صفحه سياسي

رفت و برگشت برجام بين كاخ سفيد و كنگره

 دكتر قاسم روان‌بخش

برجام كه يك روز تنها راه نجات كشور از بحران‎هاي سياسي اقتصادي تبليغ مي‎شد امروز به چالشي براي دولت تبديل شده است. از يك سو دولت ايران تعهدات خودش را حتي بيش از حد تعهد و انتظار غربي‎ها انجام داده است؛ قلب راكتور اراك را از سيمان پر كرده و آب سنگين را نيز به عمان فرستاده است، 11 تن اورانيوم غني شده خود را در برابر كيك زرد به روس‎ها داده است، قريب به 25 هزارسانتريفيوژ نسل يك يا دو را جمع‎آوري يا از نصب آن‎ها جلوگيري كرده است، 400 كيلو اورانيوم با غناي 20 درصد را نيز كه از ارزش بسيار بالايي برخوردار است نابود كرده و بنابر درخواست آژانس همه اطلاعات هسته‎اي ما از معادن گرفته تا چرخه توليد در اختيار بيگانگان قرار داده شده و مصوبه مجلس در عدم توليد سلاح هسته‎اي نيز براي آن‎ها آرامش ايجاد كرده است. ولي تاكنون تعهدات امريكايي‎ها هيچ يك اجرايي نشده بلكه آن‎ها پرروتر از گذشته بر تحريم‎هاي قبلي افزودند و عملا با ايران بازي مي‎كنند. براي نمونه، رئيس جمهور سابق امريكا به رغم اين‎كه قول داده بود قانوني بر ضد ايران تصويب نكند، در برابر كنگره كه قانون ده ساله تحريم‎ها به نام داماتو يا ايسا را مجددا تصويب كرد از خود مقاومتي نشان نداد و مصوبه كنگره را عملياتي كرد. ولي براي اين‎كه آقاي روحاني در انتخابات پيروز شود اين قانون توسط جان كري وزير خارجه وقت آمريكايي به‎گونه‎اي ويو(توقف اجرا) شد كه تا زمان انتخابات رياست جمهوري ايران يعني 29 ارديبهشت 96 متوقف باشد. اما بعد از انتخابات ايران و راي آوردن آقاي روحاني، توسط دولت جديد امريكا قانون داماتو يعني تحريم‎هاي 10 ساله بر ضد ايران به اجرا گذاشته شد. البته برخي سناتورهاي امريكايي از قبل درباره اين حقيقت هشدار داده بودند ولي به هشدار آن‎ها توجهي نشده بود! 47 سناتور جمهوري‎خواه آمريكا در نامه‎اي به مقامات ايران هشدار دادند كه هرگونه توافق هسته‎اي ميان آمريكا و ايران تنها تا پايان دوره رياست‎جمهوري باراك اوباما دوام خواهد داشت. ولي محمدجواد ظريف وزير خارجه كشورمان نامه 47 سناتور آمريكايي را فاقد ارزش حقوقي دانست و آن را يك ترفند تبليغاتي خواند!

بعد از تصويب قانون ايسا يا داماتو و تحميل تحريم‎هاي 10 ساله، دولت ترامپ طرح تحريم ويزا را در دستور كار قرار داد. در اين طرح تمامي شهروندان 35 كشوري كه براي ورود به امريكا نيازي به ويزا نداشتند در صورت سفر به ايران ملزم به گرفتن ويزا شدند. اين طرح، ضربه مهلكي بود كه دولت امريكا به اقتصاد ايران از جمله صنعت توريسم وارد ساخت زيرا ديگر هيچ شهروندي براي سفر به ايران از خود تمايل نشان نمي‎دهد. در نتيجه تجار و سرمايه‎گذاران خارجي براي سفر به ايران بي‎علاقه شدند و توريست‎ها نيز از ترس ايستادن در صف ويزاي امريكا از اين سفر خودداري كردند. اخيرا هم طرح ترامپ مبني بر ممنوع الورورد شدن شهروندان ايراني به امريكا مورد تاييد مقام دادستاني اين كشور قرار گرفت و ايرانيان در كنار كشورهايي چون چاد و ليبي و سوريه و يمن از ورود به امريكا منع شدند. در آخرين اقدام، امريكا طرح تحريم‎هاي بيش‎تر ضد ايران و روسيه و كره شمالي را در دستور كار خود قرار داده كه با رفت و برگشت به كنگره درصدد وقت‎كشي بوده و مي‎خواهند در كنار آن مذاكراتي صورت گيرد تا ايران را از داشتن صنعت موشك محروم سازند.

