صفحه سياسي

استفاده از سلاح زنگ زده، خودكشي است

 دكتر قاسم روان‌بخش

اين روزها جريان تجددطلب براي مقابله با انديشه ناب اسلامي باز با همان سلاح زنگ زده ترور شخصيت، فرد ديگري به نام ملكيان را وارد اين كارزار كرده است. اين شخص كه سال‎هاست به اردوگاه غرب‎باوران پيوسته و نتوانسته است براي خودش شهرت و جايگاهي كسب كند، در دوران كهنسالي به فكر حمله به علامه مصباح افتاده است، غافل از آن‎كه در اين مصاف، بزرگ‎تر از ايشان مانند احسان طبري، عبدالكريم سروش، مجتهد شبستري و...هم به‎جايي نرسيدند و امروزه برخي از آن‎ها در پناه شيطان بزرگ به سختي روزگار مي‎گذرانند. بي‎ترديد استفاده از سلاح زنگ‎زده، نوعي خودكشي سياسي است و ممكن است به‎جاي زخمي كردن طرف مقابل، به بيچارگي شخص مسلح بينجامد!

البته برخي اظهارات اين فرد درباره علامه مصباح تكرار همان حرف‎هاي اصحاب فضاي مجازي است ولي در عين حال حاوي دو نكته جديد بود كه ظاهرا قرار است از اين به بعد دستمايه تريبون‎هاي جريان سياسي خاص در فضاي رسانه‎اي شود. يكي از انتقادات وي به علامه مصباح غرب‎‎ستيزي ايشان است كه از راه غرب‎شناسي به‎عنوان مقدمه غرب ستيزي مطرح مي‎كنند و ديگري اين‎كه ايشان انتقادپذير نيست و نقد افكارش را بر نمي‎تابد!

در پاسخ به ايشان به اختصار دو نكته مطرح مي‎شود:

1. هر محقق منصفي به روشني مي‎داند كه فرهنگ غرب بر ليبراليزم، سكولاريسم و ‎اومانيزم استوار است كه طبق آن‎ها با اساس دين به مبارزه برخاسته تا مرز انسان خدايي پيش رفته‎اند! و پر واضح است كه براي مقابله با چنين تفكر خطرناكي ابتدا بايد آن را شناخت و سپس با آن به مقابله پرداخت، و اين اقدام يك سند افتخار است. البته ميان يك عالم ديني با عاشق شهرت و عنوان همين تفاوت كافي است كه يكي غرب را بخواند تا حرف جديدي بزند و با دادن پز روشنفكرمآبانه براي خود شهرتي دست و پا كند و ديگري مانند علامه شهيد مطهري و علامه مصباح، غرب را بخوانند تا آن را بشناسند و بعد از شناخت نقد كنند تا سرمايه‎هاي كشور يعني جوانان ما در دام مغالطه‎هاي غربي گرفتار نشوند. در همين راستا جمعي از شاگردان علامه مصباح، مدتي رنج غربت را تحمل كردند و مدارج علمي خود را از دانشگاه‎هاي امريكا و كانادا گرفتند تا غرب را از سرچشمه بشناسند نه از ترجمه‎هاي دست چندمي كه چه بسا با انگيزه‎هاي خاصي به فارسي برگردان شده است.

2. در باب انتقاد ناپذيري علامه مصباح هم اشاره به اين نكته كافي است كه حوزه علميه جاي نقد و انتقاد است نه جاي پذيرش كوركورانه؛ ‎به همين دليل استاد مصباح با همه احترامي كه براي علامه طباطبايي قائلند به نقد آرا و انديشه‎هاي استادشان و كتاب با ارزش نهايه الحكمه پرداختند و به‎صورت كتابي با نام تعليقه‎اي بر نهايه الحكمه به چاپ رسيد و به‌عنوان كتاب سال حوزه معرفي شد. همچنين استاد فرزانه آيت‎ا... فياضي نيز آراي استاد خودش علامه مصباح را مورد نقد و ارزيابي قرار داد و به‎صورت تعليقه‎اي بر تعليقه استاد مصباح به چاپ رسيد. ولي همين روشنفكري كه علامه مصباح را به عدم تحمل سخن ديگران متهم مي‎كند، ‎وقتي جزوه‎اي از او توسط استاد فياضي مورد نقد قرار گرفت عصباني شد و براي هميشه از قم و مؤسسه امام خميني رفت!

