صفحه سياسي

گفتاري از حضرت آيت‎ا... مصباح يزدي درباره انتقاد از ولي فقيه؛
در نظام اسلامي، انتقاد دلسوزانه از هيچ مقامي ممنوع نيست و حق و تكليف همگان است / نبايد انتقاد، بهانه تضعيف نظام و تخريب جايگاه ولايت فقيه باشد

دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر يكي از دغدغه‎هاي اساسي مجلس مؤسسان قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بوده است؛ انديشه‎اي منبعث از فقه و آموزه‎هاي اسلامي كه تجلي خود را در هشتمين اصل اين قانون به نمايش گذاشت.

به گزارش رجانيوز، قانون اساسي ايران نه‎تنها سه مولفه «دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر» را به‎عنوان يكي از حقوق متقابل ملت و مسؤولان تاييد كرده، بلكه آن را در قالب تكليف همگاني و متقابل ميان مردم و مسؤولان نيز ترسيم كرده است؛ عملي كه مي‎تواند در قالب‎هاي مختلفي نظير نصيحت، پيشنهاد، انتقاد، خيرخواهي و... ظاهر شود. با وجود اين، با توجه به اهميت اين مسأله، ميزان پايبندي به آداب مي‎تواند در اثر گذاري و ماحصل اين عمل تاثير مستقيمي داشته باشد. در همين راستا حضرت آيت‎ا... مصباح يزدي در صفحات 366-368 كتاب «حكميانه‎ترين حكومت؛ كاوشي بر نظريه ولايت فقيه» اشاراتي در اين خصوص داشته‎اند:

«براساس اعتقادات ديني ما، فقط پيامبران و حضرت زهراعليهاالسلام و ائمة اطهارعليهم السلام معصوم‎اند و دچار خطا و اشتباه نمي‎شوند؛ اما افراد ديگر ممكن است به خطا و اشتباه درافتند. از اين‎رو، هيچ‎كس ادعا نمي‎كند كه احتمال اشتباه در رفتار و نظرهاي ولي ‎فقيه نيست. بنابراين، ممكن است ديگران به خطاي او پي ببرند و ازاين‎رو مي‎توان از ولي فقيه انتقاد كرد. ما نه‎تنها انتقاد از ولي ‎فقيه را جايز مي‎شماريم، بلكه براساس تعاليم ديني معتقديم كه يكي از حقوق رهبر بر مردم، دلسوزي و خيرخواهي براي اوست. اين حق تحت عنوان «النصيحة لائمّة المسلمين» تبيين شده است. نصيحت در اين عبارت، به‎معناي پند و اندرز نيست، بلكه دلسوزي و خيرخواهي براي رهبران اسلامي است. بنابراين، نه‎تنها انتقاد از ولي ‎فقيه جايز است، بلكه بر مسلمانان واجب شرعي است و منافع و مصالح شخصي يا گروهي نبايد مانع آن شود. اما در انتقاد از ولي ‎فقيه رعايت نكاتي لازم است:

الف) در هنگام انتقاد، بايد اخلاق اسلامي را رعايت كرد. در اين مساله، ولي فقيه با ديگر مؤمنان يكسان است. برخي اصول اخلاقي انتقاد عبارت است از:

1. پيش از انتقاد بايد اصل موضوع، محرز، و عيب و اشكال قطعي باشد، نه آن‎كه انتقاد مبتني‎بر شايعات و اخبار ناموثق يا براساس حدس و گمان باشد و بدون تحقيق، مطلب ناحقي به كسي نسبت داده شود؛

2. انتقاد به‎منظور اصلاح و سازندگي باشد، نه براي عيب‎جويي و رسوايي اشخاص؛

3. انتقاد براثر دلسوزي و خيرخواهي و صميميت باشد، نه به‎سبب برتري‎طلبي؛

4. انتقاد بدون هيچ توهين و جسارتي، مؤدبانه و با رعايت شئون وي، بيان شود.

ب) افزون بر موارد پيش‎گفته، به‎سبب شخصيت محترم و قداست خاص رهبري در نظام اسلامي، مسائل ديگري را نيز بايد درنظر گرفت؛ توضيح آن‎كه به‎يقين ميان انتقاد فرد از دوست خود يا زن از شوهر يا فرزند از پدر يا شاگرد از استاد تفاوتي روشن وجود دارد. فرزند و شاگرد براي پدر و استاد خود احترام خاصي قائل‎اند؛ اما بالاتر از اين‎ها قداست امام و جانشين امام معصوم عليه السلام است. ولي‎ فقيه در مقام نيابت معصوم عليه السلام قرار دارد. ازاين‎رو، از قداست والايي برخوردار است و رعايت كمال احترام و ادب دربرابر او ضروري است و حفظ حرمت و شأن وي بر همه لازم است. بنابراين، انتقاد بايد به‎گونه‎اي بيان شود كه هيچ‎گونه اثر سويي در قداست و جلالت جايگاه ولي ‎فقيه نگذارد.

ج) انتقاد از رهبر بايد همواره با توجه به دشمن باشد و چنان هوشمندانه طراحي شود كه زمينة سوءاستفادة دشمنان را فراهم نياورد.

ازآن‎جا‎كه رعايت اين موارد در انتقاد از ولي ‎فقيه لازم است، مجلس خبرگان كميسيوني براي نظارت بر فعاليت‎هاي رهبري دارد كه عملكرد ايشان را بررسي مي‎كند و در موارد لازم، نتيجة آن را به اطلاع ايشان مي‎رساند. اين هيات تحقيق به پيشنهاد خود مقام معظم رهبري در مجلس خبرگان تشكيل شد.

به‎نظر مي‎رسد كه براي رعايت تمام اين اصول، بهترين شيوة انتقاد، نوشتن نامه به دبيرخانة مجلس خبرگان و بيان موارد لازم است. انتقاد از ديگر نهادها و مسؤولان نظام در اصل نود قانون اساسي مطرح شده است:

هركس شكايتي از طرز كار مجلس يا قوة مجريه يا قوة قضائيه داشته باشد، مي‎تواند شكايت خود را كتباً به مجلس شوراي اسلامي عرضه كند. مجلس موظف است به اين شكايات رسيدگي كند و پاسخ كافي دهد و در مواردي كه شكايت به قوة مجريه و يا قوة قضاييه مربوط است، رسيدگي و پاسخ كافي از آن‎ها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايد و در موردي كه مربوط به عموم باشد، به اطلاع عامه برساند.

مي‎بينيم كه در اين‎جا نيز مراجعه به مجلس، راهكاري مناسب براي شكايت ـ كه نوعي انتقاد از مراكز فوق به‎شمار مي‎آيد ـ شمرده شده است. عمل به اين قانون ـ كه ضمانت اجرايي دارد ـ موجب حفظ حرمت نهادهاي پيش‎گفته خواهد بود. طبق اصل صدوسيزدهم قانون اساسي، رهبري عالي‎ترين مقام رسمي كشور محسوب مي‎شود. ازاين‎رو، رعايت اين نكات دربارة او اولويت دارد.

گفتني است كه نبايد انتظار داشته باشيم كه به همة مباحث و انتقادات ما پاسخ مختصر يا تفصيلي بدهند؛ زيرا به‎دليل پيچيدگي مسائل سياسي و تصميم‎گيري‎هاي كلان اجتماعي، و نيز امكان سوءاستفادة دشمن از آن‎چه افشا خواهد شد، هميشه بيان انگيزه‎هاي مختلف عملكردها و تدابير سياسي براي عموم ميسر نيست؛ ولي بي‎شك به نظرها و انتقادها و پيشنهادهاي مفيد توجه خواهد شد و موارد لازم به اطلاع ولي ‎فقيه خواهد رسيد.

