما افتاد. دو سه صفحه‎اي كه خواندم، بهت زده شدم كه چه جور كسي جرات‎مي كند به نام دين چنين حرف‎هايي بزند. كتاب را مطالعه كردم ديدم سراپا زهر است! كتابي بود با ادبيات فريبنده و جذاب براي جوان‎ها، اقتباس‎هايي از آثار برخي نويسندگان آن روزها، ولي روحش تفسير سمبليك قرآن. ( نشريه يادآور، شماره 6-8، صص 18-19. )

23. آيت‎ا... مصباح يزدي درباره باورهاي آشوري مي‎گويد: وي در كتاب توحيد نوشته بود«ماترياليزم فلسفي اشكالي ندارد. مخصوصا آن جا كه زايا باشد! آن چيزي كه ما با آن مخالفيم، ماترياليزم اخلاقي است؛ يعني اين كه عده‎اي دنبال پول باشند، و الا ماترياليزم فلسفي كه‎مي گويد خدايي نيست اشكالي ندارد. !» نشريه يادآور، شماره 6-8، صص 18-19.

24. نشريه يادآور، شماره 6-8، صص 18-19، مصاحبه با آيت‎ا... مصباح يزدي.

25. ياران امام به روايت ساواك، كتاب دوازدهم، شهيد حاج مهدي عراقي، پيشكسوت انقلاب، ص 271.

26. محمد حسن روزي طلب، پيشين، ص 45.

27. نشريه يادآور، ش 6-8 ص 33 ؛ از خاطره دادگاه فرقان به وجد‎مي آيم؛ گفتگو با علي اكبر ناطق نوري.

28. همان، صص210-211، روي آوردن آن‎ها به ترور دور از انتظار نبود، گفت وگو با هاشم صباغيان.

29. اعراف/ 45.

30. مهدي جمشيدي، اصلاح طلبي سكولار، ص 300 به نقل از شجوني.

ارتجاع يعني بازگشت به سياست هاي شاه سلطان حسيني!

  دبير سياسي

درباره شاه سلطان حسين صفوي اين چنين آمده است كه وي در سياست خارجي بسيار منفعل بود و آن چه برايش اهميت داشت حفظ تاج و تخت و رفاه و خوشگذراني خود و خانواده اش بود. او كاري به منافع ملي و مردم بيچاره نداشت. زماني كه كشور مورد هجوم نيروهاي محمود افغان قرار گرفت او به فكر دفاع بر نيامد و مردم بيچاره كه به صورت خودجوش به دفاع برخاسته بودند در نزديك نطنز و اصفهان قتل عام شدند ولي او به فكر خوشگذراني خويش بود تا اين‎كه دشمن به اصفهان رسيد و شهر را تصرف كرد و كاخ سلطنتي او هم سقوط كرد. متاسفانه امروز نيز برخي از مسوولان كشور حاضرند همه سرمايه‎هاي كشور را به پاي منافع شخصي و حزبي خود معامله كنند. فناوري هسته‎اي كشور كه با جهاد علمي جوانان اين سرزمين به دست آمده و براي رسيدن به آن، خون‎هاي پاكي مانند شهيد روشن و شهيد شهرياري فدا شده بود به صورت يك طرفه و بدون دريافت تقريباً «هيچ»به رقيب واگذار شد. صنعت هوا و فضا و ماهواره كه يكي از پيشرفته‎ترين فناوري‎هاي روز دنياست و جوانان خوش استعداد ايراني با دانش بومي به آن دست يافته بودند عملا تعطيل شد. رشد علمي كشور كه شتاب بالايي به خود گرفته بود متوقف شد و يا كاهش يافت. به جاي صادرات كالاهاي ساخت ايران به خارج، ايران را به كشور وارد كننده دون پايه تبديل كرده‎اند و كار به جايي كشيده است كه با واردات بي‎رويه، كارخانجات كشور را به تعطيلي كشانده اند. واردات كود انساني از تركيه آبروي ايران اسلامي را در ميان منطقه برد به طوري كه عرب‎هاي سعودي نيز با توييت‎هاي خودشان ايران اسلامي را به باد تمسخر گرفته اند. با در اختيار گذاشتن فضاي كشور اكنون نوبت به نابودي كشاورزي رسيده است. جاسوساني كه به‎عنوان متخصصان محيط زيست در بيابان‎ها و جنگل‎هاي كشور اردو زده و برخي از آن‎ها دستگير شده‎اند به‎عنوان كارشناسان آب و هوا و خاك، براي ما نسخه طرح «نكاشت» يا«كشت فرامنطقه اي» مي‎پيچند و نسخه‎هاي آن‎ها از زبان برخي مسوولان به‎عنوان نجات آب و خاك مطرح مي‎شود!اين طرح خطرناك مي‎تواند اولا كشور را در مواد غذايي و نان و غذا به بيگانگان وابسته كند؛ تا اين بار با تحريم غذايي جامعه ما را وادار به تسليم كنند. ثانيا جمع كثيري از كشاورزاني كه اكنون در روستاها مشغول كارند بيكار شوند و بر سيل مهاجرت به شهرها افزوده شود. ثالثا با از دست رفتن فضاي سبز بر آلودگي هوا كه امروز معضل اصلي شهرهاي بزرگ ايران است افزوده شود و بيماري‎هاي فراواني جامعه ما را تهديد كند. باخشك شدن مناطق داير كشاورزي، عملا بيابان‎هاي ما كويري مي‎شود و بر حجم ريزگردها افزوده خواهد شد و بحران كشور را در بر خواهد گرفت. رابعا باخشك شدن بيابان‎ها عملا بارش‎ها نيز كاهش خواهد يافت و مشكلات آب خوردن مردم نيز دو چندان مي‎شود.

