صفحه اجتماعي

شاهكار آماري دولت از زبان مديرمسؤول پرتو سخن:
تورم قيمتي بخش مسكن را به حساب رشد اين بخش گذاشتند!

محمود دهقاني، اقتصاددان، در خصوص اعلام آمار رشد اقتصادي بدون نفت 7 درصدي توسط دولتمردان و ابهام‎هاي پيرامون آن به خبرنگار «نود اقتصادي» گفت: ارائه آمار مربوط به رشد اقتصادي معيارهاي خاص خودش را دارد، رشد بايد به‎صورت سالانه محاسبه شود و محاسبه رشد سه ماهه منطق دقيقي ندارد.

وي افزود: گذشته از اين، وقتي اعلام مي‎شود كه اقتصاد كشور با رشد اقتصادي 7 درصدي بدون نفت رو‎به‎رو شده، بايد آثار آن هم در اقتصاد كشور بروز و ظهور پيدا كند. دولت اعلام كند كه آثار اين رشد اقتصادي كجاست؟ آيا ما در فصل بهار كاهش بيكاري داشتيم؟ اگر كاهش بيكاري داشتيم آيا ميزان آن با رشد 7 درصدي كه دولت اعلام مي‎كند تطبيق دارد؟

اين اقتصاددان گفت: دولت توضيح دهد كه نحوه محاسبه آمار چگونه بوده كه اين رشد اقتصادي 7 درصدي از آن استنتاج شده است؛ بدون سرمايه گذاري‎هاي مشخص و در ارقام بالا چنين رشدي به دست نمي‎آيد. آيا سرمايه گذاري خارجي انجام شده؟ سرمايه گذاري داخلي صورت گرفته است؟ دولت محترم مشخص كند كه اين سرمايه گذاري‎ها كجا و چگونه رخ داده است؟

مديرمسؤول پرتو افزود: وقتي خود دولتمردان اذعان مي‎كنند كه رشد سرمايه گذاري در اقتصاد كشور سير نزولي داشته، چگونه مي‎توان انتظار رشد اقتصادي بدون نفت 7 درصدي داشت؟

وي با اشاره به اعلام آمار عجيب رشد بخش مسكن نيز گفت: بخش مسكن همچنان در ركود است و متاسفانه به نظر مي‎رسد دولتمردان هم در ارائه آمار دقت كافي را ندارند، چون سير رشد بخش مسكن را از منفي 11 درصد به مثبت 7 درصد اعلام كرده‎اند! واقعيت اين است كه متاسفانه بخش ساختمان در ماه‎هاي اخير، دچار تورم قيمت شده كه نمود آن در افزايش اجاره‎بها ديده مي‎شود. مع الوصف، دولتمردان رشد قيمت‎ها بخصوص در بخش اجاره‎بها را از رشد سرمايه‎گذاري و رونق گرفتن بازار مسكن تفكيك نمي‎كنند!

وي افزود: ما در بخش مسكن رشد واقعي را نمي‎بينيم؛ بنابراين اگر تورم بخش مسكن از محاسبات كسر شود، مي‎بينيد كه اين بخش همچنان در ركود است. ما در اين بخش، چند سال دچار ركود بوديم، اما اكنون يك تورم بخشي هم به آن اضافه شده؛ يعني مشكلي كه در بخش مسكن بود به‎صورت فاجعه‎آميزي مضاعف‎ شده است.

دهقاني با اظهار تعجب از رشد سرمايه ثابت ناخالص در آمار اعلامي رشد اقتصادي فصل بهار بيان كرد: با وجود اين‎كه بخش‎هاي عمده اقتصاد ما هنوز در ركود است مشخص نيست كه سرمايه ثابت ناخالص چگونه چنين رشد فزاينده‎اي داشته است و منشأ آن چيست؟!

وي درباره ادعاي رشد اقتصادي بدون رشد اشتغال اظهار كرد: رشد اقتصادي بدون اشتغال ممكن است به وجود بيايد اما جز استثنائات است و از منظر تحول اقتصادي هم اهميت قابل ملاحظه‎اي ندارد؛ آن نوع رشد اقتصادي مهم است كه متناظر با رونق اقتصادي به‎ويژه در عرصه توليد كالا و همچنين اشتغال باشد. سال گذشته چون رشد اقتصادي عمدتا از ناحيه افزايش فروش نفت خام بود (بدون ايجاد ظرفيت جديد) ، رشد اقتصادي اشتغالزايي نداشتيم.

