صفحه بانوي مسلمان

زن شايسته؛ نعمت براي همسرش

اگر زن وظايف خود را در امور مربوط به همسري به خوبي انجام دهد در اين هنگام اين زن شايسته و لايق، بالاترين نعمت براي همسرش، بعد از تقواي الهي خواهد بود و موجب سعادت همسرش خواهد بود. اگر مرد بخواهد با عصبانيت و تندي و فرياد و سخنان ركيك به همسر و فرزندانش خستگي كار بيرون را جبران كند، به دست خويش تكيه‎گاه و آرام‎خانه خود را خراب كرده است، و همچنين است اگر زن در پي آن باشد كه خستگي خود از كار روزانه و بچه‎داري را به رخ همسرش بكشد و پرخاش و سرو صدا كند، محيط خانه را به جهنمي سوزان تبديل كرده و فضاي خانه را براي خود و همسر و فرزندان، آلوده و مسموم و فاسد ساخته است. زن مي‎تواند با يك تبسم، بي‎نشاطي و اندوه همسرش را رفع كند، در كنار او بنشيند و بگويد و بخندد، در اين حال اين خانه براي همسرش بهشت است، همسرش در طول روز انتظار مي‎كشد كه كار روزانه‎اش تمام شود و بقيه وقت خود را كنار خانواده به‎سر ببرد و ترجيح نمي‎دهد كه تا نصف شب در گوشه كوچه و قهوه‎خانه و جاهاي ديگر عمر را سپري كند.

اين زن براي همسرش بعد از تقوا، بالاترين نعمت است، در چشم همسر شيرين است و داراي جمال واقعي است، جمال فقط آرايش‎كردن و زيبا بودن نيست، جمال واقعي آن است كه در چشم طرف مقابل با جمال باشد، داستان ليلي و مجنون اگر واقعيت هم نداشته باشد اين نكته‎اش قابل توجه است: زماني كه آوازه عشق ليلي افتاد بسيار تعجب كرد، ليلي كه بود؟ يك زن زشت، سياه، بيابان‎نشين، با لب‎هاي بزرگ، ولي اين آواره عشق ليلي و مجنون از كجا؟! مجنون متوجه پادشاه شد و اين شعر را خواند:

اگر بر ديده مجنون نشيني – به غير از حسن از ليلي نبيني

چه بسيار زنان زيبارويي كه محبوب و مورد علاقه شوهرانشان نيستند و چه بسيار زناني كه از نظر زيبايي آن‎چنان نيستند ولي بر قلب همسرانشان حكومت مي‎كنند و جان و دل آن‎ها را تسخير كرده‎اند. جمال زن فقط به زيبايي او نيست، بلكه به رفتار نيكو، اخلاق زيبا و همراهي‎اش در شدت و سختي است، زبان نرم او محبت مرد را به سوي خود مي‎كشاند؛ همان محبتي كه زن بيش‎تر بدان نياز دارد و بدون آن دنيا برايش تيره و تار است، و همان‎گونه كه اگر شوهرش به او بگويد من تو را دوست دارم، از قلب زن بيرون نمي‎رود، همان‎طور اگر زن بداند كه شوهرش او را دوست ندارد خانه برايش جهنمي خواهد شد، و به زبان‎درازي زن به‎جاي زبان نرم او محبتش را از قلب مرد بيرون مي‎كند و اين يكي از موارد آسيب‎پذيري زنان و يكي از آفت‎هاي محبت است.

راه يافتگان - گفت وگو با «فاطمه» رهيافته آمريكايي:
برخي از مردم ايران ارزش دين خود را نمي دانند

به گزارش «ره‎يافتگان» يك خانم آمريكايي مسلمان شده درباره چگونگي اسلام آوردن خود اين‎گونه پاسخ مي‎دهد:

چرا مسلمان شديد؟

-مدت زمان زيادي طول كشيد تا مسلمان شوم. تجربه‎هايي براي من پيش آمد كه مرا به سوي مسلمان شدن سوق مي‎داد. خيلي با خودم كلنجار مي‎رفتم؛ چون مسيحي بودم و خانواده‎ام هم از مسيحيان بسيار معتقد هستند. يكي از برادرانم مبلغ مذهبي كمپ كريستي(يك مؤسسه مسيحي كه تعداد زيادي كليسا و امكانات تبليغي دارد) است.

تاحالا در مورد اين كمپ چيزي شنيديد؟ درباره‎اش تحقيق كنيد. يكي از برادرانم هم كاهن ياهمون روحاني مسيحي. پس همان‎طور كه مي‎بينيد خانواده‎ام هم مسيحي سفت و سخت هستند. قرآن و انجيل دو كتاب متفاوت هستند، كه با وجود تفاوت‎هاي زياد اشتراكاتي هم باهم دارند. اسلام را مطالعه كردم. به دليل اختلافات زياد با مسيحيت خيلي با خودم كلنجار مي‎رفتم.