آيا اساسي ترين مباني فرهنگ اسلامي دستمايه اي براي توجيه كنش هاي سياسي جرياني خاص قرار گرفته است؟

به نوشته رجانيوز، ماجراي خونين اباعبدا...(ع) در روز عاشورا از اساسي‎ترين مباني فرهنگ شيعي است كه به فرموده امام خميني(ره)، اسلام به همين محرم و صفر‎ها زنده مانده است. درس‎هاي ناب عاشورا بايد در فرهنگ مختلف تبيين شده و مايه رشد و حركت در جوامع مختلف گردد. گرچه عاشورا و دروس با عظمت كربلا از اهميت بسيار بالايي برخوردار است اما در طول تاريخ و در مقاطعي دستمايه‎اي براي توجيه كنش‎هاي سياسي جريان‎هاي مختلف سياسي قرار گرفته شده است.

حسن روحاني، 30 مهر 93 در حالي كه فضاي جامعه در داغ‎ترين مباحث برجام و مذاكره سير مي‎كرد، در ديدار با مردم زنجان گفته بود:

در شب تاسوعايي كه شما مردم زنجان بزرگ‎ترين مراسم گراميداشت را براي آن برگزار مي‎كنيد به‎طوري كه مايه افتخار و غرور همه ايرانيان است، امام حسين(ع) خيمه‎اي برپا كرد و عمر سعد را به مذاكره دعوت نمود؛ امامي كه آگاه است كه فردا او و يارانش توسط همين عمر بن سعد و ياران نادانش به شهادت خواهند رسيد، اما خواست كه با دنيا اتمام حجت كند و از همين‎رو در آن شب، ساعت‎ها با عمر سعد مذاكره كرد، تا نتيجه رويارويي آنان به جنگ ختم نشود. اين به معناي آن نيست كه امام حسين(ع) از شهادت مي‎ترسيد، بلكه امام حسين(ع) از شهادت استقبال هم مي‎كرد اما با اين حركت خود به ما ياد داد كه حتي با دشمن خود بايد به گونه‎اي رفتار كنيم كه دنيا منطق ما را در صحنه مذاكره پيروز بداند.

با اين‎كه برهمگان آشكار است كه عاشورا سراسر درس ايستادگي و مقاومت در برابر دشمنان اسلام است، رئيس دولت يازدهم براي توجيه كنش‎هاي سياسي خود ودولتش متوسل به تحريف اساسي‎ترين مباني فرهنگ اسلامي و شيعي و ارائه قرائت جديد از عاشورا شده بود كه با فاصله زماني بسيار كمي مورد انتقاد علما و دانشمندان تاريخ اسلام گرديد.

در ميان سيل همه انتقادها، كم‎تر از يك سال بعد، در 15 مهر 94، فرماندهان و كاركنان نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و جمعي از خانواده‎هاي آنان و همچنين خانواده‎هاي شهداي اين نيرو به ديدار مقام معظم رهبري رفتند.

