صفحه فرهنگي-اجتماعي

فضاي مجازي را به جمع گرم خانواده راه ندهيد!

آن زمان‌ها كه هنوز استفاده از تلفن‌هاي هوشمند فراگير نشده بود، همسران براي يكديگر و كودكانشان وقت مي‌گذاشتند، كم‌تر كسي از دردهاي استخواني مي‌ناليد و هنوز هم بازار نشستن پاي قصه مادربزرگ‌ها گرم بود. آن زمان‌ها كسي خانواده مجازي نداشت و محيط خانه به خاطر واي‌فاي سرد نشده بود، حال چه كنيم كه اين واي فاي بلاي جان خانه‌مان نشود؟

روزي كه وايبر و واتس‌آپ و تلگرام و... به زندگي‌ها وارد شدند، كم‌تر كسي بود كه از آسيب‌هاي شبكه‌هاي اين‌چنيني حرف به ميان بياورد. آن‌قدر فضاي تعاملي درون اين شبكه‌ها جذاب بود و كارها راحت‌تر و كم‌هزينه‌تر پيش مي‌رفت كه كسي از عواقب احتمالي آن نمي‌ترسيد.

كمي كه گذشت، اولين زنگ خطر از درون خانه‌ها به صدا درآمد. فاصله بين اعضاي خانواده بيش‌تر شد، دورهمي‌ها و تعامل در دنياي واقعي كاهش يافت و وابستگي‌ها به گوشي تلفن همراه به عنوان يك پكيج كامل ارتباطي زياد و زيادتر شد.

آن وقت بود كه از گوشه و كنار، زمزمه‌هاي شكايت به گوش رسيد. تصوير يك مهماني وقتي همه در يك اتاق بزرگ جمعند و هيچ كس با ديگري حرف نمي‌زند و همه سرشان در تلفن همراهشان است، تكراري و تكرار شونده است؛ تصويري تلخ كه نشان مي‌داد اولين آسيب اين دنياي جذاب و زيبا، كم كردن روابط خانوادگي در سطوح پايين‌تر و فروپاشي خانواده در سطح گسترده است. آسيب شناسان در اين‌باره هشدارها دادند و مثل خيلي از معضل‌هاي ديگر اجتماعي، علاج واقعه به بعد از وقوع معوق شد!

اين واقعه اتفاق افتاده است، حال ببينيم آيا برنامه‌ خاصي براي رهايي از چنگال اين اسارت مدرن داريم؟شايد هنوز باورمان نشده كه اسير شده‌ايم. درهرحال ما در اين صفحه مي‌خواهيم به قوانيني كه مي‌شود در هر خانه‌اي براي استفاده از اينترنت وضع شود، اشاره كنيم.

سرسفره بي موبايل

بالاخره زمان‌هايي بايد باشد كه اعضاي خانه، سلاح‌هاي مدرن‌شان را زمين بگذارند و صميمانه دور هم جمع شوند. اين زمان را بهتر است براي شروع، به 3وعده غذايي اختصاص دهيد و قانون شماره يك‌تان «عدم‌استفاده از گجت‌ها سرسفره» باشد. استفاده از موبايل و تبلت هنگام غذا‌خوردن، هم اثر منفي در روحيه اعضاي خانواده دارد و هم از نظر بهداشتي محل اشكال است.

بنابراين به افراد خانواده بگوييد كه موبايل‌هايشان را در اتاق ديگري بگذارند و آن را با خودشان به سر سفره نياورند. خودتان نخستين نفري باشيد كه به قانون‌تان احترام مي‌گزاريد.

موبايل حتي به خواب هم نمي‌آيد

وقتي قرار است بخوابيم و از عالم و آدم جدا شويم، موبايل به چه دردمان مي‌خورد كه آن ‌را زير بالش‌مان پنهان مي‌كنيم؟ كساني را ديده‌ايد كه موبايل‌شان بايد آن‌قدر دم‌دست باشد كه اگر نصف شب بيدار شدند، همين كه دست دراز كردند بتوانند پيدايش كنند. اين به جز اعتياد چه مي‌تواند باشد؟ پس يكي ديگر از قوانيني كه بهتر است در تمام خانه‌ها اجرا شود، قانون خاموشي هنگام خواب است. اين كار براي سلامت جسم نيز مهم است.

شلوار اينترنت دوتا نشود

شارژ ماهانه‌ واي‌فاي خانه به علاوه خريد حجم‌هاي اضافي به‌خاطر تمام شدن حجم مصوب در همان يكي‌دو روز اول، مقدار زيادي هزينه برمي‌دارد، اما همه اعضاي خانه را در يك عيش مدام شريك مي‌كند؛ عيشي كه ظاهرش عيش است و باطنش بلا و گرفتاري. علاوه بر اين، خريد بسته‌هاي اينترنتي كه سيم‌كارت شما و يا هر يك از اعضاي خانه‌تان را مجهز به اينترنت مي‌كند، يكي ديگر از راه‌هايي است كه ديگر نياز نيست براي استفاده از اينترنت در يك مكان خاص قرار بگيريد و هر جا كه باشيد، اينترنت دم دست‌تان است.

