صفحه سياسي

حقوق نجومي مادام العمري قانوني مي شود؟!

  دبير سياسي

حقوق مادام العمري نمايندگان و وزرا و استانداران كه يك روز زبانزد مردم كوچه و بازار بود توسط نمايندگان انقلابي مجلس هشتم حذف شد. اين مصوبه براي خود اين نمايندگان ضرر جدي داشت زيرا با پايان يافتن دوره نمايندگي اشان دچار آسيب مي‎شدند ولي توانستند اين طرح انقلابي را به تصويب برسانند. متاسفانه اخيرا در چارچوب «لايحه اصلاح و دائمي نمودن قانون مديريت خدمات كشوري»، كه با پيشنهاد سازمان اداري و استخدامي كشور و با امضاي رئيس جمهور به مجلس ارائه شد، مجددا طرح مادام العمر بودن حقوق رئيس جمهور، رئيس مجلس، رئيس قوه قضاييه، معاون اول رئيس جمهور، نواب رئيس مجلس، معاونان رئيس جمهور، نمايندگان مجلس، وزرا و معاونين وزرا، اعضاي شوراي نگهبان، استانداران، سفرا و.... براي تصويب به مجلس پيشنهاد شده است!

علاوه بر اين، به موجب اين لايحه، افزايش 50درصد حقوق اين افراد نيز در اين لايحه پيشنهاد شده است. يعني اگر رئيس جمهور مبلغ 30 ميليون تومان دريافت مي‎كند از اين پس با افزايش 50 درصدي دريافتي وي تا پايان عمرش 45 ميليون تومان خواهد بود. در تبصره 3 الحاقي به ماده 71 قانون مديريت خدمات كشوري آمده است :«مقامات مذكور در اين ماده كه حداقل دوسال در پست مديريت‎هاي سياسي انجام وظيفه نموده يا بنمايند پس از تصدي مقام در صورتي كه به سمت پايين‎تري منصوب شوند، چنان چه حقوق ثابت و فوق العاده مستمر آن‎ها در مسؤوليت جديد از هشتاد درصد(80درصد) حقوق ثابت و فوق‎العاده مستمر وي در پست قبلي كم‎تر باشد به ميزان مابه‎التفاوت تا(80درصد)را تفاوت تطبيق دريافت خواهند نمود. اين تفاوت تطبيق با ارتقاء‎هاي بعدي(‎عوامل شغل و شاغل و فوق العاده‎ها) مستهلك مي‎گردد و اين مابه‎التفاوت در محاسبه حقوق بازنشستگي و وظيفه نيز ملاك عمل خواهد بود.»

دولت به همين پيشنهادهاي قابل توجه هم اكتفا نكرده و به نحوي به اعاده به خدمت مقامات سياسي كشور به پست‎هاي حساس نيز ورود كرده است. به موجب بند 53، در الحاق يك تبصره به ماده 107 قانون مديريت خدمات كشوري، براي مقامات فوق كه در ماده 71 آمده و با سنوات كم‎تر از سي سال بازنشسته شده‎اند ضمن تجويز اعاده به خدمت، پاداش پايان خدمت مجدد در نظر گرفته شده است. با اين اصلاح هم براي اعاده به كار مقامات مسير فراهم شده و هم براي آنان پاداش پايان خدمت مجدد پيشنهاد شده است. اين در حالي است كه موضوع اعاده به خدمت به دلايل مختلف كه در قوانين گوناگون مورد حكم قرار مي‎گيرند به صورت قابل توجهي صندوق‎هاي بازنشستگي را كه هم‎اكنون نيز در وضعيت اسفباري به سر مي‎برند، به مراتب بدتر خواهد كرد. علاوه بر آن پاداش پاياني دوران بازنشستگي اين جمعيت كه 30 برابر حقوق يك ماه آن هاست و عدد نجومي ديگري به دست مي‎آيد با به كارگيري مجدد آن‎ها و تعلق پاداش پاياني ديگر چه ضريبي به دست مي‎آيد؟ به عنوان نمونه كسي كه ماهانه 30 ميليون حقوق مي‎گيرد وقتي در عدد 30 سال ضرب كنيم مبلغ 900 ميليون تومان يا مبلغي قريب به يك ميليارد به دست مي‎آيد.اگر مجددا اين فرد را در نظام به كار گيرند كه اين روزها تقريبابه عرف تبديل شده است! مبلغ نجومي 2000000000ميليارد تومان به دست مي‎آيد! به راستي بر اساس كدام عدالتي چنين پيشنهاداتي به مجلس ارائه مي‎شود؟ اكنون چشم‎هاي تيزبين مردم بايد مترصد عملكرد رئيس مجلس و نمايندگانشان باشد كه آيا در برابر چنين لايحه‎اي كه خودشان نيز ذي نفع هستند چه اقدامي خواهند كرد؟ و در صورت تصويب، امتحان سخت‎تري متوجه اعضاي شوراي نگهبان است كه آيا چنين مصوبه‎اي رد خواهد شد يا نه؟

قديري ابيانه مطرح كرد؛
القاي ناكارآمدي نظام؛ راهبرد دشمن براي جدايي مردم از انقلاب

محمدحسن قديري ابيانه كارشناس مسائل سياسي و امور استراتژيك، در گفت‎وگو با خبرنگار خبرگزاري رسا، با اشاره به اين‎كه رسانه‎هاي بيگانه و جريان‎هاي غربگراي داخلي همواره به دنبال ناكارآمد جلوه دادن نظام اسلامي هستند، گفت: واضح است كساني كه با اسلام و نظام اسلامي مخالفت و يا دشمني دارند، تلاش مي‎كنند با ناكارآمد جلوه دادن نظام، مردم را از انقلاب و نظام اسلامي جدا كرده و در مواقع مقتضي آنان را عليه نظام بشورانند و پايگاه مردمي نظام اسلامي را مختل كنند.

وي افزود: پايگاه مردمي يكي از اركان قدرت نظام جمهوري اسلامي است، در حقيقت تضعيف اين پايگاه منجر به تضعيف نظام جمهوري اسلامي خواهد شد. اما فقط دشمنان دانا زمينه‎ساز چنين تصوري نيستند بلكه دوستان نادان نيز در ايجاد اين وضعيت كم از دشمنان ندارند براي مثال، دادن وعده‎هايي كه اصولا شدني نيستند بخصوص در ايام انتخابات، از جمله كارهايي است كه در ناكارآمد جلوه دادن نظام تاثير مي‎گذارد.

قديري ابيانه با گلايه از برخي رسانه‎هاي داخلي، اظهار داشت: برخي رسانه‎هاي گروهي به خوبي به وظيفه خود عمل نكرده و حقايق و واقعيت‎هاي كشور را به درستي بيان نمي‎كنند؛ نه محدوديت‎ها را معرفي مي‎كنند و نه دستاوردها را، براي مثال يكي از تصوراتي كه در جامعه وجود دارد اين است كه با وجود ثروتمند تلقي شدن ايران و داشتن ذخائر عظيم نفت، گاز و معادن و ساير درآمدهاي دولت از قبيل ماليات، گمرك، عوارض و جريمه‎ها اين سوال در اذهان مطرح است كه چرا با اين دارايي‎ها و ثروت عظيم باز هم مردم مشكلات اقتصادي از قبيل مسكن، معيشت، اشتغال، درمان و عدم رفاه را لمس مي‎كنند، چرا دولت‎هاي مختلف خواسته‎هاي آنان را برآورده نكردند، چرا مطالبات مردم در برخي از موارد بي‎پاسخ مي‎ماند.

