صفحه اول

دلايل تصميم اخير ترامپ درباره پايتختي بيت المقدس

 دكتر قاسم روان‌بخش

1. بي‎ترديد انتقال سفارت امريكا به بيت‌المقدس براي ايالات متحده و رژيم صهيونيستي يك پيروزي بزرگ تلقي مي‎شود؛ زيرا چنان‌چه امريكا بدون تنش و مشكل، به اين اقدام موفق شود ديگر كشورهاي اروپايي و سپس كشورهاي اسلامي دوست امريكا مانند عربستان سعودي، بحرين و اردن و. نيز در اين اقدام از كاخ سفيد تبعيت خواهند كرد. در اين صورت رژيم جعلي اسرائيل مي‎تواند ادعا كند كه بيت‌المقدس پايتخت يك كشور يهودي است. در اين شرايط، صهيونيست‎ها خواهند توانست در يهودي‌سازي اين سرزمين بيش‎تر بكوشند و مسلمانان را وادار به ترك سرزمين آبا و اجدادي خود كنند. به عبارت ديگر؛ آن‎ها مي‎خواهند با پايان دادن به كار قدس، به كار فلسطين پايان داده شود و اين پرچم از مسلمانان گرفته شود. ولي به دليل حساسيت بالاي مساله، از سال 1995 تا كنون موفق به اين اقدام نشده‌اند. و روساي جمهور امريكا هر 6 ماه به 6 ماه ناچار شده‎اند آن را به تعويق اندازند؛ اتفاقي كه در دولت ترامپ نيز رخ داد و وي پس از اعلام تصميم خود، آن را براي 6 ماه ديگر به تعويق انداخت.

2. پرسش اساسي اين است كه چرا ترامپ در اين بازه زماني، چنين تصميمي گرفته است؟ تصميم ترامپ مي‎تواند معلول دو نوع اتفاق باشد؛ وقوع پيروزي‎هاي متوالي و پي در پي در منطقه كه آخرين حلقه آن انتقال پايتخت اسرائيل به بيت‌المقدس باشد يا شكست‎هاي پي در پي كه با چنين تصميم بخواهند ضعف‎ها و شكست‎هاي خودشان را جبران كرده و بپوشانند. با نگاه به منطقه متوجه مي‎شويم در طول سال‎هاي گذشته يعني از دهه 1970 به اين طرف، منحني قدرت امريكا در منطقه سير نزولي داشته است. وضعيت امروز مصر، تركيه، ايران و عربستان، هرگز با وضعيت دهه هفتاد قابل مقايسه نيست. مثلاً در مصر شرايط جديدي پيدا شده، مصري‎ها به نقطه‎اي غير از آمريكا چشم دوخته‎اند و ارتباط قبلي بين مصر و رژيم صهيونيستي نيز از يكديگر گسسته شده است؛ تركيه از جرگه دولت‎هاي طرفدار آمريكا خارج شده تا جايي كه واشنگتن متهم به انجام كودتا در تركيه است؛ موقعيت آمريكا در پاكستان لطمه جدي ديده و بين ارتش آمريكا و پاكستان چالش وجود دارد. موقعيت اسرائيل در منطقه در مقايسه با دهه هفتاد كه آن‎ها سرمست از شكست اعراب بودند در موقعيت آسيب‎پذيري قرار گرفته است، اسرائيل كه زماني براي غرب بال بود امروز به باري براي آن‎ها تبديل شده و بايد براي امنيت اسرائيل هزينه كنند، در صورتي كه قرار بود اسرائيل امنيت آمريكا را در منطقه برقرار كند. به همين دليل امريكايي‎ها كه براي جبران اين شكست‎ها به دنبال راهكاري مي‎گردند تصور مي‎كنند با اين اقدام مي‎توانند قدرت خودشان را به رخ جهان بكشند و ضعف‎هاي خود را بپوشانند اما اين اقدام نيز حلقه ديگري از ضعف‎ها و شكست‎هاي امريكا و اسرائيل را رو كرد و نشان داد كه جهان اسلام در برابر چنين تصميمي خواهد ايستاد؛ انتفاضه چهارم در داخل فلسطين و اعتراض‎هاي گسترده در كشورهاي اسلامي و غير اسلامي بازتاب اين تصميم نابخردانه ترامپ بود.

