صفحه انديشه

ابعاد و جلوه هاي روان شناختي قيام امام حسين(ع)

 حجت‌الاسلام دکتر بي ريا

قيام حضرت اباعبد ا... الحسين ابعاد روان‎شناختي فراواني دارد كه در اين مقاله كوتاه به چند نمونه از آن اشاره مي‎كنيم.

شخصيت امام و اهل بيت و ياران در برابر شخصيت لشكريان دشمن

امام عليه السلام و همراهان وي جزء پاك‎ترين انسان‎ها و رشديافته‎ترين آن‎ها و در حقيقت شخصيت‎هاي برگزيده‎اي بودند. امام حسين به‎عنوان سبط اصغر رسول خدا و يكي از دو آقاي جوانان بهشت در ميان مسلمانان از جايگاه بي‎بديلي برخوردار است. مهندس كربلا را بايد امام اميرالمومنين علي عليه السلام دانست. اولا از خاندان بني هاشم هجده شخصيت همراه امام بودند كه به گفته امام زين العابدين عليه السلام روي زمين كسي مانند آن‎ها و در درجه آن‎ها نبود. و همه آن‎ها منسوب به اميرالمومنين و مادر همه آن‎ها فاطمه بنت اسد بوده است. نويسنده‎اي مي‎گويد وقتي به شهداي كربلا از بني هاشم مي‎نگري درمي‎يابي كه همه از بطن فاطمه بنت اسد هستند. قرابت و خويشاوندي نزديك اين چهره‎ها كه همه به نوعي دست پرورده اميرالمومنين محسوب مي‎شوند بسيار جالب توجه است.

نكته ديگر، اصحاب آن حضرت است كه همه از شخصيت‎هاي ديني برجسته مدينه و كوفه بلكه از فقهاء و قراء و اهل تقوا و در علم و دانش و معنويت برجسته بودند. تعدادي از آن‎ها از ياران اميرالمومنين هستند. در ميان زنان، دختران اميرالمومنين و شخصيتي مانند حضرت زينب سلام ا... عليها مدرس قرآن زنان كوفه قرار دارد؛ تا آن‎جا كه امام سجاد خطاب به ايشان فرمود: ‎اي عمه! بحمد ا... شما عالمه غير معلمه هستيد يعني علم خود را از منبع لايزال الهي اخذ كرده ايد. يكي ديگر از زنان برجسته رباب دختر امرء القيس است كه مادر سكينه و علي اصغر است و وفاداري او به امام عليه السلام زبانزد عام و خاص است تا آن‎جا كه بعد از قضيه عاشورا يك سال در كربلا ماند و به عزاداري امام پرداخت و بزودي از دنيا رحلت فرمود. سكينه دختر امام هم كه در كربلا دختر نوجواني‎ حدود 13 ساله بوده كه بعد از كربلا يكي از شخصيت‎هاي برجسته ميان زنان و از قريحه بالاي شعري برخوردار بود و شعرا در مراسمي هر سال به محضر آن بانوي بزرگوار مي‎رسيدند و اشعار خود را مي‎خواندند.

مانند طالوت فرمانده جنگ بني اسرائيل در مبارزه با جالوت كه با آزمون نخوردن آب از نهر، سپاهيان تشنه خود را امتحان كرد و تنها افراد نخبه را با خود همراه كرد، امام حسين عليه السلام افراد برجسته‎اي را با خود همراه كرد و در حقيقت شيوه برخورد امام عليه السلام به گونه‎اي بود كه در مسير راه تا به كربلا با شفافيت به همگان رساند كه نهايت اين سفر شهادت و اسارت است و ناخالصان از ميانه راه بازگشتند ولي كساني كه تا شب عاشورا همراه امام بودند ثابت قدم تا آخر باقي ماندند. آري! حادثه‎اي كه بايد در همه اعصار بماند و نور بدهد و نسل‎هاي فراواني را در طول تاريخ هدايت كند لازم است چنين افرادي آفرينندگان آن باشند.

