صفحه فرهنگي-اجتماعي

مصاحبه خواندني با مهدي رسولي؛ مداح انقلابي از رويش هاي تازه هيئات مذهبي

از رويش‎هاي تازه هيئات مذهبي است. در زنجان، در شهر هيات‎هاي بزرگ و مشهور، مهدي رسولي جوان حالا يكي از مداحان شناخته‎شده است. آوازه‎ مداحي‎هايش البته محدود به زنجان هم نيست و صداي مراثي و اشعارش در تمام ايران شنيده مي‎شود. در كنار ميثم مطيعي و رضا نريماني، يكي از تازه‎نفس‎هاي عرصه مداحي انقلابي محسوب مي‎شود. در اين گفت‎وگو، رسولي حرف‎هاي تازه و جالبي درباره «هيات انقلابي» دارد. تعريفش از انقلابي‎گري جذاب و متمايز است. انقلابي بودن را محدود به شعار‎ها و گزاره‎ها نمي‎داند و معتقد است انقلابي‎بودن را بايد مثل يك هديه به مردم عرضه كرد؛ نه اين‎كه مانند چوب بر سر آن‎ها زد! اين ايام، بهانه و فرصت خوبي براي مرور نظرات اين مداح جوان انقلابي است.

اول كمي از خودتان بگوييد.

بنده مهدي رسولي متولد مرداد ماه ۱۳۶۷ در شهر زنجان هستم. الان هم دانشجوي قرآن و حديث هستم. البته قبلا مهندس عمران بودم و بعدا انصراف دادم. كارشناسي مديريت امور فرهنگي هم رفتم و بعد از آن قرآن و حديث خواندم. دانشگاه دارالحديث آيت‎ا... ري شهري هستم كه جزو دانشگاه‎هاي برجسته كشور محسوب مي‎شود. البته قبولي ِدانشگاه امام صادق هم بودم، ولي نرفتم. با اين وجود نمي‎دانم چرا همه من را به‎عنوان امام صادقي مي‎شناسند.

درباره هيات‎تان در زنجان صحبت كنيد. چطور اين‎قدر مشهور و محبوب شد؟

هيأت ثارا... زنجان و بعضي از هيأت‎هايي كه در سطح كشور با شاخص‎هاي انقلابي مطرح شدند، هيأت‎هاي متولد بعد از فتنه هستند. يعني ضرورت بعد از فتنه ايجاب مي‎كرد كه اين هيئات تاسيس شوند. ما هم دقيقا در ايام فتنه اين جلسه را در گلزار شهداي زنجان راه انداختيم. احساس كرديم فضا يك جوري است كه قطعا به اين طور هيات‎ها نياز است. وقتي ديديم بعد از فتنه فضاي كشور اين طوري شد، از بزرگ‎تر‎ها كسب اجازه كرديم و احساس مي‎كرديم اين فضا به حركت نسل سوم و چهارم انقلاب نياز دارد. ما جلسه هيأتمان يك هيأت تشكيلاتي است؛ هيأتي تشكيلاتي كه سعي كرده با نگاه و مبنا و حوزه انديشه‎اي به اقامه حق برسد. من احساس مي‎كنم بركات اين جلسات به فتنه برمي‎گردد. آن‎كه اميرالمومنين(ع) فرمود «مالك! خدا از جوان‎ها برايت آدم‎هايي فراهم مي‎كند و به تو مي‎رساند كه جاي بزرگان دفاع و جهاد را برايت پر مي‎كنند.» شايد جلسات و هيئات انقلابي مصداق همين جمله باشند.

تعريف شما از مداحي انقلابي چيست؟

تعريف خودم از مداحي انقلابي اين است كه اين نوع مداحي، محدود به گزاره‎هاي انقلابي نيست. مداحي انقلابي يك انديشه است. مداحي انقلابي يعني همان مداحي اسلام ناب. بعضي مواقع مداحي انقلابي ما به مداحي گزاره تبديل شده. يعني هر كس در شعرش بيش‎تر از مدافعان بخواند مداح انقلابي است. در صورتي كه اين طور نيست. مداحي انقلابي يك نوع انديشه و هويت است. مداح خودش به اين هويت بايد برسد. به اين نگاه كه برسد، نگاه مداح به روضه و تاريخ و به همه چيز مبتني بر همان انديشه مي‎شود. شما نگاه مي‎كنيد اصلا مداح انقلابي اين نيست كه اسم آقا را خيلي در شعر بگويي. البته آقا در ديدار نمايندگان عزيز مجلس خبرگان گفتند مواضع انقلابي تان را صريح بگوييد. قطعا بايد اين طور باشد، اما نبايد به چهارتا گزاره تقليل پيدا كند.