اين اقتصاددان تصريح كرد: اگر آمارهاي ارائه شده از سوي دولتمردان دقيق است، چرا بين آمارهاي مراكز مختلف دولتي، اختلاف فاحش وجود دارد؟!

دهقاني خاطرنشان كرد: آيا اين اختلافات باعث تشكيك در آمار نمي‎گردد؟ گاهي اوقات مشاهده مي‎شود كه بين سه مركز اعلام كننده آمار در دولت اختلاف فاحش وجود دارد. مراكز آماري دولت اگر در مباني محاسبات اختلاف دارند بايد در جهت يكسان سازي اين مباني حركت كرده و يا لااقل آن را به‎صورت شفاف اعلام كنند. اگر هم خدايي نكرده به‎صورت غيرواقعي آمارها را اعلام مي‎كنند كه اين يك فاجعه است!

پاسخ به برخي شبهات تلگرامي

 دكتر قاسم روان‌بخش

يكي از اقدامات دشمن در فضاي مجازي، ايجاد شبهه در ميان كاربران است تا ايمان مردم به‎ويژه نسل جوان را متزلزل سازند. از اين رو برخي شبهه آفرينان با طرح سلسه‎اي از شبهات كوتاه و توزيع آن‎ها در ميان گروه‎ها به‎عنوان نمونه نوشته‎اند «در اسلام بسياري از جنايات و افعال زشت مجاز مي‎باشد و تنها اسم آن‎ها عوض شده است» سپس مواردي را برشمرده اند؛

1. «جنگ افروزي بد است اما جهاد خوب است، بقره 191. در مجموع 49 آيه قتال و 29 آيه جهاد در قرآن داريم.»

پاسخ:

اولا: خوب يا بد بودن چيزي يا كاري از سوي چه كسي بايد تعيين شود؟ عقل يا شرع يا غير اينها؟ اسلام قبل از آن‎كه حكمي نسبت به بد بودن يا خوب بودن مساله‎اي داشته باشد، به حكم عقل سليم گردن مي‎نهد و هر آن چه را عقل سالم حكم كند مي‎پذيرد.

ثانيا: بر اين اساس كدام عقل سالمي است كه هر نوع جنگي را بد و زشت بداند؟ آيا اگر دشمن با سلاح به خانه شما نفوذ كرد و با تهديد و ارعاب بخواهد همه اموال شما را به يغما ببرد و به ناموستان تجاوز كند و زن و فرزندانتان را بربايد و شما قدرت مقابله با او را داشته باشيد، دفع شر او قبيح است؟! آيا اگر دشمن با تمام تجهيزات به خاك كشورمان تجاوز كرد و به قتل عام شهروندان همت گمارد و به غارت منابع ملي و نابودي سرمايه‎هاي كشور اقدام كرد، بايد در برابر وي تسليم شد و از جنگ اجتناب كرد؟! آيا اگر در گوشه‎اي از دنيا مسلمانان و هم‎‎كيشان يا هم‎ميهنان ما يا مردمان بيچاره و مستضعف در معرض قتل عام و كشتارهاي بيرحمانه قرار گرفتند، چنآن‎كه امروز نمونه آن در ميانمار در حال اجراست؛ بايد نشست و نظاره كرد و تنها بر اين تز تاكيد كرد كه جنگ‎افروزي بد است؟! اگر در گوشه‎گوشه جهان، انسان‎هاي آزاده‎اي باشند كه بخواهند آزادانه بيانديشند و با تعقل و تدبر راه خود راپيدا كنند و كيش و آيين خويش را آزادانه برگزينند و عده‎اي از سران كفر و ظلم مانع از اين آزادانديشي ‎شوند و بخواهند مردم در تحت سيطره آن‎ها باقي بمانند؛ آيا نبايد به كمك اين مردم محروم برخاست و از حق مسلم آن‎ها دفاع كرد؟ بنابر اين عقل سالم هر گونه جنگ افروزي رامحكوم نمي‎كند بلكه جنگ در راستاي اهداف فوق را مطلوب مي‎داند. با ملاحظه مجموع آيات قتال و جهاد در قرآن روشن مي‎شود قتال و جهادي كه مجاز شمرده شده يا به آن فرمان داده شده، مربوط به موارد فوق است.