در اين ديدار، حضرت آيت‎ا... خامنه‎اي به طرح برخي مسائل از جانب افراد سهل انديش و سهل انگار درخصوص مذاكره با آمريكا پرداختند و از آن انتقاد كردند:

اين افراد مي‎گويند چگونه است كه حضرت علي عليه السلام و حضرت امام حسين عليه السلام با دشمنان خود مذاكره كردند اما اكنون با مذاكره با آمريكا مخالفت مي‎شود؟ چنين تحليلي در خصوص مسائل تاريخ اسلام و مسائل كشور، نهايت ساده انديشي است؛ زيرا حضرت علي عليه السلام با زبير و حضرت امام حسين عليه السلام با عمر بن سعد، مذاكره به معناي امروز يعني معامله نكردند بلكه هر دوي اين بزرگواران به طرف مقابل خود نهيب زدند و آن‎ها را نصيحت به خداترسي كردند.

ايشان در ادامه فراتر رفتند و با اشاره مستقيم به مساله مذاكره با آمريكا فرمودند: متأسفانه عده‎اي براي توجيه مذاكره جمهوري اسلامي ايران با شيطان بزرگ، با نگاهي عوامانه، اين‎گونه مسائل را در روزنامه ها، سخنراني‎ها و فضاي مجازي مطرح مي‎كنند، كه كاملاً اشتباه است.

در حالي كه در مهر ماه سال 93 روحاني براي توجيه برجام و مذاكره با آمريكا از سيره امام حسين(ع)، قرائت عجيب و جديدي از عاشورا و دروس كربلا ارائه داده بود، اين بار همزمان با تشييع شهيد محسن حججي در تهران كه اذهان عمومي بيش‎تر طالب مباحث استقامت، ايثار و شهادت بود قرائت ديگري از عاشوراي اباعبدا...(ع) ارائه نمود.

رئيس جمهور همزمان با تشييع با شكوه شهيد حججي توسط سيل عظيم مردم تهران در جلسه با اعضاي دولتش با نسبت دادن كليدواژه‎هايي چون ايستادگي، شهامت، شجاعت، فداكاري، مظلوميت، ايثار، صلح، فتوت و آزادگي به قيام اباعبدا...(ع) افزود:

عشق به امام حسين(ع) و كربلا و فرهنگ عاشورا شفابخش است و عاشورا تجلي مبارزه حق در برابر باطل، با آن شكوه بزرگ تاريخي بود كه امام حسين(ع) را تبديل به مظهر استقامت، ايستادگي، شهامت و شجاعت در برابر قدرت‎هاي ستمگر كرد.

حال سوال اينجاست چه چيزي مي‎تواند علت اين چرخش قرائت‎ها و برداشت‎ها از گفتمان اصيل و واحد كربلا باشد؟

آيا آن كربلايي كه در طول قرن‎ها اسلام را زنده نگه داشته و دل‎هاي همگان را به خروش آورده است؛ از فاصله آغاز برجام و مذاكرات هسته‎اي تا تشييع شهيد حججي تفاوت كرده است يا اساسي‎ترين مباني فرهنگ اسلامي دستمايه‎اي براي توجيه كنش‎هاي سياسي جرياني خاص قرار گرفته شده است؟

اسلام انقلابي

 آقاي مهدوي زادگان

انقلاب‎ها نمي‎توانند بدون فلسفه سياسي شكل بگيرند. هويت و قوام انقلاب به فلسفه سياسي است. بخش اعتراضي يا سلبي انقلاب از تعامل با واقعيت موجود به دست مي‎آيد ولي بخش ايجابي انقلاب؛ يعني وقتي كه مي‎خواهد بگويد چه چيزي مي‎خواهد، مستند به فلسفه سياسي است. فلسفه سياسي عبارت از توجيه عقلاني سياست مطلوب است. و سياست مطلوب از ايده الهام مي‎گيرد، اگر انديشه بشري باشد. و اگر انديشه ديني باشد، از آيه به دست مي‎آيد. ايديولوژي الهام بخش فلسفه سياسي انساني يا عرفي است و كتاب وحي كه حامل آيات است، سرچشمه فلسفه سياسي ديني است. به هر روي، آگاه بودن رهبر انقلابي به دليل وجود فلسفه سياسي است. بر اين اساس، آيا اسلام واجد فلسفه سياسي است تا سازنده انقلاب اسلامي نهضت عاشورا شود؟

