صفحه اول

در مصاحبه اختصاصي پرتو با يكي از افسران بازنشسته نيروي هوايي رژيم پهلوي مطرح شد
دستور فوق سري بختيار چگونه لو رفت؟

اشاره: انقلاب اسلامي ايران كه در بهمن 57 به رهبري امام خميني(ره) توانسته بود پس از 2500 سال ساختار حاكميتي شاهنشاهي در ايران، نظام فاسد و وابسته پهلوي را ساقط كند، هم اينك با پيروزي در برابر توطئه‎هاي گوناگون و گسترده دشمنانش در آستانه 40 سالگي قرار دارد؛ انقلاب اسلامي در ايران بحق بزرگ‎ترين رخداد قرن بود و سرمنشأ بسياري از تحولات بزرگ در منطقه و جهان شد. در روند پيروزي اين انقلاب، ارتش از جمله مراكزي بود كه دچار تحولات زيادي شد. بسياري از نيروهاي نظامي با پيوستن به انقلاب و اعلام همبستگي با مردم و رهبري نهضت، روند فروپاشي نظام فاسد پهلوي را تسريع نمودند و مانع كشتار و خونريزي بيش‎تر رژيم در مواجهه با ملت ايران شدند. هفته‎نامه پرتوسخن در ايام سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران گفت‎وگويي كرده با يكي از افسران بازنشسته نيروي هوايي ارتش؛ وي از اولين نيروهايي بوده‎ است كه خود را با نهضت اسلامي همراه نمودند.

پرتو سخن: آقاي حيدر جم، با توجه به اين‎كه جنابعالي از افسران بازنشسته نيروي هوايي رژيم سابق هستيد و بخشي از نيروي ارتش نيز در مقطعي از تاريخ انقلاب اسلامي توانست با انقلاب و رهبري آن هماهنگ گردد لطفا اگر خاطره‎اي از اين موضوع از دوران پرشكوه انقلاب مردم ايران در سال 57 داريد بفرماييد.

جم: لحظه به لحظه وقايع انقلاب اسلامي خاطره است و هر خاطره‎اي بخشي از تاريخ‎، چه ايثارگري‎ها و فداكاري‎هايي به هم پيوستند تا اين تاريخ گويا و پويا به ثمر رسيده ميوه شيرين خود را به كام ملت برساند. در اين گذر كساني بوده‎اند كه سر از پا نشناخته و با آغوش باز و قبول خطرها پا در مسير مبارزه نهادند و به مفهوم آيه شريفه «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِينَّهُم سُبُلَنا» (آن‎ها كه در راه ما مجاهده كردند به‎طور قطع آن‎ها را به راه خويش هدايت خواهيم كرد) عمل نمودند. اينان دست پروردگان مكتب حسيني هستند كه حاضر شدند حسين‎وار در راه عقيده و ايمان از بذل جان و مال و خانواده دريغ نكنند. اين‎ها با اراده آهنين، عشق سوزان، عزم راسخ و ايمان عميق گوش به فرمان امام خويش جان خود را در طبق اخلاص نهادند و به استقبال خطرها رفتند تا شاهد اتصال به هدف باشند. من مي‎خواهم به يكي از خاطرات مهم دهه پيروزي انقلاب در سال 57 اشاره كنم زماني كه امام خميني(ره) وارد ايران شده بود و دولت بختيار با حمايت آمريكا تلاش مي‎كرد به هر قيمتي كه شده نهضت اسلامي را سركوب نمايد. در اين مقطع تاريخي وقايع مهمي اتفاق افتاد كه يكي از آن‎ها توطئه غرب براي اقدام به كودتا عليه انقلاب از طريق سركوبي خونين ملت انقلابي و رهبري آن بود. غافل از آن‎كه رهبر تاريخ ساز انقلاب اسلامي با هوشياري تمام مراقب اوضاع بود و دسيسه‎هاي دشمنان را نقش بر آب مي‎كرد. همگان مشاهده كردند كه افسران ديندار در كنار ملت ايران، در حساس‎ترين لحظات به پا خاستند و با اقدامات شجاعانه خود، ملت و كشور را به اوج افتخار و شرف رساندند.

