صفحه حوزه و دانشگاه

ناگفته‎هايي از زندگي مهاجر الي‎ ا... آيت‎ا... مؤيدي قمي؛
اين آخرين حج‎ من است / سرپرستي ۱۵۰ يتيم به طور پنهاني / بخش دوم و پاياني

اشاره: در شماره گذشته بخش نخست گفت و گو با فرزندان مرحوم آيت‎ا... مويدي قمي را ملاحظه نموديد. بخش دوم و پاياني اين گفت و گو را در ذيل بخوانيد؛

* آيا از خاطرات دوران تبعيد و زندان خاطراتي از ايشان شنيده‎ايد؟

ايشان در جريان مبارزه با رژيم ستم‎شاهي سختي تبعيد، حبس و زندان را چشيدند و در زندان‎هاي مختلف مثل زندان قصر، قزل‎قلعه، اوين و زندان كميته به‎سر بردند. مدتي نيز در تبعيد بودند، از‎جمله مدتي در سُنقُر، دامغان، نيشابور و بيجار در تبعيد بودند و زندان‎ها و تبعيدهاي گوناگوني متحمل شدند و با بسياري از آقايان مانند آقاي هاشمي رفسنجاني، شهيد رباني املشي و مرحوم طالقاني، مرحوم بازرگان و... هم‎سلول بودند. ايشان نقل مي‎كردند گاهي وقتي ما را براي بازجويي مي‎بردند به‎خاطر اين‎كه مطالب‎مان يكسان باشد به‎صورت عربي و به‎عنوان قرآن خواندن بازجويي‎ها را مطرح مي‎كرديم و مي‎گفتيم: اعوذبا... من الشيطان الرجيم بسم‎ا... الرحمن الرحيم يا ايها الاملشي قل اذا سئل فلان فلان در جواب اين‎گونه بگو و به بهانه خواندن قرآن در لابه‎لاي آيات قرآن مطالب را به سلول كناري منتقل مي‎كردند كه از من اين را پرسيد و حواست باشد چيزي غير از اين نگويي.

* آيا خاطرات ايشان منتشر شده است؟

مطالب مربوط به مبارزات ايشان در خاطرات آيت ا... هاشمي رفسنجاني، آقاي دواني و آقاي گرامي آمده است، لكن كتابي را كه مركز اسناد انقلاب اسلامي از خاطرات ضبط‎ شده مرحوم والد در سال 1370 تنظيم و تدوين كرده و به امضاي ايشان هم رسيده است هنوز منتشر نشده است، در آن كتاب مطالبي راجع به انقلاب يا راهپيمايي‎هاي بزرگي كه ايشان هدايت مي‎كردند بيان شده است از جمله اين راهپيمايي‎ها تظاهرات 16 شهريور 1357 تهران است كه منتهي به واقعه عظيم 17 شهريور و وقايع ميدان ژاله تهران شد و آقاي ناطق نوري هم مي‎گفتند، ايشان يك‎ جايي ما را در جريانات راهپيمايي نجات دادند.

* سبك زندگي آيت ا... مؤيدي چگونه بود؟

ايشان خيلي مقيد به زهد بودند. زهد در بي‎توجهي به مناصب و مقامات سياسي نيز از خصوصيات شخصيتي ايشان بود در اوايل انقلاب آيت ا... موحدي كرماني مسؤول كميته‎هاي شرق تهران و جامعه روحانيت تهران بودند و ابوي ما قائم‎مقام ايشان بودند و مسؤول كميته شرق تهران و همه كل كاخ‎هاي قصر فيروزه بودند و از طرف امام مسؤوليت حفظ بيت‎المال را داشتند. همان موقع نيروهاي كميته با ماشين‎هاي سلطنتي رفت‎وآمد مي‎كردند، ولي ايشان به‎هيچ‎وجه از آن ماشين‎ها استفاده نمي‎كردند و با ماشين عموي ما كه يك پيكان بود رفت‎وآمد مي‎كردند. در همان زمان حيوانات وحشي و اهلي در شكارگاه سلطنتي وجود داشت و بعضي‎ها آن‎ها را شكار مي‎كردند و موقعي يك مقدار از گوشت آن‎ها را به منزل ما آورده بودند و ايشان به‎شدت ناراحت شده بودند و اعتراض كردند و گوشت را برگرداندند.

* از سيره عبادي استاد و فعاليت‎هاي اجتماعي ايشان براي ما بگوييد.