طبيعي است كه پاسخ انديشه سكولار و اين جهاني به اين پرسش، منفي باشد. زيرا فرض او در نسبت دين و سياست بر جدايي و تفكيك بين اين دو است. بنابر اين، دين با استقرار هيچ حكومتي نه مخالفت مي‎ورزد و نه موافقت. اسلام در امر سياست از هيچ حكومت مطلوبي دفاع نمي‎كند. امر دين محدود به خدا و آخرت است و كاري با سياست ندارد. بلكه دينداران هستند كه به‎طور مستقل از آموزه‎هاي وحياني درباره سياست مطلوب مي‎انديشند و خردورري مي‎كنند.

صبح فرداي همان شبي كه گفت و گو ميان والي مدينه و امام حسين عليه السلام در گرفت، امام حسين در بيرون خانه، مروان بن حكم را ديد. مروان گويد: يا ابا عبدا...! من خيرخواه تو هستم و پيشنهادي به تو دارم كه اگر قبول كني به خير و صلاح شما است.

امام عليه السلام فرمود: پيشنهاد تو چيست؟ عرضه داشت: همان گونه كه ديشب در مجلس وليد بن عقبه مطرح شد با يزيد بيعت كنيد كه اين كار به نفع دين و دنياي شما است. در اين‎جا مروان بن حكم نمايندگي انديشه جدايي دين و سياست و بالطبع نفي واقعيت انقلاب ديني و وجود فلسفه سياسي در اسلام را بر عهده دارد و قطعاً پاسخ امام روشنگرانه خواهد بود.

امام عليه السلام در پاسخ وى فرمود: " اِنَا للّهِِ وَاِنّا اِلَيهِ راجِعُون وَعَلَى اْلا سْلام السَلامُ اِذا بُلِيتِ اْلاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يزيدَ...". اينك بايد فاتحه اسلام را خواند كه مسلمانان به فرمانروايي مانند يزيد گرفتار شده‎اند. سپس فرمود: اين چنين نيست كه حكومت يزيد ديانت مردم را تهديد مي‎كند بلكه خود اسلام را نفي مي‎كند. و اسلام با چنين حكومتي كنار نمي‎آيد.

اين پاسخ امام عليه السلام به ضميمه پاسخي كه به وليد بن عقبه فرمودند كه مثل من با مثل يزيد بيعت نمي‎كند، آشكارا ديدگاه نافي نسبت ميان دين و سياست و وجود فلسفه سياسي در اسلام را نفي كرده است. اگر سياست مطلوب در اسلام نبود، امام حسين عليه السلام خروج نمي‎كرد و انقلاب ديني عليه يزيديان بر پا نمي‎ساخت. بنابراين، عاشقان اباعبدا... الحسين عليه السلام، بايد بدانند كه انقلاب حسيني حامل سياست مطلوب است و بدون فلسفه سياسي كه از آيات وحي سرچشمه مي‎گيرد، شكل نيافته است. وجه سكولاريزه شدن نهضت عاشورا نفي همين فلسفه سياسي از آن است. عاشوراي بدون سياست مطلوب، عاشوراي غير انقلابي است كه نمي‎تواند واقعيت داشته باشد.

 سرمقاله

اقدامات نمايشي براي پوشاندن چهره ارتجاعي!