نتيجه آن‎كه در نظام اسلامي، انتقاد از هيچ مقامي ممنوع نيست و همة مردم دراين‎باره، هم حق دارند و هم تكليف؛ اما بايد مراقب بود كه كساني انتقاد را بهانة تخريب و تضعيف نظام و جايگاه ولايت فقيه قرار ندهند. دايرة امربه‎معروف و نهي‎ازمنكر، به‎عنوان وظيفة شرعي، بسيار وسيع است و شامل مسؤولان نيز مي‎شود؛ اما امربه‎معروف و نهي‎ازمنكر شرايطي دارد و يكي آن است كه به طرف مقابل توهين نشود، مگر اين‎كه جلوگيري از فساد اجتماعي جز از آن طريق ميسر نباشد.

به اين نكته نيز بايد توجه كرد كه اصل انتقاد از مسؤولان نظام، به‎ويژه ولي فقيه، امر مطلوبي است؛ اما نبايد انتظار داشت كه ولي فقيه به هرچه ديگران گفتند، عمل كند؛ مخصوصاً با توجه به اين‎كه در مواردي برآورده‎شدن همة انتظارات ممكن نيست، بلكه بايد به ولي فقيه اختيار داد كه پس از تجزيه‎وتحليل نظرها، خود، براساس تشخيص مصلحت تصميم بگيرد. دراين‎‎صورت، بر همه لازم است كه از تصميم ولي فقيه تبعيت كنند؛ هرچند نظرشان با نظر او يكي نباشد؛ مگر اين‎كه ثابت شود تصميمات او ناشي از فقدان شرايط رهبري است كه تشخيص آن بر عهدة خبرگان است».

همچنين در پاسخ به سوالي از ايشان كه «آيا انتقاد علني از ولي فقيه جايز است يا خير. اگر انتقاد علني باشد و ولي فقيه فقط پاسخ دهد اعتماد مردم بيش‎تر نمي‎شود؟» بيان داشته اند:

الف) اگر مقصود اين است كه ايشان حرف همه را بشنود و به همه سؤالات پاسخ گويد:

1. آيا اگر ولي فقيه جواب شما را دادند كار تمام است يا ديگران هم ممكن است همين سوالات يا سوالات ديگري داشته باشند كه توقع دارند پاسخ بگيرند؟

2. آيا اگر ايشان تمام وقتش را براي پاسخ به سؤالات مردم بگذارد(با توجه به اين‎كه پاسخ بعضي سوالات نياز به مقدماتي مفصل ‎دارد كه ساعت‎ها وقت مي‎برد) مي‎توانند به همه سؤالات پاسخ گويند، و همه قانع مي‎شوند؟

3. آيا شما چنين توقعي را از ساير مسؤولان هم كه مسؤوليتشان بسيار كم‎تر از رهبري است داشته‎ايد؟

4. آيا هيچ جاي دنيا چنين چيزي سابقه دارد؟ و آيا كسي مي‎تواند چنين كند؟

ب) اما اگر منظور اين است كه گاهي سوالاتي را پاسخ دهند، ايشان بارها در جلسات عمومي دانشجويان و ديگران سوالات را شنيده و پاسخ داده‎اند. و نيز هر سال گروه‎هاي مختلف از اساتيد، هنرمندان، متخصصان، و... در ديدار با ايشان سوالات خود را مي‎پرسند و جواب مي‎گيرند. علاوه بر اين، مجلس خبرگان كميسيون تحقيقي دارد كه به سوالات مردم درباره رهبري رسيدگي و پاسخگوئي مي‎كند. شما هم اگر سوالي داريد مي‎توانيد براي اين كميسيون بفرستيد تا اگر در مسائلي باشد كه مربوط‎ به رهبري است به آن رسيدگي كند

دقيق مذاكره كردنتان اين بود؟!

 حسين شريعتمداري

حسين شريعتمداري در تحليلي تامل‎برانگيز نوشت:

1- شخصي كه خطاي بزرگي مرتكب شده و خسارت فراواني ديده بود با تأسف مي‎گفت: كاش نصايح پدرم را شنيده بودم و به هشدارهايش گوش كرده بودم. پرسيدند: نصايح ايشان چه بود؟ جواب داد: چه مي‎دانم؟ عرض كردم كه نصايحش را گوش نكردم و نمي‎دانم چه بود و چه گفته بود!

در مثل مناقشه نيست و گاه يك لطيفه مي‎تواند گوياتر از چند مقاله و ساعت‎ها سخنراني باشد. از اين روي و با عرض پوزش بايد گفت؛ خسارت‎هاي فراوان برجام كه از نخستين روزهاي بعد از اجرايي شدن آن شاهد بوده‎ايم و از آن هنگام تاكنون نيز همه روزه شاهد زياده‎خواهي‎هاي تازه‎تر حريف هستيم، نتيجه بي‎توجهي دولت محترم و تيم هسته‎اي كشورمان به هشدارهاي پي‎در‎پي و مستند منتقدان دلسوز بوده است؛ هشدارهايي كه امروزه تمامي آن‎ها به واقعيت نشسته اما هنوز هم تيم مذاكره‎كننده كشورمان حاضر به پذيرش آن نيست و كماكان بر ادامه راه خسارت‎آفريني كه تاكنون طي كرده است اصرار مي‎ورزد.

2- ديروز آقاي دكتر ظريف وزير محترم امور خارجه در واكنش به اظهارات اخير خانم نيكي هيلي نماينده آمريكا در سازمان ملل گفته است «برجام داراي چارچوب كاملي است كه در همه زمينه‎ها راهكارهاي خود را مشخص كرده و بسيار دقيق مذاكره و نوشته شده است»!

تيم هسته‎اي كشورمان توضيح نمي‎دهد كه؛

الف) اگر برجام بسيار دقيق نوشته شده است! چرا حريف هر از چندگاه با استناد به برخي از بخش‎هاي دو پهلوي آن‎كه متاسفانه به هنگام تدوين برجام از نگاه تيم مذاكره‎كننده پنهان مانده است، باج‎هاي تازه مي‎خواهد؟!

ب) چرا تاكنون اصلي‎ترين هدف مذاكره كه لغو تمامي تحريم‎ها بوده است نه فقط به دست نيامده، بلكه هر از چندگاه تحريم‎هاي ديگري نيز به آن افزوده شده است كه تصويب «مادر تحريم‎ها» تازه‎ترين نمونه آن است؟!

ج) اگر بدعهدي‎هاي آمريكا را نقض برجام مي‎دانند چرا از اعلام آن بيم دارند و به شدت خودداري مي‎ورزند؟ و چنان‎چه نقض برجام نمي‎دانند، بايد به اين سؤال منطقي پاسخ بدهند كه اين چگونه «مذاكرات و نوشته بسيار دقيقي» بوده است كه طرف مقابل مي‎تواند نه فقط به راحتي از انجام تعهدات خود سر باز بزند بلكه امتيازات فراوان ديگري نيز مطالبه كند؟! اين حالت اگر نقض برجام نيست به وضوح حاكي از آن است كه برخلاف اظهارات ديروز آقاي ظريف، برجام «بسيار دقيق مذاكره و نوشته» نشده است و با عرض پوزش بايد گفت؛ تيم هسته‎اي كشورمان از كارايي و توان لازم براي انجام مذاكرات برخوردار نبوده و نتوانسته است مانع از كلاه‎ گشادي شود كه حريف براي برنامه هسته‎اي و اقتصاد ايران اسلامي تدارك ديده و سرمان گذاشته است، و ده‎ها - تاكيد مي‎شود ده‎ها- پرسش ديگر كه تاكنون بي‎پاسخ مانده و فهرست آن نيز به درازا مي‎كشد. اما در اين مختصر فقط به چند نمونه كه پيش از اين از سوي منتقدان درباره آن هشدار داده و مورد توجه قرار نگرفته بود،‎ اشاره مي‎كنيم. بخوانيد!