پرتو سخن: طرح كودتا عليه انقلاب دقيقا در چه تاريخي از ايام دهه فجر اتفاق افتاد و چگونه اين توطئه ناكام ماند؟

جم: اين طرح قرار بود در آخرين روز منتهي به پيروزي انقلاب به‎عنوان آخرين تير تركش آمريكا براي حفظ رژيم وابسته خود در ايران عملياتي شود و دولت بختيار نيز آخرين تلاش‎هاي خود را در اين زمينه به كار گرفت. بعد از اعلام حكومت نظامي در اخبار ساعت ۱۴ روز ۱۳۵۷/۱۱/۲۱ و صدور فرمان تاريخي حضرت امام(ره) مبني بر غير قانوني بودن حكومت نظامي و تاكيد بر حضور مردم در خيابان‎ها؛ همان روز رأس ساعت 6 بعد از ظهر جلسه‎اي براي كودتا عليه نهضت ملت ايران به رياست بختيار در دفتر نخست وزير تشكيل و براي دخالت همه‎جانبه ارتش در اقدام گسترده و خونين عليه مردم و حركت تانك‎ها از لشگرك و كرج و قزوين به سمت پايتخت تصميم‎گيري شد. اما مشيت الهي غير از اين بود و اين اقدام رژيم نيز بايد ناكام مي‎ماند. خواست خداوند اين بود كه خبر اين اقدام رژيم توسط يكي از همان افسران حاضر در جلسه كه در اوج تلاش حكومت توانسته بوده ديانت و تعهد خود را حفظ نمايد منتشر شود؛ افسري كه حاضر نشد دين و ايمان و اعتقادش را نه به پول بفروشد و نه نوكري امريكا و انگليس را بپذيرد، گويا اين فرد سرهنگ نعيما منشي و صورتجلسه نويس جلسه مزبور و از افسران شوراي امنيت ملي رژيم بود. او البته يكي از مطمئن‎ترين افسراني بود كه با جلب اعتماد توانسته بود در اطاق جنگ جلسه شوراي امنيت ملي براي تصميم نهاني به منظور انجام كودتا در دفتر نخست وزيري حضور پيدا كند، اما دلش با ملت و گوش به فرمان امامش بود. او پس از خروج از جلسه در اولين اقدام، تصميم فوق سري دولت بختيار مبني بر حركت واحدهاي نظامي و تانك‎ها به تهران را با سرگرد محمد‎علي رهروان افسر شهرباني كه ماموريت حفاظت بخشي از شهر تهران را برعهده داشت در جريان نهاد. بدين ترتيب قبل از هرگونه اقدام دولت بختيار به كودتا، خبر آن منتشر گرديد و با هوشياري رهبري و ملت اين توطئه نيز ناكام ماند.

پرتو سخن: در آن تاريخ شما چگونه از اين طرح اطلاع يافتيد و خود چه اقداماتي در مقابله با آن انجام داديد؟

جم: من در آن تاريخ از طريق خانواده سرگرد رهروان افسر شهرباني از اين طرح اطلاع يافتم. سرگرد رهروان پس از كسب خبر از مامور حاضر در جلسه سري بختيار، با توجه به اهميت اين موضوع و احتمال خطرات فراوان براي وي، پيش از هر اقدامي از طريق تلفن اين خبر را به اطلاع خانواده‎اش كه در ميدان امام حسين(ع) ساكن بودند مي‎رساند. در آن زمان يكي از بستگان ما در خيابان اقبال ميدان امام حسين(ع) و در همسايگي سرگرد رهروان سكونت داشت. ايشان نيز يكي از خانم‎هاي انقلابي بودند و در راهپيمايي‎ها و اعتراضات خياباني شركت فعالانه داشتند و حتي در آن ايام از خاك باغچه منزلشان براي سنگرهاي خياباني استفاده مي‎كردند. با توجه به اين خانواده سرگرد اين خانم را در جريان امر قرار مي‎دهد و ايشان نيز فورا اين خبر را به اطلاع اين‎جانب رساند. اين‎جانب نيز به محض اطلاع از خبر، فورا به مدرسه رفاه محل استقرار امام(ره) رفتم و اين خبر را كه دولت بختيار قصد دارد تانك‎ها و دسته‎هاي نظامي را براي اقدام به كودتا از چند مسير به سمت تهران روانه كند و جنگ شهري را تشديد نمايد به اطلاع كميته استقبال مستقر در مدرسه رساندم و همزمان به تمام دوستان و آشنايان در شمال شرق و غرب تهران خبر رساني شد و تصميم گرفته شد مردم براي درگيري آماده شوند. اين خبر به سرعت در شهر پيچيد و سبب شد مردم تا صبح به فرمان امام در خيابان‎ها ماندند و با هوشياري بيش‎تري اوضاع را كنترل نمودند. آن شب يكي از حساس‎ترين شب‎هاي تاريخ انقلاب بود، مردم براي مقابله با كودتا، مواضع حساس رژيم را به تصرف خود درآوردند و به دليل آمادگي قبلي مردم توانستند جلوي ستون اعزامي به رياست سرلشگر رياحي را بگيرند و ضمن به قتل رساندن او، چند تانك را نيز به آتش كشيدند. و بدين ترتيب بود كه با ايثار و از جان گذشتگي و اقدام بموقع افسران متعهد ارتش، بصيرت و درايت حضرت امام(ره) - كه با فرمان تاريخي خود از مردم خواست به حكومت نظامي بي‎اعتنا باشند و خيابان‎ها را ترك نكنند - و هوشياري و بيداري ملت ولايت‎پذير ايران، اقدام بازماندگان رژيم پهلوي براي كودتاي آمريكايي در نطفه خاموش شد.

