صفحه بين الملل

تأملي بر سخنراني رئيس جمهور در سازمان ملل

سخنان حسن روحاني رئيس جمهور اسلامي ايران در هفتاد و دومين مجمع عمومي سازمان ملل با سخناني كليشه‎اي آغاز شد، با محافظه كاري ادامه يافت و در نهايت بدون غافلگيري خاصي به پايان رسيد و به اين ترتيب شايد بتوان گفت فرصت تاريخي كه به دنبال نطق دونالد ترامپ و بنيامين نتانياهو جهت بهره برداري جمهوري اسلامي ايران پديد گشته بود با تكرار مكرراتي كه در چهار سال گذشته در سازمان ملل خوانده شده بود از دست رفت.

به گزارش رجانيوز، اما برخلاف روحاني، ترامپ و نتانياهو همه را مبهوت كردند. طوفان دونالد ترامپ و بنيامين نتانياهو در سازمان ملل عليه ايران اگرچه قابل پيش‎بيني بود ولي اجلاس امسال را خاص‎تر از سال‎هاي پيشين كرد. نكاتي چند در مقايسه سخنراني ترامپ، نتانياهو و روحاني قابل بررسي وضروري است:

سخنراني ترامپ و نتانياهو به شدت ايدئولوژيك بود برخلاف سخنان قابل پيش‎بيني حسن روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل. نكته ديگر اين‎كه ترامپ و نتانياهو به شكلي ساده، صريح و محاوره‎گونه سخن مي‎گفتند اما از اين سو متن رسمي، خشك و روابط عمومي گونه حسن روحاني كه گويي براي كارزار انتخاباتي تنظيم شده بود اول از همه خود او را دچار كسالت كرده بود! روحاني بر خلاف چهره مصمم و پرانرژي ترامپ و نتانياهو، شاداب نبود.

ترامپ در حالي‎كه دوربين تلويزيوني سر تكان دادن‎هاي نتانياهو به نشانه تاييد صحبت‎هايش را نشان مي‎داد از ورژن جديد "محور شرارت" با حضور ايران و كره شمالي رونمايي كرد؛ محور شرارتي كه ريچارد هاس رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا هم بر آن صحه گذاشت. در واقع صحبت‎هاي ترامپ حاصل چهار سال فرش قرمز پهن كردن دولت به اصطلاح ميانه روي روحاني زير پاي غرب بود. روحاني در اين راه، ارتباط با شركا و متحدان قديمي و راهبردي ايران از روسيه و چين گرفته تا كشورهاي آمريكاي لاتين و همپيمانان منطقه‎اي را فدا كرده بود.

در مواجهه با محور شرارت ترامپ، پاسخي كه جهان از روحاني دريافت كرد اين بود كه ادبيات جاهلانه، زشت و كينه توزانه ترامپ در شان سازمان ملل نيست! اما آيا اين توصيه اخلاقي، بازدارنده ترامپ از خصومت ورزي با ايران خواهد بود؟ ترامپ اساس دموكراسي در ايران را زير سوال برد و با وقاحت، نظام ايران را حكومتي ديكتاتوري و منحوس ناميد؛ اما روحاني كوشيد انتخاب خود در ايران را نشانه دموكراسي جلوه دهد! مساله‎اي داخلي كه مطرح كردن آن در مجمعي بين‎المللي هيچ ربط و موضوعيتي ندارد و بي‎سليقگي سياسي است. وقتي ترامپ، نظام ايران را نامشروع و سركوبگر مي‎داند و سعي در شكاف بين مردم با نظام دارد آيا روحاني نبايد به رخ او بكشد كه در آمريكا هر روز عليه او تجمع برپاست؟ حالا كه ترامپ قصد فتنه انگيزي دارد نبايد روحاني بحران در شرف وقوع كلگزيت (جدايي قريب الوقوع ايالت كاليفرنيا از آمريكا) را بر سر ترامپ مي‎كوبيد؟ معناي ديپلماسي عمومي چيست؟