اين كارشناس مسائل سياسي و امور استراتژيك ادامه داد: پاسخي كه مي‎توان به اين تصورات و پرسش‎ها داد اين است كه درآمدهاي حاصل از صادرات نفت شفاف و ارقام آن نجومي و بلكه سوپر نجومي است و مردم تصور درستي از اندازه آن ندارند. يكي از ملاك‎ها براي اندازه‎گيري درست درآمدهاي نفتي مقايسه آن با درآمدهاي ماهيانه افراد است. براي مثال اگر آن رقم نجومي را به عدد جمعيت كشور تقسيم كنيم درآمد نفتي به ازاي هر ايراني در هر سال مشخص مي‎شود و اگر آن را بر دوازده ماه تقسيم كنيم ميزان صادرات نفت به ازاي هر ايراني در هر ماه معلوم خواهد شد، در اين صورت با مقايسه درآمد نفتي با حقوق مردم، درآمد و هزينه‎هاي ماهانه مي‎توان به يك روش براي ملموس كردن اندازه درآمدها دست يافت.

مدير انجمن نخبگان جهان اسلام با بيان اين‎كه تصور مردم از ميزان درآمد نفت به ازاي هر ايراني در هر ماه ميليون‎ها يا ميلياردها تومان است، گفت: اين در حالي است كه درآمد نفت در بودجه مصوب سال 91، 61هزار ميليارد تومان است يعني با توجه به جمعيت 75 ميليوني در آن سال ايران به ازاي هر ايراني در هر ماه حدود 73 هزار تومان بوده است، سال گذشته درآمد نفت 70 هزار ميليارد تومان بوده، يعني با توجه به جمعيت 80 ميليون نفري كشور به ازاي هر ايراني حدود 73 هزار تومان است و بودجه سال آينده حدود 100هزار ميليارد تومان مي‎شود كه با توجه به جمعيت 81 ميليون نفري سال آينده رقمي حدود 100 هزار تومان به ازاي هر يك ايراني مي‎شود.

وي افزود: به‎طور طبيعي اگر تصور مردم از درآمد نفت واقعي يا توهمي باشد ارزيابي مردم نيز از دستاوردها و كارايي نظام متفاوت خواهد بود، كسي نبايد توقع داشته باشد دولت با درآمد 73 يا 100 هزار توماني تمام نيازهايش تامين شود، اين تصور غلط باعث شده مردم در ايران به اين باور برسند كه حكومت مسؤول تامين نيازهايشان است در حالي كه در دنيا مردم مي‎دانند كه آن‎ها بايد هزينه‎هاي دولت‎هايشان را تامين كنند و ميزاني كه دولت‎ها براي رفاه عمومي يا تامين اجتماعي مثل فقرزدايي، بيكاري‎زدايي و امور درماني اختصاص مي‎دهند بستگي به درآمدي دارد كه دولت عمدتا از محل كسب ماليات به دست مي‎آورد، مالياتي كه از محل درآمد حاصل از كار و تلاش مردم به دست مي‎آيد.

قديري ابيانه اضافه كرد: هر جا كه مردم تصور كنند حكومت بايد نيازهاي آن‎ها را تامين كند و تمامي كمبودها را صرفا به حكومت‎ها و دولت‎ها نسبت دهند تصور ناكارآمدي به وجود مي‎آيد، متاسفانه رسانه‎هاي گروهي ما نه تنها اين موضوع را براي مردم روشن نمي‎كنند بلكه خود در دامن زدن به توقعات مردمي كه نتيجه آن تصور ناكارآمدي نظام و دولت‎ها است سهيم مي‎شوند، دولت‎ها نيز معمولا به جاي ارائه عملكرد خويش بر مبناي واقعيات به تخطئه دولت‎هاي گذشته مي‎پردازند و آن‎ها را ناكارآمد جلوه مي‎دهند.

اين كارشناس مسائل سياسي و امور استراتژيك بيان داشت: با توجه به درآمد پايين نفت به ازاي هر ايراني در هر ماه، كل بودجه شامل تمام درآمدهاي دولت هم با تصوري كه مردم از دولت‎ها دارند تطابق ندارد، بنابراين يكي از ضرورت‎هاي كشور طرح اين واقعيات در اذهان عمومي به ويژه توسط رسانه‎هاي گروهي و دستگاه‎هاي مسؤول است.

مدير انجمن نخبگان جهان اسلام در ادامه اظهار داشت: قريب به اتفاق مسؤولان از ميزان درآمد نفت بر اساس نفر ماه تومان ناآگاه هستند و خود نيز تصور غلطي از اين ارقام دارند، برخي افراد امكانات رفاهي ايران را با امكانات رفاهي كشورهاي عرب و نفت‎خيز منطقه مقايسه مي‎كنند، يك مقايسه ساده نشان مي‎دهد ميزان صادرات نفت در امارات متحده عربي به ازاي هر تبعه آن كشور بيش از 80 سال صادرات نفت يك ايراني در شرايط قبل از تحريم است، اگر اين مسأله را درنظر نگيريم در محاسبات خود دچار اشتباه مي‎شويم.

قديري ابيانه ادامه داد: تصور اشتباه از درآمدهاي نفت موجب شده است كه تمام بحث‎هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشور حول محور توزيع ثروت صورت بگيرد و نه توليد ثروت، همه افراد جامعه مطالبه‎گر شدند، عموم مردم تصور مي‎كنند در صورت به كارگيري درست ثروت‎هاي نفتي، نيازهايشان برآورده مي‎شود در حالي كه نه با نفت و نه با ساير منابع طبيعي نمي‎توان نيازهاي مردم را برآورده كرد، منابع طبيعي نمي‎تواند جاي كار و تلاش آحاد مردم را بگيرد.

اين كارشناس مسائل سياسي و امور استراتژيك با بيان اين‎كه ملت ايران از مزيت‎ها، امتيازات و ويژگي‎هاي بزرگي برخوردار است اما متاسفانه در زمينه فرهنگ كار و مصرف ايراني‎ها جزء ضعيف‎ترين جوامع در دنيا هستند، گفت: مطابق با معيارهاي جهاني تنبلي اجتماعي مردم ايران پس از مردم چند كشور عربي و نفت‎خيز در رده بالاترين درجات تنبلي اجتماعي قرار دارند، علاوه بر آن متاسفانه ما جزء پر مصرف‎ترين ملت‎ها هستيم و فقط دورريز غذاي ما مي‎تواند نياز 15 ميليون نفر به غذا را تامين كند.

وي افزود: البته مواردي كه ذكر شد به اين معنا نيست كه دولت‎ها كم‎كاري نكردند يا هيچ ضعفي ندارند، اما حتي اگر مديران و مسؤولان بهترين مديران و مسؤولان جهان و حتي معصوم باشند و مردم به وظيفه خود عمل نكنند باز هم به نتيجه مطلوب نخواهيم رسيد كمااين كه نهج‎البلاغه پر است از گلايه‎هاي اميرمومنان علي(ع) از مردم زمان خود كه به وظيفه‎شان عمل نكردند. تصور غلط از درآمدهاي نفتي سبب شده در ذهن مردم هر موفقيت يا كاستي به مديران نسبت داده شود و مردم نقش خود را ناديده بگيرند.