3- روز 24 فروردين‎ماه 93 طي يادداشتي با عنوان «سايه پيش‎روي» به خبري ‎اشاره كرديم كه امروزه نتيجه بي‎توجهي دولتمردان محترم كشورمان به آن خبر موثق را به وضوح مي‎توان ديد؛ در بخشي از يادداشت مورد ‎اشاره آورده بوديم؛

فرداي آن روز كه توافقنامه ژنو به امضا رسيد - يكشنبه 3 آذرماه 92(24 نوامبر 2013) - «فرد كاپلن» روزنامه‎نگار مشهور آمريكايي و ستون‎نويس روزنامه‎هاي نيويورك تايمز، نيويوركر، آتلانتيك و اسليت آنلاين و مؤلف چند كتاب در زمينه‎هاي نظامي و جنگ هسته‎اي، طي مقاله‎اي با ابراز تعجب نوشت:

« چند هفته پيش يك مقام رسمي ارشد كاخ سفيد از من و چند روزنامه‎نگار ديگر دعوت كرد تا نظر ما را درباره پيش‎نويس توافقنامه‎اي كه قرار بود اوباما در مذاكره ۱+۵ با ايران به طرف ايران پيشنهاد كند جويا شود. وقتي متن پيش‎نويس توافقنامه را ديديم، آن را كاملاً يكسويه ارزيابي كرديم و همه ما بر اين باور بوديم كه ايراني‎ها هرگز اين متن را نخواهند پذيرفت و به شرايطي كه در آن آمده است تن ‎نخواهند داد. پيش‎نويس توافقنامه به گونه‎اي بودكه هيچ‎يك از مواد آن نمي‎توانست با اعتراض يك آمريكايي، يك اسرائيلي و يا يك عرب متعصب روبه‎رو شود. اما امروز كه متن توافقنامه يكشنبه ژنو منتشر شد با كمال تعجب ديدم همان پيش‎نويسي است كه چند هفته قبل ديده بودم و اكنون تيم هسته‎اي ايران، برخلاف انتظار ما، بدون كم‎ترين تغييري در متن پيش‎نويس به آن تن داده و پذيرفته است»!

كيهان در همان اولين روزهاي بعد از توافق ژنو و در جريان رصد رسانه‎هاي آمريكايي به نوشته «فردكاپلن» در سايت «اسليت آنلاين» دسترسي پيدا كرده بود ولي به مصداق آيه شريفه «ان جائكم فاسق بنباء... اگر فاسقي خبري آورد، درباره آن تحقيق كنيد» انتشار آن را به مصلحت نديده و ترجيح داده بوديم كه با اعلام پيروزي تيم هسته‎اي و رئيس جمهور محترم كشورمان همسويي كنيم، اما وقتي متن توافقنامه ژنو - به روايت وزارت خارجه خودمان و نه Factsheet كاخ‎سفيد - منتشر شد، با كمال تاسف آن‎چه فردكاپلن نوشته بود را «واقعي» يافتيم و در يادداشت مورد اشاره به آن پرداختيم.

4- در جريان مذاكرات طي يادداشتي درباره ماده 4 معاهده NPT هشدار داده و نوشتيم در اين ماده حق غني‎سازي كشورهاي عضو به گونه‎اي مطرح شده است كه بعيد نيست طرف مقابل در تفسير آن دست به ترفندي موذيانه بزند و ادعا كند كه در عبارت «حق مسلم هم‎پيمانان در انجام تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي هسته‎اي براي مقاصد صلح‎آميز» بر حق غني‎سازي تصريح نشده است. و نوشته بوديم لازم است در صورت استناد حريف به اين ماده تيم هسته‎اي ايران در متن توافقنامه به صراحت بر حق غني‎سازي كشورمان تصريح كند. اين هشدار نيز ناديده گرفته شد و بعد از آن‎كه آقاي ظريف در پايان مذاكرات اعلام كرد كه حق غني‎سازي كشورمان به رسميت شناخته شده است، جان كري پشت تريبون رفت و با استناد به ماده4 NPT اين حق را انكار كرد. فابيوس، وزير خارجه فرانسه نيز كه ابتدا با استناد به همان ماده بر حق غني‎سازي ايران تاكيد كرده بود فرداي آن روز اظهارات قبلي خود را ناديده گرفت و با جان كري همراه شد.

5- منتقدان از تيم مذاكره‎كننده خواسته بودند كه مذاكرات به روال تعريف شده در عرف ديپلماتيك، به زبان فارسي صورت بپذيرد و متن كامل توافق نهايي به دو زبان فارسي و انگليسي كه هر دو قابل استناد باشند نوشته و منتشر شود. اين خواسته كه در صورت تسلط كامل مذاكره‎كنندگان به زبان انگليسي نيز براي پيشگيري از سوءاستفاده حريف ضرورت داشته و معمول و شناخته شده است، مورد توجه تيم كشورمان قرار نگرفت و نتيجه آن‎كه طرف مقابل در برخي از مواد و بندهاي حساس از واژه‎هاي دوپهلو استفاده كرد و از آن‎جا كه متن فارسي توافق وجود ندارد، اين ترفند حريف هم‎اكنون نيز مشكل‎آفرين شده است. متن زير، عين سخنان خانم وندي شرمن است كه در تاريخ 2 فروردين ماه 96(22 مارس 2017) در انديشكده وودرو ويلسون بيان كرده است. بخوانيد!

خانم شرمن در حالي كه پوزخندي بر لب دارد مي‎گويد:

« LIFT لغتي است كه در زبان انگليسي به معني معلق نگاه داشتن و يا موقتا متوقف كردن است، اما طرف ايراني LIFT را به معناي پايان دادن و خاتمه دادن - REMOVE - تلقي مي‎كرد و به همين علت نيز، ما از اين لغت استفاده كرديم»!

وندي شرمن با صراحت مي‎گويد از بي‎اطلاعي طرف ايراني نسبت به جايگاه واقعي واژه‎ها سوءاستفاده كرديم و به بيان ديگر سر تيم ايراني كلاه گذاشتيم!

حالا خودتان قضاوت كنيد كه اگر مذاكرات به روال تعريف شده در عرف‎ ديپلماتيك با زبان فارسي انجام مي‎شد و در نهايت توافق در دو متن فارسي و انگليسي تنظيم مي‎گرديد، آيا اين كلاهبرداري امكان‎پذير بود؟

قاعده شناخته شده در تنظيم توافقنامه‎ها آن است كه براي پيشگيري از سوءاستفاده در تفسير واژه‎هاي دو پهلو، معنا و تعريف مورد توافق از آن واژه را به صراحت در متن مي‎آورند(تعريف جامع و مانع) و يا يك مرجع مرضي‎الطرفين براي تفسير اين‎گونه واژه‎ها تعيين كرده و در متن اصلي توافقنامه بر آن تصريح مي‎كنند. اما متاسفانه تيم هسته‎اي كشورمان اين قاعده بسيار بديهي و شناخته شده را نيز رعايت نكرده است.

گفتني است كه در بخشي از يادداشت تاكيد كرده و هشدار داده‎ بوديم كه آمريكايي‎ها به استاد «جنگ كلمات- WORDWAR -» شهرت دارند و تيم هسته‎اي كشورمان نبايد از اين نكته غفلت كند كه متاسفانه كرد!

6- يكي از اعضاي تيم هسته‎اي كشورمان مي‎گويد «ابتكار عمل دست غربي‎ها بود، كل متن بخش تحريم‎ها در برجام از طرف آمريكايي‎ها به دكتر ظريف داده مي‎شد و ما در فاصله لوزان تا وين مشغول متن‎خواني و تطبيق ضمائم با متن و با قوانين تحريم بوديم. اين‎كه گفته مي‎شود متن برجام دستاورد است، درست نيست، ما فقط متن آمريكايي‎ها را پذيرفتيم. البته ما نسبت به باقي‎ماندن تحريم دلار و باقي‎ماندن تحريم برخي نهادهاي موضوع تحريم هسته‎اي نظير سپاه در ليست SDN اعتراض كرديم، اما گفتند از اين موارد عبور شده و قابل تغيير نيست»!