تاسف‎بارتر اين‎كه رئيس جمهور از پاسخ به توهين گستاخانه نخست وزير رژيم كودك كش صهيونيستي نيز صرف نظر كرد. نتانياهو در صحن سازمان ملل در حالي از اتحاد با همه جهان و به‎ويژه اعراب براي مقابله با ايران سخن سر داد و در وجهه بخشيدن به چهره كريه رژيم نامشروع صهيونيستي حتي پنگوئن‎هاي قطب جنوب را هم حامي صهيونيست‎ها دانست كه جنبش‎هاي تازه به راه افتاده بايكوت اسرائيل نشان از عمق نفرت جهاني از اين رژيم دارد؛ حتي چند روز قبل خيابان‎هاي سرزمين‎هاي اشغالي صحنه آشوب و ناآرامي و اعتراض يهوديان (صهيونيست‎ها) ارتدكس بود. روحاني نمي‎توانست با اشاره به اين نكات، نتانياهو را تحقير كند؟

متاسفانه سخنان رئيس جمهور با اين مشي محافظه كارانه به جهان ثابت مي‎كند كه حتي شديدترين توهين‎ها به ملت ايران از سوي دولتمردان ايران پاسخي قاطع به دنبال نخواهد داشت.

از نكات قابل تامل سخنان ترامپ و نتانياهو، اشتراكات موضوعي در سخنراني آنان بود. هر دوي آن‎ها به پيشينه و نوستالژي رجوع كردند. ترامپ از سالروز استقلال آمريكا و قانون اساسي آمريكا گفت كه چگونه اين سند دويست ساله براي امروز هم الهام بخش است و نتانياهو متوسل به انبياي الهي و تورات و انجيل شد تا با تهييج افكارعمومي ثابت كند نماينده راستين قوم يهود است. وجه مشترك ديگر نطق رئيس جمهور آمريكا و نخست وزير رژيم صهيونيستي رويكرد نه چندان جديد اما در عين حال هوشمندانه آن‎ها در جدا كردن حساب مردم و نظام ايران از يكديگر بود؛ اقدامي كه رئيس جمهور آن را بي‎پاسخ گذاشت.

نتانياهو گرچه با ظفرمندي نسبت به سال‎هاي قبل پشت تريبون ايستاد و با قاطعيت حرف زد اما مطلبي كه در صحبت‎هاي او مستتر بود نشان مي‎داد رژيم صهيونيستي به شدت دچار بحران مشروعيت است و در اين مسير ناچار شد خدمات تكنولوژيكي اسرائيل را به جهان يادآوري كند و جهان را وامدار صهيونيست‎ها نشان دهد.

نتانياهو در بخشي از نطقش، رهبر انقلاب را خطاب قرار داد و گفت: ايران وعده مي‎دهد نور اسرائيل رو خاموش كند. من براي آيت‎ا... خامنه‎اي پيام مي‎دهم كه نور اسرائيل هرگز خاموش نمي‎شود.

جمله بندي اين پيغام نشان مي‎دهد وعده تاريخي رهبر انقلاب درباره آينده اسرائيل، هراسي عميق در عمق وجودي صهيونيست‎ها افكنده است كه نتانياهو ناگزير شد براي خنثي‎سازي پيش‎بيني مقام معظم رهبري در سخناني آخرالزماني اسرائيل را منجي مردم جهان در آينده معرفي كند! اما وقتي نتانياهو مجبور مي‎شود به زبان فارسي بگويد «ما دوست شما هستيم» يعني باور كرده است وعده رهبر معظم انقلاب را كه اسرائيل 25 سال آينده رانخواهد ديد.

از نكات مهم ديگر نطق نخست وزير رژيم صهيونيستي اذعان وي به نفوذ روزافزون ايران در منطقه بود. نتانياهو در مقابل چشم جهان، ايران را يك امپراتوري بزرگ اسلامي معرفي كرد و گفت از درياي مديترانه تا لبنان و طرطوس هر كجا را كه مي‎بينيم پرده‎اي ايراني مي‎بينيم كه افكنده شده است؛ اما با نطق روحاني، جهان آيا مي‎تواند بپذيرد كه حسن روحاني رئيس جمهور چنين كشوري است؟ دليل اجتناب روحاني از نزديكي به قدرت نرم ايران چيست؟

