صفحه اول

مروري بر يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي
پرچمداري انقلاب فرهنگي و ديني در جهان

 دكتر محمد ملك زاده

قرارگرفتن در آستانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران، فرصت مناسبي است تا مروري داشته باشيم به دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران در تمام عرصه‎هاي داخلي و خارجي و پاسخ به شبهاتي كه اغلب از سوي معاندان نظام اسلامي با هدف تضعيف مباني انقلاب و نظام مطرح مي‎شود.

از جمله شبهات دشمنان انقلاب اسلامي، القاي اين دروغ بزرگ است كه بعد از انقلاب اسلامي به دليل حاكميت حكومت ديني در ايران، ميل به دينداري كاهش و دين گريزي افزايش يافته است! در حالي كه يكي از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي ايران در داخل و خارج كشور، در حوزه دينداري بوده است. زيرا انقلاب ايران نشانگر آغاز دوره حكومت بر مدار دين توحيدي، نبوت و امامت و پايان انديشه سوسياليزم شرق و شكست مباني ليبراليزم غربي بود. اين انقلاب درست در زماني رخ داد كه نظريه‎پردازان سياسي جهان از افول دوران حاكميت دين در عرصه‎هاي سياسي - اجتماعي جهان سخن مي‎گفتند و نابودي كامل نظريه‎هاي ديني را پيش‎بيني مي‎كردند. البته اين پيش‎گويي با توجه به وضعيت حاكم بر كشورهاي جهان و از جمله وضعيت جامعه ايران زمان رژيم ستمشاهي چندان هم دور از انتظار نبود؛ زيرا مبارزه با فرهنگ اسلامي و ملي از مختصات فعاليت‎هاي فرهنگي رژيم طاغوت بود. اسلام‎زدايي از يك طرف و ترويج فرهنگ غربي از طرف ديگر، از اولويت‎هاي كاري دستگاه‎هاي فرهنگي رژيم گذشته بود. راديو و تلويزيون، تئاتر و سينما، مطبوعات و كتاب، آموزش و پرورش، دانشگاه‎ها و مراكز آموزش عالي، همگي مأموريت داشتند تا فرهنگ ضد اسلامي غربي را براي تغيير سبك زندگي ايرانيان از يك زندگي اسلامي و ملي به يك زندگي با سبك غربي ترويج نمايند. دربار و خاندان پهلوي خود پيشتاز ترويج فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غربي در ايران بودند. مراكز فساد و فحشا به‎طور علني برپا بود و عناصري از خود دربار و خاندان پهلوي در پشت صحنه اين مراكز حضور فعالانه داشتند و.... در چنين شرايطي انقلاب اسلامي ايران در سايه رهبري فقيهي جامع الشرايط به پيروزي رسيد كه نه تنها مظاهر غير اخلاقي و بنيان‎هاي ضد ديني را در جامعه ايران – كه حاكميت پهلوي بر تداوم آن‎ها اصرار داشت - فروريخت بلكه الهام بخش حركت‎هاي دين‎خواهانه در مناطق مختلف جهان حتي كشورهاي غربي شد.