جديدترين تحريم‎ها ضد ايران كه به سياه‎چاله تحريم معروف است، يعني حوزه‎هاي مختلف مناسبات اقتصادي ايران با جهان بيرون را مي‎تواند به داخل يك سياه‎چاله بكشاند، از اين حيث يك تحريم ويژه و گسترده است. اين تحريم‎ها بسته‎ جامع است كه براي برخي از كارشناسان اقتصادي و سياسي غير قابل‎ انتظار بوده است. اين تحريم سه محور اصلي دارد؛ يك محور تحريم موشك‎هاي بالستيك است، محور دوم تحريم تسليحات متعارف و سومين محور تحريم‎هاي مربوط به تروريسم و حقوق بشري است. نكته قابل‎ توجه در اين بندهاي تحريمي، تحريمي است كه عليه نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعمال شده است. نوع و بندهاي تحريمي كه عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعمال شده است، بسياري از تحريم‎هاي ديگر را خود به‎ خود ايجاد خواهد كرد، مثلاً اگر قرار باشد بانك‎هاي داخلي و بيروني با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تعاملات بانكي داشته باشند، خود به‎ خود آن‎ها نيز مورد تحريم واقع مي‎شوند، به همين جهت گفته‎اند اين تحريم از نوع سياه‎چاله تحريمي است. زماني كه سپاه پاسداران در داخل و خارج كشور در اين ليست تحريمي قرار مي‎گيرد، ديگر نمي‎گويند كه ايران از گروه‎هاي تروريستي حمايت مي‎كند، بلكه ايران را متهم به تروريست بودن خواهند كرد؛ لذا اين موضوع مساله خطرناكي است.

نيمي از گَلّه ما را سگ چوپان خورده!

«حسين شريعتمداري» در يادداشت روزنامه «كيهان» نوشت: خبري كه در اين نوشته به آن ‎اشاره مي‎شود فقط يك نمونه از صدها نمونه مشابه ديگر است كه طي چند سال گذشته شاهد آن بوده‎ايم، بنابراين براي پي‎بردن به عمق فاجعه نمي‎توان تنها روي نمونه مورد ‎اشاره متوقف شد بلكه نتيجه را بايد در حاصلضرب خسارت‎بار اين نمونه در صدها نمونه مشابه ديگر جست وجو كرد.

ماجرا درباره ورود۶۰۰ دستگاه خودروي سوپرلوكس بنز و پورشه با كارت بازرگاني يك زن روستايي فقير است كه به قول رئيس فراكسيون مبارزه با مفاسد اقتصادي مجلس«به نان شب نيز محتاج است»! حرامخواران با پرداخت ۵ ميليون تومان به اين خانم فقير روستايي براي ايشان يك كارت بازرگاني گرفته‎اند و با اين كارت تعداد انبوهي خودرو وارد كرده‎اند كه ۶۰۰ دستگاه از اين خودروهاي وارداتي از نوع«بنز» و «پورشه» يعني از گران قيمت‎ترين و ‎اشرافي‎ترين انواع خودروهاي خارجي بوده است.

در اين‎باره ‎اشاره به چند نكته ضروري به نظر مي‎رسد و مي‎تواند تا حدودي-فقط تا حدودي- از فاجعه‎اي كه يك مشت كلان‎سرمايه‎دار خونخوار در زد و بند با برخي از مسؤولان حرامخوار بر سر مردم مظلوم اين مرز و بوم آوار كرده و مي‎كنند پرده بردارد.

۱- اسناد موجود كه مسؤولان گمرك نيز آن را تاييد مي‎كنند نشان مي‎دهد كه تاكنون صدها مورد كارت بازرگاني به نام مردان و زنان فقير روستايي صادر شده و با استفاده از اين كارت‎هاي بازرگاني اجاره‎اي كه خواهيم ديد تقلبي نيز هست، ميلياردها دلار كالا وارد كشور گرديده و از طريق زد و بند با برخي از دست اندركاران بدون پرداخت ماليات بر كارت بازرگاني، از گمرك ترخيص و به بازارها و مراكز فروش منتقل شده است!

۲- مسؤوليت صدور كارت بازرگاني بر عهده وزارت صنعت، معدن و تجارت است. حالا به چند نمونه از شرايط احراز صلاحيت براي صدور كارت بازرگاني توجه فرماييد؛

الف-ارائه«اسناد معتبر(روزنامه رسمي يا حكم كارگزيني و يا ليست تامين‎اجتماعي) مبني بر تجربه فعاليت در بنگاه‎هاي صادراتي، وارداتي و توليدي به‌عنوان عضو هيئت مديره، مديرعامل، مدير بازرگاني(داخلي-خارجي)، مديرفروش، كارشناس امور بازرگاني، مدير امور حقوقي، در شركت‎هاي داراي عضويت معتبر اتاق بازرگاني».

آيا فلان مرد يا زن فقير روستايي اسناد مورد ‎اشاره را كه در بند ۲ شرايط احراز صلاحيت براي صدور كارت بازرگاني آمده است، به مسؤولان وزارت صنعت ارائه كرده است؟! مثلا خانم«م-د» كه ۶۰۰ خودروي لوكس بنز و پورشه با كارت بازرگاني ايشان وارد كشور شده است، اسنادي مبني بر تجربه فعاليت در بنگاه‎هاي صادراتي و وارداتي! عضويت در هيئت مديره فلان شركت و. را به اداره مسؤول در وزارت صنعت و تجارت ارائه كرده و مسؤوول يا مسؤوولان مربوطه پس از بررسي اسناد و اطمينان از صحت آن، براي ايشان كارت بازرگاني صادر كرده‎اند؟! حتي تصور ارائه اسناد ياد شده نيز از شدت ناممكن بودن، خنده‎دار است!!