7- اكنون بايد از تيم مذاكره‎كننده پرسيد، كدام‎يك از موارد فوق قابل انكار است؟ و اگر انكار كردني نيست- كه نيست- و اسناد آن موجود است، چرا اصرار داريد خطاي بزرگي كه مرتكب شده و خسارت محض و خطرآفريني كه به بار آورده‎ايد را ادامه بدهيد؟! دراين‎باره باز هم گفتني‎هايي هست.

داعش به دنبال سر شهيد حججي و داعش سكولار به دنبال انتقام از راه او

• ضدانقلاب نوشته‎اي از بابك داد! يك خبرنگار فراري بي‎آبروي خود منتشر و در كانال‎هاي زنجيره‎اي خود پخش كرده‎اند كه ‎اي داد! ‎اي بيداد! چرا جسد!!(پيكر) شهيد حججي براي ايران آن‎قدر ارزش دارد كه با 300 داعشي معامله مي‎كند؟! چرا از بين 40 ايراني كشته شده، فقط جسد!! او را مي‎خواهند؟ كسي كه در اثر اشتباه فرماندهان كشته شده!! و بعد خودش بافته‎هاي مضحك خودش را سرهم كرده كه بعله! جمهوري اسلامي مي‎خواهد با اين جسد! كاسبي كند!!

• دريغا كه داعش اين نوادگان شمر بن ذي الجوشن، به بهايي زاده‎هاي بي‎دين ايراني شرف دارند! چرا كه داعش با آن همه توحش خود مي‎تواند از پيكر بي‎جان شهيد حججي بگذرد ولي اين جماعت براي دو لقمه نان مزدوري از آمريكا و اسرائيل، از حلقوم بريده اين شهيد اين هم براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران نمي‎گذرند...

• دروغ 1 مزدور: مدعي شده غير از شهيد محسن حججي، ۴۰ نفر ايراني ديگر هم در محل اسير و شهيد شدند در صورتي‎كه هم براساس بيانيه گردان‎هاي سيدالشهدا وابسته به الحشد الشعبي عراق و هم با توجه به پرچم‎هاي اين گروه كه در كليپ‎هاي منتشر شده از محل درگيري مشخص است، موقعيت مربوط به نيروهاي بسيج عراق است و فقط ۷ نفر از شهداي حاضر در موقعيت، مستشاران ايراني بوده‎اند و ۴۰ نفر از شهدا عراقي بوده‎اند.

• دروغ 2مزدور: گفته پيكر ساير شهداي ايراني را رها كرده!!

مزدور نمي‎داند همرزمان ايراني محسن حججي در همان محل درگيري شهيد شدند و داعش عادت دارد پيكرها را وسط بيابان رها كند. در صورتي كه شهيدحججي خيلي سريع از محل درگيري منتقل و بعدا در موقعيت ديگري شهيد شد. پيكر چند تن از شهداي اين درگيري در التنف به كشور منتقل و تشييع شده است. شهيد مرتضي حسين‎پور‎ شلماني و شهيد محمد تاجبخش از همراهان محسن و مستشاران شهيد اين موقعيت بودند كه پيكرشان تشييع و تدفين شد.

• دروغ 3 مزدور: گفته عجيب است كه ايران براي جسد! يك اسيرش، با زنده‎هاي داعش معامله كند؟! چرا بقيه اسرا را معامله نمي‎كند؟!

مردك لايعقل نمي‎فهمد كه ايران اسير ديگري دست داعش ندارد وگرنه سر او را هم مثل شهيد حججي بريده بودند. و اين از زيركي و هوشمندي حزب ا... لبنان است كه حتي توانسته داعش وحشي را كه براي جان اسرايش هيچ ارزشي قائل نيست، وادار به عمليات تبادل كند. تا اسرا و شهداي لبناني و شهيد حججي را پس بگيرد. مزدور به عقلش زحمت نمي‎دهد كه بداند همان ارباب اسرائيلي‎اش براي پس گرفتن جسد 2 سرباز خود از لبنان، جنگ 33 روزه راه انداخت و براي پس گرفتن 1 سرباز خود در دست حماس، 5000 فلسطيني را اسير كرده تا بتواند با 1 اسيرش مبادله كند! و آن‎قدر كوته فكر است كه نمي‎فهمد يك شهيد ما از هزاران هزار زنده آن‎ها ارزشمندتر است.

• دروغ 4 مزدور: آزمايش تشخيص هويت DNA، در بازه زماني 24 الي 36 ساعت قابل استناد است. ولي مزدور نخواسته حتي اين را هم بفهمد! چرا كه آن‎ها حتي از طوفان مردم ايران در تشييع پيكرش هم مي‎ترسند!!

• دروغ 5 مزدور: اين دروغ، دم خروس مزدوري اين فرد است. زيرا به‎جاي اين‎كه داعش و ارباب آمريكايي اش را عامل اصلي جنايت بي‎رحمانه شهادت شهيد حججي بداند، طلبكار ايران و فرماندهان سپاه قدس شده تا حتي با پيكر شهيد‎ سپاه، خود سپاه و راه سپاه را بزند!! عجبا كه براي مخاطب خود اندكي عقل قائل نمي‎شود كه بگويد اين آمريكا بود كه مقر نيروهاي حشدالشعبي در مرز سوريه و عراق را با جنگنده‎هاي خود بمباران كرد تا داعش بتواند فورا به آن‎ها حمله ور شود و عجبا كه فرماندهان و سپاهي را متهم به بي‎لياقتي مي‎كند كه همه جهان به توانايي بي‎نظير آن‎ها در كندن ريشه داعش از عراق و سوريه و امن نگه داشتن مرزهاي ايران معترفند.

• بي عقلي اين جماعت خائن خنده و گريه جهان را درآورده! جماعتي كه جنايت داعش را نمي‎بيند و همچون كوران دست بر چشم مي‎گذارد، كه ايران در سوريه چه كار دارد؟! يا حتي "ايران جنايتكار است!! نه داعش!! و اين نقطه درست جايي است كه داعشي ايراني و به داعشي بيروني به هم مي‎رسند: "ايران بد! داعش خوب!" لقمه مزدوري، عقل مزدوران را زائل مي‎كند تا نفهمند يك مزدور در همه جاي جهان، يك مزدور ديده مي‎شود، نه چيز بيش‎تر.

لعنت خدا بر اين حلقوم‎هاي كثيف باد

ارزش آجر سعودي بيش تر از خون 500 شهيد ايراني است؟!

به گزارش خبرگزاري فارس، «فرشته روح ‎فزا» همسر دكتر حاتمي از چهره‎هاي علمي كشور كه سال گذشته در حادثه مسجدالحرام عروج كرد، در يادداشتي در سالگرد شهادت شهداي منا از عدم رسيدگي به ابعاد مختلف اين موضوع و شهادت تعدادي ديگر از شهروندان ايراني در سقوط جرثقيل در مسجد الحرام پرداخت و از انفعال مسؤولان انتقاد كرد.

متن كامل اين يادداشت بدين شرح است:

2 سال است كه در غم فراغ حاجيان مظلوم‎مان مي‎سوزيم، 2 سال از فاجعه كشتار حاجيان در مسجدالحرام و منا گذشت.

2 سال است كه از فرمان مقام معظم رهبري مبني بر تشكيل و پيگيري ابعاد مختلف اين موضوع توسط كميته حقيقت‎ياب مي‎گذرد، 2 سال است كه مسؤولان حج و زيارت ما مرتب به ما مي‎گويند نگران نباشيد پيگيري مي‎كنيم.

2 سال است كه سعودي نزديك به 7000 نفر را در حج 94 كشت ولي هيچ نهاد حقوق‎بشري نه در دنيا و نه كشور ما كاري نكرد، 2 سال از زانو زدن وزير امور خارجه ما و بعد اظهارات ايشان مبني بر اين‎كه «نزديك به 500 زائر ما در حج كشته شدند ولي ما روابط خود را قطع نكرديم» گذشت.