به دنبال انقلابي با ماهيت ديني، ساختار حكومتي و قدرت در جمهوري اسلامي با محوريت ولايت فقيه كه برگرفته از آموزه‎هاي ديني و شرع مقدس اسلام است در ايران به وجود آمد و اصول استقلال، آزادي، عدالت و پيشرفت بر مبناي تعاليم اسلام، به عنوان اصول اصلي نظام جمهوري اسلامي و با هدف ايجاد تمدن نوين اسلامي پايه‎ريزي گرديد. در اين رخداد تاريخي، انقلاب اسلامي توانست اسلام واقعي و ناب را زنده كند و قدرت و عظمت اسلام را به نمايش بگذارد. اسلام سياسي كه مبتني بر تلازم و عينيت دين و سياست است، با انقلاب اسلامي حياتي دوباره يافت و جمهوري اسلامي به عنوان مهم‎ترين دستاورد انقلاب اسلامي مبتني بر همين نگرش از دين در جامعه ايران استقرار پيدا كرد. در پرتو اين تجديد حيات اسلام ناب، ولايت فقيه به عنوان نظريه ديني و شيعي و مدل حكومت اسلامي در دوران غيبت مورد توجه قرار گرفت و با تشكيل حكومت ديني، اسلام و شعائر ديني مانند نماز جمعه و حج ابراهيمي احيا شد و مراسم ديني و معنوي به مناسبت‎هاي مختلف با برخورداري از روح اسلامي برپا گرديد. در عرصه خارجي نيز دستاوردهاي ديني و معنوي انقلاب اسلامي بارها مورد اعتراف انديشمندان مختلف جهان قرار گرفته است به‎طوري كه حتي بسياري از نظريه‎پردازان غربي - اروپايي افزايش گرايش به دين و معنويت در جهان را از پيامدهاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران دانسته‎اند. به عبارت ديگر، انقلاب اسلامي ايران در زبان دوست و دشمن، يك انقلاب فرهنگي و ديني بزرگ بوده است. اين انقلاب با احياي هويت ديني و معنويت‎گرايي در جهان و اعطاي خودباوري به ملت‎ها در راستاي استقلال فكري و فرهنگي، پرچم انقلاب فرهنگي را در جهان برافراشت. به فرموده مقام معظم رهبري«اسلامي كه امروز در ايران ارائه شده، برخلاف اسلام طالباني و همچنين اسلام امريكايي يـا هـضـم شـده در فـرهـنـگ غـربي، اسلامي است كه داراي روشنفكري پايبندي به عقايد اسـلامـي، نـوآوري و پـويـايـي اسـت و بـر اسـاس آن يـك نـظـام و دولت مـتـكـي بر مردم شكل گرفته... بـنـابـرايـن بـراي مـسـلمـانـان جـهـان بـسـيـار جـذاب و قـابـل الگـوبـرداري اسـت و ايـن بـرخـلاف خواسته قدرتمندان عالم به‎ويژه آمريكاست»(1)

آنتوني گيدنز، جامعه شناس مشهور انگليسي، با اشاره به جايگاه حاشيه‎اي دين تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در روابط بين‎الملل و نقش انقلاب اسلامي در تغيير اين وضعيت مي‎نويسد:

در گذشته، سه غول فكري جامعه‎شناسي؛ يعني ماركس، دوركيم و ماكس وبر، با كم و بيش اختلافاتي، فرايند عمومي جهان را به سمت سكولاريزاسيون و به حاشيه رفتن دين مي‎ديدند ولي از آغاز دهه هشتاد و با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، شاهد تحقق عكس اين قضيه هستيم؛ يعني فرايند عمومي جهان، روند معكوسي را آغاز و به سمت ديني شدن پيش مي‎رود.(2)

از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 ميلادي، جهان شاهد تقويت گفتمان معنويت‎ و دين‎گرايي، افزايش اقبال عمومي به انجام فرائض ديني، رفتارهاي اسلامي و توسعه نمادهاي مذهبي است. اكنون مسلمانان با افتخار و تظاهر به دين اسلام در مناطق مختلف جهان، بر حفظ ظواهر مذهبي و پايبندي به شعائر ديني اصرار مي‎ورزند؛ شركت در گروه‎ها و اجتماعات مذهبي در مقايسه با گذشته افزايش چشمگير يافته است؛ در كشورهاي غربي با وجود وضع قوانين محدوديت‎ساز، گرايش زنان به حجاب و تعداد مساجد، مراكز و نمادهاي مذهبي در مقايسه با گذشته افزايش قابل توجهي يافته است؛ استقبال از كتب ديني، مطالعه آثار مذهبي، رشد مطبوعات اسلامي، افزايش مؤسسه‎هاي خيريه، افزايش استفاده از نام‎هاي اسلامي؛ استقبال روز افزون از عرضه «غذاي حلال» در كشورهاي مختلف و به‎طور كلي افزايش حساسيت‎هاي اسلامي در سراسر جهان نشانه‎هاي آشكاري از بيداري انساني و اسلامي تحت تاثير انقلاب اسلامي در جهان مي‎باشد.