ويژگي مثبت ترامپ اين است كه ظاهر و باطن آمريكا را يكسان نمايش مي‎دهد. آمريكا از دهان ترامپ، كره شمالي را به نابودي كامل (بخوانيد محو از روي زمين) تهديد كرد، در مقابل حسن روحاني با چنين سياست محافظه كارانه (از نگاه اعتداليون، عقلانيت) آيا سايه تهديد مداوم را بالاي سر ايران حفظ نخواهد كرد؟ بخصوص شخصي كه مدعي بود سايه جنگ را از ايران دور كرده است! اكنون كه با چنين آمريكايي مواجهيم، آيا منطقي است رئيس جمهور عنوان كند برنامه موشكي ايران دفاعي و بازدارنده است؟ هنگامي كه امير قطر يك شب قبل از حسن روحاني در سازمان ملل مي‎گويد گويا نظام حاكم بر جنگل بر عرصه بين‎المللي حاكم است چرا نبايد رئيس جمهور به صراحت بگويد برنامه موشكي ايران آن‎هم نه فقط براي بازدارندگي توسعه مي‎يابد؟

رئيس جمهور پرسيد «تصور كنيد خاورميانه بدون برجام چگونه مي‎شد؟» سوالي كه خود عاملي براي تضعيف قدرت منطقه‎اي كشور و بزرگ‎ترين دليل براي ايران هراسي است كه متاسفانه از زبان رئيس جمهور بيان شد؛ شبيه سخنان محمد جواد ظريف پس از نهايي شدن برجام كه گفت: اين توافق، حركتي به سوي امن‎تر شدن جهان است! به اين معنا كه گويا ناامني جهان از برنامه هسته‎اي ايران سرچشمه گرفته بود! واقعا منطقه قبل از برجام چه مشكلي داشت كه حالا و با كنترل ايران حل شده است؟ به راستي اين افسانه سرايي‎ها وهزينه تراشي‎ها در مورد قراردادي كه رهبر انقلاب آن را پرابهام و در صورت برطرف نكردن خلأهاي آن خسارت محض مي‎نامند و رئيس بانك مركزي دستاورد آن را تقريبا هيچ مي‎داند و ايالات متحده آمريكا با وضع تحريم‎هاي متعدد از جمله تحريم موسوم به سياه چاله تحريم، آن را نقض بلكه منهدم مي‎كند به چه منظور است؟