3. اكنون وضعيت امريكا در مقايسه با دوران ديگر روساي جمهوري امريكا در بدترين حالت قرار دارد. امريكا در سوريه و عراق، در لبنان و فلسطين و در يمن و ديگر نقاط دنيا، شكست خورده و هيمنه‌اش از دست رفته و در برابر لشكر عظيم چندصد هزار نفره از مقاومت در كشورهاي عراق و سوريه و لبنان و پاكستان و افغانستان و ايران قرار گرفته است؛ براي سپاهي كه جنگ شهري در سوريه و عراق را به خوبي تجربه كرده و شهرهاي بزرگي مانند حلب و موصل را از چنگ خون آشاماني كه از كشته شدن باك ندارند آزاد كرده است، جنگ شهري در برابر صهيونيست‎هاي ترسو به سان آب خوردن است. امروز امريكا و اسرائيل تحقق پيش‌بيني امام خامنه‎اي مبني بر نابودي رژيم صهيونيستي در كم‎تر از 25سال را كه دو سال آن طي شده است حتمي مي‎دانند و از اين بيم دارند كه اين پيش‌بيني در زماني بسيار كم‎تر جامه تحقق بپوشد. شايد اقدام ترامپ در مطرح ساختن برگ نهايي اعلام قدس به‌عنوان پايتخت اسرائيل، روحيه دادن به يهوديان داخل سرزمين‎هاي اشغالي باشد كه با ترس خود اين شكست را سرعت نبخشند و شايد مايل است با ايران بر سر اين موضوع به مذاكره بنشيند تا از طريق سياسي و مذاكره برد - برد(!)، همانند برجام تحولات منطقه را به نفع رژيم صهيونيستي رقم بزند.

دو نمايشگاه مقاومت و سازش در برابر يكديگر

  دبير سياسي

از سال 92 تا سال جاري، دو نمايشگاه سازش و مقاومت به‌طور همزمان برگزار شد و مردم منطقه و جهان از جمله ملت ايران شاهد عمليات‎ها و دستاوردهاي هر دو بودند؛ در نمايشگاه سازش مردم شاهد اظهارات عجزآميز، خودكم بيني‎ها، دشمن بزرگ بيني، لبخندها و قدم زدن‎ها بودند؛ عملياتي كه جز تحمل هزينه براي جمهوري اسلامي هيچ دستاوردي نداشت. دستاوردهاي هسته‎اي يك ملت را به ثمن بخس به دشمنان واگذار كردند و در مقابلش «تقريبا هيچ» دريافت كردند و‎اي كاش به همين دستاورد بسنده شده بود؛ متاسفانه نه تنها تحريم‎ها لغو نشد، بلكه ده‎ها تحريم ديگر نيز بر آن‎ها افزوده شد و دشمن را در برابر ملت ايران و نظام اسلامي جري‎تر كرد.

اما نمايشگاه ديگر نمايشگاه پايداري و مقاومت بود كه به گستردگي منطقه به نمايش گذاشته شد. 180 هزار كيلومتر از خاك عراق و تمام خاك سوريه به جز دمشق به اشغال گروهك تروريستي خونخوار داعش درآمد و اين گروهك مزدور با شعار‎هاي خشن و عمليات‎هاي سنگين در صدد تسخير كامل اين دو كشور و سپس آماده شدن براي حمله به ايران اسلامي بر آمد. عمليات 6 هزار جوان وهابي بر ضد مواضع شيعيان و حتي اهل سنت و كشتار ده‎ها هزار نفر از مردم بي‎گناه منطقه و نابودي زيرساخت‎هاي دو كشور عراق و سوريه و ايجاد نفرت در ميان مردم جهان نسبت به اسلام و ارزش‎هاي اسلامي از نتايج بسيار زشت و نامطلوب تفكر خشن تكفيري وهابي است البته عمليات در عمق خاك ايران و در راهروهاي مجلس شوراي اسلامي، و حرم امام خميني(ره) از اين واقعيت حكايت داشت كه چنان‌چه اين گروه خطرناك در آن دو كشور به اهدافش دست مي‎يافت، هدف اصلي‌اش حمله به ايران اسلامي و مركز ام‌القراي جهان تشيع را پي مي‎گرفت.

براي مهار اين گروهك خونخوار دو نوع تفكر وجود داشت: يكي تفكر سازش كه معتقد به مذاكره برد - برد بود و ديگري همان گفتمان مقاومت و پايداري كه معتقد بود بايد در برابر اين جرثومه‎هاي فساد و اربابانشان ايستاد و ذره‎اي عقب نشيني نكرد؛ اين همان تفكر انقلابي و مقاومت بود كه پرچم آن بر دوش مقام معظم رهبري قرار داشته و افسران رشيدش سيد حسن نصرا... و قاسم سليماني بودند. شايد آن روزي كه بچه‎هاي شيعه زينبيون پاكستان و فاطميون افغانستان و حيدريون عراق و حزب‌ا... .. لبنان با فرمان ولي امر مسلمين گرد هم آمدند، كم‎تر كسي چنين نتايج زيبايي را براي مقاومت تصور مي‎كرد. گفتمان مقاومت با كم‎ترين هزينه و حداقل امكانات و با اراده و ايمان الهي توانست در مدت سه سال تومار اين جريان خطرناك را در هم پيچد و به عمرشان پايان دهد. اين گفتمان، گفتمان «اشداء علي الكفار رحماء بينهم» بود. دراين گفتمان، تنها خشيت از خدا و اميد به او موج مي‎زد و ذره‎اي اميد به غير خدا و ترس از دشمنان خدا وجود نداشت.

