صفحه سياسي

نقشه هماهنگ غرب و غرب گرايان!

 دكتر قاسم روان‌بخش

درحالي كه رئيس جمهور كشورمان براي سخنراني سالانه در سازمان ملل، در نيويورك به سر مي‎بُرد، ترامپ رئيس جمهور امريكا از تريبون رسمي سازمان ملل براي ايران اسلامي شاخ و شانه كشيد و با عباراتي شبيه عبارت‎هاي بوش جنگ‎طلب ايران را محور شرارت ناميد و از همفكران خود يعني همه شياطين جهان خواست به منظور نابودي ملت مسلمان و نظام اسلامي ايران به كمك وي بيايند. البته اين بار رئيس جمهور فرانسه قرار شد در قالب پليس خوب ظاهر شود و در حمايت از برجام سخن بگويد. وي اظهار داشت كه برجام قرارداد خوبي است و در پرتوي آن منافع زيادي به دست آورده ايم. او افزود: از هم اكنون بايد براي سال 2025 به فكر خلع سلاح موشكي ايران باشيم تا خيالمان راحت شود. فراموش نكرده‎ايم چند ماه قبل، مرحوم آقاي هاشمي در توييت شخصي‎اش كه در سايتش نيز از آن تبليغ مي‎كرد نوشته بود «دنياي فردا، دنياي گفتمان‎ها است نه موشك‎ها» و خطي سياسي در داخل به دنبال نهادينه كردن اين تفكر در داخل كشور بود. مقام معظم رهبري در پاسخ به اين گونه اظهارات فرمودند: «اين‎كه بگويند فرداي دنيا، فرداي مذاكره است، دنياي موشك نيست اين اگر از روي ناآگاهي گفته شود كه ناآگاهي است؛ اما اگر از روي آگاهي باشد، خيانت است. اگر نظام اسلامي دنبال فناوري و مذاكره باشد، اما قدرت دفاعي نداشته باشد مقابل هر كشور فزرتي كه تهديد كند بايد عقب نشيني كند. » (۹۵/۱/۱۱)

در تحليل اين مساله و براي اين‎كه معلوم شود امريكايي‎ها و اروپايي‎ها به دنبال چه چيزي هستند و براي تضعيف و يا براندازي نظام اسلامي ايران از چه راهبرد و سناريويي استفاده مي‎كنند تامل درباره نكات ذيل ضروري است:

1. اكبر گنجي اصلاح‎طلب فراري چندي پيش طي مقاله‎اي در وب ‎سايت راديو فردا نوشته بود: همان گونه كه اوباما خواستار تغيير رفتار و سرشت جمهوري اسلامي است بي‎آن‎كه تهديد نظامي را كنار بگذارد، سعيد حجاريان نيز مسائلي نظير حاكميت دوگانه و نرماليزاسيون (هماهنگ كردن دولت و نظام با سياست‎هاي عرفي جهاني) را پيش‎ كشيده است.

وي مي‎نويسد: اخيراً سعيد حجاريان گفته بود گفتمان اعتدال حسن روحاني و هاشمي رفسنجاني، نرماليزاسيون است. او قبلاً حاكميت دوگانه [در دوره اصلاحات] را مطرح كرد كه مورد اعتراض قرار گرفت. اين گفتمان در حال بازسازي است. بدون ترديد هاشمي رفسنجاني، حسن روحاني و اصلاح‎طلبان موافق مذاكره همه‎جانبه با آمريكا و برقراري روابط ميان دو كشور هستند.