پرتو سخن: آيا شما خود اين دو افسري كه خبر اين كودتا را منتشر كردند از قبل مي‎شناختيد و با آنان ارتباطي داشتيد؟

جم: خير! من شخصا با آنان ارتباطي نداشتم اما در اين‎جا لازم مي‎دانم از اقدام اين دو افسر از جان گذشته و متعهد قدرداني كنم. اين اقدام هر چند از نظر زماني در مدت كوتاهي روي داده است ولي اهميت آن با توجه به حساسيت آن زمان و خطرات احتمالي براي آنان، كار بزرگي بود. متاسفانه مساله‎اي كه اين جانب تا مدت 31 سال(تا سال 1382) از آن غفلت كرده بودم پيدا كردن نام و مشخصات دقيق اين دو افسر فداكار و معرفي آن‎ها بود تا اين‎كه بعد از ۲۲ بهمن ۸۸ ناگهان تصميم گرفتم مشخصات دقيق آن‎ها را پيدا كنم. هيچ مدرك و ماخذي براي پيدا كردن اين افسران به غير از لطف الهي در دست نداشتم، تنها حلقه اتصال خبري در اين ماجرا، خانمي بود كه به‎عنوان حلقه سوم اين زنجيره خبري است و در آن زمان اين‎جانب را در جريان امر قرار داد. وقتي بعد از 31 سال موضوع را از ايشان پرسيدم چيز زيادي در ذهن نداشت؛ گفت تمام يادداشت‎هاي دوران انقلاب را گم كرده است، اما با توجه به آدرس اقامتگاه ايشان در آن تاريخ كه در ميدان امام حسين(ع) و خيابان اقبال بود موضوع را پيگيري نمودم. به آن آدرس رفتم، خيلي پرس و جو كردم، اما هيچ كس هيچ اطلاعات دقيقي نتوانست بدهد، تغييرات وسيعي از نظر ساكنين محلي به وجود آمده بود، تا اين‎كه از يك پيرمرد معروف به حاجي سماور ساز كه از ساكنان قديمي آن محل بود، از ساكنين كوچه مورد نظر در سال‎هاي اوليه انقلاب سوال كردم، حاجي حسينعلي عطائي مشهور به حاجي سماور‎ساز، سرگرد محمد‎علي رهروان افسر شهرباني و خانواده‎اش را به خوبي به ياد آورد و از او تعريف‎ها نمود. او به ياد مي‎آورد كه سرگرد رهروان روزي گفته بود «اگر دست راست و پاي چپم را ببرند از انقلاب بر نمي‎گردم» از طريق حاجي حسينعلي خيلي تلاش كرديم كه خانواده رهروان را پيدا كنيم و شايد از طريق او نام سرهنگ حاضر در جلسه سري بختيار مشخص گردد؛ اما از آن‎جا خود سرهنگ رهروان سال‎ها پيش از آن فوت كرده بود، تلاش‎هاي ما متاسفانه بي‎ثمر ماند و من نتوانستم مشخصات دقيق سرهنگ حاضر در جلسه كودتا كه خبر سري تصميم دولت بختيار براي اقدام به كودتا با حمايت تانك‎ها و يورش آن‎ها و نيروهاي نظامي از قزوين، كرج و لشگرك به تهران را داده بود پيدا كنم گرچه از برخي قرائن احتمال دادم آن فرد، سرهنگ نعيما، منشي و صورتجلسه نويس حاضر در آن جلسه و از افسران شوراي امنيت ملي رژيم سابق باشد. به هر حال اين فرد هر كه باشد جا دارد به او اداي احترام كنيم؛ زيرا وي با دادن آن خبر و به خطر انداختن جان خود در آن شرايط حساس، سهم مهمي در شكست كودتا و جلوگيري از ريخته شدن خون مردم ايفا كرد و او نيز به قدر خويش توانست در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي و رسيدن ملت ايران به استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي سهيم باشد.

