صفحه كلبه سبز

چگونه كودكانمان را با حجاب آشنا كنيم؟

با توجه موضع‎گيري‎هاي مختلفي كه در رابطه با حجاب وجود دارد ما چگونه بايد كودكانمان را با حجاب آشنا و به آن علاقه‎مند كنيم؟ خانواده‎ها و مدارس چه نقشي در علاقه‎مندكردن كودكان به حجاب دارند؟ آيا آشنا كردن كودكان به حجاب بايد از سن خاصي شروع شود؟ در مصاحبه تبيان با دكتر اصغري نكاح، روانشناس كودك و استاديار دانشگاه فردوسي مشهد، به اين سوالات پاسخ داده شده است.

* از آن‎جا كه سن كودكي سن تقليد است كودكان در اين سن سعي مي‎كنند كه در نوع پوشش و حتي رفتار خود مانند ديگران عمل كنند؛ نظر شما در اين رابطه چيست؟ به نظر شما چگونه مي‎توانيم دخترانمان را با حجاب آشنا كنيم؟

در ابتدا بايد بگوييم كه حجاب يكي از مولفه‎هايي است كه در هويت ما نقش دارد. وضعيت ارتباطي ما، پوشش ما، هنجارهاي ارتباطي ما در خانواده و در محيط جامعه قسمتي از آن‎چيزي است كه ما به‎عنوان هويت در خود شكل مي‎دهيم؛ بنابراين لازم است نسبت به هويتي كه به فرزندانمان انتقال مي‎دهيم حساس باشيم. در اصل كودكان از همان دوران كودكي به‎صورت ضمني با مشاهده كردن و تعامل با خانواده، رسانه و محيط اطرافشان هويت خاصي را در خودشان دروني مي‎كنندكه اين هويت به شكل‎هاي مختلف تحت تاثير قرار مي‎گيرد.

در جامعه امروز ما در سطح جهاني، هويت در زمينه حجاب، در دست رسانه‎ها افتاده است و مولفه‎هايي كه در خانواده وجود دارد معمولا به حاشيه رفته است؛ از اين‎رو بايد در دوره كودكي فعالانه در زمينه حجاب وارد عمل شويم. متاسفانه جريان‎هايي به‎صورت شبه علمي و يا به‎صورت شبه آزاد انديشي سعي دارند كه جامعه بشري را از تربيت خودش دور كنند.

باتوجه به ترويج برهنگي و بي‎تفاوتي در هنجارهاي رابطه‎اي موجود در جامعه بايد متذكر شويم كه هرچند الگوي اصلي كودكان بزرگسالان هستند اما زماني كه مادري، خواهري، معلمي و حتي يك فرد جامعه‎اي تحت تاثير بدحجابي قرار مي‎گيرد نا‎خود‎آگاه كودكاني كه با اين افراد در ارتباط هستند هم تحت تاثير اين افراد قرار مي‎گيرند لذا اين‎كه كودكان ما نياز به حجاب و عفاف دارند كاملا بديهي است و ما بايد اين مسأله را جدي بگيريم اما چگونه؟!

با توجه به اين‎كه، به نقش الگو بودن والدين در زمينه حجاب اشاره كرديم لازم است بگوييم كه اين الگوها در بستر ارتباط هستند؛ به اين معنا كه خانواده‎هايي كه مي‎خواهند حجاب و عفاف را براي فرزندانشان ترويج دهند بايد رابطه مناسب و خوشايندي را بين خودشان و فرزندانشان و همچنين در مدارس بين معلم و دانش‎آموز گسترش بدهند و در اصل، رابطه، بنياد همه چيز است.

* از نظر شما سن مناسب آشنا كردن كودكان با حجاب چه سني است؟

در ابتدا بايد بگوييم كه اجبار كردن به داشتن حجاب نتيجه خوبي نخواهد داشت ولي اين‎كه در فضاي خانواده حجاب نوعي ارزش محسوب شود، كمك خواهد كرد كه كودك آن را انتخاب كند.كودكان از همان ابتدا كه بازي مي‎كنند خود به خود گرايش دارند كه با حجاب آشنا شوند و مانند بزرگ‎ترها رفتار كنند سن خاص براي آشنايي كودكان با حجاب، سني است كه بچه‎ها با آن مواجه شوند و در اصل بچه‎ها از 3 -4 سالگي با اين مساله مواجه مي‎شوند.

