صفحه جوان

زندگي را سخت نگيريد

 عباس پسنديده

بخش بسياري از سخت شدن زندگي، مربوط به «سخت‎گيري» ماست، نه وجود مشكلات. گاهي وقت‎ها آن قدر زندگي را سخت‎تر مي‎گيريم كه غير قابل تحمل جلوه مي‎كند و حال آن‎كه واقعيت، چيز ديگري است. زندگي، آن‎قدر هم كه مي‎پنداريم، سخت و دشوار نيست. هميشه واقعيت، تحمل‎پذير است؛ اغراق كردن ما است كه شدت درجه دشواري را بالا مي‎برد. بنابراين، يكي از كليدهاي رضايت از زندگي، «راحت گرفتن زندگي» است. راحتي زندگي را بايد در خودمان جست‎وجو كنيم. همواره، راحتي زندگي به عوامل بيروني نيست؛ اين يك اصل است. زندگي را راحت بگيريد تا راحت زندگي كنيد. امام كاظم عليه‎السلام در اين‎باره مي‎فرمايد:

دنيا را ناچيز بشمريد و آن را راحت بگيريد؛ چرا كه به يقين، هيچ مردمي، آن را راحت نگرفتند، مگر آن‎كه خداوند، زندگي را بر آنان گوارا نمود.

در اين حديث، نخست به دو نكته اساسي اشاره شده، يكي «ناچيز شمردن» دنيا و ديگري «راحت‎گرفتن» آن. اهميت دادن بيش از اندازه به دنيا، مقدمه سخت گرفتن آن است. اگر دنيا را متاع بزرگ و حظّ عظيم بدانيم، كمي‎ها و كاستي‎هاي آن، دردآور و غيرقابل تحمل خواهد شد؛ اما اگر دنيا را همان‎گونه كه هست، ناچيز و پست بدانيم، از كاستي‎هاي آن، نالان و رنجور نمي‎شويم. متون فراواني كه به تبيين ناچيز بودن دنيا پرداخته‎اند، همين مأموريت را داشته‎اند.

و نكته دوم حديث، اين است كه: راحت گرفتن زندگي، عامل مهمي در راحتي زندگي‎هاست. كسي كه نتواند زندگي را راحت بگيرد، لذتي از زندگي نخواهد برد، هرچند از امكانات خوبي برخوردار باشد. حتي مي‎توان گفت: او فقط زنده است، زندگي نمي‎كند. امام صادق عليه السلام پنج چيز را برمي‎شمرد كه در آسايش زندگي، تأثير مهم دارد و بدون آن عيش انسان، ناقص مي‎گردد. چهار ويژگي اول، عبارت‎اند از: سلامتي، امنيت، روزي وسيع و مونس موافق (همسر صالح، فرزند صالح و همنشين صالح). وقتي حضرت به ويژگي پنجم مي‎رسد، مي‎فرمايد: «اين ويژگي، ديگر ويژگي‎ها را پوشش مي‎دهد و آن، راحت گرفتن زندگي است.»

هوس‎هاي زندگي، از آزارهاي بزرگ زندگي‎اند. ما براي اين‎كه زندگي بهتري داشته باشيم، هوس‎ها و آرزوهاي زيادي در سر مي‎پرورانيم؛ اما غافل از اين‎كه هوس‎هاي زندگي، قربانگاه‎هاي آسايش و آرامش زندگي‎اند. هرچه هوس‎هاي زندگي گسترش يابد، تنيدگي و رنج زندگي نيز افزايش مي‎يابد.

امام علي عليه‎السلام مي‎فرمايد: زندگي را جست‎وجو كردم و آن را جز در ترك‎كردن هوس نديدم. پس هوس را ترك كنيد تا زندگي‎تان لذت‎بخش گردد.

بنابراين، ‎براي رسيدن به يك زندگي لذت‎بخش بايد دنيا را ناچيز شمرد و زندگي را راحت گرفت. زندگي را راحت بگيريد تا راحت زندگي كنيد. مطمئن باشيد همه چيز به دست خود شماست.

