صفحه سياسي

چرا قانون مصوب مجلس درباره امر به معروف و نهي از منكر اجرا نمي شود؟

 قاسم روان‌بخش

قريب به 37 سال از عمر با بركت نظام جمهوري اسلامي مي‌گذرد متاسفانه در طول اين مدت، هيچ يك از دولت‌هاي گذشته و حال، حاضر به اجراي يكي از مهم‌ترين اصول قانون اساسي يعني اصل امر به معروف ونهي از منكر نشده اند. در حالي كه شايسته بود دولت‌ها با تهيه كردن يك لايحه، خودشان متكفل اجراي اين اصل مهم قانون اساسي گردند مع الاسف در هيچ يك از دولت‌ها اعم گذشته و حال، چنين انگيزه‌اي وجود نداشته است. در مجالس گذشته نيز اين اصل مهم مورد غفلت قرار گرفته و از سوي نمايندگان به صورت طرح ارائه نشده است. به هر حال پس از گذشت 36 سال، كميسيون فرهنگي مجلس نهم با زحمات زيادي كه كشيده است طرح اجراي امر به معروف و نهي از منكر را تهيه و در مجلس به تصويب رسانده است. هرچند اين طرح، با رفت و برگشت‌هايي به شوراي نگهبان مواجه گرديد و با اصلاحاتي به تصويب رسيد ولي يكي از اسناد مهم براي مجس اصولگراي نهم تلقي مي‌شود كه بي‌ترديد با اجراي آن مي‌تواند مشكلات و ناهنجاري‌هاي فرهنگي زيادي را حل كند. متاسفانه اين حكم الهي باز هم در گردنه‌هاي اجرا متوقف و گرفتار سلايق اجرايي دولت تدبير و اميد گرديده است.

حديث پر غصه توقف اين قانون به شرح زير است. در تاريخ 23 فروردين سال جاري، قانون امر به معروف و نهي از منكر از سوي مجلس شوراي اسلامي تصويب گرديد و در روز دوم ارديبهشت از سوي شوراي محترم نگهبان مورد تاييد قرار گرفت. در تاريخ نهم ارديبهشت نيز توسط رياست مجلس به رييس جمهور ابلاغ شده است. متن ابلاغيه از اين قرار است:

حضرت حجت‌الاسلام والمسلمين جناب آقاي دكتر حسن روحاني

رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران

در اجراي اصل يكصد و بيست وسوم(123) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قانون حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منكر كه با عنوان طرح دوفوريتي به مجلس شوراي اسلامي تقديم گرديده بود، با تصويب در جلسه علني روز يكشنبه مورخ 1394.1.23 و تأييد شوراي محترم نگهبان، به‌پيوست ابلاغ مي‌گردد. (علي لاريجاني)

ولي متاسفانه تا‌كنون كه بيش از 40 روز از ابلاغ اين مصوبه باعظمت مي‌گذرد، هنوز از سوي رييس جمهور به دولت ابلاغ نشده است! اين فريضه الهي در قرآن و سيره اهل بيت(ع) مورد تاكيد زيادي قرار گرفته به طوري كه در برخي روايات آمده است " إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ؛ امر به معروف و نهي از منكر، واجب عظيمي است كه به وسيله آن ساير واجبات نيز در جامعه برپا مي‌ماند. امر به معروف و نهي از منكر " سَبِيلُ الْأَنْبِيَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْرُ؛ راه پيامبران و روش صالحان و خوبان است، فريضه بزرگي است كه به وسيله آن ساير فريضه‌ها برپا مي‌ماند و راه‌ها امن مي‌شود، كسب و كار و تجارت‌ها خلال مي‌شود، و ظلم‌ها دفع مي‌گردد، و از سوي دشمنان نسبت به شما انصاف داده خواهد شد و كارها درست مي‌شود(كافي ج 5 ص 56) چنان چه اين واجب ترك شود عقوبت‌هاي سنگيني براي جامعه بشري در پي خواهد داشت. امير المومنين(ع) در وصيتشان به امام مجتبي(ع) مي‌فرمايند:

وَ لَا تَتْرُكُنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلِّيَ ا... الْأَمْرَ أَشْرَارَكُمْ وَ تَدْعُونَ فَلَا يُسْتَجَابُ لَكُمْ عَلَيْكُم‏؛ هرگز امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد چرا كه نتيجه آن سلطه بدان بر شما خواهد بود، در اين صورت هر چه دعا كنيد مستجاب نخواهد شد. (تهذيب‏الأحكام ج 9 ص 178) در اهميت اين اصل مهم كافي است به اين نكته مهم توجه شود: براي اجراي امر به معروف و نهي از منكر، پيامبران خدا و امامان معصوم از جمله امام حسين(ع) به شهادت رسيده اند؛ گذشته از اين‌كه امر بمعروف و نهي از منكر يك قانون الهي و قرآني است و نص كلام خداوند بر وجوب آن تصريح دارد. در اصل هشتم قانون اساسي نيز از وظايف مهم مسوولان و ملت ايران شمرده شده است: "‌در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ دعوت‏ به‏ خير، امر به‏ معروف‏ و نهي‏ از منكر وظيفه‏‌اي است‏ همگاني‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ يكديگر، دولت نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرايط و حدود و كيفيت‏ آن‏ را قانون‏ معين‏ مي‌كند. "والمؤمنون‏ و المؤمنات‏ بعضهم‏ اولياء بعض‏ يأمرون‏ بالمعروف‏ و ينهون‏ عن‏ المنكر". رئيس جمهور نيز در مقابل قرآن مجيد در مجلس شوراي اسلامي سوگند ياد كرده است كه مجري قانون اساسي باشد. اكنون جاي بسي تامل است كه چرا چنين واجبي كه در قرآن و حديث اين قدر بر آن تاكيد شده و از اصول قانون اساسي نيز مي‌باشد از سوي رييس جمهور كشور اسلامي مورد بي‌توجهي قرار مي‌گيرد!

مگر نه آن است كه طبق اصل 123 قانون اساسي ايران، "‌رييس‌جمهور موظف است مصوبات مجلس يا نتيجه همه‏پرسي را پس از طي مراحل قانوني و ابلاغ به وي امضا كند و براي اجرا در اختيار مسؤولان قرار دهد.‌"؟!