عبادت و نظم ايشان در زندگي عجيب بود. صبح‎ها يك ربع به هفت خدمت ايشان مي‎رسيدم و براي درس سوار ماشين مي‎‎شدند؛ گاهي اوقات كه دو سه دقيقه دير مي‎كردم مي‎ديديم ايشان منتظر هستند. گاهي ساك كتاب‎ها را جلوي در مي‎گذاشتند و خودشان پياده حركت مي‎كنند چراكه مقيد بودند قبل از درس به زيارت حرم مطهر بروند. نكته ديگر اين‎كه تا دعاي فرج خوانده نمي‎شد، درس را شروع نمي‎كردند. الآن‎كه من درس‎هاي بيست‎وپنج سال پيش پدر را تنظيم و تدوين مي‎كنم مي‎بينم كه از همان زمان مقيد به خواندن دعاي فرج در ابتداي كلاس بوده‎اند. نكته ديگر اين‎كه، به‎ ياد نمي‎آورم با ايشان به زيارتي رفته باشم و ايشان نشسته زيارت خوانده باشند، بلكه مقيد بودند براي تمام ائمه زيارت جامعه كبيره را به‎صورت ايستاده بخوانند. گاهي من خسته مي‎شدم و مي‎نشستم، اما ايشان ايستاده مي‎خواندند. در وصيت‎نامه خودشان ما طلبه‎ها را به زيارت رجبيه سفارش كرده‎اند و ماه رجبي نبود كه ايشان براي زيارت رجبيه به زيارت امام رضا(ع) نروند. ايشان دو سه ساعت قبل‎از اذان صبح بيدار بودند و ما يادمان نمي‎آيد كه نماز شب‎شان قضا شده باشد، بيدار بودند حتي اگر به دلايلي شب دير مي‎خوابيدند دو ساعت و نيم قبل‎از اذان صبح بيدار مي‎شدند. خودشان طبخ غذا را براي مراسم مذهبي كه در منزل ما بر قرار مي‎شد، انجام مي‎دادند و اوايل حتي خريد مجالس اهل‎بيت(ع) را نيز خودشان انجام مي‎دادند و بيت خودشان را هم وقف حسينيه كردند.

ايشان از فعاليت‎هاي اجتماعي هم غافل نبود و در مسجد حسني تهران ديگران را به فعاليت‎هاي اجتماعي تشويق مي‎كردند. در مساله خدمت‎رساني به طلاب و خانواده طلاب قم مشاركت داشتند كه طلاب در سختي معيشت نباشند. بعداز شهادت ايشان، در مشهد جايي به‎عنوان دارالقرآن بود كه به ما زنگ زدند كه حدود 150 يتيم را تحت پوشش داشتند و ما اطلاع نداشتيم. مرحوم والد مؤسسه خيريه‎اي را از سال 83 به نام «خيرات الابرار» تأسيس كردند كه در قم و تهران و كرج و رودهن و بومهن و زابل چندين شعبه دارد.

* حضرت استاد درباره تحول در حوزه چه رفتارهايي داشتند؟

يكي از توصيه‎هاي مؤكد ايشان، استفاده از فرصت تعطيلات حوزه براي علم‎آموزي بود، به قدري به استفاده از فرصت‎ها توجه مي‎كردند كه آن زماني كه ايشان در فيضيه درس مي‎گفتند اولين نفري بودند كه درس را شروع و آخرين نفري هم بودند كه درس را تمام مي‎كردند. مي‎فرمودند كه ما خيلي از دروس را پنج‎شنبه‎ها خوانديم، در زمان حيات ايشآن‎كه پنج‎شنبه‎ها درس‎هاي فيضيه تعطيل بود درس ايشان برقرار بود؛ درس‎هايي مانند نهج‎البلاغه، صحيفه سجاديه و رساله حقوق امام سجاد را پنج‎شنبه‎ها مي‎گفتند كه همه اين دروس ضبط‎شده و ان‎شاءا... تبديل به كتاب مي‎شود. ايشان براي ايام تابستان هم مي‎فرمودند: يكي از نظراتي كه ما داريم اين است كه حوزه، در اطراف قم و جاهاي خنگ سرمايه‎گذاري كند و طلاب را در ايام تعطيل به آن‎جا ببرد و مقيد به «رحلة الشتاء و الصيف» بودند.