ب- در بند ۳ از شرايط لازم براي صدور كارت بازرگاني تاكيد شده است:«ارائه پروانه بهره‎برداري، جواز تاسيس، كارت شناسايي كارگاه، پروانه فعاليت صنعتي، كشاورزي، معدني، خدمات فني مهندسي، خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات از مراجع ذيربط». آيا خانم م-د يا خانم س-م زن روستايي ديگري كه چندين هزار كانتينر كالا با يك كارت بازرگاني به نام ايشان وارد كشور شده داراي پروانه بهره‎برداري و تاسيس كارگاه صنعتي و كشاورزي و معدني و خدمات مهندسي و. بوده و با ارائه آن موفق به دريافت كارت بازرگاني شده‎اند؟!

چند نمونه ديگر از شرايط قانوني لازم براي صدور كارت بازرگاني به شرح زير است كه ناهمخواني تمامي اين شرايط با موقعيت زنان و مردان فقير روستايي كه كارت‎هاي بازرگاني به نام آن‎ها صادر شده است نيازي به توضيح بيش‎تر ندارد.

ج- برخورداري از حساب بانكي جاري با گردش مالي حداقل ۲ميليارد ريال به مدت يكسال متعلق به يكي از اعضاي هيئت مديره يا مديرعامل به‎عنوان يكي از شرايط كافي.

د- دارا بودن سند مالكيت محل قانوني به نام متقاضي يا اعضاي هيئت مديره شخص حقوقي و نيز شخص حقيقي داوطلب دريافت كارت بازرگاني.

هـ- حداقل ۶ ماه سابقه عضويت در اتاق بازرگاني و نيز شركت در دوره‎هاي آموزشي اتاق به‎عنوان يكي از شرايط كافي.

و- اثبات عملكرد اقتصادي با ارائه مداركي نظير، گزارش فصلي فروش يا اوراق تشخيص مالياتي يا آراي هيئت‎هاي حل اختلاف مالياتي يا تامين اجتماعي از سوي اعضاي هيئت مديره يا مدير عامل شركت و يا شخص حقيقي داوطلب دريافت كارت بازرگاني پس از تاييد مديريت امور مالي اتاق تهران به‎عنوان يكي از شرايط كافي.

ز-دارا بودن سابقه خدمت براي ‎اشخاص حقيقي يا مديران عامل ‎اشخاص حقوقي متقاضي دريافت كارت بازرگاني كه داراي حداقل ۳ سال سابقه كار در ادارات تابعه سازمان امور مالياتي و گمرك ايران تحت عنوان كارشناس با تائيد مديريت عضويت اتاق تهران و نماينده سازمان صنعت، معدن و تجارت استان به‎عنوان يكي از شرايط كافي.

۳- همان گونه كه ملاحظه مي‎شود صدور كارت بازرگاني به نام افرادي كه نه فقط كم‎ترين شرايط، بلكه هيچ يك از شرايط قانوني لازم براي دريافت آن را ندارند بدون زد و بند با شماري از مديران و دست‎اندركاران صدور كارت بازرگاني در وزارت صنعت، معدن و تجارت امكان‎پذير نيست، مخصوصا ديده شده كه برخي از همين مديران- و نه خداي نخواسته همه آنان- در مواردي كه پاي اين گونه زد و بندها در ميان نيست«مو را از ماست مي‎كشند»!! و تا از انطباق شماره شناسنامه خاله و دايي و عمه و عموي متقاضي با آن‌چه در رونوشت شناسنامه آنان آمده است اطمينان حاصل نكنند! برگه ورود و خروج متقاضي به اداره مربوطه را هم امضا نخواهند كرد!! بنابراين بايد پرسيد چه سازوكار پلشت و زد و بند خائنانه‎اي در كار بوده است كه صدها كارت بازرگاني به نام افرادي صادر مي‎شود كه نه فقط هيچ يك از شرايط قانوني را ندارند بلكه شايد تاكنون واژه كارت بازرگاني هم به گوششان نخورده و از كاركرد آن نيز كم‎ترين اطلاعي ندارند؟!

۴-خودروهاي پورشه و برخي مدل‎هاي بنز در شمار خودروهاي لوكس و داراي قيمت‎هاي كلان هستند كه مشتري‎هاي ويژه‎اي از ميان مرفهين بي‎درد دارند. همان‎ها كه به قول شاعر؛

آسمان زر نريخته به سرش

يا خودش دزد بوده يا پدرش

اين خودروها به علت قيمت بالايي كه دارند بدون سفارش قبلي مشتري ساخته نمي‎شوند و از انواع ديگر خودروها نيستند كه از قبل توليد شده و در كارخانه به انتظار خريدار نگهداري شوند. ورود تعداد قابل توجهي از اين نوع خودروها حكايت از آن دارد كه واردكنندگان اين خودروها، پيشاپيش سفارش خريد آن را از مشتريان دريافت كرده‎اند و از بي‎در و پيكر بودن مراكز مسؤول به اندازه‎اي اطمينان داشته‎اند كه بدون كم‎ترين دغدغه‎اي از انجام اين معامله سياه و غير قانوني، ميليون‎ها دلار هزينه خريد آن را تقبل كرده‎اند!