مدير انجمن نخبگان جهان اسلام با اشاره به اين‎كه هر جا مردم در صحنه حضور داشتند و به وظيفه خود عمل كردند موفقيت‎هاي چشمگيري حاصل شد، بيان داشت: پس از پيروزي انقلاب و جنگ تحميلي، پيشرفت در زمينه موشكي و هسته‎اي در اوج تحريم‎ها مديون مشاركت مردم در امور و تلاش كاركنان در آن حوزه است، اما هر جايي تلاش و دغدغه وجود نداشته مانند صنايع خودرورسازي پيشرفت‎ها به قدر لازم و درخور نظام اسلامي صورت نگرفته است؛ بنابراين در نظام جمهوري اسلامي اين مردم هستند كه مسؤولان را انتخاب مي‎كنند و اگر ناكارآمدي در آنان مشاهده مي‎شود بر فرض كه اين قضاوت ناكارآمدي درست باشد باز هم به خود مردم برمي‎گردد؛ زيرا آنان هستند كه مستقيم يا غيرمستقيم مسؤولان را انتخاب مي‎كنند.

اين كارشناس مسائل سياسي و امور استراتژيك ادامه داد: ساعت مفيد كاري در ادارات دولتي ما 22 دقيقه در روز است، تعطيلات مناسبتي در كشور 27 روز است كه اگر بين التعطيل‎ها را هم به آن اضافه كنيم بيش از اين است، در حالي كه در آمريكا تعطيلات مناسبتي 7 روز در انگلستان 8 روز و در فرانسه و آلمان 10 روز است، اگر يكي از نامزدها در ايام انتخابات مطرح كند كه از اين تعداد تعطيلي‎ها خواهد كاست مردم به او راي نمي‎دهند در حالي كه تعطيلات كشور ما زياد است و بايد كاهش پيدا كند.

وي با بيان اين‎كه مردم رئيس جمهور و نمايندگان مجلس را انتخاب مي‎كنند، گفت: وزرا را رئيس جمهور و نمايندگان مجلس را مردم انتخاب مي‎كنند؛ بنابراين اگر سيستم اجرايي كشور ضعيف است هم به توانايي مديران، انتخاب مردم و فرهنگ كار كاركنان دستگاه‎هاي مختلف برمي‎گردد.

قديري ابيانه در پايان خاطرنشان كرد: اسلام في‎نفسه كارآمد است، امام علي(ع) فرمودند بهترين تفريح كار است اما متاسفانه باور برخي مردم ما اين است كه بهترين كار تفريح است، نمي‎توان و نبايد ناكارآمدي در اقتصاد را به گردن اسلام انداخت وقتي افراد بهترين كار را تفريح مي‎دانند هر گاه فرمايش اميرمومنان علي(ع) كه بهترين تفريح كار است، به ملكه ذهن و باور مردم تبديل شد آن گاه شاهد پيشرفت كشور در عرصه‎هاي گوناگون خواهيم بود.

جريان شناسي اسلام التقاطي(3)
سازمان مجاهدين خلق در گرداب انديشه هاي التقاطي(2)