از سوي ديگر با ارتباطي كه دوباره با اروپايي‎ها برقرار شده كشور را در يك دور باطل قرار داده اند؛ كاري كه در سال 82 تا 84 صورت گرفت و جز معطل كردن كشور و فناوري‎هاي علمي هيچ عايدي براي مردم نداشت و آقاي روحاني در مرداد 84 طي نامه‎اي به البرادعي نسبت به آن اعتراف و اعتراض كرد. امروز مجددا مي‎خواهند با كشورهايي كه بدون اجازه امريكا آب هم نمي‎خورند مذاكره كنند و عملا بقيه افتخارات كشور را در اين مذاكرات از بين ببرند. بي‎ترديد شروط رئيس جمهور فرانسه براي سفر به ايران و صدور بيانيه توهين آميز وزارت خارجه فرانسه هنگام سفر به ايران وجدان هر ايراني با غيرت را جريحه دار مي‎كند. آن‎ها مي‎خواهند باب مذاكرات موشكي و منطقه‎اي را باز كنند و عملا به بهانه برداشتن تحريم‎ها در صورت كوتان آمدن ايران و واگذاري موشك‎هاي با برد بلند و خروج ايران از منطقه و دست برداشتن از حمايت خود از مردم سوريه و عراق و فلسطين، ايران را تنها و بي‎سلاح كنند و در نهايت با يك عمليات سنگين كار ما رايكسره كنند.

آيااين گونه اقدامات همان ارتجاع و بازگشت به سياست‎هاي قجري و صفويه نيست؟ اگر نيست نام آن راچه چيزي مي‎توان گذاشت؟

ارتجاع يعني بازگشت به سياست هاي شاه سلطان حسيني!