در برابر شخصيت نوراني همراهيان امام، سپاه دشمن از افراد دنياپرست و داراي شخصيت‎هاي پوشالي تشكيل شده بود؛ البته تعداد كمي از افرادي كه شايستگي داشتند، در موقعيت‎هاي مناسبي بخصوص شب عاشورا به امام پيوستند و رستگار شدند؛ سرآمد اين‎ها جناب حر بن يزيد رياحي است كه با توبه و بازگشت از گناه و پشيماني به اردوگاه امام پيوست و در همان لحظه عازم جنگ با لشكرياني شد كه تا مدتي قبل در ميان آن‎ها بود و هنوز با اصحاب امام چندان آشنايي نداشت و هنگامي كه روي زمين افتاد و دقايق و نفس‎هاي آخر را با احساس غربت سپري مي‎كرد، امام عليه السلام بالاي سر او حاضر شد، سرش را به دامان گرفت و مدال حريت و آزادي به او داد و تا ابد اسوه نيكي براي توبه كنندگان شد.

امام عليه السلام و ياران آن حضرت با ايراد سخنان روشني بخش سعي در هدايت دشمن داشتند. در يكي از موارد، امام با هيئتي مشابه رسول خدا سوار بر شتري با لشكر صحبت و اتمام حجت كرد، امام خود را معرفي نمود، جايگاه خود و برادرش به‎عنوان دو آقاي جوانان بهشت را يادآور شد و پرسيد چرا با من مي‎جنگيد و مي‎خواهيد خون مرا بريزيد. وقتي گفتند چون تو پسر علي بن ابي‎طالب هستي! امام عليه السلام بازگشت در حالي كه به حال آن‎ها گريه مي‎كرد وقتي حضرت زينب سلام ا... عليها امام را در بازگشت مي‎بيند و علت گريه آن حضرت را مي‎پرسد در جواب مي‎فرمايد: شيطان آن‎ها را احاطه كرده و شكم‎هاي آن‎ها از حرام پر شده. كنايه از اين‎كه راهي براي هدايت آن‎ها وجود ندارد. از اين نقل مي‎توان اوج دنائت و پستي دشمن و انديشه‎هاي ضد ديني آن‎ها و شخصيت پايين و تاريكي محض را در آن‎ها ديد. سنگدلي دشمنان امام در كارهايي كه با ابدان شهدا كردند كاملا خود را نشان داد.

انگيزه امام و ياران وي

افراد و جمعيت‎ها را بايد از روي درجه و سطح انگيزشي آن‎ها محك زد. در حقيقت، انگيزه، نشانگر رشد يافتگي يا عدم آن مي‎تواند باشد. داستان كربلا آينه تمام نمايي است كه به خوبي نشان مي‎دهد انگيزه الهي بر همه انگيزه‎هاي مادي غلبه دارد. تشنگي و حتي گرسنگي مفرط اين بزرگ‎انسان‎هاي خدايي را به شدت مي‎آزرد اما انگيزه‎هاي الهي بود كه در آن‎ها فعال بود. امام عليه السلام وقتي اولين تيرباران دشمن اتفاق افتاد خطاب به ياران خود فرمود: ‎اي فرزندان گراميان! برخيزيد كه اين تيرها پيام آوران دشمن به سوي شماست و مرگ پلي است براي شما به سوي بهشت‎هاي وسيع.

آري! همه آن‎ها در عبارت‎هايي اين انگيزه‎هاي آخرتي را يادآور مي‎شدند و مي‎گفتند اگر ده‎ها و صدها برابر اين سختي‎ها بنابود برما فرود‎ايد دست از امام حسين برنمي داشتيم حال آن‎كه يك مرگ است و تنها ساعتي با اين گروه مي‎جنگيم و نهايت كار در جوار رحمت الهي و نعمت‎هاي بهشتي خواهيم بود.