ب. بر اساس ماده يك قانون مدني اگر رييس‌جمهور ظرف مدت پنج روز قانون را ابلاغ نكند، بر عهده رييس مجلس است كه قانون را ابلاغ كند. متاسفانه رياست محترم مجلس نيز به رغم گذشت بيش از 40 روز از زمان ابلاغ، تاكنون هيچ اقدامي انجام نداده است و بيش از 35 روز از زمان قانوني آن مي‌گذرد. اين در حالي است كه در دولت گذشته در مورد قوانين كم اهميت‌تري مانند قانون «حمايت از خانواده»، "قانون حمايت از سرمايه‌گذاري‌هاي عمراني و توليد ملي و اصلاح قانون بودجه سال 1391 كل كشور"، "اعطاي تسهيلات به مسكن مهر" از سوي دولت و مواردي از اين سنخ كه به مراتب از نظر ديني و شرعي كم اهميت‌تر از قانون امر به معروف و نهي از منكر بوده است، رييس مجلس به جاي رييس جمهور به دولت و مسوولان امر ابلاغ كرده است. " متن يكي از ابلاغيه‌ها از اين قرار است:

جناب آقاي محمد سينجلي‌جاسبي

رئيس هيأت مديره و مديرعامل محترم روزنامه رسمي كشور

با توجه به انقضاي مهلت مقرر در ماده «1» قانون مدني و در اجراي مفاد تبصره ماده «1» قانون مذكور، يك نسخه تصوير «قانون اصلاح موادي از قانون آيين‌نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي» براي درج در روزنامه رسمي ارسال مي‌گردد. (علي لاريجاني)

از آقاي لاريجاني به عنوان نماينده مردم قم و كسي كه نامزد جامعه محترم مدرسين بوده و خودش نيز از بيت علم و دانش و تقوي است، انتظار مي‌رود كه نسبت به اين موضوع مهم حساسيت نشان دهد و هر چه سريع‌تر اين قانون مهم را به دستگاه اجرايي ابلاغ كند و از رييس جمهور محترم نيز بخواهد كه دلايل عدم ابلاغ اين قانون را براي افكار عمومي و نمايندگان محترم مجلس توضيح دهد. برخي شنيده‌ها حاكي از اين است كه رييس جمهور محترم گفته اند موادي از اين قانون را قبول ندارد، به همين دليل آن را ابلاغ نمي‌كند. آيا رييس جمهور حق دارد قانون مصوب مجلس را كه به تاييد شوراي نگهبان رسيده است، نپذيرد و آن را ابلاغ نكند؟ اگر حق ندارد چرا رياست محترم مجلس نسبت به اين موضوع مهم سكوت كرده و از حق قانوني خودش استفاده نمي‌كند؟ اگر حق دارد و مي‌تواند آن را ابلاغ نكند، چرا رييس محترم مجلس اين حق را براي رييس جمهور قبلي قائل نمي‌شد و همين كه از زمان قانوني آن يعني 5 روز مي‌گذشت به نيابت از رييس جمهور ابلاغ مي‌كرد؟ آيا ميان روساي جمهور تفاوتي وجود دارد كه يكي حق دارد قانون مصوب مجلس را اجرا نكند و ديگري از اين حق برخوردار نيست؟ آيا در زمان دولت يازدهم، ديگر مجلس در راس امور نيست؟ و كساني حق دارند رسما در برابر قانون بايستند؟ البته شايد همدلي و همزباني ميان روساي جمهور و مجلس به اندازه‌اي باشد كه اين‌گونه مسايل نمي‌تواند آن را مخدوش كند!

گفتني است جريان اصلاح طلبي در كشور كه بر اساس تفكر غرب باوري شكل گرفته است امر به معروف و نهي از منكر را دخالت بيجا و نوعي فضولي قلمداد مي‌كند و آن را با اصول ليبراليزم و اومانيزم كه در غرب به عنوان اصل مسلم تلقي مي‌شود در تعارض مي‌داند. اسلام اعتدالي نيز كه غربي‌ها آن را مي‌پسندند اسلامي است كه تعارض چنداني با آموزه‌هاي ليبراليزم نداشته باشد.

مشاور روحاني ‌اين گونه نفي استقلال ‌را‌ تئوريزه‌ مي كند

روزنامه جوان نوشت: رهبر معظم انقلاب اسلامي در سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) به موضوع استقلال به‌عنوان يكي از اصول شاكله انديشه امام اشاره كردند و فرمودند: «يكي ديگر از نقاط اصلي و خطوط اصلي تفكر امام، مسأله استقلال كشور، ردّ سلطه‌پذيري [است]؛... متأسفانه كساني هستند كه تئوري‌سازي مي‌كنند براي نفي استقلال كشور، استقلال را گاهي به انزوا معنا مي‌كنند، گاهي به اين عنوان كه امروز استقلال كشورها يك ارزش به‌حساب نمي‌آيد، قلم‌زني مي‌كنند و حرف مي‌زنند؛ اين حرف‌ها هم در بين جامعه پخش مي‌شود. كساني اين‌جوري حركت مي‌كنند. اين يك غلط بزرگ، يك خطاي بسيار مهم و خطرناك است.»

در اين نوشتار خواهيم كوشيد نگاهي گذرا داشته باشيم بر تفكري كه به دنبال تئوريزه كردن تفكر وابستگي و نفي استقلال در پوشش توسعه است.

مي‌دانيم كه استقلال يكي از شعارهاي اساسي انقلاب اسلامي بوده كه ريشه در آموزه‌هاي ديني و اسلامي داشته و در جمهوري اسلامي ايران نيز به يكي از اصول تغييرناپذير تبديل‌شده است. به تعبير امام راحل‌ «ما خواهان استقلال هستيم و روابط خود را با جهان غرب بر اين اساس پي‌ريزي مي‌نماييم. ما مي‌خواهيم ملت ايران غرب‌زده نباشد و بر پايه‌هاي ملي و مذهبي خويش به‌سوي ترقي و تمدن گام بردارد.»