قانوني به نام كتاب خواندن

يك فاجعه در حال رخ دادن است و منشأ اين فاجعه در شبكه‌هاي اجتماعي نهفته است. سري به تلگرام بزنيد و ببينيد چه كانال‌هايي وجود دارد كه اغلب اعضاي آن نوجوانان هستند؟ ببينيد چه جملات و ادبياتي در جريان است؟ چه راهكارها و خط‌مشي‌هايي داده مي‌شود؟ چه كالاها و خدماتي مدام در حال تبليغ شدن است؟ فراموش نكنيد همين تبليغات كه از كنارشان به سادگي مي‌گذريم در حال ساختن ذائقه يك نسل است. اگر نگران شخصيت خود و اطرافيانتان هستيد، دست به كاري اصولي بزنيد.

به كمپ ترك اينترنت برويد

نكته آخر اين‌كه اگر نمي‌توانيد اين وسيله را از خود دور كنيد و در مقابل خواسته خانواده مقاومت مي‌كنيد به اين نكته هم بينديشيد كه اگر مجبور باشيد هر روز در جيب يا كيف و يا دست هايتان، چند گرم ماده مخدر حمل كنيد چه حسي خواهيد داشت؟ ماده‌اي كه در ظاهر كاربردي ديگر دارد اما به مرور شما را مسخ، معتاد و اسير خود مي‌كند.

براي رهايي از اين اعتياد، بياييد يك آزمون ساده برگزار كنيم؛ يكي از اعضاي خانواده، يك دوست و يا يك همكار را كه ساعت‌هاي زيادي از روز را با شما مي‌گذراند انتخاب كنيد و از او بخواهيد در ساعت‌هاي مختلف روز به طور متوالي بدون اين‌كه متوجه شويد از شما عكس بگيرد. در پايان روز، به اين عكس‌ها كه تعدادشان كم نيست نگاه كنيد؛ اگر تعداد فريم‌هاي عكسي كه در آن‌ها شما سرتان گرم كار با گوشي موبايل است، از فريم‌هاي ديگر بيش‌تر بود، مي‌فهميد زندگي‌تان را چطور سپري مي‌كنيد و ساعت‌هاي آن را چطور هدر مي‌دهيد؛ پس لازم است از شر اين اعتياد خلاص شويد.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

ما تو را به قرائت درست وامي‏داريم، پس فراموش نخواهي كرد.
مگر آن‌چه خدا بخواهد كه او بي گمان آشكار و نهان را مي‏داند.
(اعلي، 6–7)
پيام ها
1– آفرينش هستي و هدايت تكويني آن، مقدّمه هدايت تشريعي و معنوي انسان‌هاست. «سنقرئك»(خدايي كه گياه را از درون خاك بيرون مي‏كشد، چگونه استعدادهاي معنوي انسان را بروز ندهد؟ «سنقرئك»)
2– پيامبر كه هر چه دارد از وحي است، نگران فراموش كردن آن در آينده بود كه خداوند به او وعده عدم فراموشي داد.
3– رسول خدا صلي ا... عليه وآله از هرگونه نسيان، مصون است. «فَلا تَنسي»
4– پيامبر، حافظ كل قرآن بود. «فَلا تنسي»(يكي از معجزات پيامبر اكرم اين بود كه با يكبار شنيدن براي هميشه حتّي آيات طولاني را به ياد داشت).
5– دست خدا بسته نيست و مي‏تواند آن‌چه را مي‏دهد پس بگيرد.
6– خداوند هرگز خلف وعده نمي‏كند ولي معناي وعده‏هاي الهي مجبور بودن خداوند نيست.
7– اراده الهي، حكيمانه و عالمانه است.
8– اقتضاي بعضي از امور آن است كه پنهان باشد.

 پرتوي از حكمت

اثر غذاي حرام اين است...

آيت‌ا... كوهستاني(ره):
زهر، كشنده و مهلك انسان است، ولي غذاي حرام دودمان را به هلاكت مي‌رساند.

 بوستان حكايت

مسلمان شدن پروفسور اروپايي به دست آيت ا... ميلاني(ره)

مرحوم آيت‌ا... سيد محمد هادي ميلاني(رحمه ا... عليه) دچار بيماري معده شده بودند، پروفسور برلون را از اروپا براي جراحي ايشان آوردند. جراح حاذق پس از يك عمل سه ساعته زماني كه آن مرجع تقليد در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام كلماتي را كه ايشان در حين به هوش آمدن مي‌گويند برايش ترجمه كند.
مرحوم آيت‌ا... ميلاني در آن لحظات فرازهايي از دعاي ابوحمزه ثمالي را قرائت مي‌كردند، پس از اين مساله پروفسور برلون گفت: شهادتين را به من بياموزيد، از اين لحظه مي‌خواهم مسلمان و پيرو مكتب اين روحاني باشم، وقتي دليل اين كار را پرسيدند، پروفسور برلون گفت: «تنها زماني كه انسان شاكله وجودي خود را بدون اين‌كه بتواند براي ديگران نقش بازي كند، نشان مي‌دهد، در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من ديدم اين آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به ياد اسقف كليساي كانتربري افتادم كه چندي پيش در همين حالت و پس از عمل در كنارش ايستاده بودم، ديدم او ترانه‌هاي كوچه بازاري جوانان آن روزگار را زمزمه مي‌كند، در آن لحظه بود كه فهميدم حقيقت، نزد كدام مكتب است.»
و بعد از آن هم وصيت كرد وي را در شهري كه مرحوم ميلاني را در آن دفن كرده‌اند به خاك بسپارند و اين‌چنين شد كه مزار اين پروفسور مسيحيِ مسلمان شده، در خواجه ربيع قرار دارد.