  دبير سياسي

درباره شاه سلطان حسين صفوي اين چنين آمده است كه وي در سياست خارجي بسيار منفعل بود و آن چه برايش اهميت داشت حفظ تاج و تخت و رفاه و خوشگذراني خود و خانواده اش بود. او كاري به منافع ملي و مردم بيچاره نداشت. زماني كه كشور مورد هجوم نيروهاي محمود افغان قرار گرفت او به فكر دفاع بر نيامد و مردم بيچاره كه به صورت خودجوش به دفاع برخاسته بودند در نزديك نطنز و اصفهان قتل عام شدند ولي او به فكر خوشگذراني خويش بود تا اين‎كه دشمن به اصفهان رسيد و شهر را تصرف كرد و كاخ سلطنتي او هم سقوط كرد. متاسفانه امروز نيز برخي از مسوولان كشور حاضرند همه سرمايه‎هاي كشور را به پاي منافع شخصي و حزبي خود معامله كنند. فناوري هسته‎اي كشور كه با جهاد علمي جوانان اين سرزمين به دست آمده و براي رسيدن به آن، خون‎هاي پاكي مانند شهيد روشن و شهيد شهرياري فدا شده بود به صورت يك طرفه و بدون دريافت تقريباً «هيچ»به رقيب واگذار شد. صنعت هوا و فضا و ماهواره كه يكي از پيشرفته‎ترين فناوري‎هاي روز دنياست و جوانان خوش استعداد ايراني با دانش بومي به آن دست يافته بودند عملا تعطيل شد. رشد علمي كشور كه شتاب بالايي به خود گرفته بود متوقف شد و يا كاهش يافت. به جاي صادرات كالاهاي ساخت ايران به خارج، ايران را به كشور وارد كننده دون پايه تبديل كرده‎اند و كار به جايي كشيده است كه با واردات بي‎رويه، كارخانجات كشور را به تعطيلي كشانده اند. واردات كود انساني از تركيه آبروي ايران اسلامي را در ميان منطقه برد به طوري كه عرب‎هاي سعودي نيز با توييت‎هاي خودشان ايران اسلامي را به باد تمسخر گرفته اند. با در اختيار گذاشتن فضاي كشور اكنون نوبت به نابودي كشاورزي رسيده است. جاسوساني كه به‎عنوان متخصصان محيط زيست در بيابان‎ها و جنگل‎هاي كشور اردو زده و برخي از آن‎ها دستگير شده‎اند به‎عنوان كارشناسان آب و هوا و خاك، براي ما نسخه طرح «نكاشت» يا«كشت فرامنطقه اي» مي‎پيچند و نسخه‎هاي آن‎ها از زبان برخي مسوولان به‎عنوان نجات آب و خاك مطرح مي‎شود!اين طرح خطرناك مي‎تواند اولا كشور را در مواد غذايي و نان و غذا به بيگانگان وابسته كند؛ تا اين بار با تحريم غذايي جامعه ما را وادار به تسليم كنند. ثانيا جمع كثيري از كشاورزاني كه اكنون در روستاها مشغول كارند بيكار شوند و بر سيل مهاجرت به شهرها افزوده شود. ثالثا با از دست رفتن فضاي سبز بر آلودگي هوا كه امروز معضل اصلي شهرهاي بزرگ ايران است افزوده شود و بيماري‎هاي فراواني جامعه ما را تهديد كند. باخشك شدن مناطق داير كشاورزي، عملا بيابان‎هاي ما كويري مي‎شود و بر حجم ريزگردها افزوده خواهد شد و بحران كشور را در بر خواهد گرفت. رابعا باخشك شدن بيابان‎ها عملا بارش‎ها نيز كاهش خواهد يافت و مشكلات آب خوردن مردم نيز دو چندان مي‎شود.