2 سال است كه ما هنوز منتظريم تا ببينيم چه كسي در عربستان مقصر جرثقيل است و چه كسي حاجيان را در منا قتل‎عام كرد، 2 سال از تحقير ما در حج 94 گذشت و هيچ مسؤولي دل نسوزاند.

اگر نبود پيام تاريخي و حمايت‎هاي مقام معظم رهبري و رشادت‎هاي ايشان، معلوم نبود همين الان بدن‎هاي مطهر اين شهيدان چه بر سرشان آمده بود و حالا پس از حادثه ساختگي سفارت عربستان در خبر‎ها خوانده‎ايم كه مسؤولان عربستان سعودي به ايران مي‎آيند تا خسارت براي ساختمان‎شان تعيين كنند، يعني آجرهاي سفارت عربستان ارزش دارند كه كميته حقيقت‎ياب‎شان بيايد و تعيين خسارت كند اما نزديك به 500 شهيد ما نه... يعني بايد مشخص شود يك ساختمان آن‎ها چه شده اما علت شهادت دانشمند فضايي و شهيد ركن‎آبادي و بقيه شهداي مظلوم منا خير، يعني ارزش آجر سعودي بيش‎تر از خون پاك 500 شهيد ما است. مسؤولان ما به كجا مي‎روند؟!

چرا عربستاني كه دستش تا مرفق به خون يمني‎ها آلوده است، در عراق و سوريه از داعش حمايت مي‎كند، در افغانستان و پاكستان با حمايت از طالبان سال‎هاست مسلمان‎كشي مي‎كند حالا بايد براي ما پيغام بدهد كه اميدواريم آن‎ها از ما به نيكي ياد كنند؟ كدام نيكي؟! زديد و مي‎زنيد و كشتيد و مي‎كشيد، حالا بايد از يزيد زمانه به نيكي ياد كنيم؟! چرا مسؤولان كاري نمي‎كنند؟

صداي ناله شهداي مظلوم منطقه و بچه‎هاي بي‎گناه را نمي‎شنويد؟ ما از اشك چشم يتيمان‎مان بگذريم، ما از حنجره بريده شده حججي بگذريم، ما از بدن‎هاي تكه‎تكه شده بچه‎هاي يمن بگذريم، ما از تكه‎هاي بدن مسلمانان در درگيري‎هاي تروريستي عراق و بمب‎هاي سعودي در افغانستان بگذريم، ما از زكزاكي و نمر بگذريم، ما بايد از چه بگذريم؟

چرا مسؤولان ما اجازه مي‎دهند سعودي‎ها براي سفارت‎شان تعيين خسارت كنند اما ما اجازه نداشته باشيم درباره سرنوشت دانشمند فضايي ما كه در حادثه جرثقيل حين كمك ديده شده و بعد كيلومتر‎ها آن‎طرف‎تر بدن پاكش را بدون هيچ آثار شكستگي يا لهيدگي تحويل گرفته‎ايم، سوال كنيم؟

چرا مجلس ما 2 سال است كه از اين حادثه مي‎گذرد؟ هيچ سوالي از اين آقايان نكرد كه كميته حقيقت‎ياب چه شد، اگر عربستان محق است براي تعيين خسارت چند تا آجرش، ما كجا محق هستيم؟ تا اعتراض مي‎كنيم به اين‎كه چه شد فورا يك مصاحبه مي‎كنند ما ديه مي‎دهيم، ما ديه نمي‎خواهيم، ما حق‎مان را مطالبه مي‎كنيم. چرا در هيچ دادگاه بين‌المللي و داخلي عربستان محكوم نشد؟

چه كسي به اين‎ها اجازه داده خود را برادر ما بدانند؟! رهبر انقلاب در پيام حج 96 اشاره كردند كه فتنه‎انگيزي و آتش‎افروزي و تبديل كشور‎هاي اسلامي به دوزخ ناامني و اختلاف در دنياي اسلام را در حج مطالبه كنيد.

مولا و مقتداي ما! مقام معظم رهبري!

ما خانواده شهداي مسجدالحرام و منا با لبيك به نداي شما، تا آخرين قطره خون‎مان پشت‎سر شما ايستاده‎ايم، اگر نبود پيام شما و دعاي‎تان براي اين شهداي مظلوم در فاجعه 94، مشخص نبود چگونه التيام مي‎يافتيم.

ما از رئيس جمهور و وزير امور خارجه و نمايندگان مجلس و وزير ارشاد و نمايندگان سازمان حج و زيارت مطالبه خون بناحق ريخته شهيدان‎مان را موكدا داريم.

دادستان ديوان محاسبات: نبش قبر نكنيد
چه كسي ديوان محاسبات را سياسي كرد؟

چند روز پيش رحماني فضلي، وزير كنوني كشور و رئيس اسبق ديوان محاسبات، با توضيح درباره پرونده فروش نفت به نيروي انتظامي در دولت دهم، ضمن تاكيد بر اين‎كه ديوان محاسبات، سياسي نبوده و نيست، گفت:

به مصلحت هيچ كس نيست كه اين ديوان را سياسي كند و بگويد مسائل با تحليل يا غرض از سوي ديوان محاسبات مطرح مي‎شود. پنج سالي كه بنده در اين ديوان بودم با چنين مسأله‎اي روبه‎رو نشدم و ساختار آن به‎گونه‎اي تعبيه شده كه امكان نفوذ وجود ندارد.

وي با يادآوري اين‎كه ديوان محاسبات يك نهاد قانوني وابسته به مجلس است، اظهار كرد: در پنج سالي كه بنده در ديوان محاسبات بودم مسير كار در آن‎جا كارشناسي، قانوني و مبتني بر اسناد بود و در واقع ديوان محاسبات با تحليل سر و كار ندارد، بلكه با اسناد سر و كار دارد بنابراين مجاري و فرآيند كار به‎گونه‎اي است كه يك جا تصميم گيري نمي‎شود.

چرا ديوان محاسبات، سياسي شد؟

به گزارش «مشرق»، اما واقعيت اين است كه عملكرد ديوان محاسبات در ساليان اخير، رنگ و بوي سياسي داشته و اتفاقا سياسي‎ترين دوران آن را بايد در دوره رياست رحماني فضلي دانست.

براي اولين بار در دوره رياست رحماني فضلي بود كه ديوان محاسبات به‌طور مستقيم در عرصه تبليغات رياست جمهوري در سال 1388 به نفع يك نامزد و عليه نامزد ديگر وارد عمل شد.

ماجرا از آن‎جا شروع شد كه چند ماه قبل از انتخابات سال 1388 با قرائت گزارش ديوان محاسبات از تفريغ بودجه سال 1385 در مجلس اعلام شد يك ميليارد و ۵۸ ميليون و ۵۴۰ هزار دلار اختلاف حساب در درآمد نفتي دولت وجود دارد.

رسانه‎هاي زنجيره‎اي مدعي اصلاح‎طلبي، اين موضوع را با عنوان گم شدن يك ميليارد دلار از پول نفت در دولت نهم،‎ سر دست گرفتند و جنجال زيادي درباره آن به پا كردند؛ جنجالي كه تا روز آخر انتخابات سال 1388 نيز ادامه يافت و حتي در مطلع نامه بي‎سلام اكبر رفسنجاني به مقام معظم رهبري نيز به اين موضوع به‌عنوان فساد دولت احمدي‎نژاد، استناد شده بود.

رفسنجاني در آن نامه، اظهارات احمدي‎نژاد در مناظرات انتخاباتي با سران فتنه را «براي تحت‎الشعاع قرادادن گزارش‎هاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار» عنوان كرده بود.

اين در حالي بود كه ديوان محاسبات به رياست رحماني فضلي از چند هفته مانده به برنامه‎هاي انتخاباتي سال 1388، اطلاعيه‎هايي صادر مي‎كرد و بر حل نشدن پرونده موسوم به گم شدن يك ميليارد دلار از پول نفت در بودجه 1385 اصرار مي‎ورزيد.