 علي اكبر عالميان

اقدامات اخير حكومت سعودي در به اصطلاح آزادي دادن به مردم عربستان از آن دست لطيفه‎هاي خنده‎داري است كه فقط بايد به آن خنديد و آن‌را جدي نگرفت. چندي قبل براي اولين بار در تاريخ عربستان زنان اين كشور اجازه يافتند تا به رانندگي بپردازند. پادشاه عربستان خطاب به وزير كشور مجوز صدور گواهينامه رانندگي براي زنان در اين كشور را صادر كرد.عبدالعزيز بن سعود بن نايف، وزير كشور عربستان، نيز در توجيه اين اقدام پادشاه تاكيد كرد كه لغو ممنوعيت رانندگي زنان تعداد حوادث رانندگي را كاهش مي‎دهد. ماموران راهنمايي و رانندگي بايد آماده اجراي قوانين راهنمايي و رانندگي در مورد زنان و مردان باشند! پس از چندي دوباره پادشاه عربستان دستور تدوين قانوني را براي حمايت از زنان در برابر تعرض جنسي صادر كرد. در متن پيام او به وزير كشور آمده است كه با توجه به خطرات و پيامدهاي منفي مساله تعرض براي فرد، خانواده و جامعه و تعارضي كه با ارزش‎هاي دين اسلام، عرف جامعه ما و آداب و رسوم‎مان دارد و نيز با توجه به اهميت تدوين قانوني براي جرم تلقي كردن اين مساله و تعيين مجازات‎هايي براي آن‎كه بتواند به شكلي قاطعانه مانع از انجام چنين جرائمي شود، وزارت كشور مسؤول است طرحي قانوني براي مقابله با تعرض به زنان تدوين كرده و آن را جهت انجام اقدامات لازم براي تصويب ارائه كند.
البته پادشاه عربستان در اين راستا اقدامات ديگري را نيز انجام داده است. او براي اولين بار به زنان اجازه داد تا در جشن ملي اين كشور در استاديوم ورزشي همراه با مردان حضور يابند و براي اولين بار در تاريخ سياسي اين كشور هم يك سخنگوي زن برگزيده شده تا در سفارت آمريكا در عربستان عهده دار اين سمت باشد.مجلس عربستان نيز دست به كار شد و همگام با پادشاه به اقداماتي از اين دست روي آورد كه مجوز صدور فتوا توسط زنان از اين دست مي‎باشد. اين اقدامات در حالي انجام شده است كه به نظر مي‎رسد با مخالفت و خشم پنهان مفتيان وهابي كه كم‎ترين حقوقي را براي زنان قائل نيستند مواجه شده است. همين چندي قبل بود كه يك مفتي ارشد سعودي گفته بود «زنها يكچهارم قدرت مغزي مردها را دارند و نبايد رانندگي كنند». همه اين اقدامات تدابيري است كه شاهزاده محمد بن سلمان وليعهد اين كشور اتخاذ كرده است و پادشاه سالخورده عربستان تنها نقش ابلاغ كننده اين تصميم‎ها را بر عهده گرفته است. از پادشاه عربستان كه در سيستم كهنه و قديمي آل سعود نشو و نما يافته است، اتخاذ اين تصميم‎ها در مورد زنان كاملا بعيد به نظر مي‎رسد. البته وليعهد جوان و ماجراجوي عربستان نيز در همين فضا رشد كرده است و از او هم اتخاذ اين قبيل اقدامات بسيار بعيد به نظر مي‎رسد. او اكنون تقريبا گرداننده اصلي حكومت آل سعود است و تمام تصميم‎هاي پيدا و پنهان حكومتي بر عهده اوست. بن سلمان سعي دارد تا از خود يك چهره مدرن و جديد ارائه دهد تا از اين طريق بتواند خودش را انساني مترقي جلوه دهد و اندكي از چهره ارتجاعي حكومت آل سعود را ترميم و بازسازي كند غافل از اين‎كه چهره اين رژيم به قدري ارتجاعي و عقب افتاده است كه با اين اقدامات نمايشي و توخالي ترميم نخواهد شد. با نگاهي به ابعاد نقض گسترده حقوق بشر و دموكراسي در عربستان در طي سال‎هاي گذشته كه همه اين اقدامات نشات گرفته از افكار و انديشه‎هاي واپس گرايانه وهابيت است، اين سوال پيش مي‎آيد كه آيا واقعا حكومت عربستان از اين افكار دوري گزيده است؟ واژگاني مانند دموكراسي و حقوق بشر درعربستان واژگاني نامانوس و غريبند و هيچ‎گونه سنخيتي با اقدامات قرون وسطايي حكومت عربستان ندارند. تجاوزهاي گسترده به حقوق بشر در داخل و خارج اين كشور، آل سعود را تبديل به حكومتي ضد حقوق بشر و جنايتكار كرده است. آن وقت چگونه مي‎توان پذيرفت كه اين حكومت حامي حقوق انسان‎ها و به ويژه زنان شده است؟!
