صفحه فرهنگي-اجتماعي

چاووشي خواني؛ سنتي فراموش شده

 سيدرضا آقايي

«وَ مَنْ يعَظِّمْ شَعائِرَا... فَاِنَّها مِنْ تَقْوي القُلُوب» هركس شعائر دين خدا را بزرگ و محترم بدارد همانا اين صفت، نشانه تقواي دلهاست.

عالي‎ترين ارزش وجودي انسان در نظام خلقت، عبوديت حق تعالي است كه شكل و فرم مخصوص آن از زيباترين جلوه‎هاي استعداد هنري يك انسان مي‎تواند باشد. انسان مسلمان، لحظه‎هاي عبادتش، لحظات نمايش عشق و دلدادگي او با خدا است كه آن را با هيچ چيز عوض نمي‎كند.

زيارت و حضور در آستان مقدس اولياي حق، از پربارترين نمونه‎هاي اين تجلّي و نمايش دلدادگي است كه زائر عارفِ دلباخته، پيوسته آن را از خداوند طلب مي‎كند. و در طول تاريخ، مسلمانان براي انجام زيارت، جان و مال خود را فدا كرده‎اند و در اين راه سختي‎ها را به جان خريده‎اند تا بتوانند لحظاتي در حرم اهل بيت عليهم السلام، از فيض آنان بهره ببرند.

لحظه‎هاي مهيا شدن براي زيارت و ديدار اولياي حق نيز در نزد گذشتگان و نياكان ما مسلمانان، از اهميت شاياني برخوردار بوده است. زيارت داراي سنت‎ها و آدابي بوده است كه زيبايي‎هاي معنوي در آن موج مي‎زده و آثار فراواني هم داشته است. از جمله اين سنت‎ها كه نشاني از تعظيم شعائر و تقواي قلوب مؤمنان است، سنّت «چاووشي خواني» است. چاووشي خواني چنين بوده است كه كاروان عشق، هنگام عزيمت به خانه خدا و عتبات عاليات عِطر صلوات و سلام بر محمد و آل محمد صلي ا... عليه و آله وسلم را در فضاي شهر و روستا و در كوچه پس كوچه‎هاي آن به مشام شيعيان مي‎رساندند و همراه آن، بوي خوش نينوا را در محلّ زندگي‎شان منتشر مي‎كردند و چاووش ندا سر مي‎داد كه: «بر مشامم مي‎رسد هر لحظه بوي كربلا.»

شيعيان اهل بيت عليهم السلام با برپايي اين سنت، ياد و نام اوصياي الهي و عشق و معرفت به آنان را در جان و روان پير و جوان و زن و مرد به جريان مي‎انداختند و چنان شور و هيجاني ايجاد مي‎كردند كه جذبه آن اختيار از كف‎ها مي‎ربود و شيعيان دلباخته را بي‎مقدمه راهي زيارت مي‎كرد.

دريغ و افسوس كه در زمان ما بر اين سنّت اسلامي ـ همچون بسياري از سنت‎هاي حسنه ديگر ـ گرد فراموشي نشسته و كم رنگ شده است. ديگر، كوچه‎هاي روستاها و شهرهاي‎مان آن فضاهاي سرشار از معنويت و صفا را كم‎تر در خود مي‎بيند. ديگر در محيط زندگي‎مان صداي صلوات و درود بر محمد و آل محمد صلي ا... عليه و آله وسلم كم‎تر شنيده مي‎شود؛ در حالي كه گذشتگان ما با اين سنن، دين و آيين را در تمام ابعاد زندگي‎شان وارد مي‎كردند. و آن‎چه تأسّفمان را بيش‎تر مي‎كند، اين است كه اين سنّت روحبخش جاي خود را به بعضي سنت‎هاي وارداتي داده است كه نه با روح معارف اسلامي سازگاري دارد و نه با فلسفه زيارت. منافع شخص و اغراض مادي در آن‎ها مورد توجه قرار مي‎گيرد. اين سنت‎هاي وارداتي نه تنها آثار تربيتي چاووشي‎خواني را ندارد بلكه داراي اثرات مخرّبي است كه با روح زيارت مناسبت ندارد.