اين مساله در مناظرات انتخاباتي هم مطرح شد به‌طوري كه مهدي كروبي از سران فتنه خطاب به احمدي‎نژاد گفت:‎

چرا ديوان محاسبات مي‎گويد يك ميليارد دلار گم شده است. شما گفتيد اشتباه شده اما آن‎ها دوباره اين موضوع را مطرح كردند.

ميرحسين موسوي، ديگر راس فتنه، هم در مناظره انتخاباتي خطاب به احمدي‎نژاد گفت:‎

به صورتجلسه‎هاي مجلس نگاه كنيد و گزارش‎هاي ديوان محاسبات كه يكي از مهم‎ترين سازمان‎هاي نظارتي كشور است... ديوان محاسبات مي‎گويد، پول‎ها گم شد، به خزانه ريخته نشد، چند هزار تخلف شد.

بدين ترتيب، در مقطع التهابات تبليغات انتخاباتي سال 1388 ديگر براي هيچ كس ترديدي نمانده بود كه ديوان محاسبات به رياست رحماني فضلي عملاً به‌عنوان يكي از بازوهاي رسانه‎اي رقباي انتخاباتي احمدي‎نژاد عمل مي‎كرد.

ديوان محاسبات در آخرين ساعات تبليغات انتخاباتي سال 1388 هم اطلاعيه‎اي خطاب به تلويزيون صادر كرد و اظهارات احمدي‎نژاد مبني بر مختومه شدن پرونده موسوم به گم شدن يك ميليارد دلار پول نفت را تكذيب كرد! تكذيبيه‎اي كه جريان اصلاح‎طلب از آن به‌عنوان آخرين تير تركش خود براي پيروزي در انتخابات بهره برد.

محمدجعفر محمدزاده، معاون وقت ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس دولت نهم، عصر روز پنجشنبه 21 خرداد 1388 در واكنش به تكذيبيه ديوان محاسبات به خبرگزاري ايرنا گفت:

"در حالي كه معاونت تفريغ بودجه ديوان محاسبات در اظهاراتي كه در روزنامه‎هاي ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸ منتشر شد، با صراحت اعلام نموده كه اين مبلغ گم نشده بلكه اختلاف و مغايرت بين حساب‎هاي وزارت نفت و بانك مركزي است، باعث تعجب است كه ديوان محاسبات هر روز مواضع جديد و اظهارنظرهاي متناقضي مي‎نمايد. واضح است خلافي اتفاق نيفتاده تا از سوي دادستان ديوان محاسبات دادخواست صادر شود، بنابراين صدور بيانيه‎هاي غير كارشناسي و عجولانه از سوي ديوان محاسبات چيزي از واقعيت موضوع نخواهد كاست".

اما برخلاف آن همه اصرار رسانه‎اي ديوان محاسبات بر گم شدن يك ميليارد دلار از پول نفت تا قبل از انتخابات سال 1388، پس از آن مشخص شد كه اين ماجرا فقط يك اختلاف حساب بوده و حل شده است.

چند ماه بعد از انتخابات سال 1388 ديوان محاسبات اعلام كرد كه ماجراي موسوم به گم شدن يك ميليارد دلار پول نفت، مختومه شده و پولي گم نشده است.

اصغر عربيان درباره جنجال مربوط به ادعاي مفقود شدن يك ميليارد دلار در بخش نفت تصريح كرد:

طرح قضيه به اين شكل از سوي برخي رسانه‎ها، اشخاص يا محافل ناصحيح بود. مگر مي‎شود در حوزه‎هاي مالي وجهي مفقود شود؟

دادستان ديوان محاسبات كشور درباره گزارش تفريغ بودجه ديوان محاسبات كه سال گذشته در مجلس قرائت شد، اظهار داشت:

آن‎چه در گزارش تفريغ ديوان محاسبات اعلام شد، يك ميليارد و 58 ميليون دلاراختلاف در صورت‎هاي مالي بانك مركزي بود كه بررسي دقيق صورت گرفت و رفع مغايرت آن از بانك مركزي هم اعلام شد.

دادستان ديوان محاسبات كشور درمورد ارتباط اين موضوع با شركت نفت خاطرنشان كرد: فروش مازاد بر قيمت پايه نفتي در قانون بودجه بايد به حساب ذخيره ارزي واريز شود.

وي گفت: در محاسبات انجام شده يك ميليارد و 58 ميليون دلار اختلاف اعلام شده بود و به همين دليل پرونده مطروحه در اين دادسرا در ارتباط با اين موضوع بررسي و در نهايت رفع مغايرت شد.

آذرماه سال 1388 هم مجددا دادستان ديوان در مورد آخرين وضعيت پرونده يك ميلياردي دلاري دولت در اين ديوان گفت: اين پرونده مرده‎اي است كه دفن شده و كفن آن نيز پوسيده است، نبش قبر نكنيد.

عربياني در پاسخ به پرونده يك ميليارد دلاري اظهار كرد: چرا در اين زمينه رسانه‎ها نبش قبر مي‎كنند، پاسخ همان آن است كه قبلا به‌طور رسمي داده شده است.

وي همچنين در پاسخ به سوالي مبني بر اين‎كه چرا اخيرا برخي از نمايندگان مجلس و رئيس ديوان محاسبات از مفتوح بودن اين پرونده خبر دادند، گفت: ‎

حتما اين سخنان مربوط به پرونده ديگري بوده است، چرا كه پرونده‎هاي متعددي در دادسراي ديوان محاسبات و هيات‎هاي مستشاري ديوان در حال رسيدگي است؛ اما گزارش موسوم به يك ميليارد دلار مربوط به اختلاف در واريز مازاد درآمد نفت به حساب ذخيره ارزي در سال 85 كه عليه بانك مركزي مطرح و در حال رسيدگي بود در شهريورماه به صورت قطع از مدار رسيدگي خارج شد و نتيجه آن هم رسما اعلام گرديد.

وي افزود: اين پرونده، مرده‎اي است كه دفن شده و كفن آن هم پوسيده است و نبايد آن را نبش قبر كرد.

دادستان ديوان محاسبات در خصوص اين‎كه گفته مي‎شود پرونده در دادسرا مختومه نمي‎شود و در هيات مستشاري در حال رسيدگي است، اظهار كرد: چنين مطلبي صحت ندارد و اين سخنان از سر بي‎اطلاعي است.

وي ادامه داد: اگر دادسرا با احراز تخلف دادخواست صادر كند، آن‎گاه در هيات مستشاري رسيدگي مي‎شود. اما وقتي تخلفي وجود نداشته است چه توجيه قانوني و عقلي براي صدور دادخواست وجود دارد؟!

دادستان ديوان محاسبات همچنين گفت: در تاريخ 99 ساله ديوان و دادسرا هزاران گزارش به لحاظ عدم تخلف در دادسرا مختومه شده است و خاصيت مراجع رسيدگي شبه قضايي نيز همين است.

عربياني با اشاره به اين‎كه عدم ارائه بموقع اسناد از سوي بانك مركزي به حسابرسان منشأ تهيه اين گزارش شده بود، و اين باعث ايجاد اين همه هزينه براي نظام شد به مديران دولتي توصيه كرد كه با همكاري كامل در تحويل به‎موقع اسناد به حسابرسان دقت نمايند تا اين‎گونه موارد پيش نيايد.

وي همچنين خطاب به اصحاب رسانه نيز گفت: خواهش مي‎كنم از تشكيك در رسيدگي‎هاي مراجع قانوني و قضايي و ايجاد شائبه در رسيدگي‎هاي فني و حقوقي بپرهيزيد و مراجع قانوني را در مسير اجراي عدالت ياري نماييد.

در آذرماه سال 1388 هم رحماني فضلي بدون اشاره به تكذيبيه‎هاي ديوان محاسبات در زمان انتخابات رياست جمهوري، اعلام كرد هيچ پولي در وزارت نفت گم نشده است و مطرح شدن اين موضوع، كار مغرضان بوده است!

رئيس ديوان محاسبات تاكيد كرد: هيچ پولي در وزارت نفت گم نشده است، اما مغرضان موضوع را به‎گونه‎اي ديگر مطرح مي‎كنند.