2. يكي ديگر از شبهات اين است: «دروغ بد است اما تقيه خوب است. (آل عمران 28، نحل 106، غافر28) »

پاسخ: اولا: هر دروغي بد نيست؛ به حكم عقل، «دروغ مضر، قبيح است». اگر راست گفتن موجب به هم خوردن روابط يك خانواده يا جنگ ميان دو نفر يا دو قبيله شود و عده‎اي در اين ميان كشته شوند، مطلوب و زيبا است؟! بي‎ترديد چنين رفتاري، نه از نظر شرع خوب و مطلوب است و نه از نظر عقل.

تقيه نيز در واقع حكم عقل است كه شرع آن را امضا كرده است؛ تقيه يعني خود را حفظ كردن. بي‎ترديد چنان‎چه شرايط و مصالح كشور اقتضا كند كه مدتي در ميان دشمن زندگي كنيد نمي‎توانيد بر اساس باورهاي واقعي خودتان رفتار كنيد يا سخن بگوييد بلكه عقل حكم مي‎كند كه در اين مدت، رفتار و گفتار خود را طبق باورهاي دشمن تنظيم كنيد تا مصالح مهمي به دست‎ آيد و فوت نشود. زماني كه شرايط تغيير كرد بايد بر اساس باورهاي خود عمل كرد. چنين كاري در راستاي پذيرش دروغ به‎عنوان يك اصل ديني نيست بلكه به معناي جلوگيري از فساد و خطر افتادن جان افراد است. به همين دليل امام صادق(ع) مي‎فرمايند ان التقية ديني و دين آبائي؛ تقيه دين من و دين پدران من است.

3. شبهه ديگر اين است كه چطور دخالت در كار ديگران خوب نيست، اما امر به معروف و نهي از منكر خوب است؟

پاسخ: اين شبهه نيز مانند شبهات قبلي است؛ زيرا يك اصل كلي را ابتدا پذيرفته و سپس حكمي از احكام اسلام را نقض آن مي‎داند! چه كسي گفته است كه هر گونه دخالتي در كار ديگران بد است تا امر به معروف و نهي از منكر نقض آن باشد؟! آيا اگر طفلي در حال غرق شدن باشد شما نبايد براي نجات او اقدامي كنيد؟ آيا اگر فرد يا افرادي در حادثه تصادف زخمي و در وسط بيابان يا خيابان رها شده باشند، صرفا به دليل اين‎كه دخالت در كار ديگران است نبايد براي نجات آن‎ها تلاش كرد؟ اگر پزشكي در روستا يا محله‎اي متوجه شود كه اين مردم دچار عارضه‎اي شده‎اند و خودشان خبر ندارند، نبايد براي درمان آن‎ها اقدام كند؟ آيا اگر مسوولان امر يا پزشكان متوجه شوند آنفولانزاي حاد پرندگان در نقطه‎اي از كشور ديده شده، براي جلوگيري و شيوع آن نبايد اقدامي كنند؟ آيا نابودي ده‎ها هزار قطعه مرغ در مرغداري‎ها دخالت در زندگي مردم است؟! آيا اگر اخلاق زشتي كه خانواده‎ها را به فساد مي‎كشاند و زندگي انساني ما را متلاشي مي‎كند در گوشه‎اي از كشور رواج يافت نبايد با آن برخورد كرد؟ مگر پديده همجنس بازي، زندگي خانواده‎ها را در غرب متلاشي نكرده است؟ آمار سرسام آور طلاق و افزايش بچه‎هاي طلاق و ده‎ها پديده زشت ديگر كه در كشور در حال شكل‎گيري است وظيفه مسوولان و نخبگان را سنگين نمي‎كند؟ و امر به معروف يعني امر به خوبي‎ها و نهي از منكر يعني نهي از بدي‎ها و زشتي ها؛ و اين هم حكم عقل است و هم حكم شرع مقدس. بنابر اين هر چند امر به معروف و نهي از منكر به نوعي دخالت در امور مردم است ولي دخالتي است كه مورد تاييد عقل و شرع قرار دارد. به همين دليل خداي متعال در قرآن مي‎فرمايد: «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر»؛ برخي مؤمنان بر برخي ديگر ولايت دارند و حق دارند آن‎ها را به خوبي‎ها امر كنند و از بدي‎ها و زشتي‎ها باز دارند.