به اميد اين‎كه قدم ناچيزي در احياي اين سنت حسنه برداشته باشيم، به تحليل و بررسي چاووشي خواني و اثرات تربيتي ـ اجتماعي آن مي‎پردازيم. و اميدواريم مسؤولان نهادهاي اسلامي، به‎ويژه سازمان حج و زيارت، با هماهنگي با مديران كاروان‎هاي زيارتي و شركت‎هاي مسافرتي، اقدامات لازم را براي احياي اين سنّت مذهبي انجام دهند.

«چاووش» در لغت

«چاووش» واژه‎اي تركي است، به معناي جارچي، پيك، پيشرو كاروان، كسي كه دعوت رفتن به زيارت عتبات عاليات و خانه خدا كند.

در اصطلاح روستاييان خراسان، چاووش، كسي بوده كه در فصل مناسبِ زيارت، در دهات و روستاها، سواره يا پياده به راه مي‎افتاده و روستاييان را به وسيله جارزدن و خواندن اشعار نغز و دلكش ـ در مدح و منقبت امامان معصوم عليهم السلام ـ براي رفتن به زيارت تهييج و تشويق مي‎كرده است.

لغت نامه فرهنگ دهخدا، واژه «چاو» را به، «بانگ و سر و صداي گنجشك، هنگامي كه از بيم دزديده شدن جوجه‎اش بانگ بر مي‎آورد» معنا كرده است. بعيد نيست اين معني و مفهوم در واژه چاووش نيز در نظر گرفته شده باشد؛ گويي چاووش با صداي گرم و پرشور خود، ناله سرداده است تا درد فراق و دوري عاشقانه خود و زائران را بيان كند و مي‎خواهد آنان را سرشوق آورد.

ويژگي‎هاي چاووشان

چاووشان، مردان پاك و خداشناسي كه وجودشان سرشار از عشق و محبّت به خدا و اوصياي او بوده است، همواره در بين مردم به نيك‎نامي و صلاح مشهور بوده‎اند. آن‎ها خصلت‎هاي ويژه‎اي داشته‎اند كه به چند مورد آن اشاره مي‎كنيم:

1. خلوص نيت

اين بشيران و قاصدان زيارت كوي دوست، انگيزه‎اي جز نزديك شدن به خدا و عشق به او و اولياي حق در سر نداشته اند. آن‎ها هماره چشم به لطف و كرم خدا و حجّت‎هاي او داشته‎اند و تنها از همين لطف و عنايت دم زده اند. به همين جهت هيچ‌گاه اين خدمت به زائران را وسيله‎اي براي كسب موقعيت اجتماعي يا مالي قرار نداده و حاضر نشده‎اند حتي نامي يا دفتر شعري از آن‎ها و به نام آن‎ها تنظيم گردد.

اين موضوع را مي‎توان از زندگي ساده آن‎ها بهتر درك كرد. اغلب آن‎ها با لباسي ساده و معمولي، شالي سبز يا سياه بر گردن و پرچم سه گوش سبز رنگ بر دوش، به‎صورت خود جوش از بين مردم، به اين كار معنوي و زيبا مشغول بوده اند.

وجود پرفيض و بركت آنان همواره در موقعيت‎هاي مناسب چون فصل زيارت و اجتماعات مختلف مردم، از جشن و عروسي گرفته تا مجالس عزاي آنان، به اين مجالس حال و هواي معنوي بخشيده است. مجلسي را كه چاووش در آن بوده، آكنده از ياد و مدح و منقبت معصومين عليهم السلام و نسيم روح بخش صلوات بر محمد و آل محمد صلي ا... عليه و آله وسلم بوده است و همواره روح معنويت بر چنين مجالسي حاكم گشته است. به راستي امروزه هر مسلمان آگاهي جاي خالي اين سنّت زيبا را حس مي‎كند.