من مداحي انقلابي را تفسير درست از اسلام ناب مي‎دانم. ما در مداحي انقلابي دنبال چه هستيم؟ از اقامه عزا به اقامه حق مي‎خواهيم برسيم. مداحي كه اين هدف را دارد به نظر شما مي‎تواند نسبت به فلسطين بي‎تفاوت باشد؟ قطعا نمي‎تواند. شما نمي‎توانيد نسبت به ظالم روز بي‎تفاوت باشيد. نمي‎توانيد نسبت به مظلوم بي‎تفاوت باشيد. نمي‎توانيد نسبت به خيلي از مسائل راحت رد شويد. اين مي‎شود مداحي انقلابي. مي‎شود لازمه مداحي انقلابي. اگر ما بخواهيم بدون هنر اين حرف را بزنيم، به رسالت مداحي مان درست عمل نكرديم. تفاوت من با فلان فرد عزيز سياست مدار بايد روشن باشد. كار ما بايد «سهل ممتنع» باشد. يعني هم عموم مردم با آن ارتباط برقرار كنند و هم خواص از آن راضي باشند. اين كار سختي است.

من اعتقادم اين است كه يكي از ويژگي‎هاي مداحي انقلابي نگاه ماموريتي داشتن است. مداحي انقلابي اين طور نيست كه بگويد چون صدايم خوب بود مي‎خوانم. نخير اين طور نيست. مداحي انقلابي يعني نگاه ماموريتي و تكليفي نسبت به انقلاب و جبهه حق داشتن. جبهه همان حركت به طرف تحقق حاكميت حجت خدا بر روي زمين است. غير از اين انقلاب ما نيست. همه اش براي همين است. من مهدي رسولي به‎عنوان مداح بايد به اين مقيد باشم. محتوا در هيئات انقلابي بايد اصل باشد. اولويت بايد با انديشه باشد نه با سبك خوشگل! مثلا امسال يكي از گفتمان‎هاي جلسه محرم ما گفتمان آزادي بود. آقا فرمودند: گفتمان آزادي چرا بايد در دست كسان ديگري باشد؟ چرا بايد اجازه بدهيم آقاياني كه ضد آزادي هستند شعار آزادي بدهند؟ حالا ما براي تحقق اين گفتمان در هيات‎مان از همان اول شروع مي‎كنيم آزادي آزادي مي‎كنيم؟ نه. اولا آزادي كليد واژه در خيلي از نوحه‎هاي ما مي‎شود، مي‎خواهيم شور بسازيم اين طور مي‎گوييم «حسين مظهرآزادي». نگاه انقلابي اين است نه اين‎كه مدام لفظ انقلابي بگويي. مثل بعضي از سخنراني‎هاي ما كه هر سال مي‎گويند نفوذ و نفوذ! آخر نمي‎فهميم اين نفوذ خوردني بود يا پوشيدني بود. بايد تحليل كنيد. يعني چي اين شعار‎هايي كه مي‎گوييد؟ آقا به‎عنوان راهبر يك حرفي را مي‎زنند، به‎عنوان كليد واژه مي‎گويند. شما آقايان بايد بنشينيد، مجلس خبرگان بايد اين را در بياورد. بايد به مردم تحليل بدهد. در حوزه انديشه بايد راه انديشه را باز كنيد. آقا مي‎فرمايند يكي از منافذ جدي نفوذ در جبهه حق، عافيت طلبي و دنيا طلبي است. بايد اين را گفت، نه اين‎كه با لفظ نفوذ بازي كرد! مثلا امسال يك كاري خوانديم كه اين جوري بود «روضه‎ها را خوانديم، اما ماجرا ادامه داره/ قتلگاه تموم شد، اما كربلا ادامه داره» من اسمي از انقلاب آوردم؟ اما شما به‎عنوان مستمعي كه اين را مي‎شنويد مباني انقلابي در آن مي‎بينيد.

