صفحه حوزه و دانشگاه

مؤلفه هاي كارآمدي نظام اسلامي / بخش نخست

 آيت الله كعبي

بحث كارآمدي و مؤلفه آن ابعاد گوناگوني دارد. قبل از ورود به بحث ذكر چند مقدمه به‎عنوان پيش‎نياز خالي از لطف نيست.

مقدمه اول

برخي افراد هنگام بحث در كارآمدي، آرمان‎گراي محض مي‎شوند تا آن‎جا كه ذهن‎گرا مي‎شوند و تصور مي‎كنند وقتي آن‎چه آن‎ها از نظام در نظر دارند اجرا نمي‎شود، ديگر نظام كارآمد نيست و اگر آن اجرا و با اقبال اجتماعي روبه‎رو شد، اين نظام كارآمد است. در اين مطلب، مغالطه‎هاي زيادي نهفته شده و بايد بگوييم كه هر چه اجرايي شد و با اقبال اجتماعي روبه‎رو شد و مردم اجرا كردند اين نشانه كارآمدي نيست، همچنين تئوري‎هايي كه زمينه و بستر اجرا براي آن‎ها در سطح جامعه فراهم نيست و اجرا نمي‎شود، اين نشانه ناكارآمدي نظام نيست بلكه اجرا و عدم اجرا بستگي به اراده انسان‎ها و اقبال اجتماعي دارد. اقبال و اراده اجتماعي ممكن است بر خلاف آرمان‎هاي نظام منحرف شده باشد بنابر اين اجرايي شدن يا نشدن تئوري‎هاي يك نظام به معناي كارآمد بودن يا ناكارآمد بودن آن نيست.

مثلا نهضت انبياء و حركت انبياء به تصريح قرآن كريم كه حيات‎بخش جوامع است، در طول تاريخ با اقبال اكثريت مردم روبه‎رو نشده است! اين نشانه آن نيست كه حركت انبياء براي نجات انسان كارآمد نيست. در سوره شعراء آيه شريفه «إِنَّ في ذلِكَ َلآيةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنينَ، وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ»(1) بعد از بيان نهضت و حركت هركدام از پيامبران تكرار شده است. بعد از زندگي و سرگذشت هركدام از پيامبران با اقوامشان خدا مي‎فرمايد «إِنَّ في ذلِكَ َلآيةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنينَ» «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ» البته پروردگار هم شكست‎ناپذير و رحيم است. اين‎كه اكثريت به انبيا ايمان نياوردند دليل بر ناكارآمدي آن‎ها نمي‎شود. خداوند تبارك و تعالي به پيامبر اكرم در نزول و انزال قرآن بر اساس اراده الهي به‎عنوان دين خاتم توفيق عنايت فرمودند و ايشان تا آخر هم آن چه لازم بود و خداوند فرموده بود ابلاغ كردند و موفق شدند، اما باز در اجراي اسلام بگوييم ايشان ناكارآمد بود. يا در مورد شخصيت اميرالمؤمنين عليه السلام است كه در طي مدت كوتاه حكومت خود براي اجراي اسلام، كه دچار سه جنگ ناكثين، قاسطين و مارقين شدند، با اين معيارها و مقياس‎هاي مادي امروز مي‎گويند نستجير با... اميرالمؤمنين هم كارآمد نبود، چون ايشان آن مكرها و سياست‎مداري شيطاني معاويه را نداشت! اين تحليل‎ها، تحليل اشتباهي است. ما براي كارآمدي يك تئوري بايد عناصر آن تئوري و زمينه‎هاي اجراي آن را بررسي كنيم و ببينيم آيا آن‎ها موجب سعادت بشريت مي‎شود؟