2. صداي خوش

صداي خوش و نفس گرم، نعمتي است كه خداوند متعال تنها به بعضي از انسان‎ها بخشيده است. حنجره انسان‎ها و صدايي كه از آن توليد مي‎شود، خود از ابزار و وسايل موسيقي طبيعي است كه خدا به انسان‎ها مرحمت كرده است. در اين بين صداي انسان بر ساير صداهايي كه از ديگر آلات موسيقي توليد مي‎شود، برتري خاص دارد. اين برتري از آن‎جا ناشي مي‎شود كه صوت انسان آميخته با كلام است و انسان مي‎تواند صداي خود را با كلمات، موافق كرده و تأثيرات مختلفي در شنونده ايجاد كند.

چاووشان، از اين صداي گرم و مؤثر برخوردار بوده و با صداي زير مي‎خوانده‎اند و گاه براي اين‎كه از صوت خود هنرمندانه‎تر بهره ببرند، به همراه شاگردان خود و يا افراد ديگر چون زائران و بدرقه كنندگان، به‎صورت هم خواني چاووشي مي‎كرده اند؛ تا تأثير آن را دو چندان كنند. در نتيجه، صحنه‎هايي ايجاد مي‎شد كه بي‎اختيار اشك چشم‎ها را روان مي‎كرد و دل شنونده‎ها را مي‎ربود و بي‎مقدمه راهي سفر و زيارت مي‎كرد.

3. راهنمايي اهل كاروان

از ديگر ويژگي‎هاي چاووشان، هدايت و راهنمايي زائران در طول سفر بوده است. آن‎ها در انجام واجبات، مستحبّات، دعاها، خواندن زيارت نامه‎ها و همچنين معرفي مكان‎هايي كه زائران از آن‎ها ديدن مي‎كردند، راهنماي آن‎ها بودند. چاووشان در هر مكان، زائران را با وقايع و مصايبي كه بر خاندان رسول خدا صلي ا... عليه و آله وسلم گذشته، آشنا مي‎كردند.

4. مراقبت و حمايت از زائران

چاووشان از بدو حركت كاروان تا هنگام برگشت، در تمام مراحل، حامي زائران بوده اند. گاه افراد جوان‎تر از بردن افراد سالخورده به دليل سختي و مشكلات راه امتناع مي‎كردند، در اين موقع آن پير دل باخته، ملتمسانه دست به دامن چاووش مي‎شد و چاووش از خانواده او مي‎خواست كه مانع او نشود و خود حمايت و مراقبت از وي را به عهده مي‎گرفت. همچنين چاووشان در گرفتن تذكره، مهيا كردن آذوقه راه و تهيه منزل، همواره حامي و پشتيبان زائران بوده اند.

كم و كيف چاووش خواني

چاووش خواني از حيث ادبي، از نمونه‎هاي ادبيات عاميانه و از نوع غنايي آن به شمار مي‎رود كه محتواي آن، احساسات، عواطف، عشق و دلدادگي، بيان آرزوها، برآورده شدن حاجات، غم و اندوه سفر و مشكلات راه و مصائبي است كه بر خاندان پيامبر صلي ا... عليه و آله وسلم گذشته است.

چاووش خواني بيش از هرچيز به طهارت باطني و صفا و اخلاص و در مرحله بعد به كسب تجربه و تمرين و ممارست نيازمند است. چاووشانِ پيش كسوت، پس از رسيدن به مرحله علمداري، درصدد برمي آمدند به تربيت شاگرد بپردازند؛ بنابراين به آموزش مراحلي به نوآموزان چون نوچگي، روخواني از چاووش نامه‎ها، از بر كردن، هم‎آوايي و همراهي با چاووش ماهر، مي‎پرداختند.