با اين حال در دو دهه گذشته جرياني در محافل علمي و البته بعضي از نهادهاي رسمي كشور نضج يافته است كه راهبرد «توسعه‌يافتگي» را در دلبستگي تجويز مي‌كند. بدين معنا كه منشأ توسعه را جهان غرب دانسته و با اصرار بر توسعه برون‌زا آن را در مدل «تعامل‌گرايي» پيشنهاد مي‌دهد. در نگاه اين جريان هدف كلان نظام بايد توسعه‌يافتگي به معناي رايج و متعارف غربي آن باشد و با توجه به برتري سرمايه‌اي و فناورانه غرب، ناچار به تعامل با غرب و پذيرش منويات آن در حوزه مسائل بين‌المللي، منطقه‌اي و حتي داخلي كشورمان باشيم.

اين تفكر عمدتاً در دو دهه گذشته در ميان بخش‌هاي رسمي كشور در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام ارائه و تثبيت شده و افرادي همچون دكتر محمود سريع‌القلم - كه اكنون نيز قرابت‌هاي فكري آشكاري با برخي مسوولان اجرايي دارد- به‌شدت مدافع آن هستند.

اكنون آن چه قابل‌تأمل است، رويكرد اين جريان به مقوله استقلال به‌عنوان يكي از مهم‌ترين شعارها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي است.

سريع‌القلم- به‌عنوان يكي از افراد محوري حلقه نياوران- معتقد است كه حتي چنين واژه‌اي ديگر كاربرد ندارد. او در يكي از مقالات خود تصريح مي‌كند: «ما در دنيا لفظ، مفهوم و تعبيري به نام استقلال اصلاً نداريم. استقلال تعبيري است كه در دهه 1950 ميلادي كشورهاي آفريقايي براي دوره استعمارزدايي استفاده مي‌كردند. مفهومي بود كه مؤثر افتاد و در كسب حاكميت ملي براي ايران در دوران پس از انقلاب اسلامي مفيد بود، اما امروز لغت استقلال كاربرد ندارد.»

حلقه فكري نياوران معتقد به‌نوعي توسعه وابسته است كه در يك فرآيند به‌اصطلاح بين‌المللي- كه تحت مديريت و سلطه غرب است- شكل مي‌گيرد.

سريع‌القلم در جاي ديگر چنين مي‌نگارد: «مفهوم استقلال در سه دهه اخير معناي سنّتي خود را از دست داده و كشورها عموماً به دنبال اختلاط و همكاري و وابستگي‌هاي متقابل هستند. امروزه حتي ژاپن و آلمان و امريكا كه نزديك به 60 درصد از توليد جهاني را در اختيار دارند مستقل نيستند و به‌شدت به يكديگر وابسته‌اند. برداشت غلط و حفظ معناي 40 سال گذشته از استقلال باعث شده است كه ارتباطات فكري، سياسي و اقتصادي كشور ما با خارج تحت‌الشعاع نوعي انزواطلبي دروني قرار گيرد و از تعامل و اختلاط معقول كه فرآيندي مؤيد فراگيري متقابل است پرهيز كنيم. كشور ما هم‌اكنون داراي استقلال سياسي است و خود تصميم مي‌گيرد و لزومي ندارد انديشه‌هاي قديمي را كه امروزه ديگر معنايي ندارند مبناي فرهنگ سياسي خود در داخل و خارج قرار دهد.»

اين‌گونه اظهارنظرهاي استقلال‌ستيز تنها به شخصي همچون سريع‌القلم ختم نمي‌شود و حتي بخشي از كساني را كه مسووليت رسمي و كلان دارند نيز شامل مي‌شود. محمود واعظي، وزير كنوني ارتباطات و فناوري اطلاعات كه سال‌ها معاون مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده است، هم صراحتاً الگوي توسعه مطلوب را در تضاد استقلال‌خواهي معرفي مي‌كند. او حتي استقلال‌خواهي و خودكفايي را در رديف انزواگرايي معرفي مي‌كند: «بر اين اساس، راهبردهاي تحقق توسعه، از الگوهاي گذشته كه بر پايه مفاهيمي مانند خودكفايي، استقلال و انزوا استوار بودند، ازنظر محتوايي فاصله گرفته‌اند و به الگوي توسعه برون‌گرا نزديك مي‌شوند كه البته در اين الگو مفاهيم خودكفايي و استقلال بازتعريف شده‌اند. شاخص توسعه‌گرايي حاكم بر جهان كنوني بر اساس راهبرد تعامل است، چراكه راهبرد انزواگرايي مانع از توسعه مي‌شود. در اين شرايط، هر برنامه كلان توسعه ملي براي دستيابي به موفقيت نيازمند تعامل با جريانات اصلي نظام اقتصاد سياسي بين‌الملل و استفاده از امكانات جهاني است، چراكه اين الگوي توسعه مبتني بر وابستگي متقابل است و يك ضرورت به‌حساب مي‌آيد.»

اين‌چنين است كه در ادبيات اينان، مفهوم استقلال با همه ابعادش نفي مي‌گردد. سريع‌القلم، در كتابي كه توسط مركز تحقيقات استراتژيك با مقدمه دكتر حسن روحاني منتشر گرديده، چنين استقلال اقتصادي را نفي مي‌كند: «اگر كشور ميان‌پايه و درحال‌توسعه‌اي تصميم گرفت در اين فرآيند [جهاني شدن] وارد شود بايد به دنبال استقلال اقتصادي نباشد، بلكه اقتصاد خود را در معرض تاروپود اقتصاد جهاني بخصوص غرب قرار دهد.»

او همچنين استقلال سياسي را در تناقض با پيشرفت مي‌داند: «جمهوري اسلامي با يك پارادوكس مهم روبه‌روست، ازيك‌طرف مي‌خواهد رشد و پيشرفت كند و از طرف ديگر در پي حفظ استقلال سياسي و همين‌طور عدالت در بيرون از مرزهاي كشور است. در واقع، ريشه پارادوكس در نوع نگاه به خود و نظام بين‌المللي است.»

نگاه برون‌زاي توسعه‌گراي حاكم بر اعضاي حلقه فكري نياوران موجب مي‌شود مسير توسعه ايران را آكنده از تعارض‌ها با غرب ببيند و بنابراين تحقق آرمان‌هاي انقلاب اسلامي را مخالف رشد اقتصادي معرفي مي‌كند. زيربناي چنين تفكري عدم خودباوري و غيرممكن دانستن پيشرفت بر اساس ساخت اقتدار دروني است. به اعتقاد اينان: «مشكل از آن جا آغاز مي‌شود كه تحقق قدرت و توسعه‌يافتگي محتاج ابزاري است كه نزد ايران نيست.»

