صفحه جوان

تكنيك هايي براي كسب موفقيت در زندگي فردي و شغلي

بيش‎تر افراد تمايل دارند كه در زندگي به موفقيت دست پيدا كنند. آن‎ها براي خود اهدافي را معين مي‎كنند و بعد براي رسيدن به آن‎ها به شدت تلاش مي‎نمايند؛ اما به راستي موفقيت چيست؟ در واقع بايد اظهار داشت كه موفقيت براي افراد مختلف، مفاهيم متفاوتي را در بر دارد. براي مثال، موفقيت براي صاحب يك پمپ بنزين اين است كه روزانه بتواند به اتومبيل‎هاي بيش‎تري بنزين ارائه كند. علاوه بر اين بايد در نظر داشت كه موفقيت هميشه با پول پيوند نمي‎خورد. موفقيت مي‎تواند كسب يك نمره خوب از يك عنوان درسي مشكل باشد و يا در درست كردن يك كيك شكلاتي خوشمزه خلاصه شود.به هر حال موفقيت در اشكال و اندازه‎هاي مختلف ظهور مي‎كند، اما هميشه يك مطلب در آن صدق مي‎كند: نيازمند تلاش و وقت گذاشتن مي‎باشد.ممكن است هدفي را در ذهن خود دنبال كنيد، براي رسيدن به اين هدف راه‎هاي بي‎شماري را در نظر داريد، شما ملزم هستيد كه مناسب‎ترين گزينه را از ميان آن‎ها انتخاب كنيد. در اين مقاله قصد داريم تا شما را با ۷ نمونه از تكنيك‎هاي رسيدن به موفقيت آشنا كنيم. كاربردي بودن كليه اين متدها از نظر علمي به اثبات رسيده و شما مي‎توانيد با خيال راحت از آن‎ها براي رسيدن به اهدافتان سود بريد.

۱- استعدادهاي بالقوه خود را شناسايي كنيد

به منظور رسيدن به موفقيت در هر زمينه اي، شما نياز داريد كه توانايي رسيدن به آن امر را در خود كشف كنيد. براي مثال اگر علاقه داريد كه در خواندن فعاليت داشته باشيد، بايد صداي خوبي هم داشته باشيد. اگر احساس مي‎كنيد كه صداي چندان مناسبي براي اين كار نداريد، شايد نتوانيد آن‎طور كه بايد و شايد در اين زمينه به موفقيت دست پيدا كنيد. مثال ديگر اين‎كه اگر به كارهاي فني خودرو علاقه داريد و به راحتي مي‎توانيد مشكلات موتور و يا اجزاي داخلي آن‎را عيب يابي و آن‎ها را تعمير كنيد، شما اين توانايي را داريد كه مسائل مربوط به آن را آموزش ببينيد و به موفقيتي كه انتظارش را داريد، دست پيدا كنيد.

۲- به گذشته نگاه نكنيد

همه افراد در زندگي خود اشتباه مي‎كنند و شكست‎هاي متفاوتي را تجربه مي‎نمايند. مي‎توانيد به خودتان بگوييد كه هر شكست، شما را يك گام به سوي موفقيت نزديك‎تر مي‎كند. به منظور رسيدن به موفقيت، شما بايد ياد بگيريد كه از شكست‎هاي گذشته خود به نحو احسن استفاده كرده و از آن‎ها درس بگيريد. هيچ‌گاه در زندگي خود با خاطرات گذشته زندگي نكنيد. گذشته‎ها گذشته است و آينده‎اي جالب انتظار شما را مي‎كشد. خيلي راحت به سمت جلو حركت كنيد و از گذشته درس بگيريد.

۳- شجاعت خيال پردازي را در خود افزايش دهيد

به منظور رسيدن به موفقيت، نيازمند رؤيا پردازي و الهام گرفتن هستيد. در مورد اين مطلب كه از زندگي چه مي‎خواهيد با خودتان صادق باشيد. ببينيد كه حقيقتاً دوست داريد در زندگي چه چيزي به دست آوريد و به چه چيزهايي دست پيدا كنيد. به ذهنتان اجازه دهيد هرچقدر كه دوست دارد بزرگ انديشي و خيال پردازي كند.