راستي اگر رهنمود حكيمانه رهبر معظم انقلاب را به كار بسته و كالاي قاچاق را آتش مي‎زديم، با اين گونه خسارت‎هاي فاجعه‎بار روبه رو بوديم؟!

۵- بعد از انتشار خبر ورود چند هزار خودرو با كارت‎هاي بازرگاني تقلبي كه ۶۰۰ دستگاه آن از نوع بنز و پورشه بوده است و اطلاع از واردات هزاران كانتينر كالاي لوكس ديگر كه از همين طريق وارد كشور شده است با يكي از مسؤولان گمرك تماس گرفته و به گلايه‎اي آميخته با اعتراض پرسيديم؛ چرا به كارت‎هاي بازرگاني اجاره‎اي-بخوانيد تقلبي-اجازه واردات مي‎دهيد؟! ايشان كه اصرار داشت نامش فاش نشود در پاسخ گفت: در اين خصوص به وزارت صنعت، معدن و تجارت اعتراض كرديم ولي آقاي. يكي از مديران بلند پايه دولتي- بيرون از وزارت صنعت-تماس گرفته و با عتاب گفت «به شما چه ربطي دارد كه در مسائل بيرون از مسؤوليت خود دخالت مي‎كنيد»!!

۶- متاسفانه بيش‎ترين مشكلات اقتصادي كه تعطيلي كارخانجات و مراكز توليد را در پي داشته و دارد و بيكاري بسياري از مردم مظلوم كشورمان و كسادي كسب و كار آنان را باعث شده است ناشي از همين واردات گسترده و بي‎رويه به صورت قاچاق كالا و يا قاچاق شبه‎قانوني از مبادي رسمي است و البته بايد به اين ناهنجاري خانمانسوز، بسياري از مفاسد اقتصادي ديگر را نيز افزود. به بيان ديگر، مشكل اصلي دزدهاي داخلي هستند كه خود را رفيق قافله جا زده‎اند و چه وصف‎الحال است اين بيت كه؛

دشت ما گرگ اگر داشت نمي‎ناليديم

نيمي از گَلّه ما را سگ چوپان خورده!

به بهانه كتك زدن دستفروش بينوا توسط ماموران شهرداري:
كتك اصلي را چه كساني به دستفروشان مي زنند؟

در روزهاي اخير بار ديگر كليپي از كتك خوردن يك دستفروش افكار عمومي را تحت تاثير قرار داده و باعث شكل‎گيري بحث‎هايي پيرامون برخورد با ماموران خاطي و مسؤوولان امر شده است؛ موضوعي كه نيازمند ريشه شناسي عميق است.

به گزارش جهان نيوز، به‌طور طبيعي هر پديده‎اي معلول، عللي است و پديده دستفروشي نيز از اين امر مستثنا نيست. دستفروشي در كلان شهرهاي ايران به شدت در حال افزايش است و نمي‎توان آن را با برخوردهاي ايذايي انكار يا معدوم كرد. متاسفانه بدترين نحوه برخورد با اين پديده، جمع آوري دستفروشان با اقدامات خشني است كه مي‎تواند جامعه را تحت تاثير خود قرار دهد و اصل ماجراي حل و فصل آن را به حاشيه ببرد.

در يك دهه اخير در شهرهاي بزرگ ايران دستفروشي به ميزاني رواج پيدا كرده كه به نظر مي‎رسد به يك صنف مستقل تبديل شده است! اين پديده در مكان‎هاي پر رفت و آمد بيش‎تر به چشم مي‎خورد. آمارهاي اقتصادي در چند سال اخير نشان مي‎دهد، اوضاع اقتصادي و معيشتي بهبود چنداني نيافته و افزايش هزينه‎هاي زندگي، تعداد مشاغل كاذبي همچون دستفروشي را به نحو چشمگيري افزايش داده است.

بنابراين اين مشكل به خاطر وجود بستري ناايمن و بي‎ثبات در بخش اقتصادي و معيشتي حاصل شده كه بسياري را براي گذارن زندگي به اين سو كشانده كه به كم‎ترين هزينه براي دست و پا كردن يك كاسبي كوچك نياز دارند. دولت يازدهم و در حال حاضر دولت دوازدهم علي‎رغم شعارهايي كه در امر افزايش اشتغال و گشايش‎هاي اقتصادي و معيشتي دادند، موفق نشدند باعث كاهش بيكاري و بهبود معيشت مردم شوند.

در حال حاضر نيز با توجه به بودجه پيشنهادي و تضعيف طبقات متوسط و رو به پايين در پرداخت عوارض و ماليات و حذف يارانه‎ها، بايد شاهد افزايش معضلات اجتماعي و اقتصادي و سقوط آزاد اقشار مختلف به زير خط فقر باشيم؛ امري كه به‌طور مستقيم در افزايش مشاغل كاذب از جمله دستفروشي سهم بسزايي خواهند داشت. اما براي درك بهتر مسؤووليت واقعي افزايش دستفروشي در ايران مي‎توان آمارهاي اقتصادي سال‎هاي اخير را بررسي كرد.