عبدالرضا رحماني فضلي با تاكيد بر اين‎كه هيچ پولي در وزارت نفت گم نشده است، گفت: اختلاف حساب در درآمدهاي نقدي در تمام دولت‎هاي گذشته وجود داشته است، اما در زمينه اختلاف حساب يك ميليارد دلاري وزارت نفت به گونه‎اي اطلاع رساني شد كه عامه مردم تصور كردند اين دولت اختلاس كرده يا اين مبلغ در دولت گم شده است.

وي با انتقاد از اين‎كه اين اختلاف حساب پيش از آن‎كه بررسي‎هاي هيات مستشاري ديوان محاسبات به پايان برسد، رسانه‎اي شد، گفت: چه توجيهي دارد كه وقتي چيزي قطعي نيست، از سوي ديوان محاسبات رسانه‎اي مي‎شود؟!

اين مسؤول تاكيد كرد: اين موضوع از سوي ديوان محاسبات اعلام نشده، بلكه در مجلس قرائت شده و در آن قرائت نيز هرگز واژه‎اي مبني بر اين‎كه يك ميليارد دلار گم شده يا اختلاسي اتفاق افتاده، به كار نرفته است، بلكه واژه‎ها كاملاً فني و تخصصي مبني بر كسري حساب يا عدم تسويه حساب ميان وزارت نفت و بانك مركزي و خزانه بود.

رحماني فضلي ادامه داد: متاسفانه در فضاي انتخابات اين امر به گونه‎ ديگري مطرح و واژه سازي‎هايي از طريق مغرضان و ناآگاهان و غير فني‎ها و با غرض مطرح و رسانه‎اي شد.

وي با اشاره به نحوه نظارت ديوان محاسبات تصريح كرد: در خصوص اين مورد دادسراي ديوان اعلام كرد كه عدم واريزي اين رقم از سوي وزارت نفت به بانك مركزي احراز نشده است، اما براي اين‎كه بتوانيم اين پرونده را مختومه اعلام كنيم بايد موضوع در هيات‎هاي مستشاري بررسي و پس از آن اعلام نظر شود كه هم اكنون بحث يك ميليارد دلار در هيات‎هاي مستشاري در دست بررسي است.

رحماني فضلي درباره علت اظهارات ضد و نقيضي كه گاه از سوي معاونان، روابط عمومي و دادستان ديوان محاسبات پيرامون عملكرد مالي وزارت نفت مطرح مي‎شود، گفت: هيچ اظهارات ضد و نقيضي وجود ندارد؛ در متن روابط عمومي ديوان به صورت واضح چند جز توضيح داده شده است كه يكي از آن مربوط به عدم واريز يك ميليارد دلار به حساب بانك مركزي و يا خزانه است.

وي ادامه داد: وزارت نفت مي‎گويد كه اين رقم را به صورت ريالي به حساب يادشده واريز كرده است، اما حسابرسان ما مي‎گويند كه بايد به صورت ارزي واريز شود.

رئيس ديوان محاسبات تاكيد كرد: براي دادستان ديوان محرز نشده است كه وزارت نفت در اين زمينه تخلفي مرتكب شده است، اما دادستان نمي‎تواند پرونده را مختومه اعلام كند؛ از اين رو موضوع هم اكنون در هيات‎هاي مستشاري در دست بررسي است.

رحماني فضلي تاكيد كرد: بنابراين هيچ پولي گم نشده و مسير قانوني در اين باره در حال طي شدن است و نتيجه قطعي نيز تنها پس از بررسي‎هاي كامل از سوي هيات‎هاي مستشاري به اطلاع خواهد رسيد.

البته آن روز رحماني فضلي به روي خودش نياورد كه تا روز انتخابات سال 1388، ديوان محاسبات به رياست وي، كاملا بر موضوع گم شدن يك ميليارد دلار پول نفت دامن مي‎زد. او نگفت كه چرا اين اظهارات را قبل از انتخابات بيان نكرده بود؟

يك سال پس از انتخابات سال 1388 هم كاظم دلخوش كه در دولت يازدهم، مدتي مشاور نوبخت رئيس سازمان برنامه و بودجه شد، از حل شدن بحث يك ميليارد دلار پول نفت خبر داد.

نشانه ديگري از سياسي‎كاري ديوان محاسبات در دوره رحماني فضلي، اقدامات مديركل روابط عمومي اين سازمان بود.

شايان ذكر است احمد جعفري چمازكتي كه دوره رياست رحماني فضلي بر ديوان محاسبات، روابط عمومي اين ارگان را بر عهده داشت، به‌طور علني ادعاي تقلب در انتخابات را مطرح كرد.

5 تيرماه 1388 مديركل روابط عمومي ديوان محاسبات در مطلبي در سايت شخصي‎اش خطاب به احمدي‎نژاد اين‎طور نوشت: ‎22‎ خرداد ماه بنده به همراه ميليون‎ها ايراني براي بازگرداندن اصول و ارزش‎هايي كه بهاي گزافي براي آن پرداخته شد، پاي صندوق راي حاضر شديم و به نامزدي غير از جنابعالي راي داديم‎.‎ شواهد و قرائن نشان مي‎دهد آن راي‎ها را به نام شما به اشتباه ثبت كرده‎اند‎.‎ من جسارت نمي‎كنم تا در هيبت وكيل مدافع مردم ظاهر شوم اما اين حق مسلم بنده است تا از شما بخواهم تا از دوستانتان در وزارت كشور بخواهيد همان يك رايي كه از من به نام شما ثبت شده است از آمار آراي‌تان خارج كنند!