يكي از مهم‎ترين ابعاد نقض حقوق بشر از سوي عربستان در سال‎هاي اخير را مي‎توان تجاوز اين كشور به يمن دانست كه طي اين مدت‎ صدها هزار يمني گرفتار ددمنشي سعودي‎ها شده‎اند. نقش عربستان در سركوب انتفاضه بحرين و قتل تظاهركنندگان مخالف نظام آل خليفه را نيز بايد از ديگر موارد نقض حقوق بشر توسط عربستان قلمداد كرد. در بعد داخلي هم موارد گوناگوني از نقض حقوق بشر در كارنامه آل سعود ديده مي‎شود. فقط بر اساس آماري كه در سال 2013 توسط سازمان ديدهبان حقوق بشر ارائه گرديد، كم‎تر از 30 هزار نفر از مردم اين كشور در زندان‎هاي سعودي بودند كه بسياري از آن‎ها از ابتدايي‎ترين حقوق خود نيز محروم بوده‎اند. شيعيان كه هم اكنون حدود 15 تا 20 درصد از مردم عربستان را تشكيل مي‎دهند، در يكي از محروم‎ترين نواحي اين كشور زندگي كرده و از بسياري از امكانات محروم مي‎باشند. خشونت عليه زنان به‎صورت فزاينده‎اي اعمال مي‎شود؛ خشونت‎هايي نظير خشونت در خانواده، خشونت در زمينه‎هاي عمومي، خشونت عليه كارگران مهاجر زن و... حقوق كارگران و مهاجران در عربستان كه حدود 9 ميليون كارگر خارجي را شامل مي‎شود نيز به‎طور فزاينده‎اي نقض مي‎شود.
چندي پيش سازمان عفو بينالملل، ضمن محكوم نمودن رژيم عربستان سعودي به دليل نقض آشكار حقوق بشر، از وضعيت پناهندگان در اين كشور ابراز نگراني كرد. در اين گزارش آمده بود كه پناهندگان در عربستان، با حبس‎هاي خودسرانه، محاكمه‎هاي ناعادلانه و شكنجه روبه رو هستند. وضع زندان‎هاي اين رژيم نيز بسيار اسفناك گزارش شده است. در سال 2011 صدها شهروند عربستاني در نام‎هاي به مقام‎هاي عربستاني، ضمن شرح وضعيت اسفبار خود در زندان الدمام، خواستار احقاق حقوق خود شده بودند و از مواردي مانند ازدحام شديد جمعيت در زندان‎ها، شرايط وخيم بهداشتي و رفتارهاي نامناسب و تحقير آميز با زندانيان، تاخيرهاي بسيار طولاني در صدور احكام زندانيان شديدا گلايه كرده بودند. وضعيت زنان زنداني در عربستان بدتر از مردان زنداني مي‎باشد تا آن‎جايي كه حتي بي‎بي‎سي نيز نتوانست در اين مورد سكوت كند وگزارش داد كه زنان زنداني شهر مكه، به دليل بدرفتاري و سوءاستفادههاي مكرر جنسي زندانبانان، دست به شورشي گسترده در زندان زده‎اند. طنز ماجرا اين جاست كه با وجود نقض گسترده حقوق بشر در اين كشور و با وجود نگراني‎هاي ابراز شده از سوي مؤسسات حقوق بشر، عربستان در سال 2013 براي يك دوره سه ساله به عضويت شوراي حقوق بشر انتخاب شد. اكنون وليعهد جوان براي جلب افكار عمومي و ايجاد محبوبيت در ميان مردم عربستان و كسب وجهه در جهان سعي دارد تا با اقداماتي نمايشي، چهره‎اي دموكرات و مترقي از خود و حكومت آل سعود نشان دهد، غافل از اين‎كه اين گونه اقدامات ظاهري هيچ پوششي بر انواع و اقسام جنايت‎ها و نقض متعدد حقوق بشر توسط سعودي‎ها نخواهد بود و چهره مرتجع اين حكومت را ترميم نخواهد كرد.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

