صفحه حوزه و دانشگاه

مناظره خواندني احمد ابوترابي و سروش محلاتي با حواشي جذاب

روز چهارشنبه 29 آذرماه نشستي با عنوان «وحدت حوزه و دانشگاه؛ مباني، راهكارها و موانع» با حضور حجت الاسلام دكتر احمد ابوترابي، حجت الاسلام محمد سروش محلاتي و دكتر احمد حائريان در دانشگاه علمي كاربردي امام جواد عليه السلام يزد برگزار شد.

به گزارش خبرنامه دانشجويان ايران، در ابتداي اين نشست احمد ابوترابي مراد از وحدت حوزه و دانشگاه را وحدت هدف اين دو نهاد علمي براي ايجاد زمينه‎هاي تمدن شكوهمند اسلامي در سطح بين المللي دانست كه در مقابل تمدن شكست خورده غرب قرار دارد.

ابوترابي افزود: وحدت حوزه و دانشگاه مباني و زيرساخت‎هايي دارد، پذيرش نظام توحيدي و حركت بر اساس باور به ولايت الهي و توحيد در خالقيت ربوبيت و تشريعي و تكويني خداوند متعال و عبوديت انسان اولين مبناي ايجاد تمدن اسلامي است.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: دومين مبناي تمدن اسلامي، هدف بودن انسان در اين تمدن ارزشمند است، هدف بودن و اصالت انسان در اسلام غير از اصالت و هدف بودن انسان در مكتب‎هاي اومانيسم غربي و اگزيستانسياليسم است. انسان در مكتب‎هاي غربي در مقابل خدا قراردارد. نهايت سير تكاملي انسان در اسلام بندگي خدا و قرب به خداوند متعال و جهان آخرت است. انسان در اسلام در ابتداي وجودش چيزي نبوده «هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يكُنْ شَيئاً مَذْكُوراً؛ إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفهٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً» و در وابستگي كنوني اش هم به خدا مصداق «انتم الفقراء الي الله» است.

ابوترابي با بيان اين‎كه مبناي سوم ايجاد تمدن اسلامي، مديريت اسلامي و الهي در مقابل ولايت طاغوت و استكبار است، گفت: مبناي چهارم تمدن اسلامي در دوران غيبت، اجتهاد فقهي و پاسخ به مسائل مستحدثه در موضوعاتي است كه از حوادث واقعه به شمار مي‎رود كه در حديث معروف امام عصر عجل ا... تعالي فرجه الشريف آن را از وظايف فقهاي شيعه به‎شمار آورده است. تطبيق فقه كتاب و سنت بر شرايط و مقتضيات زمان مربوط به اين مبناي تمدن اسلامي است.

وي مبناي پنجم و مهم‎ترين آن‎ها در بحث مباني وحدت حوزه و دانشگاه را رابطه علم و ايمان دانست كه ريشه در بحث رابطه علم و دين دارد.

اين استاد حوزه و دانشگاه افزود: براي فهم اهميت رابطه درست علم و دين بايد آن را با حاكميت كليسا در دنياي غرب مقايسه كنيم. حاكميت كليسا دو دوره داشت. دوره قبل از رنسانس و دوره بعد از رنسانس؛ در دوره قبل از رنسانس كليسا علم را در انحصار خود قرار داد و به نتايج علوم تجربي كه با شيوه علمي و روش تحقيق در علوم تجربي به دست آمده بودند بها نداد و در نهايت موجب شكست كليسا و جدايي دين از علم و جدايي دين از اجتماع گرديد.

وي با بيان اين‎كه در دوره بعد از رنسانس، كليسا عقب‎نشيني كرد، گفت: دين و علم با هم ارتباطي ندارند و به‎جاي وحدت خود را از علم و دنياي مردم جدا كرد اين كار به سكولاريسم و انزواي دين و كليسا انجاميد.

