صفحه فرهنگي-اجتماعي

چاووشي‎خواني؛ سنتي فراموش شده
آثار تربيتي - اجتماعي چاووشي‎خواني / بخش دوم و پاياني

 سيدرضا آقايي

مضامين چاووش نامه ها

متن چاووش نامه را مي‎توان از دو جهت مورد تحليل و بررسي قرار داد:

يكي از نظر شكل ظاهري، و ادبي و هنري و ديگري از بُعد مفاهيم.

در بُعد ادبي، اشعار چاووش نامه ها، اغلب سروده خود چاووش‎ها بوده است و آن چه بيش‎تر مورد توجه سرايندگان قرار داشته، سادگي و توصيفات زيبا و جاندار بوده است. صميميت موجود در اين سروده‎ها بيش از هر جنبه هنري ديگري، توجه شنونده‎ها را به سوي خود جلب مي‎كند. اكثر اين اشعار، در قالب قصيده و گاهي به‎صورت غزل و مثنوي سروده شده است.

از زيباترين نمونه‎هاي چاووش نامه ها، آن‎هايي است كه در لابه لاي متن تعزيه‎ها وارد شده است و گاه، به‎صورت گفت و گو، بين پير زني قد خميده كه حاصل عمر نخ ريسي خود را پس انداز كرده تا روزي پايش به صحن و سراي امام و پيشوايش برسد، چاووش و كاروانيآن‎كه چندان ميل به همراهي او ندارند، بيان مي‎شده است. پيرزن عاجزانه از آن‎ها مي‎خواسته كه او را همراه خود ببرند؛ نكند عمرش كفاف ندهد و نتواند به زيارت اولياي حق برود.

در متن چاووش نامه‎ها آن چه بيش‎تر نياز به تجزيه و تحليل دارد؛ مضامين بلند و باورها و آرمان‎هاي درون آن‎هاست. از اين حيث، اين متون، هم دربردارنده عقايد و مرام و انديشه‎هاي شيعي است و هم شامل احساسات و عواطف لطيف و پاك آنان.

آثار تربيتي - اجتماعي چاووش خواني بيش‎تر مربوط به جهت دوم است كه در دنباله اين نوشتار به آن‎ها اشاره خواهد شد.

در اين‎جا بعضي از مضامين چاووش نامه‎ها را مطرح مي‎كنيم تا با آن‎ها آشنا گرديم:

1. شرح و توصيف مراحل سفر

قسمتي از متن چاووش نامه‎ها اختصاص يافته است به شرح مراحل و منازل سفر و كمّ و كيف آن. در اين قسمت مشكلات راه از بدي آب و هوا، گرما، سرما، خطر دزد و دريافت تذكره گرفته تا جدا شدن از زن و فرزند مطرح مي‎شود. زائر همه را تحمل مي‎كند به اميد لحظه‎اي كه در حرم با صفاي حسين عليه السلام و شاه نجف و ديگر استان‎هاي متبركه قدم بگذارد و رخ بر ضريح مقدّسشان بسايد و ضريح را در آغوش بگيرد. و چه لذت بخش است رسيدن به انتهاي آرزوها بعد از تحمل آن همه رنج و سختي!

اما اين شرح و توصيف، محدود به آن چه گفتيم نمي‎شود بلكه توصيف تمام اماكن مقدسي را كه زائر به زيارت آن‎ها رفته است، در بر مي‎گيرد. لذا بايد گفت از اين بُعد، چاووش نامه‎ها به منزله سفرنامه‎هايي هستند با ذكر تمام جزئيات؛ اما نه از نوع سفرنامه‎هاي خشك و بي‎روح، بلكه آميخته با احساس پاك و عشق سرشار؛ زيرا هر جا نامي از مكان يا انسان بزرگي برده مي‎شود، بيان مصائب اهل بيت عليهم السلام به‎عنوان چاشني نمي‎گذارد متن، خسته كننده به نظر آيد.

براي نمونه چند بيت از متن يك چاووش نامه را ذكر مي‎كنيم:

چون از وطن روانه سوي كربلا شديم

اميدوار بر كرم كبريا شديم

ديديم بقعه شاه عبدالعظيم را

در آستان شاه مقامش گدا شديم

كرديم پس زيارت معصومه را به قم

آن جا دخيل خواهر شاه رضا شديم

گشتيم پس به جانب كرمانشهان روان

آن جا به دست تذكره چي مبتلا شديم

اما هزار شكر كه از هرچه بود و هست

داديم پول و از همگي شان رها شديم

در بقعه علي نقي، آنگه عسكري از بهر گريه جمع چو اهل عزا شديم

2. توصيف و معرفي امامان معصوم عليهم السلام

از ديگر مضامين چاووش نامه‎ها معرفي و توصيف اولياي الهي و صفات و ويژگي‎هاي آنان است. چاووش خوانان ضمن مدح و منقبت بزرگان دين، مقام شامخ و بلند آنان را نزد خدا مطرح مي‎كردند و راه وصول به قرب الهي را حبّ و دوستي اين خاندان معرفي مي‎نمودند.