با توجه به اين گرچه در وضعيت كنوني هيچ كس ادعاي رسيدن به كمال مطلوب در عرصه دينداري و اخلاق و معنويت را ندارد و جامعه ايران به دليل تلاش‎هاي فزاينده غرب، و تبليغات گسترده دشمنان اسلام همچنان از نواقص فراواني در اين عرصه رنج مي‎برد اما اين به معناي انكار دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي در افزايش ميل به دينداري و معيارهاي اخلاقي و كاهش دين گريزي نيست؛ بي‎گمان بزرگ‎ترين سرمايه اجتماعي ملت ايران كه تاكنون و بعد از گذشت 4 دهه از پيروزي انقلاب اسلامي توانسته است اين انقلاب و نظام و استقلال ملت ايران را در برابر آماج حملات بي‎رحمانه دشمنان اين ملت حفظ كند، روح دينداري ملت ايران بوده و اين مهم‎ترين دليل وحشت استكبار از روحيه دينداري و تلاش براي نابودي آن است.

پي‎نوشت‎ها

1. بيانات رهبر انقلاب اسلامي در تاريخ 24/12/1394.

2. آنتوني گيدنز، جامعه شناسي، ص75.

اتاق فرماندهي جنگ رواني مدعيان اصلاحات كجاست؟

 دكتر قاسم روان‌بخش

به جرأت مي‎توان گفت امروزه واژه «عمليات رواني» به پركاربردترين واژگان در حوزه ادبيات سياسي تبديل گشته است. در دنياي امروز تبليغات و عمليات رواني به منزله يكي از مؤلفه‎هاي قدرت است و با بهره گيري از اين پديده مي‎توان بهتر از ديگر روش‎ها اراده خود را بر ديگران تحميل كرد. از اين روش كه در جهت تغيير رفتارها و روش‎هاي مردم به ويژه جوانان استفاده مي‎شود، به تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي نيز ياد مي‎شود. مهم‎ترين ابزار اين جنگ، رسانه‎ها اعم از ماهواره، سايت‎هاي مختلف اينترنتي و مطبوعات است. اين رسانه‎ها با شگردهاي مختلف تلاش مي‎كنند مخاطبانشان آن‎گونه بينديشند كه آن‎ها مي‎خواهند و آن گونه ابراز احساسات كنند كه آن‎ها برنامه‎ريزي كرده‎اند! به عبارت ديگر مخاطبان را به نوكران رسانه‎اي تبديل كنند و آزادي را كه حق طبيعي انسان است از او بگيرند. فرماندهان عمليات رواني گاه به تحريف حقايق مي‎پردازند و زماني موضوعي را به‎طور كامل سانسور مي‎كنند و گاه در موضوع كوچكي آن قدر مبالغه مي‎كنند كه گويا مساله‎اي مهم‎تر از آن در كشور وجود ندارد. گاهي هم شايعاتي بي‎اساس همراه با واقعيت‎هاي حقيقي به صورت تركيبي پخش مي‎كنند به‎طوري كه پيام گيران نتوانند آن‎ها را از يكديگر تشخيص دهند. مثل راديو بي‎بي سي كه 80 درصد پيام هايش درست و 20 درصد آن‎ها دروغ است.