ابوترابي افزود: علم به معناي عام، عقل، علوم انساني و علوم تجربي را در بر مي‎گيرد. آن‎چه امروز به عهده دانشگاه‎هاست، علوم تجربي و علوم انساني است در حالي كه علوم انساني خود دو بخش دارد؛ بخشي از آن تجربي است و بخشي نشأت گرفته از مباني فلسفي و باورهاي ديني است، امروز متاسفانه اين بخش كه جهت‎گيري اين علوم را تعيين مي‎كند در دانشگاه‎هاي كشور به فراموشي سپرده شده است و ثانيا بسياري از دانشگاهي‎هاي ما توجه ندارند كه علوم انساني غربي امروز بر مبناي باورهاي الحادي و فلسفه‎هاي مادي گذاشته شده است و يكي از بخش‎هاي مهم تعامل علم ودين، و تعامل حوزه و دانشگاه در علوم انساني است. اگر در اين بخش جايگاه علمي حوزه و دانشگاه دقيقا معلوم گردد يعني دانشگاهيان با مباني اسلامي علوم انساني آشنا شوند و حوزويان نيز با زبان علوم انساني غربي و مباني آن‎ها آشنا شوند، حوزه و دانشگاه در تعاملي مناسب، جامعه جهاني را به سوي تمدن شكوهمند اسلامي پيش مي‎برند و تمدن غربي را كه ريشه در فلسفه‎هاي نادرست، اومانيسم، نفي خدا و انكار اديان الهي دارد به انزوا خواهند كشاند.

در ادامه اين نشست محمد سروش محلاتي با بيان اين‎كه در وحدت حوزه و دانشگاه سه محور وجود دارد، افزود: يك محور بحثهاي نظري و مباحثي از قبيل رابطه علم و دين است. اين محور اهميتي ندارد در مباحث علمي هميشه بين دانشمندان اختلافاتي وجود داشته و ربطي به مسائل اجتماع ندارد. محور دوم اين است كه حوزه‎ها و دانشگاه‎ها پرسش‎هاي مشتركي درباره مدل زندگي دارند اما پاسخ آن‎ها متفاوت است. محور سوم بحث‎هاي اخلاقي و ادبيات طرح مباحث است اين هم به اندازه محور دوم اهميت ندارد.

سروش محلاتي در توضيح محور دوم گفت: توسعه، الگويي معرفي مي‎كند. الگوهاي توسعه الزاماتي دارد كه مبناي علمي دارد اما پاسخ‎هاي حوزه‎ها و دين با آن نمي‎سازد. دين و توسعه دو فرم زندگي را معرفي مي‎كنند. دانشگاهيان تجربه‎هاي عيني و ملموس و هماهنگ با الگوهاي توسعه دارند مثلا بر اساس آمار مي‎گويند راه جلوگيري از جرم اين است اما حوزه‎ها تعزير و حدود را مي‎گويند. شهيد مطهري هم اين پرسش را مطرح كردند كه مثلا ما و ژاپن با هم شروع كرديم چرا ژاپن همه چيز را گرفته و ما عقب هستيم. مثلا بحث بيمه را ابتدا بعضي از علما با آن مخالفت كردند گفتند غربي است، بعد مرحوم ناييني پذيرفت، امروز حتي طلبه‎ها را هم بيمه كردند، اين مشكلاتي كه الان در بودجه است علتش اين است كه طلبه‎ها پول بيمه‎شان را از دولت مي‎گرفتند. مشكل ما حوزويان اين است كه الزامات توسعه را يا نمي‎پذيريم يا دير مي‎پذيريم و به همين دليل هميشه از دنيا عقب هستيم. ما مي‎خواهيم با آيات و روايات اين‎ها را حل كنيم؛ به علاوه بعضي از علما به‎خاطر اثرات فرهنگي حتي بعضي از تكنولوژي‎هاي غربي را نمي‎پذيرند. اين‎ها منشأ عقب افتادگي ماست.

سروش محلاتي بلافاصله پس از طرح ديدگاه‎هاي خود از جا برخاست كه براي رسيدن به پرواز جلسه را ترك كند كه با واكنش ابوترابي مواجه شد. ابوترابي از وي خواست كه براي شنيدن پاسخ ادعاهايش بنشيند. وي گفت مي‎توانم در غياب شما پاسختان را بدهم اما شايد مخاطبان تصور كنند كه اگر فلاني بود پاسخي داشت. مسؤولان برگزاري همايش اعلام كردند كه ايشان براي رسيدن به پرواز فرصت زيادي دارد.

