صفحه حوزه و دانشگاه

ناگفته‎هايي از زندگي مهاجر الي‎ ا... آيت‎ا... مؤيدي قمي؛
اين آخرين حج‎ من است / سرپرستي ۱۵۰ يتيم به طور پنهاني

فرزندان آيت‎ا... مويدي قمي، در گفت‎وگو با رسانه رسمي حوزه با اشاره به سيره عبادي و فعاليت‎هاي اجتماعي وي گفتند: بعد از شهادت مرحوم پدر، از دارالقرآن مشهد به ما زنگ زدند و گفتند كه آن شهيد بزرگوار حدود ۱۵۰ يتيم را تحت پوشش داشتند اين در حالي بود كه ما اطلاع نداشتيم.

به گزارش خبرگزاري «حوزه»، حجج ‎اسلام محمدعلي مؤيدي و محمد‎حسين مؤيدي در اين گفت‎وگو به تبيين شخصيت علمي و معنوي مرحوم آيت ا... مؤيدي قمي پرداختند و با اشاره به چگونگي ورود ايشان به سلك روحانيت گفتند: وقتي حاج‎آقا كوچك بودند، همراه پدرشان براي شركت در نماز حضرت آيت ا... نجفي مرعشي مي‎رفتند و چون پدربزرگ ما بسيار مقيد به نماز جماعت بود، در اثر همين همراهي، ابوي ما جزو مكبرين نماز مرحوم آيت ا... نجفي مرعشي شدند و از همان‎جا به حوزه عشق و علاقه پيدا كردند و در واقع همين مكبر بودن به نماز جماعت حضرت آيت ا... نجفي مرعشي باعث شد كه شوق‎ و ذوق و علاقه خاصي به حوزه پيدا كنند.

همچنين مرحوم والد نقل مي‎كردند: زماني كه طفل پنج ‎شش ‎ساله‎اي بودم به‎خاطر جو مذهبي خانواده و اين‎كه منزلشان نزديك حرم بود، براي روضه به بيوت علما از ‎جمله منزل مرحوم آيت‎ا...‎العظمي مرعشي نجفي مي‎رفتيم. وقتي وارد مجلس ايشان مي‎شديم، آيت ا... مرعشي تمام‎قد به‎پاي من كودك پنج‎ شش‎ بلند مي‎شد و كاري نداشت كه شخص وارد شونده چه سني دارد احترام يك مرجع و كسي كه زعامت حوزه را دارد در من خيلي تأثير گذاشت و همين برخورد باعث جذب من به حوزه شد. خود ايشان هم به همين سيره مقيد بودند و هرگاه بچه كوچكي بر ايشان وارد مي‎شد، به احترام او بلند مي‎شدند.

* از روش تحصيل ايشان مطالبي به‎خاطر داريد؟

اين‎طور كه گاهي از سخنان خود حاج‎آقا مي‎شنيديم ايشان به مباحث كلاسيك اهتمام خاصي داشتند تا علوم روز را هم به‎خوبي ياد بگيرند و لذا وقتي طلبه شدند مي‎فرمودند: من گاهي در يك سال سه‎پايه درسي را مي‎خواندم و امتحان مي‎دادم. به‎اصطلاح امروزي به‎صورت جهشي دروس را مي‎خواندند و اين نشان از نبوغ ايشان در يادگيري دروس و مباحث علمي داشت.

* آيا مرحوم والدتان در خانواده اهل علم بزرگ‎شده بودند و پدر ايشان نيز حوزوي بودند؟

پدر بزرگ ما مرحوم حاج ميرزا محمود حاجي حسيني از كسبه قم بودند و منزل ايشان در گذرخان قرار داشت، لكن جد مادري ايشان مرحوم حاج‎آقا شيخ اصغر مؤيد الشريعه شاگرد آيت ا... حاج سيدمحمد حجت كوه‎كمري، بودند و علت اين‎كه فاميلي ابوي ما نيز از حاجي حسيني به مؤيدي تغيير كرده به همين علت است؛ ريشه اين مسأله هم به كارهاي سياسي اجتماعي ايشان برمي‎گردد؛ زيرا بعد از زنداني‎هاي حاج‎آقا و تبعيدهاي ايشان كه مكرر ايشان را مي‎گرفتند و زنداني مي‎كردند به‎خاطر اين‎كه براي بارهاي بعدي نگويند شما قبلاً زنداني‎ شده‎ايد و تازه آزاد شده‎ايد فاميلي خودشان را به‎واسطه آشنا داشتن در ثبت احوال به مؤيدي تغيير دادند.