اين انگيزه بالا به آن‎ها مدد مي‎رساند كه به درد تير و نيزه و سختي‎هاي پيكار بي‎توجه باشند و همان گونه كه امام عليه السلام در باره علي اكبر به زنان حرم فرمودند او را رها كنيد كه ذات الهي او را از همه چيز بي‎خود كرده و توجه به هيچ چيز جز ذات الهي ندارد، اين ويژگي در درجات مختلفي در همه اصحاب امام وجود داشت. يكي از ياران امام عليه السلام به نام سعيد بن عبدا... حنفي كه خود را سپر تيرهاي دشمن هنگام نماز امام كرده بود و با سلام امام به زمين افتاد، نيمه جاني داشت كه امام به بالين او حاضر شدند؛ تنها چيزي كه پرسيد اين بود كه آيا وفاداري را كامل به جا آوردم كه با شنيدن پاسخ مثبت امام عليه السلام به شهادت رسيد. جلوه‎هاي فراواني از انگيزه بالاي اصحاب امام عليه السلام وجود دارد كه بر كسي پوشيده نيست.

عواطف و هيجانات

كربلا آوردگاه نبرد و جاي زخم تير و نيزه بود ولي افراد حاضر در اردوگاه امام به‎ويژه اهل بيت آن حضرت و زنان و فرزنداني كه همراه وي بودند به علت محبت الهي كه در قلوب آن بزرگواران بود به شدت يكديگر را دوست مي‎داشتند. قرآن در اين زمينه مي‎فرمايد: و كساني كه ايمان دارند به شدت خدا را دوست دارند و او را از همه كس و همه چيز بيش‎تر دوست مي‎دارند: والذين آمنوا اشد حبا لله. همچنين در آيه ديگري عواطف بالاي مومنآن‎كه داراي انگيزه الهي هستند را با تعبير رحماء بينهم ياد فرموده است. آن‎ها به شدت نسبت به هم داراي عاطفه هستند. از اين جهت است كه كربلا با اشك شوق، اشك فراق و اشك از دست دادن عزيزان خدايي عجين است؛ تا آن‎جا كه امام حسين لقب كشته اشك‎ها يا قتيل العبرات گرفته است. و اين اشك‎ها هرگز خشك نمي‎شوند. صحنه‎هايي كه خود امام عليه السلام ياران و اصحاب و اهل بيت آن حضرت عواطف پاك خود را نشان داده‎اند بسيار است. صحنه‎هاي خداحافظي افراد با يكديگر به‎ويژه بني هاشم و از همه مهم‎تر صحنه خداحافظي امام عليه السلام با زنان حرم بسيار عاطفي و در همان حال براي ما جانكاه است. اين صحنه هاست كه به عاشورا شور و حرارت مي‎دهد و نمي‎گذارد گذشت زمان آن را كهنه كند. امام حسين و ياران و اهل بيت آن حضرت مصداق روشن اين آيه هستند كه «كل من عليها فان» هر كسي روي زمين فاني مي‎شود و تنها يك استثنا دارد و آن كار يا شخص يا چيزي است كه براي خدا باشد: «و يبقي وجه ربك ذي الجلال و الاكرام» و تنها آن چه براي خدا كه صاحب عظمت و بزرگي است انجام شده باقي مي‎ماند. و حسين و يارانش يكپارچه براي خدا قيام كردند و به همين دليل ماندگار شدند