سروش محلاتي به مسؤولان همايش كه خود از اصلاح طلبان بودند اعتراض كرد كه چرا جلسه را اين‎گونه برگزار كرديد و افزود: من از قبل گفته بودم كه جلسه به‎صورت سه سخنراني نيم ساعتي باشد.

ابوترابي در پاسخ به اظهارات سروش محلاتي گفت: آن‎چه حضرتعالي گفتيد، راه حل نيست، عقب‎نشيني و تسليم مشكل شدن است؛ عقب‎نشيني از مباني فقهي و ديني. راه حل اساسي همان اجتهادي است كه ما در مسائل مستحدثه داريم. شما مي‎گوييد هر الگويي كه از غرب آمد بايد بدون تأملات فقهي و برررسي مباني اعتقادي آن، آن‎ها را بپذيريم عجيب آن است كه آن را هم راه حل فقهي مي‎دانيد حقيقتا اگر بناست همه الگوها و الزامات توسعه غربي را فوراً بپذيريم، پس چه جايي براي فقه و قوانين الهي و مباني توحيدي باقي مي‎ماند. اين همان قبول نسبيت معارف ديني است.

اين استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: راه حل اساسي همان است كه پيش‎تر گفتم. اولا بايد مباني غرب و توسعه غرب را بدانيم، همچنين بايد زبان آن‎ها را بشناسيم، به علاوه بايد موضوعات جديد را درست درك كنيم و آن‎گاه احكام دين را بر موضوعات جديد به درستي پياده سازيم. اين همان اجتهاد فقهي در موضوعات جديد است. لازمه اين اجتهاد ممكن است نفي بعضي از الگوهاي توسعه باشد. اين مربوط به مباني اعتقادي، كلامي است كه براساس واقعيت‎هاست.

ابوترابي با بيان اين‎كه واقعيت را فقط با تجربه به دست نمي‎آورند، گفت: به علاوه بسياري از چيزهايي را كه به‎عنوان الزامات توسعه مطرح مي‎كنيد حقيقتا مبتني بر مباني علمي نيست بلكه براساس مباني اعتقادي و فرهنگي مادي غرب است. بعضي از مواردي هم كه ما در پذيرش آن تأخير داريم به دليل آن است كه حقيقتا بعضي از موضوعات جديد در طول زمان خود دچار تغييراتي مي‎شود؛ تاثير و تاثراتشان عوض مي‎شود و حكم آن‎ها نيز به تبع آن تغيير مي‎كند. البته در بعضي از موارد هم ما در شناخت دقيق موضوعات كوتاهي داشته و داريم و حوزه‎هاي علميه بايد در اين زمينه حركات سريع‎تر و جدي‎تري داشته باشند. اگر اين طور بود كه شما مي‎گوييد ديگر به فقه نيازي نبود چون لازمه گفتار شما اين است كه هر آن‎چه هست را بايد بپذيريم نه نيازي به بررسي منشأ آن، نه ريشه آن و نه حكم خدا در آن است؛ اين همان فقه عرفي است؛ آن هم عرف خاص كه غير از فقه ديني است نفي فقه است و گذاشتن الگوهاي مدرنيته غرب به‎جاي آن.

وي افزود: عرض من اين است كه معيار مي‎خواهد، سيستم اجتهادي حوزه‎ها پاسخگو است. مثال ساده و روشن آن برخورد امام راحل با بازي شطرنج بود كه با شرايطي آن را حلال دانستند. مساله پول امروز ممكن است از موضوعات جديد باشد كه بعضي از مراجع شيعه كه با علم اقتصاد آشنا هستند به آن پرداخته‎اند. واقعا چرا شهيد مطهري كه خود شما قبول داريد مطابق با مقتضاي زمان حكم مي‎كرد در عين حال برخي نسبت‎هاي به دين را التقاط و انحراف مي‎دانست؟چرا برخي از افكار روشنفكران را با حساسيت بالا نقد مي‎كرد و آن‎ها را نتايج دنياي مادي و الحادي غرب مي‎دانست؟ ايشان جان خود را فداي مبارزه با التقاط و انحراف كرد.