4. شبهه ديگر اين‎كه «شكنجه بد است ولي حد شرعي خوب است. (نور، 2) »

پاسخ: در همه دنيا در هر مكتب و مرامي، اصل ضرورت تنبيه متخلف پذيرفته شده است؛ هيچ مكتب و مرامي معتقد به تشويق متخلف يا بي‎اعتنايي در برابر تخلف نيست. در كجاي دنيا سراغ داريد فردي را كه با سلاح گرم به جان مردم افتاده و ده‎ها نفر را كشته و مجروح كرده است مورد تشويق قرار دهند يا در برابر اين اقدام بي‎اعتنايي پيشه كنند؟ در كدام كشور و در كدام فرهنگي راننده‎اي را كه به دليل تخلف از قوانين رانندگي جان انسان‎هاي بي‎گناه را به خطر انداخته و ده‎ها انسان را تا آخرعمر دچار نقص عضو كرده است، مي‎بخشند و رفتارش را تحسين مي‎كنند؟! برخي از اديان و آيين‎ها براي قاتل حد اعدام و برخي براي او حبس ابد يا حبس‎هاي طولاني مدت در نظر مي‎گيرند. اجراي حد يعني كسي كه از حدود قانون تجاوز كرده است تنبيه شود. در اسلام نيز براي قتل و جنايت حدودي در نظر گرفته شده است كه نسبت به مرتكبين آن به اجرا در مي‎آيد. بله! بر اساس آموزه‎هاي هر دين و مرامي، و باورهاي پذيرفته شده‎اي كه آن دين و مرام دارد، حدودش فرق مي‎كند. در اسلام تعدي به اموال و نواميس مردم و اخلاق عمومي جامعه نيز حد شرعي دارد و اطلاق عنوان شكنجه بر چنين مواردي به دور از واقعيت و انصاف است.

5. شبهه ديگر اين‎كه «فاحشگي بد است ولي صيغه «متعه» مجاز است. (نساء، 24) »

پاسخ: ترديدي نيست كه فاحشگي بد است و هيچ دين و آييني آن را نمي‎پسندد ولي آيا متعه، فاحشگي است؟! متعه يك ازدواج قانوني است با اين تفاوت كه ازدواج موقت است. اسلام براي جلوگيري از گسترش فحشا، دو نوع ازدواج را قانوني كرده است: ازدواج دائم و موقت؛ ازدواج موقت يعني اين‎كه زن و مرد بر اساس توافق و بر اساس صيغه و عقد رسمي براي مدت معيني كه توافق كرده‎اند ازدواج كنند. درپايان نيز زن بايد براي مدت مشخصي عده نگه دارد تا بتواند با ديگري ازدواج كند. در اين ازدواج نيز قوانيني وجود دارد كه بايد رعايت شود. به‎عنوان نمونه اگر دختر باكره‎اي بخواهد ازدواج موقت كند بايد با اذن پدرش باشد. آيا اطلاق عنوان فاحشگي بر ازدواج قانوني نشانه بي‎اطلاعي يا بي‎انصافي نيست؟! در تفسير نمونه ج 3، ص 343 به اين شبهه نيز پاسخ داده شده است: گاهى مى‎گويند چه تفاوتى ميان" ازدواج موقت" و" فحشا" وجود دارد؟ هر دو" خودفروشى" در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى‎شوند و در حقيقت اين نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشا و آلودگى‎هاى جنسى! تنها تفاوت آن دو در ذكر دو جمله ساده يعنى اجراى صيغه است.

پاسخ- آن‎ها كه چنين مى‎گويند گويا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند؛ زيرا ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمى‎شود بلكه مقرراتى همانند ازدواج دائم دارد، يعنى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت، منحصرا در اختيار اين مرد بايد باشد، و به هنگامى كه مدت پايان يافت بايد عده نگاه دارد، يعنى حد اقل چهل و پنج روز بايد از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص ديگرى خوددارى كند، تا اگر از مرد اول باردار شده وضع او روشن گردد، حتى اگر با وسائل جلوگيرى اقدام به جلوگيرى از انعقاد نطفه كرده باز هم رعايت اين مدت واجب است، و اگر از او صاحب فرزندى شد بايد همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمايت او قرار گيرد و تمام احكام فرزند بر او جارى خواهد شد، در حالى كه در فحشا هيچ يك از اين شرائط و قيود وجود ندارد. آيا اين دو را با يكديگر هرگز مى‎توان مقايسه نمود؟