چاووش‎خواني با توجه به ظرائف هنري آن، گاه به صورت تك‎خواني و گاه به‎صورت هم‎آوايي اجرا مي‎شده كه در شكل دوم، حال و هواي خاصّي داشته است. در اين نوع از چاووش خواني، زوّار و مردم بدرقه كننده با چاووشان همنوا مي‎شده اند. در چنين فضاي معنوي، هيجان و شور همه جا را فرامي گرفت و لحظاتي زائر و غير زائر با خداوند متعال و اوليايش به زمزمه مشغول مي‎شدند. همين حال روحاني باعث مي‎گرديد كه اگر افراد احياناً كينه و كدورتي در دل نسبت به هم داشتند، آن را فراموش كرده و محبّت و همدلي بر آن‎ها حكم فرما شده، از هم حلاليت بطلبند.

ادامه دارد

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

همانا هدايت(مردم) بر عهده ماست.
و بى شك آخرت و دنيا از آنِ ماست.
پس شما را از آتشى كه زبانه مى‎كشد بيم دادم.
(آتشى كه) جز بدبخت‎ترين افراد در آن در نيايد.
همان‎كه(حق را) تكذيب كرد و روى بر تافت.
ولى با تقواترين مردم از آن آتش دور داشته خواهد شد.
همان‎كه مال خود را مى‎بخشد تا پاك شود.
در حالى كه براى احدى(از كسانى كه به آنان مال مى‎بخشد،) نعمت و منتى كه بايد جزا داده شود، نزد او نيست.
جز رضاى پروردگار بلند مرتبه‎اش، نمى‎طلبد.
و به زودى خشنود شود.
(ليل12-21)
پيام ها
1- يكى از سنّت‎هاى الهى كه خداوند بر خود واجب كرده، هدايت مردم از طريق عقل و فطرت و پيامبران است.
2- پذيرش هدايت، به نفع خود شماست، وگرنه خداوند بى‎نياز است.
3- هشدار و انذار وسيله هدايت الهى است.
4- آتش آخرت، امرى ناشناخته و عظيم است.
5- شقاوت مثل تقوا داراى مراحلى است.
6- تقوا، همراه كمك به محرومان سپرى است در برابر آتش دوزخ.

 پرتوي از حكمت

عبرت از مظاهر دنيا

مرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي:
معتقدات خود را تقويت كنيد و هر چه مشاهده مى‎كنيد از آن عبرت بگيريد و ببينيد كه چگونه بعضى افراد لذات دنيا را به آخرت ترجيح مى‎دهند و شب و روز خود را فداى اغراض حيوانى مى‎كنند؛ با ديدن اين صورت‎هاى تاريك، درس بگيريد و خود را از گناه دور كنيد.

 بوستان حكايت

درد دل مرحوم علامه اميني(ره)

استاد فاطمي نيا مي‎فرمود:
يك سخني از علامه اميني نقل كردند، خيلي منقلب شدم.
ما يك «الغدير» مي‎شنويم و خيلي گذرا عبور مي‎كنيم. يازده جلد چاپ شده و يازده جلدش چاپ نشده است.
بيست و دو جلد كتاب تحقيقي! خدا مي‎داند كه اين مرد در راه نوشتن اين كتاب، فاني شد! چه زحمت‎هاي طاقت فرسا!
مي گويند بعد از نوشتن الغدير گفته بود: «روز قيامت با دشمنان اميرالمؤمنين مخاصمه خواهم كرد! همان‎طور كه آن‎ها وقت آقا را گرفتند، وقت مرا هم گرفتند؛ و‎گرنه من مي‎خواستم معارف اميرالمؤمنين را گسترش بدهم؛ اين‎ها آمدند مرا وادار كردند كه من در اثبات امامتش كتاب بنويسم!»
منبع: كتاب نكته‎ها از گفته‎ها