البته بايد گفت موضوع تجويز وابستگي اختصاص به دوره اخير نداشته و عمري به درازاي بيش از يك سده در ايران معاصر داشته است. از نخستين روزهاي ورود تجدد بخشي از شبه‌روشنفكران غرب‌زده علناً و آشكارا بر طبل وابستگي كوفته‌اند و به‌شدت از آن دفاع كرده‌اند. با اين‌حال پيروزي انقلاب اسلامي پاياني بود بر تجويز وابستگي به نام ترقي و پيشرفت.

اكنون و پس از گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي، به رغم تلاش‌هاي امام و امت براي نهادينه‌سازي استقلال همه‌جانبه در اين مرزوبوم، هنوز هم هستند كساني كه به نام علم و ترقي و در قالب ادبيات جديد همان مفاهيم كهنه استعماري را عرضه مي‌دارند. شوربختانه‌تر آن‌كه چنين محافلي تنها به برخي مدعيان روشنفكري محدود نشده و در برخي بخش‌هاي حساس اجرايي كشور نيز رسوخ يافته است

پيوند دادن همه مشكلات به تحريم؛ سياستي كه آب در آسياب 1+5 مي ريزد

در حالي كه مذاكرات ايران و 1+5 در وين براي نگارش متن توافق نهايي ادامه دارد، رئيس جمهور گفت حل مشكلات جامعه از جمله مشكل آب خوردن مردم هم در برداشته شدن تحريم‌هاي ظالمانه است.

به گزارش رجانيوز، روحاني در مراسم گراميداشت هفته محيط زيست گفت: ما وقتي مي‌گوييم بايد تحريم‌هاي ظالمانه رفع شود بعضي‌ها چشمان‌شان زياد نچرخد. تحريم‌هاي ظالمانه بايد از بين برود تا سرمايه بيايد و مشكل محيط زيست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبي زياد شده و بانك‌ها احيا شوند. آن‌ها كه ملت ما را تحريم كرده‌اند ظلم بزرگي مرتكب شده‌اند اما عده‌اي در داخل هم نمي‌دانستند تحريم چيست.

اين اظهار نظر آقاي روحاني دو پيام محوري دارد.

اول) به عقيده رئيس جمهور تمامي مشكلات كشور ناشي از تحريم‌ها است.

دوم) تاكيد رئيس جمهور بر نابودي همه تحريم ها.

آقاي روحاني در حالي مشكلات جامعه را با موضوع تحريم‌ها پيوند داده است و راهكار خروج از تمامي اين مشكلات را برداشته شدن تحريم‌ها عنوان مي‌كند كه آگاهي آمريكايي‌ها از اعلام نياز ايران به رفع تحريم‌ها نه تنها مسير از بين رفتن تحريم‌هاي ظالمانه را هموار‌نمي كند بلكه آمريكايي‌ها را در حفظ رژيم تحريم‌ها ترغيب مي‌كند.

در واقع محاسبه ديپلماتيك مقامات غربي به ويژه آمريكايي‌ها درباره روند مذاكرات هسته‌اي اين است كه با توجه به رويكرد مقامات ايراني مبني بر حل مشكلات اقتصادي و ديگر مشكلات جامعه از دريچه سياست خارجي، تيم مذاكره كننده ايران به شدت خواهان دستيابي به توافق با 1+5 است و يا به بيان ديگر به اين توافق «نياز» دارد.

در چنين شرايطي، احساس نياز ايران به توافق نهايي شرايط را براي امتيازگيري بيش تر كشورهاي غربي از تيم مذاكره كننده ايران فراهم مي‌آورد.

به همين دليل است كه طرف مقابل ايران هم به گونه‎اي جدي به دنبال گره زدن اقتصاد داخلي و ديگر مشكلات جامعه ايران با سياست خارجي است تا به اين طريق ابزاري مناسب و برگ برنده‎اي قابل اعتنا را براي اعمال فشار به طرف ايراني در دست داشته باشد.

رئيس جمهور آمريكا پس از توافق لوزان در نطق تلويزوني گفت: تحريم‌ها به تنهايي نمي‌توانست برنامه هسته‌اي ايران را متوقف كند اما ايران را مجبور كرد كه به ميز مذاكره باز گردد و امتياز بدهد.

در واقع نكته كليدي اين جاست كه آمريكايي‌ها به هر ميزان احساس كنند كه ايران به توافق نهايي نيازمند است به همان ميزان امتيازاتي كه قرار است به ايران بدهند را سبك تر و امتيازاتي كه از ايران قرار است بگيرند را سنگين تر مي‌كنند.

اما مساله بعدي مربوط به دومين گزاره‌اي است كه آقاي روحاني بر آن تاكيد كرده و آن از بين بردن تحريم‌هاي ظالمانه است.

اتفاقا منتقدان هسته‌اي دولت معتقد هستند كه بايد همه تحريم‌ها يكجا و به صورت يكباره لغو بشود اما اعضاي تيم مذاكره كننده به دنبال رفع بخشي از تحريم‌هاي ظالمانه هستند.

بر اساس توافق لوزان، در ازاي تمامي محدوديت‌هايي كه تيم ايراني مي‌پذيرد، نه تنها تمامي تحريم‌ها لغو نمي‌شود بلكه شالكه تحريم‌ها عليه ايران تقريبا دست نخورده باقي مانده و منوط به مسائلي چون راستي آزمايي اقدامات ايران و تاييد صلح آميز بودن برنامه هسته‌اي كشورمان شده است.

در بيانيه مطبوعاتي لوزان آمده است:

اتحاديه اروپا، اجراي تحريم‌هاي مالي و اقتصادي مرتبط با هسته‌اي خود را خاتمه خواهد داد و ايالات متحده اجراي تحريم‌هاي مالي و اقتصادي ثانويه مرتبط با هسته‌اي را، همزمان با راستي آزمايي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از اجراي تعهدات كليدي هسته‌اي ايران، موقتا متوقف خواهد كرد.

يك قطعنامه جديد شوراي امنيت سازمان ملل متحد، برنامه جامع اقدام مشترك (برجام) را تائيد، همه قطعنامه‌هاي مرتبط با هسته‌اي قبلي را خاتمه و اقدامات محدوديت ساز مشخص، را براي يك دوره زماني كه توسط طرفين توافق شده، در آن را وارد خواهد كرد.