در پايان اين سخن يادآورى مطلبى كه برتراند راسل، دانشمند معروف انگليسى، در كتاب زناشويى و اخلاق صص 189- 190تحت عنوان" زناشويى آزمايشى" آورده است مفيد به نظر مى‎رسد: او پس از ذكر طرح يكى از قضات محاكم جوانان به نام" بن بى ليندسى" در مورد" زناشويى دوستانه" يا زناشويى آزمايشى چنين مى‎نويسد: " كه طبق طرح" ليندسى" جوانان بايد قادر باشند در يك نوع زناشويى جديد وارد شوند كه با زناشويى‎هاى معمولى (دائم) از سه جهت تفاوت دارد: نخست اين كه طرفين قصد بچه‎دار شدن نداشته باشند، از اين رو بايد بهترين طرق پيشگيرى از باردارى را به آن‎ها بياموزند، ديگر اين كه جدايى آن‎ها به آسانى صورت پذيرد، و سوم اين كه پس از طلاق، زن هيچ گونه حق نفقه نداشته باشد". " راسل" بعد از ذكر پيشنهاد" ليندسى" كه خلاصه آن در بالا بيان شد چنين مى‎گويد: " من تصور مى‎كنم كه اگر چنين امرى به تصويب قانونى برسد گروه كثيرى از جوانان از جمله دانشجويان دانشگاه‎ها تن به ازدواج موقت بدهند و در يك زندگى مشترك موقتى پاى بگذارند، زندگى كه متضمن آزادى است و رها از بسيارى نابساماني‎ها و روابط جنسى پر هرج و مرج فعلى مى‎باشد. "

6. شبهه ديگر: «نگاه ابزاري به زنان بد است اما زنان كشتزار شما هستند و هر گونه كه مي‎خواهيد به كشتزار خود وارد شويد. (بقره، 223) »

پاسخ: درباره تساوي مرد و زن يا تفاوت آن‎ها با يكديگر اظهار نظر‎هايي شده است و برخي فمينيست‎ها به دنبال القاي تساوي ميان آن‎ها يا حتي برتري زنان بر مردان هستند ولي هر كسي اندك اطلاعي داشته باشد مي‎داند كه زنان ومردان تفاوت‎هاي جسمي و روحي فراواني نسبت به يكديگر دارند. البته اين تفاوت‎ها جنبه ارزشي ندارد و هيچ يك را از اين جهت بر ديگري برتري نمي‎دهد به همين دليل خداوند در سوره نساء آيه 1 مي‎فرمايد همه زنان ومردان را از نفس واحده‎اي آفريده ام و در آيه 13سوره حجرات، برتري زنان و مردان را تنها به تقواي بيش‎تر مي‎داند نه به زن بودن و نه به مرد بودن. در عين حال روشن است كه تفاوت‎هاي زن ومرد قابل انكار نيست و زن به دليل داشتن رحم، محل كشت نطفه مردان است كه با تركيب اسپرم و تخمك، (البته تخمك نيز در حكم ظرفي براي اسپرم مرد است) جنين انسان به وجود مي‎آيد. خداوند مي‎فرمايد در هر زماني كه مي‎خواهيد مي‎توانيد از اين ظرف استفاده كنيد به جز در زمان‎هايي كه ايام عادت زنان محسوب مي‎شود. آيا اين به معناي نگاه ابزاري به زنان است؟ خوب است براي دريافت پاسخ به اين گونه شبهات به تفسير نمونه ج 2 ص 141 مراجعه شود؛ در آن‎جا آمده است: «در اين‎جا زنان تشبيه به مزرعه شده‎اند، و اين تشبيه ممكن است براى بعضى سنگين آيد كه چرا اسلام درباره نيمى از نوع بشر چنين تعبيرى كرده است در حالى كه نكته باريكى در اين تشبيه نهفته شده، در حقيقت قرآن مى‎خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانى نشان دهد كه زن وسيله اطفاي شهوت و هوسرانى مردان نيست، بلكه وسيله‎اى است براى حفظ حيات نوع بشر، اين سخن در برابر آن‎ها كه نسبت به جنس زن همچون يك بازيچه يا وسيله هوسبازى مى‎نگرند، هشدارى محسوب مى‎شود. " حرث" مصدر است و به معنى بذرافشانى است و گاهى به خود مزرعه نيز اطلاق مى‎شود. اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به هر دو جنبه باشد و به اين ترتيب، دو همسر مى‎توانند هر گونه و در هر زمان و مكان، از لذت جنسى بهره گيرند، (جز آن‎چه در قانون شرع ممنوع شده است) . سپس در ادامه آيه مى‎افزايد: " با اعمال صالح و پرورش فرزندان صالح، آثار نيكى براى خود از پيش بفرستيد" (وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ‎) . اشاره به اين‎كه هدف نهايى از آميزش جنسى، لذت و كامجويى نيست بلكه بايد از اين موضوع، براى ايجاد و پرورش فرزندان شايسته، استفاده كرد، و آن را به‎عنوان يك ذخيره معنوى براى فرداى قيامت از پيش بفرستيد، اين سخن هشدار مى‎دهد كه بايد در انتخاب همسر، اصولى را رعايت كنيد كه به اين نتيجه مهم، يعنى تربيت فرزندان صالح و نسل شايسته انسانى منتهى شود. »