زماني رسيد كه به خدا گفتم«ا...» خودت راه رو به من نشان بده. بعد مدتي رفتم ايران. با فردي به نام ابوايمان برخورد داشتم كه به مردم كمك مي‎كرد. شوهرم مشكل من در خصوص انتخاب دين را براشون توضيح مي‎داد. او گفت تو از خدا خواستي كمكت كنه؟ ازكجا اينو مي‎دونست! اين يك نشانه براي من بود. بعد به حرم حضرت معصومه رفتم؛ همون موقع بود كه به يك تصميم رسيدم. چون تجربه كار موثري رو داشتم.

قبل از اين‎كه اسلام رو قلبا بپذيرم، به دستورات اسلامي عمل مي‎كردم و حجاب داشتم. بچه‎هايم رو هم مسلمون بزرگ كرده بودم و به مدرسه اسلامي فرستادم ولي از ته دل قبولش نكرده بودم. خانواده من به مسيح اعتقاد داشتند و من با خودم درگير بودم به همين دليل اسلام براي من راه اشتباه به نظر مي‎آمد؛ طوري كه انگار قبول اسلام گناه است. البته فقط در اون مقطع ولي بعدا كه همه اون اتفاقات پيش اومد اسلام را قلبا پذيرفتم. فكر مي‎كنم در اسلام انسان‎ها بيش‎تر مسؤووليت‎پذير هستند. چون مسيحيان معتقدند حضرت عيسي جانش رو به‎جاي گناهان من داده است. پس هركاري بخواهم مي‎توانم بكنم؛ مشروبات الكي بنوشم و پارتي برم چون خدا بعدش همه رو مي‎بخشه! البته خانواده من الكل مصرف نمي‎كردند ولي ساير مسيحيان و حتي آشنايانم مي‎نوشيدند. همچنين متوجه شدم مسيحيت كنوني بسيار نژاد‎پرست است. آن‎ها معتقدند سفيد‎پوستان مردمان برگزيده هستد.

وقتي مسلمان شديد واكنش خانواده‎تون چي بود؟

جا خوردند ولي من را پس نزدند. پدر مرحومم و مادرم آدم‎هاي دوست‎داشتني بودند و هستند. مادرم بيش‎تر شوكه شد ولي پدرم از مسعود(همسرم) بسيار خوشش اومد و همين امر تو هضم‎كردن اين مساله كمكش كرد. بعد از اين‎كه پدرم به رحمت خدا رفت، مادرم دليل مسلمان شدنم را پرسيد. براش توضيح دادم و پذيرفت.

به‎خاطر حجاب مشكلي براتون در خانواده پيش نيومد؟

- بله؛ درك نمي‎كردند. فكر مي‎كردند مسخره است، از حجاب من خجالت‎زده هم بودند. مادربزرگم از قضا زن بسيار خوبي است. يك‎بار به آپارتمانش رفته بودم، بهم گفت شالت رو بردار؛ چون مردم ممكنه فكر كنن تو راهبه اي! و خيلي باعث خجالتشون بود.

از چه چيزهاي ايران خوشتون اومده و با چه چيزهاي ايران مشكل داشتيد؟

تو ايران خيلي راحت بودم. بعضي از ايراني‎ها مي‎آمدند و مي‎گفتند مجبور نيستي اين‎طوري حجاب بگذاري، مي‎توني روسري‎ات رو عقب بدي. منم مي‎گفتم من مسلمانم حجاب نگرفتم به اين دليل كه اين‎جا هستم. در كشور خودم، آمريكا هم اين‎طور حجاب دارم. اون‎ها متعجب و شوكه مي‎شدند. از اين مساله خوشم اومد كه هر وقت، موقع نماز مي‎شد و من و دخترانم در خيابان بوديم، مسجدي بود كه بريم نماز بخونيم. از زياد بودن مكان‎هاي زيارتي در ايران هم خوشم اومد ولي فكر مي‎كنم برخي از مردم ايران ارزش دين خود را نمي‎دانند. كساني هستند كه از دين‎شان اطلاعي ندارند. من فكر مي‎كنم بايد در مورد اسلام بيش‎تر آموزش ببينند.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
اعتراض حضرت تا پايان عمر