اين بخش از بيانيه لوزان داراي سه محور اساسي است:

1) در اين بيانيه آمده است: اتحاديه اروپايي، اجراي تحريم‌هاي اقتصادي و مالي مرتبط با هسته‌اي را خاتمه مي‌دهد.

حتي بر اساس اظهارات اعضاي تيم مذاكره كننده دولت، منظور از اين عبارت لغو تحريم‌هاي گذشته اتحاديه اروپا نيست.

2) در اين بيانيه همچنين آمده است: ايالات متحده نيز اجراي تحريم‌هاي مالي و اقتصادي ثانويه مرتبط با هسته‌اي را، همزمان با اجراي تعهدات عمده هسته‌اي ايران به نحوي كه توسط آژانس بين‌المللي انرژي اتمي راستي آزمايي شود، متوقف خواهد كرد.

بر اساس اين بخش از بيانيه، توقف تحريم‌ها آمريكا به 2 قيد اساسي مشروط شده است:

الف: تنها تحريم‌هاي مالي و اقتصادي ثانويه مرتبط با هسته‌اي ايران از سوي آمريكا متوقف خواهد شد.

ب: توقف تحريم‌ها پس از راستي آزمايي بخش عمده‌اي از تعهدات ايران توسط آژانس صورت خواهد گرفت.

ج) ايالات متحده پس از اجراي توافق جامع از سوي ايران و تاييد آژانس، تصويب تحريم‌هاي جديد عليه ايران را متوقف مي‌كند

3) در بيانيه مشترك ظريف – موگريني همچنين به موضوع قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل اشاره شده است.

درباره اين بخش از بيانيه بايد توجه داشت كه:

در صورتي كه 1+5 در قالب شوراي امنيت سازمان ملل همان گونه كه طي يك راي گيري مي‌تواند اين قطعنامه را تصويب كند، مي‌تواند با راي گيري مجدد اين مصوبه را باطل بكند. به ويژه آن كه صراحتا در اين بخش آمده است كه در بيانيه مذكور (كه تحت فصل هفتم شوراي امنيت صادر مي‌شود،) به محدوديت‌هاي برنامه هسته‌اي ايران كه در 6 قطعنامه پيشين بود نيز اشاره شده و اگر ايران از اين محدوديت‌ها سرباز بزند، شوراي امنيت سازمان ملل مشروعيت لازم را براي صدور قطعنامه‌هاي شديد اللحن و حتي اقدام نظامي به دست مي‌آورد.

اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب در سخنان خود با تاكيد بر لغو يكباره همه تحريم ها، به مقامات دولتي توصيه كردند براي مقابله با فشارهاي دشمن بايد به توان داخلي كشور توجه كنند.

حضرت آيت الله خامنه‌اي 1393/10/17 در ديدار مردم قم گفتند: «فكر اساسى اين است كه كارى كنيد كه كشور از اَخم دشمن ضربه نبيند، از تحريم دشمن لطمه نخورد؛ و راه‌هايى هست، كارهايى هست كه مي‌شود كرد؛ بعضى را هم كرده‌اند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ مي‌شود كارهايى كرد؛ مي‌شود اين حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنان چه چشم ما به دست دشمن باشد كه «آقا، اگر اين‌كار را نكردى تحريم باقى مي‌ماند» [فايده‌اى ندارد]؛ كمااين كه آمريكايى‌ها با كمال وقاحت دارند مي‌گويند «اگر در قضيّه‌ هسته‌اى ايران كوتاه هم بيايد، تحريم‌ها يكجا و همه برداشته نخواهد شد»، اين را صريح دارند مي‌گويند. اين نشان‌دهنده‌ اين است كه به اين دشمن نمي‌شود اطمينان كرد نمي‌شود اعتماد كرد. من با مذاكره كردن مخالف نيستم؛ مذاكره كنند؛ تا هروقت مي‌خواهند مذاكره كنند! من معتقدم بايد دل را به نقطه‌هاى اميدبخش حقيقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خيالى نه به نقطه‌هاى خيالى، آن چه لازم است اين است.»

نتيجه جالب نظرسنجي سايت‌هاي حامي دولت:
بعد از دو سال به چه كسي رأي مي دهيد؟

ماجراي نظرسنجي‌هاي سايت‌هاي حامي دولت در دو هفته اخير حكايت جالبي پيدا كرده است.

به گزارش رجانيوز، سايت پارسينه با ايجاد يك نظرسنجي از مخاطبانش پرسيده است: «اگر دوباره بخواهيد در انتخابات رياست جمهوري يازدهم شركت كنيد،به كدام راي مي‌دهيد؟» كه در اين نظرسنجي به ترتيب سعيد جليلي با 40درصد، حسن روحاني با 35درصد و باقر قاليباف با 13درصد در رتبه‌هاي اول تا سوم قرار دارند.

همچنين سايت نداي ايرانيان نيز كه متعلق به صادق خرازي است و اكثر بازديدكنندگان آن را اصلاح طلبان و حاميان دولت تشكيل مي‌دهند، با قرار دادن همين نظر سنجي نظر كاربرانش را به راي گذاشته كه به ترتيب حسن روحاني با 38درصد، سعيد جليلي با 36درصد و باقر قاليباف با 13درصد آراي كاربران در رتبه‌هاي اول تا سوم قرار دارند.

لازم به ذكر است چندي قبل نيز سايت خبرآنلاين از رسانه‌هاي مجازي اصلي حامي دولت با قرار دادن يك نظرسنجي از كاربران خود خواسته بود تا به اين سوال كه "به نظر شما عملكرد تيم هسته اي دولت روحاني تاكنون چگونه بوده است؟" پاسخ دهند كه نزديك به 70 هزار نفر از كاربران اين سايت در اين نظرسنجي شركت كردند و از اين تعداد بيش از 60درصد كاربران تاكيد كردند عملكرد تيم مذاكره كننده هسته اي «پذيرفتني نيست و بايد تغيير رويكرد دهد.»

نتايج اين نظرسنجي به خاطر انتقاد اكثريت كاربران به مذاق گردانندگان خبرآنلاين خوش نيامد و به فاصله كوتاهي آن را از خروجي سايت حذف كردند!