بهانه هايي براي شاد بودن

 محمدرضا دژكام

شاد بودن و شادماني كردن، تنها از داشتن لحظه‎هاي واقعي در زندگي سرچشمه مي‎گيرد!

به گزارش سلامت نيوز، در زندگي ماشيني امروز كه همه چيز و همه كس در احاطه تكنولوژي و فناوري قرار گرفته است، گاهي ناخودآگاه، فراموش مي‎كنيم كه چرا و چگونه بايد از زندگي‎مان و از تك‎تك لحظه‎هاي آن و از هرآن‎چه در اطرافمان مي‎گذرد، لذت ببريم!

عمر گران‎مايه آدمي مي‎آيد و مي‎رود و ما هنوز اندر خم اين پرسش هستيم كه چه بايد كنيم؟ هدف‎مان چيست؟ آينده‎مان به كجا خواهد رسيد؟ چگونه مي‎توانيم لحظه‎هاي شاد و به يادماندني، لحظه‎هايي سرشار از عشق واقعي و محبت حقيقي براي خود و اطرافيان خويش خلق كنيم؟

شاد بودن و شادماني كردن، تنها از داشتن لحظه‎هاي واقعي در زندگي سرچشمه مي‎گيرد! شادي خريدني نيست! بلكه يك نوع مهارت و استعداد است! يادتان باشد كه يكي از «مهارت‎هاي زندگي»، كه بايد درباره آن نكاتي را بدانيد چگونگي شادزيستن است كه خود مهارت مهمي است.

راهكارها و جملات طلايي براي شاد زيستن

در ادامه همراه ما باشيد با راهكارها و جملاتي طلايي براي شاد زيستن خود و كسي كه خيلي دوستش مي‎داريد.

۱- صبح‎ها قبل از رفتن به محل كارتان براي سلامتي خود و خانواده‎تان دعا كنيد.

۲- ياد بگيريد كه با قلب‎تان با خونسردي رفتار كنيد.

۳- به‎خاطر بسپاريد همان‎گونه كه دنيا را مي‎بينيد، همان‎طور هم خواهد بود.

۴- با خواندن كتاب‎هاي طنز، شوخ‎طبعي‎تان را بيش‎تر كنيد.

۵- براي اين‎كه مشكلات خود را براي زمان كوتاهي فراموش كنيد، جدول حل كنيد.

۶- يك طوطي بخريد و به او صحبت كردن را ياد بدهيد، البته ياد بدهيد كه كلمات و عادات شاد را به كار ببرد.

۷- در يك مسابقه شركت كنيد تا به هنگام دريافت جايزه خوشحال شويد.

۸- در جشن روز طبيعت شركت و يك روز شاد را تجربه كنيد.

۹- يك سرويس غذاخوري با طرح و رنگ شاد بخريد تا هرگاه تنها غذا مي‎خوريد از آن‎ها استفاده كنيد.

۱۰- داخل خانه‎تان را با رنگ شاد، رنگ‎آميزي كنيد.

۱۱- باور داشته باشيد: «طرحي نو براي زندگي نو»!

۱۲- هنگام شكست سرتان را پايين نيندازيد.

۱۳- با فرزندتان بازي كنيد و شاد شويد.

۱۴- از خودتان بپرسيد با چه روش‎هايي مي‎توانيد خودتان را خوشحال كنيد. بعد آن روش‎ها را به كار بگيريد.

۱۵- يك خبر نشاط‎آور! تدريس كنيد تا چيزهايي را كه ‎آموخته‎ايد فراموش نكنيد.

۱۶- فعاليت‎تان را در بيرون از خانه افزايش دهيد تا بيش‎تر احساس خوشحالي كنيد.

۱۷- براي سلامتي خود و خانواده‎تان سپاسگزار باشيد.

۱۸- بهترين لطيفه‎ها را تعريف كنيد.

۱۹- بهانه‎اي براي شاد شدن پيدا كنيد، نه براي غصه خوردن!