از سوي ديگر با ارتباطي كه دوباره با اروپايي‎ها برقرار شده كشور را در يك دور باطل قرار داده اند؛ كاري كه در سال 82 تا 84 صورت گرفت و جز معطل كردن كشور و فناوري‎هاي علمي هيچ عايدي براي مردم نداشت و آقاي روحاني در مرداد 84 طي نامه‎اي به البرادعي نسبت به آن اعتراف و اعتراض كرد. امروز مجددا مي‎خواهند با كشورهايي كه بدون اجازه امريكا آب هم نمي‎خورند مذاكره كنند و عملا بقيه افتخارات كشور را در اين مذاكرات از بين ببرند. بي‎ترديد شروط رئيس جمهور فرانسه براي سفر به ايران و صدور بيانيه توهين آميز وزارت خارجه فرانسه هنگام سفر به ايران وجدان هر ايراني با غيرت را جريحه دار مي‎كند. آن‎ها مي‎خواهند باب مذاكرات موشكي و منطقه‎اي را باز كنند و عملا به بهانه برداشتن تحريم‎ها در صورت كوتان آمدن ايران و واگذاري موشك‎هاي با برد بلند و خروج ايران از منطقه و دست برداشتن از حمايت خود از مردم سوريه و عراق و فلسطين، ايران را تنها و بي‎سلاح كنند و در نهايت با يك عمليات سنگين كار ما رايكسره كنند.

آيااين گونه اقدامات همان ارتجاع و بازگشت به سياست‎هاي قجري و صفويه نيست؟ اگر نيست نام آن راچه چيزي مي‎توان گذاشت؟

 يادداشت هفته

زوال صهيونيست ها نزديك است!