 يادداشت هفته

در پي افشاي ديدارهاي محرمانه اخير بين عربستان و اسراييل
پيوند آل سعود و آل يهود؛ طنز تلخ زمانه

 هادي مازندراني

افشاي ديدارهاي محرمانه عربستان و رژيم صهيونيستي براي مهار ايران را بايد بعدي ديگر از اتحاد پنهان رژيم سعودي با بزرگ‌ترين و قسم خورده‌ترين دشمن مسلمانان جهان به شمار آورد. شيمون شاپيرا ژنرال بازنشسته اسراييلي و متخصص حزب ا... لبنان از برگزاري 5 جلسه محرمانه بين مقاماتي از عربستان سعودي و رژيم صهيونيستي در 17 ماه گذشته به منظور مهار ايران خبر داده است. او در اين باره مي‌گويد: ما(عربستان و اسراييل) دريافتيم كه مشكلات و چالش‌هاي مشترك و برخي راه حل‌هاي مشترك داريم.
همچنين افشا گرديد كه در جلسه شوراي روابط خارجي آمريكا در واشنگتن انور ماجد اشكي ژنرال بازنشسته عربستان و مشاور سابق بندر بن سلطان سفير سابق آمريكا در واشنگتن و از طرف اسراييل نيز دور گولد سفير سابق اسراييل در سازمان ملل متحد و مدير سياسي آتي وزارت خارجه اسراييل سخنراني كردند. انور ماجد در اين نشست با ارائه تاريخچه‌اي از ايران پس از انقلاب اسلامي سال 1979 هفت پيشنهاد مشخص براي آينده خاورميانه ارائه كرد كه در صدر آن‌ها برقراري صلح بين اسراييل و فلسطيني‌ها بر اساس پيشنهاد ارائه شده از سوي پادشاه سابق عربستان(عبدا... بن عبدالعزيز)، تغيير رژيم در ايران و ديگري تشكيل يك ارتش واحد عربي بود. اما دورگولد، كم حرارت‌تر از انور ماجد سخنراني كرد و در سخنان خود به مساله تغيير رژيم در ايران اشاره‌اي نكرد. با اين حال او به تهديدات ناشي از برنامه هسته‌اي ايران بر امنيت اسراييل متمركز شد و گفت: ايستادن امروز ما در اين جا به اين معنا نيست كه ما(عربستان و اسراييل) همه اختلافات موجود بين دو طرف را حل كرده ايم بلكه به اين معنا است كه ما اميدواريم اختلافات بين خود را در سال‌هاي پيش رو حل و فصل كنيم.
پيوند شوم آل سعود با صهيونيست‌ها چه علت يا علت‌هايي مي‌تواند داشته باشد و واقعا به كدامين دليل حكومتي كه ادعا مي‌كند خادم الحرمين الشريفين است، دست دوستي به قديمي‌ترين وكينه توز‌ترين دشمنان رسول گرامي خدا مي‌دهد؟
البته قبل از پاسخ به پرسش فوق بايد گفت كه رابطه عربستان و اسراييل فقط محدود به ديدار اخير نمي‌باشد بلكه در سال‌هاي گذشته نيز اين رابطه وجود داشته است. از اواسط دهه 80 ميلادي آل‌سعود چرخشي جدي در مواضع خود در قبال رژيم صهيونيستي به وجود آورد. در دوران ملك فهد او طرح شناسايي اسرائيل از سوي اعراب را مطرح كرد و رهبران كشورهاي عربي در اجلاس سران در «فاس» مراكش اين طرح را تصويب كردند. ملك‌عبدا... نيز بعدها در مذاكرات به اصطلاح صلح، بخشي از برنامه‌اي را پيگيري مي‌كرد كه امروزه مي‌توان آن را «به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي در برابر دولت فلسطين» و عقب‌نشيني از ادعاي اشغال فلسطين توسط صهيونيست‌ها خواند.
در طي سال‌هاي 2006 و 2007 نيز ديدارهاي محرمانه‌اي ميان مقامات اسرائيل و عربستان سعودي انجام شد تا آن جايي كه ايهود اولمرت در سال 2008 از آل سعود براي شركت در «كميته رهبران ديني اماكن مقدس» در «قدس شريف» دعوت به عمل آورد. حدود چهار ماه قبل نيز جاشوا گلرنتر تحليلگر روزنامه صهيونيستي جروزالم‌پست با بيان اين‌كه سعودي‌ها زمزمه‌هاي دوستانه در قبال اسرائيل را آغاز كرده‌اند، نوشته بود كه ديگر آغاز روابط ديپلماتيك ميان رياض و تل‌آويو دور از واقعيت نيست. وي همچنين افزوده بود: «با وجود آن كه سعودي‌ها در طول جنگ اخير غزه، مرتبا اسرائيل را محكوم كردند، اما تعدادي از شخصيت‌هاي برجسته سعودي، از جمله شخص ملك عبدا... به صورتي آشكار از اين‌كه تمام تقصير جنگ را به گردن اسرائيل بياندازند، خودداري كردند. حتي تركي الفيصل رئيس اسبق استخبارات عربستان از اين هم پا را فراتر گذاشت و گفت «حماس مسؤول كشتار در نوار غزه است».
همچنين رابرت باري سردبير پايگاه خبري آمريكايي كونسورتيوم نيوز در مقاله‌اي افشا كرد كه عربستان در دو سال و نيم، 16 ميليارد دلار به رژيم صهيونيستي براي شهرك سازي كمك كرده است. وي يادآورشده بود كه عربستان و اسراييل نقش زيادي در سرنگوني حكومت اخوان المسلمين در مصر داشتند و اين گونه بود كه رياض در داخل مصر از عبدالفتاح السيسي حمايت كرد و لابي صهيونيستي در آمريكا تلاش كرد تا مانع هرگونه موضع گيري انتقام جويانه در اين خصوص و در واكنش به كودتا ضد محمد مرسي رييس جمهوري منتخب مصر شود.
روزنامه انگليسي «ساندي تايمز نيز تاكنون چندين‌بار طي گزارش‌هاي ويژه‌اي خبر از همكاري و تعامل‌هاي دفاعي-نظامي اسرائيل و عربستان سعودي داده است. اين روزنامه در ماه مي‌سال 2013، با انتشار گزارشي مدعي شد توافقنامه‌اي دفاعي ميان رژيم صهيونيستي، عربستان سعودي و امارات متحده عربي امضا شده كه شامل مشاركت اين سه كشور در ساخت ايستگاه‌هاي رادار و همچنين همكاري در موضوع سپر دفاعي موشكي مشترك مي‌شود.