۲۰- هر روز با كارهايي مانند پوشيدن لباس‎هاي شاد، خنديدن، خواندن كتاب‎هاي طنز، ديدن فيلم طنز و فرح‎بخش، خود را از روز قبل شادتر كنيد.

۲۱- با افراد خوش‎بين دوست باشيد.

۲۲- زماني كه از دست همسرتان ناراحت هستيد، به نكات مثبتي كه در او وجود دارد بينديشيد.

۲۳- ياد بگيريد تا از هرآن‎چه در دنيا داريد راضي و خشنود باشيد.

۲۴- بازي كنيد و براي زندگي‎تان شادي بياوريد.

۲۵- يادتان باشد كه براي عوض كردن هر وضعيتي راه‎حل‎هايي وجود دارد. كليد موفقيت، پيدا كردن انتخاب‎هايي است كه شما را خيلي شاد مي‎كنند.

۲۶- در هنگامي كه با دوستان دور هم جمع هستيد، از مطالب طنز و شوخي‎هاي آموزنده استفاده كنيد.

۲۷- براي آرامش بيش‎تر، صبح‎ها قرآن بخوانيد.

۲۸- فقط به چيزهايي فكر كنيد كه باعث شادي‎تان مي‎شوند.

۲۹- يك لانه زيبا براي پرستوها درست كنيد و آن‎ها را خوشحال سازيد.

۳۰- اول به فكر شاد كردن ديگران باشيد تا شاد كردن خود.

 جوان

حديث جوان
پيامبر اكرم صل الله عليه و آله:

هر كس در جوانى اش بياموزد، آموخته اش مانند نقش بر سنگ است و هر كس دربزرگ‎سالى بياموزد، مانند نوشتن بر روى آب است.
نوادر راوندى، ص ۱۳۲، ح ۱۶۹

ولايت و جوانان
كور حقيقي

فقيري به در خانه بخيلي آمد، گفت: شنيده ام كه تو قدرتي از مال خود را نذر نيازمندان كرده‎اي و من در نهايت فقرم، به من چيزي بده. بخيل گفت: من نذر كوران كرده ام. فقير گفت: من هم كور واقعي هستم؛ زيرا اگر بينا مي‎بودم، از در خانه خداوند به در خانه كسي مثل تو نمي‎آمدم.

حكايت
شُكر نعمت ازدواج

اين مرحله از زندگي را كه وارد زندگي مزدوج مي‎شويد و تشكيل خانواده مي‎دهيد، يكي از نعمت‎هاي بزرگ الهي به حساب بياوريد و آن را شكر بگذاريد. همه‎ آن‎چه كه ما داريم از خداست «ما بنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللهِ»، اما توجه به اين نعمت خيلي اهميت دارد. خيلي از نعم را انسان توجه ندارد. بعضي‎ها ازدواج مي‎كنند همه نوع خوبي هم گيرشان مي‎آيد، زندگي شيرين و خوبي را هم مي‎گذرانند ولي نمي‎فهمند كه اين چه نعمت بزرگي است، چه حادثه‎ تعيين‎كننده و مهمي در زندگي است. وقتي نفهميدند، شكر آن را هم به‎جا نمي‎آورند و از رحمت الهي كه با شكر متوجه انسان مي‎شود، محروم مي‎مانند. لذا بايد انسان توجه كند به اين‎كه اين چه نعمت بزرگي است و شكر اين نعمت چگونه است؟ يك وقت انسان در شكر، فقط به زبان مي‎گويد كه خدايا شكر و در دل او خبري نمي‎شود. اين لقلقه‎ زبان است و ارزشي ندارد... اما يك وقت هست كه انسان در دلش حقيقتاً از خداي متعال، سپاسگزار و متشكر است. اين خيلي ارزش دارد. مي‎فهمد كه خداي متعال نعمتي به او داده و حقيقتاً ابراز تشكر مي‎كند. اين همان شكر خوب است. منتهي وقتي ما از خداي متعال متشكر شديم، يك عملي، يك حركتي، يك موضعگيري هم بر اساس اين تشكر لازم مي‎آيد كه انجام دهيم. خيلي خوب، حالا كه خداي متعال اين نعمت را به شما داده است، شما بايد چه‎كار كنيد؟ هيچ توقع زيادي از ما نكرده‎اند... توقعي كه از ما در مقابل اين نعمت دارند اين است كه با اين نعمت خوب رفتار كنيم... اين رفتار خوب را در اسلام معين كرده‎اند، كه همان اخلاق خانواده و حكمت خانواده است. اين‎كه در درون زندگي بايد چگونه رفتار كرد كه اين زندگي خوب باشد.
خطبه عقد مورخه‎ 29/3/1381