نكته ديگر اين است كه متاسفانه برخي فكر مي‎كنند كه هرچند حجاب ارزشمند است و موجب آرامش و تحكيم خانواده مي‎شود اما بايد بعد از رسيدن به سن تكليف خود كودك حجابش را انتخاب كند و يا تازه بعد از رسيدن به سن تكليف تصميم مي‎گيرند كه كودك را با حجاب آشنا كنند در حالي‎كه ديگر دير شده است؛ زيرا دختري كه تا قبل از اين سن آزادانه هر لباسي را مي‎پوشيده، با رسيدن به اين سن نخواهد توانست حجاب را در معناي مطلوبش رعايت كند.

آيا ما براي مدرسه رفتن هم همين كار را مي‎كنيم؟! ما مي‎بينيم كه والدين قبل از اين‎كه كودك به مدرسه رود برايش دفتر و قلم و وسايل نقاشي تهيه مي‎كنند و آن‎ها را تشويق به فعاليت مي‎كنند ولي وقتي همين كار را براي حجاب كه مي‎خواهند انجام دهند مي‎گويند زود است و كودك هنوز به سن تكليف نرسيده است.

* چگونه كودكانمان را به داشتن حجاب تشويق كنيم؟

از آن‎جا كه از حدود 3 سالگي به بعد تعامل كودك با حجاب و عفاف شروع مي‎شود ما بايد از همين سن زمينه تشويق را براي كودك فراهم كنيم. مثلا مادر با خريدن روسري زيبا كودك را تشويق به داشتن حجاب كند و همچنين حتي اگر دختر بچه‎اي را ديديد كه حجاب دارد او را مورد مهرورزي قرار دهيد و تشويق به حجاب كنيد.حتي گاهي خانواده بايد پيش دستي كند و اگر قرار است به مهماني برويد به ميزبان بسپاريد كه دخترتان اولين روزهايي است كه حجاب را رعايت مي‎كند و چادر و روسري سر مي‎كند حتما او را مورد تشويق قرار دهند. پس، بهترين روش براي علاقه‎مند كردن كودكان به حجاب در ابتدا الگو بودن اطرافيان و بعد تشويق و ترغيب به‎صورت غير مستقيم است.

در مدارس هم يكي از اصول تشويق كودك به داشتن حجاب، معلم است كه لازم است معلمان بانشاط و با حجابي وجود داشته باشند كه كودكان آنان را الگوي خود قرار دهند اما اگر معلمي در عين داشتن حجاب فردي عصباني و خشن و بددهني باشد اين شيوه، كودك را از حجاب زده خواهد كرد.

* نتيجه اين‎كه:

لازم است روي فلسفه حجاب بيش‎تر كار كنيم كه حتي اگر فردي حجاب را انتخاب كرد، به داشتن حجابش افتخار و در تعامل با ديگران از آن دفاع كند. براي آشنا شدن با فلسفه حجاب نيازمند كتاب كودكان، كتاب نوجوانان، فيلم، كليپ و... خواهيم بود. بايد به دخترانتان بگوييد كه با داشتن حجاب مي‎توانند زيبا، باوقار و جذاب باشند. با بستن شال و روسري به شيوه‎هاي مختلف، رغبت كودكان را به داشتن حجاب دوچندان كنيد و فراموش نكنيد در عين اين‎كه از همان كودكي بايد فرزندتان را با حجاب آشنا كنيد اما تا قبل از رسيدن به سن تكليف از سخت‎گيري‎هاي بيجا خودداري كنيد.

سلامت خانواده
۶ روش آموزش نظم و انضباط به كودك

روش اول: براي رفتار خوب، جايزه در نظر بگيريد

زماني كه تنبيه، محور نظم و انضباط باشد، والدين از رفتارهاي خوب فرزندان خود غافل مي‎شوند. شما با رفتارهاي مثبت، نتايج بهتري مي‎گيريد تا رفتارهاي منفي. تشويق اعمال خوب، رفتارهايي كه مي‎خواهيد در فرزندان خود تغيير دهيد را مورد هدف قرار مي‎دهد، نه كارهايي كه مي‎خواهيد انجام ندهد. نبايد هر بار فرزند شما كار خوبي انجام داد، مقدار زيادي شكلات به او جايزه دهيد. كارهاي كوچك را با جملاتي مانند: «كارت عالي بود، خيلي خوشحالم كه اين كار را انجام دادي» و زماني كه كارهاي بزرگ‎تري انجام داد مانند تميز كردن اتاق، جايزه بهتري و بزرگ‎تري در نظر بگيريد.