در ايران نيز كساني از جمله سعيد حجاريان دكتراي جنگ رواني گرفته‎اند و با اكثر تكنيك‎هاي جنگ رواني آشنايي دارند. در سال‎هاي حاكميت مدعيان اصلاحات كه دوران جوشيدن قارچ‎گونه مطبوعات بود همه احساس مي‎كردند كه يك اتاق جنگ رواني همه روزنامه‎ها و رسانه‎هاي مكتوب وابسته يا حامي جريان حاكم را فرماندهي مي‎كند؛ زيرا تيترها و مقالات وتحليل‎هايشان هماهنگ بود. بعد‎ها معلوم شد مركز فرماندهي مطبوعات در اتاق محسن سازگارا بوده است؛ فردي كه امروز در دامن شيطان بزرگ زندگي مي‎كند و از تحليل‎گران شبكه‎هاي بي‎بي سي و رسانه‎هاي امريكايي محسوب مي‎شود. بي‎ترديد امروز همين جريان سياسي كه از تريبون‎هاي متنوع و بيش‎تري اعم از رسانه‎هاي مكتوب و غير مكتوب برخوردار است، در موضوعات مختلف كاملاهماهنگ عمل مي‎كنند و اگر احيانا رسانه‎اي از طيفشان به مطلبي مي‎پردازد كه ديگران نمي‎پردازند، بر اساس فرمان اتاق فرمان است. آيا مي‎توان اقدام روزنامه‎اي كه با تيتر بزرگ، بودجه شوراي نگهبان را به دروغ 1280 ميليارد بزرگ نمايي مي‎كند در حالي كه اصل بودجه 128 ميليارد است و فرداي آن روز در يك توضيح كوچك در پايين صفحه مي‎نويسد اشتباه شده بوده است! در اين راستا ارزيابي كرد؟

يكي از مواردي كه فرماندهي واحد اين رسانه‎ها را نشان مي‎دهد بايكوت كامل مجموعه مستند «خارج از ديد» است. از يك طرف براي توقيف اين مجموعه مفيد و روشنگر چراغ خاموش و بي سر و صدا فشار مي‎آورند؛ بخش‎هايي از آن را سانسور و قسمت‎هاي 9-12 را متوقف مي‎كنند و از سوي ديگر از اتاق فرماندهي دستور مي‎رسد هيچ گونه اظهار نظر سلبي يا ايجابي درباره اين مستند نداشته باشند تا خوانندگان آن‎ها نسبت به پخش آن بي‎اطلاع باشند و هيچ كس براي ديدن آن تحريك نشود. جالب است در طول مدت بيش از يك ماه كه از پخش مستند خارج از ديد مي‎گذرد هيچ نقد قابل ملاحظه‎اي در اين رسانه‎ها ديده نشده است. ما تصور مي‎كرديم پس از پخش قسمت هشتم كه ارتباط خاتمي و سوروس را به تصوير كشيد، يك صدايي از اين جمعيت بر‎ايد اما باز هم سكوت بر اين جمعيت حاكم است! به راستي مركز فرماندهي اين جماعت اصلاح طلب و اعتدالي كجاست؟ در داخل است يا در خارج؟ اگر در داخل است چرا در اين موضوع خاص، رسانه‎هاي خارجي نيز با آن‎ها هماهنگ عمل كردند؟!