 بين الملل

چرايي مخالفت آمريكا با همه پرسي اقليم كردستان

چهارشنبه گذشته وزارت خارجه آمريكا با صدور بيانيه‎اي شديد اللحن ضمن اعلام مخالفت با برگزاري رفراندوم استقلال اقليم كردستان عراق، بار ديگر نگراني كشورش را از برپايي اين همه‎پرسي ابراز نمود. بر اساس اعلام اين وزارتخانه، در حال حاضر مبارزه با داعش در اولويت دولت آمريكا قرار دارد و از آن‎جا كه برگزاري اين رفراندوم مي‎تواند تاثيري نامطلوب بر مبارزه با داعش داشته باشد، اين رفراندم از نظر دولت آمريكا پذيرفتني نيست. در اطلاعيه وزارت امور خارجه آمريكا همچنين آمده است كه دولت آمريكا از يك عراق دموكراتيك، با ثبات، فدرال و واحد دفاع خواهد كرد. بر اين اساس از رهبران كرد عراقي خواسته شده تا به‎جاي برگزاري همه پرسي، به مذاكره با دولت بغداد روي آورند.
گفتني است كه مقامات اقليم كردستان با وجود مخالفت جامعه جهاني با برگزاري اين رفراندوم، معتقدند كه قطار استقلال آن‎ها ايستگاه را ترك كرده است.
در اين خصوص اين موضع‎گيري با تصور كلي مبني بر حمايت آمريكا از طرح تجزيه خاورميانه و جهان اسلام در تناقض است. به‎طور كلي گمان بر اين است كه استراتژي بلندمدت آمريكا در خاورميانه، تجزيه كشورهاي قدرتمند و تشكيل كشورهاي كوچك و وابسته، بر مبناي قوميت و نژادهاي گوناگون است؛ ديدگاهي كه از مدت‎ها قبل تحت عنوان «خاورميانه بزرگ يا جديد» پي‎ريزي و پيگيري شده است. مطابق اين طرح مقرر شده است كه عراق نيز به سه بخش اقليم كردستان، مناطق سني نشين و شيعه نشين تجزيه گردد. بنابراين، شناخت متغير يا متغيرهايي كه تبيين كننده اين تناقض باشد مورد توجه است. به نظر استراتژي اتخاذي ايالات متحده در خصوص عدم برگزاري همه‎پرسي متاثر از سه متغير (محلي، منطقه‎اي و جهاني) و همسو با منافع اين كشور در اين سه موقعيت است.
نخست؛ از ديدگاه جهاني، استقلال كردستان و زمينه چيني به جهت ايجاد «كردستان بزرگ» به‎عنوان بخشي از استراتژي خاورميانه بزرگ، خواهي نخواهي تركيه را نيز در بر خواهد گرفت؛ چرا كه حدود 25 ميليون كرد، در پهنه‎اي به وسعت حدود يك سوم خاك اين كشور پراكنده شده‎اند. در اين رابطه هر چند تركيه تجزيه و تضعيف شده (مطابق طرح خاورميانه بزرگ) ، ناچار وابستگي بيش‎تري به سيستم امنيتي ناتو و غرب خواهد يافت، اما تركيه امروز هم توان و هم اراده اين را دارد كه مانع از تحقق اين رويا شده در صورت لزوم از سيستم امنيتي ناتو خارج شود و حتي ممكن است كه به دامن رقباي غرب و آمريكا (روسيه و ايران) بي‎افتد. بنابراين اهميت موقعيت ژئواستراتژيك تركيه (به‎ويژه در تنگه‎هاي دارانل و بسفر) در مهار و كنترل قدرت روسيه براي غرب، همواره باعث مي‎شود كه كشورهاي غربي نسبت به اين مساله با احتياط بيش‎تري برخورد كنند. بر اين اساس هر چند وزارت خارجه اين كشور مخالفت صريح خود با اين همه پرسي را اعلام مي‎كند، اما بيش‎تر به نامناسب بودن زمان آن در مقطع كنوني اشاره كرده، و با عنوان اين مساله كه ممكن است همه پرسي باعث به حاشيه كشيده شدن اولويت مبارزه با داعش شود، تلاش مي‎كند تا از موضوع اصلي طفره رود!
دوم؛ از منظر منطقه‎اي نيز بسياري از مقام‎هاي آمريكايي معتقدند كه از فروپاشي رژيم صدام بدين سو، ايران نفوذ و تسلط قابل توجهي در عراق يافته است؛ تا آن‎جا كه برخي از مقام‎هاي رسمي و غير رسمي اين كشور حمله آمريكا به اين كشور را اشتباه محض توصيف كرده، برنده اصلي اين جنگ را ايران مي‎دانند. در اين خصوص از نظر آمريكايي‎ها طرح استقلال اقليم كردستان تنها موجب نفوذ بيش‎تر ايران در ساير مناطق عراق (به‎ويژه مناطق شيعه نشين) خواهد شد؛ مساله‎اي كه حتي در متن سخنراني اخير رئيس جمهور آمريكا در مجمع عمومي سازمان ملل، در قالب اين جمله كه ايران به تماميت ارضي ديگر كشورها احترام بگزارد! گنجانده شده بود.
سوم؛ از ديدگاه محلي نيز مقام‎هاي اين منطقه در حالت كلي نشان داده‎اند كه تمايل زيادي براي همراهي با سياست‎هاي غرب در منطقه دارند، اما از آن‎جا كه كردستان مستقل احتمالي، منطقه‎اي محصور و محدود در ميان كشورهاي متخاصم خواهد بود، اين ظرفيت هم از اقليم و هم از آمريكا گرفته خواهد شد كه بتوانند استراتژي‎هاي خود در منطقه را به راحتي به منصه ظهور برسانند؛ افزون بر اين‎كه با استقلال اين منطقه از عراق، عملاٌ ابزار چانه زني آمريكا (كردها) با دولت مركزي عراق، از اين كشور گرفته خواهد شد.
به عبارتي آمريكايي‎ها بنابر دلايلي كه ذكر شد، فعلا طرح و برنامه‎اي براي استقلال كُردها ندارند، ضمن اين‎كه پيوسته علاقه‎مند بوده و هستند كه همچنان از كُردها به‎عنوان ابزار و برگ بازي در معادلات منطقه‎اي و جهاني خود استفاده كنند.