صفحه آخر

تعهدات و تناقضات دولت در سند 2030

 دكتر محمدحسين محترم

دولت تمام توان خود را بسيج كرده تا در يك جنگ رواني به جامعه القاء كند سند 2030 تعهدآور نيست. اما در اين جنگ رواني دچار تناقضات فراواني است.

الف - رئيس جمهور در جلسه سوم خرداد هيات دولت گفت «مردم مطمئن باشند دولت با اطاعت از ولي فقيه و پيروي از قانون اساسي عمل مي‌كند». ما هم براي رئيس جمهور و دولت جديدش جهت عمل به اين وظيفه شرعي و قانونياش دعا و آرزو مي‌كنيم اين وعده سرانجامي مثل وعده‌هاي اقتصادياش نداشته باشد. اما آقاي روحاني، هم در همان جلسه هيات دولت و هم در عصر آن روز در همايش ستادهاي انتخاباتياش در تالار وزارت كشور در خصوص سند آموزشي 2030 مواضعي اتخاذ كرد كه ملت را در اطمينان حاصل كردن به اين سخنانش دچار ترديد مي‌كند. رئيس جمهور آگاهي بخشي نسبت به روند تصويب سند 2030 و اهداف پيدا و پنهان آن و انتفادهاي دلسوزان نظام را «سمپاشي و توطئه» خواند و گفت «من از توطئه 2030 نميگذرم، من از 2030 نميگذرم و تا آخر دولت دوازدهم آن را دنبال مي‌كنم».

اولا رئيس جمهور اگر در همين يك سخن خود كه در صدر مطلب آمده، صداقت كامل و قصد عمل به آن را دارد، نه تنها بعد از هشدار عمومي رهبر معظم انقلاب، بلكه بعد از تذكرات خصوصي ايشان به وي و همكارانش بايد بلافاصله نسبت به ابطال سند 2030 و اعلام كان لم يكن تلقي شدن آن اقدام ميكرد تا اكنون براي توجيه اقدام غلط انجام شده، هشدارها و تذكرات و انتقادهاي دلسوزان نظام و كشور را «توطئه و سمپاشي» نخواند.

ثانيا مگر شما تاكنون توطئه را توهم نميدانستيد و از بستن دهان منتقدان به خدا پناه نميبرديد؟، پس چگونه اكنون بوي توطئه به مشامتان خورده و هشدارها و انذارها نسبت به اين اقدام خلاف مباني اسلامي – ايراني و غيرقانوني و محرمانه را توطئه و منتقدان را توطئهگر ميدانيد؟!

ثالثا آقاي روحاني اگر حداقل در اين موضوع، توطئه را توهم نميداند، بايد بداند براساس فرمايش رهبرمعظم انقلاب و اسناد موجود اصل سند 2030 توطئه صهيونيستهاست، نه اطلاع رساني و هشدار درباره آن، اگر چه خوشبينانه نگويم اجرايي كردن محرمانه آن داخل كشور نيز خود يك توطئه است!

رابعا عنوان كرده‌اند كه اطلاعات نادرست درباره سند 2030 به رهبري و مراجع عظام داده‌اند! اگرچه اين توهيني آشكار و نابخشودني است كه در جاي خود بايد به آن پرداخت، اما اين سخن، مردم را به ياد مواضع نادرست شيخ ساده لوحي مياندازد كه با القائات افراد نفوذ كرده در بيتش، در برابر نصايح و هشدارهاي امام عظيم الشان(ره) عنوان ميكرد مرحوم حاج احمدآقا اطلاعات غلط به امام(ره) ميدهد! مواضعي كه باعث شد در برابر اصل نظام و انقلاب و ولايت فقيهي كه خودش تدريس ميكرد، بايستد و سرانجامي داشته باشد كه مطلوب نظام و دلسوزان كشور نبود. لذا در اين خصوص بايد نسبت به مشاوران نااميني كه چنين تحليلهاي غلط و بي مبنايي به مسؤولان ميدهند، هشدار داد.

رابعا اگر بخواهند بر خلاف دستور و ابلاغ رهبرمعظم انقلاب و به گفته خودشان تا آخر دولت دوازدهم سند 2030 را دنبال كنند، شرعا و قانونا مشروعيت رياست جمهوري را زير سوال خواهند برد.