پرتو سخن: از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد سپاسگزاريم.

جم: ممنونم؛ موفق باشيد.

 سرمقاله

چه كساني امورشان را به ماوراء گره مي زنند؟

 دكتر قاسم روان‌بخش

يكي از انواع مغالطاتي كه در عرصه‎هاي مناظره‎ها و گفت‎وگوها به وفور ديده مي‎شود مغالطه «پهلوان پنبه» است به اين‎گونه كه وقتي رقيب نمي‎تواند مطلب برهاني طرف مقابل را پاسخ دهد و به عبارتي كم مي‎آورد تلاش مي‎كند موضوع بحث را عوض كند. بحثي را مطرح مي‎كند كه هيچ ارتباطي با موضوع ندارد و مي‎كوشد رقيب را در آن بحث ضربه فني كند و از مناظره پيروز بيرون بيايد. به‎عنوان نمونه در مناظره دكتر ابوترابي با سروش محلاتي در دانشگاه يزد و آقاي زاكاني با محمدعلي ابطحي در شبكه افق، وقتي در مباحث مربوط به موضوع مناظره كم آورده بودند فوري بحث را عوض كرده هر دو به اين مساله پرداختند كه آيت‎ا... مصباح يزدي پيروزي احمدي‎نژاد را در سال 84 يك معجزه دانسته است؛ سپس اين‎گونه مطرح مي‎كنند كه آيا ما حق داريم اين‎گونه مسايل سياسي را به امور ماورايي گره بزنيم؟ آيا با طرح اين گونه مباحث، جوانان از دين رميده نمي‎شوند؟ و به ارزش‎هاي ديني مانند معجزه بي‎اعتقاد نمي‎شوند؟
طبيعي است فرد هوشمند كه رقيبش با طرح اين‎گونه مسايل درصدد فرار از بحث و شكست است، سعي مي‎كند در متن باقي بماند و نگذارد طرف مقابل از موضوع فرار كند؛ ولي هر چه باشد، آن شبهه بي‎ربط، در ذهن مخاطبان باقي مي‎ماند و بايد در جايي مرتفع شود. با توجه به اين‎كه شبهه فوق‎الذكر در عرصه فضاي مجازي نيز دست به دست مي‎شود بر آن شديم تا به پاسخ آن بپردازيم:
1. پاسخ حلي: واژه معجزه داراي معاني مختلفي است؛ معناي اصلي آن، اين است كه پيامبري از پيامبران خدا براي اثبات نبوت خودش براي قومي كه به سوي آن‎ها فرستاده شده است كاري خارق‎العاده انجام دهد كه حتي متخصصان آن رشته از انجام آن كار عاجز باشند؛ مانند زنده‎كردن مرده توسط حضرت عيساي مسيح و تبديل شدن عصاي موسي به اژدهايي كه حتي ساحران زبردست را نيز به ايمان به خداي موسي وا مي‎دارد. ولي معجزه معاني ديگري هم دارد؛ از جمله معناي عرفي كه مردم در تعابير خودشان بسيار استفاده مي‎كنند و مثلا كاري را كه بر خلاف روند عادي انجام مي‎پذيرد به معجزه تعبير مي‎كنند. امام خميني(ره) انقلاب اسلامي را معجزه الهي مي‎دانست و معتقد بود كه پيروزي اين انقلاب يك معجزه‎ الهي بود. رابرت كالستون، دانشمند كانادايي، هم انقلاب اسلامي را اين‎گونه توصيف مي‎كند: «از نظر من كه يك غربي و فرد غير مسلمان هستم اين معجزه است كه يك انقلاب مكتبي و الهي بتواند در جهان امروز اين طور تحقق پيدا كرده و در جهت استقرار عدالت به پيش برود، اين انقلاب بدون شك از جانب خداوند حمايت مي‎شود.» خداوند نيز در آيات مختلفي از جمله آيه شريفه «و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي» پيروزي‎هاي پيامبرش در جنگ‎ها را مرهون امدادهاي الهي مي‎داند. بنابر اين اگر در واقعه‎اي بر خلاف انتظار خواص و نخبگان جامعه، اتفاق غير عادي رخ دهد مي‎توان از آن به