 دكتر قاسم روان‌بخش

اوضاع سياسي– اجتماعي ايران پس از كودتاي 28 مرداد32 ش/20 آگوست1953م، تحت فشار اختناق حاكم، فعاليت احزاب و گروه‎هاي سياسي را با محدوديت جدي مواجه ساخت. در اين مدت، احزاب فعالي مانند نهضت آزادي و جبهه ملي نيز دچار ركود شديد شده بودند و در عمل، مبارزات احزاب و گروه‎ها - به جز برخي گروه‎هاي ماركسيستي كه كم و بيش فعال بودند - به محاق رفته بود. در اين شرايط سه تن از دانشجويان دانشگاه تهران(سال‎هاي 1339 تا 1334) به نام‎هاي محمد حنيف‎نژاد، سعيد محسن و حسن نيك‎بين(معروف به عبدي) كه از اعضاي برجسته انجمن‎هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و همچنين از اعضاي نهضت آزادي ايران و از فعالان بخش دانشجويي اين حزب بودند، مرتبا رهبران نهضت آزادي را به سازش‎كاري و عدم قاطعيت در برخورد با رژيم شاه متهم مي‎كردند و آنان را مورد انتقاد قرار مي‎دادند.(1) پس از آزادي محمد حنيف‎نژاد و سعيد محسن در شهريور 1342 از زندان، اين دو تن به همراه نفر سوم، جمع‎بندي جديدي از وضعيت سياسي موجود و دلايل شكست نهضت آزادي به عمل آوردند و در نيمه شهريور 1344 به تشكيل سازمان مجاهدين خلق مبادرت ورزيدند.(2) بنيانگذاران سازمان، در ابتدا ۶ سال را صرف سازماندهي، جذب نيرو و كسب آموزش‎هاي نظامي كردند، ولي در شهريور ۱۳۵۰، در اولين عمليات نظامي، معروف به سياهكل در يك يورش ساواك، نزديك به ۹۰ درصد افراد سازمان بدون شليك يك تير، دستگير شدند و به جز چند نفر كه اعدام شدند، بقيه از جمله مسعود رجوي تا زمان پيروزي انقلاب، در زندان به سر بردند. در اين ميان، فردي به نام احمد رضايي از جمله اعضاي مركزي سازمان بود كه در شهريور ۵۰ دستگير نشد و توانست فرار كند. وي بعدها در غياب اعضاي دستگير شده، رهبري سازمان را بر عهده داشت. و تا زمان كشته شدنش در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲، نقش مهمي در رهبري و سازماندهي مجدد عمليات نظامي سازمان ايفا كرد. بدين ترتيب بقاياي سازمان، فعاليت خود را ادامه دادند و توانست با چند عمليات مسلحانه در جامعه شناخته شوند. سازمان از همان ابتداي تشكيل و در درون حوزه‎ها، داراي 4 بخش ايدئولوژي، سياست، اقتصاد و تشكيلات بود. در ارتباط با مباحث ايدئولوژيك به غير از تفسير قرآن و نهج‎البلاغه، متن مقاله‎ 40 صفحه‎اي كه درباره جهان آفرينش، هدف‎دار بودن آن، جايگاه انسان و هدف آفرينش آن و بالاخره هدف انبيا و مفهوم پرستش بحث كرده بود، آموزش داده مي‎شد. در سال 1347-1348 گروه ايدئولوژي، جزوات شناخت، تكامل، راه انبيا راه بشر، تهيه كرد كه ايدئولوژي سازمان را تشكيل مي‎داد.(3) سازمان از همان ابتدا معتقد به ايدئولوژي اسلامي بود، ليكن آن‎چه را كه به‎عنوان ايدئولوژي اسلامي مورد نظر داشت، داراي ويژگي‎هايي بود كه در جريان رشد و به اصطلاح تكامل خود، بيانگر طرز تفكر و عقيده‎ خاصي درباره‎ي اسلام بود و در حقيقت، با اسلام و شريعتي كه از سوي فقهاي برجسته‎ اسلامي معرفي شده، تفاوت اساسي داشت. سازمان عقيده داشت كه اسلام و حقيقت آن، پس از دوره‎ صدر اسلام و امامت ائمه طاهرين عليهم السلام، دچار انحرافات اساسي گرديده است. سازمان، اصول دين و مذهب را قبول داشت، با اين توضيح كه در مورد نبوت و امامت قائل به عصمت حضرت رسول صلي ا... عليه و آله و ائمه هدي عليهم السلام نبود و معتقد بود كه آن‎ها نيز دچار خطا و اشتباه مي‎شدند! در مورد غيبت حضرت مهدي عجل ا... تعالي فرجه نيز در عين حال كه سكوت اختيار كرده و روي آن بحثي به عمل نمي‎آورد، ليكن در مجموع به آن اعتقادي نداشت! معاد را جسماني مي‎دانست و تفسيرش از بهشت و جهنم و نعمات و عذاب‎هاي آن جنبه مثالي داشت كه قرآن براي برجسته ساختن آن، جهت مردم آن دوره به آن تمثيلات، تمسك جسته است. در رابطه با اجتهاد و ولايت فقيه، در عين حال كه به‎طور كلي اين مساله را قبول داشت؛ با توجه به تفسير و تحليلي كه درباره‎ اجتهاد داشت، آن را، دست‎كم در آن شرايط، صرفا در صلاحيت خود مي‎ديد، نه در صلاحيت روحانيت. از همين رو براي اعضاي سازمان، هيچ گاه مساله‎ تقليد از مجتهدين مطرح نبود و مرجع نهايي آن‎ها در كليه‎ مسائل عبادي و سياسي، خود سازمان بود.(4) در بخش آموزش‎هاي سياسي و اجتماعي، بيش‎تر آنان به نوعي تحت تاثير ماركسيسم لنينيسم قرار داشته و در علوم اجتماعي، ديدگاه‎هاي ماركسيستي را به‎عنوان مسائل علمي مي‎پذيرفتند و در مورد مسائلي مانند طبقات جامعه و مناسبات آنان با مساله توليد و اساسا نظريه ماترياليسم و ايده‎هاي آنان با ماركسيسم تفاوت چنداني نداشت. سازمان تحت تاثير جوِّ علم زدگي كه در آن زمان ايجاد شده بود دچار التقاط در باورها شده، به اين جمع بندي رسيده بود كه اسلام را بايد به كمك علم جديد شناخت و تكميل كرد. مطالعه كتاب‎هاي مهندس بازرگان اين زمينه را براي سردمداران اصلي اين سازمان فراهم كرد. به تعبير محمدمهدي جعفري، از فعالان اوليه نهضت؛ مهندس بازرگان «به يك معني پدر فكري و معنوي مجاهدين خلق بود»،(5) بازرگان نيز از حجم مطالعاتي كه گروه در زمينه‎هاي مختلف، به‎ويژه درمورد قرآن و نهج‎البلاغه و نوشته‎هاي خودش مثل كتاب راه طي شده، كرده بود عميقا خوشحال و شگفت زده مي‎شد.(6) در ابتدا «سازمان» وابسته به «نهضت آزادي» محسوب مي‎شد؛ به‎طوري كه «در جريان تحقيق از متهمين {مجاهدين خلق} و در ابتداي شروع كارگاه {بهمن 1350}، مقامات دادستاني ارتش و ساواك گمان مي‎كردند جمعيت مزبور وابسته به نهضت آزادي است ولي طي محاكمه، متهمين اعلام كردند كه عضو سازمان جديدي به نام مجاهدين خلق ايران مي‎باشند.»(7) مهندس بازرگان بعدها نيز در يادداشتي به اين وابستگي فكري تصريح كرد»(8) بنابر اين، سازمان با مطالعه كتاب‎هاي بازرگان به‎ويژه فصل مربوط به «راه انبياء راه بشر» به اين جمع‎بندي رسيده بود بشر راهي را كه انبياء نشان داده‎اند، مستقلا با پاي خود، آرام و در مدتي طولاني‎تر طي كرده است. اين نحوه نگرش به تاريخ زندگي انسان، در افراد كم اطلاع، مي‎توانست منشا اين طرز فكر شود كه گويا جهان و حيات بشر مستقل از خدا، وحي، نبوت و معاد به خوبي تحول مي‎يابد و رو به تكامل و تعالي مي‎رود؛ و درست به همان اهدافي مي‎رسد كه انبيا مطرح مي‎كردند. پيداست كه پيگيري اين نگرش به جدايي و استقلال عملي انديشه ديني و علم الهي از علم و تجربه بشري مي‎انجامد و نتايج بعدي آن، چيزي جز جدايي دين از زندگي و سياست، و تبديل مذهب به مقوله‎اي ذهني – و نه عيني و عملي – و عقيم، و علقه‎اي خصوصي نخواهد بود؛ و ديگر نمي‎تواند «مكتب راهنماي عمل» و محرك مبارزه باشد.(9) در كنار مطالعه و بحث روي مضمون اين كتاب ها، متن دست نوشته‎اي حدودا 40 صفحه اي، كه مضمون آن بيش‎تر با كتاب راه طي شده مطابقت داشت و مشتركا توسط حنيف نژاد و سعيد محسن تهيه شده بود تدريس مي‎شد و افزون بر آن، از كتاب چهار مقاله فلسفي «مائو»، بخصوص مقالات «درباره عمل» و «تضاد»، نيز براي آموزش ايدئولوژيك استفاده مي‎شد.(10) مرحله آخر آموزش ايدئولوژيك، «متدلوژي» بود كه بعدها به صورت كتاب شناخت مدون شد. در اين مرحله، با استفاده از مدارك دست دوم ماركسيستي(مثل آثار فلسفي «مائو»، اصول مقدماتي فلسفه اثر «ژرژ پوليت سر» و ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخي نوشته «استالين») روش شناخت ديالكتيكي مورد بحث و آموزش قرار مي‎گرفت. اين بحث‎ها به‎عنوان «اصول شناسايي ديناميك» به مثابه «علم» پذيرفته شده بود و مقدمه و زمينه هر نوع تحليل قرار مي‎گرفت.(11) چكيده طرز فكري كه در نوشته ايدئولوژيك سازمان، پرورش و تعميم داده مي‎شد اين بود: «حقيقت همان چيزهايي است كه در عمل تحقق مي‎يابد؛ آن‎چه در عمل رخ مي‎دهد اصالت دارد و پراتيك روزمره يا تجربه عملي هر كس راهنماي اصلي و تنها معلم اوست».(12)

هر چند كه بنيانگذاران سازمان، با اعتقاد قلبي به وحي، سعي مي‎كردند با الهام از قرآن به مسائل پاسخ دهند و در اين كار خود جدي بودند ولي روشي كه به كار مي‎رفت، با منطق و روش شناخت قرآن نمي‎خواند. ديگر آموزش‎ها و دستاوردهاي سازمان هم كتب ماركسيستي بودند كه در آن‎ها به نحوي ديگر، منطق «اصالت عمل» و نوعي «پوزيتويسم»(13) القا و تبليغ مي‎شد.(14) اين حقيقتي بود كه عضو كليدي سازمان، مسعود رجوي بر آن تصريح كرده، و برآن تاكيد مي‎كرد. وي در زندان به آقاي كاظم بجنوردي تاكيد مي‎كرد كه: «از نظر ما ماركسيسم لنينيسم علم است، علم اجتماع و علم مبارزه است، درست مثل قوانين فيزيك، ربطي به دين و اسلام ندارد. ما نمي‎توانيم بگوييم فيزيك اسلامي يا فيزيك سرمايه داري، فيزيك، فيزيك است و قوانين خودش را دارد. ماركسيسم هم همين طور.»(15)