 سرمقاله

نبرد عفرين؛ بازي خطرناك اردوغان

 علي اكبر عالميان

در حالي كه ارتش سوريه در حال پيشروي به سمت ادلب و عقب راندن تروريست‎هاي احرار الشام و فتح الشام در اين منطقه است تا بلكه براي هميشه شر تروريست‎ها را از سر مردم اين منطقه كم كند، ارتش تركيه اما به بهانه مبارزه با نيروهاي كرد در عفرين، خاك سوريه را مورد تجاوز قرار داد تا نشان دهد راضي به آرام شدن اين منطقه حساس نيست. گويا اردوغان يك دغدغه اساسي دارد و آن تشكيل اقليم مستقل كرد در شمال سوريه است. عفرين از سال 2012 و به دنبال كنترل آن از سوي نيروهاي كرد سوريه كه تركيه آن را وابسته به پ.ك.ك مي‎داند در مقايسه با جاهاي ديگر در سوريه از ثبات نسبي برخوردار بوده است. پيش از اين نيز در۲۴ اوت ۲۰۱۶ ارتش تركيه و گروه‎هاي مسلح سوري مورد حمايت تركيه عملياتي را با نام عمليات سپر فرات در منطقه جرابلس عليه داعش اجرا كردند و اكنون نيز عملياتي با عنوان عمليات شاخه زيتون را در منطقه عفرين به راه انداخته‎اند تا بلكه كردها را از اين هدف خود دور سازند.
تركيه همواره حضور نيروهاي شاخه نظامي «حزب اتحاد دموكراتيك» سوريه در منطقه مرزي را يكي از دغدغه‎هاي خود ذكر كرده است. اين كشور، كردها را معضل امنيتي خود مي‎داند و در اين مورد فرقي بين كردهاي تركيه و كردهاي سوريه نمي‎گذارد. شايد يكي از دلايل مخالفت تركيه با كردها، تهديدات گروه پ.ك.ك باشد كه از اواسط دهه 80 ميلادي، همواره به عنوان معضلي بزرگ براي آنكارا به شمار مي‎آيد.
از حساسيت تركيه به مساله كردها كه بگذريم، حس جاه طلبي اردوغان را نيز بايد عاملي ديگر در تجاوزهاي مكرر ارتش تركيه به خاك سوريه قلمداد كرد. او بسيار مايل به احياي امپراتوري عثماني است و اشتياق زيادي براي اثبات اين مساله دارد. با شروع بحران در سوريه او بسيار شتابزده عمل كرد و اصل بي‎طرفي را رعايت نكرد و به مركز پشتيباني مالي، سياسي، اطلاعاتي و نظامي مخالفان نظام سوريه تبديل شد. اين حمايت‎ها تا اواخر سال 2016 ادامه داشت تا اين‎كه با وقوع كودتاي ارتش تركيه عليه اردوغان، تلنگر جدي بر او وارد شد. تهران و مسكو از دولت تركيه حمايت كردند ولي واشنگتن، رياض و بسياري از كشورهاي اروپايي سكوت معناداري در اين زمينه اتخاذ كردند. در اين ميان بشار اسد تمام بي‎مهري‎هاي اردوغان را ناديده گرفته و حركت كودتاچيان را محكوم كرده بود. همين مساله موجب شد تا اردوغان از موضع قبلي خود كوتاه بيايد و از حمايت شورشيان سوري دست بردارد تا آن‎جايي كه همان زمان يلديريم نخست وزير تركيه در اولين سخنان پس از شكست كودتا گفته بود كه آنكارا، روابط خويش با بغداد و دمشق را ترميم خواهد كرد. بعد از اين موضعگيري، سياست تركيه همگام با روسيه و ايران شد اما اكنون تركيه با حمله به خاك سوريه دوباره به همان مواضع قبلي خود بازگشته است. اين دخالت آشكار تا جايي است كه حتي وزير كشور تركيه از تعيين استانداران و مقامات امنيتي براي سه شهر در شمال سوريه خبر داده است. سليمان سويلو، گفته است: تركيه استانداران و مقامات امنيتي و ژاندارمري را در شهرهاي اعزاز، جرابلس و مارع در شمال سوريه تعيين كرده است. او البته در يك موضع تناقض آميز ادعا مي‎كند كه تركيه چشم طمع به خاك هيچ كشوري نداشته و ندارد.