انقلابي گري چوب نيست. يك هديه است. نبايد انقلابي گري را چوب كرد و به سر مردم زد. اين غلط است. انقلابي‎گري خيلي ارزشمند است. بايد كادوش‎كنيم و با تشريفات خاصي در خانه مردم ببريم.

به نظر شما جدي‎ترين آسيب فعلي براي هيئات مذهبي چيست؟

من اعتقادم اين است كه احياگر شعائر حسيني، حضرت امام(ره) است. مي‎خواهم بگويم لطفا احياگر براي ما درست نكنند. ما مي‎فهميم احياگر كيست. احياگر شعائر حسيني چهار گزاره هيأتي نيست. احياگر شعائر حسيني آن كسي است كه جريان سيد الشهدا را براي ما احيا كرده. شهادت طلبي و استكبارستيزي و هيهات من الذله و پيروزي خون بر شمشير را از كي داريم؟ از امام داريم. نمي‎خواهد براي ما امروز احياگر درست كنند. ما در زنجان يك حاج اصغر زنجاني داريم كه از بزرگان و قدماي هيئات مذهبي زنجان است. ايشان يك جمله‎اي دارد كه مي‎گويد آن موقعي كه بچه‎هاي ما در شلمچه به طرف كربلا در خون خودشان داشتند سينه خيز مي‎رفتند، يك عده از آقايان نشسته بودند روي فرش‎هاي دستبافشان زيارت عاشورا مي‎خواندند. حاج اصغر مي‎گويد مراقب باشيد جوانان امروز، آن آقايان روي فرش دستباف نشين زيارت عاشورا خوان را براي شما بزرگ و برجسته نكنند! ما مثلا مي‎گوييم افتخار ما آذري‎ها مهدي باكري است كه دو بار براي امام حسين شهيد شد. افتخار ما اين است. براي ما قهرمان درست نكنيد. الان نسل سوم و چهارم انقلاب بيش‎تر مي‎فهمد، چون سر سفره ولايت نشسته‎اند. بركت سفره ولايت چيز ديگري است. سايه ولايت روي سر اين‎ها بود. ما تفسير درست از امام حسين را از امام خميني گرفتيم و به نظر من هر كه به اين مسير اعتقاد دارد بركت كارش هم بيش‎تر خواهد بود.

آيا به نظر شما مداح بايد به مسائل سياسي و اجتماعي هم ورود كند؟

قطعا بايد ورود كند، اما بايد چگونه بايد باشد؟ يك خانم بازيگر مي‎تواند در اين مملكت پرچم گفتمان مطالبه‎گري دست بگيرد، من كه روضه خوان امام حسين هستم نمي‎توانم؟ من تحصيل كرده دانشگاه نمي‎توانم؟ او كه معلوم نيست چه قدر در مباحث اجتماعي سواد دارد مي‎تواند حرف بزند، من روضه خوان امام حسيني كه از بچگي كارم كار اجتماعي بوده و با مردم شب و روز سر و كار دارم، و اصلا هويتم اين است نبايد مطالبه اجتماعي بكنم؟ اما اين مطالبه‎گري بايد چگونه باشد؟ شما مي‎خواهيد در مسائل انتخاباتي حرف بزنيد چرا فكر مي‎كنيد حتما بايد من كه مداح هستم شروع كنم مصداق بگويم؟ من نمي‎گويم. آن‎هايي كه مصداق تعيين مي‎كنند خودشان مي‎دانند. حتما آن‎ها در حدي هستند كه مصداق تعيين كنند. من خودم را در اين حدي نمي‎بينم كه بيايم مستقيم بگويم. من احساس مي‎كنم كار عميق‎تري لازم است.

ان شاء ا... وظيفه‎اي كه خدا به ما محول كرده را خوب انجام بدهيم.