التقاطي بودن سازمان در باورها و روش‎ها به اندازه‎اي واضح و روشن بود كه ماركسيست‎ها نيز آن را تشخيص مي‎دادند و آن را به سازمان مجاهدين گوشزد مي‎كردند؛ به‎عنوان نمونه، مسعود احمد زاده ماركسيست در زندان با شنيدن ديدگاه‎هاي ايدئولوژيك سازمان خطاب به مهدي ابريشم چي گفته است: «شما يك پوسته ايده آليستي[= تعبير ماركسيست‎ها براي مذهب] داريد و مثل جوجه كه رشد مي‎كند و پوسته(تخم مرغ) را مي‎شكند. اين پوسته ايده آليستي در حال شكستن است و به زودي هسته ماترياليستي آن بيرون مي‎زند و نمايان مي‎شود.»(16)

حقيقتي كه بعدها در سال 54 بر همه روشن شد و سازمان «به يك تحول كيفي عظيم يعني تحول ايدئولوژيك و تصفيه آن از افكار و عناصر غير علمي» دست زد و ماركسيسم را به‎عنوان تنها مكتب «مبارزه با امپرياليزم» برگزيد؛ مكتبي كه قادر بود نيروهايي را بسازد كه منافعش همان منافع والاي خلق است، بنابر اين مرگ در راه منافع خلق بيش‎ترين منافع براي او محسوب مي‎شود و اين مساله به هيچ وجه در چارچوب ايدئولوژي‎هاي غير ماركسيستي قابل درك نيست.(17) به تدريج سازمان منحرف، از مباني اسلامي دورتر شد و هر چه بيش‎تر به سمت ماركسيسم تغيير جهت داد؛ تا جايي كه در سال ۱۳۵۴ عده‎اي از افراد سازمان عقايد مذهبي خود را ترك كردند و اعلام نمودند كه ماركسيسم را به‎عنوان منطق برتر مبارزه و تنها ايدئولوژي مبارزه اختيار كرده اند.(18) پس از اعلام بيانيه تغيير ايدئولوژي سازمان و انشعاب آن به دو بخش اسلامي و ماركسيستي، مسعود رجوي كه در زندان بود، هدايتِ بخش مذهبي ماندهِ اين جريان را بر عهده گرفت و تا سال ۱۳۵۷ تنها، اعضاي ماركسيست شده سازمان در بيرون فعال بودند و مسعود رجوي همراه با ۱۵ نفر از اعضاي باقي مانده منافقين در ۳۰ دي ماه ۵۷ از زندان آزاد شده و به همراه خود از داخل زندان، بخشي از اعضا را كه هنوز به مركزيت سابق مذهبي وفادار مانده بودند، سازمان جديد مجاهدين خلق ايران را بازسازي و به‎عنوان تنها بازمانده مركزيت سابق، خودش را رهبر سازمان معرفي كرد و مشغول سازماندهي و عضوگيري شد.(19) سازمان، پس از پيروزي انقلاب تا خرداد ۱۳۶۰، تلاش كرد تا خود را همراه مردم و مدافع حقوق آنان جلوه گر سازد. در جريان همه پرسي نظام جمهوري اسلامي ايران به‎طور ضمني با پرسش جمهوري اسلامي، آري يا نه، اظهار مخالفت مي‎كرد، سپس در جريان تدوين و تصويب قانون اساسي در انتخابات تصويب قانون اساسي شركت نكرد. در انتخابات اولين دوره رياست جمهوري، مسعود رجوي به‎عنوان كانديداي رياست جمهوري مطرح شد كه به دليل عدم راي به قانون اساسي با مخالفت قاطع حضرت امام خميني، مواجه شد. به همين دليل، سازمان، انتخابات رياست جمهوري را تحريم كرد. پس از اين وقايع، سازمان رفته رفته به رودررويي مستقيم با نظام جمهوري اسلامي پرداخت و در تاريخ ۳۰ خرداد ۶۰ با صدور اطلاعيه‎اي، وارد جنگ مسلحانه با نظام شد. در ادامه مسعود رجوي و اعضاي كليدي سازمان به همراه بني صدر به پاريس فرار كردند و سپس به كمك صدام حسين در عراق شتافتند و با جاسوسي براي رژِيم بعث عراق در جنگ تحميلي نقش مهمي ايفا كردند. اكنون نيز آن‎ها به‎عنوان عوامل مستقيم شيطان بزرگ در جهت سرنگوني جمهوري اسلامي مي‎كوشند. لو دادن فعاليت‎هاي هسته‎اي ايران، شركت فعال در فتنه 88 و فتنه اخير 96، به‎عنوان پادوي سياستمداران امريكايي - اسراييلي در كنار سران فتنه به منظور سرنگوني نظام اسلامي و ترور بيش از 16000هزار نفر از مسؤولان و مردم بي‎گناه كوچه و بازار از جمله اوراق قطور پرونده پرجنايت اين گروه التقاطي است.

پي‎نوشت‎ها:

1. حسين احمدي روحاني، سازمان مجاهدين خلق، صص 23-25.

2. همان.

۳. اسناد جنبش اسلامي، تاريخچه جريان كودتا، بي‎نام، صص 9-10.

۴. حسين احمدي روحاني، پيشين، ص46.

۵. «مجاهدين خلق! شما فرزندان نهضت آزادي هستيد. در سال 1343 كه در زندان بوديم به دنيا آمديد و راه خود را پيش گرفتيد بدون آن‎كه از خانه فرار كرده يا اخراج شده باشيد. مباني فكري و تعليمات اوليه شما را كتاب‎ها و بحث و تحليل‎ها و تجربياتي كه از نهضت گرفتيد تشكيل مي‎داد.» مهدي بازرگان، سرمقاله، روزنامه ميزان، 12/2/1360.

۶. جمعي از پژوهشگران، سازمان مجاهدين خلق – پيدايي تا فرجام ج 1، ص360.

۷. غلامرضا نجاتي، تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ايران، ج1، ص 404.

۸. مهدي بازرگان، سرمقاله، روزنامه ميزان، 12/2/1360.

۹. جمعي از پژوهشگران، پيشين، ج 1، ص337.

۱۰. همان، ص297.

۱۱. سازمان مجاهدين خلق ايران، شرح تاسيس و تاريخچه وقايع سازمان مجاهدين خلق ايران از سال 1344 تا سال 1350، ص 28 – 30.

۱۲. جمعي از پژوهشگران، پيشين، ج 1، ص337

۱۳. همان، به نقل از نشست پژوهشي با سعيد حجاريان، ص 12

۱۴. حبيب ا... پيمان، بحران در خط مشي، ص 56 - 57

۱۵. محمدكاظم موسوي بجنوردي، مسي به رنگ شفق، ص 147

۱۶. لطف ا... ميثمي، آن‎ها كه رفتند، ص 79.

۱۷. براي آگاهي بيش‎تر مراجعه كنيد به: رسول جعفريان، بيانيه اعلام مواضع ايدئولوژيك سازمان مجاهدين خلق ايران، صص 169-181.