۴- براي خود نقشه كاري طراحي كنيد

اگر به دنبال رسيدن به موفقيت شغلي هستيد، پيش از انجام هر كاري بايد براي خود يك طرح جامع تبيين كنيد. چه به دنبال شريك براي كاري كه مي‎خواهيد شروع كنيد باشيد يا خير، به هر حال اين طرح، نقشه راه شما براي رسيدن به موفقيت مي‎باشد. طرح شما بايد شامل پيش‎بيني روند بازار، در نظر گرفتن مباحث اقتصادي، تحليل قدرت رقبا، استراتژي‎هاي خروج، بازاريابي، و گزينه‎هايي براي پيشرفت باشد. حتي زماني كه به دنبال شريك سرمايه‎گذار هم مي‎رويد، باز هم بايد طرحي براي ارائه دادن در دست داشته باشيد. اين امر از هر چيزي اهميت بيش‎تري در بر دارد. اگر موفقيت شما جنبه‎اي كاملاً فردي دارد، مي‎توانيد كارهايتان را به صورت پروژه‎هاي كوتاه مدت دنبال كنيد تا بتوانيد به مطلوب‎ترين نتيجه دست بيابيد.

۵- تسليم نشويد

براي رسيدن به موفقيت مي‎بايست ثابت قدم بود. حتي توماس اديسون هم چنين فرضيه‎اي را رعايت مي‎كرد. زماني‎كه اولين لامپ تابان مسي را تهيه كرده بود، بيش از ۱۰۰۰۰مرتبه آن را امتحان كرد تا توانست يك لامپ را روشن كند، هر چقدر مسائل بيش‎تر برايتان چالش انگيز مي‎شوند، بايد سعي كنيد كه تلاشتان را نيز به مثابه آن افزايش دهيد.

۶- نگرشي توقف ناپذير داشته باشيد

بايد آن قدر اهدافتان را در ذهن به تصوير بكشيد كه نسبت به آن‎ها يك ميل و خواست دروني پيدا كرده و به صورت يك وسواس در ذهن شما تبديل شوند، به‌طوري كه تا به آن‎ها دست نيابيد، آرام ننشينيد. تحت اين شرايط با احتساب به اين مطلب كه به‌طور 100درصد به موفقيت دست پيدا خواهيد كرد و با در نظر گرفتن اين موضوع كه دانش و ايمان كافي براي رسيدن به آرزوهاي خود را داريد، شكي نيست كه مي‎توانيد به خواسته‎هاي خود جامه عمل بپوشانيد.

۷- تعيين هدف و تصريح آن

شما بايد جزئيات دقيق تمام اهدافي كه قصد رسيدن به آن‎ها را داريد براي خود مو به مو تشريح كنيد. بايد ببينيد از چه راه‎هاي مي‎توانيد به آن‎ها دست پيدا كنيد. بايد براي خودتان روشن كنيد كه دوست داريد در آينده زندگي شما به چه شكل باشد؛ درست مانند طراحي برنامه منسجم شغلي، اما اين بار براي زندگي شخصي خود برنامه ريزي مي‎كنيد. متاسفانه بسياري از افراد براي زندگي خود هيچ گونه برنامه ريزي خاصي ندارند. به همين دليل است كه بيش‎ترين ثروت جهان تنها در اختيار 10 درصد افراد است. آيا تصور نمي‎كنيد كه اين افراد، همان‎هايي هستند كه براي خود هدف تعيين مي‎كنند؟ زماني كه شما اهدافتان را معين نموديد، بايد آن‎ها را اظهار قطعي كنيد.