خامسا آقاي روحاني گفته «سند 2030 را بهانه كردند و كار زشت و خيلي بدي كردند». معاون اول رئيس جمهور نيز هدف از طرح سند 2030 در افكارعمومي را «تخريب دولت با اهداف سياسي» دانسته. اگر اين ادعاي رئيس جمهور و معاون اولش را بپذيرم بايد گفت وامصيبتا ! در اين خصوص سوال اول اين است آيا اين همه اساتيد با تجربه دانشگاه و مجامع تخصصي علمي و آموزشي و شخصيتهاي كشور از جمله اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي و كميسيون آموزشي مجلس كه انتقادهاي خود را(هرچند با تاخير)نسبت به اين سند ابراز كردند، همه آنها كار زشتي با هدف تخريب دولت كرده‌اند؟ سوال دومي كه آقايان بايد پاسخ دهند اين است كه خداي نكرده هشدارهاي رهبرمعظم انقلاب و مراجع عظام تقليد از جمله آيات عظام مكارم شيرازي و نوري همداني با چنين هدفي صورت گرفته است؟! سوال سوم؛چرا چنين اقدام غلطي انجام شده و بر آن اصرار مي‌شود كه كار به افكارعمومي بكشد؟ و سوال چهارم آيا مردم نامحرمند و مگر «دانستن حق مردم است» شعار شما نبود؟

ب- پس از هشدار و بيانات صريح و روشن رهبرمعظم انقلاب، معاون اول رئيس جمهور 29 ارديبهشت در نامه‌اي سرگشاده، حقايق مستند و مستدل در باره سند 2030 را شايعات خواند و گفت«سند ۲۰۳۰ يونسكو توسط ايران امضاء نشده و براي ايران آلزام آور نيست». اين درحالي است كه:

1- اول خرداد، دو روز بعد از اين نامه سرگشاده معاون اول رئيس جمهور، مهدي فيض معاون پرورشي و فرهنگي وزارت آموزش و پرورش در همايش هدايت تحصيلي قطب غرب كشور در همدان با القاء تعهدآور نبودن سند 2030، خواسته و يا ناخواسته به امضاي سند توسط مسؤولان دولت يازدهم اذعان كرد و گفت «سند 2030 در سال ۹۵ توسط وزير وقت آن زمان يعني آقاي فاني به امضا رسيد و اكنون يك سال از امضاي سند ميگذرد». حال جاي تعجب دارد در حالي كه وي به امضاء و تعهدآور بودن اين سند اذعان كرده، چرا منتقدان را سوء استفاده كنندگان انتخاباتي معرفي مي‌كند!

2- براي اطلاع آقايان بايد گفت در سند 2030 بيش از167 بار عنوان «تعهد و ضمانت دولتها» قيد و در تمام اين موارد تاكيد شده است «دولتها و كشورها متعهد ميشوند و ضمانت مي‌كنند».

3-آقايان اگر تعهدِ دولت در يونسكو وسازمان ملل و اجلاس اينچون كره جنوبي را بتوانند از ديد ملت پنهان نگه دارند، حداقل در داخل كشور ابلاغ اين سند با امضاي معاون اول رئيس جمهور كه ثبت و ضبط و غير قابل خدشه است را نمي‌تواند انكار كنند.

4-معاون اول رئيس جمهور گفته «شرط و تحفظه‌اي ايران به يونسكو اعلام شده است». دراين سخن نيز مغلطه وجود دارد، چرا كه سند2030 هم دراجلاس اينچون كره جنوبي با حضور وزير آموزش و پروش دولت يازدهم و هم در اجلاس سران سازمان ملل با حضور شخص آقاي روحاني به صورت «WITHOUTVOTING»، يعني«بدون راي و نظر مخالف» به تصويب رسيده است، در حالي كه اگر مخالفتي از سوي حتي يك كشور از جمله از سوي ايران صورت گرفته بود، اين سند با «اجماع عمومي» تصويب ميشد.