 يادداشت هفته

ضرورت الگوگيري جوانان و خانواده ها از شخصيت فردي و خانوادگي شهيد حججي

 مرتضي رضائيان

اين روزها كم‎تر كسي است كه نام «محسن حججي» عزيز را نشنيده باشد؛ جوان برومند 26ساله‎اي كه با صلابت و اقتدار، به دست شقي‎ترين ناكسان دهر به شهادت رسيد و با شهادت جانسوز خود، مشعلي فروزان شد براي آحاد هموطنانش. محسن عزيز اگر شهيد نمي‎شد، كم‎تر كسي به اوج ايمان و صفاي او و خانواده‎اش پي مي‎برد. تقدير چنين بود كه محسن حججي با آن وضع فجيع به دست دژخيمان تكفيري سر از تن جدا شود، تا برگ‎هاي دفتر زندگي‎اش اين‎گونه نقل هر انجمن شود و در اين بلبشوي هجمه‎هاي فرهنگي و اعتقادي، از او و از خانواده چون كوه استوارش، درس چگونه زيستن بياموزيم.
شهادت محسن حججي با آن همه مظلوميت آتش به جان‎‎ها زده و قاطبه امت را به كرنش در برابر ايمان و اعتقاد مثال‎زدني او واداشته است؛ كم نيستند كساني كه چه بسا چندان ميانه‎اي هم با انقلاب و ارزش‎ها ندارند اما در خلوت خود به وجود چنين جواني با چنان همسر و والديني مباهات كردند و به ابعاد ايمان و دين‎باوري آن‎ها رشك بردند؛ جواني كه بامداد 6/5/94 در حرم امام رضا(ع) خطاب به آن امام رئوف(ع) مي‎نويسد:
«ارباب من! از لذت‎هاي دنيوي هر آن‎چه كه بايد مي‎چشيدم را چشيدم. حال، بي‎صبرانه مشتاق چشيدن لذتي اخروي هستم، لذتي كه نهايتش رضاي خداست. يا رضا! تو را به پدر بزرگوارت موسي‎بن جعفر(ع) قسم، تو را به فرزند عزيزت جوادالائمه قسم، تو را به خواهر گرامي‎ات فاطمه معصومه قسم، ضامن من شويد.
آقا جان! دوست دارم همانند علي اكبر(ع) در جواني شهدِ شيرين شهادت را بنوشم و جان ناقابلم را فداي شما اهل بيت كنم.
فقط يك خواسته شخصي ديگر دارم؛ مولاي من! بر من منت بگذار و جواز شهادتم را امضا كن.
امشب شام دوشنبه است؛ مي‎گويند دوشنبه‎ها و پنج‎شنبه‎ها پرونده اعمال ما مي‎رود دست صاحبمان ولي عصر(ع).
آقاي من! تو را به مادرت زهرا(س) قسم، شهادت‎نامه‎ام را با امضاي خودت مزين كن.
آرزو دارم امشب پرونده‎ام به همراه جواز شهادتم به دست امام زمان(ع) برسد؛ بدون شك با ديدن امضاي ضمانت شما، ولي عصر(ع) هم امضا مي‎كند...»
و دو سال بعد آن‎گونه به آرزويش مي‎رسد؛ همان جواني كه قبل از اعزام به معركه جهاد، در كمال ادب، بر دست و پاي پدر و مادرش بوسه مي‎زند؛ همان كه تقيدش به فرامين ديني چنان بود كه به تعبير همرزمانش «گاهي اوقات مجبور بوديم در خانه‎هاي مردم سوريه بمانيم يا از آن‎ها به‌عنوان سنگر استفاده كنيم. هنگام نماز كه مي‎شد شهيد حججي از ساختمان بيرون مي‎رفت يا در حياط به اقامه نماز مي‎پرداخت تا مبادا نمازش شبهه‎اي داشته باشد. در بحث حرام و حلال و رعايت شرعيات نيز بسيار مقيد بود.»
قاطبه امت به ايمان و صبر والدين معظم شهيد رشك برده‎ و از صلابت آنان به وجد آمده‎اند؛ همچنان كه در حسرت عمق صفا و صلابت همسر گرانقدرش به سر مي‎برند؛ همان بانوي بزرگواري كه مهريه‎اش را نه سكه طلا به اندازه سال تولد بلكه «حفظ قرآن توأم با معاني» قرار داد تا سبك زندگي اسلامي را با عمل خود به خانواده‎ها تعليم دهد؛ همان كه به تعبير خودش «گفتم محسن تو را به خدا نيتت را فقط براي خدا بكن. فقط و فقط براي خدا بجنگ. بگو خدايا من آمده‎ام از حرمين دفاع كنم براي رضايت تو... محسن اين را كه شنيد گفت: زهرا! چقدر دلم را آرام‎تر كردي...حالا با خيال راحت اين‎جا هستم»؛ همان شيرزني جواني كه گفت «تصوير بدن بي‎سرش را ديدم، خيلي‎ها به من گفتند كه اين عكس را نبين، گفتند تو همان عكسي را ببين كه محسن استوار ايستاده و اسير شده، اين يكي را نگاه نكن. اما من گفتم نه! اين‎طور نگوييد، مگر حضرت زينب(س) در مجلس يزيد نفرمودند كه «ما رأيت الا جميلا» من هم هيچ چيز جز زيبايي در اين مسير، در اين عكس نمي‎بينم.» بي‎سبب نيست كه خون شهيد حججي اين‎گونه غوغا كرد و به تعبير رهبر فرزانه انقلاب، «خداوند او را همچون حجتي در مقابل چشم همگان قرار داد.»
بي‎گمان شخصيت شهيد حججي و خانواده گرانقدرش به ويژه همسر فرهيخته‎‎اش الگوي مناسبي است براي جوانان و خانواده‎هاي ايراني و چه شايسته بل بايسته است كه هنرمندان و اصحاب قلم و رسانه با بهره‎گيري از ابزار‎هاي در اختيار، به تبيين و ترويج ابعاد آموزنده زندگي اين نيكوسيرتان اقدام كنند. در اين ميان، رسانه ملي در جايگاه دانشگاه عمومي مي‎تواند با توليد برنامه‎هايي هنرمندانه در قالب مستند، فيلم و سريال، گام‎هايي بزرگ در اين راستا بردارد. اختصاص يك درس در كتاب‎هاي دانش‎آموزي براي تبيين سبك زندگي و شخصيت اين شهيد والامقام و نيز نگارش و توزيع كتاب‎هايي حاوي نكات آموزنده و الهام‎بخش زندگي شخصي و خانوادگي اين شهيد عزيز، در قالب‎هاي گوناگون رمان، زندگينامه و... از جمله ديگر گام‎هاي موثر در اين زمينه به شمار مي‎آيد. دراين باره گفتني‎ها فراوان است.

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

متأسفانه آقاي روحاني به وعده‎هايي كه در تبليغات رياست جمهوري92 به مردم داده بود عمل نكرد و به شعار بسنده كرد. مديريت اجرايي ايشان در دوره اول رياست جمهوري بسيار ضعيف بود و عملكردش قابل دفاع نيست و بايد به عملكرد وي نقد جدي و اساسي شود. به نظر اينجانب آقاي روحاني ضعيف‎ترين رئيس جمهور بعد از انقلاب است، ما به نظر و آراي اكثريت احترام مي‎گزاريم و اميدوايم آقاي روحاني در دوره دوم رياست جمهوري عملكرد قابل قبولي از خودارائه دهد و وعده‎هايي كه در سال92به مردم داد را محقق كند.
0938...0116

ضمن سلام و خسته نباشيد گله‎اي از شما دارم كه چرا پيامم را درج نمي‎كنيد؟! خواهش مي‎كنم اين دفعه انجام دهيد. پيامم اين‎كه دردمان رو به كي وكجا عنوان كنيم تا برطرف شود؟! ما يك‎ساله مزاياي‎مان را دريافت نكرديم متأسفانه حقمان را پرداخت نمي‎كنند بعد وام مي‎خواهند با ۱۸درصد بدهند. آيا درسته ما كارمندان وام بگيريم براي امرار معاش زندگي به اسم خريد خودرو و جعاله؟! واقعاً متأسفم بدترين دوره كارمندي همين دوره مي‎باشد!
0911...7232

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد! به نظر اين حقير قرارداد اگزيم بانك كره با ايران براي وابسته كردن بانك‎هاي ايراني به غرب و زمين زدن اقتصاد داخلي كشوراست!
0910...0877

قراردادي كردن كار و كارگري يعني با كوچك‎ترين بهانه، كارگر اخراج و خانواده‎ها مستأصل مي‎شوند.
0919...8895

افراط وتفريط بانك مركزي در قبال فعاليت‎هاي بانك‎هاي خصوصي و مؤسسات اعتباري، حتي اگر براي كارهاي خوبي مثل تنظيم نرخ سود سپرده باشد موجب مشكلات ديگر مي‎شود، نه آن زماني كه با چراغ سبز بانك مركزي، مؤسسات سودهاي بالا مي‎دادند تا براي كاهش تورم، پول مردم جمع‎آوري شود، نه به اين‎كه كراراً تأكيد بر نرخ ۱۵ درصدي دارد. حال آن‎كه براي كالاهاي بازار حتي درج قيمت را غيرضروري مي‎دانند!
0910...4810

بنده از نظر حزبي با آقايان نديمي و محجوب،كلاً متفاوتم اما مطلب مثبتي را در هركدام ديدم كه بابتش به آن‎ها تبريك ميگم؛ از آقاي نديمي به خاطر انتخاب نام زيباي ابوذر و از آقاي محجوب به‎خاطر مشي ساده‎زيستي.آيا اصلاحاتي‎ها و اعتدالي‎ها به اندازه يا مثل من منصف هستندكه اگرخوبي در رقيبشان ديدند اذعان يا تمجيدكنند يا نه مثل انتخابات اخير با پررويي، دروغ وتهمت مي‎زنند براي برد؟
يك شهروند

چرا استانداري و فرمانداري جاده بحران در بالاي عنبران طرقبه را آسفالت و تكميل نمي‎كنند؟ اگر حادثه‎اي رخ دهد با اين ترافيك سنگين كمك‎رساني مقدور نيست و آن‎ها مسؤول خواهند بود.
0915...2986