امروز ديگر حجت بر همگان تمام شده است. در اين دو نماشگاه همه ديدند كه گفتمان سازش شكست خورد و گفتمان مقاومت، ثمر داد. با توجه به مقايسه، همه بايد درس بگيرند و استرات‎ژي خود را در برابر دشمن، مقاومت قرار دهند و از سازش و تسليم در برابر دشمن و مذاكره با او بپرهيزند. براستي چنان‌چه گفتمان مذاكره پيروز مي‎شد و حداقل به 20 درصد از اهدافش دست مي‎يافت ريشه تفكر انقلابي را در كشور و منطقه مي‎كند ولي اكنون خطاي استراتژيك اين جريان به عبرتكده‎اي براي نسل كنوني و چندين نسل آينده و مردم منطقه تبديل شده است.

 سرمقاله

حلقه مفقوده عدالت در افزايش نجومي حقوق نمايندگان

 دكتر محمد ملك زاده

در دوراني كه شهيد مدرس جزو نمايندگان مجلس شوراي ملي بود، از آن‎جا كه ايشان نماينده‎اي برجسته و صاحب نفوذ بود روزي يكي از نمايندگان مجلس پيش ايشان آمد و با گلايه از ميزان حقوق نمايندگي گفت: حقوق هر نماينده فقط صد تومان است كه براي اداره زندگي بسيار كم است. ترتيبي دهيد مجلس اين مبلغ را به دويست تومان افزايش دهد!
مدرس به وي جواب داد: روزي كه شما خود را در معرض نمايندگي قرار داديد و از سوي مردم انتخاب شديد همه مي‎دانستند حقوق نمايندگان صد تومان است و با رضايت اين وكالت را انتخاب كرديد. اگر حالا ناراضي هستيد بايد استعفا دهيد و اعلام كنيد ما با حقوق دويست تومان نمايندگي را قبول مي‎كنيم. اگر مردم باز به شما رأي دادند، حق داريد دويست تومان بگيريد؛ والا بدون رضايت مردم نمي‎توانيد به يكباره حقوق خود را دو برابر كنيد!
شهيد مدرس همچنين در زماني كه طرح افزايش حقوق نمايندگان در دستور كار مجلس شوراي ملي قرار گرفت، با ابراز مخالفت شديد با اين طرح، سخناني تاريخي ايراد نمود؛ وي در موضع مخالفت فرمود: كاري نكنيد كه مردمان حال و آيندگان در مورد شما قضاوت كنند كه اين نمايندگان اگر براي خدا وكالت مردم را پذيرفته بودند، در زمان فقر و تنگدستي مردم، ابتدا براي رفاه و آسايش موكلان خويش فكري مي‎كردند نه افزايش حقوق و رفاه خود!(1)
آري! به راستي شايد شهيد مدرس را بتوان نخستين و بهترين الگوي نمايندگان مجلس در ايران دانست. مدرس خود نمونه بارز يك نماينده ساده زيست بود. وي زماني كه در عهد قاجار به پيشنهاد علماي نجف به‌عنوان نماينده مردم تهران و با راي قاطع ايشان به مجلس شوراي ملي راه يافت، همواره مراقب بود نماينده‎اي صالح، امين و درستكار براي مردم باشد و به چيزي جز مصلحت واقعي موكلان خويش نينديشد. او از بين منازل ۳ توماني و ۲۵ قِراني كه به وي پيشنهاد شد، منزلي را كه ساده‎تر بود برگزيد و هرگز از مسير ساده زيستي منحرف نگرديد. به دليل وجود اين ويژگي‎ها بود كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران شهيد مدرس را مرد تاريخ خواند و فرمود تا تاريخ زنده است مدرس هم زنده مي‎ماند و به همين خاطر است كه بعد از گذشت سال‎ها هنوز نام و ياد او ماندگار است و سالگرد شهادتش به نام روز مجلس نامگذاري شده است. عملكرد شهيد مدرس امروز الگوي مناسبي براي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است. نماينده‎اي كه به ‎معناي واقعي كلمه نماينده مردم است و قرار است به وكالت از ايشان در امور مختلف تصميم‌گيري كند پيش از هر چيز بايد به‎ دنبال مصالح