5-براساس رويه اسناد بينالمللي شروطي كه در ذيل يك سند نوشته شود تا آنجا اعتبار دارد كه با روح و محتوي اين سند مخالفت نداشته باشد. لذا از آن جايي كه روح و متن سند2030 تماما در مغايرت كامل با اهداف و ارزشهاي نظام آموزشي جمهوري اسلامي است اولا بايد نسبت به تمام اين متن تحفظ اعلام ميشد و ثانيا تحفظهايي هم كه گفته مي‌شود اعلام شده، مورد پذيرش قرار نگرفته است.

6-اگر ادعاي دولت مبني بر ارائه تحفظ را بپذيريم، اين تحفظ كلي بوده و مشخص نمي‌كند جمهوري اسلامي ايران با كدام بخش از سند2030مخالف است، لذا در مجامع بينالمللي تحفظ كلي از سوي كشوري پذيرفته نمي‌شود و آن كشور متعهد به تمامي سند دانسته مي‌شود چنانكه شرط ايران در مورد كنوانسيون حقوق كودك در سال 1995 نيز پذيرفته نشد و سازمان ملل اعلام كرد اين كنوانسيون براي ايران لازم الاجرا است.

7- همين كه دولت مي‌گويد خود را متعهد به بخشهايي از سند2030 كه در تعارض با باورهاي ديني و ارزشهاي فرهنگي جامعه ايراني است، نميداند، اين خود نشان ميدهد سند تعهدآور است.

8- سوال اين است اگر سند 2030 را امضا نكرديد و تعهدآور نيست پس چرا حق تحفظ گرفتيد؟ سندي كه تعهدآور نباشد، ديگر نيازي به حق تحفظ گرفتن نيست. حق تحفظ گرفتن خود دليل الزام آور بودن اصل سند است.

9- مضاعف براين بايد پاسخ داده شود اگر صادق هستند، چرا در هيچ قسمت از سند ملي نسبت به تفسير بومي بندهايي كه مي‌گويند تحفظ گرفتند، اقدامي صورت نگرفته و متن 300 صفحه‌اي سند 2030 را بدون هيچ گونه قيد و تحفظهاي اعلام شده، تماماً براي اجرا ابلاغ كرده اند؟

10- اگر تعهد داده نشده چرا با وجود سند تحول بنيادي آموزش و پرورش و ديگر اسناد بالادستي دولت خود را ملزم به تدوين سند ملي كرده است تا جايي كه مورد تقدير يونسكو قرار گرفته؟!

11- اگر سند 2030 تعهدآور نيست چرا در مصوبه هيات وزيران از كلمه «تعهدات» استفاده شده است. اين نشان ميدهد يا دولت اساسا در سند2030 متعهد شده و يا دولت با پذيرش داوطلبانه! خود را متعهد به اجراي سند اصلي كرده است كه در هر دو صورت كشور را به چيزي متعهد كرده‌اند كه روال قانوني آن طي نشده است.

12- اصولا وقتي كشوري عضويت در يك سازمان بين المللي از جمله يونسكو را ميپذيرد بايد تعهداتي بدهد و براساس اساسنامه آن سازمان بين المللي، براي كشورهاي عضو تعهداتي ايجاد مي‌شود و چنان چه كشوري به تعهدات خود عمل نكند به لحاظ سياسي در قالب صدور قطعنامه تحت فشار قرار خواهد گرفت كه در ادامه به نمونه‌هايي اشاره خواهد شد.

13- در سند 2030 به برخي اسناد بين المللي ارجاع داده شده كه خود اين اسناد الزام آور هستند از جمله بيانيه جهاني حقوق بشري كه تعهد آور است و تاكنون ايران اين سند را نپذيرفته و امضاء نكرده است.

14-براساس ماده 8 اساسنامه يونسكو گزارش دهي در باره روند اجراي سند 2030 الزامي است. لذا تا زماني اجراي يك سند الزامي نباشد، الزام گزارش دهي درباره آن بي معنا خواهد بود.