اين پيشوايان دين، انسان‎هاي كامل و متخلّق به اخلاق و صفات الهي هستند و بهترين الگو و سرمشق در تمام شؤون زندگي محسوب مي‎شوند. آنان برآورنده حاجات و نيازهاي مؤمنان، موجب اتصال بين زمين و آسمان‎اند و آشنايي با آنان سبب سعادت دنيا و آخرت انسان‎ها است. اين مراسم، كلاس درسي بود كه باعث آشنايي مؤمنين با خوبان مي‎شده؛ آن هم يك آشنايي همراه با احساس، شور و عشق، نه يك شناخت خشك بي‎روح.

به راستي حيف است كه جامعه مسلمانان، ديگر از اين كلاس‎هاي درس محروم شود.

3. ياد از گذشتگان و ذوي الحقوق

در آموزه‎هاي ديني وارد شده است كه خداوند بعد از عبادت، مهم‎ترين توصيه اش به بندگان، احسان به پدر و مادر است. همچنين از اوامر الهي رفتن به ديدار آشنايان و اقوام و صله رحم است.

مسلمانان هنگامي كه به خاك بوسي يكي از اولياي الهي مي‎روند، از كساني كه بر گردنشان حق دارند يادي مي‎كنند؛ به‎جاي آنان زيارت و در حقّ شان دعا مي‎نمايند. در متن چاووش نامه‎ها هم، يكي از مسائلي كه مطرح مي‎شود، همين موضوع است. به‎عنوان مثال:

شكر للّه شد نصيبم مشهد شاه رضا

يافتم بوي بهشت از مرقد شاه رضا

بود خالي جاي ياران جملگي از مرد و زن

در حريم كعبه سلطان علي موسي الرّضا

پا نهادم در حرم، رفتم به نزديك ضريح

قفل را بوسيدم و دادم دل و جان را صفا

در زيارت نامه خواندم، باز آوردم به ياد

حقِّ حق داران و قوم و خويش و اقربا

سيما در پشت سر بهر شهيد كربلا

والدين جمله را از مرد و زن كردم دعا

بارالها! كن نصيب دوستان سال دگر هم نجف، هم كربلا، هم مشهد شاه رضا

دعا كنيم تا دعاي ما مستجاب شود. و اين سنّتي است كه ما از خود معصومين عليهم السلام فرا گرفته ايم.

آثار تربيتي - اجتماعي چاووشي

از بركات و آثار مهم چاووش خواني زمينه سازي براي انجام بسياري از تعاليم ديني است. همچون ديدار و زيارت مؤمنين، مصافحه و معانقه، صلح و آشتي، تعاون و شركت در امور خيريه، ديدار با خويشاوندان و...

1. ديدار و زيارت مؤمنين

وقتي چاووشان، اين مبشّران و قاصدان حريم دوست، با صداي خوش و سوزناك خود، داستان عشق و دلدادگي نسبت به ائمه و عنايت آنان را براي زوّار و همراهان بيان مي‎كردند و هنرمندانه به شرح و توصيف صحنه‎هاي ضمانت آهوان و يا ديگر كرامات آنان مي‎پرداختند، دل هر انساني را لبريز از عشق مي‎نمودند و مؤمناني كه در مزرعه و مغازه و محلّ كار خود مشغول كار بودند، عاشقانه به جمع زوّار و بدرقه كنندگان آن‎ها فرا مي‎خواندند به اميد آن‎كه دستي بر سر و روي زائري كه دست و پيشاني اش به ضريح دوست برخورد مي‎كند، بكشند.

اين لحظات شيرين، لحظاتي بود كه هم‎كيشان خود را زيارت مي‎كردند، از درد و رنج آنان با خبر مي‎شدند و در حد توان در رفع حاجات آنان مي‎كوشيدند. از اين جهت كه اين ديدار جمعيت وسيعي را شامل مي‎شد، درخور توجه است. در اين مراسم زمينه اين ديدارها در حدّ گسترده‎اي مهيا مي‎گرديد. زائران در بين راه با كاروان‎هاي ديگر آشنا مي‎شدند و حتي با كساني كه آنان را نمي‎شناختند، مصافحه مي‎كردند و عهد و پيمان مي‎بستند كه مجدّداً در ميقات، تلّ زينبيه، كنار سقاخانه و يا زير ناودان طلا همديگر را ببينند.