 علي اكبر عالميان

بيش از دو سال پيش، رهبر معظم انقلاب اسلامي در يكي از بيانات خويش با اشاره به جعلي‎بودن دولت صهيونيستي تاكيد كردند:«برخي صهيونيست‎ها گفته‎اند با توجه به نتايج مذاكرات هسته‎اي، ۲۵ سال از دغدغه‎ ايران آسوده شده‎ايم اما ما به آن‎ها مي‎گوييم شما ۲۵ سال آينده را اصولاً نخواهيد ديد و به فضل الهي، چيزي به نام رژيم‎صهيونيستي در منطقه وجود نخواهد داشت.» ايشان در ديدار اخير با وزير اوقاف و جمعي از متفكران سوري نيز اين وعده را تكرار كرده و مي‎گويند: «اميدوارم كه ان‎شاءا... آن روزي را كه شماها در قدس نماز جماعت ميخوانيد، ببينيد و ببينيم ان‎شاءاللّه؛ ما معتقديم كه اين ‎روز خواهد آمد. ممكن است شخص اين حقير يا امثال ما نباشند، امّا اين روز خواهد آمد و دير هم نخواهد شد. چند سال پيش، اين همان دولتِ صهيونيستي همسايه شما گفت كه ايران را ما تا مثلاً ۲۵ سال ديگر، چنين مي‎كنيم، چنان مي‎كنيم؛ من گفتم كه شما ۲۵ سال ديگر را درك نخواهيد كرد كه بخواهيد آن‎وقت شما آن كار را انجام بدهيد! ان‎شاءا... اين روز پيش مي‎آيد.»
البته پيش بيني نابودي و اضمحلال رژيم‎صهيونيستي فقط به اين دو سخنراني منحصر نمي‎شود بلكه ايشان بارها و بارها از سقوط رژيم اشغالگر قدس سخن گفته اند. مثلا در تاريخ ۱۳۷۰/۰۸/۱۵تاكيد مي‎كنند: «نبايد شك كرد كه شجره خبيثه اسرائيل كه «اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار»، هيچ پايه و پايگاه و استمرارى نخواهد داشت و بى‎شك نابود خواهد شد.» در تاريخ ۱۳۷۷/۰۴/۲۱ نيز خاطر نشان مي‎كنند: «صهيونيسم در مقابل موج نسل‎هاى رو به ازدياد فلسطينى طاقت نخواهد آورد.» اين وعده شيرين و تحقق يافتني ناشي از سه مساله مهم مي‎باشد. اول از همه، نشات يافته از وعده ديرينه الهي مبني بر زوال ظلم و ظالمين است. در آيات گوناگون الهي، خداوند متعال وعده داده است كه ريشه ظالمين را خواهد سوزاند. در آيه13 سوره ابراهيم وعده مي‎دهد كه ظالمين را نابود خواهد كرد: «لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمينَ» و در آيه227 سوره شعراء نيز تاكيد مي‎كند از ظالمين انتقام گرفته و آنان را منهدم خواهد ساخت:«وَ سَيعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا‎اي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ». در مورد رژيم اشغالگر قدس هم اين وعده الهي قطعا تحقق خواهد يافت؛ چرا كه اين رژيم نماد ظلم و ستم در دنياي كنوني به شمار مي‎آيد.
مساله دوم؛ نشات يافته از ايمان گوينده است. تا گوينده به اين مساله باور و ايمان نداشته باشد، نمي‎تواند چنين وعده‎اي بدهد. ايمان مقام معظم رهبري به سقوط نه چندان دور رژيم صهيونيستي به باور قوي ايشان و توكل مثال زدنيشان به قدرت خداي متعال برمي گردد. اين مهم را مي‎توان در لابه‎لاي فرمايشات ايشان در طول دوران رهبري معظم‎له مشاهده كرد كه چگونه با همان روحيه قوي و مومنانه خويش همواره اميد را به جامعه تزريق كرده و از شكست دشمنان و پيروزي جبهه حق سخن مي‎گويند. بيراه نيست اگر بگوييم كه در جريان فتنه داعش در منطقه به ويژه در سوريه، تنها شخصي كه ايمان كامل به شكست اين شجره خبيثه داشت، شخص مقام معظم رهبري بوده است.
مساله سوم، قرائن و احوال موجود است كه نويد مضمحل شدن اين وليده نامشروع استكبار را مي‎دهد. رژيم اشغالگر قدس يك حكومت سست بنيان و قابل شكستن است و دير نخواهد بود زماني كه صداي شكستن پايه‎هاي حكومت ظالمانه اشغالگران قدس شريف به گوش برسد. چندي قبل يكي از نويسندگان و تحليلگران برجسته فلسطيني با نام عبدالستار قاسم با ارائه مطلبي جالب توجه به مجموعه‎اي از عوامل نظامي و اخلاقي و اجتماعي و امنيتي اشاره كرد كه همگي قرائني دقيق از زمينه‎هاي فروپاشي رژيم اشغالگر قدس مي‎باشند. اولين عامل؛ فساد گسترده‎اي است كه در جسم و جان هيات حاكمه اسرائيل گسترش پيدا كرده و به‎سرعت در تمامي بخش‎هاي آن ريشه دوانده است.دوم اين‎كه سرزمين‎هاي اشغالي از نظر مساحت جغرافيايي كوچك است و به‎سهولت مي‎توان آن را تحت پوشش موشك‎ها و توپخانه‎هاي سنتي قرار داد و زيرساخت‎ها و مباني اقتصادي آن را تخريب كرد. سوم اين‎كه در نتيجه اقدامات داعش در سوريه، حضور ايران در مرزهاي فلسطين اشغالي قوي‎تر از گذشته شده است. حزب‎ا... امروز با قدرت بيش‎تر و تجربه بالاتر به كار خود ادامه مي‎دهد و ارتش سوريه با سرعت بسيار بالا به‎سمت نوآوري و هوشياري و ملي‎گرايي عميق‎تر پيش مي‎رود. چهارم اين‎كه مقاومت لبنان و فلسطين قدرت خود را به‎مرور زمان افزايش مي‎دهد. آن‎ها تسليحات و سازماندهي و آموزش و انضباط بهتري پيدا كرده‎ و از نظر امنيتي نيز تقويت شده‎اند. پنجم اين‎كه منطقه شاهد همبستگي دولت‎ها و طرف‎هاي متعدد براي فعاليت مشترك در مقابله با اسرائيل است. اسرائيل هراندازه توان نظامي خود را افزايش دهد، نمي‎تواند با اين رويكرد جديد مقابله كند كه منطقه طي هفت دهه گذشته سابقه آن را نداشته است. همه اين قرائن نشان مي‎دهد كه دولت صهيونيستي روز به روز شكننده‎تر مي‎شود به ويژه اين‎كه در هر جنگي كه در اين دهه گذشته وارد شده است شكست خورده است. در جنگ ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و 8 روزه، افسانه شكست ناپذيري اين رژيم فروريخت و ضربات كوبنده‎اي را از جبهه مقاومت دريافت كرد. اكنون مشخص مي‎شود كه خطاب تاريخي مقام معظم رهبري به صهيونيست‎ها مبني بر اين كه«۲۵ سال آينده را اصولاً نخواهيد ديد»، ريشه در واقعيت‎هاي ديني و قرائن مبرهن و قطعي دارد و ان‎شاءا... روزي فراخواهد رسيد كه مسلمانان در قدس شريف و به امامت ايشان نماز را بر پا دارند.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