روش دوم: قانون‎هاي مشخص داشته باشيد

اگر قوانين شما واضح نباشد، و يا فقط زماني در مورد قوانين صحبت شود كه يكي از فرزندان قانوني را نقض كرد، فرزند شما براي دنبال كردن قوانين دچار مشكل خواهد شد. والدين تعيين مي‎كنند كه چه توقعي از فرزندان وجود دارد. زماني قوانين را براي فرزند خود شرح دهيد كه مطمئن باشيد مي‎توانيد به وضوح با او صحبت كنيد و او نيز براي گوش كردن به شما در وضعيت مناسبي قرار دارد. به اعتقاد جيمز سيرز، پزشك متخصص اطفال، زماني بايد تمرين نظم كنيد كه مطمئن باشيد نتيجه مي‎گيريد. براي مثال اگر ٣٠ دقيقه زمان آزاد داريد، بازي فرزند خود را قطع كنيد و به او بگوييد كه به كمكش احتياج داريد. اگر كمك كرد، به او اجازه دهيد به بازي خود بازگردد. اگر بدخلقي كرد، زمان كافي براي مواجهه با او را داريد. اگر اين كار را گاهي انجام دهيد، او متوجه مي‎شود، زماني كه مادر به او نياز دارد بايد وسايل بازي خود را كنار بگذارد.

روش سوم: بحث‎هاي خنثي كننده

چگونه با فرزندي كه فرمانبردار نيست رفتار كنيم؟ تلاشي براي بردن دعوا نكنيد. جيم في نويسنده كتاب «پدر و مادر، عشق و منطق» معتقد است كه بايد با آن‎ها در برخي موارد يك خطي رفتار كرد. به‎طور مثال؛ اگر فرزندتان مي‎گويد: «اين اصلاً عادلانه نيست» شما بگوييد: «مي‎دانم»، او خواهد گفت: «همه دوستان من اين وسيله را دارند» شما بگوييد: «مي‎دانم، يا قبلاً چي گفتم» تا بتوانيد قوانيني را كه قبلاً با او مشخص كرده‎ايد مشخص كنيد. گاهي اوقات بهتر است براي رسيدن به هدف، كم‎تر صحبت كنيد.

روش چهارم: براي خودتان زمان بخريد

ممكن است شنيده باشيد كه، بهتر است فرزندان خيلي زود نتيجه اعمالشان را ببينيد و يا شنيده باشيد كه والدين هنگام آموزش نظم و انضباط به فرزند خويش بايد خيلي آرام باشند. در واقعيت ممكن است شما نتوانيد آرامش خود را حفظ كنيد. قبل از برخورد با موقعيت، با آرام‎بودن براي خود زمان بخريد. مي‎توانيد به فرزندتان بگوييد: «كارت بسيار بد بود، من براي تصميم‎گيري احتياج به زمان دارم.» زماني كه عصبانيت خود را كنترل كرديد، ابتدا با فرزندتان همدردي كنيد، سپس عواقب كارش را به او گوشزد كنيد. همدردي به فرزند شما اين امكان را مي‎دهد تا راحت‎تر با عواقب كار بد خود كنار بيايد. نيازي نيست بر سر فرزندتان داد بزنيد، نيازي نيست عصباني شويد. اجازه دهيد كه رفتار نامناسب آن‎ها، مشكل خود آن‎ها باشد.

