صفحه ادب و هنر

نگاهي به كتاب «باغ طوطي» اثر مسلم ناصري
غبارروبي از تاريخ شيعه با زبان داستان

 سيف الله نجاريان

حرف زدن و نوشتن درباره موضوعات مرتبط با ادبيات داستاني يكي از كارهاي دشوار است؛ زيرا علاوه بر اين‎كه نظرات ضدونقيض بسياري در اين زمينه مطرح شده، همواره برخي به‎عنوان پدرخوانده‎هاي حوزه ادبيات داستاني نظراتي كه خلاف خواست آن‎هاست را يا برنمي‎تابند يا با شديدترين حملات، آن را از صحنه نظر اخراج مي‎كنند. حال اين مساله را در حوزه پايين‎تري چون ادبيات داستاني ديني بايد پيگيري كرد كه علاوه بر پدرخوانده‎ها و صاحبان ادبيات بايد كارشناسان امور ديني را نيز به آن افزود. از اين رو نه‎تنها داستان ‎نوشتن، بلكه اظهار نظر در حوزه ادبيات داستاني ديني گاهي مي‎تواند حاشيه‎هاي خطرناكي براي نويسنده ايجاد كند. اغلب مشاهده شده نويسنده نيت خيري در نظرش بوده ولي از آن‎جا كه به تعداد خوانندگان يك متن مي‎توان برداشت‎ها و تأويل‎هاي گوناگون داشت، اختلاف سليقه‎ها سبب ايجاد زاويه‎هاي اساسي در ادبيات داستاني شده است.

يكي از پرتگاه‎هاي حساس در اين عرصه، در حوزه داستان‎هايي است كه ارجاعات تاريخي دارد و نويسنده سراغ سوژه‎اي رفته كه با شخصيتي حقيقي در تاريخ روبه‎رو هستيم. حال اگر اين شخصيت يكي از معصومين يا منسوبان به خانواده معصوم باشد(همچون برادر، خواهر، عمه يا ديگر اعضاي خانواده امام) حساسيت اين مساله دوچندان مي‎شود. نويسنده بايد مراقب باشد پا را از حدود مشخص‎شده فراتر نگذارد و مطالبي را به معصوم يا شخصيت منتسب به ايشان نسبت ندهد كه موجب وهن يا دروغ ‎بستن به امامان معصوم عليهم‎السلام شود. به همين سبب است كه مي‎بينيم گاهي نويسنده‎هاي بزرگ در عرصه ادبيات با احتياط سراغ داستان ‎نوشتن پيرامون شخصيت‎هاي حقيقي ديني به‎ويژه معصومين مي‎روند. نمونه‎هاي بسياري هم سراغ داريم كه نويسنده با سربلندي از آزمون نوشتن داستاني ديني، آن هم با محوريت يكي از معصومان بيرون آمده است. حال «مسلم ناصري»، پژوهشگر تاريخ و داستان‎نويس، در رماني با عنوان «باغ طوطي» سراغ شخصيتي مهم در تاريخ اسلام رفته كه به گفته خودش پيرامون او 3 صفحه متن مستند بيش‎تر در دسترس نبوده است.

«ميثم تمار» همان شخصيتي است كه منابع مستند پيرامون او زياد نيست ولي از او به‎عنوان يكي از وفادارترين شخصيت‎ها به اميرالمومنين(ع) در تاريخ شيعه ياد كرده‎اند، تا جايي كه به‎خاطر اين محبت و ارادت، دست و پايش را قطع كردند و زبانش را از حلقومش بيرون كشيدند. «باغ طوطي» اثري تاريخي و ديني محسوب مي‎شود و يكي از شخصيت‎هاي مهم تاريخ اسلام را كه حتي شيعيان نيز شناخت درستي از او ندارند، به خواننده معرفي مي‎كند. مسلم ناصري حواسش بوده كه در روايت خود تنها در بخش‎هايي دست به تخيل بزند كه به شخصيت اميرالمومنين‎(ع) و حتي ميثم تمار خدشه‎اي وارد نشود و از اين حيث مي‎بينيم او توانسته رماني قابل قبول با ضرباهنگي خواندني تأليف كند. رمان «باغ طوطي» داستان زندگي ميثم تمار را از آغاز اسارت توسط اعراب تا شهادت كه تنها چند هفته مانده به قيام عاشوراست، بازگو مي‎كند. زبان و نثر كار خسته‎كننده و ملال‎آور نيست و خواننده به‎ويژه نوجوان از ابتدا تا انتها آن را دنبال خواهدكرد تا سرنوشت شخصيت ميثم روشن شود.