شيوه‎هاي روان شناختي امام عليه السلام

امام حسين عليه السلام اقداماتي در كربلا انجام داده كه ويژه و بر اساس اصول روان شناختي است. ما چند نمونه را متذكر مي‎شويم. يكي همراه نمودن همه افراد خانواده است كه اتفاقا مورد نقد بعضي‎ها هم قرار گرفت ولي امام عليه السلام با اشاره به نقش آن‎ها در نهضت خود فرمود: خدا مي‎خواهد من به شهادت برسم و خدا مي‎خواهد اهل بيتم به اسارت در آيند. اين نشان مي‎دهد كه حضور خانواده محترم آن حضرت طبق مشيت الهي و انجام تكليفي بود تا در اسارت حافظ خون امام حسين و حامل انديشه و پيام امام تا قلب دشمن باشند و تاثير اين حادثه را كامل كنند. اهل بيت امام عليه السلام تنها براي امام گريه نمي‎كردند بلكه خطبه‎هاي متعددي از حضرت زينب و ام كلثوم و ديگر زنان اهل بيت و تنها مرد اسير ميان آنان يعني امام سجاد عليه السلام ايراد شده است كه همه در سطح بالاي علمي و معرفتي بوده به حدي كه وقتي زينب سلام ا... عليها خطبه خود را در كوفه آغاز كرد خطبه‎هاي اميرالمومنين تداعي شد و مردم گفتند گويا اميرالمومنين دارد خطبه مي‎خواند.

يكي ديگر از شيوه‎هاي امام عليه السلام، بيان اهداف نهضت و اتمام حجت بود كه در خطبه‎هاي خود به روشني آن را بيان كرد تا غباري بر اين حركت نماند. توجه به خلوص براي خدا و زنده كردن دين خدا و روش پيامبر و علي به‎ويژه امر به معروف و نهي از منكر كه مورد خاص آن نهي از حاكم ظالم و دعوت به حاكم الهي بود از جمله آن اهدافي است كه امام در برخورد با ظالمان مورد تاكيد قرار مي‎داد و نيز روش خود را به‎عنوان اين‎كه هر كس پيرو او باشد لازم است چنين رفتار كند بيان مي‎فرمود و اين الگو را در حقيقت به آيندگان تعميم مي‎داد. يكي از رموز جاودانگي قيام كربلا همين ترسيم الگوي كلي مبارزه با ظلم و ستم آن هم براي زنده كردن دين خدا است. اين الگو موفقيت خود را در طي قرن‎ها پس از شهادت حسين بن علي عليه السلام نشان داده كه نمونه معاصر آن انقلاب اسلامي ايران است. امام خميني(ره) با نام حسين، مردم را به صحنه آورد و فرمود امام حسين تكليف همه را روشن كرد و اين انقلاب با نام سيد‎الشهداء بيمه شد و به پيروزي رسيد، در دفاع مقدس امام حسين عليه السلام اسوه رزمندگان بود و با نام آن حضرت اين امت و اين انقلاب به سوي قيام جهاني امام عصر عجل ا... تعالي فرجه به پيش مي‎رود و مقدمات ظهور آن حضرت را مهيا مي‎سازد و به خواست الهي زير پرچم او كه به شعار يا لثارات الحسين مزين است به گسترش عدل جهاني مدد خواهد رسانيد.

يكي از شيوه‎هاي امام عليه السلام توجه به همه افراد چه زن چه مرد چه بزرگ چه كوچك بود. اين گفت‎وگوها در تاريخ به تفصيل بيان شده. امام عليه السلام به هر يك از اصحاب خود هنگام اعزام به ميدان هنگام مبارزه و در نهايت هنگام شهادت توجه ويژه داشت و حتي بر بالين هر كدام از آن‎ها كه حاضر مي‎شد با آن‎ها سخناني مي‎گفت و با آن‎ها خداحافظي مي‎كرد و به همه مي‎گفت شما جلو مي‎رويد، ما هم از پس شما مي‎آييم و به شما ملحق مي‎شويم. برخوردهاي حساب شده امام با برادرزاده نوجوان خود قاسم بن الحسن و جوان خود علي اكبر و حضرت سجاد عليه السلام و گفت‎وگوهايي كه با تعدادي از اصحاب داشته و صحبت‎هاي ايشان با خواهر گراميشان حضرت زينب و دختر نوجوانشان حضرت سكينه و ديگر زنان حرم نمونه‎هايي از اين موارد هستند. اين‎ها ابعادي هستند كه دانشگاه كربلا را مختص گروه خاصي قرار نمي‎دهند و به همين سبب از كودك شش ماهه تا نوجوانان و جوانان و بزرگسالان از مرد و زن با اين داستان رابطه نزديك و صميمي ايجاد مي‎كنند و از كودكي تا پايان عمر از اين مكتب تربيتي به فراخور نياز خويش درس مي‎آموزند.