براساس آخرين آمار سرشماري كشور، جمعيت ايران حدود 80 ميليون نفر مي‎شود كه از اين تعداد براساس محاسبات مركز آمار ايران، 44. 8 ميليون نفر بين 30 تا 64 سال سن و 25. 1 ميليون نفر بين 15 تا 29 سال سن دارند. مابقي جمعيت را كودك و نوجوان و سالمندان تشكيل مي‎دهند. بيش‎تر جمعيت فعال كشور در دسته ميانسالان و جوانان قرار مي‎گيرند. جمعيت شاغل كشور بين 21 تا 22 ميليون نفر برآورد شده كه از اين تعداد به ميزان اندكي داراي امنيت شغلي هستند كه اكثرا در استخدام دولت و شركت‎هاي تابعه دولتي به سر مي‎برند. به اين ترتيب با اشتغال 27 درصدي جمعيت ايران، به ازاي هر فرد شاغل در ايران بيش از دو نفر فاقد شغل وجود دارند.

اين بدان معناست كه بار تامين هزينه‎هاي 3. 5 نفر در ايران - شامل يك فرد شاغل و 2. 5 فرد بدون شغل - بر عهده يك نفر است. از جمعيت 79 ميليون نفري ايران 57 ميليون نفر هيچ فعاليت شغلي و اقتصادي در حال حاضر ندارند. فعال نبودن اين جمعيت به معناي عدم مشاركت اقتصادي اين افراد نيست چرا كه بخشي از اين جمعيت را بيكاران و كساني تشكيل مي‎دهند كه در جست‎وجوي كار هستند. درحدود 90 درصد از كارگران داراي قراردادهاي موقت هستند كه اين شامل 50 درصد از جمعيت شاغلين كشور مي‎شود.

در برخي از مناطق كشور آمار بيكاري به شدت بالاست به نحوي كه بالاي 50 درصد بيكاري در تعدادي از استان‎هاي مرزي گزارش شده است. اين جمعيت يا به مشاغل كاذب در همان مناطق روي مي‎آورند و يا به كلانشهرها مهاجرت كرده و در اين شهرها نيز به كارهايي نظير دستفروشي كشيده مي‎شوند. وزير كار آبان 95 اعلام كرده بود كه هر دقيقه ۵ نفر وارد بازار كار مي‎شوند و ساليانه بايد ۸۰۰هزار شغل ايجاد شود تا نياز بازار كار براي شغل تأمين شود، با احتساب ورود فقط ۵ نفر بيكار در هر دقيقه بايد گفت ساعتي ۳۰۰ نفر به جمعيت بيكاران افزوده مي‎شود. آخرين آمار مركز آمار از نتايج طرح آمارگيري از ويژگي‎هاي اشتغال و بيكاري(1376-1383) و طرح آمارگيري(1396-1384) اعلام مي‎كند كه نرخ بيكار فصلي جوانان در بازه سني 15 تا 24 ساله در بهار امسال 28. 8 درصد اعلام شد.

بررسي نرخ بيكاري جوانان 15 تا 24 ساله در كل كشور به تفكيك فصول مختلف 1381 تا 1396 نشان مي‎دهد اين نرخ در بهار 96 به بالاترين حد خود رسيد به‌طوري كه نرخ بيكار فصلي جوانان در بازه سني 15 تا 24 ساله در بهار امسال 28. 8 درصد اعلام شد.

پيش از اين بالاترين نرخ بيكاري فصلي جوانان در فصل بهار، مربوط به سال 1380با نرخ 30. 6 درصد بود. در عين حال بررسي نرخ بيكاري فصلي در بين جمعيت جوان15 تا24 ساله حاكي از آن است كه عموماً نرخ بيكاري فصلي، هر ساله در فصل زمستان به بالاترين حد خود نسبت به ساير فصول سال مي‎رسد

از جذابيت دستفروشي تا ناچاري براي دستفروشي

هرچند افزايش دستفروشي در خيابان‎ها و معابر كلانشهرها در حال حاضر به‌عنوان معضل اجتماعي در نظر گرفته مي‎شود ولي اين پديده خود تابع معضلات اجتماعي ديگري است كه از مشكلات اقتصادي ريشه مي‎گيرند. اين چرخه معيوب اقتصادي – اجتماعي به خاطر ركود اقتصادي و ناتواني دولت در بهبود اوضاع كسب و كار و رفع بيكاري، به سرعت در حال گسترش است.

در تحقيقي كه با سفارش وزارت كار و رفاه اجتماعي در سه شهر تهران، رشت و اهواز صورت گرفت، نتايج به دست آمده نشان داد كه ۷۶ درصد دستفروشان سرپرست خانوار و ۶۴ درصد آن‎ها متأهل هستند. حدود ۹۰ درصد دستفروشان هيچ شغل ديگري ندارند و تقريباً تمامي آن‎ها يعني ۹۸ درصدشان غير از درآمد حاصل از دستفروشي هيچ درآمد ديگري ندارند. .