و اما اظهار قطعي عبارت است از عباراتي كه در مورد آن‎ها فكر مي‎كنيد، و در مورد آن‎ها به خود و يا ديگران توضيح مي‎دهيد. يك نمونه از آن مي‎تواند چيزي شبيه به اين جمله باشد: “هر روزي كه مي‎گذرد، از هر نظر، بهتر و بهتر مي‎شوم.” شايد به نظر برخي از افراد اين جمله كليشه‎اي و پيش پا افتاده باشد. دكتر اميل كو در كتاب خود پيرامون اين مبحث صحبت‎هاي جالبي را مطرح نموده است. او اذعان داشته كه با اتكا به اين روش موفق شده تا هزاران هزار بيمار را درمان كند. طبق پژوهش‎هاي او تكرار اين جمله ۲۰ مرتبه، دو بار در طول روز مي‎تواند هر مصيبتي را از ميان بردارد.او معتقد است كه تا كنون هيچ كس را درمان ننموده، بلكه به بيماران آموزش داده كه چگونه مي‎توانند خودشان را درمان كنند. كليه شواهد موجود پيرامون درمان اين نوع بيماران در دسترس مي‎باشد.

به هر حال افراد مي‎توانند هم نگرش مثبت در خود ايجاد كنند و هم منفي. از جمله عبارات تاكيدي منفي مي‎توان به نمونه زير اشاره كرد:

زماني كه اتفاق بدي روي مي‎دهد، فرد با خود مي‎گويد: “هميشه يك چنين اتفاقي براي من مي‎افتد.”

جملات تاكيدي، بهترين راه براي جايگزين نمودن افكار مثبت به جاي نگرش‎هاي منفي هستند. با اتكا به نگرش مثبت مي‎توانيد قدرت‎هاي دروني خود را افزايش داده و شخصيت دروني‎تان را نيز بهبود بخشيد. هيچ لذتي بالاتر از رسيدن به موفقيت در زندگي نيست. بايد قبول كنيد كه براي رسيدن به موفقيت بايد تلاش كرده و به شدت زحمت بكشيد، اما در عوض زماني كه به موفقيت دست پيدا كنيد، خستگي تمام تلاش‎هايي كه انجام داده‎ايد از بدنتان در مي‎آيد. نتيجه واقعاً لذت بخش و غير قابل باور خواهد بود. از همين حالا دست به كار شويد و موفقيت را به زندگي خود دعوت كنيد.

 جوان

حديث جوان
امام هادي عليه السلام:

مسخره كردن و شوخي‎هاي - بي‎مورد - از بي‎خردي است و كار انسان‎هاي نادان مي‎باشد.
بحارالأنوار، ج 75، ص 369

ولايت و جوانان
اسامه بن زيدهاي زيادي داريم

ما امروز در كشورمان اسامةبن‎زيدهاي زيادي داريم؛ جوانان زيادي داريم؛ دختران و پسران عظيم و جمعيت انبوهي از اين مجموعه‎ها داريم كه حاضرند در همه ميدان‎هاي فعّال - در ميدان درس، در ميدان سياست، در ميدان فعّاليت‎هاي اجتماعي، در ميدان مشاركت‎هاي گوناگون براي فقرزدايي، براي سازندگي، و در هر صحنه و عرصه‎اي كه براي آن‎ها برنامه‎ريزي شود و امكان داده شود - شركت كنند. اين موقعيت بسيار مهمي براي كشور ماست. اين نسل، شبيه همان نسلي است كه توانست يكي از بزرگ‎ترين تجربه‎هاي اين كشور - يعني تجربه جنگ تحميلي - را با قدرت و با موفّقيت به پايان ببرد.
01/02/1379