آثار روان شناختي قيام كربلا

هركدام از ويژگي‎هاي روان شناختي كه برشمرديم آثار خاصي از خود در جوامع مسلمان بلكه جوامع بشري به‎جاي گذاشته و در طول قرن‎ها تأثيرگذاري و الهام بخشي خويش را حفظ كرده است؛ آثار جامعي كه هم جنبه تربيت ديني دارد هم جنبه حماسي و ظلم ستيزي، هم درس فداكاري و از جان گذشتگي مي‎دهد هم درس عواطف خانوادگي. اين آثار در نشانگاني چون رنگ سرخ به‎عنوان مظهر خون دادن در راه خدا و فداكاري در راه محبوب حقيقي، رنگ سياه به‎عنوان مظهر غم و اندوه و حزن نمايان است. پرچم‎ها و كتل‎هايي كه هر سال در دسته‎هاي عزا به اهتزاز در مي‎آيند يادآور لشكر با اخلاص آن حضرت‎اند و صحنه را به سادگي بازسازي مي‎كنند. مشك‎هايي كه سقاها از آن به تشنگان آب مي‎دهند مظهر فداكاري‎هاي ابوالفضل العباس است و تعزيه‎ها و شعر خواني‎ها و نوحه‎هاي پرمعناي سينه زني و زنجير زني پيام‎هاي كربلا را هر ساله تكرار و در گوش جان بشريت زمزمه مي‎كنند. درس ظلم ستيزي و جان دادن در راه خدا از اولين درس‎هايي است كه همگان مي‎آموزند. اخلاص در ارتباط با خداي متعال از راه نماز و مناجات از درس‎هاي ديگر اين قيام جاودانه است. مي‎توان گفت همه اسلام و همه فضايل و درس‎هاي الهي در اين قيام به شكل بي‎بديلي تجلي نموده و هر كدام در جايگاه درست خود قرار گرفته است و نام حسين با نام خداي متعال و اسلام عزيز به شكلي تفكيك نشدني گره خورده است. حال مي‎فهميم چرا رسول خدا فرمود : حسين از من است و من از حسين.

نقض برجام و غلط هاي آمريكا

رهبر انقلاب در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان فرمودند: "اشكالي كه نسبت به مذاكرات هسته‎اي داشته و داريم و در جلسات با مسؤولان مطرح كرديم اين است كه مذاكره اشكالي نداشت اما بايد مراقبت و دقت لازم انجام مي‎گرفت تا اين گونه نباشد كه هر غلطي كه طرف مقابل انجام بدهد، نقض برجام محسوب نشود اما هر اقدام ايران، نقض برجام محسوب شود. "

سوال: چرا هر غلطي كه طرف مقابل انجام مي‎دهد، نقض برجام محسوب نمي‎شود؟

تبيين:

۱. از نظر آمريكايي ها، برجام هيچ گونه الزام حقوقي (legallybinding) براي آن‎ها ايجاد نمي‎كند و صرفا الزام سياسي (politicallybinding) دارد. جالب است كه روحاني نيز در سخنراني اخير خود در نيويورك (۹۶/۶/۲۸) ، بر صِرف «الزام سياسي» (نه الزام حقوقي) داشتن برجام صحه گذاشته و مي‎گويد: "نقض برجام به معناي زير پا گذاشتن يك تعهد روشن «سياسي» است. "

اين نشان مي‎دهد كه برجام براي آمريكا، الزام حقوقي ندارد و در نگاه آمريكا، برجام صرفا يك «برنامه اجرايي» بين دو دولت آمريكا و ايران است (نه حتي كل حاكميت آمريكا و ايران) . لذا هرگاه كه به مذاقش خوش نيامد مي‎تواند آن را اجرا نكند! علاوه بر اين، قطعنامه 2231 و ذيل ماده ۴۱ بودن پرونده ايران، موجب الزام آور شدن اين برنامه اجرايي براي ايران شده است.