علامه طباطبايي در جلد4 الميزان در ذيل آيه200 سوره آل عمران «يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا الله لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»‎ يك بحثي را تحت اين عنوان مطرح مي‎كند «هل تقبل سنة‎ الاسلام الاجتماعية الاجرا» آيا قوانين و مقررات اسلام در عصر حاضر قابل اجرا هست يا نيست؟ چون در زمان علامه هم اين بحث كارآمدي اسلام مطرح بود و مي‎گفتند: آيا اسلام قابل پياده شدن است يا نيست. ايشان در آن‎جا بحث مفصلي مطرح مي‎كنند كه اجمال اين بحث مفصل اين است كه اجرا و عدم اجرا و تأثيرگذاري در زندگي بشر بستگي به اراده انسان‎ها دارد. علامه مي‎فرمايد: يك زماني دموكراسي نبود، بعد بشريت دنبال اين سنت دموكراسي افتاد و اين طرفداراني پيدا كرد. قرن‎ها گذشت و دموكراسي اجرايي شد. زماني هم اسلام نبود حالا اگر نظام اسلامي زماني طرفداراني پيدا كند و عده‎اي اسلام را بشناسند و پاي آن بايستند و بخواهند احكام اسلام را پياده كنند، آن موقع از لحاظ نتيجه و كارآمدي مي‎توان قضاوت كرد كه نظام اسلامي واقعاً‎ كارآمد است يا نيست؟

مقدمه دوم

ما در بحث كارآمدي بايد واقعيت‎ها را ببينيم و ذهن‎گراي محض نباشيم. واقعيت‎هاي اجتماعي چه محيط دروني و چه محيط بين‎الملل و پيراموني همه اين‎ها در موفقيت و عدم موفقيت، امكانات و توانمندي‎ها در كارآمدي نظام حاكم بر آن جامعه مؤثر هستند. ما وقتي بخواهيم كارآمدي يك نظام را بررسي كنيم بايد همه اين مباحث را در نظر بگيريم. يعني در كنار مطلوبيت آرمان‎ها ابزار و وسايل را هم بايد ببينيم. در كنار ابزار و وسايل، منابع انساني را هم نيز بايد ببينيم، در كنار منابع انساني، موانع را هم بايد ببينيم. سپس جمع‎بندي كرده و نسبت به كارآمدي يا ناكارآمد آن نظام قضاوت كنيم.

مقدمه سوم

اين شبهه امروز حائز اهميت است كه القاء مي‎كنند و مي‎گويند بعد از گذشت چهار دهه، نتيجه جمهوري اسلامي چيست؟ امروز هر اتفاقي كه رخ مي‎دهد، جنبه منفي آن را به پاي اسلام و به پاي مكتب اهل بيت و به پاي آرمان‎ها و باورها و ارزش‎هاي اسلامي مي‎گذارند و مي‎گويند جمهوري اسلامي كارآمد نيست و روحانيت نتوانست! حتي بعضا جنبه‎هاي مثبت كه در كشور مشهود است را به حساب مديريت بشري و شيوه‎هاي حكمراني معاصر و سكولار مي‎گذارند. و از اين هم براي ضربه زدن به دين و مأيوس كردن جوانان و نسل جديد از اسلام استفاده مي‎كنند و مي‎گويند آيا اسلام قادر است بشريت معاصر را اداره كند و مشكلات جامعه‎ معاصر را حل كند؟ آن‎ها تلاش مي‎كنند كه بگويند اسلام نمي‎تواند و قادر نيست.

از اين منظر، بحث كارآمدي يك بحث كلامي و در حوزه دفاع از دين و مكتب اهل بيت نيز تلقي مي‎شود. ما بايد عكس اين برخورد كنيم و بگوييم در اين چهار دهه هرجا موفق بوديم، اين ناشي از عمل به تئوري اسلام و مكتب اهل بيت بوده و نتيجه پيروي از ولايت فقيه و نقش مثبت و سازنده و اثرگذار روحانيت مي‎باشد، و هرجا موفق نبوديم و نتوانستيم كاري را پيش ببريم، ناشي از غرب‎گرايي، تحجر و اجرايي نكردن نظريه دين است و ربطي به خود دين ندارد. ما بايد اين را در بحث‎هاي كارآمدي بيان كنيم.