گنجي ادامه مي‎دهد: ترديدي وجود ندارد كه هيچ يك از دو حزب آمريكا و رهبرانشان- از جمله باراك اوباما- موافق رژيم جمهوري اسلامي نبوده و نيستند. اگر مي‎توانستند «تغيير رژيم» را عملي كنند، بدون ترديد مي‎كردند. جمهوري‎خواهان همچنان تهديد به حمله نظامي به ايران رابه‎عنوان مهم‎ترين روش «تغيير رژيم» تعقيب مي‎كنند، اما اوبامايي كه بر موج جنبش ضد جنگ پايان دوران رياست جمهوري جرج بوش سوار شد و بر سر كار آمد، از ابتدا به دنبال روش‎هاي ديپلماتيك براي «تغيير رفتار» و سرشت جمهوري اسلامي بود، او نيزهيچ‎گاه تهديد به حمله نظامي را كنار نگذارد. حتي پس از توافق هسته‎اي، بر تعداد دفعات از روي ميز بودن سناريوي حمله نظامي و امكان‎پذيرتر شدن آن، بسيار افزود. او با درست كردن اجماع جهاني عليه ايران و تصويب و اجراي شديدترين تحريم‎هاي طول تاريخ كه عليه كشوري وضع شده‎اند، سياست خود را پيش برد. تصور او اين بود كه توافق هسته‎اي و پيامدهاي آن در بلندمدت، به «تغيير رفتار» جمهوري اسلامي منتهي خواهد شد. (كيهان، يكشنبه ۲۹ شهريور 1۳۹۴) و امروز پس از توافق هسته‎اي و گرفتن امتيازهاي فراوان، نوبت دبه درآوردن و تحميل تحريم‎هاي بيش‎تر و تهديد به حمله نظامي از سوي ترامپ!

2. جان كين فيلسوف انگليسي، روز ۲۷ مهر ۱۳۷۸ پس از ديدار با سعيد حجاريان و عبدالكريم سروش، براي ملاقات با آيت‎ا... عبدالكريم موسوي اردبيلي (رئيس وقت دانشگاه مفيد) به قم رفت. او در اين سفر رايزني‎هاي بسياري را با مقامات حزب مشاركت ايران، اعضاي حلقه كيان و برخي روحانيون اصلاح‎طلب انجام داد كه جزئيات آن مذاكرات، هنوز«محرمانه» مانده است. پس از اين سفر، نفوذ كين بر رسانه‎هاي اصلاح‎طلب افزايش يافت، چنآن‎كه روزنامه ايران (ارگان دولت اصلاحات) در تبيين «جامعه مدني» به نقل از او نوشت: «جامعه مدني» مجموعه‎اي از نهادهاي غيردولتي را دربر مي‎گيرد كه از حمايت دولت برخوردارند. اين نهادها خشونت طلب نيستند، خودجوشند و با يكديگر و با دولت در «تنش» مداوم‎اند! بار ديگر، كين در پاييز ۱۳۸۳ به ايران آمد. وقتي او پا به تهران گذاشت كه سروش و حسين بشيريه از ديدار با جرج شولتز (وزير خارجه سابق آمريكا) و فرانسيس فوكوياما (استراتژيست پنتاگون) به ايران بازگشته بودند.

از رهگذر اين ديدارها، مقامات ايالات متحده قصد پيشبرد پروژه «لهستانيزه كردن ايران» را داشتند؛ پروژه‎اي كه از مدل جنبش همبستگي لهستان اقتباس گرديد و البته تئوريسين انگليسي آن هم در تهران به سر مي‎برد. ماموريت كين ايجاد يك «هسته مادر» براي«كودتاي مخملي» در ايران بود و يك كارگاه آموزشي را نيز برگزار كرد. در بانك اطلاعاتي مركز تحقيقات سياست‎هاي علمي كشور، اين كارگاه با نام «دوره آموزشي گذار به مردم سالاري» ثبت شده است، اما آن‎چه اين فيلسوف انگليسي به اصلاح‎طلبان مي‎آموخت، استفاده از «ميزان محاسبه شده‎اي از خشونت» و «مقاومت در برابر قانون و نظم» بود. جان كين اعتقاد داشت «كار دموكراسي به زير سوال بردن اين باور است كه حاكميت، مقرّر خداوند است» و به صراحت مي‎گفت: اگر زماني «راهبردهاي غيرخشن» ناكام ماندند يا «نامناسب» به نظر رسيدند، از ميزان‎هاي محاسبه شده‎اي از «خشونت» استفاده كنيد و در برابر گرايش به سمت راهبردهاي «قانون و نظم» اقتدارگرايانه، مقاومت كنيد.