مردم باشد و در جهت منافع آنان اقدام نمايد. يكي از مهم‎ترين اقدامات در جامعه امروز ما اجراي عدالت اجتماعي و مبارزه با رانت خواري و تجمل گرايي است. در وضعيت كنوني نمايندگان بايد به تاسي از شهيد مدرس مقابل تجمل‎گرايي و حقوق‎هاي نجومي ايستادگي كنند اما متاسفانه امروز كم‎تر نشاني از الگو قرار دادن اين مرد تاريخ در ميان نمايندگان مردم ديده مي‎شود. در موضوع حقوق‎هاي نجومي انتظار بحق مردم اين بود كه نمايندگان ما در مقابل كساني كه مانند زالو خون مردم را مي‎مكند و حقوق‎هاي نجومي گرفتند و يا مي‎گيرند ايستادگي كنند ولي متاسفانه نه تنها چنين اتفاقي نيفتاد و مردم عملكرد قابل قبولي از سوي نمايندگان مشاهده نكردند؛ بلكه درست در ايام سالگرد شهادت سيد حسن مدرس با خبري مواجه شدند كه در نوع خود بسيار قابل تامل مي‎باشد؛ خبري كه از تصويب افزايش هفتاد درصدي حقوق نمايندگان حكايت داشت!(2) و اين در حالي است كه حقوق ساير مردم از سوي دولت در سال جاري تنها ده درصد افزايش يافته است و به گفته رئيس سازمان برنامه و بودجه، افزايش حقوق كاركنان دولت، شركت‎ها و بخش كارگري در سال آينده نيز تنها ۱۰ درصد خواهد بود و حتي در اين زمينه خبرهايي در خصوص افزايش تنها پنج درصدي حقوق كاركنان دولت در سال آينده انتشار يافته است! در چنين شرايطي نمايندگان مردم طرح افزايش هفتاد درصدي حقوق خود را به تصويب مي‎رسانند! و البته حقوق اعلامي نمايندگان، جداي از مزاياي نمايندگي مثل حق دفاتر، خودرو و مسكن، هزينه پروازهاي داخلي و خارجي، هزينه راننده و محافظ و پاداش و. است كه با احتساب مزاياي فوق حقوق دريافتي ايشان به رقمي بسيار قابل تامل مي‎رسد. به‌طوري كه بر اساس همين خبر، حقوق نمايندگان در سال گذشته و پيش از افزايش 70 درصدي كنوني، بدون احتساب پاداش‎ها حداقل 32 ميليون تومان در ماه برآورد شد! اكنون سوال بحق مردم از نمايندگان خويش اين است كه اين افزايش هفتاد درصدي چقدر با افزايش حقوق و درآمد كارمندان و كارگران و ساير اقشار مردم تناسب دارد؟ آيا اين اقدام و اقداماتي از اين دست مردم را به نمايندگان خويش بي‎اعتماد نمي‎سازد؟ آيا دور از انتظار است كه مردم به اين نتيجه برسند با چنين اقداماتي ديگر نمي‎توانند انتظار ورود نمايندگان خويش به حقوق‎هاي نجومي مديران و كاركنان ارشد دولتي را داشته باشند؟
در حال حاضر متاسفانه بايد بپذيريم شيب شتابي كه فقر و محروميت در كشور گرفته است، بسيار تند است و حتي ظرف چند سال گذشته اين شيب به سرعت پيش رفته است. بر اساس آمارهاي موجود بيش از ٣٠ ميليون ‎نفر از مردم ايران يعني حدود 40 درصد جمعيت اين كشور امروز به زير خط فقر رفته‎اند و گويا دولت برنامه مشخصي براي توقف و كاهش اين تعداد فقير در كشور ندارد! در اين وضعيت، مردم از نمايندگان خويش انتظار حمايت از اقشار آسيب پذير را دارند. يك نماينده درستكار بايد مانند شهيد مدرس ساده زيستي را الگوي زندگي خويش قرار دهد و از زندگي اشرافي بپرهيزد. كساني كه مي‎خواهند پيرو خط امام(ره) باشند و مدرس گونه عمل كنند، بايد ساده زيستي را مدنظر قرار دهند و در منصب نمايندگي، حقوق مردم را بر حقوق خويش مقدم بدارند.
پي نوشت ها
1. رك؛ سخنان شهيد مدرس در دوره سوم نمايندگي مجلس شوراي ملي.
2. همشهري، 26/9/96.