* از خاطرات سياسي ايشان در دوران مبارزه با رژيم ستم‎شاهي پهلوي مطالبي به‎خاطر داريد؟

در سال 1342 و در جريان نهضت امام خميني ايشان به‎خاطر فعاليت‎هاي انقلابي كه داشتند چندين بار دستگير شدند و به زندان رفتند، از آن زمان برگزاري دعاي توسل در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه(س) را پايه‎گذاري كردند. در زماني كه كسي جرات فعاليت‎هاي انقلابي را نداشت و به زبان آوردن نام حضرت امام خميني جرم بود، ايشان بعد از دعا به‎صورت عربي حضرت امام را دعا مي‎كردند و شاه را به‎صورت دعاي عربي نفرين مي‎كردند، حجت‎الاسلام‎والمسلمين توحيدي داماد آيت ا... بهاءالديني نقل مي‎كردند كه ما در دعاي توسل پدر شما در بالاسر حرم مطهر و بالاسر مشهد مقدس شركت مي‎كرديم، ايشان هم ‎صداي شيوا و رسايي داشتند و هم مسلط به مضامين بسياري از دعاها بود و نام مبارك امام را كه خيلي از افراد جرات نداشتند در سخنراني بگويند به‎صورت كامل و رسا مي‎بردند و دعاي اللهم احفظ قائدنا الخميني را مي‎خواندند.

مرحوم والد بين ساواك به «كيد كيده» معروف بود، چراكه دعاي «كيد كيده» ايشان بين انقلابيون مشهور بود. هميشه بعد از دعا و زماني كه نام حضرت ولي‎عصر(عج) را مي‎بردند و همه بلند مي‎شدند، در همان حين با تعويض عمامه سفيد خود به مشكي، سريع از مجلس خارج مي‎شدند، و چند ماهي ساواك به دنبال دستگيري پدر بودند تا اين‎كه موفق مي‎شوند. خودشان مي‎فرمودند: در زمان دستگيري، شناسنامه پسردايي من كه شهرت او مؤيد الشريعه بود در جيبم بود و وقتي مأموران ساواك شناسنامه را ديدند و من هم گفتم من حاجي حسيني نيستم و اين شناسنامه من است مرا رها كردند و از آن به بعد به مؤيدي مشهور شدند، ولي در جلسات بعدي ايشان را گرفتند و چند باري زندان رفتند و تبعيد شدند.

* از خاطرات دوران طلبگي مرحوم پدر مطالبي به‎خاطر داريد؟

ايشان مي‎فرمودند: «در حوزه از همان ابتدا نسبت به درس علاقه مند بودم، اما بايد در مغازه ابوي هم حاضر مي‎شدم و در همان‎جا هم از هر فرصتي براي علم‎آموزي استفاده مي‎كردم به‎گونه‎اي كه اگر احساس مي‎كردم شخص فاضلي به مغازه پدر آمده، از او استفاده علمي مي‎كردم و به همين خاطر برخي از آقايان مي‎ترسيدند از آن‎جا عبور كنند، چراكه گاهي در پاسخ دادن عاجز مي‎شدند و به همين جهت پدربزرگمان ايشان را از ماندن در مغازه نهي مي‎كردند كه شما كاسبي من را خراب كرده‎اي و هركسي مي‎آيد از او چيزي مي‎پرسي، خلاصه ايشان را شخصي پرسشگر در كسب علوم مي‎شناختند.