روش پنجم: در مورد قوانين خود مُصر باشيد

گاهي اجراي قوانين براي خود والدين به يك چالش تبديل مي‎شود. در بسياري موارد ديده شده است، زماني كه فرزندان جواب مي‎دهند و يا حركت ناشايستي انجام مي‎دهند، والدين فقط رو بر مي‎گردانند. و اين موضوع به اين دليل اتفاق مي‎افتد كه والدين بر سر قوانين خود مصر نيستند. اگر خودتان مجري قوانين وضع شده از طرف خودتان نباشيد، آن‎ها را زير سوال مي‎بريد. اگر فرزندان ندانند كه بايد منتظر چه عكس‎العملي از سوي والدين خود باشند، هرگز معني قوانين را نخواهند فهميد. ممكن است گاهي براي خوشحال كردن فرزندتان از حرف خود كوتاه بياييد. هميشه به ياد داشته باشيد كه برخي محدوديت‎ها به نفع فرزندان شماست. قوانين و ساختار رفتاري در منزل به فرزندان احساس امنيت مي‎دهد كه والدين آن‎ها مراقبشان هستند. با بزرگ‎تر شدن فرزندان مي‎توانيد برخورد خود را انعطاف‎پذيرتر كنيد. در سنين بين ٩ تا ١٢ سالگي راه گريزي براي آن‎ها بگذاريد اما با مراقبت خود شما.

روش ششم: الگوي رفتاري خوب

فرزندان هميشه رفتار شما را زير ذره‎بين دارند. شما مي‎توانيد هر روز فرزندان خود را نصيحت كنيد، اما رفتار شما بيش‎ترين تاثير را بر روي آن‎ها خواهد داشت. اولين راه يادگيري انسان‎ها تقليد است. اگر مي‎خواهيد فرزند شما صادق باشد، خودتان تمرين صداقت كنيد. اگر مي‎خواهيد فرزندتان مودب باشد، در منزل و در مكان‎هاي عمومي، خودتان بايد مودب باشيد. حقيقت اين است كه ياد دادن نظم و انضباط به كودكان كار دشواري است. علي رغم همه تلاش‎هاي شما، روزهاي بد و خوب خواهيد داشت.

 كلبه سبز

ره‌نمايي خوبان
قهركردن گناه كبيره است

حجت الاسلام و المسلمين فرحزاد: قهركردن از گناهان كبيره است و تعابير تند و قابل تأملي در روايات اسلامي در مذمت قهر آمده است. برخي از اين تعابير در احاديث و روايات از اين قرار است: «دو مسلمان و مومني كه با هم قهر كنند، مومن و مسلمان واقعي نيستند.»، «آتش جهنم به دو مسلماني كه با هم قهر كنند، نزديك‎تر است». «قهركردن مانند ريختن خون يك مومن است.» و روايت‎هاي ديگر كه همگي نشان دهنده تبعات تكان دهنده قهر هستند. مرحوم دولابي در اين خصوص مي‎گفت: من در خانه‎اي كه اعضاي آن با يكديگر قهر باشند نمي‎توانم بخوابم؛ چرا كه رحمت خدا از آن خانه دور مي‎شود. بنابراين قهركردن در روايات اسلامي عمل بسيار مذمومي است و مومن بايد در مواجهه با ظلم، در قدم اول از راه صحيح و قانوني و شرعي براي احقاق حقش تلاش كند، اما اگر شرايطي پيش آمد كه مومن از راه صحيح و قانوني و شرعي نتوانست احقاق حق كند، چند راه وجود دارد: يك راه اين است كه آن را به خدا واگذار كند، به‎عنوان مثال در روايات آمده كه يكي از نشانه‎هاي مومن همين است؛ چرا كه هيچ عملي و حقي در پيشگاه خداوند كم نمي‎شود، كه البته صبر زيادي مي‎طلبد و خدا هم در اين راه او را كمك خواهد كرد. راه ديگر اين است كه بدانيم ظالم وسيله امتحان ماست. همه امور دست خداست و در پس اين قضا و قدر تلخ، حكمت‎ها و مصلحت‎هايي وجود دارد؛ بنابراين ظلمي كه در حق ما مي‎شود ما را با شكست دلمان به ياد خدا مي‎اندازد يا گاهي ما را از شرك نجات مي‎دهد و به ما تلنگر مي‎زند كه اميدمان تنها به خدا باشد. بايد باور كنيم كه اگر كسي كار خيري مي‎كند، خيرش به خودش مي‎رسد و اگر كار شري انجام مي‎دهد، شرش به خودش باز مي‎گردد.