7. در شبهه ديگري آورده‎اند كه «تجاوز بد است ولي تجاوز به زن شوهرداري كه در جنگ با كفار غنيمت گرفته شده است جايز است. (نساء، 24) »

پاسخ: اولاً منظور از تجاوز چيست؟ اگر منظور، تماس جنسي است به‎طور كلي نمي‎توان گفت بد است. تجاوز و تماس جنسي‎اي كه نامشروع باشد بد و زشت است نه تماس جنسي مشروع. ثانياً آيه 23 و 24 در مقام بيان مواردي است كه ازدواج با آن‎ها حرام است كه از جمله آن‎ها ازدواج با زنان شوهرداري است كه از هر دين و ملتي باشند، تنها موردي كه در اين آيه استثناء شده زنان شوهرداري هستند كه در جنگ به اسارت مسلمانان در آمده باشند كه اسارت در اين آيه در حكم طلاق دانسته شده است، چنآن‎كه مسلمان شدن زن كافر در حالي كه شوهرش باقي بركفر باشد در حكم طلاق است و مردان مسلمان مي‎توانند با چنين زن‎هايي نيز ازدواج كنند.

دلدادگان آمريكا و «سندرم استكهلم»

 حجت الاسلام والمسلمين دکتر احمد حسين شريفي

• سندرم استكهلم، اصطلاحي‎است كه پس از ماجراي گروگان‎گيري كرديت بانك در شهر استكهلم سوئد (در سال 1973)، توسط نيلز بِجروت، روانشناس همكار پليس، به كار گرفته شد و بعدها توسط روان‎شناس ديگري به نام فرانك اوخبري رسماً تعريف و نامگذاري شد.

• در طي اين گروگان‎گيري، كه به مدت 6 روز طول كشيد، گروگان‎ها، وابستگي عاطفي به گروگان‎گيرها پيدا كردند؛ تا حدي كه از همكاري با پليس سرباز مي‎زدند و حتي پس از آزادي، در دفاع از آنان برآمدند!

• بعدها يكي از گروگان‎ها، با يكي از گروگان‎گيرها ازدواج كرد. و يكي ديگر از آنان، براي آزادي گروگان‎گيرهاي زنداني، صندوقي خيريه راه‎اندازي كرد!

• بر اين اساس، «سندرم استكهلم» به پديده‎اي رواني گفته مي‎شود كه در آن، قرباني احساسي مثبت نسبت به مهاجم پيدا كرده، تا جايي كه از كسي كه جان، مال يا آزاديش را تهديد مي‎كند، دفاع نموده و به‎صورت اختياري و با علاقه خود را تسليم او مي‎كند! در مقابل، نسبت به دوستان واقعي خود، احساسات منفي پيدا مي‎كند!

• دلباختگان آمريكا نيز در كشور ما دچار چنين عارضه‎اي شده‎اند؛ و حقيقتاً جا دارد مطالعات عميق روان‎شناختي بر روي آنان صورت گيرد!

• اينان با تمام وجود از آمريكايي حمايت مي‎كنند، كه حتي حاضر نيست، آنان را به‎عنوان نوكر به رسميت بشناسد!