نكته ديگري كه ايشان خيلي مقيد بودند، فراهم كردن بستر دروس جنبي مانند احاديث و نهج‎البلاغه و تفسير قرآن است. وقتي مهجوريت قرآن را حس كرده بودند درس خارج اصول را تعطيل كردند و تدريس نهج‎البلاغه و تفسير قرآن را هر روزه داشتند. در زماني كه ايشان رئيس مجمع عالي تفسير حوزه بودند، خيلي تلاش كردند كه درس تفسير و نهج‎البلاغه از دروس اصلي حوزه باشد و براي تحقق اين ايده بسيار تلاش كردند و در نتيجه اين اصرار و تلاش بيش از سيصد نفر از اساتيد در اين دو سال اخير درس تفسير مي‎گفتند و اين‎ها از ثمرات تلاش‎هاي مجدانه ايشان بود.

مرحوم والد درباره مشكلات معيشتي طلاب علوم ديني چه ديدگاهي داشتند؟

در مساله خدمت‎رساني به طلاب اعتقاد داشتند طلبه بايد طعم فقر را بچشد تا به‎جايي برسد، ولي خدمت‎رساني به طلاب را واجب مي‎دانستند، چراكه ديد خانواده‎ها نسبت به مساله ارتزاق تفاوت كرده است و ايشان رسيدگي به طلاب را براي تحول در حوزه يك اصل مي‎دانستند.

* سلوك استاد در منزل چگونه بود؟

اخلاق ايشان در منزل ويژه بود، ايشان چهار پسر و دو دختر دارند كه هر چهار فرزند پسر و دو دختر ايشان طلبه شده‎اند و دامادها و نوه‎هاي پسري و دختري ايشان نيز طلبه هستند و علت همه اين‎ها سلوك اخلاقي زهد مآبانه ايشان است. الآن بچه‎هاي من كه كوچك هستند معظم‎له با ايشان هم به‎گونه‎اي برخورد مي‎كردند كه جذب اخلاقيات ايشان مي‎شدند. در منزل بسيار صبور بودند و اگر از بچه‎ها ناراحت مي‎شدند، با صبر و متانت و گاهي با سكوت آن‎ موضوع را هضم مي‎كردند، همچنين نسبت به دخترها توجه خاصي داشتند و در برخورد با آن‎ها لطافت بيش‎تري به كار مي‎بردند.

اگر خاطراتي از ايشان در موضوع حج بخصوص سفر آخري كه منجر به شهادت ايشان شد داريد بفرماييد.

ايشان بيش از پنجاه سفر مسافر، خانه خدا بودند. همسر يكي از مدير كاروان‎هاي كربلا نقل مي‎كردند در يكي از سفرهايي كه با ابوي شما حج واجب بوديم، ايشان به زوار اين‎طور مي‎گفتند كه اين‎جا هرچه از خدا بخواهيد مي‎توانيد بگيريد و مكرر از خدا زيارت‎خانه خدا را بخواهيد و مي‎فرمودند من چهل حج از خدا خواسته‎ام. حاج‎آقا در چهلمين حج تمتع به شهادت رسيدند و قبل از سفر هم گفتند: اين آخرين سفر حج من است و همشيره‎ها مصر بودند كه ايشان حج نروند چراكه پايشان درد مي‎كرد. اخوي ما مي‎گفتند: حاج‎آقا! شما با اين موقعيت علمي كه داريد و رساله شما هم چاپ‎شده خوب نيست به حج برويد و از رفتن ايشان ممانعت مي‎كردند، اما ايشان پس از مشورت تصميم به سفر گرفتند. اطرافيان در نهايت گفتند استخاره كنيد، حاج‎آقا استخاره به قرآن زدند و مضمون آيه بسيار خوب آمده بود كه فرمودند آيا شما مي‎گوييد من بهشت نروم؟! اين راه، ‎راه بهشت است، لذا دعاهاي ايشان اين اواخر تغيير كرده بود؛ هم دعاي قنوت و هم دعاي سجده ايشان عوض‎شده بود. پسرخاله ما آقاي بطحايي نقل مي‎كرد كه در عرفات صداي هق‎هق گريه حاج‎آقا در خيمه از همه بلندتر بود. محور زندگي ايشان بندگي بود و اين بندگي به قدري آشكار بود كه مدير كاروان ايشان نقل مي‎كرد وقتي هواپيما مي‎خواست پرواز كند، ايشان تا صداي اذان را شنيد زير پله هواپيما نماز اول وقت خودشان را خواندند.