كين در اين سفر با سعيد حجاريان به ديدار و گفت وگويي طولاني نشست تا آخرين دستورالعمل‎هاي «براندازي نرم» و مدل‎هاي «دموكراتيزاسيون» را به استراتژيست‎هاي حزب مشاركت ايران انتقال دهد. از نظر كين، «حجاريان نمادي از تغيير گسترده‎اي است كه در ايران جريان دارد و اين روند برگشت ناپذير است. » اما، اين «نماد تغيير» پس از شنيدن راهبردهاي جان كين براي مبارزه مدني خطاب به اعضاي حزب مشاركت ايران گفت كه «ما حتي در تئوري دموكراسي هم عقب مانده هستيم» و افزود: آقاي «جان كين» مدتي پيش به ايران آمد. بحث‎هاي زيادي با هم داشتيم. ديدم خيلي از موضوعاتي كه مطرح مي‎كند، مباحث جدي و جديدي است كه درباره آن فكر هم نكرده ام. مثل «رابطه دموكراسي با مسؤوليت» يا با اخلاق يا خشونت. كارهاي مطالعاتي كه آن‎ها در غرب انجام داده اند، نتيجه اتفاقاتي است كه در ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته رخ داده؛ مثل فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، دموكراتيزه شدن ده‎ها كشور... مثلاً در حال حاضر نوع جديد دموكراسي با اسم «دموكراسي برون زا» پيدا شده است. در اين الگو چون «دمو» (توده مردم عراق) براي تغيير «كراسي» (حكومت) خود توان نداشت، در نتيجه آمريكا به ياري «دمو» آمد و پديده تازه‎اي شكل گرفت با عنوان «دمو آمريكاكراسي». ما نياز داريم اين پديده را مورد بحث و بررسي و مطالعه قرار دهيم.

گرچه كين از اصلاح‎طلبان خواست تا به دخالت و حمايت قدرت‎هاي خارجي براي استقرار نظام ليبرال سرمايه‎داري در ايران فكر كنند، ولي بيش‎تر به استراتژي «براندازي قانوني» از راه انتخابات تمايل داشت. به همين سبب پيشنهاد كرد كه دولت اصلاحات با حمايت ويژه مالي از سازمان‎هاي غيردولتي، رسانه‎هاي مستقل و نهادهاي مدني، سريع و به هر وسيله‎اي عرصه عمومي (جامعه) را فتح كند. او معتقد بود هر NGO يك «آزمايشگاه كوچك» براي جامعه مدني است كه نه تنها حساسيت كسي را برنمي انگيزد، بلكه خيلي راحت مي‎تواند كارهاي خود را در حاشيه امن پيش ببرد. وقتي تعداد اين آزمايشگاه‎هاي كوچك زياد شود، حكومت با چالش مواجه مي‎شود و به تدريج بايد عرصه را به آنان واگذار كند. چنان‎چه پروژه دولتي جامعه مدني از حاكميت شكست بخورد، اين NG‎ها به‎عنوان يك منجي، «مبارزه مدني» را عليه رژيم كليد مي‎زنند. كين اعتقاد داشت كه در كنار اين نيرو، اصلاح‎طلبان بايد يك شبكه چند قطبي از رسانه‎هاي اينترنتي و... را بسازند تا از طريق مصادره افكار عمومي، انتخابات را «مهار» سازند. (پيام فضلي نژاد، پاورقي كيهان دوشنبه ۲۶ دي ۱۳۹۰- شماره ۲۰۱۲۲ (

3. آقاي تقي رحماني از عناصر ملي مذهبي در سال ۸۲ در پاسخ به اين پرسش كه «آيا ممكن است روزي روشنفكران وابسته به نهضت آزادي به سركار آيند؟» اظهار داشت: «با توجه به سرمشق جهاني كه عبارت است از بازار آزاد، حقوق بشر و ليبرال دموكراسي، بعيد نيست. البته بايد توجه داشت نهضت آزادي اكنون برنامه مشخصي ندارد فقط اعضاي آن اعتبار خوبي دارند. » سپس در پاسخ به اين‎كه «آيا خود جنابعالي برنامه‎اي داريد؟» گفت: «خير! معتقدم كه جريان ملي مذهبي مي‎تواند همراه با نهضت آزادي آرام‎آرام در ساخت قدرت وارد شود، هر چند نظرم اين است كه اول بايد در مديريت‎هاي كوچك وارد شود بعد وارد مجلس و در نهايت شكل تشكيلاتي پيدا كند آن گاه مي‎تواند براي خود برنامه و راهبرد عيني داشته باشد و البته بايد حوزه ايدئولوژي‎اش نيز مشخص باشد. » (سقوط دولت بازرگان دكتر غلامعلي- مهندس فرامرزصفاريان- معتمد ص۱۴۵)