بسياري از كارشناسان حوزه اقتصادي و جامعه، فقر اقتصادي و عدم توانايي در پرداخت هزينه‎هاي كلان زندگي را منشا افزايش دستفروشي مي‎دانند.

سخن آخر

اعداد و ارقام اقتصادي زماني كه با پديده‎هاي اجتماعي گره مي‎خورند،‎ مي‎توانند واقعيت‎هاي ملموسي را عرضه كنند. اگر افراد جامعه در نتيجه سياست‎هاي اقتصادي از رفاه نسبي برخوردار شوند و قادر به مديريت هزينه‎هاي زندگي گردند، پديده‎هاي اجتماعي مذمومي مانند فقر و طلاق و اعتياد كم‎تر در سطح جامعه مشاهده خواهد شد. حال اگر هزينه‎هاي زندگي از درآمدها سبقت گرفته و دولت توان جذب نيروهاي فعال را در حوزه كسب و كار نداشته باشد، بيكاري افزايش يافته و در نتيجه تبعات اجتماعي هم خود رابه سرعت در سطح شهرها و روستاها نشان مي‎دهند. افزايش آمار دستفروشي در كلانشهرهاي ايران بدون ترديد با معضلات اقتصادي نظير بيكاري مرتبط است؛ به نحوي كه در ميان دستفروشان مي‎توان افرادي را مشاهده كرد كه با مدارك بالاي دانشگاهي به سبب نبود شغل، مشغول چنين كاري هستند.