به هر حال بايد گفت داشتن اين روابط پنهاني از مدت‌ها قبل وجود داشته است. اكنون بايد ديد كه چرا سران آل سعود اين رابطه را برقرار كرده‌اند. اولين علت اين رابطه را بايد در ريشه يهودي - انگليسي خاندان آل سعود دانست. در واقع بايد وهابيت و يهود را از يك ريشه قلمداد كرد. حافظ وهبه مشاور ملك عبدالعزيز پادشاه سابق عربستان در صفحه 229 كتاب خود با عنوان «جزيرة العرب در قرن بيستم» توضيح مي‌دهد كه خاندان سعودي حاكميت خود در سرزمين عربستان را بر مباني خارجي به ويژه يهودي و عثماني و انگليسي و آمريكايي بنا نهاده است. وي همچنين توضيح مي‌دهد كه او در مسير لذت و شهوت قدرت برادرش را كشت و براي حفظ اين شهوت سرزمين عربستان را به شياطين فروخت. حتي در دوره حاكميت معاصر نيز امراي خاندان سعودي سعي كردند تاريخ قديم خود را با كشتار هزاران نفر از مردم و حتي برخي افراد خانواده خويش تكرار كنند، مانند اتفاقي كه امير خالد بن مساعد بن عبدالعزيز آل سعود در سال 1964 رقم زد. ناصر السعيد، نويسنده‌ سرشناس عربستاني نيز در كتاب «تاريخ آل‌سعود» كه در دهه‌ هفتاد ميلادي به رشته‌ تحرير در آمده است، به افشاي اشتراك يهود و آل سعود مي‌پردازد.
در قرن نهم هجري مطابق با قرن پانزدهم ميلادي، فردي به نام مانع احسايي(جد اول خاندان آل‌سعود) از قبيله‌ يهودي عنيزه، زميني را در نجد عربستان به دست آورد كه پس از او نوه‌ پسري‌اش به نام موسي با جنگ و كشتار و غارت، املاك بسياري را بر آن افزود. ابراهيم موسي يا ابراهيم موشه پسر موسي نقش مهمي در شكل‌گيري آل سعود داشت كه نوه‌اش به نام مقرن سعود، رأس اين خاندان به شمار مي‌آيد. مردخاي ابراهيم موشه و فرزندانش با تغيير نام و انتخاب اسامي عربي، خود را در ميان مسلمانان جا زدند. ناصر السعيد درصفحه 26 كتاب خود در اين مورد مي‌نويسد: «نام جد يهودي آل سعود كه مسلمان شد، مُردخاي بن ابراهيم بن موسي از يهوديان بصره بود.» وي همچنين در صفحه 33مي‌نويسد: «پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب يك يهودي به نام شولمان قرقوزي بود كه از تركيه به حجاز مهاجرت كرده بود.» السعيد با بررسي شجره نامه‌ آل سعود اثبات مي‌كند كه اصل اين خاندان به يهوديان سرزمين حجاز و مدينه باز مي‌گردد. وي در صفحه 74 نيز تاكيد مي‌كند كه:«عبدالعزيزبن عبدالرحمن(بنيانگذار دوره‌ جديد سلطنت آل سعود) در سال 1915 به سرپرسي كاكس نماينده‌ انگلستان در خاورميانه كتباً تعهد داده است كه خاك فلسطين را به يهوديان مي‌بخشد.»
جالب آن كه بعدها وينستون چرچيل در سال 1945 پس از كنفرانس يالته با عبدالعزيز ملاقات نمود و به او گفت: «براي من شرافت بزرگ و سرور فوق سرور است كه با مردي ملاقات نموده‌ام كه حق بزرگي بر گردن من دارد. او دوست صديقي در گرفتاري‌ها و سختي‌هاست و اگر او نبود، يهود به كم‌ترين حق خود نمي‌رسيد.»اين‌ها بيانگر هم ريشه بودن آل سعود و آل يهود مي‌باشد و اين مساله خود دليلي واضح بر تمايل جدي سعودي‌ها براي داشتن روابط صميمي با صهيونيست‌ها مي‌باشد.
دليل دوم اما به داشتن دشمن مشتركي به نام جمهوري اسلامي ايران بر مي‌گردد. يعني همان‌گونه كه صهيونيست‌ها، ايران اسلامي را جدي‌ترين دشمن خود مي‌دانند، سعودي‌ها نيز جمهوري اسلامي را اصلي‌ترين دشمن خويش مي‌پندارند و همين مساله موجب تمايل جدي عربستان به اسرائيل شده است وبه تعبيرروزنامه كريستين ساينس مانيتور، دشمني با ايران، عربستان و اسرائيل راآشتي داد. به عقيده «نيكلاي سوركوف» دانشيار كرسي شرق شناسي انستيتوي روابط بين‌المللي مسكو اتحاد ضد ايراني رياض و تل آويو اصلاً بعيد نيست و خلاف طبيعت نمي‌باشد. يك اصل قديمي مي‌گويد: دشمن دشمن من، دوست من است يا متحد بالقوه.
در اين راه عربستان حتي پا را فراتر گذاشته و اعلام كرد كه در صورت حمله هوايي اسرائيل به ايران، عربستان نه تنها اجازه استفاده از حريم هوايي خود را به متجاوزان مي‌دهد، بلكه در زمينه سوخت‌گيري هواپيماهاي اسرائيل و همچنين نجات بالگردهاي اين كشور همكاري خواهد كرد.
اخيرا در گزارشي كه صهيونيست‌ها با نام «آمادگي براي جنگ آخر؛ مبارزه براي بقاي آل سعود» تهيه كرده اند از واقعيت تلخ تعامل عربستان با اسرائيل سخن مي‌گويد. در بخش‌هايي از اين گزارش آمده است: «آل سعود اصلي‌ترين و دشمن‌ترين مبارز باقي‌مانده و شايد آخرين خط دفاع [از اسرائيل] براي متوقف كردن [قدرت و نفوذ] ايران است. خاندان حاكم سعودي كوشش مي‌كند با سرمايه‌گذاري ميلياردها دلار در مصر و استفاده از سلاح، نفت و درگيري‌هاي داخلي در اوپك، و كشمكش بر سر كانال‌هايي به پاكستان و هند سپس تلاش براي گسترش جي‌سي‌سي و تبديل كردن اين سازمان به چيزي شبيه ناتو در خليج [فارس] خطي مقابل ايران براي متوقف كردن پيشرفت ايران ترسيم كند. به همين دليل است كه آل سعود در عربستان بسيار مهم است. دو دولت [سعودي و صهيونيستي] كه نگاهشان به نقشه راهبردي [منطقه‌] واحد است و در مسيرهاي راهبردي موازي هم حركت مي‌كنند براي همين فضا براي بررسي توسعه گفت‌وگو ميان آن دو وجود دارد.‌»
متاسفانه سعودي‌ها به جاي آن‌كه به وظايف خود در قبال جهان اسلام و به ويژه قدس شريف پاي بند باشند، با ديرينه‌ترين دشمن مسلمانان هم پيمان مي‌شوند؛ به اين بهانه كه قدرت مهم‌ترين و قدرتمند‌ترين كشور اسلامي و اصلي‌ترين حامي مسلمانان جهان يعني ايران را مهار نمايند! آيا اين طنز تلخ زمانه نيست؟