4. دكتر محمود سريع‎القلم، تئوريسين دولت يازدهم، در كتاب «اقتدارگرايي ايراني در عهد قاجار» با طرح اين ادعا كه مساله اقتدارگرايي در ايران به «ژن ايراني» مرتبط است، نتيجه مي‎گيرد كه پروژه «جامعه مدني» و رفع «اقتدارگرايي» در ايران با «عوامل داخلي» ميسر نيست و بايد از «عوامل خارجي» در اين مسير بهره برد. وي سپس بر نقش تسهيل كننده «عامل خارجي» براي تحولات داخلي ايران و رفع اقتدارگرايي تاكيد كرده است و در صفحه ۲۱۲ همان كتاب مي‎نويسد: »تحول در تمامي كشورهاي پس از كمونيسم با متغير و «عوامل تسهيل كننده خارجي» صورت پذيرفت... آلمان نيز تنها پس از شكست‎هاي جنگ جهاني اول و دوم و با تحميل «نيروهاي خارجي» به «آزادي‎هاي مدني» دست يافت.

اين اظهارات كه به عبارتي همان آموزه‎هاي جناب جان كين به سعيد حجاريان است به‎صورت يك نظريه در كتابي از مشاور عالي رئيس‎جمهور به جامعه القا مي‎شود و اين گونه وانمود مي‎شود كه ژن ايراني استبداد پذير است و بدون كمك خارجي دموكراسي مورد قبول غرب امكان ندارد! به عبارت ديگر، يعني بايد همان گونه كه امريكا در عراق به كمك «دمو» آمد و رژيم ديكتاتوري را سرنگون كرد در ايران نيز به كمك «دمو»‎ي مورد نظر آن‎ها بيايد و انقلاب اسلامي را براندازد! و البته شبكه‎هاي اجتماعي مورد نظر جان كين نيز كه در سايه دولت تدبير و اميد نيز فراهم شده است و NGO‎ها نيز مورد عنايت ويژه قرار دارند كه تاثير آن‎ها در انتخابات اخير به روشني ملاحظه شد.

5. خلع سلاح موشكي براي زمينه‎سازي و تسهيل امور براي دخالت خارجي

بي‎ترديد از آغاز انقلاب اسلامي پروژه دخالت نظامي آمريكا بر ضد ايران هموارهبه‎عنوان گزينه‎اي روي ميز آمريكا بوده است ولي به دليل شكست‎هاي سنگيني كه در جنگ تحميلي ۸ ساله و در برابر حزب ا... لبنان و غزه خورده‎اند و اكنون شكستي كه در سوريه و يمن در حال تحمل آن هستند، جرات نمي‎كنند كه اقدامي صورت دهند ولي تحليل عناصر سياسي داخلي به دشمن مي‎تواند مهم باشد و آن اين‎كه ما به دخالت نظامي امريكا دل بسته‎ايم و به آن اميدواريم. بي‎ترديد يكي از عوامل بازدارنده عمليات نظامي امريكا بر ضد ايران، سلاح‎هاي پيشرفته از جمله موشك‎هاي دوربرد ايران است. آن‎ها مي‎دانند چنان چه بخواهند اقدامي بر ضد ايران داشته باشند، اسرائيل كه در حكم قلب امريكاست مورد اصابت هزاران موشك دوربرد قرار خواهد گرفت و ناوهاي امريكا در منطقه و ديگر منافع و منابع آمريكا نيز مورد اصابت قرار خواهند گرفت؛ اين عامل بازدارنده موجب شده است كه امريكايي‎ها هيچ گاه مستقيم از گزينه نظامي روي ميزشان استفاده نكنند و از باب «ترهبون به عدو ا... و عدوكم» از ايران اسلامي وحشت داشته باشند.