15- نكته جالب اين است كه در خود سند 2030 تاكيد شده است «كشورها حق اجرايي نكردن همه و يا برخي مفاد سند را ندارند» حال چگونه ادعا مي‌شود نسبت به برخي بندها و مفاهيم آن حق تحفظ گرفته شده است؟

16- ادعا شده اصل 138 قانون اساسي به دولت اجازه تصويب آيين نامه و مقررات اجرايي ميدهد. در اين سخن نيز مغالطه سياسي به چشم ميخورد چرا كه قانون اساسي به دولت اجازه داده براي قانوني كه در مجلس شوراي اسلامي تصويب شده باشد آيين نامه و مقررات اجرايي تصويب كند. لذا طبق اصل 77 قانون اساسي دولت بايد ابتدا مصوبه مجلس در باره اصل سند 2030 را ميگرفت و سپس بر اساس اصل 138 نسبت به تدوين و تصويب آيين نامه و مقررات اجرايي آن اقدام ميكرد. خود دولت به طور ناخواسته نيز در بيانيه تبييني اش به اين نكته اذعان كرده است.

17- سند توسعه 2030(SDG) كه در قطعنامه ايي در سال 2015 به تصويب سازمان ملل رسيده در حقيقت ادامه سند توسعه هزاره(MDG) و نسخه كامل و به روز شده آن است كه در سال2000 در سازمان ملل براي اجرا تا سال 2015 تصويب شد و براساس اسناد سازمان ملل كه در سايت رسمي آن آمده، تمام تعهدات سند توسعه هزاره علاوه بر تعهدات جديد در سند 2030 منتقل و قيد شده است. در گزارش مركز اطلاعات سازمان ملل دفتر تهران تحت عنوان«از اهداف توسعه هزاره(MDG) تا توسعه پايدار(SDG)» هم تاكيد شده است «كشورها «مكلف شده اند»با اجراي سند2030 گزارشهاي خود را به مجامع بين المللي ارائه نمايند». اين گزارش با رويه ايي مداخله جويانه تصريح مي‌كند«لحاظ و اجراي اين شاخصها در برنامه ششم جمهوري اسلامي اجتناب ناپذير است»! زيرا اولا تعهد داده شده و ثانيا براساس اجراي اين شاخصها كشورها در آينده ارزيابي خواهند شد.

18- گزارش اداره اطلاعات همگاني سازمان ملل در سايت اين سازمان همچنين تاكيد مي‌كند«اعلاميه توسعه پايدار طيف گسترده‌اي از «تعهدات» در زمينه برابري جنسيتي و حقوق بشر است و نشان از يك «معامله بزرگ جهاني» دارد.

19- در سايت سفارت ايران در نايروبي نيز درباره تعهدات منتقل شده از سند توسعه هزاره به سند 2030 تاكيد شده است «در سال 2000، 147 نفر از سران كشورها از جمله ايران(در زمان دولت اصلاحات) «متعهد شدند» تا اهداف توسعه سازمان ملل از جمله ترويج و گسترش برابري جنسيتي و آموزش را اجرايي كنند و اين اهداف به عنوان «قطعنامه تعهدآور» و«تعهد جهاني(GLOBALCOMPACT)»به شماره 2/ 55 / RES به تصويب سازمان ملل رسيد و كشورهاي عضو از جمله ايران آن را امضاء كردند».

20- لذا سابقه تعهد دادن و اجراي اهداف توسعه سازمان ملل و سند 2030 به دولت اصلاحات در سال 78 بر ميگردد و در سال 83 اين دولت اولين گزارش ايران را به سازمان ملل ارائه كرد و اكنون دولت تدبير همان مسير دولت اصلاحات را در پيش گرفته است، اين در حالي است كه ادعا مي‌كنند سند 2030 در دولت نهم و دهم اجرا شده است! و نكته مهمتر اينكه اهداف سند 2030(SDG) مثل سند هزاره(MDG) در قطعنامه‌اي به تصويب سازمان ملل رسيده. لذا آقايان ديپلمات و سياستمداران مدعي كه تا ديروز كساني را كه ميگفتند قطعنامه‌هاي سازمان ملل كاغذپاره است، به سخره ميگرفتند و ادعا ميكردند قطعنامه‌هاي سازمان ملل «تعهدآور» است، حالا چگونه ادعا مي‌كنند اين قطعنامه‌ها الزام آور و تعهدآور نيست؟!