به اين وزير راه وترابري، با اين حوادث اتوبوس و قطار وكشتي و هواپيما واقعاً بايد جايزه داد!
9915...0914

بي‎عرضگان يا خائن مسلكان، هر رطب و يا‎بسي را دستاويز قرار مي‎دهند در توجيه عمل نكردن به وعده‎هاي فريبكارانه يا وظايفشان؛ از جمله اين‎كه مدت مديريت؛ كوتاه است پس امكان جامه عمل پوشاندن به برنامه‎ها نيست و ده‎ها سال لازم است. اين يعني داشتن روحيه قلدري و ميل به چپاول بيت‎المال و زندگي مسلمين.
8895...0919

آقاي احمدي‎نژاد با نامه‎اي كه به رهبري نوشت عملاً در مسير فتنه‎گران 88 قرارگرفت؛ چرا كه همانند نامه فتنه‎آفرين هاشمي به رهبري در سال 88، نوك پيكان هجمه‎نامه به سمت شوراي نگهبان، ساختارهاي نظارتي انتخابات، قوه قضاييه معطوف شده است. با اين شرح ادامه اين رفتار احمدي‎نژاد او را به همان سرنوشتي دچار مي‎كند كه برخي خواص رفوزه و نالايق در فتنه 88 بدان دچارشدند اما: انقلاب خاصيتش غربال است و در غربال، خواصي كه در برابرحق بايستند و حاضر نشوند براي اقامه حق از خود بگذرند ريزش مي‎كنند با وجود اين ريزش‎ها، رويش‎هاي عميق‎تري رخ مي‎دهد كه صدها برابر، براي ادامه حركت انقلاب رشد و نمو ايجاد مي‎كند.
5411... 0918

شوراي به اصطلاح امنيت امروز به‎جاي تنبيه عربستان سعودي به جرم جناياتش در حق مردم يمن، او را تشويق و از او تشكرمي‎كند و اين يك طنز است و خسارت اين طنز متوجه شوراي به اصطلاح امنيت و عربستان سعودي است. درحقيقت با اين اشتباه فراموش نشدني ثابت شد شوراي امنيت تقريباً وارونه و برعكس شده است.
9915...0914

بعضي مواقع كودكان شروع به بهانه‎گيري مي‎كنند و يك چيزي را حتماً مي‎خواهند؛ پدر و مادر براي اين‎كه ذهن او را منحرف كنند مي‎گويند نگاه اون گنجشك چقدر قشنگ است. روحاني هم براي منحرف كردن ذهن مردم از مطالبات و وعده‎ها هرچند وقت يكبار دست به حاشيه‎سازي مي‎زند!
7594...0910

به نظر اين حقير برخورد مقطعي با دلالي ارز بي‎نتيجه است! اگر هدف سقوط دلار باشد بايد برنامه بلندمدت و همه ساله نيروي انتظامي و قوه‎قضائيه باشد! هدف قرار دادن امنيت كشور بيش از هر چيز ناشي از ترس و احساس خطر دشمن است چون نظام سلطه غرب فقط بر برتري دلار و يورو استوار است. هرجنگ و ناامني و تفرقه‎اي كه آمريكا و اذناب غربي‎اش راه مي‎اندازند براي غارت منابع كشورها و بالا بردن ثبات دلاراست.
يك شهروند