اكنون موضوع خلع سلاح موشكي و بازديد از مراكز نظامي ايران در دستور كار امريكا و همپيمانان اروپايي‎اش قرار گرفته، و سناريويي طراحي شده كه همانند مذاكرات هسته اي، برد به نفع آن‎هاست. ابتدا ايران را به نقض برجام متهم مي‎كنند كه ايران به رغم پذيرش پروتكل الحاقي حاضر به اجراي آن نيست و اجازه بازديد از مراكز نظامي‎اش را نمي‎دهد. چنان‎چه ايران تا آخر مقاومت كند و چنين اجازه‎اي صادر نكند زمينه فشار بيش‎تر براي آن‎ها فراهم مي‎شود و اگر براي رفع اتهام و براي اعتماد بيش‎تر جامعه جهاني به چنين اجازه‎اي اقدام كند جاسوسان امريكايي و رژيم صهيونيستي به اطلاعات موشكي ايران دست خواهند يافت و براي نابودي آن اقدام خواهند كرد. حال اگر در مذاكرات فرضي برد- برد موشكي با برجام ۲، برد موشك‎ها كوتاه شود و خلع سلاح موشكي صورت بگيرد چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آيا با اجراي اين پروژه، «دمو آمريكا كراسي» درباره ايران نيز اجرا نمي‎شود و جامعه مدني مورد نظر جان كين و رفع اقتدارگرايي مورد نظر سريع القلم صورت نمي‎پذيرد؟! بي‎ترديد نه رهبري و نه نيروهاي مسلح و نه ملت ايران هرگز حاضر به پذيرش چنين ننگي نخواهند شد و از اقتدار موشكي خود دست بر نخواهند داشت؛ زيرا عواقب خطرناك آن را مي‎دانند. ولي عده‎اي هماهنگ با تصميم‎هاي خارجي براي براندازي نظام اسلامي و انقلاب اسلامي در حال برنامه‌ريزي هستند. بايد اين چهره‎ها را شناخت و براي مقابله با اين گونه تصميم‎ها چاره‎اي انديشيد.

 يادداشت هفته

توطئه همه پرسي كردستان عراق؛ امتداد سناريوي «خاورميانه جديد»