21- تعهد آور بودن اهداف توسعه پايدار در اسناد سازمان ملل تا آن جا مهم و برجسته است كه در اجلاس مقدماتي تدوين سند 2030در ريودوژانيرو برزيل تحت عنوان«ريو+20، دستور كار توسعه پس از 2015»(POST 2015، RUO+20) كه نشست پر تنشي بود، حتي برخي كشورهاي اروپايي نيز نگران سوء استفاده امريكا از برخي مفاهيم و ايجاد تعهدات جديدي براي خود بودند تا جايي كه برخي از مفاهيم اوليه با مخالفت كشورهاي اروپايي به دليل تعهدآور بودن براي آنها حذف شد. نكته مهمتر اينكه در اين نشست امريكا در فصل «تجديد تعهد سياسي»(يعني تجديد تعهدات سند هزاره در سند2030) اصل «مسؤوليت مشترك اما متفاوت» را كه تعهد مهمي براي آن كشور محسوب ميشد با نفوذ خود حذف كرد، اما اصرار داشت كشورهاي در حال توسعه اين تعهد را بپذيرند!

22- ذكر اين نكته مهم است كه يونسكو از كشورهايي كه در اجراي اسناد اين سازمان تعلل كنند، شكايت و عليه آنها قطعنامه صادر مي‌كند از جمله در سالهاي 1999 تا 2002عليه كشورهاي چين، بلاروس، لوكزامبورگ، ازبكستان، چك، سنگاپور و ليبي و ساير كشورها، هر كدام به يكي از دليل غيرقانوني دانستن روسپيگري، سقط جنين و همجنس بازي، و عدم آموزش جنسي در مدارس و ترويج ارزشهاي خانواده و بازنگري نكردن در تفسير قرآن در راستاي كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان شكايت و قطعنامه صادر شده است. درباره كشور خودمان نيز ده‌ها بار براساس برخي كنوانسيونها و اسناد بين المللي حقوق بشري كه حتي به دليل مغايرت با مبني ديني و اصول انقلاب اسلامي نپذيرفتيم و تعهد نداديم، ما را محكوم نمودند و قطعنامه صادر و تحريم كردند، حال اگر سندي را بپذيريم و براساس آن، سند ملي تدوين كرده باشيم، راحتتر چنين خواهند كرد.

ج- معاون اول رئيس جمهور در بيانيه سرگشاده خود ادعا كرده است «تاكنون هيچ اقدامي در زمينه‌هايي كه كمترين تعارضي با آموزه‌هاي اسلامي داشته، انجام نشده و مطالب هنجارشكنانه بيان شده حتي هيچ گاه در كشور اجازه نشر نيافته اند». در اين خصوص بايد گفت آقايان يا نسبت به آن چه در دولت و زير مجموعه‌هاي خود ميگذرد بي اطلاع و ناآگاهند و يا اينكه براي فرار از مسؤوليت و پاسخگويي در باره اقدام غلطي كه صورت داده‌اند، خود را به فراموشي ميزنند! آقايان بايد پاسخ دهند آيا از حذف آموزش روخواني قرآن كريم در مدارس ابتدايي و حذف درس شهيد فهميده و بقيه آموزه‌هاي دفاع مقدس و موضوع تسخير لانه جاسوسي آمريكا به عنوان مظاهر خشونت! از كتابهاي درسي دانش آموزان بي خبرند؟ آيا از چاپ كتاب «لك لكي در كار نيست» و توزيع گسترده آن در سراسر كشور از جمله در مهد كودكها، كه آموزش جنسي بزرگسالان را عريان و آشكار و با تصاوير مستهجن به خردسالان و كودكان ما آموزش ميدهد، بيخبرند؟ ادعاي اينكه «هيچ اقدامي در سند 2030 در كشور انجام نشده و اجازه نشر پيدا نكرده» آن قدر نادرست و فريب افكارعمومي تلقي مي‌شود كه رهبرمعظم انقلاب بعداز هشدار در ديدار معلمان و همچنين بعد از اين ادعا، سوم خرداد نيز در ديدار فرماندهان نيروهاي مسلح و دفاع مقدس تاكيد كردند«كساني براي كشورهاي اسلامي برنامه ريزي مي‌كنند و به آنها ابلاغ مي‌كنند و آنها هم قبول مي‌كنند كه مساله شهادت را از مجموعه كتابهاي مدارس و دانشگاه‌ها حذف كنند. اين ابلاغ شده است، گفتهاند مساله جهاد و شهادت را حذف كنيد و آنها هم قبول كرده و حذف كردند. نبايد غفلت كرد!». سوال اين است اگر تعهدي نداديد، پس چرا چنين موضوعاتي حذف شده اند؟ مگر اينكه بپذيريم برخي مسؤولان ما از يونسكو هم سكولارترند و نيازي به دادن تعهد ندارند و خود آن مي‌كنند كه يونسكو مي‌خواهد!!