* به‎عنوان سخن پاياني، روابط ايشان با مقام معظم رهبري چگونه بود؟

ايشان خيلي مقيد به طرفداري از ولايت و نظام و مقام معظم رهبري بودند و در وصيت‎نامه شخصي‎شان به ما راجع به مقام معظم رهبري و ولايت‎فقيه و نظام جمهوري اسلامي توصيه كرده‎اند كه اين‎جانب به فرزندان و همه مؤمنين سفارش مي‎كنم كه پشتيبان نظام جمهوري اسلامي باشيد و از حضرت آيت ا... ‎العظمي خامنه‎اي تبعيت كنيد. ايشان نسبت به كساني كه از مسير ولايت زاويه مي‎گرفتند زاويه مي‎گرفت و مخالفت مي‎كرد. همچنين مساله راهپيمايي‎ها را جدي مي‎گرفتند و واجب مي‎دانستند و با اين‎كه پايشان درد مي‎كرد مقيد بودند كه شركت كنند و من يادم نمي‎آيد كه راهپيمايي بوده باشد و ايشان شركت نكرده باشند، ما را هم تشويق مي‎كردند و مي‎گفتند يك نفر هم يك نفر است. آقاي بطحايي پسرخاله ما كه در اين سفر حج همراه ايشان بود مي‎گفتند: در گرماي حجاز به من گفتند: بلند شو برويم، اين‎ها خيلي مقيد نيستند برويم بحث برائت را داشته باشيم و تا اين اندازه به‎نظام حساسيت داشتند و جزو افرادي بودند كه از اول، انقلابي بودند و انقلابي ماندند.

منبع: هفته نامه افق حوزه

 حوزه و دانشگاه

رحيم پور ازغدي:
غربزده ها خطرناك تر از غربي ها هستند

به گزارش خبرنگار مهر، حسن رحيم‎پور ازغدي در گردهمايي مديران و اساتيد دروس معارف دانشگاه آزاد اسلامي گفت: اساتيد معارف نبايد به مسايل حزبي و جناحي بينديشند، دين خدا فقط نبايد دست به دست بشود و گرنه مسؤوليت‎ها مي‎آيند و مي‎روند.
وي ادامه داد: متاسفانه گاهي ديده مي‎شود دغدغه تدريس دروس معارف به دغدغه پنجم و ششم تبديل مي‎شود و دغدغه اين‎كه حقوق ما چقدر شده و از اين مسائل، به دغدغه‎هاي اصلي تبديل مي‎شود.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي افزود: مشكل بزرگ ما اين است كه در نهادهاي مختلف؛ افراد، خودشان را با روساي خود منطبق مي‎كنند، اين يك خطر است كه به تدريس دروس معارف به‎عنوان يك دكان نگاه شود.
وي افزود: بايد در جذب مخاطب درست عمل كرد، متاسفانه برخي مواقع ما حرف‎هايي مي‎زنيم كه گمان مي‎كنيم منطقي است ولي منطقي نيست، هر كدام از ما مي‎خواهيم چيزي را بيان كنيم يا بنويسيم بهتر است ابتدا خودمان را جاي مخاطب بگذاريم.
رحيم پور ازغدي افزود: برخي مواقع خيلي‎ها ساكت مي‎شوند ولي قانع نمي‎شوند، شما بايد بتوانيد مخاطب را قانع كنيد. غربزده‎‎ها از غربي‎ها خيلي خطرناك‎تر هستند، گاهي با برخي غربي‎ها راحت مي‎شود حرف زد ولي برخي روشنفكرهاي بي‎سواد هستند كه اصلا نمي‎شود با آن‎ها حرف زد.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: امروز در دوره ما مي‎گويند حقوق چقدر است و چگونه اساتيد ارتقا پيدا مي‎كنند، اين در حالي است كه با اين موضوعات نمي‎توان معارف را گسترش داد و مشكل امت را حل كرد.
رحيم پور ازغدي تاكيد كرد: در زمان قبل از انقلاب روحانياني بودند كه دغدغه آن‎ها رفع مشكلات افراد و دانشجويان بود و در جمع‎هاي ۱۰ يا ۱۵ نفره سوالات دانشجويان را پاسخ مي‎دادند. آن‎ها افرادي بودند كه از سوي دولتي‎هاي آن زمان و روشنفكران تحت فشار بودند.
وي افزود: نبايد از هيچ كس بُت ساخت، حتي نبايد از شخص مقام معظم رهبري و امام راحل نيز بت سازي كرد.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي خاطرنشان كرد: بايد فعاليت‎هاي رجال انقلاب را در قبل و بعد از انقلاب ديد؛ چرا كه همه ما خاكستري هستيم و ارزش‎ها سياه و سفيد هستند.
ازغدي تاكيد كرد: بايد پرسيد مخاطب ما چقدر منطقي است، اكثر مردم و دانشجويان منطق نمي‎فهمند، در واقع ۹۰ درصد دانشجويان منطقي نيستند و منطقي‎ترين حرف را نيز نمي‎پذيرند.