 علي اكبر عالميان

توطئه استقلال كردستان عراق را بايد در امتداد توطئه رؤياي آمريكايي- صهيونيستي «خاورميانه جديد» ارزيابي كرد. در حالي كه اكثر كشورهاي جهان به‎ويژه جمهوري اسلامي ايران نسبت به اين طرح خطرناك هشدار مي‎دهند، تنها حكومتي كه آشكارا از اين طرح حمايت كرده است، رژيم صهيونيستي است. آيلت شاكد يكي از وزيران اين رژيم به صراحت اعلام كرده است كه از استقلال كردستان، «دستكم در بخش عراق»، حمايت مي‎كند. او تصريح مي‎كند كه: «اسرائيل وكشورهاي غربي منافع زيادي در تاسيس دولت كردستان دارند. فكر مي‎كنم زمان آن فرا رسيده است كه ايالات متحده از اين فرآيند حمايت كند. » يائير گولان معاون پيشين رئيس ستاد مشترك ارتش اسرائيل نيز همه پرسي استقلال اقليم كردستان عراق را يك تحول مهم در خاورميانه دانسته و از حمايت تل آويو از اين روند خبر داد. خانم كسنيا سووتلووا عضو پارلمان اسرائيل و رئيس نهادي به نام «انجمن دوستي اسرائيل و كردستان» هم اعتراف كرده است كه چندي پيش شماري از شخصيت‎هاي كرد عراقي به اورشليم آمده و با مقامات مربوطه ديدارهايي داشته‎اند. آن‎ها از اسرائيل درخواست كردند كه نه تنها خود آشكارا دست دوستي به سوي كردها دراز كند، بلكه با توجه به نفوذي كه در ميان شخصيت‎هاي درجه اول سياسي ايالات متحده دارد، بكوشد نظر مساعد آن‎ها را نيز جلب كند.
مايكل اورن، از دستياران ارشد نخست وزير اسرائيل، در توجيه علت حمايت نتانياهو از همه‎پرسي اقليم كردستان، به دو علت عمده در حمايت اين رژيم از استقلال كردستان اشاره مي‎كند. يكي اين‎كه «كردها يك عامل ثبات هستند و توان بالايي دارند و غرب ستيز يا اسرائيل ستيز نيستند»، و ديگر اين‎كه «كردها پشتيبان جمهوي اسلامي ايران نيستند. » اين نشان مي‎دهد كه اسرائيل نقشه شوم و حساب شده‎اي را براي منطقه كردستان عراق كه هم ضد آنان نيست و هم اين‎كه مسؤولان آن با ايران موافق نيستند، كشيده است. مسعود بارزاني رئيس منطقه كردستان عراق رابطه نزديكي با صهيونيست‎ها دارد و دقيقا در زمين آنان بازي مي‎كند. او چندان خوشنام نيست به گونه‎اي كه پيش‎تر از اين، جلال طالباني رئيس‎ اتحاديه ميهني و رئيس‎جمهور سابق عراق، درباره بارزاني گفته بود كه: «بارزاني ديگر بخشي از رژيم صدام شده است. وي به‎طور علني در كنار صدام مي‎ايستد و صدام نيز نيروهايش را براي حمايت از او اعزام مي‎كند... رابطه بين صدام و بارزاني بسيار قوي است تا جايي كه آن‎ها همه‎جور توافقي باهم انجام داده‎اند. »
در اين ميان، آمريكايي‎ها گرچه در ظاهر با اين طرح مخالفند، اما واضح است كه علاقه فراواني به تجزيه عراق دارند. آنان در دوران اوباما تلاش پيدا و پنهاني را در اين جهت آغاز كرده بودند. در آن زمان جو بايدن معاون رئيس جمهور وقت آمريكا كه به طراح نقشه تجزيه اين كشور شهرت داشت تلاش وافري را براي اجراي اين طرح انجام داد. در همان زمان ژنرال ريمونداوديرنورئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا در اظهاراتي مداخله جويانه گفته بود: «به نظر مي‎رسد تجزيه و تقسيم عراق، تنها راه‎حل براي آينده عراق باشد؛ زيرا آشتي ميان سني‎ها و شيعه‎ها سخت است. ‎»
تلاش آمريكا براي اجراي اين ايده هم معلول يك علت مشخص است. كاخ سفيد براي نجات اسرائيل از بحران و تثبيت هژموني صهيونيست‎ها در جهان نياز مبرمي به اجراي اين نقشه و تضعيف كشورهاي اسلامي دارد. آمريكايي‎ها با الهام از تفكرات لابي صهيونيزم كه به شدت دنبال تجزيه كشورهاي اسلامي است، درصددند تا نقطه شروع اين توطئه را از طريق تجزيه كردستان عراق كليد بزنند. اين طرح در اوايل دهه 80 ميلادي در نشريه كيفونيم چاپ رژيم صهيونيستي افشا شد كه به موجب آن اسرائيل خواستار تجزيه همه كشورهاي همسايه فلسطين اشغالي «از نيل تا فرات» بود. در بخش‎هايي از اين طرح آمده است: «عراق كشوري مملو از منابع نفتي است كه گرچه درگيري‎هاي داخلي در آن وجود دارد، اما اين كشور در اولويت درگيري با اسرائيل قرار دارد و تجزيه آن براي اسرائيل مهم به شمار مي‎رود، تجزيه عراق از اين منظر حتي از تجزيه سوريه نيز مهم‎تر است، چرا كه عراق در كوتاه‎مدت خطرناك‎ترين تهديد براي اسرائيل است. » بعدها رالف سكونمن، نويسنده كتاب تاريخ پنهان صهيونيزم با اشاره به اين نظريه مي‎نويسد: «تجزيه دولت عراق چيزي شبيه معادله جبري و هندسي در رياضيات نيست. اسرائيل دقيقا مشخص كرده است كه پس از تجزيه دولت‎هايي كه متولد مي‎شوند به چه تعداد و در كجا خواهند بود و مردم تحت حاكميت آن‎ها چه كساني خواهند بود. » اين يعني آن‎كه صهيونيستها نقشه حساب شده‎اي را براي اجرايي كردن اين ايده خود در حال پياده كردن هستند. اين توطئه هميشگي آنان است كه در پس تجزيه كشورها به دنبال ادامه موجوديت خود مي‎باشند همان‎گونه كه نقطه شروع دولت جعلي و غصبي اسرائيل نيز دقيقا همزمان با تجزيه فلسطين شكل پذيرفت. اكنون آنان به دنبال اجراي طرحي به نام «خاورميانه جديد» مي‎باشند. صهيونيست‎ها با اين شعار به دنبال گسترش سيطره خود از نيل تا فرات هستند و تحقق اين مسأله را درگرو فروكاهيدن قدرت كشورهاي منطقه به وسيله تجزيه مي‎دانند. آنان به خوبي مي‎دانند كه در صورت يكپارچگي كشورهاي اسلامي، شكست آنان ممكن نخواهد بود. دقيقا به همين دليل است كه ابعاد خطرناك اين توطئه بيش از پيش آشكار مي‎شود. استقلال كردستان عراق امنيت استراتژيك كل منطقه را تهديد مي‎كند و تنها با هدف حفظ امنيت رژيم صهيونيستي صورت مي‎گيرد.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