با آن‎كه دل و دين و عقل خود را در اختيار آمريكا گذاشته‎اند، اما آمريكا حتي حاضر نيست كه براي درمان بيماري جسمي‎شان آنان را به خاك خود راه دهد (ابراهيم يزدي، رئيس نهضت آزادي، كه عمر خود را در خدمت ليبراليسم و به اميد لبخندي از سوي غرب، سپري كرد، ماه‎ها در تركيه انتظار كشيد تا اجازة ورودش را به آمريكا بدهند، اما با اين حسرت، قالب تهي كرد).

آمريكا هر روز در انديشه ضربه زدن به جمهوري اسلامي است، و از هيچ كاري در اين زمينه خودداري نمي‎كند، اما باز هم عده‎اي در ايران، در جست‎وجوي كلام يا كلمه‎اي مي‎گردند كه شايد بتوانند آن را مستمسك بزك‎ كردن آمريكا در ميان مردم قرار دهند!

• پيشنهاد من به شوراي نگهبان اين است كه، با تشكيل يك تيم قوي روان‎شناس، از كانديداهاي مجلس و رياست‎جمهوري در دوره‎هاي آينده تست‎هاي دقيق روان‎شناسي گرفته شود به گونه‎اي كه مبتلايان به سندرم استكهلم را تشخيص داده و از تأييد صلاحيتشان خودداري نمايند.

 گوناگون

انتخابات رياست جمهوري و آزمون ناتمام قوه قضائيه

 حجت الاسلام والمسلمين دکتر احمد حسين شريفي

•‎ آيت‎ا... آملي‎لاريجاني، رياست محترم قوة قضائيه، در مصاحبه تلويزيوني خود به مناسب هفتة قوة قضائيه، دربارة تخلفات انتخاباتي در دوازدهمين دورة رياست‎جمهوري فرمودند «از دهيار تا استاندار در موضوع انتخابات پرونده قضايي دارند. »
•چنين سخني از سوي عالي‎ترين مقام قضايي، نشانة عمق تخلفاتي است كه در اين دوره صورت گرفته است؛ طبيعي است عدم رسيدگي دقيق و همه‎جانبه به اين تخلفات خسارت‎هاي جبران‎ناپذيري به حيثيت قوة قضائيه و بلكه به حيثيت جمهوري اسلامي وارد خواهد كرد؛ افزون بر اين، موجب سلب اعتماد عمومي به سيستم انتخابات در جمهوري اسلامي خواهد شد، كه خسارت‎هاي سياسي و اجتماعي و ديني آن بر كسي پوشيده نيست.
•در عين حال، از زمان برگزاري انتخابات تاكنون حدود 4 ماه است كه مي‎گذرد و مردم همچنان منتظرند كه پروندة تخلفات بي‎سابقة انتخاباتي مسؤولان دولتي مورد رسيدگي قرار گيرد و نتايج آن به‎صورت علني به اطلاع مردم برسد. هر چند ممكن است از سنخ نوش‎دارو بعد از مرگ سهراب باشد، اما در عين حال، منافع فراواني خواهد داشت.
•به اميد رسيدگي به اين پرونده، چند نكته را در قالب سؤال مطرح مي‎كنم:
1. به‎طور طبيعي منظور آيت‎ا... لاريجاني از اين متخلفان، «مباشران تخلف» است. اما آيا در اين مسأله لازم است به مسببان، آمران و طراحان اصلي تخلف نيز رسيدگي شود يا نه؟ چرا كه بعيد است اين افراد بدون چراغ سبز مقامات مافوق خود، و به‎صورت خودسرانه، جسارت تضييع حق‎الناس را به خود داده باشند.
2. حال اگر معلوم شد اين تخلفات به حدي بوده كه مي‎توانسته است در نتيجة انتخابات تأثيرگذار باشد، آيا در نظام حقوقي جمهوري اسلامي، راهي براي جبران آن وجود دارد يا خير؟
3. مسؤولان اجرايي و نظارت، هر دو اذعان دارند كه حدود چهار ميليون نفر، عليرغم حضور در مراكز اخذ رأي، موفق به رأي دادن نشدند؛ آيا اين از مصاديق حق‎الناس هست يا نه؟ اين براي نخستين بار در تاريخ انتخابات جمهوري اسلامي است كه با چنين مسأله‎اي روبه‎رو شده‎ايم، آيا عاملان اين مسأله نيز به مردم معرفي خواهند شد يا نه؟ استيفاي حقوق اين چهار ميليون بر عهدة ‎كيست؟ و راه استيفاي آن چگونه است؟
4. آيا وظيفة قوة قضائيه صرفاً برخورد با مجرمان است؟ يا پيشگيري هم مي‎تواند جزء وظايف اين قوه باشد؟ اگر پيشگيري هم از وظايف اين قوه است، براي جلوگيري از چنين تخلفاتي كه افزون بر ضايع كردن حق‎الناس، چهرة پرافتخار جمهوري اسلامي را نيز در چشم جهانيان لكه‎دار مي‎كند، چه بايد كرد؟
5. آيا ساختار فعلي انتخابات ايران، كه يكي از رقباي انتخابات، مجري همة مراحل آن است، ساختاري فسادخيز هست يا نه؟ اگر فسادخيز است، براي اصلاح آن چه بايد كرد؟
6. آيا قوة قضائيه مي‎تواند رأسا به دروغ‎ها و تهمت‎هاي انتخاباتي ورود كند يا نه؟ آيا رسيدگي به وعده‎هاي دروغ و تهمت‎هاي انتخاباتي به ارگان‎هاي مختلف نظام، يا افراد و شخصيت‎هاي حقيقي و حقوقي، جايي در نظام حقوقي ما دارد يا نه؟
توجه: آيت‎ا... آملي‎لاريجاني، بهتر از هر كس ديگر، مي‎داند، عدم رسيدگي دقيق، شفاف و سريع به اين پرونده (كه سكوت چهارماهه در اين باره، نگران‎كننده است) و تنوير افكار عمومي دربارة نتايج آن، مي‎تواند اعتماد مردم به سيستم قضايي در كشور را خدشه‎دار كرده و همچنين خسارت‎هاي جبران‎ناپذيري به حيثيت جمهوري اسلامي وارد كند.