 يادداشت هفته

خواب آشفته آمريكا و عربستان از قدرت موشكي ايران

 علي اكبر عالميان

در حالي كه بيش از يك ماه از حمله موشكي انصار ا... به عربستان مي‎گذرد، اين موضوع همچنان سعودي‎ها و حاميانش را عصباني و مبهوت كرده است به‎گونه‎اي كه نمي‎توانند از كنار آن به سادگي عبور كنند. در تاريخ ۱۳ آبان، منابع نظامي يمن از شليك موفقيت‎آميز يك فروند موشك از نوع «بركان» به فرودگاهي در پايتخت عربستان خبر دادند. اين حمله برق آسا چنان سعودي‎ها را وحشت زده كرد كه آنان را به پريشان گويي واداشت. آنان با طرح ادعايي بي‎اساس، ايران را عامل اصلي حمله موشكي به فرودگاه رياض دانسته با صدور اطلاعيه‎اي اعلام كردند كه: «نقش ايران در فرماندهي نيرو‎هاي انصارا... .. در حمله موشكي به رياض، نشانه روشني از اقدام جنگي است؛ بنابراين فرماندهي ائتلاف اين اقدام را اقدامي نظامي و جنگي از سوي ايران عليه پادشاهي عربستان در نظر مي‎گيرد. » اين ادعاي سعودي‎ها حاوي دو پيام مهم بود. يكي اين‎كه آنان ايران را تهديد كردند و ديگر اين‎كه به كشورمان اتهام زدند كه البته در هردو مورد پاسخي قاطع دريافت كردند.
همزمان با سعودي‎ها، ايالات متحده نيز به ميدان آمد تا از آب گل آلود ماهي بگيرد. در نخستين ساعات بامداد ۱۴ آبان، دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا در اظهاراتي عجيب، ايران را به پرتاب موشك از يمن به سمت پايتخت عربستان متهم كرد. او در صحبت‎هاي خود مدعي شد «به نظر من، ايران به سمت عربستان موشك انداخته است؛ شما در اين‎باره مي‎دانيد، درست است؟ شما ديديد كه موشك پرتاب شد و سيستم‎هاي ما آن را از بين بردند. » چند روز قبل نيز خانم نيكي هيلي، نماينده آمريكا در سازمان ملل، با نمايش بقاياي موشكي كه حوثي‎ها به رياض، پايتخت عربستان سعودي شليك كردند ايران را به نقض تعهدات بين‎المللي متهم كرد. ‎ نيكي هيلي مدعي است: دو گواه غير قابل ‎انكار كه ايران تامين‎كننده موشك حوثي‎ها از يمن به عربستان بوده: اثري از ادوات تثبيت‎كننده در بقاياي اين موشك كوتاه‎برد نيست و تنها موشك كوتاه‎برد جهان كه اين ادوات را ندارد، موشك قيام ايران است. دو اين‎كه نشاني شبيه گروه صنعتي شهيد باقري روي بقايا هست. ‎ او ادامه مي‎دهد كه: اين موشك، وحشتناك است. كاملاً وحشتناك است و به همين دليل است كه بايد اين كار متوقف شود. به خاطر همين است كه مي‎گوييم مساله فقط برنامه هسته‎اي ايران نيست.
در مورد اقدام همزمان آمريكا و عربستان بر ضد ايران و انصارا... بايد به چند نكته مهم اشاره كرد.
نكته اول اين‎كه آنان پاسخ نداده‎اند كه چرا اين همه از حمله موشكي مبارزين يمني وحشت زده شده‎اند؟ به فرض بپذيريم كه ايران ‎اين موشك‎ها را به يمني‎ها داده است، آيا بايد يمني‎ها را از حق مسلم خود كه همان دفاع مشروع در برابر تهاجم خارجي است محروم كنيم؟ آيا عربستان كه نزديك به سه سال است يمن را هدف حملات غيرانساني و غير قانوني خود آن هم با انواع و اقسام سلاح‎هاي مدرن و جديد قرار داده، در اين كار خود آزاد است اما ملت مظلوم يمن كه از ابتدايي‎ترين وسايل جنگي نيز محروم هستند، نبايد بتوانند به اين همه ددمنشي پاسخ دهند؟!
نكته دوم اين‎كه چرا اين همه آشفتگي در جبهه مخالفان يمن به وجود آمده است؟ آيا انصارا... متهم است و كار غير قانوني انجام داده است يا دولت متجاوز سعودي كه ماه‎هاست ملت بي‎دفاع يمن را به خاك و خون مي‎كشد؟ چرا آمريكا، سعودي‎ها را به سبب اين همه جنايت محكوم نمي‎كند ولي يمني‎ها را به واسطه دفاع مشروع از خود مورد انتقاد قرار مي‎دهد؟
نكته سوم اين‎كه به فرض بپذيريم ايران اين موشك‎ها را به يمني‎ها داده است، اين پرسش مطرح مي‎شود كه اگر فروش و يا اعطاي موشك ممنوع است، چرا خود آمريكايي‎ها بزرگ‎ترين صادر كننده تسليحات نظامي در جهان هستند؟! اصلا بايد پرسيد كه سعودي‎ها اين همه سلاح‎ها به‌ويژه سلاح‎هاي ممنوعه را از كجا خريده‎اند؟ آيا تجهيز و تسليح سعودي‎ها به انواع سلاح‎هاي ممنوعه و يا غير ممنوعه اشكالي ندارد اما تسليح يمني‎ها به ابتدايي‎ترين سلاح‎ها ممنوع است؟
نكته چهارم نيز اين‎كه عربستان و آمريكا از كجا اطمينان دارند اين موشك را ايران به حوثي‎ها داده است كه بلافاصله بعد از اين حمله موشكي، جمهوري اسلامي را متهم به اين اقدام مي‎كنند؟ اين درحالي است كه در همان زمان فرماندهان ارشد نظامي و مسؤولان سياسي كشورمان اعلام كرده بودند كه اين ادعا كذب محض است. به‌عنوان نمونه،فرمانده كل سپاه در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران درباره ادعاي رئيس جمهور آمريكا مبني بر كمك موشكي ايران به يمن اظهار داشته بود كه: «ترامپ حرف‎هاي غلط، بي‎اساس و دروغ زياد زده است و تهمت‎هاي زيادي به ايران وارد كرده كه اين هم يكي از آن تهمت‎هاست. ما اصلا امكان انتقال موشك به يمن را نداريم. موشك‎ها متعلق به خود يمني‎هاست كه بُردش را اضافه كرده‎اند و در راستاي انتقام خون شهداي خود از آن‎ها استفاده مي‎كنند. »
ادعاهاي‎ خانم نيكي هيلي وطرح شواهد بي‎اساس او نيز به قدري مضحك است كه نيازي به پاسخ ندارد. او اين موشك را كاملاً وحشتناك مي‎داند ولي به اين پرسش پاسخ نمي‎دهد كه اگر اين موشك ايراني به اين مقدار وحشتناك است، پس تسليحات كشتارجمعي آمريكايي‎ها را بايد چگونه وصف كرد؟! البته بايد به اين واقعيت اذعان كرد كه قدرت نظامي و موشكي جمهوري اسلامي ايران به اندازه‎اي مستحكم و قوي است كه دشمنان ما را به هراس و وحشت انداخته است و از اين بابت به توانمندي‎هاي نيروهاي مسلح خود مي‎باليم و به فرزندان رشيد ملت ايران افتخار مي‎كنيم كه اين گونه خواب خوش را از چشمان دشمنان ربوده و آنان را وحشت زده كرده‌اند. هدف از اين اتهام زني مشترك آمريكا و عربستان به ايران نيز دو مساله مهم است. اول اين‎كه سعودي‎ها در جنگ با يمن در بن بست عجيبي گرفتار شده‎اند كه رهايي از آن برايشان به كابوسي وحشتناك تبديل شده است. درست به همين دليل است كه آنان مي‎خواهند پاي ايران را به ماجرا باز كنند تا بلكه خود را از مخمصه رهانيده و افكار عمومي را به سمت ايران متوجه كنند. سعودي‎ها نمي‎خواهند بپذيرند كه ارتش يمن و انصارا... به توانايي بازدارندگي رسيده‎اند و مي‎توانند موشك‎هاي خود را در خاك عربستان به زمين بنشانند. به همين سبب، اتهام‎هاي خود را متوجه ايران مي‎كنند تا بلكه خود را تسكين دهند. مسئاله دوم به آمريكايي‎ها بر مي‎گردد كه همواره به دنبال بهانه‎اي هستند تا بلكه قدرت موشكي ايران را محدود كنند. آنان در جريان حمله موشكي حوثي‎ها به عربستان به زعم خود به اين بهانه دست يافته‎اند و به همين دليل است كه خانم هيلي پس از طرح اين اتهام بي‎اساس، سريع نتيجه مي‎گيرد كه بايد برنامه موشكي ايران محدود شود. طرح اين ادعاي ناشيانه هيچ خللي در عزم راسخ ملت ايران و ملت مظلوم يمن در دفاع از خود در برابر بيگانگان ايجاد نخواهد كرد. ملت يمن به دفاع مظلومانه اما مقتدرانه خود در برابر آمريكا و عربستان ادامه خواهد داد چه با موشك ايراني و چه بدون موشك ايراني. ملت ايران و فرزندان رشيد آنان در نيروهاي مسلح نيز به برنامه موشكي خود به منظور دفاع از كيان خويش ادامه مي‎دهند؛ چه آمريكا و عربستان و ساير دشمنانشان خوششان بيايد و چه خوششان نيايد!