 شما و پرتو

انعكاس صداي ملت

بارها و بارها به شما گفته شد‌ه كه صفحه هفته‌نامه را بيش‌تر كنيد‌ اما ظاهرا انگار نه انگار! مگر با هشت صفحه هفته نامه هفته نامه‌مي شود‌؟!خب قيمت را بيش‌تر كنيد‌ و صفحات را افزايش د‌هيد‌،‌نمي د‌انم چرا حرف ما به گوشتان بد‌هكار نيست!
0911...7493

كساني كه د‌ر ظاهر د‌م از ارزش‌ها و تبعيت از رهبري مي‌زنند‌ ولي د‌ر عمل به د‌نبال رضايت د‌شمنان نظام جمهوري اسلامي هستند‌ نفاق د‌ارند‌.
0913...2731

آن‌قد‌ر د‌رگير مسائل سياسي شد‌ه‌ايد‌ كه نيم صفحه باعرشيان راحذف كرد‌ه ايد‌.
0918...9673
پرتو: با سلام. صفحه در مكتب عرشيان حذف نشده بلكه به علت كاهش تعد‌اد‌ صفحات، يك هفته د‌ر ميان كار مي‌شود‌.

آمريكا بداندكه اگر با دلگرمي به عوامل داخلي‌اش در ايران و به اميد جايگزيني آن‌ها به حكومت، بخواهدگرد و خاكي كند، ملت ايران نيز در همان اولين فرصت، مزدوران شناخته شده آن‌ها را در همان گرد و خاك دفن خواهندكرد!
0913...9005

مي‌گويند مردم به برنامه‌ها‌ي ما رأي دادند و13 ميليون رأي آورديم‌، ولي ملت به رابطه با كدخدا، بستن روند نيروگاه‌هاي هسته‌اي،گراني نان و انرژي و بنزين‌، بستن مسكن مهر و... رأي ندادند!
0912...6775

5+1=0 (‌ما بي‌سواديم‌)
0912...6949

عزت، حكمت، مصلحت سه ضلع مثلث اقتدار ديني ملي است. مذاكره‌كنندگان هسته‌اي ما و آقاي ظريف بدانند جدا تعريف كردن مصلحت از عزت و حكمت به وابستگي و سلطه پذيري مي‌انجامد. مصلحت ما درگرو عزت نفس ملت در جلوي افكارعمومي دنياست.
0918...0291

انتظار است رئيس جمهور فرياد خويش را بر سر استكبار جهاني و رژيم جعلي صهيونيستي اعلام كند و با منتقدان داخلي با زبان منطق و گفتگو برخورد نمايد.
0912...3795

تظاهرات گسترده مردمي (درمسأله هسته‌اي كه زير بارتوافقي كه عزت ملي را خدشه‌دار مي‌كند نمي‌رويم) پشتوانه سياسي معنوي براي تيم مذاكره كننده بوده تا قدرت چانه‌زني بالاتري در برابر زورگويي 5 +1 داشته باشند و وزيركشوردر همايش فرمانداران حق زيرسؤال بردن اين حركت انقلابي را ندارد.
0918...5411

برخي مسؤولين قافله‌ مثلاً تدبير و اميد با رفتارشان نسبت به آيت ا... جنتى، نشان دادند تخم فتنه، هنوز ريشه‌كن نشده و بيداري لازم است.
0919...8895

افسوس‌ها برتركيه با آن به اصطلاح رئيس‌جمهور، كمك كردن به تروريست‌ها را انكارمي‌كرد. پس اين محموله‌هاي اسلحه چيستند؟
0914...9915

اگر باز هم جناب رئيس‌جمهور به طعنه نگويند همه كارشناس شده‌اند، مي‌خواهم ايشان توضيح دهند چگونه تورم سال 94 با توجه به افزايش حقوق 14درصد درسال جاري برابري با 42درصد افز‌ايش سوخت و حامل‌هاي انرژي خواهد داشت؟!
0919...1647

مرخصي زايمان زنان كارمند دولت چرا از 6 ماه به 9 ماه افزايش نيافته است؟ چرا و به كدام دليل؟
0914...8297

يكي به.... بفهماند كه پايه‌گذاري اين انقلاب براي مسائل اقتصادي نبوده است بلكه خواست مردم و اراده بنيانگذار آن، احياي عزت از دست رفته اسلام و خروج از زير سلطه استكبار شرق و غرب بوده است.
0913...1973

ببينيد وقتي فرزند خانواده‌اي مي‌خواهد كاري انجام دهد پدرش به او مي‌گويد پسرم من به نتيجه كاري كه مي‌خواهي انجام بدهي خوش‌بين نيستم.آن وقت پسر بدون توجه به سخنان پدركارخود را انجام مي‌دهد. آيا اين فرزند دركار خود موفق مي‌شود يا نه؟ قطعاً عقلاً خواهند گفت نه. چرا كه اولاً پدر روي هوا سخني نگفته ثانياً همه از قديم شنيديم هركس حرف بزرگ‌تر را گوش ندهد روزي پشيمان مي‌شود.
0919...4277