فلان مسؤول ارشدي گفته است: امريكايي‎ها بيايند سر سفره برجام. بايد گفت: آن‎ها سر سفره برجام نشسته‎اند و حالش را مي‎برند؛ اين ماييم كه از اين خوان پر بركت محروميم و زبان را به دور لب‎ها مي‎چرخانيم و طرف حتي يك تعارف هم نمي‎كند!
0910...7594

نتيجه تعامل بعضي مسؤولان با دنيا يعني همين خسرالدنيا والآخره براي همه آن‎ها!
0913...9005

آيا مسؤولان، چشم ديدن مرخصي‎هاي محدود در دست كارمندان را ندارند و يا زيردستانشان را به همان چشمي كه منتقدان را مي‎بينند نگاه مي‎كنند كه هر چه بوي راحتي دارد مي‎گيرند؟
0919...8895

خدايا پابرهنگان انقلاب را از شر ضد انقلاب نجات بده و اين بداخلاق‎هاي سياسي را جايگزين جگرپاره‎هاي مردم شهيد داده مكن.
يك شهروند

چقدر بد است براي شبكه افق كه در تبليغ ميان برنامه خود خانم را در صندلي جلوي خودرو مي‎نشاند و بدتر از آن اين‎كه اين خانم آدامس مي‎جود! اين كارها باسبك زندگي ديني و گفتمان انقلابي سازگاراست؟
0910...0877

چرا هيچ كس نسبت به قلدربازي[بعضي]مسؤولان عليه منتقدان كاري نمي‎كند؟
0919...8895

اقاي روحاني مگر شما انتظار داشتي كدخدا بهتر از اين باشد؟! سخيف، بي ادب، بي‎تربيت، عهدشكن!
0919...8313

تظاهرات ميليوني ملت يمن درصنعا نشان داد:1-نقشه‎هاي تجزيه و تفرقه‎طلبانه بلك واتر آمريكا و آل‎سقوط شكست خورده 2-عزم انقلابي و استقلال‎طلبانه ملت يمن در جهت حاكميت بر سرزمين خود(به‎رغم قحطي كاذبي كه به خاطر محاصره‎اي كه شياطين سعودي انگليس با سوء‎استفاده از سكوت ننگين سازمان ملل مسبب آن شده‎اند) و به خاك ماليدن بيني تجاوزگران سعودي و در هم شكستن موزي‎گري نظامي بلك واتر آمريكا صد چندان شده است.
يك شهروند

ديلي هيلي(نماينده آمريكا در سازمان ملل): ايران عامل بي‎ثباتي در سراسر خاورميانه است پاسخ:گستاخي اين نماينده بي‎شرم و مزور آمريكايي(كه برپايه سياست فراربه جلوست) حد يقفي ندارد و بايد به اوگفت: عامل شكل‎گيري طالبان و القاعده و كشتارمردم افغانستان؛ عامل شكل‎گيري داعش و كشتار و ويراني در عراق و سوريه؛ محرك عربستان در بمباران مناطق مسكوني يمن در يك كلام آمريكاست. و در چنين شرايطي تا ريشه آمريكا و انگليس از منطقه خشكانده نشود نا امني منطقه‎اي ادامه دارد.
0918...5411