صفحه ادب و هنر

نگاهي به فيلم در حال اكران «ويلايي ها»؛
نمايش نيمه پنهان تاريخ دفاع مقدس بر پرده سينما

فيلم «ويلاييها» در ميان دلمشغوليهاي فراواني كه در سينماي ايران وجود دارد و در ميان انبوه قصه‌هاي ناكجاآباد در حال اكران در سينما، قصه جذابي را از درون تاريخ معاصر مردم سرزمينمان روايت مي‌كند كه بهترين روزهاي زندگي خود را با تلخترين حماسه شيرين پس از انقلاب اسلامي سپري كردند؛ اتفاقي كه اگر چه در به وجود آمدنش نقشي نداشتند اما در اينكه آن را تبديل به حماسهاي باشكوه كنند نقش اول بودند.

اثري همچون «ويلاييها» اين امكان را به مخاطب ميدهد كه خود را در ميان مدلي از زندگي ببيند كه اين روزها مطلقاً فرصت تجربه آن را ندارد. روزگاري كه در آن همه چيز متفاوت از امروز اتفاق ميافتاده است و روابط انساني در اوج سادگي و زلالي محيطي خاص براي زندگي ايجاد كرده بودند.

نزديك شدن به شخصيت همسران رزمندگان 8 سال دفاع مقدس ما را با گنجينهاي از اسرار روزهاي جنگ آشنا مي‌كند. روايت اين زنان در واقع بيان تمام چالشها و اتفاقهايي است كه خانواده رزمندگان با آن دست به گريبان بودند و همه آن‌ها به صورت مستقيم در احوالشان اثر ميگذاشته است.

از اين جهت به نظر مي‌رسد كه ريشه برخي از سرنوشت‌هاي فرزندان رزمندگان را بايد در همان روزها جست و جو كرد؛ اينكه چرا و به چه جهت در روزهاي صلح عدهاي از آن بچه‌ها به دنبال غنيمت‌ها هستند و به‌طور كلي با پدرانشان تفاوت دارند و يا بعضي ديگر نجيبانه نسبت به وضع موجود سكوت پيشه كردهاند.

در كنار اين، اوج همكاري و همراهي زنان كه از روحيه زنانه آن‌ها ناشي مي‌شود و دنياي امروز در سالهاي اخير جلوي بروز آن‌ها را گرفته است را در اين فيلم شاهد هستيم. دورهميهاي زنانه و انجام فعاليت‌هاي مختلف به صورت جمعي فضاي گرمي را به وجود ميآورد كه فرزندان اين مادران نيز به لحاظ عاطفي از آن بهره مند ميشوند.

البته فيلمساز به‌دليل تمركز فراواني كه بر روي روايت جمعي زنان داشته از پرداختن دقيق به هر كدام از شخصيت‌ها به صورت جداگانه بازمانده است. گذشته شخصيت‌ها و نسبت هر كدام با وضعي كه در آن قرار دارند تا انتهاي فيلم مجهول ميماند و همين مساله همچون سدي در برابر احساسات مخاطب ميايستد و در لحظات كاملاً احساسي فيلم او را سرگردان مي‌كند.

با اين حال، توجه فراوان به جزئيات روابط زنانه و مادرانه و قرار دادن انبوهي از جزئيات و اشاره‌هاي مختلف به مدل زندگي زنان توانسته است اتمسفر دقيقي براي فيلم بسازد؛ اتفاقي كه باعث مي‌شود كاستيهاي شخصيت پردازي تاحدودي به چشم نيايند و مخاطب ارتباطش را به فيلم حفظ كند.

همين ويژگيها باعث شده تا ما با سبكي از زندگي در فيلم مواجه شويم كه اين روزها حالتي نوستالژيك و صرفاً خاطره انگيز پيدا كردهاند؛ دلسوزي براي همنوع، همكاري در انجام فعاليت‌هاي مختلف و حتي عاشق شدن با همان شيريني خاصش كه از پس حيا ميآيد، همه و همه خاصيتي متفاوت به اين فيلم ميدهند.

بدون شك در سالهايي كه آثار دفاع مقدسي بي كيفيت فراوان توليد شدهاند «ويلاييها» در كنار چند فيلم ديگر ميتواند اميدي براي سينماي دفاع مقدس و احياي آن باشد؛ سينمايي كه با انبوه قصه‌ها حتماً توان رقابت با ساير ژانرها در اكران را دارد؛ چرا كه سينما به قصه زنده است و تاريخ معاصر ايران هم گنجينهاي از قصه‌هاي جذاب و شنيدي دارد// رجانيوز