حكايت
زاهد نادان

زاهدي از مردم كناره گرفت و به بيابان رفت و در محل خلوتي مشغول عبادت شد، و تصميم گرفت در انزوا و تنهايي به سربرد، و وارد شهر و اجتماع نشود.
او در كنج خلوت عبادت خود عرض مي‎كرد: «خدايا! رزق و روزي مرا كه قسمت من كرده‎اي به من برسان». هفت روز گذشت، و هيچ غذايي به دستش نرسيد و از شدت گرسنگي نزديك بود بميرد، به خدا عرض كرد: خدايا! روزي تقسيم شده مرا به من برسان و گرنه روحم را قبض كن، از جانب خداوند به او تفهيم شد كه: به عزّت و جلالم سوگند، رزق و روزي به تو نمي‎رسانم تا وارد شهر گردي و به نزد مردم بروي.
او ناگزير شد وارد شهر شد، يكي غذا به او رسانيد، ديگري آب و نوشيدني به او داد، تا سير و سيراب گرديد، او به حكمت الهي آگاهي نداشت، در ذهنش خطور كرد كه مثلاً چرا مردم به او غذا رساندند، ولي خدا نرسانيد و... از طرف خداوند به او تفهيم شد كه آيا تو مي‎خواهي با زهد(ناصحيح خود) حكمت مرا از بين ببري آيا نمي‎داني كه من بنده‎ام را به دست بندگانم روزي مي‎دهم، و اين شيوه نزد من محبوب‎تر است از اين‎كه به دست قدرتم روزي دهم.

پند و اندرز
زيباترين حيا

آن‎جايي كه انسان از شاهدي دروني كه غير مشهود است حيا مي‎كند، زيباترين قسم حيا است. شاهد دروني است و غيريتّي بينِ انسان و او نيست، بلكه همراه انسان است و اصلاً جدا شدني نيست. زيباترين قسم حيا، حياء من النفس است.اين قسم از حيا، كاشف از آن است انسان هنوز انسانيت داشته و عقل عملي‎اش كار مي‎كند. هنوز قواي حيواني نتوانسته آن وديعه الهيه انسانيه‎اي را كه در او نهاده است، محو كند. هنوز عقل عملي وجود دارد، به‌طوري كه مانع ارتكاب اعمال زشت مي‎شود.حياء من النفس يعني خودم خجالت مي‎كشم؛ اين‎جا ديگر صحبت خدا نيست. از خودم خجالت مي‎كشم كه كاري كنم كه موجب سرافكندگي در مقابل خدا باشد. چون من شهود او را نسبت به اعمالم، ادراك مي‎كنم و مي‎دانم كه او هميشه همراه من است، جداي از من نيست، خجالت مي‎كشم و شرم مي‎كنم. معناي آن اين است كه هنوز عقل عملي كه ادراكِ حُسن و قُبح مي‎كند، سرجاي خودش هست. هنوز انسان بوده و مسخ نشده است. من صريح مي‎گويم، حياي از نفس، يعني اين‎كه انسان هنوز حيوان نشده است و هنوز بهره‎اي از انسانيت دارد؛ لذا حسن و قبح عمل سرش مي‎شود. اين در بينِ اقسامِ حيا، زيباترين حيا است.اين حيا، زيباترين است نه با فضيلت‎ترين. اين با قبلي فرق مي‎كند. قبلي غيريت بين شاهد و انسان بود، ولي اين‎جا غيريتي در كار نيست. نفس هميشه همراه من است. آن لذا فضيلت و ارزشش بيش‎تر بود و اين زيبايي‎اش. در اوّلي من شاهد را نمي‎بينم، ديدن او را هم نمي‎بينم، پس حيا خيلي زياد است و بسيار ارزش دارد. امّا اين جا، اين‎جا نفس كه هميشه همراه من است و غيريت بين من و او نيست آن‎قدر ارزش ندارد ولي زيباترين حيا است؛ لذا تعبير در روايت اين است. علي(عليه‎السّلام) فرمودند: «اَحسَنُ الحَياء اِستِحياؤكَ مِن نَفسِك»زيباترين حياها آن حيايي است كه از پيش خود و درون خود حيا كني.ما تعبيرات گوناگوني در اين رابطه داريم كه در روايات وجود دارد. مثلاً در روايت ديگري از علي(عليه‎السّلام) داريم: «غايۀُ الحَياء أن يستَحيي المَرءُ مِن نَفسِه»نهايت حيا اين است كه شخص از خودش در برابر عمل قبيح حيا كند و آن را انجام ندهد. اين تعبير «مِن نَفسِه» يعني هنوز عقلِ عملي او حسن و قبح سرش مي‎شود و هنوز از وادي انسانيت خارج نشده است.
مرحوم آيت‎ا... حاج آقا مجتبي تهراني