معجزه تعبير كرد و آن را از امدادهاي الهي دانست. آن‎چه در سال 84 اتفاق افتاد به هر دومعنا معجزه بود؛ هم خارق‎العاده و بر خلاف انتظار خواص سياسي بود و هم امدادهاي الهي در اين پيروزي نقش داشت. به هرحال اين‎كه يك جوان آهنگرزاده كه داراي سوابق چنداني نبود و برخلاف رقيبش، پشتوانه مالي و ثروت‎هاي كلان نداشت و از حمايت‎هاي احزاب سياسي و رسانه‎هاي جمعي نيز برخوردار نبود بلكه همه بر ضدش عمل مي‎كردند، بتواند در برابر رقيب پرقدرتي مانند آقاي هاشمي رفسنجاني كه علاوه بر داشتن همه آن امكانات از شهرت بسيار بالايي نيز برخوردار بود پيروز شود امري خارق‎العاده و غيرقابل انتظار بود! بي‎ترديد در آن شرايط، دعاها و توسلات مردم به ويژه خانواده‎هاي شهدا و نذر و نيازهاي آن‎ها هم در اين پيروزي بسيار موثر بود. آن‎چه آيت‎ا... مصباح فرموده‎اند همين بوده است نه آن نسبت دروغيني كه به ايشان نسبت مي‎دهند كه شخص احمدي‎نژاد يك معجزه الهي بوده است.
2. ممكن است اتفاقي در شرايطي معجزه به معناي فوق باشد و با امدادهاي الهي صورت گرفته باشد ولي در شرايط ديگر به دليل تحولات آن فرد يا آن گروه و جامعه چنين نباشد. خداوند درباره مسلمانان و مجاهدان در جنگ بدر توصيفاتي دارد از جمله اين‎كه «و لقد نصركم الله و انتم اذله» خداوند شما را در جنگ بدر پيروز كرد در حالي كه خوار و ذليل بوديد. ولي همان كساني كه يك روز مشمول عنايت و نصرت الهي شده بودند، در جنگ احد و حنين مورد سرزنش قرار گرفتند. آيا مي‎توان گفت كه خداوند درباره اين جمعيت اشتباه كرده است؟ تعاريف پيامبر خداوند و دعاهاي آن حضرت درباره زبير مربوط به همان ظرف بود و معنايش اين نبوده كه اين شخص منحرف نخواهد شد. اتفاقا پيامبر(ص) در واقعه‎اي خبر انحراف زبير را به او داده و فرموده بودند كه روزي در برابر اميرالمومنين(ع) خواهي ايستاد. طبق اين تفسير، ممكن است روزي خداوند، احمدي‎نژادي را كه با شعار تشكيل دولت اسلامي و تحقق عدالت پا به عرصه مبارزات نابرابر انتخاباتي گذاشته است با دعاي محرومان پيروز كند ولي معنايش اين نيست كه شخص وي بر راه حق ثابت قدم خواهد ماند. اين يك سنت الهي است كه «ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم» ولي اگر دست از نصرت الهي برداشتيد و به فكر حزب و گروه و هواي نفس خويش رفتيد ديگر آن نصرت باقي نخواهد ماند.
3. پاسخ نقضي: جالب است كساني كه طرف مقابل را متهم به امور ماورايي مي‎كنند خودشان در اين عرصه – آن هم براي اهداف شخصي - گوي سبقت را از ديگران ربوده‎اند به‎عنوان نمونه:
الف. آقاي روحاني پس از ناكارآمدي برجام به مردم گفت: من برجام را نياوردم؛ برجام را خدا آورد! آقاي زنگنه نيز اخيرا با شمردن منافع برجام گفت: برجام از نعمت‎هاي الهي بود. گذشته از اين اظهارات، دكتر حسن روحاني در خاطرات خود به يك خاطره معنوي كه در بيداري براي ايشان اتفاق افتاده اشاره مي‎كند و مي‎نويسد: واقعه عجيبي در يكي از ايام ماه محرم سال‎هاي دبستان، يعني هنگامي كه كلاس سوم يا چهارم تحصيل مي‎كردم، برايم رخ داد كه هنوز خاطره خوش آن لحظات، در