* اساتيد مطرح مرحوم آيت ا... مؤيدي چه كساني بودند؟

ايشان ادبيات عرب اعم از مغني، مطول و سيوطي و نيز حاشيه ملا عبدالله(منطق) و لمعه را نزد اساتيد بنام حوزه علميه قم همانند حضرات آيات آيت ا... سلطاني طباطبايي، مرحوم آيت ا... مشكيني، مرحوم آيت ا... ستوده و مرحوم آيت ا... محقق داماد گذراندند و بعد از سپري نمودن دروس سطح، دروس خارج فقه و اصول را نزد بزرگاني چون شيخ مرتضي حائري يزدي، آيت ا... ميلاني، آيت ا... گلپايگاني، امام خميني و آيت ا... مرعشي نجفي و آيت ا... اراكي آموختند. مرحوم والد اغلب در قم بودند و مدت محدودي نيز به نجف مشرف شدند و در ايام تبعيدشان هم مدتي در مشهد بودند. غالب برنامه‎هاي ايشان در قم بود اگرچه در سال 1360 مدتي در زاهدان به‎عنوان نماينده امام حضور داشتند و در همان‎جا درس خارج كفايه مي‎گفتند، ولي از سال 1364 به بعد ايشان به‎صورت رسمي درس خارج داشتند.

* سيره علمي استاد چگونه بود؟

ايشان مقيد بودند هر درسي را كه مي‎گرفتند، بلافاصله آن را تدريس مي‎كردند و زياد هم تدريس مي‎كردند و يك درس را بارها و بارها تدريس مي‎كردند. گاهي به ايشان مي‎گفتند: شما با اين پايه علمي چرا اين‎قدر لمعه درس مي‎دهيد؟ با اين‎كه از نظر علمي موقعيتي داشتند، حاضر نبودند بلافاصله به تدريس درس بعدي مشغول شوند اما علاقه داشتند كه طلاب دروس پايه را از نخبه‎هاي حوزه بگيرند. هر وقت به ايشان مي‎گفتيم شما چرا اين‎قدر اين درس را مي‎گوييد مي‎فرمودند اجازه بدهيد آقايان ديگر دروس بالاتر را بگويند و اين از تواضع علمي ايشان بود. مرحوم والد اغلب دروس منقول مي‎گفتند، البته مدتي در دانشگاه زاهدان و دانشگاه علم و صنعت و خواجه ‎نصيرالدين طوسي دروس معارف دانشگاه را به فراخور مباحث عقلي آن‎ تدريس مي‎كردند.

مرحوم پدر خيلي مقيد بودند كه تعطيلات كم باشد و اغلب از جامعه مدرسين و مديران حوزه گلايه داشتند كه چرا اين‎قدر تعطيلات حوزه زياد است و مي‎فرمودند ما برخي از دروس را در تعطيلات حوزه مي‎خوانديم و تأكيد فراواني نسبت به مباحثه علمي داشتند. در اوايل طلبگي كه وارد مدرسه آيت ا... مجتهدي شده بودم، از بنده سؤال مي‎كردند كه آيا در درس‎ها مباحثه داريد؟ متأسفانه امروزه برخي از طلاب فقط با نوار يا جزوه دروس را مي‎گذرانند و كاري به درس و مباحثه ندارند، به دانشجويان هم اين را مي‎گفتند كه حتماً مباحثه داشته باشيد و روش حوزه را در دانشگاه به دانشجويان تأكيد مي‎كردند.

* زندگي حجره‎نشيني ايشان چگونه بود؟

ابوي ما با توجه به اين‎كه در خانواده متمولي به دنيا آمده بودند و جدشان تاجر بود، اما ساده‎زيستي را همواره رعايت مي‎كرد و مي‎فرمود: ما در حوزه نان را با دوغ مي‎خورديم. از تجمل‎گرايي دوري مي‎كردند و يكي از دلايل موفقيت ايشان رعايت همين نكات بود. با توجه به اين‎كه منزل والدين‎شان قم بود، ولي اكثر اوقات براي درس خواندن در حجره بودند و شايد هفته‎اي يك‎بار به منزل مي‎آمدند و با اين‎كه مغازه پدرشان كنار مدرسه خان بود و در مدرسه خان و دارالشفا حجره داشتند، اغلب در مدرسه خان بودند.