۲. متن برجام به قدري تشكيكي و تفسيرپذير نگاشته شده كه راه را براي بازگرداندن تحريم‎هاي متوقف شده يا تعليق شده به بهانه‎هاي ديگري نظير موشكي، تروريسم، حقوق بشر و... باز نگه داشته است.

۳. در برجام هيچ گونه مرجعي براي ارزيابي و اعلام اين‎كه آمريكا به تعهداتش عمل كرده يا خير پيش‎بيني نشده است ولي براي ارزيابي تعهدات ايران، ساختارآژانس! پيش‎بيني شده است. در اين حال، اگر ايران در موضوعي عليه آمريكا (اعم از قبول نداشتن تفسيرهاي يك جانبه آمريكا از برجام و قطعنامه 2231 يا اعمال تحريم‎هاي جديد و غيره) شكايت كند، موضوع مذكور به كميسيون مشترك برجام رفته و در آن‎جا خودِ متهم (آمريكا) به‎عنوان قاضي پرونده عمل مي‎كند و تمامي تحريم‎ها به‎طور اتوماتيك به حالت قبل از برجام بازمي گردد و اين در حالي است كه ايران كماكان بايد به تعهدات خود عمل كند! بنابر اين، استنباط آمريكايي‎ها از واقعيت مذكور اين است كه برخلاف ايران، برجام براي آمريكا تعهدي ايجاد نمي‎كند (يك طرفه بودن برجام) .

از اين رو:

موضوع عدم الزام حقوقي برجام براي آمريكا و نبودن هيچ گونه تضمين عيني و حقوقي در اختيار ايران (كه ناشي از ضعف‎هاي متن برجام و عدم توجه دولت به شروط موجود در نامه رهبري به رئيس جمهور مي‎باشد) و اطلاع روحاني از اين حفره‎هاي بزرگ، ايشان را براي واداشتن آمريكا به اجراي تعهداتش به‎جاي فشار حقوقي، ناگزير به "ديپلماسي عمومي" نموده است كه نمونه‎هاي آن را در سفر اخير ايشان به نيويورك مشاهده كرديم.

اين است حقيقت برجام...