آقاي رئيس جمهور محترم! اين‎كه عنوان مي‎فرماييد مشروعيت به چه چيز مي‎باشد، دردي از گرفتاري‎هاي مردم را از قبيل بيكاري جوانان، ركود و گراني كمرشكن را دوا نمي‎كند! شما رأي آورديد، سرمايه مملكت هم در دست شما است، فكري براي رشد اقتصاد و معيشت مردم بنماييد تا آمريكا اين‎قدر با تحريم قدرت‎نمايي نكند.
0915... 6196

شهيد و زخمي شدن 130مسلمان عراقي و تعدادي زائر گلگون‎كفن ايراني در انفجار ذي‎قار عراق در انفجار تروريستي حكايت از اين دارد كه تروريست‎هاي آمريكايي -صهيونيستي- داعشي در اهداف تجزيه‎طلبانه‎شان با سدي به نام ملت شهادت‎طلب عراق و سوريه مواجه شدند و سيلي استراتژيكي از مقاومت خوردند و بزدلان داعشي بدانند با اين اقدامات كور تروريستي نمي‎توانند به‎جايي برسند چرا كه ملتي كه شهادت دارد شكست ندارد.
يك شهروند

آقاي جهانگيري گفته: ما با پيري در هرم سني مديريتي در كشور مواجه ايم. پاسخ: آقاي جهانگيري! مشكل از تدبير دولت يازدهم بود كه با داس شروع به دروكردن مديران شايسته جواني كرد كه دولت نهم آن‎ها را گماشته بود و به‎جايش مديران پيري قرارداد كه بعضاً سوء سابقه به‎ويژه درفتنه 88 داشتند. و اگر قرار باشد اصلاح واقعي صورت گيرد، ابتدا از خود جنابعالي و وزراي كهنسال دولت بايد شروع شود.
0918... 5411

پيامبراكرم: هر كس نداي دادخواهي مسلماني را بشنود و به او كمك نكند مسلمان نيست. قرآن كريم: واي برحال نمازگزاراني كه ديگران را به اطعام فقرا تشويق نمي‎كنند با اين شرح: جمعيت هلال احمر شماره حساب 99999 را اختصاص به مسلمانان ميانمار داده و از ملت شريف ايران انتظار است با جدي گرفتن هشدارهاي قرآن بي‎تفاوت نبوده و خضوع خود نسبت به قرآن را با كمك مالي به مسلمانان بي‎پناه ميانماري به اثبات رسانده و به دنيا ثابت كنند كه خط و مشي حركت خود را از قرآن (و نه از سبك زندگي فردگرايانه غرب) مي‎گيرند.
0918... 5411

چرا به توصيه‎هاي رهبرمعظم انقلاب مبني بر اهميت دادن به طب اسلامي و سنتي كم مي‎پردازيد يا نمي‎پردازيد كه اين همه عداوت‎ها عليه آن تمام نمي‎شود؟
0921... 7084

در جنگ و درگيري چهل ساله بين ايران و آمريكا، نقش دولت‎هاي خاتمي و روحاني مثل نقش ميانجي‎گري است كه با زبان چرب و نرمش، ملت ايران را از هرگونه حركتي بازداشته تا آمريكا بتواند ضربات خودش را وارد كند!
0913... 9005

مردم اگرچه عمداً يا سهواً براي بار دوم به اين دولت و حاميانش در مجلس رأي داده‎اند و رأي مردم نيز محترم و قانوني است اما هيچ ملتي به قصد خيانت به خود وكشورش در انتخابات شركت نمي‎كند و اگر متوجه اشتباه خود شد با كسي تعارف ندارد.
يك شهروند