۱۸. با كشته شدن رضا رضايي، تقي شهرام كه از دستگير شدگان سال 50 بود و به زندان ساري منتقل شده بود، از زندان گريخت و در نبود كادرهاي مركزي، ‎رهبري سازمان را با بهرام آرام و شريف واقفي به دست گرفت. وي بلافاصله، ‎مشكل اساسي سازمان را مشكل ايدئولوژيك عنوان كرده و ضعف‎ها و دشواري‎هاي پديدآمده را ناشي از اين مشكل برشمرد. اين مشكل هم به اين دليل بود كه تمام ضعف‎هاي سازمان از آن‎جا نشأت مي‎گيرد كه ايدئولوژي سازمان، يك ايدئولوژي مذهبي و به تعبير او ايده‎آليستي است. در اين ميان، تنها راه نجات از بحران هم، پذيرش مرام ماركسيسم لنينيسم است كه مي‎تواند با نگاه علمي خود در تحليل پديده‎ها و ايجاد اخلاق مبارزه، همه مشكلات را حل كند... كادر مركزي جديد سازمان، تشكيلات را به ارتداد كشانده كمونيسم فكري و جنسي را تا اعماق سازمان تعميق بخشيد.(بيانيه اعلام مواضع ايدئولوژيك ص 9-10) اين جريان فكري آيه قرآن را از بالاي آرم سازمان مجاهدين خلق حذف كرد و پس از انقلاب اسلامي ايران نام خود را به سازمان پيكار در راه آزادي طبقه كارگر تغيير داد. اين سازمان در مهر سال 57 به انتقاد از برخورد انجام شده در سال 54 پرداخت و در سال 58 كتابچه‎اي با عنوان تحولات دروني سازمان مجاهدين(‎52-54) در اين باره انتشار داد. در اين كتاب، ضمن تاييد اين نكته كه «زاده شدن يك جريان ماركسيستي از دل سازمان مجاهدين خلق ايران به نظر ما امري اجتناب ناپذير به شمار مي‎رفت.»(‎ص 17) نسبت به اتفاقي كه در سازمان رخ داده نظر انتقادي ابراز شده است. سازمان پيكار كه خود محصول اين جريان است در سال 58 با نوشتن اين جزوه، ‎به انتقاد از عملكرد گذشته خود پرداخت. در انتهاي جزوه تحت عنوان نتايج، به چند نكته اشاره مي‎كند كه از جمله آن‎ها اين است كه تولد جريان ماركسيستي از دل سازمان امري اجتناب ناپذير بوده است ولي مي‎توانست به صورت انقلابي هدايت شود تا تحول به صورت يك توطئه بروز نكند(بيانيه اعلام مواضع ايدئولوژيك، ص 17-18) سرانجام با تلاش‎هاي تقي شهرام و كادر جديد سازمان و كشته شدن صمديه لباف و شريف واقفي، 85 نفر از اعضاي رده بالاي سازمان مرتد و ماركسيست شدند كه اسامي آن‎ها در كتاب سازمان مجاهدين خلق از پيدايي تا فرجام ج 1 صص 600 تا 602 ذكر شده است.

۱۹. هر چند گروه مسعود رجوي به‎عنوان بازماندگان جريان مذهبي سازمان، به مخالفت با جريان ارتداد برخاستند ولي در عين حال آن‎ها نيز همچنان دچار نوعي التقاط ميان اسلام و ماركسيسم بودند. گروه رجوي معتقد بود ماركسيسم داراي دو بخش است: بخش اول ديدگاه‎هاي ماترياليستي و ماده‎گرايي است كه قابل قبول نيست اما بخش دوم، دستاوردهاي علمي ماركس است كه به اثبات رسيده است؛ جنبه‎هاي علمي دستاوردهاي ماركس، ‎از قبيل تشريح علمي مساله استثمار و مناسبات استثماري، تجارب مبارزاتي«به اثبات رسيده» و دستاوردهاي علمي ديگر مثل تكامل اجتماعي كه مورد استفاده ماركسيست‎ها نيز مي‎باشد دستاوردهايي است كه محصول تكامل تاريخي بشر بوده، و به هيچ جريان خاصي تعلق نداشته و اختصاصي نيست، مسلما مورد قبول ما بوده و بايستي مورد استفاده قرار گيرد.(آموزش و تشريح اطلاعيه تعيين مواضع، ص 35- 36)

پاسخ به يك شبهه
چرا رهبر كه قدرت دارد، مشكلات جامعه را حل نمي كند؟!

 سعيد حميدي زاده

۱- محدوده وظايف رهبري در شرع و قانون معين شده است. ولي فقيه نمي‎تواند از آن‎چه شرع برايش تعريف كرده، فراتر برود. لذا رهبر موظف است به وظائفي كه در اصل ۱۱۰ قانون اساسي برايش تعريف شده عمل نمايد و بيش از اين از ايشان انتظار داشتن، منطقي و موجه نيست.

۲- رهبر، شخص اول مملكت است و سياست‎هاي كلي نظام را بر عهده دارد. اين در حالي است كه هيچ‎گاه راهبردها و راهكارها باهم بر دوش يك نفر قرار داده نمي‎شود. زيرا وظائف راهبردي مستلزم نگاه كلي به امور است و راهكارها عنايت به جزئيات امور را در بر دارد و هيچ‎گاه كلي‎نگري و جزئي‎نگري در يك نگاه و مديريت واحد با هم جمع نمي‎شوند.

۳- وقتي از حضرت زهرا(س) درباره سكوت حضرت علي(ع) و اين‎كه «چرا حضرت برنمي‎خيزد تا حقش را بگيرد» سؤال كردند، ايشان در جواب فرمود: «پيشواي جامعه همانند قبله‎اي است كه به سمت او مي‎روند؛ نه اين‎كه او به سمت آن‎ها برود»!

۴- ولايتي كه رهبر بر مردم دارد، ولايت تشريعي است نه تكويني. قرار نيست امور مردم جبراً اصلاح شود؛ بلكه رهبر وظيفه خط‎دهي به جامعه را برعهده دارد و با تبعيت ملت از او است كه امور اصلاح مي‎گردد. بنابراين همان‎گونه كه خدا به بندگان خود اختيار داده، ولي خدا نيز موظف است به امت خود اختيار دهد تا آن‎ها خود در قدمي كه براي اصلاح امورشان برمي‎دارند، امتحان شوند.

۵. در نظام مردم سالاري ديني، افراد همان‎گونه كه حقوقي دارند، به همان اندازه وظيفه نيز دارند و مصرف‎گرايي در ساختار چنين نظامي موجّه نيست. چرا كه قرار است مردم خودشان به‎عنوان صاحبان حكومت امور جامعه را به دست گيرند؛ نه اين‎كه سربار حكومت باشند. بنابراين كسي كه در اين ميان مي‎خواهد فقط تكيه كند و براي خودش نقشي در حل مسائل قائل نيست، در زمره كودكان جامعه است!

۶. غرض نظام اسلامي اين است كه اگرچه مشروعيت امور مبتني بر مباني اسلام است، اما مقبوليت مردمي عهده‎دار حفظ شريعت باشد و مسؤوليت سلامت امور جامعه را بر دوش گيرد. زيرا كرامت انساني اقتضا مي‎كند به‎جاي اين‎كه مردم در امورشان از سوي حكومت شرطي شوند، مسؤوليت امور جامعه متكي بر هويت، فرهنگ و شخصيت ملي بوده، استقلال ملت در اداره امور حفظ گردد.

 يادداشت هفته

احياي لوايح دوقلو در دولت روحاني؟!