ذهن من باقي مانده است؛ هر چند ماهيت آن حادثه را به طور دقيق نمي‎توانم توضيح دهم. واقعه از اين قرار بود كه من در يك ماه محرمي، روز دوازدهم، موقع اذان صبح از خانه خارج شدم و براي نماز صبح به سمت مسجد پشت خندق(مسجد ولي عصر فعلي) رفتم. وارد حياط مسجد شدم و در كنار حوضي كه در سمت چپ قرار داشت، نشستم و مشغول گرفتن وضو شدم. پدرم داخل مسجد رفته بود و نماز جماعت صبح هم شروع شده بود. من همان‎طور كه كنار حوض نشسته بودم و در حال وضو بودم، احساس كردم كه حياط يك مرتبه روشن شد، مثل اين‎كه نورافكني به تابش درآمده باشد. در آن حال حس كردم نور از بالا مي‎تابد، سرم را بلند كردم و يك شيء نوراني را كه تقريبا مكعب مستطيل بود و حدود دو متر طول داشت و عرض و ارتفاع آن هم حدود يك متر بود، ديدم كه از بالا به سمت داخل حياط مسجد به آرامي در حال فرود آمدن است. احساس مي‎كردم افرادي داخل اين هودج نوراني نشسته‎اند، ولي چيزي جز تلألؤ نور نمي‎ديدم. بعد ديدم آن شيء نوراني در شمال شرق حياط مسجد فرود آمد. آن گاه پس از چند دقيقه توقف، بلند شد و به حركت درآمد. در هنگام برخاستن هودج، علي‎رغم اين‎كه براي نماز صبح مي‎خواستم داخل مسجد بروم، بي‎اختيار دنبال آن به راه افتادم و ديدم پس از عبور از تكيۀ مسجد پشت خندق به تكيۀ بعدي، يعني تكيۀ «بيرون دژ» رفت و در وسط آن تكيه فرود آمد. فاصلۀ اين دو تكيه شايد حدود دويست متر بود. پس از آن هودج دوباره بلند شد و در فضا به راه خود ادامه داد و من هم در كوچه آن را مي‎ديدم. هودج به سمت شرق(سمت مشهد) حركت كرد و بعد از چند دقيقه از نظرم غايب شد. در حالي كه احساس عجيبي به من دست داده بود و از خود بي‎خود شده بودم، احساس يك شعف بي‎نظير معنوي توأم با كمي ترس و وحشت داشتم. پس از اين ماجرا به سوي مسجد بازگشتم. وقتي به مسجد رسيدم، نماز جماعت صبح تمام شده بود. همان وقت در ذهن كودكانه‎ام به نظرم مي‎آمد كه ارواح مطهر معصومين و فرشتگان با اين هودج آمده‎اند و به اين تكيه‎ها كه محل عزاداري سالار شهيدان بود، سر زدند. اين ماجرا خيال نبود، در بيداري اتفاق افتاد و كاملا آن را به چشم ديدم. (مشرق نيوز به نقل از خاطرات روحاني، صص 48 و 49)
ب. يكي ديگر از نمونه‎ها، خاطرات موسوي بجنوردي پدر خانم سيد حسن خميني و از اصلاح طلبان دو آتشه است كه مي‎گويد در قهوه خانه‎اي در شهر بعلبك با يك كف بين ملاقات مي‎كند و آن كف بين به وي مي‎گويد: «دريا پايان دارد ولي علم تو پايان ندارد.»(هفته نامه آسمان شماره 64)
ج. آقاي سروش محلاتي نيز در جلسه رونمايي از كتاب خودش در خانه شهيد مطهري كه با حضور جمعي از اصلاح طلبان و از جمله علي مطهري انجام شد اظهار مي‎دارد« شهيد مطهري در برخي آثارش دارد كه اوايل طلبگي با بحران فكري مواجه شدم كه علامه طباطبايي مرا نجات داد. اين شرايط براي شهيد بهشتي هم رخ داد. همين وضع براي من هم رخ داد و خودم را از زنده شدگان مرحوم شهيد مطهري رضوان‎ا... عليه مي‎دانم و همين الان هم بدون اين‎كه ادعاي كشف و كرامتي باشد، مشكلات خودم را با كمك اين بزرگوار حل مي‎كنم.»