ه - نكته مهم براساس تعهدي كه داده شده، اين است كه وزير فعلي آموزش و پرورش در برنامهاي كه در روز گرفتن راي اعتماد در مجلس ارائه نمود، تاكيد كرد «بايد سند 2030 اجرا شود و در سند تحول بنيادي بازبيني شود»! و در اين راستا متاسفانه وزير آموزش و پرورش در اقدامي تعجب برانگيز اعلام مي‌كند هر كجاي سند مغاير باشد اصلاح مي‌شود!!! جهت استحضار آقاي وزير بايد گفت اگر تاكنون به علت رسيدگي به تجارت و واردات كالاهاي قاچاق وقت نكرده ايد سند 2030 را مطالعه كنيد، بدانيد پاراگراف، پاراگرافِ اين سند مغاير با مباني، اهداف و قوانين و ارزشهاي اسلامي – ايراني است و قابل اصلاح نيست.

و - رهبرمعظم انقلاب در ارديبهشت امسال در ديدار معلمان كشور با انتقاد از اجراي محرمانه سند غيرقانوني موسوم به 2030 تاكيد كردند «پذيرش چنين سندي معنا ندارد و اصل اين كار غلط است». حضرت آيه ا... خامنه‌اي با بيان اينكه «جمهوري اسلامي ايران تسليم سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و يونسكو نمي‌شود» تصريح كردند«امضاي اين سند و اجراي بيسروصداي آن قطعاً مجاز نيست و به دستگاه‌هاي مسؤول نيز اعلام شده است». لذا اولا نكته مهم و اساسي اين است كه سخنان رهبري درباره سند 2030 يك دستور و «حكم حكومتي» و براي همه مسؤولان فصل الخطاب است و بايد در اسرع وقت در جهت تبعيت از دستور رهبري سند 2030 كان لم يكن تلقي و ابطال آن اعلام شود و هيچ مسؤول و مديري حق توجيه كردن صورت مسائل را ندارد. ثانيا البته رهبرمعظم انقلاب 12 ارديبهشت سال گذشته هم تاكيد كرده بودند «نوسازي نظام آموزشي به شيوه تقليدي و رونويسي از دست غربيها كاري غلط است». ايشان29اسفند95نيز با انتقاد از مطرح شدن بحث برابري جنسيتي در كشور گفتند«توطئه صهيونيستها است و اسمش را هم ميگذارند عدالت جنسيتي!». حال سوال اساسي اين است چرا دولت به اين هشدارهاي رهبري توجه نكرده و برخلاف فرمايشات رهبري سند غيرقانوني2030 را محرمانه اجرايي كرده است؟ ثالثا پس از علني شدن موضوع و اعلام مغايرت اين سند با مباني اسلامي و اسناد بالادستي نظام از سوي كارشناسان دبيرخانه شورايعالي انقلاب فرهنگي، چرا اواخر سال گذشته رئيس جمهور بررسي چنين سندي را از دستور كار شورايعالي انقلاب فرهنگي خارج كرد تا كار به ورود رهبري به موضوع بكشد؟ لذا پذيرش سند 2030 و مقاومت در برابر ابطال و توقف اجراي آن نشان ميدهد كه اصولا دولت براساس نظر مشاوراني خاص عمل مي‌كند كه به مباني اسلامي اعتقادي ندارند. چنانكه مشاور رئيس جمهور در كتاب خود با مقدمه خود آقاي روحاني تحت عنوان «ايران و جهاني شدن، چالشها و راه حل ها» تاكيد مي‌كند «اگر جمهوري اسلامي ايران مي‌خواهد پيشرفت كند نبايد اسلامي رفتار كند و اسلام و عدالت خواهي شيعه را راهنماي تصميم گيريها و اقدامات خود قرار دهد»!