* نحوه آشنايي مرحوم آيت ا... مؤيدي با امام راحل چگونه بود و آيا از امام راحل خاطراتي برايتان نقل كرده‎اند؟

بنده چندين بار راجع به امام از ايشان سؤال كردم. درباره مسايل سال 42 ايشان هم جزو طلبه‎هايي بودند كه آزار و اذيت ساواك شامل حالشان شد. ارتباط ابوي ما با حضرت امام به اين دليل بود كه در درس ايشان حاضر مي‎شدند چراكه درس امام در قم مطرح‎شده بود و وقتي مرحوم امام از نجف‎اشرف به قم منتقل شدند، درسشان خيلي شلوغ شده بود و حاج‎آقا شاگرد فقهي و اصولي و سياسي حضرت امام شده بودند و از زماني كه امام در مسجد سلماسي تدريس داشتند، ايشان جزو شاگردان امام بودند و از همان مجالس درس با افكار امام مأنوس شده بودند و بعداز اين‎كه حضرت امام در درس فرموده بودند كه چرا طلبه‎ها در قم مانده‎اند و با اين اوضاع ديگر حوزه علميه مي‎خواهيم چه‎كار كنيم ايشان از قم به تهران هجرت كردند و آن‎جا يك پايگاه مذهبي و فرهنگي به‎نام مسجد حسني ايجاد كردند.

ادامه دارد

 حوزه و دانشگاه

۵۳ هزار استاد دانشگاه، جذب سازمان بسيج اساتيد شده اند

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري تسنيم، سهراب صلاحي رئيس سابق سازمان بسيج اساتيد در مراسم تكريم و معارفه رئيس سازمان بسيج اساتيد و رئيس سازمان بسيج فرهنگيان با اشاره به سابقه تشكيل بسيج اساتيد، اظهار داشت: سابقه تأسيس اين سازمان به سال 1380 برمي‎گردد و پس از تصويب تشكيل آن در شوراي‎عالي انقلاب فرهنگي فعاليت اين سازمان رسما در دانشگاه‎ها آغاز شد.
وي ضمن قدرداني از زحمات مسؤولان سابق اين سازمان گفت: در چند سال گذشته، جذب اين سازمان از 13 هزار استاد به 53 هزار نفر رسيد.
رئيس سابق سازمان بسيج اساتيد ادامه داد: مديريت در بسيج، ظرفيت‎سازي از ظرفيت‎هاي مردمي براي پيشبرد انقلاب اسلامي است و ما در اين سازمان تلاش كرديم با استفاده از اين ظرفيت در زمينه مسائلي چون تشكيل حلقه اساتيد، فعاليت در حوزه تحول در علوم انساني كه با حضور اساتيد بسيجي اين حوزه وارد فعاليت جدي‎تر شد، قدم‎هايي برداشته شود.
صلاحي به تشكيل كارگروه‎هاي فرماندهي جنگ نرم در طي سال‎هاي مسؤوليتش در بسيج اساتيد اشاره كرد و گفت: همچنين در اين دوره تلاش شد كارگاه‎هايي براي مباحث پيوست فرهنگي برگزار شود و در حال حاضر اساتيد زيادي در اين زمينه فعال هستند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اين‎كه از خداوند براي كوتاهي و كاستي‎هاي احتمالي در اين مسؤوليت غفران مي‎طلبم و عذرخواهي مي‎كنم، ادامه داد: درحالي كه فرزندان ما در سوريه و عراق در حال نبرد و جان‎فشاني هستند مبادا روزي در بسيج رفتار و حركتي محافظه‎كارانه داشته باشيم. شيوه ما انقلابي بوده است و انقلابي خواهد ماند؛ زيرا امام خميني(ره) با شيوه انقلابي، انقلاب اسلامي را ايجاد كردند و 8 سال دفاع مقدس نيز با حركت انقلابي به ثمر رسيد.
صلاحي افزود: امروز هم رهبر انقلاب با اقدام و حركتي انقلابي خطرها را تبديل به فرصت مي‎كنند؛ آن‎چنان كه خطر اشغال عراق، با شيوه‎هاي انقلابي ايران به فرصت تبديل شد. جنگ نيابتي ما با آمريكا نيز به دليل همين شيوه انقلابي امروز به اعتقاد كسينجر در حال پايان يافتن است.