در اين ميان البته عبدالباري عطوان، سردبير روزنامه رأي اليوم، طي يادداشتي در همين روزنامه از وجود تماس‎هاي سري و فعال بين تركيه و سوريه در اين روز‎ها براي هماهنگي مواضع در قبال دو منطقه عفرين و ادلب خبر داده است. او مدعي است كه اردوغان پس از سيطره بر عفرين، آن را كاملا به نيرو‎هاي روسي تحويل خواهد داد. نيرو‎هاي روسيه نيز به نوبه خود، اين مناطق را به دولت سوريه خواهند داد. اين تحليل گرچه بر پايه يك احتمال مي‎باشد اما برخي از قرائن ديگر هم حاكي از اين است كه اقدام تركيه با چراغ سبز روسيه انجام گرفته است.
همان گونه كه مي‎دانيم كردهاي سوريه مورد حمايت آمريكا هستند و واشنگتن تاكنون براي ساماندهي، آموزش و تجهيز آن‎ها هزينه كرده و وعده تشكيل يك نيروي ۳۰ هزار نفري از آنان در شمال سوريه داده است كه همين مساله پرده از طرح‎هاي آمريكا براي آينده سوريه و منطقه كنار مي‎زند. با اين تفسير،روسيه براي به اصطلاح ضرب شست نشان دادن به ايالات متحده، به تركيه چراغ سبز نشان داده است. اين گمانه از آن جايي تقويت مي‎شود كه بدانيم عفرين تحت نفوذ روسيه بوده است. چگونه تركيه مي‎تواند بدون اجازه روسيه به اين منطقه حمله كند؟! بنابر اين، حمله نيروهاي تركيه به عفرين در هر سطحي با رضايت روسيه صورت گرفته است.مقامات كرد سوريه نيز معتقدند به خاطر مخالفتي كه با پيشنهاد روس‎ها كرده بودند، روسيه به حمله تركيه به عفرين رضايت داده است. آلدار خليل رئيس مشترك جنبش جامعه دموكراتيك كه بدنه حاكميتي اداره مستقل كردي در عفرين محسوب مي‎شود، مي‎گويد: «روسيه به ما گفت كه شما بايد چيزي را تقديم كنيد و آن‎ها نيز در مقابل عمليات تركيه را متوقف خواهند كرد. از آن‎ها پرسيديم كه ما بايد چه چيزي را تقديم كنيم؟ آن‎ها گفتند شما بايد عفرين را به دولت سوريه واگذار كنيد و به دنبال آن حمله تركيه اتفاق نخواهد افتاد و البته اگر ما عفرين را به دولت سوريه تحويل مي‎داديم حمله تركيه اتفاق نمي‎افتاد زيرا حملات تركيه فقط عليه پروژه دموكراتيك ماست. به همين سبب ما با خواسته روسيه مخالفت كرديم.»
وي مي‎افزايد: «به نيروهاي كرد سوريه اولتيماتوم يك هفته‎اي دادند كه يا عفرين را تحويل دولت سوريه بدهيد و يا با خشم تركيه روبه رو خواهيد شد. آن‎ها مقاومت را برگزيدند و بعد از آن تركيه حمله را آغاز كرد.» چه بپذيريم كه اقدام ارتش تركيه يك اقدام جاه طلبانه است و يا اين‎كه بپذيريم روسيه به تحريك تركيه پرداخته است، نبايد از اين نكته غافل شد كه تركيه خود را در بازي خطرناكي شركت داده است. اگر ارتش تركيه در اين نبرد پيروز شود، در افكار عمومي و حقوق بين الملل به عنوان يك دولت «تجاوزگر» به شمار آمده و خود به خود محكوم مي‎باشد. علاوه بر اين‎كه اين كشور بر اساس برخي تحليل‎ها به عنوان بازيچه‎اي در دستان آمريكا و روسيه براي نشان دادن قدرت خود به طرف مقابل به شمار مي‎آيد. اگر هم در اين نبرد شكست بخورد كه ماجرا بسيار وخيم‎تر است. از قرائن اين گونه به دست مي‎آيد كه احتمال شكست ارتش تركيه بيش‎تر از احتمال پيروزي آن است و اين يعني بازي دوسرباخت آقاي اردوغان!