بعد از مساله ضرباهنگ، موضوع فضاسازي در اين اثر نيز درخور تحسين است؛ همان‎طور كه مورد اشاره قرار گرفت، نويسنده به‎سبب تسلط بر تاريخ، فضا را آن‎چنان زيبا خلق كرده كه خواننده به جغرافياي داستان نزديك مي‎شود. اين اتفاقي است كه كم‎تر در داستان‎ها سراغ داريم؛ به‎ويژه آن‎ها كه رنگ و بوي تاريخي/ ديني دارند. مناسبات قبيله‎اي و نوع زندگي، خورد و خوراك مردمان كوفه، محل زندگي و خانه‎هاي آن‎ها و همچنين مصالحي كه آن‎ها در ساخت خانه به كار برده‎اند، جزئياتي است كه نويسنده به آن‎ها پرداخته و به‎سادگي از كنارشان رد نشده است. نبايد از جو اجتماعي كوفه در اين اثر نيز غافل شد. نويسنده به‎خوبي با شخصيت‎ها و روايت‎هاي فرعي اين اتفاق را رقم ‎زده و خواننده از موقعيت ميثم در دوران پيش از ورود اميرالمومنين(ع)، دوران كوتاه حكومت علي بن ابيطالب(ع) در كوفه و پس از شهادت ايشان، آگاه مي‎شود. اين نيز از ديگر نقاط قوت اين داستان ديني است كه با هدف معرفي يكي از شخصيت‎هاي مهم شيعه توليد شده است. در روزگار كنوني، مساله قوميت و تفاخر به نژاد ايراني، بسيار باب شده و در اين ميان برخي از سر ناآگاهي دست به بيان سخناني مي‎زنند تا اسلام و عربيت را در كنار هم قرار دهند اما مسلم ناصري كه تسلط درخورتوجهي بر تاريخ دارد، در اين كتاب نشان داده اين‎طور نيست و ايراني ‎بودن در كنار مسلمان ‎بودن، يكي از افتخارات قوم ايراني است.

او در اين كتاب نشان داده ريشه نژاد «ميثم تمار»، ايراني است و پس از ورود حضرت علي(ع) به شهر كوفه، شخصيت ميثم در كانون توجه حضرت اميرالمومنين(ع) قرار مي‎گيرد و به‎عنوان محرم راز مطرح مي‎شود تا جايي كه حضرت امير مقابل حجره خرمافروشي ميثم مي‎نشيند و با مردم سخن مي‎گويد. نويسنده در اين اثر دست به برطرف‎كردن ابرهاي شبهه مي‎زند و خواننده نوجوان را كه اصلي‎ترين مخاطب اين كتاب است، با مساله عربيت و ايرانيت و تقابل ايرانيت با اسلام كه به ‎اشتباه مطرح مي‎شود، روبه‎رو مي‎كند و او را از اشتباه در مي‎آورد.

 ادب و هنر

واكنش قابل تأمل به اظهارات سخيف ليلا حاتمي

 محمدحسين محمدي زاده

دير است خانم بازيگر. خيلي دير است. افتضاح است سركار حاتمي. خيلي افتضاح است. اين نخستين اظهارنظر سياسي شما بود و چه بد. در اين سال‎ها هزاري اتفاق افتاده بود كه در آن پروژه‎هاي به مراتب حرفه‎اي‎تر و كشته‎سازي‎هاي بسياري رخ داده بود تا امثال تو در چنين كنفرانس‎هايي عليه كشورت موضع بگيري و وطن بفروشي؟ اما چرا حالا؟ چرا حالا كه نيروي انتظامي بدون سلاح به ميدان رفته، چرا حالا كه آشوبگران حتي يك كشته نداده‎اند و در مقابل اين طرف 5 شهيد داده، چرا حالا كه اساسا تظاهراتي در كار نبوده، شما اين‎گونه غيرحرفه‎اي و پر از غلط‎هاي املايي و معنايي موضع گرفته‎ايد؟ لااقل اظهارات همكارتان را كه منزلش نزديك حادثه بود مي‎خوانديد. جالب است هنوز نمي‎دانيد كه خيلي وقت است جاي اظهارنظرهاي سياسي از كنفرانس خبري رفته است به توئيتر و فيسبوك و اينستاگرام. حتي ترامپ هم نظراتش عليه ما را توئيت مي‎كند. لااقل يك توئيت يا پستي مي‎گذاشتيد كه خبرنگار‎ها درباره آن سوال كنند و بعد شما سفره دل‎تان را باز كنيد. همين جور بدون مقدمه خوب نبود. و به خيال خودتان چه تقسيم‎بندي حرفه‎اي انجام داده‎ايد. كارگردان هيچ حرف سياسي نزند، چون ممكن است براي اكران نوروزي فيلم بد شود اما هنگام مطرح شدن اظهارات شما كاملا از قبل آشنا و بدون هيچ‎گونه غافلگيري به سخنان شما با يك لبخند مليح گوش‎ مي‎دهد و ايرادات املايي شما را هم گاه برطرف مي‎كند كه نكند كلمه‎اي از جا انداخته باشيد و شما با يك لبخند ناخواسته و بدون ذره‎اي احساس نسبت به جملاتي كه مي‎گوييد، فقط مي‎خواهيد هرچه سريع‎تر تمام شود. حتي دقت نمي‎كنيد كه در بيان چنين جملات تند سياسي لازم است انسان كمي ناراحت يا حتي عصبي باشد و فقط استرس گفتن يك عبارت از پيش تعيين‎شده در چهره شما موج مي‎زند.
به‎نظر معامله‎اي كاملا منطقي انجام پذيرفته است. شما چيزي را مي‎گوييد كه آن‎ها مي‎خواهند و آن‎ها آن‎چه مي‎دهند كه شما مي‎خواهيد، ولو اين‎كه يك طرف بردن آبروي وطن باشد، آن هم به ناحق، و آن هم در ميان يك مشت غريبه كه هنوز صداي سرفه ناشي از بمب‎هاي شيميايي‎شان به‎گوش مي‎رسد. فقط اميدوارم با شما مثل برجام برخورد نشود كه اول شما تمام تعهدات‎تان را انجام دهيد و در پايان تقريبا هيچ.