كارآمدي قوانين و مقررات اسلامي و احكام فقه

بحث ديگري كه طرح مي‎شود اين است كه قوانين و مقررات اسلامي و احكام فقه كارآمد است يا كارآمد نيست؟ مثلاً‎ فلسفه قصاص، حيات است. بعدا بعضي‎ها مي‎گويند آيا در چارچوب اجراي قصاص جلوي قتل گرفته شد؟ و يا فلسفه مثلاً قطع دست دزد اين است كه كسي دزدي نكند. آيا با اين كارها ما توانستيم جلوي دزدي را بگيريم؟ يا فلسفه حدود مربوط به زنا براي جلوگيري از فحشاء و فساد است. آيا با اجراي اين حدود جلوي اين كارها گرفته شد، يا فحشاء و فساد زياد شد؟ بنابراين نتيجه مي‎گيريم كه اين احكام اسلام در زمينه احكام كيفري كارآمد نيست و ما بايد به فكر كارآمدي باشيم! اگر مقداري هم كارآمدي هست مثلا نتيجه پيشگيري از جرائم است! اين‎جا هم باز مغالطه‎هاي زيادي وجود دارد. اما واقعيت اين است كه هرجا براي كارآمدي نتيجه نگرفتيم ناشي از اين است كه احكام اسلام را با همه حدود و ثغور آن پياده نكرديم.

برخي از كارآمدي، نتيجه آني اجراي حدود را انتظار دارند؛ از اين‎رو يك عنصري به نام كارآمدي به اجراي حدود اضافه كردند و چون چنين نتيجه‎اي را نمي‎بينند مي‎گويند اين فقه كارآمد نيست پس بايد حدود اسلامي را تعطيل كنيم.

چنين فضايي در عرصه بحث فقه هست كه بحث مفصلي را مي‎طلبد و ما در اين‎جا وارد آن نمي‎شويم.

مؤلفه‎هاي كارآمدي نظام اسلامي

با ذكر اين مقدمات وارد بحث مؤلفه‎هاي كارآمدي نظام اسلامي مي‎شويم و آن چند بخش است: بخش اول به مكتب برمي‎گردد؛ آيا تئوري اسلام كه جامع نظامات اسلامي است، كارآمد است و مي‎تواند اهداف، وظايف، سياست‎ها و مأموريت‎هاي مربوط به مكتب را محقق كند؟ و آن مأموريت‎ها و اهداف مكتب چيست؟ به‎عنوان مثال اين‎كه انسان به مرتبه خليفة‎ا... برسد و براي اين‎كه حيات طيبه تحقق بيابد و به رشد و شكوفايي مادي و معنوي و در نهايت قرب الي ا... برسد، آيا اين‎ها به وسيله نظام اسلامي كه ما اجرا مي‎كنيم كارآمد است؟ اين‎جا بحث كارآمدي مكتبي مطرح است.