ابوترابي خطاب به سروش محلاتي گفت: نتيجه ديدگاه شما انزواي فقه از اجتماع و سكولاريسم، ليبراليسم و انحطاط غربي است؛ بنابراين آشنايي با مباني علوم اسلامي، اسلامي كردن علوم انساني و شناخت درست موضوعات روز و تطبيق آن بر مسائل مستحدثه براساس اجتهاد، راه حل اساسي است.

سروش محلاتي در ادامه اين نشست گفت: يكي از مسائل اساسي اين است كه چرا تعامل اخلاقي درستي با جامعه و دانشگاهيان نداريم.چرا آقاي مصباح كه استاد آقاي ابوترابي هم هست در هنگام پيروزي يكي از كانديداها گفت اين پيروزي يك معجزه بود؟ چرا اين مسائل را با امور ماورايي مرتبط مي‎كنند؟ چرا امور اجتماعي را به امور آسماني ربط مي‎دهيم؟ چرا حوزويان بايد در امور انتخابات از كانديدايي خاص حمايت كنند؟ اين غلط است؟ چرا مي‎گوييم دفاع از ورود يك زرتشتي به شوراي شهر مقابله با اصل نظام است؟ چرا مي‎گوييم مخالفت با ولايت فقيه «في حد الشرك بالله» است؟

ابوترابي در پاسخ به سروش محلاتي بيان كرد: از آقاي سروش انتظار نداشتم در بحث تخصصي مباني علمي وحدت حوزه و دانشگاه به موضوع بي‎رابطه با موضوع جلسه بپردازد. تلقي مخاطبان اين خواهد شد كه اين به معناي كم آوردن در پاسخ به مباحث مبنايي و علمي است. ثانيا: عبارت «في حد الشرك بالله» غلط است و عبارت درست «علي حد الشرك بالله» است و اين عبارت از حوزويان نيست، بلكه متن عبارت امام زمان در روايت معروف «اما الحوادث الواقعه...» است و مراد از آن فقهايي نيستند كه ممكن است به‎صورت مبنايي در گستره نظر ديگري داشته باشند و نه در اصل ولايت فقيه كه مورد اتفاق فقهاست.

وي ادامه داد: اما راجع به بخشي كه در مورد آيت‎ا... مصباح يزدي مطرح كردند بايد عرض كنم نمي‎دانم بنده چه چيزي گفته ام كه ايشان را اين طورعصباني كرده و به‎جاي پرداختن به مسائل علمي وحدت حوزه و دانشگاه كه موضوع جلسه ما بوده به يك سري مسائل بي‎ربط با مقتضاي جلسه پرداختند. اگر بنده هم بخواهم به مسائل بي‎ربط به موضوع بپردازم در مورد خود شما حرف‎هاي زيادي دارم كه طرح آن‎ها را به خاطر موضوع بحث درست نمي‎دانم.

ابوترابي خطاب به سروش محلاتي ادامه داد: شما كسي را متهم به بي‎اخلاقي مي‎كنيد كه بزرگان جور ديگري در مورد ايشان گفته اند: به‎عنوان مثال آيت‎ا... حسن‎زاده آملي حفظه‎ا... در مورد ايشان مي‎گفتند: آقاي مصباح با ما فرق مي‎كند؛ ايشان دوآتشه هستند. من فقط از علامه طباطبايي بهره بردم اما ايشان علاوه برآن 15 سال قبل از ما از آقاي بهجت بهره برد. در طول هفده سال كه با هم در محضر علامه طباطبايي بوديم يك ناخالصي در وجود ايشان نديدم.