پند و اندرز
كدام دوستي، جاودانه است؟

در روايات داريم كه كدام سبب است كه هيچ‎وقت از بين رفتني نيست. روايتي از علي(ع) است كه فرمودند: ببين سبب محبت چيست؟ اگر ديدي خدا نيست، دوستي‎ات ارزش و دوامي ندارد. مثل اين‎كه علي(ع)، قانون عقلي پيش كشيده است كه هر رفاقتي بر محور غير خدا گمراهي است و اعتماد به آن محال است. ما روايات متعدده در باب حبّ في‎ا... و بغض في‎ا... داريم، آن‎هايي كه اهلش هستند مي‎دانند كه آن روايات چه مي‎خواهند بگويند. يعني دوستي و دشمني بر محور خدا باشد. با فلاني رفيقم؛ چون آدم مورد اعتمادي است و كذا و اين حرف‎ها، از نظر زندگي دنيايي‎ به من ضرر نمي‎زند، نفع هم به من مي‎رساند. با اين دشمنم؛ براي اين‎كه اين كمكم نمي‎كند. همه‎ اين حرف‎ها بر محور دنيا است.
اگر از اين منظري كه من گفتم، توجه كنيد مي‎بينيد يك بُعد اين حبّ هيچ ارزشي ندارد. آن حبّي ارزشمند است كه دوام داشته باشد، محورش چيزي باشد كه دائم و زوال‎ناپذير است. در ميان تمام موجودات نيز آن كسي كه زوال نمي‎پذيرد، ا... تعالي است. لذا اين حب و اين دوستي جاودانه است، در هيچ نشيب و فرازي از بين نمي‎رود.
با مرگ تمام پيوندها قطع مي‎شود، يعني وقتي انسان از اين دنيا رفت، تمام اين پيوندها و علاقه‎ها قطع مي‎شود، اما يك پيوند مي‎ماند، آن پيوندي كه بر محور ا... تعالي باشد باقي مي‎ماند؛ لذا ما در بحث رفاقت مي‎بينيم كه تأكيد مي‎كنند مراقب باش رفيقت را براي خدا دوست‎ داشته باشي، نه براي خودت.
يك وقت هست تو را براي خودم مي‎خواهم، يك وقت تو را براي خدا مي‎خواهم، اين‎ها فرق مي‎كند. اين‎هايي كه اين‎جا هست براي خودم است؛ اين‎ها خوب است نه اين‎كه بد باشد، روايتش را هم خواندم. چون اين رفيق در سختي‎ها كمكم مي‎كند، كلاه سرم نمي‎گذارد، همه چيزهايش درست است. اما اين دلايل براي انتخاب دوست، معنايش اين است كه من دوست را براي خودم مي‎خواهم؛ چون به من ضرر نمي‎زني، نفع هم به من مي‎رساني. در دنيا بهتر از اين رفيق مي‎خواهي؟
متأسفانه همه ما در باب رفاقت عينك ماديت به چشمانمان داريم. مي‎خواستم اين را بگويم كه رفيق را بايد براي خدا بخواهم و خدا محور دوستي ما باشد. لذا آن‎جايي كه داري إختبار مي‎كني، آزمايش مي‎كني، همه اين‎ها سر جاي خودش، اما دست آخر، چون مي‎خواهم با او پيوند دروني ببندم، بايد اين دوستي پيوند براي خدا باشد. اين مهم است.
مرحوم آيت‎ا... مجتبي تهراني