 ادب و هنر

بيانات رهبر معظم انقلاب درباره ويليام شكسپير

ويليام شكسپير را شايد بتوان جزو آن معدود ادباي غربي دانست كه در نگاه رهبر انقلاب جايگاه ويژهاي پيدا كرد. درامنويس انگليسي بارها موضوع گفتارهاي رهبر انقلاب بوده و شايد از اين حيث ركورددار است.
رسانه انقلاب به‌عنوان يك سايت در جهت توسعه فرهنگي جمهوري اسلامي ايران اخيراً اقدام به انتشار اينفوگرافي با موضوع جايگاه ويليام شكسپير در بيانات رهبري كرده است. اين در حالي است كه مرد مرموز انگليسي در ايران همواره به‌عنوان قله فتحناشدني عرصه درام شناخته مي‌شود.
به همان درجه كه سعدي، حافظ و فردوسي، مظهر تفكر و زبان ادبيات ايران اسلامي هستند و گفته‌هاي آنان زبانزد خاص و عام است، شكسپير هم در تمدن انگلستان مقامي بسيار ارجمند دارد. حضرت آيت‌ا... خامنهاي، رهبر انقلاب اسلامي، درباره اين نمايشنامهنويس شهير مسائل مختلفي را مطرح كرده و در خلال بياناتشان به اندازه فرصت و ظرفيت حاضران تحليلهايي كوتاه نيز ارائه دادهاند كه به شكل گرافيك اطلاعرسان توسط پايگاه تحليلي رسانه و هنر انقلاب منتشرشده است.
در اين اينفوگرافي به نقل از رهبر انقلاب آمده است:
«نوشته شكسپير هم، براي آدمي كه اهل ادبيات است، به قدر نوشته «سعدي» احترام و لذّت ايجاد مي‌كند. بنده خودم شايد اكثر نوشته‌هاي شكسپير را خواندهام و احساس التذاذ و تعظيم و تكريم كردهام.» - 73/5/8
«يعني اگر ما نويسنده زبردستي داشتيم، ميتوانست رماني مثل رمانهاي تاريخي - مثل همين نمايشنامه‌هاي شكسپيري- بر اساس آن بنويسد. نمايشنامه‌هاي شكسپير، داستانهايي تاريخي است كه او آن‌ها را به اين شكل زيبا درآورده و غالباً هم از ديدگاه خود آنها، «ارزشي» است. » - 71/10/29
«شما به نمايشنامه‌هاي معروف شكسپير انگليسي نگاه كنيد، ببينيد با چه نفسي و با چه زباني و با چه ديدي در اين نمايشنامه‌ها و ساير ادبيات غربي به زن نگاه مي‌شود! مرد در ادبيات غربي، سرور و ارباب زن و اختياردار اوست، كه بعضي از نمونه‌هاي اين فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقي است. » - 71/7/30
«نمايشنامه‌هاي شكسپير، همين «تاجر ونيزي» يا آن يكي «اتللو»، همهاش آثار ارزشي است؛ منتها ارزش غربي. مثلاً «رام كردن زن سركش»، يكي از همان نمايشنامه‌هاي ارزشي است. در اين نمايشنامه، از ديدگاه شكسپير، همه ارزش و اهميت زن به اين است كه مطيع و برده مرد باشد. خانمها خوب است تعدادي از نمايشنامه‌هاي شكسپير را اگر نخواندهاند، بخوانند تا ببينند كه زن در چشم غربي‌ها چيست!» - 71/10/29
«از ديدگاه آنها، مرد سرور زن است! در همين نمايشنامه اتللو، اتللو كيست؟ اتللو يك سياهپوست بياصل و نسب است و طرف مقابلش يك خانم اشرافي است به نام دزدمونا. زن، خانمي اشرافي و زيبا و مرد، يك سياه گردنكلفت كه در جنگ مهارت به خرج ميدهد و سرباز خوبي است. به مجردي كه اتللوي سياهپوست، شوهر دزدموناي اشرافي مي‌شود، ديگر زن بايد به او بگويد «سرور من». بعد هم مرد، اينقدر حق دارد كه زن را به دست خودش خفه كند؛ براي اينكه سوءظني به او پيدا كرده است. توجه ميكنيد؟ حالا اينها را مقايسه كنيد با اسلام. در اسلام اين مسائل و اين خبرها نيست. بله؛ در اسلام هم ازدواج يك دختر اشرافي زيباي با اصل و نسب را با يك پسر زشت بياصل و نسب كه همان داستان معروف «جويبر» است، داريم؛ اما اين دختر، وقتي كه به همسري جويبر در ميآيد، شوهر «سرور او» نمي‌شود. در «اتللو» به مجردي كه زن اشرافي به همسري سياهپوست در ميآيد، مرد «سرور» زن محسوب مي‌شود. اين نگرش به زن را ملاحظه كنيد! در آن ديدگاه، زن، همه ارزشش به اين است كه مريد و برده و مخلص و مطيع دربست شوهر باشد. اينها نشان دهنده نگرش غربي‌ها نسبت به زن است و چقدر هم نگرش بدي است!» - 29/10/71