براي كدام مصلحي فرش قرمز پهن كرده اند كه من دومي اش باشم!؟

 محمدعلي رنجبر

آقاي زائري مطلبي نوشته‎اند با عنوان: «من نمي‎توانم انقلابي باشم». ايشان نوشته‎اند من ديگر آن جوان پرشور نيستم و اينك زن و فرزند دارم و نگران كرايه آپارتمان جديدم هستم! لذا نمي‎توانم انقلابي باشم و از قوه قضاييه پيرامون شهابي و رجايي سوال كنم!
در پاسخ به ايشان عرض مي‎كنم:
برادر عزيزم! بنده كه قبلا عرض كردم خدمت شريفتان؛ نه آن آرمانزدگي متاثر از شور انقلابي دوران نوجواني تان و نه اين واقعيت زدگي متاثر از تعقل پنداري ميان سالي تان، مرز ميانه است!
شما در دو سوي افراط و تفريطيد و خود خبر نداريد!
ضمن اين‎كه امروز هم عرض مي‎كنم:
برادرم!
دادخواهان شهابي و رجايي زيادند. از آمد نيوز و بي‎بي سي گرفته تا عدالتخواهان. اما دادخواهان مردم مظلوم جنوب كرمان و هرمزگان و سيستان و خيلي جاهاي ديگر اندك‎اند و يا اصلا نيستند!
چرا شما دادخواه اين‎ها نيستيد؟
دادخواه اين‎ها باشيد و ببينيد كسي با شما كاري دارn!
اگر هم كسي حرف و برخورد تندي با شما داشت خدمتتان عرض مي‎كنم: برادرم! براي كدام مصلحي فرش قرمز پهن كرده‎اند كه شما دومي اش باشيد!
برادرم! بايد، با فسادهاي موردي مبارزه كرد و خود را وارد تحولات كرد و خسته نشد
نگوييد نمي‎شود و نمي‎توانيم
نگوييد نمي‎توانم انقلابي باشم!
حضرت لقمان فرمودند:
يا بني اقم الصلاة وامر بالمعروف وانه عن المنكر واصبر علي ما اصابك
پس در مبارزه براي اقامه نماز و امر به معروف و نهي از منكر، قطعا مصائب مي‎آيد و قطعا بايد صبر نمود.
در روايت دارد امر به معروف و نهي از منكر «لم يقرب اجلا و لم يقطع رزقا»
يعني مبارزه در مسير اصلاح جامعه نه اجل ما را جلو مي‎اندازد و نه روزي ما را قطع مي‎كند.
حال چگونه من نگران بي‎سرپرست شدن خانواده و كرايه آپارتمانم باشم!