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

اين‎كه يك ديوانه‎اي مثل ترامپ تصميم گرفته با انتقال سفارت آمريكا به بيت‎المقدس، آن را به‌عنوان پايتخت رژيم جعلي و كودك‎كش صهيونيستي به رسميت بشناسد درحقيقت بازي با آتش است؛ آتشي كه شعله‎هاي آن(انتفاضه سوم) تفاله‎هاي آمريكايي صيهونيستي غاصب درفلسطين اشغالي را خواهد سوزاند و تل‎آويو را براي ساكنين غاصب اسرائيلي‎اش نا امن‎تر از قبل خواهدكرد.
يك شهروند

اظهار نظرگستاخانه فرانسه درباره برنامه موشكي ايران درحالي است كه نا امن كننده‎ترين رفتارهاي نظامي عليه ثبات منطقه از ناتو و آل سعود و داعشي سرزده كه همين فرانسه خود حامي و تقويت‎كننده اين جنايت‎كاران بوده است.
0918... 5411

آن‎ها كه مي‎گويند كسي كه ساكن مسكن مهر نيست نبايد از آن دفاع كند، آيا مي‎خواهند بگويند خودشان بهتر از مهري‎ها خانه ساختند براي ملت؛ درحالي كه خودشان دركاخ‎ها و ويلاها مشغول زندگي ‎بودند.
0919... 8895

بيانيه بي‎ارزش و سرتاسر آمريكايي صهيونيستي‎پسند اتحاديه عرب(بخوانيد اتحاديه ذلت) عليه جبهه مقاومت و حزب‌ا... اوج عقده‎اي شدن آل‎سعودي را نشان مي‎دهد كه از حزب‌ا... و نيز از ملت مبارز يمن شكست استراتژيكي خورده است. بديهي است به كوري چشم آل‎شيطان سعودي و اتحاديه عرب، اقتدار و محبوبيت مردمي حزب‌ا... و اقتدارمردم يمن روز به روز بيش‎تر مي‎شود‎.
يك شهروند

در پاسخ اظهارات گستاخانه امانوئل ماكرون كه گفته: من خواستار برخورد قاطع با ايران درباره موشك‎هاي بالستيك و نفوذ تهران در منطقه هستم. بايد گفت:1-برنامه موشكي ما كه برآمده ازتوانمندي نظامي ماست جنبه دفاعي و بازدارندگي داشته كه درجهت حفظ امنيت ملي است و يك امر داخلي بوده كه اصلاً ربطي به فرانسه ندارد در ضمن مسأله حضورايران در منطقه به‎خاطر حفظ امنيت منطقه در برابر مداخلات جنگ‎طلبانه غرب و آمريكاست. در پايان خاطرنشان مي‎شود: اگر قرار باشد براي برقراري امنيت منطقه اقدامي شود بايستي به دست ملت‎هاي منطقه ابتدا دست غارت‎گرغرب(آمريكا،فرانسه و انگليس) كه به شكل صهيونيزم غاصب منطقه را ناامن كرده از ريشه كنده شود سپس پايگاه‎هاي نظامي آمريكا و انگليس برچيده شود و آن‎گاه جلوي انعقاد قراردادهاي مرگبار تسليحاتي آمريكا و انگليس با شياطين سعودي و مزدوران غرب در منطقه گرفته شود.
0918... 0291

شهيد مدرس در اوج تاريكي و طاغوت زدگي كشور، يك تنه جلوي استعمارگري انگليس را گرفت و قرارداد 1919را لغوكرد. حال نمايندگان مجلس دهم بايد از قضاوت تاريخ بترسند آن‎گاه كه رفتار دشمن شادكنشان در تصويب برجام و توتال را كنار رفتار دشمن‎ستيزانه مدرس در لغو قرارداد 1919 گذاشته و به قضاوت بگذارد كه چطور مدرس دراوج خفقان، عزت ملي را حفظ و آن را به رخ انگليس كشاند ولي نمايندگان مجلس دهم با وجود قرار داشتن در دوران عزت جمهوري اسلامي زير ننگ تصويب برجام و توتال رفتند؟
يك شهروند

به نظراين حقير آمريكا و اروپا جنگ زرگري راه انداخته‎اند و تصميم ترامپ با هدف حفظ برجام است!
0911... 2418