موضوع فوق از تعاليمي است كه امامان معصوم ما نسبت به آن تأكيد فراوان كرده‎اند.

امام صادق عليه السلام فرمود: «هركس براي خدا از برادرش ديدن كند، خداوند عزّوجلّ مي‎فرمايد: به ديدن من آمدي و ثواب تو بر عهده من است و من به پاداشي جز بهشت برايت خشنود نيستم. »

امام همچنين درباره مصافحه مي‎فرمايد: «هرگاه دو مؤمن يكديگر را ملاقات كنند و مصافحه نمايند، خداي عزّوجلّ به آن‎ها رو آورد و گناهانشان چون برگ درخت بريزد. »

در مورد معانقه (دست به گردن يكديگر نمودن) از امام صادق عليه السلام وارد شده است: «هنگامي كه دو مؤمن يكديگر را در آغوش كشند، رحمت خدا آن‎ها را فراگيرد و چون به يكديگر بچسبند و از آن جز رضاي خدا نخواهند و غرض دنيوي نداشته باشند به آن‎ها گفته شود: آمرزيده شديد؛ عمل را از سر گيريد. »

2. مذاكره و گفت و گو با برادران ديني

اجتماع و بدرقه زوّار همچنين سبب رواج احاديث و سخنان پيشوايان معصوم عليهم السلام و آشنا شدن با آن‎ها است و هدايت و ارشاد آن‎ها را به دنبال دارد. امام صادق عليه السلام در اين باره مي‎فرمايد: «هرگاه سه تن يا بيش‎تر از مؤمنان دور هم جمع شوند، به همان تعداد از فرشتگان، حاضر شوند تا اگر آن‎ها دعاي خيري كنند، آمين گويند و اگر از شرّي پناه جويند، دعا كنند تا خدا آن شر را از آن‎ها دور كند و اگر حاجتي داشته باشند، نزد خدا شفاعت كنند و برآورده شدن آن را از خدا بخواهند. »

در حديث ديگر آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: «به زيارت يكديگر برويد؛ زيرا زيارت شما از يكديگر زنده گردانيدن دل‎هاي شما و ياد نمودن احاديث ماست و احاديث ما شما را باهم انس مي‎دهند؛ اگر به آن‎ها عمل كنيد، هدايت مي‎شويد و اگر ترك كنيد، گمراه خواهيد شد. پس به آن‎ها عمل كنيد كه در اين صورت، من ضامن نجات شما هستم. »

3. اصلاح ميان مردم و صلح و آشتي

از آثار زيارت و سنّت چاووشي مهيا شدن زمينه براي اصلاح ميان مردم است؛ زيرا زائر خلاف جوانمردي و مروّت مي‎داند كه بي‎خبر عزم سفر كند و تا از يك يك اقوام و خويشان و همسايه‎ها حلاليت نجويد، راهي سفر نمي‎شود. و مسلّماً يكي از علل چاووشي خواني همين موضوع بوده است.

چه بسا اتفاق مي‎افتاد كه دو مسلمان سال‎ها با هم قهر بوده و افراد بسياري تلاش كرده‎اند كه آن‎ها را صلح و آشتي دهند و نتوانسته اند؛ اما شوق زيارت كينه‎ها را از دل بيرون رانده و ناگفته يا با اندك سفارش دوستان، آن دو حاضر به آشتي و صلح شده‎اند تا با دل خالي از كينه به خاك بوسي معشوق روند. گويا وجود كينه‎ها را در دل، مانعي بر سر راه تكامل روحي - رواني خود مي‎دانستند و گويا حرم معصومين عليهم السلام قطعه‎اي از بهشت است كه افرادي مي‎توانند در آن‎جا حاضر شوند كه قلبي خالي از غِلّ و كينه داشته باشند.