و نكته پاياني: با اين همه، اگر يك درصد هم بپذيريم كه تعهدي داده نشده، اولا در اينكه يونسكو مجري سياستهاي پنتاگون است شكي كه نيست، و شكي نيست كه نهادهاي بين المللي ابزاره‌اي نظام سلطه به ويژه امريكا هستند و اگر از موضوعاتي چون تعهدآور بودن يا نبودن چنين اسنادي و اعلام كردن يا نكردن تحفظها بگذريم، موضوع و چالش اساسي در اين سند مباني انقلاب و اسلام و سبك زندگي اسلامي – ايراني است كه از سال 42 تاكنون ملت ايران جهت تحقق آنها جان و مال و خون و بهترين فرزندان خود را نثار كرده‌اند و معتقدند مباني ديني مترقيتر و صحيحتر از مباني غربي براي زندگي بشر است. لذا المومن كيس و العاقل يكفيه الاشاره!

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

رسول خدا(ص):
اي فاطمه! مهدي اين امت از ما است؛ همو كه عيسي(ع) پشت سرش نماز ميگزارد.
معجم احاديث الامام المهدي، ج 1

 راه امام

خود را به ساده زيستن عادت دهيد

اگر بخواهيد بيخوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاحهاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئه‌هاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد.
صحيفه امام، ج 18، ص 471

 در پرتو خورشيد

نامه آيت ا... العظمي بهجت(ره) به مقام معظم رهبري

امام(ره) به حضرت آيت ا... خامنه‌اي فرموده بودند كه از آقاي بهجت استفاده كنيد. ايشان هم نامه‌اي مينويسند و به حاج آقا مصباح ميدهند كه اين را شما لطف كنيد و به آقاي بهجت بدهيد. البته آنطور كه من اطلاع دارم، حاج آقا براي ثبت اين مكاتبات حساس شرط ميگذارند كه من به شرطي نامه رساني ميكنم كه نامه را ببينم و نسخه‌اي هم كپي كنم و نگه دارم. حضرت آقا هم به دليل علاقه خاصي كه به آيت ا... مصباح داشتند، قبول ميكنند. ظاهرا حضرت آقا تقاضاي دستورالعمل داشتند كه آيت ا... مصباح ميآوردند و آيت ا... بهجت هم در پاسخ در مواقعي خودشان مينوشتند و در مواقعي هم به حاج آقا ميفرمودند كه اين موارد را بنويسيد و به ايشان تحويل بدهيد... تا اينكه امام از دنيا رفتند، يادم هست ما مشهد بوديم كه حاج آقا مصباح براي بيعت با آقا به تهران آمده بودند و از آنجا هم به مشهد آمدند. ما خدمتشان رسيديم و از اوضاع پرسيديم. حاج آقا فرمودند كه براي بيعت خدمت آقا رفته بودم ولي خدا را شكر دست خالي نرفتم، چون آيت ا... بهجت يك نامه چهار صفحه‌اي براي حضرت آقا كه تازه رهبر شده بودند، نوشتند. شروع نامه هم اين بود كه بنده انتصاب حضرتعالي را به سمت مقام ولايت و رهبري تبريك عرض ميكنم... . بعد آقا به آيت ا... مصباح فرموده بودند كه تا حالا خيليها از مردم و مسؤولين با من بيعت كردند ولي هيچ كدام دلم را آرام نكرد كه من در اين جايگاه بايد باشم يا نه؛ الا اين نامه خيالم را راحت كرد. چون ميدانم ايشان اصلا بر مبنايي كه ديگران ممكن است بنويسند و حرف بزنند، نمينويسند و صحبت نميكنند.
حجت الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي آقا تهراني