ابوترابي با اشاره به دوران اصلاحات كه آيت‎ا... مصباح مورد هجمه اصلاح طلبان بود گفت: آيت‎ا... مشكيني هم در جلسه تحصني كه در قم به دفاع از ايشان برگزار شد شركت كردند و فرمودند: آقاي مصباح افتخار حوزه‎هاي علميه است؛ صدها سال بايد بگذرد، ميلياردها هزينه شود تا يكي مانند ايشان به وجود آيد؛ آقاي مصباح شمشير برنده اسلام است.

وي در ادامه بيان كرد: در زماني كه هنوز بسياري از مردم و فضلاي حوزه‎ها هم مقام علمي و معنوي آيت‎ا... مصباح را درست نمي‎شناختند و آقاي مصباح را حجت الاسلام و المسلمين خطاب مي‎كردند آيت‎ا... جوادي املي حفظه‎ا... در همايش بزرگداشت شيخ فضل‎ا... نوري كه با حضور صدها روحاني و دانشگاهي برگزارشد ايشان را «آيت‎ا... مصباح يزدي روحي له الفداء» خطاب كردند.

ابوترابي در ادامه با خطاب قراردادن سروش محلاتي ادامه داد: شما كسي را به بي‎اخلاقي متهم مي‎كنيد كه سال‎هاي زيادي است كه مقام معظم رهبري ايشان را به‎عنوان استاد اخلاق براي طلبه‎ها معرفي كرده و هر هفته درس اخلاق ايشان در دفتر معظم له برگزار مي‎شود و هنگامي كه گروهي مي‎خواستند براي بزرگداشت استاد بزرگ اخلاق ميرزا جواد آقا ملكي همايشي برگزار كنند، فرمودند ميرزا جواد آقا ملكي‎هاي زنده هم داريم، آن‎ها را هم فراموش نكنيد؛ بعد فرمودند ما كساني مثل آقاي مصباح را داريم. تجليل‎هاي ديگري كه توسط ايشان از آقاي مصباح شده است را حتما مي‎دانيد. عباراتي چون: فقيه فيلسوف، عارف با صفا و بصير به معناي حقيقي كلمه را حضرت آقا در مورد ايشان به كار برده اند. آقاي محلاتي! شما آقاي مصباح را بهتر مي‎شناسيد يا اين بزرگان؟ شما بهتر مي‎شناسيد يا آيت‎ا... بهاءالديني كه فرمودند من قرآن را در چهره آقاي مصباح مي‎بينم.

در ادامه اين نشست سروش محلاتي درحالي كه كيف خود را جمع مي‎كرد تا جلسه را ترك كند، گفت: من همه اين كمالات را قبول دارم. خودم هم از شاگردان ايشان بوده‎ام. ولي خب اين‎كه ايشان گفت پيروزي احمدي نژاد معجزه بود را چه مي‎گوييد؟

ابوترابي پاسخ داد: در آن زمان با وجود قدرت‎هاي داخلي و خارجي كه پشت سر رقيب احمدي نژاد بود انتخاب ايشان واقعا معجزه بود. تفاوت آقاي مصباح با بقيه اين است كه اولا در تشخيص وظيفه تابع جوّْ نمي‎شود و ثانيا اگر وظيفه‎اي تشخيص دهد از احدي نمي‎ترسد. بله! علامه مصباح وضعيت فعلي آن آقا را تاييد نمي‎كند و از اولين كساني بود كه با او برخورد كرد. بله! آن زمان چنين اتفاقي معجزه بود. مگر امام راحل پيروزي انقلاب را معجزه نخواندند؟ چون ملت ايران با دست خالي بر شاه كه از حمايت قدرت‎ها برخوردار بود پيروز شدند.

سروش محلاتي در حالي كه جلسه را ترك مي‎كرد با ناراحتي و عصبانيت به مسؤولان جلسه گفت: اصلا جلسه را خوب اداره نكرديد؛ اين چه طور جلسه برگزار كردن و مديريت زمان بود؟

در حاشيه اين جلسه نيز برخي از دانشجويان با اعتراض به سروش محلاتي گفتند ما سوالات زيادي از شما داريم و بايد بسياري از مسائل را پاسخ دهيد كه وي با بي‎توجهي جلسه را ترك كرد.