زائري كه قصد زيارت كرده است، اگر تن به صلح و آشتي ندهد و امور خود را با برادران مؤمن اصلاح نكند، اين كار را مخالفت با معصومي مي‎داند كه قصد زيارت آن را دارد. زيرا آنان هستند كه پيوسته ما را به صلح و آشتي فرمان داده‎اند. امام صادق عليه السلام فرمودند: «صدقه‎اي را كه خدا دوست دارد؛ اصلاح ميان مردم است، زماني كه اختلاف و فساد يابند، و نزديك ساختن آن‎ها به يكديگر زماني كه از هم دور شوند. »

4. ديدار با خويشاوندان و صله رحم

از جمله آثاري كه بر چاووشي مترتّب بوده است اين‎كه وقتي چاووش به خانه اهل زيارت دعوت مي‎شد و چند روز پياپي مردم را تشويق به زيارت مي‎كرد. زمينه را براي ديدار خويشاوندان مهيا مي‎نمود و هنگام رفت و برگشت، چند روز خويشاوندانِ زائر دور هم جمع مي‎شدند و به او خوش‎آمد گفته، مقدمش را گرامي مي‎داشتند و در پذيرايي مهمانان به زائر خسته از راه برگشته كمك مي‎كردند. و بعضي از آن‎ها در غياب او امور منزلش را اداره مي‎نمودند تا زائر بدون هيچ دغدغه اي، با خيال آسوده به زيارت رود.

در روايات اسلامي آثار فراواني براي صله رحم ذكر شده است از جمله اين‎كه: عمر را زياد مي‎كند، خُلق را نيكو مي‎نمايد، نفس را پاكيزه مي‎گرداند، روزي را زياد مي‎كند و مرگ را به تأخير مي‎اندازد، انسان را بخشنده مي‎كند، شهرها و روستاها را آباد مي‎كند و...

با توجه به اين آثار است كه ما به اهميت سنّت‎هايي چون چاووش خواني، پي مي‎بريم و جا دارد كوشش كنيم تا اين سنّت زنده بماند و مسلمانان، مديران كاروآن‎ها، شركت‎هاي مسافربري و سازمان حجّ و زيارت در احياي آن بكوشند تا جامعه اسلامي از ثمرات معنوي و مادّي آن بهره‌مند شود.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ترجمه
به روشنايى آغاز روز سوگند.
به شب سوگند آن گاه كه آرامش بخشد.
پرودگارت تو را وانگذاشته و خشم نگرفته است.
همانا آخرت براى تو بهتر از دنيا است.
و به زودى پروردگارت (چيزى) به تو عطا كند كه خشنود شوى.
(ضحي، 1- 5)
پيام ها
1- روشنى روز و تاريكى و آرامش شب دو نعمت بزرگ الهى است كه مورد سوگند خداوند قرار گرفته است.
2- با قاطعيت، زبان بدگويان را قطع و دل پاكان را به دست آوريد.
3- به قضاوت‎ها و پيش داورى‎ها و تحليل‎هاى نادرست، صريح جواب بدهيد.
4- مربّى نبايد كسى را كه تحت تربيت اوست رها كند.
5- قطع موقت لطف را نشانه غفلت و قهر الهى ندانيد.

 پرتوي از حكمت

حب دنيا، حب نفس و حب رياست انسان را به هلاكت مي رساند

علايق را بايد كم بكنيم، علاقه‎ها بايد كم بشود، طبيعتا ما از اين‎جا مي‎رويم. و علي‎اي‎حال چه علاقه قلبي به چيزي داشته باشيم يا نداشته باشيم، فرقي به حال ما نمي‎كند. شما فرض كنيد كه علاقه داشته باشيد به اين كتابتان يا نداشته باشيد، كتاب مال شماست، از آن هم استفاده مي‎كنيد. علاقه داشته باشيد به اين خانه يا نداشته باشيد، اين خانه مال شماست. استفاده هم مي‎كنيد. علاقه را كم كنيد، علاقه را تا مي‎توانيد از بين ببريد. آن‎چه انسان را گرفتار مي‎كند، اين علاقه‎اي است كه انسان دارد، آن هم از حب نفس است. مبدأ همان حب نفس است. حب دنيا، حب نفس، حب رياست، يك دردي است كه انسان را به هلاكت مي‎رساند.
صحيفه امام، ج 19، ص 448

 بوستان حكايت

عظمت مقام حضرت معصومه (س) از زبان ميرزاي قمي

استاد فاطمي‎نيا مي‎فرمود:
يك عده افراد از دهات اطراف قم آمده بودند حرم حضرت معصومه و براي آمدن باران توسل كرده بودند. ميرزاي قمي (رضوان ا... عليه) به خواب يكي از اولياي الهي آمده و فرموده بود: به مردم بگوييد مسائلي مثل باران خواستن را به من بگويند، شأن ايشان بالاتر از اين حرف هاست.
منبع: كتاب نكته‎ها از گفته ها