 دكتر قاسم روان‌بخش

در دوران موسوم به اصلاحات كه دولت و مجلس در اختيار جريان سياسي خاصي بود، مدعيان اصلاح‎طلبي در تلاش بودند با تصويب لوايحي زمينه‎هاي تغيير تدريجي نظام را فراهم كنند تا اصلاحات به معني غربي آن يعني«رفرم» شكل بگيرد ولي در آن شرايط به رغم اين‎كه رياست مجلس در اختيار يك اصلاح طلب تابلودار به نام كروبي بود، طرح‎ها و برنامه‎هاي آن‎ها نتوانست به سرانجام برسد. يكي از برنامه‎هاي آن‎ها لايحه الحاق ايران به كنوانسيون موسوم به رفع تبعيض عليه زنان بود كه بعد از مدتي توقف در مجلس به دليل مخالفت مراجع و بزرگان و اعتراض‎هاي مردمي و حوزوي به سرانجام نرسيد؛ زيرا پس از تصويب درمجلس، شوراي محترم نگهبان آن را خلاف شرع و قانون اساسي دانست و تصريح كرد كه تنها اصل اول آن لايحه با 90 حكم شرعي مخالف است. لوايح دوقلو نيز توسط دولت خاتمي به مجلس فرستاده شده بود كه يكي از آن‎ها درباره اصلاح قانون انتخابات و ديگري افزايش اختيارات رياست جمهوري بود كه در دستور كار مجلس قرار گرفت. ولي به دليل روشن بودن مخالفت آن‎ها با قانون اساسي و نقدهايي كه در مجامع مختلف صورت گرفت، مجلس نتوانست به بررسي آن بپردازد و سرانجام رئيس دولت طي نامه‎اي به مجلس هر دو لايحه را پس گرفت. در آن شرايط عمدتا ناكارآمدي رئيس دولت اصلاحات در اداره كشور را معلول دو ادعا مي‎دانستند: نداشتن اختيارات و ايجاد هر 9 روز يك بحران از سوي جبهه مقابل!
امروز نيز همان مدل نخ نماي قبلي درحال زمينه سازي است. از يك سو بهزاد نبوي مطرح مي‎كند كه دولت روحاني در هر 9 ساعت يك بار با بحران مواجه شده است و از سوي ديگر خطي در روزنامه‎هاي طرفدار دولت از جمله روزنامه جمهوري اسلامي دنبال مي‎شود كه مهم‎ترين عامل ناتواني و ناكارآمدي دولت روحاني، نداشتن اختيارات كافي براي اداره كشوراست! مسيح مهاجري در سرمقاله 7/11/96 اين روزنامه نوشته است كه تنها يك قوه مجريه در اختيار رئيس جمهور است و 90 درصد قدرت در اختيار سازمان‎هاي غير دولتي است. توصيه وي به رئيس جمهور اين است كه در مصاحبه‎هاي خود اين‎ها را براي مردم بيان كند.
به نظر مي‎رسد با اين آتش تهيه‎اي كه شروع شده، دولت روحاني به دنبال بازسازي لوايح دوقلو و ارسال آن به مجلس باشد. به تصور آن‎ها هر لايحه‎اي كه به مجلس بفرستند با مديريت رئيس مجلس قابل تصويب است؛ بنابر اين سعي خواهند كرد همه طرح‎ها و لوايح مورد نظر دولت اصلاحات را توسط يك مدعي اصولگرايي كه از ليست اميد راي آورده است به تصويب برسانند!
گذشته از اين ها، چند سوال از طراحان چنين طرح‎ها و لوايحي در اذهان تداعي مي‎شود:
1. از زمان اصلاح قانون اساسي و تصويب متمم آن‎كه قدرت رئيس جمهور چندين برابر شد تاكنون تمام روساي جمهور قبلي از هاشمي رفسنجاني تا دوره قبلي آقاي روحاني باهمين اختيارات فعاليت كرده و هيچ كدام از نبودن اختيارات كافي سخني به ميان نياورده اند؛ چگونه است كه براي روساي جمهور منتخب اصلاح طلبان مانند خاتمي و روحاني آن هم در دوره دوم كه ناكارآمدي‎شان بر همه آشكار شده است چنين بهانه‎اي مطرح مي‎شود؟
2. آقاي مسيح مهاجري، هاشمي رفسنجاني را سردار سازندگي و امير كبير ايران دانسته، در وصف او و موفقيت دولتش صفحات روزنامه اش را پر مي‎كند، آيا هر سه قوه در اختيار هاشمي بوده است؟ و آيا در آن زمان 90درصد اختيارات قوه مجريه در اختيار سازمان‎هاي غير دولتي نبوده است؟ آيا از آن زمان تا كنون اتفاق خاصي افتاده است؟ همه اذعان دارند و مقام معظم رهبري نيز بارها بر اين نكته تاكيد كرده‎اند كه دولت نهم يكي از موفق‎ترين دولت‎ها بوده است. آيا در آن زمان اختيارات بيش‎تري به رئيس دولت داده شده بود؟
3. در زمان دولت آقاي خاتمي كه گفته بودند هر 9 روز يك بحران براي دولت ايشان درست شده است وقتي از آن‎ها خواسته شد چنين ادعايي را با ذكر سند ثابت كنند مجبور شدند به مواردي اشاره كنند كه هر زن بچه مرده نيز به آن مي‎خنديد! خوب است آقاي بهزاد نبوي براي ادعاي خود مبني بر هر 9 ساعت يك بحران نيز سندي ارايه كند تا مردم با چند نمونه از اين سنخ بحران‎ها آشنا شوند! به نظر مي‎رسد كه آقاي بهزاد نبوي يا معناي بحران را فراموش كرده، يا آمار و ارقام از دستش خارج شده است.
4. بي ترديد اين بهانه‎ها نمي‎تواند ضعف و ناتواني اين دولت را توجيه كند؛ بهتر است رئيس جمهور به جاي اين بهانه تراشي‎ها به واقعيت‎ها روي آورد و با مرخص كردن پيرمردان و پيرزنان و بازنشستگان، و با به كارگيري جوانان پر انرژي و خوش فكر در دولت و حذف اشرافي گري و هزينه‎هاي هنگفت، به خدمت همه جانبه به مردم همت گمارد. به‎راستي اگر دولتي شعار مسكن اجتماعي داد و در طول 5 سال حتي يك خانه نساخت، مي‎توان باور كرد كه مشكل آن، بودجه يا نبود اختيارات كافي بوده است؟! آيا براي ساخت يك خانه هم بودجه و اختيارات نداشته است؟! بقيه نيز از همين سنخ است. به راستي اگر حق مشاوره چند ميليوني برخي ستايشگران قطع شود باز هم از اين ستايش‎ها خبري خواهد بود؟!

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

آقاي عراقچي در برنامه يك ادعا كرد: ما در يك سال گذشته توانستيم اتحاد اروپا و آمريكارا از بين ببريم چون اروپايي‎ها حاضر نشدند با آمريكا براي نابودي برجام همراهي كنند.
پاسخ: جنابعالي بهتر است بدانيد اولاً آمريكا هرگز برجامي را كه يك طرفه شده و طوري تنظيم شده كه هر وقت بخواهد مي‎تواند از نقاط كورش بهره‎برداري سياسي كند پاره نخواهدكرد. ثانياً اين اختلافات ظاهري بين آمريكا و اروپا در حقيقت نشان مي‎دهد بين آن‎ها تقسيم كار صورت گرفته تا دولت فريب خورده و اين بار پاي مذاكره با غرب بر سرمسائل موشكي و منطقه‎اي برود.
0291...0918

اين‎كه چه شد عده‎اي اعتراض كردند و عده‎اي از آن، سوء استفاده كردند و كاريكاتوري از انقلاب راخواستند بسازند براي رسيدن به مطامع شيطاني خود و اربابان داخلي و خارجيشان؛ نيازي به مراجعه به اساتيد دانشگاه ندارد بلكه به نظرات منتقدان بايد دقت مي‎كرديد آقاروحاني نه اين‎كه بتازيد برآن‎ها.
8895...0919