مؤلفه دوم كارآمدي كه در ضمن مؤلفه‎هاي مكتب هست، بحث اجتهاد مستمر فقهاء بر اساس كتاب و سنت و تلاش براي شناخت روزآمد مكتب و مكتب‎شناسي است. كه موتور محرك مكتب است: آيا حوزه‎هاي علميه و روحانيت و اسلام‎شناسان بر اساس ساز و كارهاي نظام تعليم و تربيت خودشان داراي تواتمندي لازم براي شناخت روزآمد مكتب و عرضه براي اجرا را دارند يا ندارند؟ اگر در زمينه اجتهاد به‎عنوان موتور متحرك براي شناخت مكتب، خلل‎هايي وجود دارد، اين خلل‎ها ذاتاً به مكتب برنمي‎گردد بلكه به ضعف كم‎كاري يا عدم تحول در نظام حوزه و روحانيت برمي‎گردد. براي اين‎كه اجتهاد به‎عنوان موتور محرك مكتب و روزآمد كردن مكتب، بتواند مكتب را نو به نو مطرح كند و به زبان نظام‎هاي سياسي اجتماعي روز صحبت كند، بايد ايدئولوگ‎هاي آن مانند برخي از نظام‎هاي سياسي اجتماعي مثل ماركسيست، ليبراليسم و... كه داراي ايدئولوژي هستند براي بقا و دوام خود نو به نو ايدئولوژي بسازند و آن را ارائه كنند. ما ممكن است در اين چهار دهه نتوانسته باشيم خلأهاي فكري و ايدئولوژي نظام اسلامي را متناسب با مكتب، كشف و يا به مردم عرضه كنيم! وجود چنين چيزي هم به ضعف مكتب برنمي‎گردد بلكه به ضعف ما برمي‎گردد. متأسفانه در عصر جمهوري اسلامي و در عصر امام راحل حوزه‎هاي ما هنوز در عصر شيخ انصاري به سر مي‎برند! ما براي اين‎كه بتوانيم مكتب را عرضه و اجرايي كنيم بايد خودمان را متحول كنيم. اين يكي از عناصر پايه‎اي كارآمدي نظام و مكتب است. روزآمد كردن مكتب، متوقف بر تلاش حوزه و روحانيت به شكل روزآمد است. كشف نظامات اسلامي، كشف نظريات اسلامي، نظريه‎پردازي اسلامي، پيشبرد فقه حكومتي، ايجاد تحول در علوم انساني و توليد علم ديني(2) و نو به نو كردن ايدئولوژي اسلامي و ارائه آن به بشريت يكي از مؤلفه‎هاي كارآمدي نظام است.

مؤلفه سوم كارآمدي نظام علاوه بر بحث مكتب و حوزه‎هاي علميه عنصر رهبري نظام اسلامي است. بالاخره رهبري و ولايت، روح نظام اسلامي و روح اسلام است. اسلام بدون ولايت مانند جسم بدون روح است. از اين رو در روايت‎ها مي‎خوانيم «بُني الاسلام علي خَمس» و يا «و ما نُودي بشيءٍ بمثل ما نودي بالولاية» و يا روايت ديگر استدلال مي‎كند كه «لأنه مفتاحهن» ولايت كليد اجراي احكام و كليد اجراي مكتب است. و در روايت ديگري ولايت را راهنماي اجراي مكتب دانسته: «الدليل عليهن». حتي در برخي روايات اجراي امر به معروف و نهي از منكر را يكي از مؤلفه‎هاي كارآمدي مكتب دانسته: «فريضة‎ بها لقام فرائض» و آن‎ها را وسيله‎اي براي تكميل دين مي‎داند. اما باز همين امر به معروف و نهي از منكر حتي تحول در حوزه‎ها و پيشبرد مكتب به شكل روزآمد و بسط حقايق دين متوقف بر وجود يك رهبري مكتب شناس و داراي قدرت سازماندهي، هماهنگي، راهبري و بسيج ظرفيت‎هاي ملي براي تحقق اهداف نظام اسلامي است. البته يكي از الطاف خداوند تبارك و تعالي به اين نظام اسلامي وجود حضرت امام راحل(قدس‎ا... نفسه) به‎عنوان معمار نظام اسلامي و رهبري عزيزمان در اين سال‎ها است. بنا به ادله خيلي زياد ما در اين قسمت اوج كارآمدي(3) را مي‎بينيم.(4)

مؤلفه چهارم كارآمدي نظام، كه خيلي اهميت دارد، سطوح عالي مديريت نظام است. آيا سطوح عالي مديريت نظام كارآمد بودند؟ ما كارآمدي رهبري را از سطوح ديگر مديران جدا كرديم. آيا ساير مديران ارشد، كه شامل سه قوه هستند در فعليت نظام اسلامي كارآمد بودند؟ اگر كارآمد نيستند آيا در ذات و مهندسي اين قوا و يا در عملكرد آن‎ها مشكلي وجود دارد؟ اگر مشكل در عملكرد قوا باشد، باز ربطي به كارآمدي نظام اسلامي ندارد. بلكه بايد در اين‎جا هم تحول ايجاد كنيم. كارآمدي قواي سه گانه هم يكي از بحث‎هاي مهم كارآمدي است كه بايد بررسي شود.