منبع: خبرگزاري دانشجو

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
واى بر هر عيب جوى طعنه زن.
آن‎كه مالى جمع كرد و شماره‎اش كرد.
او خيال مى‎كند كه اموالش او را جاودان ساخته است.
چنين نيست(كه مى‎پندارد) قطعاً او در(آتش) شكننده‎اى افكنده شود.
و تو چه دانى كه(آتش) خورد كننده چيست؟
آتش افروخته الهى،
كه بر دل‎ها راه يابد.
آن آتش بر آنان فرو بسته شده(و راه گريزى از آن نيست.)
در ستون‎هايى بلند و كشيده.
(همزه، 1-9)
پيام ها
1. يكى از آفات و خطرات ثروت اندوزى، تحقير ديگران است.
2. مسائل اخلاقى جزء دين است و انسان مؤمن، بايد زبان و نگاه خود را كنترل كند.
3. مراقب باشيم فريب دنيا را نخوريم و به مال دنيا مغرور نشويم.
4. آنان كه به جاى انفاق مال، در فكر جمع و احتكار اموال هستند، منتظر عذاب خورد كننده قيامت باشند.
5. نيش زبان و طعنه زدن، از گناهان كبيره است؛ زيرا درباره آن وعده عذاب آمده است.
6. آتشى كه خدا بيفروزد، نه فقط بر جسم، بلكه بر جان و دل مجرمان نفوذ مى‎كند.
7. فكر بشر از درك حقايق دوزخ و بهشت عاجز است.
8. ستون‎هاى بلند آتش، راه فرار را بر دوزخيان مى‎بندد.

 پرتوي از حكمت

لزوم دستگيري ولي خدا

آيت‎ا... بهجت(ره):
ما در درياي زندگي در معرض غرق شدن هستيم، دستگيري ولي خدا لازم است تا سالم به مقصد برسيم. بايد به ولي عصر«عج» استغاثه كنيم كه مسير را روشن سازد و مارا تا مقصد همراه خود ببرد.
در محضر بهجت، ج1، ص311

 بوستان حكايت

صبر بر بداخلاقي همسر

مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء از بزرگ‎ترين فقيهان عالَم تشيع بوده است، در حدّى كه علماى بزرگ شيعه از قول او نقل كرده‎اند كه فرموده بود: اگر تمام كتاب‎هاى فقهى شيعه را در رودخانه بريزند و به دريا برود و شيعه ديگر يك ورق فقه دستش نباشد، من از اول تا آخر فقه شيعه را در سينه‎ام دارم، همه را بيرون مى‎دهم تا دوباره بنويسند.
اهل علم و اصحاب سرّش فهميدند كه همسرش در خانه بداخلاقى مى‎كند، ولى خيلى هم خبر از داستان نداشتند. اين قدر در مقام جست‎وجو برآمدند تا به اين نتيجه رسيدند كه اين مرد بزرگ الهى، اين فقيه عالى‎قدر گاهى كه به داخل خانه مى‎رود، همسرش حسابى او را كتك مى‎زند.
يك روز چهار پنج نفر جمع شدند و خدمتش آمدند گفتند: آقا ما داستانى شنيده‎ايم از خودتان بايد بپرسيم، آيا همسر شما گاهى شما را مى‎زند؟!
فرمود: بله، عرب است، قدرتمند هم هست، قوى البنيه هم هست، گاهى كه عصبانى مى‎شود، حسابى مرا مى‎زند. من هم زورم به او نمى‎رسد.
گفتند: او را طلاق بدهيد.گفت: نمى‎دهم.گفتند: اجازه بدهيد ما زن‎هايمان را بفرستيم، ادبش كنند.گفت: اين كار را هم اجازه نمى‎دهم.گفتند: چرا؟گفت: اين زن در اين خانه براى من از اعظم نعمت‎هاى خداست، چون وقتى بيرون مى‎آيم و در صحن اميرالمومنين مى‎ايستم و تمام صحن، پشت سر من نماز مى‎خوانند، مردم در برابر من تعظيم مى‎كنند، گاهى در برابر اين مقاماتى كه خدا به من داده، يك ذرّه هوا مرا برمى‎دارد، همان وقت مى‎آيم در خانه كتك مى‎خورم، هوايم بيرون مى‎رود. اين چوب الهى است، اين بايد باشد.
منبع: كتاب نفس؛ شيخ حسين انصاريان، ص ۳۲۸