گرچه به دفاعيات فاطمه(س) ترتيب اثر ندادند، ولي فاطمه(س) هرگز تسليم باطل نشد، و تا آخر عمر، روي خوش به آنان كه در حقش ظلم كردند، نشان نداد، اكنون به داستان زير توجه كنيد: در آن هنگام كه حضرت فاطمه(س) در بستر شهادت قرار گرفت روزي ابوبكر و عمر با حضرت علي(ع) ملاقات كرده و گفتند: از فاطمه(س) خواهش كن تا به ما اجازه بدهد، به حضورش برسيم، مي‎داني كه بين ما و او، امور ناگواري رخ داده است بلكه به حضورش برسيم و معذرت بخواهيم و از گناه ما بگذرد. آن‎ها تا در خانه آمدند، علي(ع) وارد خانه شد و به فاطمه(س) گفت: فلان و فلان به در خانه آمدند و مي‎خواهند به شما سلام كنند، نظر شما چيست؟ فاطمه(س) فرمود: خانه، خانه تو است و من همسر تو هستم، آن‎چه را مي‎خواهي انجام بده. علي(ع) فرمود: روپوش خود را محكم ببند.
فاطمه(س) روپوش را محكم بست و روي خود را به طرف ديوار گردانيد؛ آن‎ها تا كنار بستر زهرا(س) آمدند و سلام كردند و گفتند: از ما راضي باش؛ خدا از تو راضي باشد. فاطمه(س) فرمود: براي چه به اين‎جا آمده‎ايد؟گفتند: ما به شما جسارت كرديم، اميدواريم ما را ببخشي و دلت نسبت به ما صاف گردد. فاطمه(س) در همين‎جا آن‎ها را به محاكمه كشيد، و به آن‎ها فرمود: اگر شما در اين كارتان صداقت داريد، سؤالي از شما دارم، پاسخش را بدهيد، با توجه به اين‎كه مي‎دانم كه شما به پاسخ اين سؤال آگاه هستيد اگر تصديق كرديد مي‎فهمم كه شما در عذرخواهي خود صداقت داريد.
گفتند: بپرس!
فرمود: شما را به خدا، آيا شنيده‎ايد كه پيامبر(ص) فرمود: فاطمه(س) پاره تن من است؛ كسي كه او را برنجاند مرا رنجانده است؟ گفتند: آري شنيده‎ايم. فاطمه(س) در اين حال دست‎هايش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت:
خدايا!اين دو نفر مرا آزردند، و من شكايتم در مورد آن‎ها را به درگاه تو و رسول خدا مي‎آورم، نه به خدا قسم هرگز از شما راضي نمي‎شوم تا با پدرم رسول خدا(ص) ملاقات نمايم، تا به آن‎چه به ما كرديد، به او خبر دهم، و او درباره ما قضاوت كند. ابوبكر به گريه و ناله افتاد و مي‎گفت: واي بر من، و بي‎تابي سختي كرد، ولي عمر به او گفت:‎ اي خليفه رسول خدا! از گفته يك زن، اين‎گونه بي‎تابي مي‎كني؟!
آن‎ها از طلب رضايت از فاطمه(س) نااميد شدند و رفتند.
محمد محمدي اشتهاردي، داستان‎هاي شنيدني از چهارده معصوم(ع)

فلسفه حجاب
تاثير حيا در سلامت فضاي بصري جامعه

قدرت بينايي مردان در مواجهه با صحنه‎هاي شهوت انگيز بيش‎تر از زنان است.تحريك‎پذيري مردان نيز از راه چشم زيادتر از تحريك‎پذيري بانوان است. يكي از اموري كه زمينه تحريك‎پذيري مردان را فراهم مي‎كند حضور بدحجاب و هوس‎انگيز زنان در جامعه است و حاكميت حيا و شرم در بين بانوان در توليد نشدن صحنه‎هاي هوس‎انگيز و سلامت فضاي بصري جامعه نقش اساسي دارد و در اين زمينه كم‎تر خارج شدن زنان از خانه يكي از ساز و كارهاي پيشگيرانه و دفاعي است.
در فرهنگ باحياي اسلام، خانه دژ محكم و قلعه نفوذناپذير براي حفظ حريم بانوان است و به همين دليل در برخي احاديث از خانه به‎عنوان حصن و دژ ياد شده است.اما در مقابل، فرهنگ بي‎حياي غرب با ظهور فمينيسم، در دوره اول خود، زنان را از خانه بيرون كشيد و به شكل‎هاي مختلف بزك كرد و در معرض ديد قرار داد. اين حركت كه در غرب آغاز شد ثأثير خود را در مشرق زمين نيز بر جاي گذاشت و هواي خروج از منزل را در زنان بي‎شماري پروراند. اين در حالي است كه بسياري از زنان غربي به آسودگي زنان شرقي در منازل خود غبطه مي‎خورند، از همين رو دوره جديد فمينيسم حركتي بر خلاف دوره قبل آغاز كرده و نسبت به روش‎هاي پيشين معترض است. امروز در غرب، نهضتي به نام نهضت بازگشت به خانه در ميان زنان وجود دارد. زنان غربي براي بازگشت به خانه مبارزه مي‎كنند و از راه به اشتباه رفته برمي‎گردند.‎
بنابراين، اولين شيوه براي پاك نگه‎داشتن فضاي بصري جامعه استفاده بانوان از خانه به‎عنوان دژي محكم در برابر نامحرم و كاهش حضور در جامعه است. اما به هرحال زنان نيز براي انجام برخي كارهاي ضروري و لازم از خانه خارج مي‎شوند و در جامعه حضور پيدا مي‎كنند. شيوه‎هايي كه در موقعيت حضور زنان در جامعه براي پاك نگه داشتن فضاي بصري به‎كار گرفته مي‎شوند مبتني بر كاهش تحريك و به حداقل رساندن نگاه نامحرم است. به بيان ديگر، شيوه نخست، پرهيز از خروج غير ضروري و شيوه دوم مبتني بر خروج پاك است و در اين شيوه اولين قدم براي جلوگيري از آلودگي بصري جامعه استفاده از حجاب و پوشش مناسب و كامل است.