مؤلفه پنجم كارآمدي كه قابل اندازه‎گيري ميداني هم هست؛ بحث پيشرفت علمي و استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري و تلاش براي ابداع خلاقيت ابتكار و نوآوري است. چه مقدار نظام اسلامي در عرصه فناوري و پيشرفت علمي موفق بوده است؟ بحث پيشرفت علمي هم مي‎تواند يكي از عرصه‎هاي كارآمدي باشد.

مؤلفه ششم كارآمدي، قدرت و اقتدار اقتصادي نظام است. آيا نظام از لحاظ شكوفايي اقتصادي توانسته زيرساخت‎هاي اقتصادي را به گونه‎اي پيش ببرد كه علاوه بر پيشرفت علمي حداقل‎هاي معيشتي را نيز تأمين و فاصله طبقاتي بين فقير و غني را كم كند؟ آيا توزيع درآمد ملي به صورت عادلانه اتفاق افتاده است؟ قدرت پول ملي در چه وضعيتي است؟ اين بحث اقتدار اقتصادي يكي از مؤلفه‎هاي بسيار مهم كارآمدي است كه يك بحث جدايي مي‎طلبد.(5)

مؤلفه هفتم كارآمدي، فرهنگي است. يكي از اهداف نظام اسلامي رشد و شكوفايي معنوي و ساخت جامعه بر مدار ايمان و تقوا است. آيا نسبت به تدين و پيشرفت معنوي ما از لحاظ ساختاري و از لحاظ محتوايي و از لحاظ راهبري فرهنگي ملي موفق بوديم؟ آيا اين زيرساخت‎هاي فرهنگي درست است و يا نياز به تحول دارد؟

مؤلفه هشتم كارآمدي، اقتدار امنيتي و اقتدار دفاعي است. اين مؤلفه هم قابل بحث و اندازه‎گيري است. اگر ما نتوانيم امنيت خويش را برقرار و از خود و نظام اسلامي دفاع كنيم علاوه بر محتوايي حتي از لحاظ فيزيكي هم دچار فروپاشي مي‎شويم.

ما همين‎طور مي‎توانيم مؤلفه‎هاي ديگري را نيز اضافه كنيم. ملاك اين مؤلفه‎هاي كارآمدي نظام اهداف، وظايف، سياست‎ها و مأموريت‎هاي نظام اسلامي است كه در اسناد بالادستي اين نظام آمده است. اسناد بالادستي اين نظام غير از كتاب و سنت و فرمان حكومتي اميرالمؤمنين به مالك اشتر؛ قانون اساسي جمهوري اسلامي و هدايت‎هاي امام و رهبري مي‎باشد كه ما از ذيل آن‎ها مي‎توانيم اهداف، وظايف، سياست‎ها و مأموريت‎ها را استخراج و در بخش‎هاي گوناگون اندازه‎گيري كنيم.

ادامه دارد

پي‎نوشت‎ها

1- شعرا، 8 و 9.

2- اگر اين اصطلاح درست باشد؛ زيرا اصطلاح توليد علم ديني محل تأمل است.

3- كارآمدي ولايت حداقل سه بعد دارد: هدايت نظام، حمايت از كلان نظام و نظارت عاليه بر نظام

4- بحث كارآمدي ولايت خود چند جلسه را مي‎طلبد و اين خود مي‎تواند يك طرح بحثي باشد براي كارگروهي كه مي‎خواهد تحت عنوان كارآمدي ولايت كار كند و همچنين مي‎تواند براي تكميل بحث و يكي از ابعاد بحث كارآمدي كه بررسي نقش ولي امر و ولايت است.

5- معمولاً در اين جا بحث مي‎كنند كه آيا اسلام نظريه اقتصادي داشته است؟ اگر نظريه اقتصادي دارد چرا تاكنون اجرا نشده است؟ همچين بحث‎هاي مربوط به اقتصاد مقاومتي و نظريه‎هاي اقتصادي حاكم در اين چهار دهه از جمله مباحثي است كه مي‎تواند مطرح شود.