فرمايش ولي امر مسلمين جهان در 19دي مبني بر اين‎كه مردم قم در صراط مستقيم انقلاب هستند در بردارنده يك پيام است و آن اين‎كه درشرايط امروز شهرمقدس قم كه خاستگاه و پايگاه انقلاب است، تكليف بزرگي را بايد به دوش بكشد. اين‎كه فرمودند انقلاب اسلامي اين ظرفيت را داردكه از مشكلات پيش رو عبوركند در درجه اول متوجه بصيرت و ظرفيت انقلابي مردم اين شهراست.
يك شهروند

به نظر اين حقير به منظوراجراي سياست‎هاي اقتصاد مقاومتي، تأمين معيشت مردم، دوري ازاشرافي‎گري، مبارزه بافساد، اصلاح نظام بانكي و مطالبه آن‎ها از مجلس و دولت درتصويب بودجه97 ضرورت دارد طلاب و بزرگان انقلابي حوزه علميه قم قرارگاه آتش به اختيارسياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي تأسيس نمايند و بر كليه فعاليت‎هاي دولت و مجلس خصوصاً اجراي اصل مهم اقتصاد مقاومتي در بودجه 97 كه چيزي جز دوري از اقتصاد سرمايه‎داري و نظام سلطه جهاني اعم از آمريكا و اروپا نيست، نظارت و خود نيز وارد عرصه و كارزارتأمين معيشت مردم و امر اشتغال شوند. قم بايد ابتدا به تشكيل دولت اسلامي و سپس مركز نظام اسلامي بينديشد تا بتواند تمدن اسلامي را بنا بنهد.
2418...0911

روحاني كه مثلاً علاقه‎مند به كار فرهنگي است تا ديگر زمينه فتنه ديگري ايجاد نشود بهتر است با منتقدانش درست رفتار كند و به دوستانش هم بياموزد.
8895...0919

نامه‎هاي تركمنچاي وگلستان تا قيامت بردل مردم ايران خواهدماند.
7594...0910

هرچه به سر اين مملكت مي‎أيد به علت أن است كه بعد از فتنه 88 قانوني تصويب نشد كه فتنه گران اصلي را از تصاحب پست‎هاي كليدي منع كند.
8053...0918

 گوناگون

كره خيالي

اين‎جا فضاي مجازي است.
اين‎جا كره‎اي خيالي از منظومه شمسي است كه انسان‎هاي ساكن آن مجازي هستند.
اين‎جا جولانگاه دشمن است!
اين‎جا خاكريزي است در خط مقدم درگيري جنگ نرم كه ميان خودي و غيرخودي اختلاط شده و دوست و دشمن در يك رنگ گرد آمده‎اند!
پس به هوش باش كجا را و چه كسي را نشانه مي‎روي و بدان هر آن‎كه رو به تو كند، گل به دستت ندهد و شايد گدازه‎اي آتشين در دستت گذارد!
دشمن با تو همرنگ شده؛ اما تو با او همرنگ نشو. دشمن لباس آرمان‎هاي تو را به تن كرده؛ هرچند وارونه پوشيده؛ اما تو لباس آرمان‎هايت را از تن مكَن و درست بر تن كُن.
اين‎جا به هر كس اعتماد نكن و با هر مدعي هم كلام مشو؛ شايد نيروي كمين دشمن باشد و از پشت خنجر زند.
يادت باشد اين‎جا عرصه جنگ است و نه تفريحگاه!
پس از كيش خود فرهنگ ارائه كن؛ اما فرهنگ نپذير!
مي‎داني چرا؟ چون دشمن تو حق نيست؛ بلكه مجاز است و اين فضا نيز سوغات او است!

آيا شبكه هاي اجتماعي داخلي مانند پيام رسان «سروش»، مثل تلگرام، فضايي آزاد براي فعاليت كاربران دارند يا داراي سختگيري هاي امنيتي هستند؟!

نرم افزار سروش از جمله محصولات داخلي است. اين در حالي است كه جنگ ما با دنياي غرب در حال حاضر جنگ اقتصادي است و دشمن بنا دارد كشور ما را از نظر اقتصادي فلج كند؛ از اين رو به هر طريقي تلاش مي‎كند مانع پيشرفت محصولات داخلي ما گردد.
از جمله مواردي كه دشمن در اين نبرد اقتصادي روي آن دست گذاشته و اختلال ايجاد مي‎كند، همين نرم‎افزارهاي داخلي است و چون محصولاتي مانند شبكه اجتماعي «سروش» جنبه فرهنگي دارد، حساسيت دشمن روي آن بيش از ديگر محصولات داخلي است؛ زيرا بناي دشمن بر اين است كه از نظر فرهنگي بر ما تسلط يافته، تهاجم فرهنگي خود را بيش از پيش بر ما تحميل كند و از اين رو است كه اگرچه در هر نوع كالايي بتواند، ايران را تحريم مي‎كند؛ اما در خصوص اينترنت تحريم چنداني صورت نگرفته است!
از جمله تفاوت‎هاي سروش و تلگرام، آستانه كنترل و ميزان جاسوسي در اين دو شبكه اجتماعي است؛ به صورتي كه اطلاعات كاربران در تلگرام در بيش از ده جا ذخيره مي‎شود؛ اما سروش اين گونه نيست و آن‎چه در رابطه با سروش از حيث قانوني و ارگان‎هاي امنيتي مورد دغدغه است، صرفاً جلوگيري از نفوذ دشمن و عدم همكاري با او است و سروش از ارائه هيچ‎گونه آزادي درون مرزي براي كاربران ايراني دريغ نمي‎كند. اين درحالي است كه دشمن تلاش دارد با نفوذ همه جانبه در ميان كاربران ايراني به واسطه تلگرام، امنيت كشور و مردم ما را چه از حيث فرهنگي و چه رواني، ملي، اقتصادي، جاني و غيره از بين ببرد. و به اين منظور نيروهايش را با شناسه‎ها و ربات‎هاي فراوان در تلگرام و ديگر نرم افزارهاي خارجي به ميان ما مي‎فرستد؛ حال آن‎كه آن‎چه تحت عنوان خفقان و كنترل شديد امنيتي در رابطه با سروش شنيده مي‎شود، شايعه پراكني‎هايي است كه توسط خود دشمن طراحي شده و منتشر مي‎گردد تا بدين صورت جلوي كوتاه شدن دست خودش از كاربران ايراني و نيز جلوي رونق گرفتن محصول داخلي سروش را بگيرد! البته ناامني تلگرام ابعاد ديگري نيز دارد. نمونه ديگر آن اين است كه افراد از طريق ربات و بدون اراده ما، به مخاطبين ما اضافه مي‎شوند و فعاليت‎هاي ما را از عوام مردم گرفته تا خواص، از طريق منوهاي تلگرام رصد و الگو‎ سازي مي‎كنند!
پس نرم افزار سروش داراي هيچ‎گونه سخت‎گيري امنيتي براي خود كاربران عزيز ايراني نيست و چنين چيزي علاوه بر اين‎كه با كرامت هموطنان عزيز سازگاري ندارد، اصلاً با مصلحت‎ها و سياست‎هاي داخلي در رقابت با دشمن نيز همخواني ندارد و مي‎بايست از توجه به اين گونه شايعات و نشر آن خودداري كرد.