 گوناگون

به بهانه نشستن در كنار يكي از سران فتنه
ماجراي كربلا تكرار نمي شود

 دكتر قاسم روان‌بخش

امام حسين(ع) در نخستين سخنان خود در سرزمين كربلا، از تغيير ارزش‎ها سخن گفتند و خطاب به ياران اندكشان فرمودند: دنيا تغيير كرده و چهره زشت خود را نشان مي‎دهد، ارزش‎ها تغيير كرده و به گونه‎اي شده كه از آن‎ها در حد قطره آبي كه در ته ظرف مي‎ماند باقي مانده است كه در اندك زماني ممكن است تبخير شود. امام(ع) از نشانه‎هاي تغيير ارزش‎ها را ‎عمل نشدن به حق و نهي نكردن از باطل دانستند. از مهم‎ترين نشانه‎هاي تغيير ارزش‎ها اين بود كه امام معصوم(ع) و فرزند پيامبر(ص) را اين گونه تنها گذاشته و در كشور پهناور اسلامي تنها قريب به 80 نفر براي ياري اش آمده‎ بودند! اين در حالي بود كه مسلمانان در مدينه و در مكه و در مسير راه مكه به كوفه همه از حركت امام حسين(ع) اطلاع يافته و مخالفت ايشان با يزيد را درك كرده بودند. منكري بالاتر از اين نبود كه يزيد بن معاويه شارب‎الخمر و فاسق و فاجر بر جايگاه خلافت پيامبر(ص) تكيه زند و خواص و نخبگان جامعه در برابر او سكوت كنند و تنها امام حسين(ع) با اهل و عيالشان به مبارزه با حكومت اموي برخيزند.
2. اين‎كه بيش از 30 هزار از مسلمانان براي كشتن امام حسين(ع) و يارانش اجتماع كردند، در يك شبانه روز و يك ماه و يك سال اتفاق نيفتاد، ‎بلكه محصول فرآيندي بود كه در طي 50 سال يعني از سال 11 هجري سال رحلت پيامبر(ص) تا 61 هجري رخ داده و فرهنگ مردم طي اين مدت، ‎دستخوش تغيير و تحول شده بود.
3. امروز نيز ما در سي و نهمين سال انقلاب اسلامي هستيم و تا پنجاهمين سالگرد انقلاب تنها 11 سال باقي مانده است. بايد بهوش باشيم كه در گذر زمان و در يك فرآيند 50 ساله دستخوش تغيير آن چناني نشويم. رسانه‎هاي بيگانه و داخلي وابسته به غربگرايان به‎صورت گسترده در حال فرهنگ سازي هستند و با برنامه‎ريزي‎هاي دقيق، جايگزيني فرهنگ بيگانه به‎جاي فرهنگ اسلامي و اهل بيت(ع) را دنبال مي‎كنند.
4. يكي از نمونه‎هاي تغيير ارزش ها، تغيير در نوع نگرش به فتنه 88 است. در سال 88 يعني در سال وقوع فتنه، بعد از آن‎كه حقايق برملا شد و روز نهم دي مردم با حضور ده‎ها ميليوني خود حماسه آفريدند، خواص ساكت نيز به نحوي سعي مي‎كردند خود را مخالف فتنه نشان دهند و از فتنه گران تبري جويند. بعد از مدتي كار به‎جايي رسيد كه اگر از خواص بي‎بصيرت و ساكتين فتنه گلايه‎اي مي‎شد، به شدت برآشفته مي‎شدند و به‎طور كلي جريان سكوت و بي‎تفاوتي خودشان را منكر مي‎شدند، حتي اين گونه وانمود مي‎كردند كه ما در صف اول مبارزه با فتنه بوده و در ميدان بصيرت، گوي سبقت را از ديگران ربوده ايم.
ليكن امروز كه بيش از 8 سال از ماجراي فتنه گذشته است، همان افراد تصور مي‎كنند ارزش‎ها تغيير كرده و مردم نسبت به فتنه و اصحاب آن بي‎تفاوت شده‎اند. از اين رو همان كساني كه آن روزها از ناميده شدن به‎عنوان ساكت فتنه برآشفته مي‎شدند، امروز در كنار يكي از سران فتنه عكس يادگاري مي‎گيرند. شايد تصور مي‎كنند كه ارزش‎ها تغيير كرده است! شايد انتخابات اخير رياست جمهوري و رأي آوري جريان خاص، آن‎ها را به اشتباه انداخته مي‎پندارند همين جريان براي دور آينده نيز از اعتبار راي آوري برخوردار است و از اين رو نشستن در كنار آن‎ها در انتخابات آينده ممكن است برايشان رأي‎ساز باشد غافل از اين‎كه تحليل درست از انتخابات گذشته نشانگر ضعيف شدن پايگاه اين جريان سياسي در كشور است.
5. برخي با تحليل‎هاي غلط تصور مي‎كنند بار ديگر با تغيير ارزش ها، ‎كربلا تكرار مي‎شود و باز هم فتنه گران به قدرت مي‎رسند؛ بر همين اساس از گرد ولي زمان فاصله گرفته به گرد فتنه گران حلقه مي‎زنند. آن‎ها بايد بدانند كه كربلا تكرار نمي‎شود و اگر هم بشود اين بار فتنه گران هستند كه به شكست ظاهري نيز مبتلا خواهند شد.